سوره ملک
۱۷۶۶ـقَالُوا۟ بَلَىٰ قَدْ جَآءَنَا نَذِیرٌۭ فَکَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ
مِن شَىْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِى ضَلَـٰلٍۢ کَبِیرٍۢ [۶۷:۹]
میگویند: آری! پیغمبران بیم دهندهای به میان ما آمدند و ما دروغگویشان
نامیدیم و گفتیم: خداوند به هیچ وجه چیزی را (به نام وحی، برای کسی) نفرستاده است،
و شما دچار گمراهی بزرگی هستید. [[«ضَلالٍ کَبِیرٍ»: گمراهی عظیم. سرگشتگی فراوان.]]
۱۷۶۷ـ قُلْ إِنَّمَا ٱلْعِلْمُ عِندَ ٱللَّهِ وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِیرٌۭ
مُّبِینٌۭ [۶۷:۲۶]
بگو: اطّلاع و آگاهی (از فرا رسیدن مجازات دنیوی و یا وقوع قیامت) متعلّق
به خدا است و بس. من فقط و فقط بیم دهندهی آشکاری هستم. [[«نَذِیرٌ مُّبِینٌ»: بیم
دهندهای که آشکارا بیم میدهد و به صراحت از عذاب خدا سخن میگوید.]]
۱۷۶۸ـ قُلْ أَرَءَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِىَ ٱللَّهُ وَمَن مَّعِىَ أَوْ
رَحِمَنَا فَمَن یُجِیرُ ٱلْکَـٰفِرِینَ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍۢ [۶۷:۲۸]
بگو به من خبردهید اگر خداوند مرا و تمام کسانی را که با من هستند (و
ایمان آوردهاند) هلاک سازد، و یا به ما رحم نماید (و ما را فعلاً نکشد، به هر حال
ما چه حال بمیریم و چه در آینده، اهل نجات هستیم). امّا چه کسی کافران را از عذاب دردناک
(دوزخ میرهاند و) در پناه خود میدارد؟ [[«أَرَأَیْتُمْ»: (نگا: انعام / ۴۶، یونس
/ ۵۰ و ۵۹، هود / ۲۸). «إِنْ أَهْلَکَنِی»: جواب (إنْ) جمله «فَمَن یَأْتِیکُم بِمَآءٍ
مَّعِینٍ» است. «یُجِیرُ»: پناه میدهد.]]
سوره حاقه
۱۷۶۹ـ ثُمَّ ٱلْجَحِیمَ صَلُّوهُ [۶۹:۳۱]
سپس او را به دوزخ بیندازید. [[«صَلُّوهُ»: او را داخل آتش کنید (نگا:
نساء / ۱۰، ابراهیم / ۲۹، یس / ۶۴).]]
ثُمَّ فِى سِلْسِلَهٍۢ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًۭا فَٱسْلُکُوهُ
[۶۹:۳۲]
سپس او را با زنجیری ببندید و بکَشید که هفتاد ذراع درازا دارد. [[«سِلْسِلَهٍ»:
زنجیر. «ذَرْع»: اندازه و درازا. اندازه گرفتن. «سَبْعُونَ»: هفتاد. مراد تکثیر است.
«ذِرَاعاً»: فاصله آرنج تا نوک انگشتان دست. ارش. «أسْلُکُوهُ»: جایگزینش کنید. داخلش
کنید.]
إِنَّهُۥ کَانَ لَا یُؤْمِنُ بِٱللَّهِ ٱلْعَظِیمِ [۶۹:۳۳]
چرا که او به خداوند بزرگ ایمان نمیآورد. [[«کَانَ لا یُؤْمِنُ»: در
سراسر زندگی دنیویش، ایمان و باور نداشت.]]
سوره ملک
۱۷۶۶ـقَالُوا۟ بَلَىٰ قَدْ جَآءَنَا نَذِیرٌۭ فَکَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ
مِن شَىْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِى ضَلَـٰلٍۢ کَبِیرٍۢ [۶۷:۹]
میگویند: آری! پیغمبران بیم دهندهای به میان ما آمدند و ما دروغگویشان
نامیدیم و گفتیم: خداوند به هیچ وجه چیزی را (به نام وحی، برای کسی) نفرستاده است،
و شما دچار گمراهی بزرگی هستید. [[«ضَلالٍ کَبِیرٍ»: گمراهی عظیم. سرگشتگی فراوان.]]
۱۷۶۷ـ قُلْ إِنَّمَا ٱلْعِلْمُ عِندَ ٱللَّهِ وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِیرٌۭ
مُّبِینٌۭ [۶۷:۲۶]
بگو: اطّلاع و آگاهی (از فرا رسیدن مجازات دنیوی و یا وقوع قیامت) متعلّق
به خدا است و بس. من فقط و فقط بیم دهندهی آشکاری هستم. [[«نَذِیرٌ مُّبِینٌ»: بیم
دهندهای که آشکارا بیم میدهد و به صراحت از عذاب خدا سخن میگوید.]]
۱۷۶۸ـ قُلْ أَرَءَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِىَ ٱللَّهُ وَمَن مَّعِىَ أَوْ
رَحِمَنَا فَمَن یُجِیرُ ٱلْکَـٰفِرِینَ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍۢ [۶۷:۲۸]
بگو به من خبردهید اگر خداوند مرا و تمام کسانی را که با من هستند (و
ایمان آوردهاند) هلاک سازد، و یا به ما رحم نماید (و ما را فعلاً نکشد، به هر حال
ما چه حال بمیریم و چه در آینده، اهل نجات هستیم). امّا چه کسی کافران را از عذاب دردناک
(دوزخ میرهاند و) در پناه خود میدارد؟ [[«أَرَأَیْتُمْ»: (نگا: انعام / ۴۶، یونس
/ ۵۰ و ۵۹، هود / ۲۸). «إِنْ أَهْلَکَنِی»: جواب (إنْ) جمله «فَمَن یَأْتِیکُم بِمَآءٍ
مَّعِینٍ» است. «یُجِیرُ»: پناه میدهد.]]
سوره حاقه
۱۷۶۹ـ ثُمَّ ٱلْجَحِیمَ صَلُّوهُ [۶۹:۳۱]
سپس او را به دوزخ بیندازید. [[«صَلُّوهُ»: او را داخل آتش کنید (نگا:
نساء / ۱۰، ابراهیم / ۲۹، یس / ۶۴).]]
ثُمَّ فِى سِلْسِلَهٍۢ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًۭا فَٱسْلُکُوهُ
[۶۹:۳۲]
سپس او را با زنجیری ببندید و بکَشید که هفتاد ذراع درازا دارد. [[«سِلْسِلَهٍ»:
زنجیر. «ذَرْع»: اندازه و درازا. اندازه گرفتن. «سَبْعُونَ»: هفتاد. مراد تکثیر است.
«ذِرَاعاً»: فاصله آرنج تا نوک انگشتان دست. ارش. «أسْلُکُوهُ»: جایگزینش کنید. داخلش
کنید.]
إِنَّهُۥ کَانَ لَا یُؤْمِنُ بِٱللَّهِ ٱلْعَظِیمِ [۶۹:۳۳]
چرا که او به خداوند بزرگ ایمان نمیآورد. [[«کَانَ لا یُؤْمِنُ»: در
سراسر زندگی دنیویش، ایمان و باور نداشت.]]
سوره معارج
۱۷۷۰ـ لِّلْکَـٰفِرِینَ لَیْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭ [۷۰:۲]
(این عذاب) گریبانگیر کافران میگردد، و هیچ کس نمیتواند آن را از ایشان
باز دارد. [[«لِلْکَافِرِینَ»: واژه (لِ) میتواند به معنی (عَلی) باشد.]]
مِّنَ ٱللَّهِ ذِى ٱلْمَعَارِجِ [۷۰:۳]
از ناحیهی خدائی به وقوع میپیوندد که صاحب درجات و مقامات عالی است.
[[«ذِیالْمَعَارِجِ»: دارای درجات والا و مقامات بالا (نگا: روح المعانی، فی ظِلالالقرآن).
در معنی، برابر با (رَفِیعُالدَّرَجاتِ) است (نگا: غافر / ۱۵). «الْمَعَارِجِ»: جمع
مَِعْرَج، محلّ صُعود. جای بالا رفتن (نگا: زخرف / ۳۳). مراتب و منازل و درجات عظمت
و رفعت و قدرت.]]
سوره نوح
۱۷۷۱ـ أَنِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُ وَأَطِیعُونِ [۷۱:۳]
خدا را بپرستید، و از او بترسید، و از من فرمانبرداری کنید.
۱۷۷۲ـ یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرْکُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ
مُّسَمًّى ۚ إِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ إِذَا جَآءَ لَا یُؤَخَّرُ ۖ لَوْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ
[۷۱:۴]
(اگر دعوت مرا بپذیرید) خداوند گناهان شما را میآمرزد، و تا اجل نهائی
مرگ شما را به تأخیر میاندازد. امّا اگر متوجّه باشید، هنگامی که اجل نهائی الهی فرا
رسد، تأخیر پیدا نمیکند. [[«یُؤَخِّرْکُمْ»: شما را به تأخیر میاندازد. مراد طول
عمر بخشیدن و به آن برکت دادن است. حکمت خدا مقتضی آن است که ملّتی که ایمان داشته
باشد و جاده عدل و داد را در پیش گیرد، بیشتر زیست کند و از طول عمر برخوردار شود،
و ملّتی که کفر و فساد و ظلم و زور را در پیش گیرد، هرچه زودتر نابود گردد (نگا: المصحفالمیسّر).
امّا در هر صورت، سر رسید عمر یا اجل نهائی در وقت خود فرا میرسد و پَسی و پیشی در
آن نیست. به عبارت دیگر، انسان دارای دو اجل است: یکی اجل معلّق، که مشروط به عوامل
و اسباب بوده و قابل تغییر است، و دیگری اجل مُبْرَم، که حتمی است و مقیّد به چیزی
نبوده و قابل تغییر و تعجیل و تأخیر نیست (نگا: نمونه. التفسیر القرآنی للقرآن). «أَجَلٍ
مُّسَمّیً»: (نگا: انعام / ۲، اعراف / ۳۴، یونس / ۴۹، هود / ۳).]]
۱۷۷۳ـ مَّا لَکُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًۭا [۷۱:۱۳]
شما را چه میشود که برای خدا عظمت و شکوهی قائل نیستید؟ [[«لا تَرْجُونَ»:
در نظر نمیگیرید. قائل نیستید. «وَقَاراً»: سنگینی و شکوه. در اینجا بزرگی و عظمت
مراد است (نگا: روحالبیان). منظور آیه، این است که: چرا شما در برابر عظمت خدا خاضع
نبوده و از او نمیترسید؟]]
۱۷۷۴ـ أَلَمْ تَرَوْا۟ کَیْفَ خَلَقَ ٱللَّهُ سَبْعَ سَمَـٰوَٰتٍۢ طِبَاقًۭا
[۷۱:۱۵]
مگر نمیبینید که خداوند چگونه هفت آسمان را یکی بالای دیگر آفریده است؟
[[«طِبَاقاً»: (نگا: ملک / ۳). «سَبْعَ سَمَاوَاتٍ»: (نگا: بقره / ۲۹، اسراء / ۴۴،
مؤمنون / ۸۶).]]
۱۷۷۵ـ وَٱللَّهُ أَنۢبَتَکُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ نَبَاتًۭا [۷۱:۱۷]
خدا است که شما را از زمین به گونهی شگفتی آفریده است. [[«أَنبَتَکُمْ»:
شما را رویانده است. مراد از رویاندن، هستی بخشیدن و پدید آوردن است (نگا: حجر /
۱۹). «نَبَاتاً»: (نگا: آلعمران / ۳۷).]]
۱۷۷۶ـ وَٱللَّهُ جَعَلَ لَکُمُ ٱلْأَرْضَ بِسَاطًۭا [۷۱:۱۹]
خداوند زمین را برای شما گسترده و فراخ کرده است. [[«بِسَاطاً»: پهن.
گسترده و فراخ.]]
۱۷۷۷ـ مِّمَّا خَطِیٓـَٔـٰتِهِمْ أُغْرِقُوا۟ فَأُدْخِلُوا۟ نَارًۭا فَلَمْ
یَجِدُوا۟ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَنصَارًۭا [۷۱:۲۵]
(سرانجام، همگی) به خاطر گناهانشان (در طوفان) غرق شدند، و به دوزخ در
افتادند، و جز خدا برای خود یار و یاوری نیافتند (که بتواند از ایشان دفاع کند و از
دوزخشان برهاند). [[«مِمَّا»: بر اثرِ. به خاطرِ. «مِن دُونِ اللهِ»: بجز خدا. سوای
خدا. معلوم است که خدا هم یار و یاورشان نبوده و نخواهد بود.]]
سوره جن
۱۷۷۸ـ وَأَنَّهُۥ کَانَ یَقُولُ سَفِیهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطًۭا
[۷۲:۴]
نادانان ما دربارهی خداوند سخنان ناروائی میگفتهاند. [[«سَفِیهُ»:
نادان. مراد جنس سفیه است. لذا شامل اهریمن و سپاهیان او میگردد (نگا: المصحف المیسّر).
«شَطَطاً»: سخنان دور از حقیقت. اقوال نادرست (نگا: الکهف / ۱۴).]]
۱۷۷۹ـ وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن تَقُولَ ٱلْإِنسُ وَٱلْجِنُّ عَلَى
ٱللَّهِ کَذِبًۭا [۷۲:۵]
و ما (پیش از این) چنین میپنداشتیم که آدمیان و پریان هرگز بر خدا دروغ
نمیبندند (و از زبان خدا دروغ نمیگویند و بدو نسبتهای ناروائی – همچون داشتن زن و
فرزند – نمیدهند). [[«لَن تَقُولَ … کَذِباً»: این سخن ممکن است اشاره به تقلید
کورکورانهای باشد که این گروه از پریان قبلاً از دیگران داشتهاند و برای خدا انباز
و همگون و زن و فرزند قرار میدادهاند.]]
۱۷۸۰ـ وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا۟ کَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن یَبْعَثَ ٱللَّهُ
أَحَدًۭا [۷۲:۷]
و (انسانهای کافر) گمان بردهاند، همان گونه که شما (پریهای کافر) گمان
بردهاید، که خداوند هرگز کسی را پیغمبر نمیسازد، و کسی را دوباره زنده نمیگرداند.
[[«لَن یَبْعَثَ اللهُ أَحَداً»: خداوند هرگز کسی را پیغمبر نمیسازد و برای تبلیغ
روانه نمیدارد. خداوند هرگز کسی را پس از مرگ زندگی دوباره نمیبخشد و قیامت و رستاخیزی
در میان نمیباشد.]]
۱۷۸۱ـ وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعْجِزَ ٱللَّهَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَن
نُّعْجِزَهُۥ هَرَبًۭا [۷۲:۱۲]
ما یقین داریم که هرگز نمیتوانیم بر ارادهی خداوند در زمین غالب شویم،
و نمیتوانیم از پنجهی قدرت او فرار کنیم. (بنابراین، وقتی که نه راه غلبه وجود دارد،
و نه راه گریز، چارهای جز تسلیم فرمان دادگرانهی او نیست). [[«ظَنَنَّا»: یقین داریم.
قطعاً دانستهایم. «هَرَباً»: گریز. فرار.]]
۱۷۸۲ـ وَأَنَّ ٱلْمَسَـٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدًۭا
[۷۲:۱۸]
مسجدها مختصّ پرستش خدا است، و (در آنها) کسی را با خدا پرستش نکنید.
[[«أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلّهِ»: مساجد از آن خدا است. مراد این است که مساجد مختصّ
عبادت خدا است، لذا در آنها کسی را با خدا عبادت نکنید. «لا تَدْعُوا»: مپرستید. عبادت
نکنید.]]
۱۷۸۳ـ وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبْدُ ٱللَّهِ یَدْعُوهُ کَادُوا۟ یَکُونُونَ
عَلَیْهِ لِبَدًۭا [۷۲:۱۹]
(به من وحی شده است که) چون بندهی خدا (محمّد) بر پای ایستاد (و شروع
به نماز و خواندن قرآن در آن کرد) و به پرستش خداوند پرداخت، کافران پیرامون او تنگِ
یکدیگر ازدحام کردند. [[«عَبْدُاللهِ»: مراد حضرت محمّد است. «لِبَد»: جمع لِبْدَه،
متراکم و انباشته. مجازاً به معنی گروه و دسته تنگ یکدیگر و پشت سر هم است.]]
۱۷۸۴ـ قُلْ إِنِّى لَن یُجِیرَنِى مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٌۭ وَلَنْ أَجِدَ
مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًا [۷۲:۲۲]
بگو: (اگر من از خدا نافرمانی کنم) هیچ کس مرا در برابر (خشم) خدا پناه
نمیدهد، و پناهگاهی (برای حفظ خود از عذاب خدا) جز خدا نمییابم. [[«لَن یُجِیرَنِی»:
هرگز پناهم نمیدهد. هیچ وقت مرا در جوار خود نمیگیرد (نگا: مؤمنون / ۸۸، احقاف /
۳۱، ملک / ۲۸). «مُلْتَحَداً»: پناهگاه. ملجأ (نگا: کهف / ۲۷).]]
۱۷۸۵ـ إِلَّا بَلَـٰغًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَـٰلَـٰتِهِۦ ۚ وَمَن یَعْصِ
ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَـٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدًا
[۷۲:۲۳]
لیکن (تنها کاری که میتوانم بکنم) تبلیغ از سوی خدا، و رساندن پیامهای
او است. هر کس از خدا و پیغمبرش نافرمانی کند، نصیب او آتش دوزخ است و جاودانه در آن
میماند. [[«بَلاغاً»: ابلاغ تبلیغ. «رِسَالاتِهِ»: مراد از رسالتهای خدا توضیح مسائل
مجمل قرآنی، در پرتو رهنمودهای آسمانی است. مثل توضیح و بیان احکام نماز و زکات و حجّ،
و غیره (نگا: المصحفالمیسّر).]]
سوره مزمل
۱۷۸۶ـ إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَىِ
ٱلَّیْلِ وَنِصْفَهُۥ وَثُلُثَهُۥ وَطَآئِفَهٌۭ مِّنَ ٱلَّذِینَ مَعَکَ ۚ وَٱللَّهُ
یُقَدِّرُ ٱلَّیْلَ وَٱلنَّهَارَ ۚ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ
ۖ فَٱقْرَءُوا۟ مَا تَیَسَّرَ مِنَ ٱلْقُرْءَانِ ۚ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَىٰ
ۙ وَءَاخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِى ٱلْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ ۙ وَءَاخَرُونَ
یُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِیلِ ٱللَّهِ ۖ فَٱقْرَءُوا۟ مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ ۚ وَأَقِیمُوا۟
ٱلصَّلَوٰهَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّکَوٰهَ وَأَقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا ۚ وَمَا
تُقَدِّمُوا۟ لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍۢ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَیْرًۭا وَأَعْظَمَ
أَجْرًۭا ۚ وَٱسْتَغْفِرُوا۟ ٱللَّهَ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِیمٌۢ [۷۳:۲۰]
پروردگارت میداند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند، نزدیک به دو
سوم شب، یا نصف، و یا یک سوم آن را (نمیخوابید و به عبادت میپردازید و) به نماز میایستید.
خدا است که اوقات شب و روز را میداند و دقیقاً تعیین میکند. او میداند که شما نمیتوانید
(ساعات شب و روز را دقیقاً تعیین کنید و) حساب آن را داشته باشید، لذا (برای شما تخفیف
قائل شد و) بر شما بخشید. پس آن مقدار از قرآن را (در نماز) بخوانید که برایتان میسّر
است. خدا میداند که کسانی از شما بیمار میشوند، و گروهی دیگر برای جستجوی روزی و
به دست آوردن نعمت خدا در زمین مسافرت میکنند، و دستهی دیگر در راه خدا میجنگند.
لذا آن مقدار که برایتان ممکن است و توانائی دارید (در نماز شبانه) قرآن بخوانید. نماز
بگزارید، و زکات مال به در کنید، و قرضالحسنه به خدا دهید. هر خوبی و خیری را که برای
خود پیشاپیش میفرستید، آن را نزد خداوند بهتر و با پاداش بیشتری خواهید یافت. از خدا
آمرزش بخواهید، چرا که خدا آمرزگار و مهربان است. [[«أَدْنی»: کمتر. «یُقَدِّرُ الَّیْلَ
وَ النَّهَارَ»: شب و روز را تعیین و اندازهگیری میکند. حساب شب و روز را دارد.
«یَضْرِبُونَ»: به سفر میپردازند (نگا: مائده / ۱۰۶). «أَقْرِضُوا اللهَ قَرْضاً حَسَناً»:
(نگا: بقره / ۲۴۵، مائده / ۱۲، حدید / ۱۱ و ۱۸، تغابن / ۱۷).]]