سوره فصّلت
۶۴۶ـ قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَرْضَ فِى یَوْمَیْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادًۭا ۚ ذَٰلِکَ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۴۱:۹]
بگو: آیا به آن کسی که زمین را در دو روز آفریده است ایمان ندارید، و برای او همگونها و انبازهائی قرار میدهید؟ او (علاوه از این که آفریدگار زمین است) آفریدگار جهانیان هم میباشد. [[«خَلَقَ الأرْضَ»: مراد از خلق زمین، تقدیر وجود و آفرینش بالقوّه آن است. چرا که آفرینش زمین همراه با آفرینش همه کائنات بوده و خود قطعه ناچیزی از مجموعه کائنات است (نگا: انبیاء / ۳۰). این هم در قرآن غریب نیست. مثلاً در آفرینش آدم قرآن فرموده است: إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِندَاللهِ کَمَثَلِ آدَمَ، خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ (آلعمران / ۵۹). «خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ»: خواست او را از خاک بیافریند و پیدایش او را مقدّر فرمود. چرا که اگر مراد از «خلق» آفریدن بالفعل باشد نه بالقوّه، جمله (کُن فَیَکُونُ) معنی ندارد (نگا: التفسیر الواضح، تفسیر کبیر). «یَوْمَیْنِ»: دو روز. مراد دو وقت و دوران است. چرا که قبل از آفرینش آسمان و زمین، روزی به معنی روز معمولی وجود نداشته است. این دورانها هم شاید هزاران و بلکه میلیونها و میلیاردها سال به طول انجامیده باشد (نگا: حجّ / ۴۷، سجده / ۵، معارج / ۴).]]
۶۴۷ـ إِذْ جَآءَتْهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ ۖ قَالُوا۟ لَوْ شَآءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَـٰٓئِکَهًۭ فَإِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ کَـٰفِرُونَ [۴۱:۱۴]
زمانی (صاعقه گریبانگیر قوم عاد و ثمود شد) که پیغمبران از پیش رو و پشت سر (و از هر سو و جهات دیگر) به نزدشان آمدند (و به عناوین مختلف و به شیوههای گوناگون پندشان دادند و ارشادشان کردند و گفتند:) جز خدا را پرستش نکنید. پاسخ دادند که: اگر خدا میخواست پیغمبرانی روانه دارد فرشتگانی را (به عنوان پیغمبر) فرو میفرستاد (نه انسانهائی مانند خود ما). ما قطعاً به آن چیزهائی باور نداریم که با خود آوردهاید. [[«إِذْ»: معمول صاعِقَه است. «مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ» مراد از هر سو و با هر شیوه است. (نگا: احقاف / ۲۱).]]
۶۴۸ـ وَذَٰلِکُمْ ظَنُّکُمُ ٱلَّذِى ظَنَنتُم بِرَبِّکُمْ أَرْدَىٰکُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنَ ٱلْخَـٰسِرِینَ [۴۱:۲۳]
این گمان بدی که دربارهی پروردگارتان داشتهاید شما را به هلاکت انداخته است، و لذا از زمرهی زیانکاران شدهاید. [[«أَرْدَاکُمْ»: شما را به هلاکت انداخته و نابود نموده است.]]
۶۴۹ـ وَقَالَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَیْنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِیَکُونَا مِنَ ٱلْأَسْفَلِینَ [۴۱:۲۹]
کافران (در میان دوزخ فریاد برمیآورند و) میگویند: پروردگارا! کسانی را از دو گروه انس و جنّ به ما نشان بده که ما را گمراه کردهاند، تا ایشان را زیر پاهای خود بگذاریم و لگدمالشان گردانیم و بدین وسیله از زمرهی پستترین مردم (از لحاظ مقام و مکان) شوند. [[«الأسْفَلِینَ»: پائینترین افراد و پستترین مردم از لحاظ مکانت و منزلت و مقام و مکان. این سخن بیانگر شدّت خشم کافران بر سردستگان و رهبران کفر و معصیت است (نگا: بقره / ۱۶۶ و ۱۶۷، سبأ / ۳۱ – ۳۳).]]
۶۵۰ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسْتَقَـٰمُوا۟ تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ ٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَبْشِرُوا۟ بِٱلْجَنَّهِ ٱلَّتِى کُنتُمْ تُوعَدُونَ [۴۱:۳۰]
کسانی که میگویند: پروردگار ما تنها خدا است، و سپس (بر این گفتهی خود که اقرار به وحدانیّت است میایستند، و آن را با انجام قوانین شریعت عملاً نشان میدهند، و بر این راستای خداپرستی تا زندهاند) پابرجا و ماندگار میمانند (در هنگام آخرین لحظات زندگی) فرشتگان به پیش ایشان میآیند (و بدانان مژده میدهند) که نترسید و غمگین نباشید و شما را بشارت باد به بهشتی که (توسّط پیغمبران) به شما (مؤمنان) وعده داده میشد. [[«تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ المَلآئِکَهُ»: مراد نزول فرشتگان به هنگام مرگ انسانها است (نگا: نساء / ۹۷، انفال / ۵۰، انعام / ۹۳، نحل / ۲۸ و ۳۲، محمّد / ۲۷). برخی این بشارتها را دائمی و مستمرّ دانسته و آنها را الهامهای معنوی فرشتگان در گوش جان مؤمنان در همه مراحل زندگی میدانند.]]
۶۵۱ـ فَإِنِ ٱسْتَکْبَرُوا۟ فَٱلَّذِینَ عِندَ رَبِّکَ یُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّیْلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمْ لَا یَسْـَٔمُونَ [۴۱:۳۸]
اگر (مشرکان) خود را بزرگتر از آن دیدند (که به عبادت و پرستش پروردگار بپردازند، باک مدار. چرا که) آنان که در پیشگاه پروردگارت منزلت و مکانت دارند (که فرشتگان مقرّبند) شب و روز به تسبیح و تقدیس او سرگرمند و به هیچ وجه ایشان (از این کار) خسته و درمانده نمیگردند. [[«عِندَ رَبِّکَ»: در پیشگاه او هستند. مراد از عندیّت، یعنی در پیشگاه بودن، عندیّت مکانی نیست؛ بلکه عندیّت کرامت و منزلت است (نگا: قمر / ۵۵). «لا یَسْأَمُونَ»: ملول نمیگردند. خسته و درمانده نمیشوند (نگا: بقره / ۲۸۲).]]
۶۵۲ـ مَّا یُقَالُ لَکَ إِلَّا مَا قَدْ قِیلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِکَ ۚ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَهٍۢ وَذُو عِقَابٍ أَلِیمٍۢ [۴۱:۴۳]
از طرف (کافران و منافقان و جاهلان) چیزی به تو گفته نمیشود، مگر همان چیزهائی که قبلاً به پیغمبران پیش از تو گفته شده است. (و چنین نسبتهای ناروائی و سخنان نازیبائی بدیشان داده شده است. خلاصه نه دعوت تو به سوی یکتاپرستی مطلب تازهای است، و نه تهمت و تکذیب مردمان بیدین و بیایمان). مسلّماً پروردگار تو دارای آمرزش فراوان (در حق مؤمنان) و دارای مجازات دردناک (در حق کافران) است. [[«مَا یُقَالُ لَکَ إِلاّ مَا …»: مراد نسبتهای ناروائی همچون: ساحر، شاعر، مجنون، کاهن، مفتری، و دشنامها و سخنان زشت دیگر است (نگا: مائده / ۷۰، یس / ۳۰، ذاریات / ۳۹ و ۵۲، نحل / ۱۰۱).]]
۶۵۳ـ وَلَقَدْ ءَاتَیْنَا مُوسَى ٱلْکِتَـٰبَ فَٱخْتُلِفَ فِیهِ ۗ وَلَوْلَا کَلِمَهٌۭ سَبَقَتْ مِن رَّبِّکَ لَقُضِىَ بَیْنَهُمْ ۚ وَإِنَّهُمْ لَفِى شَکٍّۢ مِّنْهُ مُرِیبٍۢ [۴۱:۴۵]
ما به موسی کتاب (آسمانی تورات) دادیم و در آن (از طرف بنیاسرائیل) اختلاف گردید (و دسته دسته و پراکنده شدند. این هم سنّت همیشگی در میان همهی ادیان و اقوام است. قوم تو نیز از این قاعده مستثنی نیست). اگر سخن پروردگارت از پیش بر این نرفته بود (که عذاب کافران و مجازات شدید مبطلان تا روز رستاخیز به تأخیر انداخته شود) در میان (قوم تو نیز با نابود کردن کافران و بر جای داشتن مؤمنانِ) ایشان داوری میگردید. چرا که آنان دربارهی قرآن به شکّ و تردید شگفتی گرفتار آمدهاند (و از حقیقت فرسنگها به دور افتادهاند). [[«وَ لَقَدْ آتَیْنَا مُوسی …»: این بخش جنبه دلداری پیغمبر را در بر دارد. و آن این که همه اقوام به گروههای مؤمن و غیرمؤمن تقسیم شدهاند، و مؤمنان نیز فرقه فرقه و دسته دسته گشتهاند و مذاهب مختلفی پیدا کردهاند. از جمله پیروان موسی که بعضی از ایشان در مدینه بوده مثال محسوسی از این واقعیّت بشمار آمدهاند و به ۷۳ فرقه تقسیم گشتهاند (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن) «لَوْ لا کَلِمَهٌ سَبَقَتْ …»: مراد وعدهای است که خدا به پیغمبر داده بود. مبنی بر این که مادام او در میان قوم خود است ایشان را نابود نکند (نگا: انفال / ۳۳). «لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ»: کار ایشان به پایان میرسید و در میانشان داوری میگردید. مراد نابودی مشرکان و منکران قرآن است. «مِنْهُ»: درباره قرآن. یادآوری: برخی تمام آیه را راجع به قوم موسی و شکّ ایشان درباره تورات میدانند. چرا که این آیه درست با همین عبارت در سوره هود آیه ۱۱۰ مذکور است و مربوط به موسی و تورات و قوم بنیاسرائیل میباشد.]]
۶۵۴ـ مَّنْ عَمِلَ صَـٰلِحًۭا فَلِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَنْ أَسَآءَ فَعَلَیْهَا ۗ وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّـٰمٍۢ لِّلْعَبِیدِ [۴۱:۴۶]
هر کس که کار نیک بکند به نفع خود میکند، و هر کس که کار بد بکند به زیان خود میکند، و پروردگار تو کمترین ستمی به بندگان نمیکند. [[«مَا رَبُّکَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ»: (نگا: آلعمران / ۱۸۲، انفال / ۵۱، حجّ / ۱۰).]]
۶۵۵ـ وَلَئِنْ أَذَقْنَـٰهُ رَحْمَهًۭ مِّنَّا مِنۢ بَعْدِ ضَرَّآءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ هَـٰذَا لِى وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَهَ قَآئِمَهًۭ وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَىٰ رَبِّىٓ إِنَّ لِى عِندَهُۥ لَلْحُسْنَىٰ ۚ فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ بِمَا عَمِلُوا۟ وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍۢ [۴۱:۵۰]
اگر ما به چنین انسانی، به دنبال ناراحتی و زیانی که بدو رسیده است، از سوی خود مرحمتی (همچون ثروت و صحّت) روا داریم، گستاخانه خواهد گفت: این (ثروت و صحّت) حق من است (و آن را در سایهی تلاش و کوشش و علم و دانش خود به دست آوردهام) و اصلاً گمان نمیبرم که قیامتی در کار باشد. اگر (به فرض، قیامتی هم در کار باشد و) من به سوی پروردگارم برگردم، حتماً در پیشگاه او دارای مقام و منزلت خوبی هستم (چرا که ذاتاً محترمم، و همان گونه که در دنیا خدا گرامیم داشته است و به من قدرت و نعمت داده است، در آخرت نیز گرامیم میدارد و به من عزّت و حرمت میبخشد) ما کافران را مسلّماً از کارهائی که کردهاند آگاه خواهیم کرد و حتماً عذاب سخت و زیادی را بدیشان میچشانیم. [[«رَحْمَهً»: مراد نعمتهائی همچون ثروت و قدرت است. «ضَرَّآءَ»: زیان و ضرر. ناراحتی و بیماری. «هذَا لِی»: این از خود من است. این در سایه عقل و شعور و علم و کاردانی خودم میباشد. «الْحُسْنی»: مراد مقام و منزلت و بهشت است. «غَلِیظٍ»: متراکم. شدید. فراوان (نگا: هود / ۵۸، ابراهیم / ۱۷، لقمان / ۲۴).]]
۶۵۶ـ سَنُرِیهِمْ ءَایَـٰتِنَا فِى ٱلْءَافَاقِ وَفِىٓ أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ شَهِیدٌ [۴۱:۵۳]
ما به آنان (که منکر اسلام و قرآنند) هرچه زودتر دلائل و نشانههای خود را در اقطار و نواحی (آسمانها و زمین، که جهان کبیر است) و در داخل و درون خودشان (که جهان صغیراست) به آنان (که منکر اسلام و قرآنند) نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن و آشکار گردد که اسلام و قرآن حق است. آیا (برای برگشت کافران از کفر و مشرکان از شرک) تنها این بسنده نیست که پروردگارت بر هر چیزی حاضر و گواه است؟ (چه حضور و شهادتی از این برتر و بالاتر که با خطّ تکوین، دلائل قدرت و حکمت خود را بر روی همهی ذرّات کائنات و وجود موجودات نگاشته است؟). [[«الآفَاقِ»: نواحی عالم و اقطار آسمانها و زمین. «أَنَّهُ»: این که قرآن. این که اسلام (نگا: کشّاف، مختصر). «شَهِیدٌ»: گواه و مطلع. حاضر و ناظر.]]
۶۵۷ـ أَلَآ إِنَّهُمْ فِى مِرْیَهٍۢ مِّن لِّقَآءِ رَبِّهِمْ ۗ أَلَآ إِنَّهُۥ بِکُلِّ شَىْءٍۢ مُّحِیطٌۢ [۴۱:۵۴]
آگاه باشید که ایشان دربارهی ملاقات با پروردگارشان (برای حساب و کتاب) در شکّ و تردیدند (و رستاخیز را باور نمیدارند). هان بدانید که خدا (علم و قدرتش) همه چیز را دربر گرفته است (و از هر چیزی آگاه و بر هر چیزیتوانا است). [[«مِرْیَهٍ»: شکّ وتردید (نگا: هود / ۱۷ و ۱۰۹، حجّ / ۵۵، سجده / ۲۳)]]
سوره الشّوری:
۶۵۸ـ تَکَادُ ٱلسَّمَـٰوَٰتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ ۚ وَٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِى ٱلْأَرْضِ ۗ أَلَآ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ [۴۲:۵]
(خدا که مالکیّت عالم هستی از آن او است، بقدری عظیم است که) آسمانها (با همه عظمتی که دارند) نزدیک است (در برابر جلالت و عظمت او کرنشکنان) از بالا درهم بشکافند. و فرشتگان (با همه قدرتی که دارند دائماً) به تسبیح و تقدیس پروردگارشان مشغول و برای کسانی که در زمین هستند درخواست آمرزش میکنند. هان! (ای انسانِ غافل از اطاعت آسمانها و افلاک و عبادت فرشتگان پاک! بدان که) یزدان آمرزگار و مهربان است. (اگر از سر صدق سر بندگی بر آستانهی او بگذاری و دست دعا به سویش برداری، با عالم علوی همآوا شدهای، و قلم عفو الهی بر گناهانت کشیده میشود). [[«یَتَفَطَّرْنَ»: از هم میشکافند. «مِن فَوْقِهِنَّ»: از قسمت بالای خود. «یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ»: از هم شکافتن آسمانها به خاطر علوّ شأن و هیبت و عظمت آفریدگار جهان است (نگا: صفوهالبیان لمعانی القرآن، المنتخب). بعضی هم شکافتن آسمانها را به خاطر شرک و بتپرستی مشرکان میدانند و آیات ۹۰ و ۹۱ سوره مریم را هممعنی با این آیه میشمارند.]]
۶۵۹ـ وَمَا ٱخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَىْءٍۢ فَحُکْمُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ ۚ ذَٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبِّى عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ [۴۲:۱۰]
در هر چیزی که اختلاف داشته باشید، داوری آن به خدا واگذار میگردد (و کتاب قرآن قانون دادگاه یزدان است و در پرتو آن کشمکشها باید فیصله پیدا کند). چنین داوری خدا است که پروردگار من است و من بدو پشت میبندم، (و برای قضاوت در منازعات، و رفع اختلافات، و حلّ مشکلات) به (کتاب) او مراجعه میکنم. [[«فَحُکْمُهُ إِلَی اللهِ»: داوری آن به خدا واگذار میگردد. مراد مراجعه به قرآن و رهنمود گرفتن از آن است. البتّه پس از قرآن، مراجعه به سنّت نبوی است (نگا: نساء / ۵۹). «أُنِیبُ»: مراجعه میکنم (نگا: هود / ۸۸، رعد / ۲۷، زمر / ۵۴).]]
۶۶۰ـ وَمَا تَفَرَّقُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْیًۢا بَیْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا کَلِمَهٌۭ سَبَقَتْ مِن رَّبِّکَ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى لَّقُضِىَ بَیْنَهُمْ ۚ وَإِنَّ ٱلَّذِینَ أُورِثُوا۟ ٱلْکِتَـٰبَ مِنۢ بَعْدِهِمْ لَفِى شَکٍّۢ مِّنْهُ مُرِیبٍۢ [۴۲:۱۴]
(پیروان پیغمبران پیشین، دربارهی دین) گروه گروه و دسته دسته نشدهاند (و راه اختلاف در پیش نگرفتهاند) مگر بعد از علم و آگاهی (از برنامه و اصول و ارکان دین و پی بردن به حقّانیّت آئین). و این تفرقهجوئی تنها به خاطر ستمگری و کجروی در میان خودشان بوده است. اگر فرمانی از سوی پروردگارت صادر نشده بود که آنان تا سرآمد معیّنی (که قیامت است، زنده و آزاد) باشند، میانشان (با مجازات و نابودی) داوری میگردید. آنانی که (در روزگار تو اهل کتاب بشمارند و) کتابهای آسمانی بعد از گذشتگان به دستشان رسیده است، دربارهی آنها دچار شکّ و گمان توأم با بدبینی و سوءظنّ شدهاند. (والاّ اگر به کتابهای خود ایمان کامل داشتند، پی میبردند که تو حقیقهً فرستادهی خدائی). [[«مَا تَفَرَّقُوا»: فرقه فرقه و دسته دسته نشدهاند و اختلاف پیدا نکردهاند (نگا: بیّنه / ۴). «الْعِلْمُ»: آگاهی، مراد دلائل صحیح و براهین یقینی بر حقّانیّت دین و آئینی است که خدا بدیشان ابلاغ فرموده بوده است. «لَوْ لا کَلِمَهٌ سَبَقَتْ …»: (نگا: یونس / ۱۹، هود / ۱۱۰، طه / ۱۲۹، فصّلت / ۴۵) «مِن بَعْدِهِمْ»: بعد از اسلاف و گذشتگان. «مُرِیبٍ»: به شکّ و تردید اندازنده (نگا: هود / ۶۲ و ۱۱۰، ابراهیم / ۹، سبأ / ۵۴، فصّلت / ۴۵).]]
۶۶۱ـ فَلِذَٰلِکَ فَٱدْعُ ۖ وَٱسْتَقِمْ کَمَآ أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَهُمْ ۖ وَقُلْ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن کِتَـٰبٍۢ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ ۖ ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ ۖ لَنَآ أَعْمَـٰلُنَا وَلَکُمْ أَعْمَـٰلُکُمْ ۖ لَا حُجَّهَ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ ۖ ٱللَّهُ یَجْمَعُ بَیْنَنَا ۖ وَإِلَیْهِ ٱلْمَصِیرُ [۴۲:۱۵]
تو نیز مردمان را به سوی آن (آئین واحد الهی دعوت کن که اسلام است) و آن گونه که به تو فرمان داده شده است (بر دعوت مردمان به دین یزدان ماندگار باش و در این راه) ایستادگی کن و از خواستها و هوسهای ایشان پیروی مکن، و بگو: من به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده باشد ایمان دارم، و به من دستور داده شده است که در میان شما دادگری کنم. خدا پروردگار ما و پروردگار شما است. اعمال ما از آن ما است (نه از آن شما) و اعمال شما از آن شما است (نه از آن ما، و هر کسی در مقابل کارهایش مسؤول است). میان ما و شما خصومت و مجادلهای نیست (چرا که حق را بیان و آشکار کردم و از این به بعد نیازی به جدال و استدلال نمیباشد). خداوند (سرانجام در قیامت در یکجا) ما را جمع خواهد کرد، و بازگشت (همه در آن روز، برای داوری و حساب و کتاب) به سوی او است (و هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت). [[«فَلِذلِکَ»: به سوی آن آئین یگانه آسمانی که دین همه انبیاء پیشین بوده و اسلام نام دارد. برای رفع آن اختلافات ملّتها. «حُجَّهً»: دلیل آوردن. جدال کردن.]]
۶۶۲ـ وَٱلَّذِینَ یُحَآجُّونَ فِى ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا ٱسْتُجِیبَ لَهُۥ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَهٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیْهِمْ غَضَبٌۭ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِیدٌ [۴۲:۱۶]
کسانی که دربارهی (دین) خدا به مخاصمه و مجادله میپردازند و (علیه آن) دلیل و برهان (بیاساس و پوسیده) ذکر میکنند، آن هم زمانی که (به سبب وضوح و روشنی، از سوی مردم) پذیرفته شده است، خصومت آنان بیهوده و دلائل و براهین ایشان در پیشگاه پروردگارشان باطل و ناپذیرفتنی است، و خشم شدید (خدا در قیامت) گریبانگیرشان میگردد و عذاب سختی خواهند داشت. [[«یُحَآجُّونَ فِی اللهِ»: درباره دین خدا به ستیز میپردازند و استدلالهای بیاصل و اساسی بیان میدارند. «لَهُ»: مرجع ضمیر (هُ) میتواند (الله) یا پیغمبر و یا دین باشد (نگا: آلوسی). «حُجَّتهُمْ»: دلیل و برهانشان. ستیز و جدالشان. «دَاحِضَهٌ»: باطل و زائل (نگا: کهف / ۵۶، غافر / ۵).]]
۶۶۳ـ تَرَى ٱلظَّـٰلِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا کَسَبُوا۟ وَهُوَ وَاقِعٌۢ بِهِمْ ۗ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ فِى رَوْضَاتِ ٱلْجَنَّاتِ ۖ لَهُم مَّا یَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ ٱلْفَضْلُ ٱلْکَبِیرُ [۴۲:۲۲]
ستمکاران (کفرپیشه) را (در روز قیامت) خواهی دید که از (کیفر) کارهائی که کردهاند سخت بیمناکند، ولی (عذاب و عقاب) آن حتماً ایشان را فرو میگیرد، و کسانی را خواهی دید که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، در باغهای بهشت بسر میبرند و هرچه بخواهند نزد پروردگارشان برایشان فراهم است. واقعاً فضل بزرگ و لطف سترگ این است. [[«الظَّالِمِینَ»: کافرین. «هُوَ»: کیفر کارهائی که کردهاند. وبال. «وَاقِعٌ بِهِمْ»: بدیشان میرسد و ایشان را فرا میگیرد. «رَوْضَاتِ»: باغهای خرم و سرسبز. «الْفَضْلُ»: عطیه. لطف.]]
۶۶۴ـ فَمَآ أُوتِیتُم مِّن شَىْءٍۢ فَمَتَـٰعُ ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا ۖ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَیْرٌۭ وَأَبْقَىٰ لِلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ [۴۲:۳۶]
آنچه به شما داده شده است، متاع (زودگذر و فناپذیر) زندگی دنیا است (و در اصل برق جهان، شعلهای در برابر باد، حبابی بر سطح آب، و غباری در مسیر طوفان است). ولی آنچه (از پاداشها و مواهبی که) نزد خدا است بهتر و پایدارتر برای کسانی است که ایمان آورده باشند و بر پروردگارشان توکّل کرده باشند. [[«مَآ أُوتِیتُمْ»: چیزهائی که به شما عطا شده است. «مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا»: کالا و توشه زندگی دنیا است نه زاد آخرت «خَیْرٌ وَ أَبْقی»: (نگا: طه / ۷۳ و ۱۳۱، قصص / ۶۰).]]
۶۶۵ـ وَٱلَّذِینَ ٱسْتَجَابُوا۟ لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰهَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ یُنفِقُونَ [۴۲:۳۸]
و کسانیند که دعوت پروردگارشان را پاسخ میگویند، و نماز را چنان که باید میخوانند، و کارشان به شیوهی رایزنی و بر پایهی مشورت با یکدیگر است، و از چیزهائی که بدیشان دادهایم (در کارهای خیر) صرف میکنند. [[«أَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ»: کار و بارشان شورائی است. مهمترین مسأله اجتماعی همان اصل «شوری» است و یک برنامه عمومی و همگانی مسلمانان است.]]
۶۶۶ـ ٱسْتَجِیبُوا۟ لِرَبِّکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِىَ یَوْمٌۭ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ ۚ مَا لَکُم مِّن مَّلْجَإٍۢ یَوْمَئِذٍۢ وَمَا لَکُم مِّن نَّکِیرٍۢ [۴۲:۴۷]
هرچه زودتر مخلصانه فرمان پروردگار خود را پذیرا گردید، پیش از آن که روزی (قیامتنام) فرا رسد که خدا هرگز آن را برنمیگرداند. در آن روز نه پناهگاهی دارید و نه اصلاً میتوانید (بعد از گواهی دادن نامهی اعمال و فرشتگان و اندامهای بدن، کارهای خود را) انکار کنید. [[«مَرَدَّ»: (نگا: رعد / ۱۱، روم / ۴۳، شوری / ۴۴). «مِنَ اللهِ»: از سوی خدا. «لا مَرَدَّ مِنَ اللهِ»: اصلاً خدا آن را برنمیگرداند و آخرت را بهم نمیزند و دوباره جهان دنیا را برپای نمیدارد. «نَکِیرٍ»: انکار (نگا: حجّ / ۴۴).]]
سوره الزّخرف:
۶۶۷ـ لِتَسْتَوُۥا۟ عَلَىٰ ظُهُورِهِۦ ثُمَّ تَذْکُرُوا۟ نِعْمَهَ رَبِّکُمْ إِذَا ٱسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَتَقُولُوا۟ سُبْحَـٰنَ ٱلَّذِى سَخَّرَ لَنَا هَـٰذَا وَمَا کُنَّا لَهُۥ مُقْرِنِینَ [۴۳:۱۳]
(خدا این مراکب را آفریده است) تا این که بر پشت آنها قرار بگیرید، و هنگامی که بر آنها سوار شدید نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگوئید: پاک و منزّه خدائی است که او اینها را به زیر فرمان ما درآورد، و گرنه ما بر (رام کردن و نگهداری) آنها توانائی نداشتیم. [[«لِتَسْتَوُوا»: تا مستقرّ گردید و جا خوش کنید. «مُقْرِنینَ»: توانایان. به زیر فرمان درآورندگان و نگاهدارندگان.]]
۶۶۸ـ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ [۴۳:۱۴]
و ما به سوی پروردگارمان بازمیگردیم (و حساب و کتاب نحوهی زندگی دنیای خود را بازپس میدهیم). [[«مُنقَلِبُونَ»: برگردندگان (نگا: اعراف / ۱۲۵، شعراء / ۵۰). «وَ إِنَّآ إِلَی رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ»: این آیه اشاره دارد به این که: بعد از این جهان معاد و محاسبه در میان است و نباید هنگام سوار شدن بر مرکبهای راهوار و داشتن زرق و برق دنیا مغرور شد و بر دیگران تکبّر نمود، بلکه باید به هنگام بهرهگیری و بهرهمندی از نعمتها یاد خدا کرد.]]
۶۶۹ـ أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ ۚ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِى ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا ۚ وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍۢ دَرَجَـٰتٍۢ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًۭا سُخْرِیًّۭا ۗ وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌۭ مِّمَّا یَجْمَعُونَ [۴۳:۳۲]
آیا آنان رحمت پروردگار تو را تقسیم میکنند (و کلید رسالت را به هر کس که بخواهند میسپارند؟). این مائیم که معیشت آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کردهایم. و برخی را بر برخی دیگر برتریهائی دادهایم، تا بعضی از آنان بعضی دیگر را به کار گیرند (و به یکدیگر خدمت کنند). و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمعآوری میکنند بهتر است (که نبوّت است و نبوّت از همهی مقامات برتر است). [[«رَحْمَه»: در رسمالخطّ قرآنی با تاء کشیده نوشته شده است. «مَعِیشَتَهُمْ»: قوت زندگی ایشان، از قبیل: خوردنی و نوشیدنی. «دَرَجَاتٍ»: مراتب. مراد تفاوت در استعدادها و لیاقتها و اعمال و ارزاق است. «سُخْرِیّاً»: مسخّر. زیر فرمان. به کار گرفته شده. «لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِیّاً»: تسخیر در اینجا به معنی بهرهکشی ظالمانه نیست، بلکه منظور به کار گرفتن عموم مردم برای خدمت به یکدیگر و چرخاندن زندگی تعاونی و ایجاد نظم در اجتماع است. چرخش زندگی و نظم بدون تفاوتها امکانپذیر نیست. همه انسانها آزادند و باید نیروهای متفاوت و خلاّق خود را به کار گیرند و نبوغ جوراجور خود را شکوفا سازند و از نتایج فعّالیّتهای خویش بیکم و کاست بهره گیرند و در رفع نارسائیها بکوشند. انسانها همچون ظروف یکدستی نیستند که در یک کارخانه، یک شکل و یک نواخت و یک اندازه و با یک نوع فایده، ساخته شده باشند. همچنین انسانها مانند پیچ و مهرههای یک ماشین هم نیستند که سازنده مربوطه آنها را تنظیم کرده باشد و به گونه اجبار به کار معیّن خود ادامه دهند. بلکه انسانها در عین تفاوت استعدادها و لیاقتها، آزادی اراده و مسؤولیّت دارند. اگر جز این بود، زندگی برای انسانها ناممکن میگردید. «رَحْمَهُ»: مراد نبوّت، و سعادت دارین مترتّب بر آن است.]]
۶۷۰ـ وَزُخْرُفًۭا ۚ وَإِن کُلُّ ذَٰلِکَ لَمَّا مَتَـٰعُ ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا ۚ وَٱلْءَاخِرَهُ عِندَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ [۴۳:۳۵]
و زر و زیور و انواع وسائل تجمّلی و زینتآلات بدیشان میدادیم. امّا همهی اینها متاع زندگی این جهانی است، و آخرت در پیشگاه پروردگارت برای پرهیزگاران آماده است (و نعمت سرای جاویدان که از آن خداپرستان است، با نعمت جهان گذران قابل مقایسه نیست). [[«زُخْرُفاً»: زر و زیور. زینتآلات و وسائل تجملی. «لَمَّا»: بجز. مگر. این واژه به معنی (إِلاّ) است.]]
۶۷۱ـ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِـَٔایَـٰتِنَآ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِی۟هِۦ فَقَالَ إِنِّى رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۴۳:۴۶]
ما موسی را همراه با معجزات خود (که دالّ بر حقّانیّت پیغمبری او بود) به سوی فرعون و درباریانش روانه کردیم. (موسی بدیشان) گفت: من فرستادهی پروردگار جهانیانم. [[«مَلَئِهِ»: درباریان و بزرگان قوم فرعون.]]
۶۷۲ـ وَقَالُوا۟ یَـٰٓأَیُّهَ ٱلسَّاحِرُ ٱدْعُ لَنَا رَبَّکَ بِمَا عَهِدَ عِندَکَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ [۴۳:۴۹]
(هنگامی که بلایا ایشان را فرا گرفت، از موسی کمک طلبیدند) و گفتند: ای جادوگر! پروردگار خود را برایمان با توسّل به عهدی که با تو کرده است به کمک بخوان، (تا ما را از این درد و رنج و بلا و مصیبت رهائی بخشد، و مطمئن باش که) ما راه هدایت را پیش خواهیم گرفت. [[«السَّاحِرُ»: جادوگر. از لحن آنان، مثل (رَبَّکَ) و (بِمَا عَهِدَ عِندَکَ) پیدا است که مستکبران مغرور و طاغوتهای مستبد در آغاز موسی را ساحر میخوانند، و سپس دست به دامنش میزنند، و در پایان وعده قبول هدایت میدهند. یا این که ساحر به معنی عالم و ماهر است. چرا که سحر و جادو در نظرشان مقبول و پسندیده، و جادوگران مورد تعظیم و تکریم ایشان بودهاند. «بِمَا عَهِدَ عِندَکَ»: با توسّل به عهدی که با تو کرده است. مراد اکرام پروردگار در حق موسی، به وسیله پیغمبر نمودن او است (نگا: اعراف / ۱۳۴). یا منظورشان این است که اگر ایمان بیاوریم و از تو پیروی کنیم خدا عذاب را از ما برطرف میسازد (نگا: المختصر).]]
۶۷۳ـ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّى وَرَبُّکُمْ فَٱعْبُدُوهُ ۚ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِیمٌۭ [۴۳:۶۴]
به طور قطع خداوند پروردگار من و پروردگار شما است، پس او را پرستش کنید، راه راست این است. [[«رَبِّی وَ رَبُّکُمْ»: تکرار واژه (رَبّ) برای این است که تأکید شود عیسی نیز همچون سایر انسانها انسان، و نیازمند پروردگاراست و پرستش را نسزد.]]
۶۷۴ـ وَنَادَوْا۟ یَـٰمَـٰلِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنَا رَبُّکَ ۖ قَالَ إِنَّکُم مَّـٰکِثُونَ [۴۳:۷۷]
آنان فریاد میزنند: ای مالک! پروردگارت ما را بمیراند و نابودمان گرداند (تا بیش از این رنج نبریم و از این عذاب دردناک آسوده شویم. او بدیشان) میگوید: شما (اینجا) میمانید (و مرگ و میر و نیستی و نابودی در کار نیست). [[«مَالِکُ»: نام فرشتهای است که رئیس فرشتگان نگهبان دوزخ است. «لِیَقْضِ عَلَیْنَا …»: ما را نابود گرداند و بمیراند (نگا: فاطر / ۳۶). «مَاکِثُونَ»: درنگکنندگان. توقّفکنندگان.]]
۶۷۵ـ سُبْحَـٰنَ رَبِّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ رَبِّ ٱلْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ [۴۳:۸۲]
خداوندگار آسمانها و زمین و عرش (و تخت سلطنت مجموعهی عالم هستی) پاک و منزّه از این توصیفهائی است که (دربارهی او) میکنند. [[«رَبِّ»: مالک و مدبّر. خداوندگار. «الْعَرْشِ»: (نگا: اعراف / ۵۴، توبه / ۱۲۹، یونس / ۳).]]
۶۷۶ـ وَقِیلِهِۦ یَـٰرَبِّ إِنَّ هَـٰٓؤُلَآءِ قَوْمٌۭ لَّا یُؤْمِنُونَ [۴۳:۸۸]
و (خدا آگاه است) از گفتار محمّد که گفت: پروردگارا! اینها قومی هستند که ایمان نمیآورند.
سوره الدّخان:
۶۷۷ـ رَحْمَهًۭ مِّن رَّبِّکَ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلْعَلِیمُ [۴۴:۶]
(این کار) به خاطر رحمتی از سوی پروردگارت (در حق انسانها) است. خدا شنوا و آگاه است.
۶۷۸ـ رَبِّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَآ ۖ إِن کُنتُم مُّوقِنِینَ [۴۴:۷]
(پروردگار تو) که پروردگار آسمانها و زمین و همهی چیزهائی است که در میان آن دو است. اگر شما طالب یقین و باورید (به این که خدا آفریدگار شما، روزیرسان بندگان، و به زیر فرمان کشانندهی خورشید و ماه است). [[«إِن کُنتُم مُّوقِنِینَ»: اگر اهل یقین و باورید. یعنی اگر چنان که میگوئید خدا آفریدگار ما و روزیرسان بندگان، و به زیر فرمان کشاننده خورشید و ماه است (نگا: عنکبوت / ۶۱ – ۶۳). اگر شما طالب یقین هستید، راه این است که درباره این چیز بیندیشید (نگا: انعام / ۷۵، شعراء / ۲۴، ذاریات / ۲۰).]]
۶۷۹ـ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ یُحْىِۦ وَیُمِیتُ ۖ رَبُّکُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِکُمُ ٱلْأَوَّلِینَ [۴۴:۸]
جز او خدائی نیست، و او است که زنده میگرداند و میمیراند، و پروردگار شما و پروردگار پدران و نیاکان پیشین شما است. [[«آبَائِکُمُ الأوَّلِینَ»: (نگا: مؤمنون / ۲۴ و۶۸ و۸۳، شعراء / ۲۶ و۷۶).]]
۶۸۰ـ رَّبَّنَا ٱکْشِفْ عَنَّا ٱلْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ [۴۴:۱۲]
(مردم رو به درگاه خدا میکنند و میگویند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف گردان، ما ایمان آوردهایم (و به اشتباهات خود پی بردهایم). [[«الْعَذَابَ»: عذاب آخرت. قحطی و خشکسالی گریبانگیر قریش. «إِنَّا مُؤْمِنُونَ»: ما اینک از غفلت بدر آمدهایم و ایمان آوردهایم. ما ایمان میآوریم، یعنی تصمیم داریم که ایمان بیاوریم.]]
۶۸۱ـ وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّکُمْ أَن تَرْجُمُونِ [۴۴:۲۰]
من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم از این که بتوانید مرا سنگسار کنید. [[«عُذْتُ»: پناه بردهام. «تَرْجُمُونِ»: این که مرا سنگسار کنید. تکیه روی مسأله رجم، یعنی سنگسار کردن بدین خاطر است که اغلب پیغمبران و مردان خدا را بدین نحو تهدید به قتل نمودهاند (نگا: کهف / ۲۰، یس / ۱۸). از جمله: شعیب (نگا: هود / ۹۱) و ابراهیم (نگا: مریم / ۴۶) و نوح (نگا: شعراء / ۱۱۶). رجْم، به معنی مطلق قَتْل نیز استعمال شده است (نگا: معجمالفاظ القرآن الکریم). لذا معنی دیگر (تَرْجُمُونِ) چنین است: این که مرا به قتل برسانید.]]
۶۸۲ـ فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنَّ هَـٰٓؤُلَآءِ قَوْمٌۭ مُّجْرِمُونَ [۴۴:۲۲]
موسی (وقتی که از ایمان آوردن فرعون و فرعونیان و سایر کفّار و مشرکان مأیوس گردید، رو به درگاه خدا کرد و) پروردگار خود را به فریاد خواند و گفت: اینان مردم گنهکار (و کفرپیشه) هستند (و امیدی به هدایتشان باقی نمانده است. تو خود دانی که در حق ایشان چه میکنی). [[«دَعَا»: به فریاد خواند. ندا داد. «مُجْرِمُونَ»: گناهکاران. در اینجا مراد کافران است.]]
۶۸۳ـ فَضْلًۭا مِّن رَّبِّکَ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِیمُ [۴۴:۵۷]
همهی اینها فضل و بخششی از سوی پروردگار تو است. این رستگاری و خوشبختی بزرگی است (که شامل حال پرهیزگاران میشود).
سوره الجاثیه:
۶۸۴ـ هَـٰذَا هُدًۭى ۖ وَٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ بِـَٔایَـٰتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌۭ مِّن رِّجْزٍ أَلِیمٌ [۴۵:۱۱]
این قرآن راهنما است، و کسانی که آیات پروردگارشان را باور نمیدارند، عذاب بزرگی از (بدترین و) دردناکترین نوع عذاب دارند. [[«هُدیً»: هدایت و راهنمائی. هادی و راهنما. «رِجْزٍ»: عذاب. شکنجه. رنج (نگا: اعراف / ۱۳۴ و ۱۳۵، انفال / ۱۱). «رِجْزٍ أَلِیمٍ»: سختترین عذاب. بدترین شکنجه. طاقتفرساترین رنج (نگا: سبأ / ۵).]]
۶۸۵ـ مَنْ عَمِلَ صَـٰلِحًۭا فَلِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَنْ أَسَآءَ فَعَلَیْهَا ۖ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ [۴۵:۱۵]
هر کس که کار نیک بکند، به سود خود او است، و هر کس کار بد بکند به زیان خود او است، سپس همهی شما به سوی پروردگارتان بازمیگردید (و نتیجهی اعمال خویش را میبینید). [[«ثُمَّ»: پس از آزمایش شما در این جهان، و اتمام توقّف در برزخ.]]
۶۸۶ـ وَءَاتَیْنَـٰهُم بَیِّنَـٰتٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْرِ ۖ فَمَا ٱخْتَلَفُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْیًۢا بَیْنَهُمْ ۚ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِى بَیْنَهُمْ یَوْمَ ٱلْقِیَـٰمَهِ فِیمَا کَانُوا۟ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ [۴۵:۱۷]
ما دلائل واضح و نشانههای روشنی دربارهی کار (نبوّت و شریعت دین خود را) در اختیار بنیاسرائیل گذاردیم، ولی آنان (در این باره با همدیگر) اختلافی نداشتند مگر بعد از آن که علم و آگاهی (از حقیقت دین و احکام آن) پیدا کردند، در این هنگام به سبب برتریجوئی و عداوت و حسادت میان خود، (دربارهی دین و احکام آن) اختلاف ورزیدند. قطعاً پروردگار تو، روز قیامت در میان ایشان دربارهی چیزی که راجع بدان اختلاف پیدا کردهاند، داوری خواهد کرد (و به قضاوت خواهد نشست). [[«بَیِّنَاتٍ»: معجزاتی دالّ بر حقّانیّت پیغمبران و صداقت دین خدا. دلائل و براهین روشن. «الأمْرِ»: کار و بار دین و احکام آن، و امر نبوّت و شریعت. «بَیِّنَاتٍ مِّنَ الأمْرِ»: معجزاتی که حقّانیّت پیغمبران بنیاسرائیل و صداقت دین آسمانی ایشان را نشان میداد و مینمایاند. دلیلها و حجّتهای روشنی که کار و بار دین و شریعت خدائی را به اثبات میرساند. دلائل و براهینی که صفات پیغمبر خاتم و درستی دین اسلام را ثابت میکرد (نگا: بقره / ۸۹ و ۱۴۶). «الْعِلْمُ»: آگاهی از دین خدا و احکام و قوانین آن. آگاهی از نبوّت خاتمالانبیاء و اطّلاع از ظهور اسلام. «بَغْیاً بَیْنَهُمْ»: به سبب حبّ ریاست و برتریجوئی و عداوت و حسادت میان خود (نگا: بقره / ۲۱۳، آلعمران / ۱۹، شوری / ۱۴).]]
۶۸۷ـ فَأَمَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِى رَحْمَتِهِۦ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْمُبِینُ [۴۵:۳۰]
و امّا کسانی که ایمان میآورند و کارهای شایسته میکنند، پروردگارشان ایشان را (به بهشت میبرد و) غرق نعمت خویش میگرداند. رستگاری و پیروزی آشکار همین است. [[«ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ»: (نگا: انعام / ۱۶).]]
۶۸۸ـ فَلِلَّهِ ٱلْحَمْدُ رَبِّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلْأَرْضِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۴۵:۳۶]
ستایش تنها خداوندی را سزا است که پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار همهی جهانیان است. [[«رَبِّ»: تکرار این لفظ برای تأکید است]]