موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات رب از سوره تغابن تا آخر قرآن


سوره التّغابن:

۷۳۴ـ زَعَمَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓا۟ أَن لَّن یُبْعَثُوا۟ ۚ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّى لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ ۚ وَذَ‌ٰلِکَ عَلَى ٱللَّهِ یَسِیرٌۭ [۶۴:۷]

کافران می‌پندارند که هرگز زنده و برانگیخته نخواهند گردید! بگو: چنین نیست که می‌پندارید، به پروردگارم سوگند! زنده و برانگیخته خواهید شد، و سپس از آن چیزهائی که می‌کرده‌اید با خبرتان خواهند کرد. و این کار برای خدا ساده و آسان است. [[«بَلی»: این حرف برای ابطال نفی کلام ماقبل است. یعنی سخن منفی پیشین را مثبت می‌سازد. «یَسِیرٌ»: ساده و آسان.]]

سوره الطّلاق:

۷۳۵ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا۟ ٱلْعِدَّهَ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ رَبَّکُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنۢ بُیُوتِهِنَّ وَلَا یَخْرُجْنَ إِلَّآ أَن یَأْتِینَ بِفَـٰحِشَهٍۢ مُّبَیِّنَهٍۢ ۚ وَتِلْکَ حُدُودُ ٱللَّهِ ۚ وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ ۚ لَا تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذَ‌ٰلِکَ أَمْرًۭا [۶۵:۱]

ای پیغمبر! وقتی که خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در وقت فرا رسیدن عدّه (یعنی آغاز پاک شدن زن از عادت ماهیانه‌ای که شوهرش در آن با او نزدیکی نکرده باشد) طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید (و دقیقاً ملاحظه کنید که زن سه بار ایّام پاکی خود از حیض را به پایان رساند، تا نژادها آمیزه‌ی یکدیگر نشود)، و از خدا که پروردگار شما است بترسید و پرهیزگاری کنید (و اوامر و نواهی او را به کار بندید، به ویژه در طلاق و نگهداری زمان عدّه). زنان را (بعد از طلاق، در مدّت عدّه) از خانه‌هایشان بیرون نکنید، و زنان هم (تا پایان عدّه، از منازل شوهرانشان) بیرون نروند. مگر این که زنان کار زشت و پلشت آشکاری (همچون زنا و فحّاشی و ناسازگاری طاقت فرسا با شوهران یا اهل خانواده) انجام دهند (که ادامه‌ی حضور ایشان در منازل، باعث مشکلات بیشتر گردد). اینها قوانین و مقرّرات الهی است، و هرکس از قوانین و مقرّرات الهی پا فراتر نهد و تجاوز کند، به خویشتن ستم می‌کند. (چرا که خود را در معرض خشم خدا قرار می‌دهد و به سعادت خویش لطمه می‌زند). تو نمی‌دانی، چه بسا خداوند بعد از این حادثه، وضع تازه‌ای پیش آورد (و ماندن زن در خانه زمینه‌ساز پشیمانی شوهر و همسر و رجوع آنان به یکدیگر گردد، و ابرهای تیره و تار کینه و کدورت از آسمان زندگی ایشان به دور رود، و مهر و محبّت فضای سینه‌ها را لبریز کند، و فرزندان از دامن عطوفت مادری بی‌بهره نمانند). [[«إِذَا طَلَّقْتُمْ»: وقتی که خواستید طلاق دهید. مثل إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ … (نگا: نحل / ۹۸). مخاطب در آیه پیغمبر است و مراد امت او. این خطاب بیانگر اهمّیّت مسأله است. «لِعِدَّتِهِنَّ»: وقت فرا رسیدن عدّه ایشان، حرف (ل) به معنی (عِندَ) است (نگا: إسراء / ۷۸). منظور این است که باید صیغه طلاق در زمانی اجرا شود که زن از عادت ماهیانه پاک شده، و شوهرش با او نزدیکی نکرده باشد. «أَحْصُوا الْعِدَّهَ»: زمان عِدّه را نگهدارید و دقیقاً محاسبه کنید. یعنی باید سه بار ایّام پاکی خود ازحیض را به پایان رساند (نگا: بقره / ۲۲۸). «لا یَخْرُجْنَ»: زنان جائز نیست از منزل بیرون بروند مگر با رضایت طرفین.. «تِلْکَ حُدُودُ اللهِ»: این بخش اشاره بدین است که باید مسلمانان در طلاق که مبغوض‌ترین حلال در نزد خدا است، قوانین الهی را مراعات کنند. زن را یا طلاق ندهند، و یا اگر ناچار به طلاق شدند، احکام این آیه را رعایت بکنند. متأسّفانه امروز به طلاق قرآنی کمترین اعتنائی نمی‌شود!!! تنها طلاق بِدعی در مدّ نظر است، و کُلُّ بِدْعَهٍ ضَلالَهٌ.]]

سوره التّغابن:
۷۳۴ـ زَعَمَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓا۟ أَن لَّن یُبْعَثُوا۟ ۚ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّى لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ ۚ وَذَ‌ٰلِکَ عَلَى ٱللَّهِ یَسِیرٌۭ [۶۴:۷]
کافران می‌پندارند که هرگز زنده و برانگیخته نخواهند گردید! بگو: چنین نیست که می‌پندارید، به پروردگارم سوگند! زنده و برانگیخته خواهید شد، و سپس از آن چیزهائی که می‌کرده‌اید با خبرتان خواهند کرد. و این کار برای خدا ساده و آسان است. [[«بَلی»: این حرف برای ابطال نفی کلام ماقبل است. یعنی سخن منفی پیشین را مثبت می‌سازد. «یَسِیرٌ»: ساده و آسان.]]

سوره الطّلاق:
۷۳۵ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا۟ ٱلْعِدَّهَ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ رَبَّکُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنۢ بُیُوتِهِنَّ وَلَا یَخْرُجْنَ إِلَّآ أَن یَأْتِینَ بِفَـٰحِشَهٍۢ مُّبَیِّنَهٍۢ ۚ وَتِلْکَ حُدُودُ ٱللَّهِ ۚ وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ ۚ لَا تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذَ‌ٰلِکَ أَمْرًۭا [۶۵:۱]
ای پیغمبر! وقتی که خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در وقت فرا رسیدن عدّه (یعنی آغاز پاک شدن زن از عادت ماهیانه‌ای که شوهرش در آن با او نزدیکی نکرده باشد) طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید (و دقیقاً ملاحظه کنید که زن سه بار ایّام پاکی خود از حیض را به پایان رساند، تا نژادها آمیزه‌ی یکدیگر نشود)، و از خدا که پروردگار شما است بترسید و پرهیزگاری کنید (و اوامر و نواهی او را به کار بندید، به ویژه در طلاق و نگهداری زمان عدّه). زنان را (بعد از طلاق، در مدّت عدّه) از خانه‌هایشان بیرون نکنید، و زنان هم (تا پایان عدّه، از منازل شوهرانشان) بیرون نروند. مگر این که زنان کار زشت و پلشت آشکاری (همچون زنا و فحّاشی و ناسازگاری طاقت فرسا با شوهران یا اهل خانواده) انجام دهند (که ادامه‌ی حضور ایشان در منازل، باعث مشکلات بیشتر گردد). اینها قوانین و مقرّرات الهی است، و هرکس از قوانین و مقرّرات الهی پا فراتر نهد و تجاوز کند، به خویشتن ستم می‌کند. (چرا که خود را در معرض خشم خدا قرار می‌دهد و به سعادت خویش لطمه می‌زند). تو نمی‌دانی، چه بسا خداوند بعد از این حادثه، وضع تازه‌ای پیش آورد (و ماندن زن در خانه زمینه‌ساز پشیمانی شوهر و همسر و رجوع آنان به یکدیگر گردد، و ابرهای تیره و تار کینه و کدورت از آسمان زندگی ایشان به دور رود، و مهر و محبّت فضای سینه‌ها را لبریز کند، و فرزندان از دامن عطوفت مادری بی‌بهره نمانند). [[«إِذَا طَلَّقْتُمْ»: وقتی که خواستید طلاق دهید. مثل إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ … (نگا: نحل / ۹۸). مخاطب در آیه پیغمبر است و مراد امت او. این خطاب بیانگر اهمّیّت مسأله است. «لِعِدَّتِهِنَّ»: وقت فرا رسیدن عدّه ایشان، حرف (ل) به معنی (عِندَ) است (نگا: إسراء / ۷۸). منظور این است که باید صیغه طلاق در زمانی اجرا شود که زن از عادت ماهیانه پاک شده، و شوهرش با او نزدیکی نکرده باشد. «أَحْصُوا الْعِدَّهَ»: زمان عِدّه را نگهدارید و دقیقاً محاسبه کنید. یعنی باید سه بار ایّام پاکی خود ازحیض را به پایان رساند (نگا: بقره / ۲۲۸). «لا یَخْرُجْنَ»: زنان جائز نیست از منزل بیرون بروند مگر با رضایت طرفین.. «تِلْکَ حُدُودُ اللهِ»: این بخش اشاره بدین است که باید مسلمانان در طلاق که مبغوض‌ترین حلال در نزد خدا است، قوانین الهی را مراعات کنند. زن را یا طلاق ندهند، و یا اگر ناچار به طلاق شدند، احکام این آیه را رعایت بکنند. متأسّفانه امروز به طلاق قرآنی کمترین اعتنائی نمی‌شود!!! تنها طلاق بِدعی در مدّ نظر است، و کُلُّ بِدْعَهٍ ضَلالَهٌ.]]

۷۳۶ـ وَکَأَیِّن مِّن قَرْیَهٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِۦ فَحَاسَبْنَـٰهَا حِسَابًۭا شَدِیدًۭا وَعَذَّبْنَـٰهَا عَذَابًۭا نُّکْرًۭا [۶۵:۸]
چه بسیار مردمان شهرها و آبادیهائی که از فرمان پروردگارشان و دستور پیغمبران او، سرپیچی و سرکشی کرده‌اند، و در نتیجه ما سخت به حسابشان رسیده‌ایم و به مجازات ناگوار و کیفر ناخوشایندشان رسانده‌ایم. [[«کَأَیِّن مِّن قَرْیَهٍ»: (نگا: حجّ / ۴۵ و ۴۸، محمّد / ۱۳). «حَاسَبْنَاهَا»: از آن حساب کشیده‌ایم. به حسابشان رسیده‌ایم. «عَتَتْ»: سرکشی کرده‌اند (نگا: اعراف / ۷۷ و ۱۶۶، فرقان / ۲۱). «نُکْراً»: (نگا: کهف / ۷۴ و ۸۷).]]

سوره التّحریم:
۷۳۷ـ عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُۥٓ أَزْوَ‌ٰجًا خَیْرًۭا مِّنکُنَّ مُسْلِمَـٰتٍۢ مُّؤْمِنَـٰتٍۢ قَـٰنِتَـٰتٍۢ تَـٰٓئِبَـٰتٍ عَـٰبِدَ‌ٰتٍۢ سَـٰٓئِحَـٰتٍۢ ثَیِّبَـٰتٍۢ وَأَبْکَارًۭا [۶۶:۵]
اگر پیغمبر شما را طلاق دهد، چه بسا پروردگارش به جای شما همسرانی را نصیب او گرداند که بهتر از شما باشند. زنان دوشیزه یا غیر دوشیزه‌ی فرمانبردار، با ایمان، فروتن، توبه کار، پرستشگر، و گردنده (و پر تحرّک در جهان اندیشه و در مسیر طاعت و عبادت). [[«مُسْلِمَاتٍ»: جمع مُسْلِمَه، مسلمان و فرمانبردار. «قَانِتَاتٍ»: جمع قَانِتَه، خاشع و خاضع. فروتن (نگا: نساء / ۳۴، احزاب / ۳۵). «سَآئِحَاتٍ»: جمع سَآئِحَه، روزه‌دار، گردنده (نگا: توبه / ۱۱۲). «ثَیِّبَاتٍ»: جمع ثَیِّبْ، غیر دوشیزه. بیوه. «أَبْکَاراً»: جمع بِکْر، دوشیزه (نگا: واقعه / ۳۶).]]

۷۳۸ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ تُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ تَوْبَهًۭ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمْ سَیِّـَٔاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ یَوْمَ لَا یُخْزِى ٱللَّهُ ٱلنَّبِىَّ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ ۖ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَـٰنِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَٱغْفِرْ لَنَآ ۖ إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ [۶۶:۸]
ای مؤمنان! به درگاه خدا برگردید و توبه‌ی خالصانه‌ای بکنید، شاید پروردگارتان گناهانتان را محو نماید و بزداید، و شما را به باغهای بهشتی داخل گرداند که از زیر (کاخها و درختان) آن رودبارها روان است. این کار در روزی خواهد بود که خداوند پیغمبر و کسانی را خوار و سبک نمی‌دارد که با او ایمان آورده‌اند. (بلکه ایشان را والا می‌گرداند و به درجات بالا می‌رساند). نور (ایمان و عمل صالح) ایشان، پیشاپیش و سوی راستشان (رو به جانب بهشت) در حرکت است. (وقتی که خاموش شدن نور منافقان را می‌بینند، رو به درگاه خدا می‌کنند و) می‌گویند: پروردگارا! نور ما را کامل گردان (تا در پرتو آن به بهشت برسیم) و ما را ببخشای، چرا که تو بر هر چیزی بس توانائی. [[«نَصُوحاً»: از روی اخلاص. خالصانه. توبه نَصُوح، باید این ویژگیها را داشته باشد، ترک گناه، پشیمان شدن از گناه، تصمیم بر برنگشتن به گناه، ردّ مظالم و بازپرداخت حق به صاحبان آن. «نُورُهُمْ یَسْعی»: (نگا: حدید / ۱۲ و ۱۳). «أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا»: درخواست تکمیل نور یا از سوی همه مؤمنان است، و این تقاضا وقتی است که نور منافقان خاموش می‌گردد. مؤمنان از خدای متعال می‌خواهند که تا رسیدن به بهشت نورشان بماند. یا این که نور برخی از مؤمنان، ضعیف بوده و درخواست می‌نمایند که نورشان پرتو و تابندگی بیشتری داشته باشد.]]

۷۳۹ـ وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًۭا لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ٱبْنِ لِى عِندَکَ بَیْتًۭا فِى ٱلْجَنَّهِ وَنَجِّنِى مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِى مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِینَ [۶۶:۱۱]
و خدا از میان مؤمنان، زن فرعون را مثل زده است. وقتی (از اوقات) گفت: پروردگارا! برای من در بهشت، نزد خودت خانه‌ای بنا کن، و مرا از فرعون و کارهایش رهائی‌بخش، و از این مردمان ستمکاره نجات بده. [[«إِبْنِ»: بنا کن. بساز.]]

۷۴۰ـ وَمَرْیَمَ ٱبْنَتَ عِمْرَ‌ٰنَ ٱلَّتِىٓ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکَلِمَـٰتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِۦ وَکَانَتْ مِنَ ٱلْقَـٰنِتِینَ [۶۶:۱۲]
همچنین خداوند (از میان مؤمنان، دومین الگو) مریم دختر عمران را مثل زده است که دامن به گناه نیالود و خود را پاک نگاه داشت، و ما از روح متعلّق به خود در او دمیدیم، و او سخنان پروردگارش و کتابهایش را تصدیق کرد، و از زمره‌ی مطیعان و فرمانبرداران خدا بود. [[«أَحْصَنَتْ»: استوار داشت. مصون و محفوظ داشت. «فَرْج»: عورت. شرمگاه (نگا: مؤمنون / ۵، نور / ۳۰ و ۳۱، احزاب / ۳۵). «أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا»: (نگا: انبیاء / ۹۱). «مِن رُّوحِنَا»: از روح متعلّق به خود. از روح ساخت خود (نگا: انبیاء / ۹۱، سجده / ۹، حجر / ۲۹، ص / ۷۲). «کَلِمَاتِ»: مراد اوامر و نواهی و وعده‌ها و وعیدهای الهی است. «کُتُبِ»: کتابهای تورات موسی، و زبور داود، و صحف ابراهیم، و سایر کتابهای آسمانی. «الْقَانِتِینَ»: مطیعان و فرمانبرداران الهی، مواظبان طاعت و عبادت.]]

سوره الملک:
۷۴۱ـ وَلِلَّذِینَ کَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِیرُ [۶۷:۶]
کسانی که به پروردگار خود ایمان نداشته باشند، عذاب دوزخ دارند، و چه بد جایگاهی است! [[«بِئْسَ الْمَصِیرُ»: (نگا: بقره / ۱۲۶، آل‌عمران / ۱۶۲).]]

۷۴۲ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِٱلْغَیْبِ لَهُم مَّغْفِرَهٌۭ وَأَجْرٌۭ کَبِیرٌۭ [۶۷:۱۲]
کسانی که در نهان، از پروردگار خود می‌ترسند، آمرزش و پاداش بزرگ و فراوانی دارند. [[«بِالْغَیْبِ»: در نهان. دور از چشم مردمان. بدون این که خدا را ببینند.]]

سوره القلم:
۷۴۳ـ مَآ أَنتَ بِنِعْمَهِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍۢ [۶۸:۲]
در سایه‌ی نعمت و لطف پروردگارت، تو دیوانه نیستی. [[«بِنِعْمَهِ»: در سایه نعمت. به لطف (نگا: طور / ۲۹). «بِمَجْنُونٍ»:این آیه ردّ یاوه‌سرائیهای کافران و مشرکان است که مظهر عقل و درایت، و منبع نور و هدایت، و صفوت آدمیان و تَتِمّه دَور زمان را دیوانه می‌نامیدند (نگا: حجر / ۶، قلم / ۵۱).]]

۷۴۴ـ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِینَ [۶۸:۷]
پروردگار تو مسلّماً (از هر کس دیگری) بهتر می‌داند که چه کسی از راه او گمراه شده است، و چه کسی راهیاب است. [[«إِنَّ رَبَّکَ … بِالْمُهْتَدِینَ»: (نگا: انعام / ۱۱۷، نحل / ۱۲۵، نجم / ۳۰).]]

۷۴۵ـ فَطَافَ عَلَیْهَا طَآئِفٌۭ مِّن رَّبِّکَ وَهُمْ نَآئِمُونَ [۶۸:۱۹]
شب هنگام که آنان در خواب بودند، بلای بزرگ و فراگیری از جانب پروردگارت سراسر باغ را در بر گرفت.

۷۴۶ـ قَالُوا۟ سُبْحَـٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا کُنَّا ظَـٰلِمِینَ [۶۸:۲۹]
گفتند: پروردگارمان پاک و منزّه است (از این که به کسی ستم کند). قطعاً ما (با انجام گناهان و ترک عبادات و خیرات، به خود) ستم کرده‌ایم. [[«إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ»: (نگا: اعراف / ۵، انبیاء / ۴۶).]]

۷۴۷ـ عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن یُبْدِلَنَا خَیْرًۭا مِّنْهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَ‌ٰغِبُونَ [۶۸:۳۲]
امیدواریم پروردگارمان (باغی) بهتر از این باغ را به ما ارزانی دارد. ما (در کارهای خود تجدید نظر نموده‌ایم و از اعمال بد خویش دست کشیده‌ایم و) رو به سوی پروردگارمان کرده‌ایم. [[«یُبْدِ لَنَا»: به ما عوض دهد. «رَاغِبُونَ»: مشتاقان، علاقه‌مندان، گرایندگان.]]

۷۴۸ـ إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّـٰتِ ٱلنَّعِیمِ [۶۸:۳۴]
پرهیزگاران در نزد پروردگار خود، باغهای پر نعمت بهشت را دارند. [[«جَنَّاتِ النَّعِیمِ»: (نگا: مائده / ۶۵، یونس / ۹، حجّ / ۵۶).]]

۷۴۹ـ فَٱصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ ٱلْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَکْظُومٌۭ [۶۸:۴۸]
در برابر فرمان پروردگارت شکیبا باش (و در کار تبلیغ، مقاوم و استوار). و همسان یونس مباش که با دلی پر کینه و اندوه، خدا را به فریاد خواند (و خواهان تعجیل در عذاب قوم خود شد). [[«صَاحِبِ الْحُوتِ»: صاحب ماهی. مراد یونس است (نگا: انبیاء / ۸۷ و ۸۸، صافّات / ۱۳۹ – ۱۴۸). «مَکْظُومٌ»: پرکینه و خشم. پر غم و اندوه (نگا: یوسف / ۸۴، نحل. ۵۸، زخرف / ۱۷).]]

۷۵۰ـ لَّوْلَآ أَن تَدَ‌ٰرَکَهُۥ نِعْمَهٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ مَذْمُومٌۭ [۶۸:۴۹]
اگر نعمت و رحمت پروردگارش به یاریش نشتافته و به دادش نرسیده بود (از شکم ماهی) حتماً به بیرون افکنده می‌شد و نکوهیده در بیابان برهوت رها می‌گردید. [[«تَدَارَکَهُ»: او را دریافت. به دادش رسید. «لَنُبِذَ»: حتماً انداخته می‌شد. قطعاً رها می‌گردید و به خود واگذار می‌شد. «الْعَرَآءِ»: بیابان برهوت. صحرای خالی از گیاه و درخت (نگا: صافّات / ۱۴۵). «وَ هُوَ مَذْمُومٌ»: در حالی که نکوهیده بود. در حالی که مورد مذمّت و ملامت قرار می‌گرفت.]]

۷۵۱ـ فَٱجْتَبَـٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّـٰلِحِینَ [۶۸:۵۰]
پروردگارش (با پذیرش توبه‌اش مجدّداً) او را برگزید و از زمره‌ی شایستگانش کرد. [[«إجْتَبَاهُ رَبُّهُ»: پروردگارش او را برای اتمام رسالتش بر گزید.]]

سوره الحاقّه:
۷۵۲ـ فَعَصَوْا۟ رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَهًۭ رَّابِیَهً [۶۹:۱۰]
آنان با فرستاده‌ی پروردگارشان به مخالفت برخاستند، و خداوند ایشان را به سختی فرو گرفت (و به عذاب شدیدی گرفتار ساخت). [[«أَخْذَهً»: گرفتار کردن. فرو گرفتن. «رَابِیَهً»: فوق العاده شدید. زیاد و فراوان.]]

۷۵۳ـ وَٱلْمَلَکُ عَلَىٰٓ أَرْجَآئِهَا ۚ وَیَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍۢ ثَمَـٰنِیَهٌۭ [۶۹:۱۷]
و فرشتگان در اطراف و کناره‌های آسمان (جدید آن روزی) قرار می‌گیرند، و در آن روز، هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز سر خود بر می‌دارند. [[«الْمَلَکُ»: فرشتگان. «أَرْجَآئِهَا»: أَرْجَآء جمع رَجیِّ، یا رَجا، کناره‌ها، جوانب و اطراف. ضمیر (ها) به آسمان جدید آن روز بر می‌گردد «ثَمَانِیَهٌ»: عرش، بردارندگان عرش، ملائکه، کرسی، قلم، لوح، و مانند اینها از غیبیّات است و ما بدانها ایمان داریم و از چند و چون و کم و کیف آنها بی‌خبریم.]]

۷۵۴ـ تَنزِیلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۶۹:۴۳]
(بلکه کلامی است که) از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است. [[«تَنزِیلٌ»: (نگا: شعراء / ۱۹۲، سجده / ۲، یس / ۵).]]

۷۵۵ـ فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّکَ ٱلْعَظِیمِ [۶۹:۵۲]
حال که چنین است. با ذکر نام پروردگار بزرگوار خود، خدا را تسبیح و تقدیس کن. [[«فَسَبِّحْ»: (نگا: آل‌عمران / ۴۱، حجر / ۹۸، طه / ۱۳۰). «بِاسْمِ»: به وسیله نام. با بردن نام.]]

سوره المعارج:
۷۵۶ـ وَٱلَّذِینَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ [۷۰:۲۷]
کسانی که از عذاب پروردگارشان بیمناک و ترسانند. [[«مُشْفِقُونَ»: جمع مُشْفِق، هراسان و ترسان (نگا: کهف / ۴۹، انبیاء / ۲۸ و ۴۹، مؤمنون / ۵۷).]]

۷۵۷ـ إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُونٍۢ [۷۰:۲۸]
آخر، عذاب پروردگارشان امان نمی‌دهد (کسی را که در آن بیفتد). [[«غَیْرُ مَأْمُونٍ»: بی‌امان. معنی دیگر آیه: آخر از عذاب پروردگارشان ایمن نتوان بود.]]

۷۵۸ـ فَلَآ أُقْسِمُ بِرَبِّ ٱلْمَشَـٰرِقِ وَٱلْمَغَـٰرِبِ إِنَّا لَقَـٰدِرُونَ [۷۰:۴۰]
سوگند به پروردگار خاورها و باخترها که توانائیم! [[«الْمَشَارِقِ و الْمَغَارِبِ»: (نگا: رحمن / ۱۷، صافّات / ۵).]]

سوره نوح:
۷۵۹ـ قَالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوْتُ قَوْمِى لَیْلًۭا وَنَهَارًۭا [۷۱:۵]
نوح گفت: پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (به سوی ایمان به تو) فرا خوانده‌ام. [[«لَیْلاً وَ نَهَاراً»: شب و روز. مراد استمرار در دعوت است.]]

۷۶۰ـ فَقُلْتُ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّکُمْ إِنَّهُۥ کَانَ غَفَّارًۭا [۷۱:۱۰]
و بدیشان گفته‌ام: از پروردگار خویش طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است (و شما را می‌بخشاید).

۷۶۱ـ قَالَ نُوحٌۭ رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِى وَٱتَّبَعُوا۟ مَن لَّمْ یَزِدْهُ مَالُهُۥ وَوَلَدُهُۥٓ إِلَّا خَسَارًۭا [۷۱:۲۱]
نوح (بعد از یأس و نومیدی از ایشان به آستان الهی عرضه داشت و) گفت: پروردگارا! آنان از من نافرمانی کرده‌اند، و از کسانی پیروی نموده‌اند که اموال و اولادشان جز زیان و خسران (برای ایشان پدید نیاورده است و) بر آنان نیفزوده است. [[«عَصَوْنِی»: از من نافرمانی کرده‌اند. «مَنْ»: مراد رؤساء و اغنیاء است که ضعفاء و فقراء به فرمانشان گوش می‌دادند و بدیشان امید می‌بستند. رؤساء و اغنیائی که قدرت مادی ایشان مایه زیان و بدبختی خودشان شده بود. چرا که اندوختن اموال از راه حرام، مصرف آن در فساد، به وجود آوردن فرزندان بی‌دین و ناصالح، سرکشی و طغیان در برابر فرمان یزدان، و تحمیل افکار هیچ و پوچ خود بر توده‌های مستضعف، جز زیان و خسران نیست.]]

۷۶۲ـ وَقَالَ نُوحٌۭ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى ٱلْأَرْضِ مِنَ ٱلْکَـٰفِرِینَ دَیَّارًا [۷۱:۲۶]
نوح (به دعای خود ادامه داد و) گفت: پروردگارا! هیچ احدی از کافران را بر روی زمین زنده باقی مگذار. [[«دَیَّاراً»: کسی. فردی. در اصل به معنی کسی است که بیاید و برود و بگردد و بچرخد. یعنی جنبنده انسان نامی.]]

۷۶۳ـ رَّبِّ ٱغْفِرْ لِى وَلِوَ‌ٰلِدَىَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِىَ مُؤْمِنًۭا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّـٰلِمِینَ إِلَّا تَبَارًۢا [۷۱:۲۸]
پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم را، و همه‌ی کسانی را که مؤمنانه و باورمندانه به خانه‌ی من در می‌آیند و سایر مردان و زنان با ایمان را بیامرز! و کافران را جز هلاک و نابودی میفزا! [[«بَیْتِیَ»: خانه من. مراد از (بَیْت) چهار چیز می‌تواند باشد: خانه شخصی نوح، مسجد نوح، کشتی نوح، و آئین و شریعت او … متبادر به ذهن منزل است، ولیکن چهارمی بهتر و با آئین آسمانی سازگارتر است. چرا که نوح قطعاً برای همه پیروان خود دعا می‌کند، و پیروانِ شخص، جزو اهل و تبار او است؛ نه زادگان بی ایمان او. دیگر این که به صورت استعاره گفته می‌شود: قبّه دین، بارگاه دین. و خود دین مراد است. «الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ»: شامل همه مؤمنان در تمام امکنه و ازمنه می‌گردد (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن).]]

سوره الجنّ:
۷۶۴ـ یَهْدِىٓ إِلَى ٱلرُّشْدِ فَـَٔامَنَّا بِهِۦ ۖ وَلَن نُّشْرِکَ بِرَبِّنَآ أَحَدًۭا [۷۲:۲]
همگان را به راه راست رهنمود می‌سازد، و ما بدان ایمان آورده‌ایم (و دیگر از ایمان خود بر نمی‌گردیم و یکتاپرستی را در پیش می‌گیریم، و) کسی را انباز پروردگارمان نمی‌سازیم. [[«الرُّشْدِ»: راه راست و درستی که پویندگان را به سر منزل سعادت و کمال می‌رساند.]]

۷۶۵ـ وَأَنَّهُۥ تَعَـٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَـٰحِبَهًۭ وَلَا وَلَدًۭا [۷۲:۳]
جلال و عظمت پروردگار ما والا است، او همسر و فرزندی بر نگرفته است. [[«جَدُّ»: جلال و عظمت.]]

۷۶۶ـ وَأَنَّا لَا نَدْرِىٓ أَشَرٌّ أُرِیدَ بِمَن فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًۭا [۷۲:۱۰]
ما نمی‌دانیم که آیا برای ساکنان زمین شرّ و بلا در نظر گرفته شده است، و یا این که پروردگارشان خیر و هدایت ایشان را خواسته است؟ [[«أُرِیدَ»: اراده شده است. مقدّر گشته است. «رَشَداً»: هدایت و رهنمود. مراد خیر و برکت مادی و معنوی است.]]

۷۶۷ـ وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا ٱلْهُدَىٰٓ ءَامَنَّا بِهِۦ ۖ فَمَن یُؤْمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا یَخَافُ بَخْسًۭا وَلَا رَهَقًۭا [۷۲:۱۳]
ما هنگامی که رهنمود (قرآن را) شنیدیم، بدان ایمان آوردیم. هر کس که به پروردگارش ایمان بیاورد، نه از کاستی (پاداش) می‌ترسد، و نه از ستم (حاصل از افزودن بر بدیهایش). [[«الْهُدی»: رهنمود. مراد قرآن است (نگا: بقره / ۱۸۵). «بَخْساً»: نقصان. کاهش. مراد کاستن از حسنات است. «رَهَقاً»: ستم. مراد افزایش بر سیّئات، و دچار ساختن به خواری و ذلّت آخرت است.]]

۷۶۸ـ لِّنَفْتِنَهُمْ فِیهِ ۚ وَمَن یُعْرِضْ عَن ذِکْرِ رَبِّهِۦ یَسْلُکْهُ عَذَابًۭا صَعَدًۭا [۷۲:۱۷]
هدف این است که ما آنان را با این نعمت فراوان بیازمائیم، و هر کس از ذکر و یاد پروردگارش روی‌گردان گردد، او را به عذاب سخت و طاقت فرسائی داخل می‌گرداند. [[«یَسْلُکْهُ»: داخل می‌گرداند (نگا: قصص / ۳۲، حاقّه / ۳۲). «صَعَداً»: سخت. غیر قابل تحمّل. طاقت‌فرسا.]]

۷۶۹ـ قُلْ إِنَّمَآ أَدْعُوا۟ رَبِّى وَلَآ أُشْرِکُ بِهِۦٓ أَحَدًۭا [۷۲:۲۰]
بگو: تنها پروردگارم را می‌پرستم و کسی را انباز او نمی‌کنم. [[«أَدْعُو»: می‌پرستم. به کمک می‌طلبم. الف زائدی در رسم‌الخطّ قرآنی در آخر دارد.]]

۷۷۰ـ قُلْ إِنْ أَدْرِىٓ أَقَرِیبٌۭ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ یَجْعَلُ لَهُۥ رَبِّىٓ أَمَدًا [۷۲:۲۵]
بگو: (ای کافران!) من نمی‌دانم آیا چیزی که به شما وعده داده می‌شود، نزدیک است، یا این که پروردگارم زمان طولانی و زیادی را برای آن در نظر گرفته است. [[«مَا تُوعَدُونَ»: آنچه به شما وعده داده می‌شود، مراد قیامت و عذاب آن است. «أَمَداً»: مدّت زمان طولانی (نگا: آل‌عمران / ۳۰، کهف / ۱۲، حدید / ۱۶).]]

۷۷۱ـ لِّیَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا۟ رِسَـٰلَـٰتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَیْهِمْ وَأَحْصَىٰ کُلَّ شَىْءٍ عَدَدًۢا [۷۲:۲۸]
تا خدا بداند که پیغمبران پیامهای پروردگارشان را رسانده‌اند، هر چند که خدا از همه‌ی چیزهائی که نزدیک ایشان است (و در درون و بیرون آنان است) کاملاً آگاه بوده و بدانها احاطه دارد، و هر چیزی را دانه‌دانه سرشماری کرده است و دقیقاً می‌داند. [[«لِیَعْلَمَ»: (نگا: بقره / ۱۴۳، آل‌عمران / ۱۴۰). «عَدَداً»: شماره. شمرده. شمرنده. یکی‌یکی.]]

سوره المزّمل:
۷۷۲ـ وَٱذْکُرِ ٱسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًۭا [۷۳:۸]
نام پروردگارت را بِبَر، و از همه چیز بِبُر و بدو بپیوند (و در دلهای شب به نیایش و پرستش او بپرداز). [[«أذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ»: نام پروردگارت را ببر و به یاد او باش. ذکر خدا بکن. «تَبَتَّلْ»: کناره‌گیری کن. مراد دوری از مردم و با تمام وجود متوجّه خدا شدن و در خلوت شبها به عبادت پرداختن است.]]

۷۷۳ـ رَّبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذْهُ وَکِیلًۭا [۷۳:۹]
یزدان، خداوندگار مشرِق و مغرب (و همه‌ی جهان هستی) است، و جز او معبودی نیست، پس تنها او را به عنوان کارساز و یاور برگیر و برگزین (و کار و بار خویش را بدو واگذار کن). [[«وَکِیلاً»: (نگا: آل‌عمران / ۱۷۳، نساء / ۸۱).]]

۷۷۴ـ إِنَّ هَـٰذِهِۦ تَذْکِرَهٌۭ ۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِیلًا [۷۳:۱۹]
اینها اندرز و یادآوری است، هرکس که خواستار (استفاده‌ی از آنها) است، او راهی را به سوی پروردگار خود برمی‌گزیند (و خویشتن را به سعادت ابدی می‌رساند). [[«تَذْکِرَهٌ»: پند و اندرز. تذکّر و یادآوری. «فَمَن شَآءَ …»: مردمان در انتخاب راه یا چاه آزادند (نگا: کهف / ۲۹). بدین مفهوم که هر که قصد دارد که پند گیرد، با ایمان و طاعت، به خدا خود را نزدیک سازد.]]

۷۷۵ـ إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَىِ ٱلَّیْلِ وَنِصْفَهُۥ وَثُلُثَهُۥ وَطَآئِفَهٌۭ مِّنَ ٱلَّذِینَ مَعَکَ ۚ وَٱللَّهُ یُقَدِّرُ ٱلَّیْلَ وَٱلنَّهَارَ ۚ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ ۖ فَٱقْرَءُوا۟ مَا تَیَسَّرَ مِنَ ٱلْقُرْءَانِ ۚ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَىٰ ۙ وَءَاخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِى ٱلْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ ۙ وَءَاخَرُونَ یُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِیلِ ٱللَّهِ ۖ فَٱقْرَءُوا۟ مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ ۚ وَأَقِیمُوا۟ ٱلصَّلَوٰهَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّکَوٰهَ وَأَقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا ۚ وَمَا تُقَدِّمُوا۟ لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍۢ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَیْرًۭا وَأَعْظَمَ أَجْرًۭا ۚ وَٱسْتَغْفِرُوا۟ ٱللَّهَ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِیمٌۢ [۷۳:۲۰]
پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند، نزدیک به دو سوم شب، یا نصف، و یا یک سوم آن را (نمی‌خوابید و به عبادت می‌پردازید و) به نماز می‌ایستید. خدا است که اوقات شب و روز را می‌داند و دقیقاً تعیین می‌کند. او می‌داند که شما نمی‌توانید (ساعات شب و روز را دقیقاً تعیین کنید و) حساب آن را داشته باشید، لذا (برای شما تخفیف قائل شد و) بر شما بخشید. پس آن مقدار از قرآن را (در نماز) بخوانید که برایتان میسّر است. خدا می‌داند که کسانی از شما بیمار می‌شوند، و گروهی دیگر برای جستجوی روزی و به دست آوردن نعمت خدا در زمین مسافرت می‌کنند، و دسته‌ی دیگر در راه خدا می‌جنگند. لذا آن مقدار که برایتان ممکن است و توانائی دارید (در نماز شبانه) قرآن بخوانید. نماز بگزارید، و زکات مال به در کنید، و قرض‌الحسنه به خدا دهید. هر خوبی و خیری را که برای خود پیشاپیش می‌فرستید، آن را نزد خداوند بهتر و با پاداش بیشتری خواهید یافت. از خدا آمرزش بخواهید، چرا که خدا آمرزگار و مهربان است. [[«أَدْنی»: کمتر. «یُقَدِّرُ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ»: شب و روز را تعیین و اندازه‌گیری می‌کند. حساب شب و روز را دارد. «یَضْرِبُونَ»: به سفر می‌پردازند (نگا: مائده / ۱۰۶). «أَقْرِضُوا اللهَ قَرْضاً حَسَناً»: (نگا: بقره / ۲۴۵، مائده / ۱۲، حدید / ۱۱ و ۱۸، تغابن / ۱۷).]]

برگه‌ها: 1 2

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز