موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات مشتمل بر الله در سوره آل عمران


۱۷۵ـ ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْحَىُّ ٱلْقَیُّومُ [۳:۲]

جز
خدا، خدائی نیست و او زنده (به خود) و متصرّف (در کار و بار جهان) است. [[«الْحَیُّ»:
زنده جاوید و باقی پایدار. «الْقَیُّومُ»: نگهدار جهان و گرداننده امور آن.]]

۱۷۶ـ
مِن قَبْلُ هُدًۭى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ ٱلْفُرْقَانَ ۗ إِنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟
بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِیدٌۭ ۗ وَٱللَّهُ عَزِیزٌۭ ذُو ٱنتِقَامٍ
[۳:۴]

پیش
از (قرآن، تورات و انجیل را نازل کرده است) جهت رهنمود مردمان، و (چون منحرف گشتند،
قرآن یعنی) جدا سازنده (ی حق از باطل) را فرو فرستاده است. بیگمان کسانی که نسبت به
آیات خدا کفر ورزند، عذاب سختی دارند، و خداوند توانا و انتقام گیرنده است. [[«مِن
قَبْلُ»: پیش‌تر. «فُرْقَان»: جداسازنده هدایت از ضلالت و حق از باطل و حلال از حرام
(نگا: بقره / ۵۳ و ۱۸۵، انبیاء / ۴۸، فرقان / ۱). «ذُوانتِقَامٍ»: انتقام‌گیرنده.]]

۱۷۷ـ
إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَخْفَىٰ عَلَیْهِ شَىْءٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فِى ٱلسَّمَآءِ
[۳:۵]

شکّی
نیست که هیچ‌چیز نه در زمین و نه در آسمان بر خدا پنهان نمی‌ماند (کوچک باشد یا بزرگ،
پدیدار باشد یا پنهان، دور باشد یا نزدیک).

۱۷۸ـ
هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَیْکَ ٱلْکِتَـٰبَ مِنْهُ ءَایَـٰتٌۭ مُّحْکَمَـٰتٌ هُنَّ
أُمُّ ٱلْکِتَـٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَـٰبِهَـٰتٌۭ ۖ فَأَمَّا ٱلَّذِینَ فِى قُلُوبِهِمْ
زَیْغٌۭ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَـٰبَهَ مِنْهُ ٱبْتِغَآءَ ٱلْفِتْنَهِ وَٱبْتِغَآءَ
تَأْوِیلِهِۦ ۗ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ ۗ وَٱلرَّ‌ٰسِخُونَ فِى
ٱلْعِلْمِ یَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ کُلٌّۭ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا یَذَّکَّرُ
إِلَّآ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَـٰبِ [۳:۷]

او
است که کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرده است. بخشی از آن، آیه‌های «مُحْکَمَات» است
(و معانی مشخّص و اهداف روشنی دارند و) آنها اصل و اساس این کتاب هستند، و بخشی از
آن آیه‌های «مُتَشَابِهَات» است، (و معانی دقیقی دارند و احتمالات مختلفی در آنها می‌رود).
و امّا کسانی که در دلهایشان کژی است (و گریز از حق، زوایای وجودشان را فرا گرفته است)
برای فتنه‌انگیزی و تأویل (نادرست) به دنبال متشابهات می‌افتند. در حالی که تأویل
(درست) آنها را جز خدا و کسانی نمی‌دانند که راسخان (و ثابت‌قدمان) در دانش هستند.
(این چنین وارستگان و فرزانگانی) می‌گویند: ما به همه‌ی آنها ایمان داریم (و در پرتو
دانش می‌دانیم که محکمات و متشابهات) همه از سوی خدای ما است. و (این را) جز صاحبان
عقل (سلیمی که از هوی و هوس فرمان نمی‌برند، نمی‌دانند و) متذکّر نمی‌شوند. [[«مُحْکَمَاتٌ»:
آیه‌های متقن و واضحی که همگان می‌توانند به معانی و تفسیر آنها پی ببرند و در فهم
آنها دچار اشتباه و التباس نشوند. «أُمُّ الْکِتَابِ»: اصل و اساس قرآن و مرجع احکام
حلال و حرام و کلید مشکلات و مجملات. «مُتَشَابِهَاتٌ»: آیاتی که مشکل و قابل تأویل
بوده و معانی کاملاً واضح و روشنی ندارند و چون محتمل مفاهیم و اوجه زیادی هستند، قاطعانه
نمی‌توان آنها را تفسیر و تبیین کرد. از قبیل: حروف مقطّعه، هنگامه رستاخیز، چگونگی
روح، مجملات قرآن، صفات‌یزدان، و … «زَیْغٌ»: انحراف از حق. کج‌روی. «إِبْتِغاء»:
خواستن. طلبیدن. «فِتْنَه»: برگرداندن از دین. کفر و شرک (نگا: بقره / ۱۹۱ و ۲۱۷
…). «تَأْوِیل»: واژه (تأویلِ) نخستین به معنی تحریف و تفسیر نادرست، و دومی به معنی
تفسیر صحیح و تبیین متشابهات در حدود توان بشری است. «الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»:
دانشمندان زبردست و فرزانه. ضمیر (هُ) در (تَأْویلَهُ) به (مَا) یعنی متشابه برمی‌گردد.
«کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا»: هر یک از محکم و متشابه، از سوی پروردگارمان نازل شده
است و ممکن نیست برخی از آن مخالف برخی دیگر باشد.]]

۱۷۹ـ
رَبَّنَآ إِنَّکَ جَامِعُ ٱلنَّاسِ لِیَوْمٍۢ لَّا رَیْبَ فِیهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا
یُخْلِفُ ٱلْمِیعَادَ [۳:۹]

۱۷۵ـ ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْحَىُّ ٱلْقَیُّومُ [۳:۲]

جز
خدا، خدائی نیست و او زنده (به خود) و متصرّف (در کار و بار جهان) است. [[«الْحَیُّ»:
زنده جاوید و باقی پایدار. «الْقَیُّومُ»: نگهدار جهان و گرداننده امور آن.]]

۱۷۶ـ
مِن قَبْلُ هُدًۭى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ ٱلْفُرْقَانَ ۗ إِنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟
بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِیدٌۭ ۗ وَٱللَّهُ عَزِیزٌۭ ذُو ٱنتِقَامٍ
[۳:۴]

پیش
از (قرآن، تورات و انجیل را نازل کرده است) جهت رهنمود مردمان، و (چون منحرف گشتند،
قرآن یعنی) جدا سازنده (ی حق از باطل) را فرو فرستاده است. بیگمان کسانی که نسبت به
آیات خدا کفر ورزند، عذاب سختی دارند، و خداوند توانا و انتقام گیرنده است. [[«مِن
قَبْلُ»: پیش‌تر. «فُرْقَان»: جداسازنده هدایت از ضلالت و حق از باطل و حلال از حرام
(نگا: بقره / ۵۳ و ۱۸۵، انبیاء / ۴۸، فرقان / ۱). «ذُوانتِقَامٍ»: انتقام‌گیرنده.]]

۱۷۷ـ
إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَخْفَىٰ عَلَیْهِ شَىْءٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فِى ٱلسَّمَآءِ
[۳:۵]

شکّی
نیست که هیچ‌چیز نه در زمین و نه در آسمان بر خدا پنهان نمی‌ماند (کوچک باشد یا بزرگ،
پدیدار باشد یا پنهان، دور باشد یا نزدیک).

۱۷۸ـ
هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَیْکَ ٱلْکِتَـٰبَ مِنْهُ ءَایَـٰتٌۭ مُّحْکَمَـٰتٌ هُنَّ
أُمُّ ٱلْکِتَـٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَـٰبِهَـٰتٌۭ ۖ فَأَمَّا ٱلَّذِینَ فِى قُلُوبِهِمْ
زَیْغٌۭ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَـٰبَهَ مِنْهُ ٱبْتِغَآءَ ٱلْفِتْنَهِ وَٱبْتِغَآءَ
تَأْوِیلِهِۦ ۗ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ ۗ وَٱلرَّ‌ٰسِخُونَ فِى
ٱلْعِلْمِ یَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ کُلٌّۭ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا یَذَّکَّرُ
إِلَّآ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَـٰبِ [۳:۷]

او
است که کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرده است. بخشی از آن، آیه‌های «مُحْکَمَات» است
(و معانی مشخّص و اهداف روشنی دارند و) آنها اصل و اساس این کتاب هستند، و بخشی از
آن آیه‌های «مُتَشَابِهَات» است، (و معانی دقیقی دارند و احتمالات مختلفی در آنها می‌رود).
و امّا کسانی که در دلهایشان کژی است (و گریز از حق، زوایای وجودشان را فرا گرفته است)
برای فتنه‌انگیزی و تأویل (نادرست) به دنبال متشابهات می‌افتند. در حالی که تأویل
(درست) آنها را جز خدا و کسانی نمی‌دانند که راسخان (و ثابت‌قدمان) در دانش هستند.
(این چنین وارستگان و فرزانگانی) می‌گویند: ما به همه‌ی آنها ایمان داریم (و در پرتو
دانش می‌دانیم که محکمات و متشابهات) همه از سوی خدای ما است. و (این را) جز صاحبان
عقل (سلیمی که از هوی و هوس فرمان نمی‌برند، نمی‌دانند و) متذکّر نمی‌شوند. [[«مُحْکَمَاتٌ»:
آیه‌های متقن و واضحی که همگان می‌توانند به معانی و تفسیر آنها پی ببرند و در فهم
آنها دچار اشتباه و التباس نشوند. «أُمُّ الْکِتَابِ»: اصل و اساس قرآن و مرجع احکام
حلال و حرام و کلید مشکلات و مجملات. «مُتَشَابِهَاتٌ»: آیاتی که مشکل و قابل تأویل
بوده و معانی کاملاً واضح و روشنی ندارند و چون محتمل مفاهیم و اوجه زیادی هستند، قاطعانه
نمی‌توان آنها را تفسیر و تبیین کرد. از قبیل: حروف مقطّعه، هنگامه رستاخیز، چگونگی
روح، مجملات قرآن، صفات‌یزدان، و … «زَیْغٌ»: انحراف از حق. کج‌روی. «إِبْتِغاء»:
خواستن. طلبیدن. «فِتْنَه»: برگرداندن از دین. کفر و شرک (نگا: بقره / ۱۹۱ و ۲۱۷
…). «تَأْوِیل»: واژه (تأویلِ) نخستین به معنی تحریف و تفسیر نادرست، و دومی به معنی
تفسیر صحیح و تبیین متشابهات در حدود توان بشری است. «الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»:
دانشمندان زبردست و فرزانه. ضمیر (هُ) در (تَأْویلَهُ) به (مَا) یعنی متشابه برمی‌گردد.
«کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا»: هر یک از محکم و متشابه، از سوی پروردگارمان نازل شده
است و ممکن نیست برخی از آن مخالف برخی دیگر باشد.]]

۱۷۹ـ
رَبَّنَآ إِنَّکَ جَامِعُ ٱلنَّاسِ لِیَوْمٍۢ لَّا رَیْبَ فِیهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا
یُخْلِفُ ٱلْمِیعَادَ [۳:۹]

پروردگارا!
تو مردمان را در روزی که تردیدی در آن نیست جمع خواهی کرد (تا همگان را در برابر کارشان
پاداش دهی و بدین امر وعده داده‌ای و) بیگمان خدا خلاف وعده نمی‌کند. [[«لِیَوْمٍ»:
برای حساب روزی که قیامت است. «الْمِیعَاد»: وعده.]]

۱۸۰ـ
إِنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ لَن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَ‌ٰلُهُمْ وَلَآ أَوْلَـٰدُهُم
مِّنَ ٱللَّهِ شَیْـًۭٔا ۖ وَأُو۟لَـٰٓئِکَ هُمْ وَقُودُ ٱلنَّارِ [۳:۱۰]

(در
چنین روزی) به هیچ وجه اموال و اولاد کافران، آنان را نمی‌تواند از (عذاب) خدا نجات
دهد (و مایه‌ی رهائی ایشان از عذاب خدا گردد) و ایشان افروزینه‌ی آتش (دوزخ) هستند.
[[«لَن تُغْنِیَ عَنْهُمْ»: بدیشان نفع نمی‌رساند. از ایشان دفع نمی‌گرداند. «مِنَ
اللهِ»: از عذاب خدا. «وَقُود»: افروزینه. هیمه‌ای که آتش را با آن روشن می‌سازند.
هیزم.]]

۱۸۱ـ
کَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ وَٱلَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ کَذَّبُوا۟ بِـَٔایَـٰتِنَا
فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ۗ وَٱللَّهُ شَدِیدُ ٱلْعِقَابِ [۳:۱۱]

(اینان
رفتار و کردار زشتی دارند) همچون رفتار و کردار قوم فرعون و کسانی که پیش از ایشان
بودند و آیات ما را (با وجود روشنی) تکذیب می‌کردند، پس خدا آنان را به (کیفر) گناهانشان
گرفت، و خداوند شدیدالعقاب است. [[«دَأب»: عادت. کار. «آلِ»: اهل. پیروان. دار و دسته.
«فِرْعَوْن»: لقب شاهان مصر. در اینجا مراد فرعون معاصر موسی است به نام رامسس دوم.]]

۱۸۲ـ
قَدْ کَانَ لَکُمْ ءَایَهٌۭ فِى فِئَتَیْنِ ٱلْتَقَتَا ۖ فِئَهٌۭ تُقَـٰتِلُ فِى سَبِیلِ
ٱللَّهِ وَأُخْرَىٰ کَافِرَهٌۭ یَرَوْنَهُم مِّثْلَیْهِمْ رَأْىَ ٱلْعَیْنِ ۚ وَٱللَّهُ
یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِۦ مَن یَشَآءُ ۗ إِنَّ فِى ذَ‌ٰلِکَ لَعِبْرَهًۭ لِّأُو۟لِى ٱلْأَبْصَـٰرِ
[۳:۱۳]

در
دو دسته‌ای که (در میدان جنگ بدر) با هم روبرو شدند، نشانه‌ای (و درس عبرتی) برای شما
است. دسته‌ای در راه خدا می‌جنگید (و برای اعلاء فرمان خدا و انتشار دین حق می‌رزمید)
و دسته‌ای دیگر کافر بود (و در راه اهریمن هوی و هوس نبرد می‌کرد. چنین کافرانی) مؤمنان
را (بخواست خدا) باچشم خویش دو برابر (تعداد واقعی) خود می‌دیدند (و بدین‌سبب ترس و
هراس بر آنان چیره شد و گریختند) و خداوند هرکس را بخواهد با یاری خود تأیید می‌کند
(و پیروزی را نصیب او می‌گرداند). بیگمان در این امر عبرتی برای صاحبان چشم (بینا و
بینش راستین) است. [[«إِلْتَقَتَا»: با هم در جنگ بدر رویاروی شدند (نگا: انفال /
۴۱ – ۴۴). «فِئَهٌ»: دسته. گروه. «یَرَوْنَهُم مِّثْلَیْهِمْ»: دسته کافران، شماره
گروه مؤمنان را دو برابر خود می‌دیدند (نگا: أنفال / ۴۳). «رَأْیَ الْعَیْنِ»: دیدن
روشن و آشکار. «أُوْلِی الأبْصَارِ»: دارندگان چشم. صاحبان بینش.]]

۱۸۳ـ
زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَ‌ٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِینَ وَٱلْقَنَـٰطِیرِ
ٱلْمُقَنطَرَهِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّهِ وَٱلْخَیْلِ ٱلْمُسَوَّمَهِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ
وَٱلْحَرْثِ ۗ ذَ‌ٰلِکَ مَتَـٰعُ ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا ۖ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ
ٱلْمَـَٔابِ [۳:۱۴]

برای
انسان، محبّت شهوات (و دلبستگی به امور مادی) جلوه داده شده است، از قبیل: عشق به زنان
و فرزندان و ثروت هنگفت و آلاف و الوف طلا و نقره و اسبهای نشاندار (و مرکبهای ممتاز)
و چهارپایان (همچون: شتر و گاو و بز و گوسفند …) و کشت و زرع. اینها (همه) کالای
دنیای پست (فعلی) است و سرانجام نیک (تلاشگران در راه حق) در پیشگاه خدا است (و همو
داند که در آخرت به نیکوکاران چه چیزهائی عطاء خواهد کرد). [[«مِنَ النِّسَآءِ وَ
…»: از قبیل عشق به زنان و …. دوست داشت زنان و … «الْبَنِینَ»: پسران. مراد
فرزندان است. «الْقَنَاطِیر»: جمع قِنطار، دارائی هنگفت. آلاف و الوف. «الْمُقَنطَرَهِ»:
انباشته. بیشمار. کومه. «الذَّهَبِ»: طلا. «الْفِضَّهِ»: نقره. «الْخَیْلِ»: رمه اسبان.
«الْمُسَوَّمَهِ»: سر داده شده برای چَرا. نشاندار سفید پیشانی و دست و پا. زیبا و
برازنده. «الأنْعَامِ»: چهارپایان. شتر و گاو و بز و گوسفند. «الْحَرْثِ»: کشتزار.
«الْمَآبِ»: مرجع. بازگشت. «حُسْنُ الْمَآبِ»: بازگشتگاه نیکو در بهشت.]]

۱۸۴ـ
قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍۢ مِّن ذَ‌ٰلِکُمْ ۚ لِلَّذِینَ ٱتَّقَوْا۟ عِندَ رَبِّهِمْ
جَنَّـٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَ‌ٰجٌۭ
مُّطَهَّرَهٌۭ وَرِضْوَ‌ٰنٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ بَصِیرٌۢ بِٱلْعِبَادِ
[۳:۱۵]

بگو:
آیا شما را از چیزی با خبر سازم که از این (چیزهائی که در دیده‌ها آراسته و جلوه داده
شده است) بهتر است؟ برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کنند در نزد پروردگارشان باغهائی
(در جهان دیگر) است که رودخانه‌ها از پای (درختان) آنها می‌گذرد، آنان در آنجاها جاویدانه
خواهند بود. (همچنین ایشان را) همسران پاکیزه (از هر پلیدی و نقصی) و خوشنودی خدا است.
و خداوند (رفتار و کردار) بندگان را می‌بیند (و نیّت درونی ایشان را می‌داند). [[«أُنَبِّئُکُمْ»:
آگاهتان کنم. «ذلِکُمْ»: آنچه گذشت از زنان و … «رِضْوَان»: خوشنودی فراوان.]]

۱۸۵ـ
شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ وَأُو۟لُوا۟
ٱلْعِلْمِ قَآئِمًۢا بِٱلْقِسْطِ ۚ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْحَکِیمُ
[۳:۱۸]

خداوند
(با نشان دادن جهان هستی به گونه‌ی یک واحد بهم پیوسته و یک نظام یگانه و ناگسسته،
عملاً) گواهی می‌دهد این که معبودی جز او نیست، و این که او (در کارهای آفریدگان خود)
دادگری می‌کند، و فرشتگان و صاحبان دانش (هر یک به گونه‌ای در این باره) گواهی می‌دهند.
جز او معبودی نیست که هم توانا است و هم حکیم. [[«قَآئِماً بِالْقِسْطِ»: در میان بندگانش
دادگرانه رفتار می‌کند.]]

۱۸۶ـ
إِنَّ ٱلدِّینَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَـٰمُ ۗ وَمَا ٱخْتَلَفَ ٱلَّذِینَ أُوتُوا۟
ٱلْکِتَـٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْیًۢا بَیْنَهُمْ ۗ وَمَن
یَکْفُرْ بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَرِیعُ ٱلْحِسَابِ [۳:۱۹]

بیگمان
دین (حق و پسندیده) در پیشگاه خدا اسلام (یعنی خالصانه تسلیم فرمان الله شدن) است
(و این، آئین همه‌ی پیغمبران بوده است) و اهل کتاب (در آن) به اختلاف برنخاستند مگر
بعد از آگاهی (بر حقیقت و صحّت آن؛ این کار هم) به سبب ستمگری و سرکشی میان خودشان
بود (و انگیزه‌ای جز ریاست‌خواهی و انحصارطلبی نداشت). و کسی که به آیات خدا (اعم از
آیات دیدنی در آفاق و انفس، یا آیات خواندنی در کتابهای آسمانی پشت کند و) کفر ورزد
(بداند که) بیگمان خدا زود حسابرسی می‌کند. [[«الإِسْلام»: فرمانبرداری از خدا و قوانین
و احکام آسمانی. آئین اسلام که همه انبیاء از آدم تا خاتم بر آن بوده‌اند و در تبلیغ
آن کوشیده‌اند (نگا: بقره / ۱۳۲، آل‌عمران / ۶۷، انعام ۱۶۱ – ۱۶۳). «بَغْیاً»: ستمگری
و سرکشی.]]

برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز