موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات رحمن


۱ـ بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ
[۱:۱]

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. [[«بِسْمِ»:
فراهم آمده است از (بِ) و (اِسْمِ). یعنی: کارم را با نام خدا آغاز می‌کنم؛ نه به نام
چیز دیگری، و نه به فرمان دل یا کس دیگری. واژه (اِسْم) از ماده (سُمُوّ) به معنی عُلُوّ،
یا (وسم) به معنی علامت و نشانه است. «اللهِ»: اسم خاصّ است برای خدا. اصل آن (إِلاه)
بوده و مصدری است بر وزن (فِعال) به معنی مفعول، یعنی (مَأْلُوه) به معنی معبود می‌باشد.
همان گونه که مصدر (خَلْق) به معنی مخلوق است (نگا: لقمان / ۱۱). «الرَّحْمنِ»: دارای
مهر فراوان (نگا: أعراف / ۱۵۶). «الرَّحِیمِ»: دارای مهر همیشگی.]]

۲ـ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ [۱:۳]

بخشنده‌ی مهربان است. [[«الرَّحْمنِ»: و
«الرَّحِیمِ». هر دو صیغه مبالغه‌اند و صفت (الله) می‌باشند.]]

۳ـ وَإِلَـٰهُکُمْ إِلَـٰهٌۭ وَ‌ٰحِدٌۭ
ۖ لَّآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلرَّحْمَـٰنُ ٱلرَّحِیمُ [۲:۱۶۳]

خداوند شما، خداوند یکتا و یگانه است و
هیچ خدائی جز او که رحمان و رحیم است وجود ندارد. [[«إلهٌ»: معبود. «وَاحِدٌ»: یکتا.
یگانه.]]

۴ـ لَا یُکَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا
وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا ٱکْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ
إِن نَّسِینَآ

أَوْأَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَآ إِصْرًۭا کَمَا
حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِینَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَاطَاقَهَ

لَنَا بِهِۦ ۖوَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا
فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْکَـٰفِرِینَ [۲:۲۸۶]

خداوند به هیچ کس جز به اندازه‌ی توانائیش
تکلیف نمی‌کند (و هیچ‌گاه بالاتر از میزان قدرت شخص از او وظائف و تکالیف نمی‌خواهد.
انسان) هر کار (نیکی که) انجام دهد برای خود انجام داده و هر کار (بدی که) بکند به
زیان خود کرده است. پروردگارا! اگر ما فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را (بدان)
مگیر (و مورد مؤاخذه و پرس و جو قرار مده)، پروردگارا! بار سنگین (تکالیف دشوار) را
بر (دوش) ما مگذار آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان) بر (دوش) کسانی که پیش از ما
بودند گذاشتی. پروردگارا! آنچه را که یارای آن را نداریم بر ما بار مکن (و ما را به
بلاها و محنتها گرفتار مساز) و از ما درگذر و (قلم عفو بر گناهانمان کش) و ما را ببخشای
و به ما رحم فرمای. تو یاور و سرور مائی، پس ما را بر جمعیّت کافران پیروز گردان.
[[«وُسْع»: تاب و توان. «کَسَبَتْ»: فراچنگ آورد. «إِکْتَسَبَتْ»: فراچنگ آورد. «نَسِینَا»:
در انجام وظائف غفلت و کوتاهی کردیم (نگا: کهف / ۲۴ و طه ۵۲). «أَخْطَأْنَا»: دچار
خطا و گناه شدیم (نگا: طه / ۷۳). «إِصْر»: تکالیف سخت و طاقت‌فرسا (نگا: اعراف /
۱۵۷). «مَوْلی»: سَرور و یاور.]]

۵ـ وَلَمَّا سُقِطَ فِىٓ أَیْدِیهِمْ وَرَأَوْا۟
أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا۟ قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ یَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَیَغْفِرْ لَنَا
لَنَکُونَنَّ مِنَ

ٱلْخَـٰسِرِینَ [۷:۱۴۹]

هنگامی که پشیمان و سرگردان شدند و دانستند
که گمراه گشته‌اند، گفتند: اگر پروردگارمان بر ما رحم نکند و ما را نیامرزد، بیگمان
از زیانکاران خواهیم بود. [[«سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ»: بسی پشیمان شدند و افسوس فراوان
خوردند. در اصل دست خود را گاز گرفتن و چانه بر دست ندامت افگندن است. واژه (فی) به
معنی (عَلی) است.]]

۶ـ وَٱخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُۥ سَبْعِینَ
رَجُلًۭا لِّمِیقَـٰتِنَا ۖ فَلَمَّآ أَخَذَتْهُمُ ٱلرَّجْفَهُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ

أَهْلَکْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِیَّـٰىَ ۖ أَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلسُّفَهَآءُ
مِنَّآ ۖ إِنْ هِىَ إِلَّا فِتْنَتُکَ تُضِلُّ بِهَا مَن

تَشَآءُ وَتَهْدِى مَن تَشَآءُ
ۖ أَنتَ وَلِیُّنَا فَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَیْرُ ٱلْغَـٰفِرِینَ
[۷:۱۵۵]

(سپس خداوند به موسی دستور داد برای معذرت‌خواهی
و توبه از کردار گوساله‌پرستان قوم، همراه گروهی از بنی‌اسرائیل به میعادگاه او بیایند)
و موسی هفتاد مرد را از میان قوم خود (به نمایندگی از سوی آنان) برای میعادگاه ما برگزید
(و ایشان را به کوه طور برد. در آنجا زمین‌لرزه‌ای درگرفت). هنگامی که زمین لرزه آنان
را فراگرفت، موسی گفت: پروردگارا! اگر می‌خواستی می‌توانستی آنان و مرا پیش از این
نیز هلاک کنی (تا بنی‌اسرائیل هلاک آنان را خود می‌دیدند. ولی اینک مرا به قتل ایشان
متّهم می‌سازند). آیا ما را به سبب کاری که بی‌خردان ما کرده‌اند هلاک می‌سازی؟ (خداوندا!
ما را به گناه آنان مگیر). این (درخواست نابه‌جای رؤیت، یا وقوع زلزله، یا کار گوساله‌پرستی)
جز آزمایش تو چیز دیگری نیست که به سبب آن (برابر قوانین و سنن یزدان و گسترده در پهنه‌ی
جهان) هر کس را بخواهی (و مستحقّ بدانی) گمراه می‌سازی، و هر کس را بخواهی (و شایسته
بدانی) هدایت می‌کنی. تو سرپرست ما هستی. پس بر ما ببخشای و به ما رحم فرمای، چرا که
تو بهترین آمرزندگانی. [[«قَوْمَهُ»: از قوم خود. «إِیَّایَ»: مرا. «فِتْنَتُکَ»: آزمایش
تو.]]

۷ـ قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِکَ أَنْ
أَسْـَٔلَکَ مَا لَیْسَ لِى بِهِۦ عِلْمٌۭ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِى وَتَرْحَمْنِىٓ
أَکُن مِّنَ

ٱلْخَـٰسِرِینَ [۱۱:۴۷]

نوح گفت: پروردگارا! از این که چیزی را
(از این به بعد) از تو بخواهم که بدان آگاه نباشم، خویشتن را در پناه تو می‌دارم (و
عاجزانه از آستانت می‌خواهم که مرا از چنین لغزشهائی به دور داری). اگر بر من نبخشائی
و به من رحم ننمائی از زیانکاران خواهم بود. [[«أَعُوذُ بِکَ»: به تو پناه می‌آورم
و خویشتن را در پناه تو می‌دارم.]]

۸ـ کَذَ‌ٰلِکَ أَرْسَلْنَـٰکَ فِىٓ أُمَّهٍۢ
قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَآ أُمَمٌۭ لِّتَتْلُوَا۟ عَلَیْهِمُ ٱلَّذِىٓ أَوْحَیْنَآ
إِلَیْکَ وَهُمْ

یَکْفُرُونَ بِٱلرَّحْمَـٰنِ ۚ قُلْ هُوَ رَبِّى لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا
هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ [۱۳:۳۰]

بدین گونه‌ی شگرف تو را به میان ملّتی فرستاده‌ایم
که ملّتهای فراوانی پیش از آنان آمده‌اند و رفته‌اند، تا آنچه را که به تو وحی کرده‌ایم
بر آنان – هر چند که منکر خداوند مهربانند – بخوانی. بگو او پروردگار من است. جز او
خدائی نیست. بر او توکّل کرده‌ام، و بازگشت من به سوی او است. [[«کَذلِکَ أَرْسَلْنَاکَ»:
این گونه شگرف و بدین صورت سترگ که در شأن تو است، تو را روانه کرده‌ایم. مگر نه این
است که خاتم پیغمبرانی و پیغمبر همه جهانیانی؟! «کَذَالِکَ»: این گونه و بدین ویژگی
خاصّی که در ارسال تو منظور بوده است. همان گونه که پیغمبران پیشین به میان اقوام خود
فرستاده شده‌اند، تو نیز به میان این مردمان فرستاده شده‌ای. «وَ هُمْ یَکْفُرُونَ
بِالرَّحْمنِ»: در حالی که آنان به خدای مهربان اعتقاد ندارند. «مَتَابِ»: اصل آن
(مَتابی) است. یعنی بازگشت من.]]

۹ـ قُلِ ٱدْعُوا۟ ٱللَّهَ أَوِ ٱدْعُوا۟
ٱلرَّحْمَـٰنَ ۖ أَیًّۭا مَّا تَدْعُوا۟ فَلَهُ ٱلْأَسْمَآءُ ٱلْحُسْنَىٰ ۚ وَلَا تَجْهَرْ
بِصَلَاتِکَ

وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَٱبْتَغِ بَیْنَ ذَ‌ٰلِکَ سَبِیلًۭا [۱۷:۱۱۰]

بگو: (خدا را) با «الله» یا «رحمن» به کمک
طلبید (فرقی نمی‌کند، و خدا را به نامها و صفات متعدّد به فریاد خواندن، مخالف توحید
نیست) خدا را به هر کدام (از اسماء حُسنی) بخوانید (مانعی ندارد و تعداد اسماء نشانه‌ی
تعدّد مُسمّی نیست و) او دارای نامهای زیبا است (که هر یک مُعرِّف کاری از کارها و
بیانگر زاویه‌ای از کمالات یزدان جهان است. ای پیغمبر هنگامی که به نماز ایستادی) نمازت
را بلند یا آهسته مخوان، و بلکه میان آن دو راهی پیش گیر (که میانه‌روی و اعتدال است).
[[«أُدْعُوا»: به کمک طلبید. به فریاد خوانید. «الأسْمآءُ الْحُسْنَی»: نامهای زیبا
(نگا: اعراف / ۱۸۰).]]

۱۰ـ قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ
مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیًّۭا [۱۹:۱۸]

(مریم لرزان و هراسان) گفت: من از (سوء
قصد) تو، به خدای مهربان پناه می‌برم. اگر پرهیزگار هستی (بترس که من به خدا پناه برده
و او کس بیکسان است). [[«إِن کُنتَ تَقِیّاً»: اگر پرهیزگار هستی.]]

۱۱ـ یَـٰٓأَبَتِ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن یَمَسَّکَ
عَذَابٌۭ مِّنَ ٱلرَّحْمَـٰنِ فَتَکُونَ لِلشَّیْطَـٰنِ وَلِیًّۭا [۱۹:۴۵]

ای پدر! من از این می‌ترسم که عذاب سختی
از سوی خداوند مهربان گریبانگیر تو شود (که آتش دوزخ است) و آن گاه همدم شیطان (در
نفرین یزدان و عذاب سوزان) شوی. [[«وَلِیّاً»: دوست. همدم.]]

۱۲ـ أُو۟لَـٰٓئِکَ ٱلَّذِینَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ
عَلَیْهِم مِّنَ ٱلنَّبِیِّۦنَ مِن ذُرِّیَّهِ ءَادَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍۢ
وَمِن

ذُرِّیَّهِ إِبْرَ‌ٰهِیمَ وَإِسْرَ‌ٰٓءِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَٱجْتَبَیْنَآ
ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ ءَایَـٰتُ ٱلرَّحْمَـٰنِ خَرُّوا۟

سُجَّدًۭا وَبُکِیًّۭا
[۱۹:۵۸]

آنان که پیغمبرانی بودند از سُلاله‌ی آدم،
و از فرزندان کسانی که با نوح سوار کشتی کردیم، و از دودمان ابراهیم و یعقوب، و از
زمره‌ی کسانی که آنان را (به سوی ایمان) رهنمود و (برای رسالت آسمانی) برگزیده بودیم
و بدیشان نعمت (دنیا و آخرت) داده بودیم، هر زمان که آیات خداوند مهربان پیش ایشان
تلاوت می‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک می‌افتادند. [[«أولئِکَ»: آنان. یعنی انبیاء
و رُسُل دهگانه مذکور، از زکریّا تا ادریس:. «إِسْرَآئِیلَ»: یعقوب. «خَرُّوا»: از
بالا فروافتادند. به روی افتادند. «سُجَّداً»: جمع ساجِد، سجده‌کنان. «بُکِیّاً»: جمع
باکی، گریه‌کنان.]]

۱۳ـ جَنَّـٰتِ عَدْنٍ ٱلَّتِى وَعَدَ ٱلرَّحْمَـٰنُ
عِبَادَهُۥ بِٱلْغَیْبِ ۚ إِنَّهُۥ کَانَ وَعْدُهُۥ مَأْتِیًّۭا [۱۹:۶۱]

باغهای ماندگاریی و جاودانگیی که خداوند
مهربان آن را به بندگان خود وعده داده است و ایشان نادیده بدان ایمان دارند. وعده‌ی
خدا حتماً تحقّق می‌پذیرد (و روزی آنان بهشت خدا را دیده و بدان وارد می‌گردند).
[[«جَنَّاتِ عَدْنٍ»: (نگا: توبه / ۷۲). ]]

۱۴ـ ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن کُلِّ شِیعَهٍ
أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحْمَـٰنِ عِتِیًّۭا [۱۹:۶۹]

سپس از میان هر گروهی افرادی را بیرون می‌کشیم
(و پیش از دیگران به دوزخ می‌اندازیم) که سرکش‌تر از همه در برابر خداوند مهربان بوده‌اند.
[[«لَنَنْزِعَنَّ»: قطعاً و مسلّماً بیرون می‌کشیم و جدا می‌کنیم (و پیشاپیش روانه
دوزخ می‌سازیم) (نگا: هود / ۹۸). «شِیعَهٍ»: گروه و دسته. جماعت.]]

۱۵ـ قُلْ مَن کَانَ فِى ٱلضَّلَـٰلَهِ فَلْیَمْدُدْ
لَهُ ٱلرَّحْمَـٰنُ مَدًّا ۚ حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوْا۟ مَا یُوعَدُونَ إِمَّا

ٱلْعَذَابَ
وَإِمَّا ٱلسَّاعَهَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّۭ مَّکَانًۭا وَأَضْعَفُ جُندًۭا
[۱۹:۷۵]

(ای پیغمبر!) بگو: کسانی که در گمراهی هستند
(و اصرار بر ادامه‌ی این راه دارند) خداوند مهربان بدیشان مهلت می‌دهد (تا بر کفر و
طغیان خود بیفزایند و بیشتر در گناه فرو بروند) تا آن گاه که می‌بینند آنچه را بدان
وعده داده شده‌اند، چه عذاب (کافران توسّط جهادگران مسلمان) را، و چه (خواری و رسوائی)
آخرت را. بالأخره ایشان خواهند دانست که چه کسی مسکن و منزلش بدتر و سپاه و لشکرش ضعیف‌تر
و ناتوانتر است. [[«فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدّاً»: بگذار خداوند مهربان به
طریق استدراج بدیشان مهلت دهد. «إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَهَ»: چه عذاب دنیوی
و چه عذاب اخروی. «جُنداً»: لشکر. لشکریان. مراد دسته و گروه و یاران و مددکاران است.]]

۱۶ـ أَطَّلَعَ ٱلْغَیْبَ أَمِ ٱتَّخَذَ
عِندَ ٱلرَّحْمَـٰنِ عَهْدًۭا [۱۹:۷۸]

آیا او از (اَسرار) غیب آگاه شده است؟ و
یا (این که در این زمینه) از پیشگاه خدای مهربان عهد و پیمانی گرفته است؟ [[«أَطَّلَعَ»:
آیا آگاه شده است؟ آیا اطّلاع پیدا کرده است؟ این واژه فراهم آمده است از (أَ) که حرف
استفهام است و مراد از آن تعجّب است.]]

۱۷ـ یَوْمَ نَحْشُرُ ٱلْمُتَّقِینَ إِلَى
ٱلرَّحْمَـٰنِ وَفْدًۭا [۱۹:۸۵]

روزی ما پرهیزگاران را (با تعظیم و تکریم
هرچه بیشتر) به گونه‌ی گروههائی که به نزد شاهان روند و مهمانان ایشان شوند، در پیشگاه
خداوند مهربان جمع می‌نمائیم (و وارد بهشت می‌گردانیم). [[«یَوْمَ»: در روزی. روزی
را. مفعول فیه یا مفعول بِهِ است. «نَحْشُرُ»: جمع می‌کنیم. گرد می‌آوریم. «وَفْداً»:
گروههای اعزامی به دربار امراء و شاهان. جمع است و مفرد آن (وافد). مانند. رَکْب و
راکِب، و صَحْب و صاحِب. حال (الْمُتَّقینَ) است.]]

۱۸ـ لَّا یَمْلِکُونَ ٱلشَّفَـٰعَهَ إِلَّا
مَنِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحْمَـٰنِ عَهْدًۭا [۱۹:۸۷]

(در آن روز، چه بندگان متّقی و چه بندگان
مجرم مؤمن و غیر مؤمن، هیچ یک از) آنان نمی‌توانند شفاعت بکنند، مگر آن کسی که با خداوند
مهربان عهد و پیمان دارد (که یکتاپرستی و انجام کارهای شایسته در دنیا است). [[«لا
یَمْلِکُونَ»: نمی‌توانند. دارا نیستند. مراد بندگان خدا به طور کلّی است. «إِلاّ مَنْ»:
مراد کسانی است که یکتاپرست و مؤمنِ راستین باشند. چنین کسانی بعد از اجازه خداوند
مهربان می‌توانند شفاعت بکنند (نگا: طه / ۱۰۹، سبأ / ۲۳، زخرف / ۸۶، نجم / ۲۶). «عَهْداً»:
پیمان. مراد توحید و ایمان خالص است. برخی پیمان را (اذن) مذکور در آیات متعدّد قرآن
دانسته‌اند.]]

۱۹ـ وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحْمَـٰنُ
وَلَدًۭا [۱۹:۸۸]

(یهودیان و مسیحیان و مشرکان) می‌گویند:
خداوند مهربان فرزندی برای خود برگرفته است! [[«قالُوا»: مراد مسیحیان و یهودیان (نگا:
توبه / ۳۰) و مشرکان قریش است (نگا: زخرف / ۱۹).]]

۲۰ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟
ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحْمَـٰنُ وُدًّۭا [۱۹:۹۶]

بی‌گمان کسانی که ایمان می‌آورند و کارهای
شایسته و پسندیده انجام می‌دهند، خداوند مهربان آنان را دوست می‌دارد و حجّت ایشان
را به دلها می‌افکند. [[«سَیَجْعَلُ لَهُمْ وُدّاً»: ایشان را دوست می‌دارد. آنان را
در نظر مردم عزیز، و محبّت آنان را به دلها می‌اندازد (نگا: حشر / ۹ و ۱۰).]]

۲۱ـ ٱلرَّحْمَـٰنُ عَلَى ٱلْعَرْشِ ٱسْتَوَىٰ
[۲۰:۵]

خداوند مهربانی (قرآن را فرو فرستاده) است
که بر تخت سلطنت (مجموعه‌ی جهان هستی) قرار گرفته است (و قدرتش سراسر کائنات را احاطه
کرده است).

۲۲ـ أَمَّنْ هَـٰذَا ٱلَّذِى هُوَ جُندٌۭ
لَّکُمْ یَنصُرُکُم مِّن دُونِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ۚ إِنِ ٱلْکَـٰفِرُونَ إِلَّا فِى غُرُورٍ
[۶۷:۲۰]

آخر کدام اشخاص و افرادند که لشکر شمایند
و جدای از خداوند مهربان به شما کمک می‌کنند و از شما مواظبت می‌نمایند؟! کافران گرفتار
غرورند و بس. [[«جُندٌ»: لشکر. سپاه. «مِن دُونِ الرَّحْمنِ»: سوای خداوند مهربان.
در برابر خداوند مهربان. با توجّه به معنی اخیر، مفهوم آیه چنین است: آخر چه کسانی
هستند آنان که لشکر شمایند و در برابر خداوند مهربان از شما دفاع و به شما کمک می‌نمایند؟
«غُرُورٍ»: گول خوردن. فریب.]]

۲۳ـ وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَـٰرُونُ مِن
قَبْلُ یَـٰقَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِۦ ۖ وَإِنَّ رَبَّکُمُ ٱلرَّحْمَـٰنُ فَٱتَّبِعُونِى

وَأَطِیعُوٓا۟ أَمْرِى [۲۰:۹۰]

هارون (که به هنگام وقوع چنین آشوبی در
میانشان بسر می‌برد،) پیش‌تر (از برگشتن موسی از میعادگاه) به بنی‌اسرائیل گفت: ای
قوم من! با این (گوساله‌ی زرّینْ) شما دچار بلا (و آزمون بزرگ و سختی) شده‌اید. پروردگار
شما خداوند مهربان است (نه کس و نه چیز دیگری). اکنون که چنین است، از من پیروی کنید
و از فرمان من اطاعت نمائید. [[«مِن قَبْلُ»: پیش از برگشت موسی از کوه طور. «فُتِنتُم
بِهِ»: بدان در فتنه و بلا افتاده‌اید. چرا که گوساله را می‌پرستید و به دوزخ می‌افتید.
بدان دچار آزمایش و آزمون شده‌اید. چرا که گوساله‌ای بدین شکل و هیئت، برای امتحان
ایمان شما است.]]

۲۴ـ یَوْمَئِذٍۢ لَّا تَنفَعُ ٱلشَّفَـٰعَهُ
إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحْمَـٰنُ وَرَضِىَ لَهُۥ قَوْلًۭا [۲۰:۱۰۹]

در آن روز شفاعت (هیچ کسی) سودی نمی‌بخشد،
مگر (شفاعت) کسی که خداوند مهربان به او اجازه دهد و گفتارش را بپسندد. [[«لا تَنفَعُ
الشَّفَاعَهُ»: در روز قیامت. شفاعت به سه شرط انجام می‌گیرد: ۱ – خدا به شفاعت کننده
اجازه شفاعت دهد (نگا: بقره / ۲۵۵، یونس / ۳). ۲ – آنچه درخواست می‌شود خداپسند باشد
(نگا: طه / ۱۰۹). ۳ – خدا راضی شود از کسی که برای او شفاعت می‌گردد (نگا: انبیاء
/ ۲۸، نجم / ۲۶).]]

۲۵ـ وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحْمَـٰنُ
وَلَدًۭا ۗ سُبْحَـٰنَهُۥ ۚ بَلْ عِبَادٌۭ مُّکْرَمُونَ [۲۱:۲۶]

(برخی از کفّار عرب) می‌گویند: خداوند رحمان
فرزندانی (برای خود، به نام فرشتگان) برگزیده است (چرا که ملائکه دختران خدایند!).
یزدان سبحان پاک و منزّه (از این گونه نقصها و عیبها) است. (فرشتگان فرزندان خدا نبوده
و) بلکه بندگان گرامی و محترمی هستند (که به هیچ وجه از طاعت و عبادت و اجرا فرمان
یزدان سرپیچی نمی‌کنند). [[«وَلَداً»: فرزندان. در اینجا مراد فرشتگان است (نگا: نحل
/ ۵۷).]]

برگه‌ها: 1 2

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز