۵۹۶.یَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًۭا یُوَٰرِى
سَوْءَٰتِکُمْ وَرِیشًۭا ۖ وَلِبَاسُ ٱلتَّقْوَىٰ ذَٰلِکَ خَیْرٌۭ ۚ
ذَٰلِکَ مِنْ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ [۷:۲۶]
ای آدمیزادگان! ما لباسی برای شما درست کردهایم که عورات
شما را میپوشاند، و لباس زینتی را (برایتان ساختهایم که خود را بدان میآرائید.
امّا باید بدانید که) لباس تقوا و ترس از خدا، بهترین لباس است (که انسان خود را
بدان میآراید و خویشتن را از عذاب آخرت میرهاند). این (آفرینش لباسهای ظاهری و
باطنی) از نشانههای (فضل و رحمت) خدا است تا بندگان متذکّر (نعمتهای پروردگار)
شوند. [[«أَنزَلْنَا»: آفریدیم. درست کردیم. (نگا: زمر / ۶، حدید / ۲۵).
«یُوارِی»: میپوشاند. پنهان میدارد. «رِیشاً»: پر. در اینجا مراد لباس زینت و
وسائل آرایش است. «ذلِکَ»: آن آفرینش لباس به طور مطلق، یا آن آفرینش لباس تقوا.]]
۵۹۷ـ وَإِذَا فَعَلُوا۟
فَـٰحِشَهًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَیْهَآ
ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَأْمُرُ
بِٱلْفَحْشَآءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ [۷:۲۸]
(کافران) وقتی که کار زشتی (همچون شرک و طواف کعبه را در حال
برهنگی) انجام میدهند، میگویند: پدران خود را بر این کار دیدهایم (و نیاکانمان
را بر این روش و برنامه یافتهایم و ما به دنبال آنان رفته و از ایشان پیروی میکنیم)
و خدا ما را بدان دستور داده است! بگو (ای پیغمبر!): خداوند به کار زشت دستور نمیدهد.
آیا چیزی را به خدا نسبت میدهید که (مستند و دلیل صحّت آن را) نمیدانید؟
[[«فَاحِشَهً»: عمل قبیح. گناه بسیار زشت. «الْفَحْشَآء»: عمل قبیح. گناه بسیار
زشت.]]
۵۹۸ـ فَرِیقًا هَدَىٰ وَفَرِیقًا حَقَّ عَلَیْهِمُ ٱلضَّلَـٰلَهُ ۗ إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُوا۟ ٱلشَّیَـٰطِینَ أَوْلِیَآءَ مِن دُونِ
ٱللَّهِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ [۷:۳۰]
(در آن وقت که به سوی او برمیگردید، دو گروه خواهید بود:) گروهی
که (خداوند ایشان را موفّق گردانده است و به سبب پیروی از رهنمود پیغمبران)
هدایتشان بخشیده است، و گروهی که درخور گمراهی گردیده و سرگشته شدهاند، چرا که به
جای یزدان شیاطین را به دوستی و سروری گرفتهاند و خویشتن را راهیافته پنداشتهاند.
[[«فَرِیقاً»: گروه. دسته. «مِن دُونِ اللهِ»: به جای خدا.]]
۵۹۹ـ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ
لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّیِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ ۚ قُلْ هِىَ لِلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا
خَالِصَهًۭ یَوْمَ ٱلْقِیَـٰمَهِ ۗ کَذَٰلِکَ نُفَصِّلُ ٱلْءَایَـٰتِ لِقَوْمٍۢ یَعْلَمُونَ [۷:۳۲]
(ای محمّد! زشتی کارِ افتراء تحلیل و تحریم را بدیشان خاطرنشان ساز
و به آنان) بگو: چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگانش آفریده است و همچنین
مواهب و روزیهای پاکیزه را تحریم کرده است؟ بگو: این (نعمتها و موهبتهای حلال و)
چیزهای پاکیزه، برای افراد باایمان در این جهان آفریده شده است (و دیگران نمیبایست
از آن استفاده کنند. ولی در این دنیا بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست، و این هم
از رحمت واسعهی خدا و لطف او است. امّا) در روز قیامت اینها همه در اختیار مؤمنان
قرار میگیرد (و دیگران به کلّی از آن محروم میگردند). این چنین آیات (خود را
دربارهی احکام حلال و حرام) برای کسانی توضیح و تشریح میکنیم که آگاهند و میفهمند.
[[«أَخْرَجَ»: بیرون آورده است. در اینجا مراد این است که: آفریده است و به مرحله
ظهور رسانده است. «خَالِصَهً»: دربست. به تمام و کمال.]]
۶۰۰ـ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ
مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلْإِثْمَ وَٱلْبَغْىَ بِغَیْرِ ٱلْحَقِّ وَأَن
تُشْرِکُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِۦ سُلْطَـٰنًۭا وَأَن تَقُولُوا۟
عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ [۷:۳۳]
۵۹۶ـ
یَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًۭا یُوَٰرِى
سَوْءَٰتِکُمْ وَرِیشًۭا ۖ وَلِبَاسُ ٱلتَّقْوَىٰ ذَٰلِکَ خَیْرٌۭ ۚ
ذَٰلِکَ مِنْ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ [۷:۲۶]
ای آدمیزادگان! ما لباسی برای شما درست کردهایم که عورات
شما را میپوشاند، و لباس زینتی را (برایتان ساختهایم که خود را بدان میآرائید.
امّا باید بدانید که) لباس تقوا و ترس از خدا، بهترین لباس است (که انسان خود را
بدان میآراید و خویشتن را از عذاب آخرت میرهاند). این (آفرینش لباسهای ظاهری و
باطنی) از نشانههای (فضل و رحمت) خدا است تا بندگان متذکّر (نعمتهای پروردگار)
شوند. [[«أَنزَلْنَا»: آفریدیم. درست کردیم. (نگا: زمر / ۶، حدید / ۲۵).
«یُوارِی»: میپوشاند. پنهان میدارد. «رِیشاً»: پر. در اینجا مراد لباس زینت و
وسائل آرایش است. «ذلِکَ»: آن آفرینش لباس به طور مطلق، یا آن آفرینش لباس تقوا.]]
۵۹۷ـ وَإِذَا فَعَلُوا۟
فَـٰحِشَهًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَیْهَآ
ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَأْمُرُ
بِٱلْفَحْشَآءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ [۷:۲۸]
(کافران) وقتی که کار زشتی (همچون شرک و طواف کعبه را در حال
برهنگی) انجام میدهند، میگویند: پدران خود را بر این کار دیدهایم (و نیاکانمان
را بر این روش و برنامه یافتهایم و ما به دنبال آنان رفته و از ایشان پیروی میکنیم)
و خدا ما را بدان دستور داده است! بگو (ای پیغمبر!): خداوند به کار زشت دستور نمیدهد.
آیا چیزی را به خدا نسبت میدهید که (مستند و دلیل صحّت آن را) نمیدانید؟
[[«فَاحِشَهً»: عمل قبیح. گناه بسیار زشت. «الْفَحْشَآء»: عمل قبیح. گناه بسیار
زشت.]]
۵۹۸ـ فَرِیقًا هَدَىٰ وَفَرِیقًا حَقَّ عَلَیْهِمُ ٱلضَّلَـٰلَهُ ۗ إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُوا۟ ٱلشَّیَـٰطِینَ أَوْلِیَآءَ مِن دُونِ
ٱللَّهِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ [۷:۳۰]
(در آن وقت که به سوی او برمیگردید، دو گروه خواهید بود:) گروهی
که (خداوند ایشان را موفّق گردانده است و به سبب پیروی از رهنمود پیغمبران)
هدایتشان بخشیده است، و گروهی که درخور گمراهی گردیده و سرگشته شدهاند، چرا که به
جای یزدان شیاطین را به دوستی و سروری گرفتهاند و خویشتن را راهیافته پنداشتهاند.
[[«فَرِیقاً»: گروه. دسته. «مِن دُونِ اللهِ»: به جای خدا.]]
۵۹۹ـ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ
لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّیِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ ۚ قُلْ هِىَ لِلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا
خَالِصَهًۭ یَوْمَ ٱلْقِیَـٰمَهِ ۗ کَذَٰلِکَ نُفَصِّلُ ٱلْءَایَـٰتِ لِقَوْمٍۢ یَعْلَمُونَ [۷:۳۲]
(ای محمّد! زشتی کارِ افتراء تحلیل و تحریم را بدیشان خاطرنشان ساز
و به آنان) بگو: چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگانش آفریده است و همچنین
مواهب و روزیهای پاکیزه را تحریم کرده است؟ بگو: این (نعمتها و موهبتهای حلال و)
چیزهای پاکیزه، برای افراد باایمان در این جهان آفریده شده است (و دیگران نمیبایست
از آن استفاده کنند. ولی در این دنیا بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست، و این هم
از رحمت واسعهی خدا و لطف او است. امّا) در روز قیامت اینها همه در اختیار مؤمنان
قرار میگیرد (و دیگران به کلّی از آن محروم میگردند). این چنین آیات (خود را
دربارهی احکام حلال و حرام) برای کسانی توضیح و تشریح میکنیم که آگاهند و میفهمند.
[[«أَخْرَجَ»: بیرون آورده است. در اینجا مراد این است که: آفریده است و به مرحله
ظهور رسانده است. «خَالِصَهً»: دربست. به تمام و کمال.]]
۶۰۰ـ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ
مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلْإِثْمَ وَٱلْبَغْىَ بِغَیْرِ ٱلْحَقِّ وَأَن
تُشْرِکُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِۦ سُلْطَـٰنًۭا وَأَن تَقُولُوا۟
عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ [۷:۳۳]
بگو: خداوند حرام کرده است کارهای نابهنجار (چون زنا) را،
خواه آن چیزی که آشکارا انجام پذیرد و ظاهر گردد، و خواه آن چیزی که پوشیده انجام
گیرد و پنهان ماند، و (هر نوع) بزهکاری را و ستمگری (بر مردم) را که به هیچ وجه
درست نیست، و این که چیزی را شریک خدا کنید بدون دلیل و برهانی که از سوی خدا مبنی
بر حقّانیّت آن خبر در دست باشد، و این که به دروغ از زبان خدا چیزی را (درباره
تحلیل و تحریم و غیره) بیان دارید که (صحّت و سقم آن را) نمیدانید. [[«بَطَنَ»:
پنهان ماند. مخفی گردید. «الإِثْمَ»: گناه. بزهکاری. «الْبَغْیَ»: ظلم و ستم.
تعدّی. «بِغَیْرِ الْحَقِّ»: باطل. نادرست. ذکر این قید برای توضیح و تأکید است؛
چرا که هر نوع ظلم و ستمی باطل و نادرست است. یا این که معنی آن چنین است: به
ناحق. یعنی تعدّی و تجاوزی که حق است و از روی مُشاکله تعدّی و تجاوز نامیده میشود،
بلامانع است (نگا: بقره / ۱۹۴). «سُلْطَاناً»: دلیل و برهان.]]
۶۰۱ـ فَمَنْ أَظْلَمُ
مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ کَذِبًا أَوْ
کَذَّبَ بِـَٔایَـٰتِهِۦٓ ۚ أُو۟لَـٰٓئِکَ یَنَالُهُمْ نَصِیبُهُم مِّنَ
ٱلْکِتَـٰبِ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا یَتَوَفَّوْنَهُمْ
قَالُوٓا۟ أَیْنَ مَا کُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۖ قَالُوا۟
ضَلُّوا۟ عَنَّا وَشَهِدُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ
أَنَّهُمْ کَانُوا۟ کَـٰفِرِینَ [۷:۳۷]
آخر چه کسی ستمکارتر از کسانی است که بر خدا دروغ میبندند
یا این که آیات او را تکذیب مینمایند؟ نصیب مقدّرشان بدیشان میرسد (و در جهان
روزگار معیّن خود را بسر میبرند و روزیِ مشخّص خویش را میخورند) تا آن گاه که
فرستادگان ما (یعنی فرشتگان قبض ارواح) به سراغشان میآیند تا جانشان را بگیرند.
(بدین هنگام بدیشان) میگویند: معبودهائی که جز خدا میپرستیدید کجایند؟ (بدیشان
بگوئید بیایند و شما را از چنگال مرگ بربایند!). میگویند: از ما نهان و ناپیدا
شدهاند و به ترک ما گفتهاند (و امید نفع و خیری بدانان نداریم. در اینجا است که)
آنان علیه خود گواهی میدهند و اعتراف میکنند که کافر بودهاند. [[«نَصِیبَهُمْ
مِنَ الْکِتَابِ»: قسمت مقدّر روزی. مدّت معیّن عمر. «الْکِتَابِ»: مقدّر. نوشته
شده. «یَتَوَفَّوْنَهُمْ»: آنان را میمیرانند. جان آنان را میگیرند. «کُنتُمْ
تَدْعُونَ»: عبادت میکردید. به فریاد میخواندید و استمداد می طلبیدید. «ضَلُّوا
عَنَّا»: از ما نهان و ناپیدا شدهاند و به ترک ما گفتهاند. (ضَلُّوا) در اینجا
به معنی (غابُوا) است. «شَهِدُوا»: گواهی دادند. اعتراف نمودند.]]
۶۰۲ـ وَنَزَعْنَا مَا فِى
صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّۢ تَجْرِى مِن
تَحْتِهِمُ ٱلْأَنْهَـٰرُ ۖ وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى
هَدَىٰنَا لِهَـٰذَا
وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَآ أَنْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ ۖ لَقَدْ
جَآءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلْحَقِّ ۖ وَنُودُوٓا۟ أَن تِلْکُمُ ٱلْجَنَّهُ
أُورِثْتُمُوهَا بِمَا
کُنتُمْ تَعْمَلُونَ [۷:۴۳]
هرگونه کینهای را از دلهایشان میزدائیم (تا برادرانه در
کمال صفا و صمیمیّت در بهشت بسر برند). در زیر (قصرها و درختان) آنان رودبارها
جاری میگردد. (خرّم و خندان خدای را سپاس میگذارند) و میگویند: خدائی را
سپاسگزاریم که ما را بدین (نعمت جاویدان و بیپایان) رهنمود فرمود و اگر (لطف عمیم
و فضل کریم) خدا (نبود و توسّط پیغمبران ما را توفیق عنایت نمیفرمود و) رهنمودمان
نمینمود، هدایت فراچنگ نمیآوردیم. واقعاً پیغمبرانِ پروردگارمان حق آوردند (و حق
گفتند و به سوی حق همگان را رهبری نمودند. در اینجا از سوی فرشتگان خدا) ندا داده
میشود که: این بهشت شما است (که در جهان به شما وعده داده شده بود، و هم اینک) آن
را به خاطر اعمالی (بایسته و کردارهای شایستهای) که انجام دادهاید به ارث میبرید.
[[«نَزَعْنَا»: بیرون کشیدیم. «غِلٍّ»: کینه. دشمنی.]]
۶۰۳ـ وَنَادَىٰٓ أَصْحَـٰبُ ٱلْجَنَّهِ أَصْحَـٰبَ ٱلنَّارِ أَن
قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّۭا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ
رَبُّکُمْ حَقًّۭا ۖ
قَالُوا۟ نَعَمْ ۚ
فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌۢ بَیْنَهُمْ أَن لَّعْنَهُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّـٰلِمِینَ [۷:۴۴]
(پس از استقرار بهشتیان در بهشت، و دوزخیان در دوزخ)
بهشتیان دوزخیان را صدا میزنند که ما آنچه را پروردگارمان (توسّط پیغمبران) به ما
وعده داده بود همه را حق یافتهایم (و به نعمت و کرامت خدای خود رسیدهایم)، آیا
شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتهاید (و به عقاب و عذاب
خدا گرفتار آمدهاید؟). میگویند: بلی! (همه را عین حقیقت دیدهایم و به عقاب
هولناک و عذاب دردناکی دچار آمدهایم. دریغا و فسوسا! در این هنگام، میان بهشت و
دوزخ) ندادهندهای در میانشان ندا درمیدهد که نفرین خدا بر ستمگران باد!
[[«أَذَّنَ»: صدا زد. ندا در داد. «مُوَذِّنٌ»: ندا دهنده. این ندا دهنده شاید
فرشتهای یا انسانی باشد.]]
۶۰۴ـ ٱلَّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ ٱللَّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًۭا
وَهُم بِٱلْءَاخِرَهِ کَـٰفِرُونَ [۷:۴۵]
آن ستمگرانی که (مردمان را) از راه خدا باز میداشتند، و
(بر راستای خداشناسی سدها و مانعها ایجاد میکردند، و در دلهای مردمان شکّها و
گمانها میانداختند تا آنان را منحرف سازند و بدیشان) راه خدا را کج و نادرست نشان
دهند، و آنانی که به آخرت کفر میورزیدند (و به جهان دیگر ایمان نداشتند).
[[«َبْغُونَهَا عِوَجاً»: آن را کج میخواهند. یعنی همیشه در صدد آن هستند که جاده
مستقیم الهی را کج نشان دهند و نادرست جلوه بنمایند.]]
۶۰۵ـ أَهَـٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ لَا یَنَالُهُمُ
ٱللَّهُ بِرَحْمَهٍ ۚ
ٱدْخُلُوا۟ ٱلْجَنَّهَ لَا خَوْفٌ عَلَیْکُمْ وَلَآ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ [۷:۴۹]
آیا اینان (که هم اکنون به بهشت میروند و غرق نعمت جاوید
یزدان میشوند) همان کسانی نیستند که (در دنیا) سوگند میخوردید: ممکن نیست خداوند
رحمی بدیشان کند (و آنان را به بهشت نائل گرداند؟ ای مؤمنان! به کوری چشم کافران)
به بهشت درآئید. نه ترسی متوجّه شما میگردد و نه به غم و اندوهی گرفتار میآئید.
(چرا که بهشت جای سعادت و سرور و شادمانی و نعمت جاویدان یزدانی است).
[[«أَقْسَمْتُمْ»: سوگند خوردید. «أُدْخُلُوا الْجَنَّهَ …»: این عبارت میتواند
فرموده خدا خطاب به اصحاب اعراف یا سائر مؤمنان باشد؛ و یا گفته اصحاب اعراف خطاب
به مؤمنان بشمار آید.]]
۶۰۶ـ وَنَادَىٰٓ
أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّهِ أَنْ
أَفِیضُوا۟ عَلَیْنَا مِنَ ٱلْمَآءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ ٱللَّهُ ۚ
قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى ٱلْکَـٰفِرِینَ [۷:۵۰]
دوزخیان بهشتیان را صدا میزنند که مقداری از آب یا از
چیزهائی که خداوند قسمت شما فرموده است به ما عطاء کنید. بهشتیان میگویند: خداوند
آب و چیزهای بهشت را بر کافران قدغن کرده است. [[«نَادَی»: صدا زد. چگونگی صدازدن
بر ما مجهول است، جز این که چنین صدازدنی دلیل بر قرب مکانی بهشت و دوزخ نمیباشد.
امروزه در دنیا به وسیله دستگاهها با هم صحبتکردن و یکدیگر را از مسافت دور دیدن
چیز عادی است. «أََفِیضُوا»: عطاء کنید.]]
۶۰۷ـ إِنَّ رَبَّکُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ
وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّهِ أَیَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ یُغْشِى
ٱلَّیْلَ ٱلنَّهَارَ یَطْلُبُهُۥ حَثِیثًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ
مُسَخَّرَٰتٍۭ بِأَمْرِهِۦٓ ۗ أَلَا لَهُ ٱلْخَلْقُ وَٱلْأَمْرُ ۗ تَبَارَکَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۷:۵۴]
پروردگار شما خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش دوره
بیافرید، سپس بر تخت (مرکز فرماندهی جهان) چیره شد (و به ادارهی جهان هستی
پرداخت). با (پردهی تاریک) شب، روز را میپوشاند و شب شتابان به دنبال روز روان
است. خورشید و ماه و ستارگان را بیافریده است و جملگی مسخّر فرمان او هستند. آگاه
باشید که تنها او میآفریند و تنها او فرمان میدهد. بزرگوار و جاویدان و دارای
خیرات فراوان، خداوندی است که پروردگار جهانیان است. [[«سِتَّهِ أیَّامٍ»: شش روز.
مراد شش دوره از زمان است که مقدار آنها را کسی جز خدا نمیداند. «إسْتَوَی»:
مستولی شد. استقرار یافت. چگونگی آن بر ما مجهول است و آنچه از آن میفهمیم این
است که خداوند به فرمانروائی و اداره جهان پرداخت. «الْعَرْش»: تخت سلطنت. آفریده
سترگی است که چگونگی آن بر ما مجهول است. «إِسْتَوی عَلی الْعَرْشِ»: کاملاً چیره
شد و فرماندهی را به دست گرفت. «حَثِیثاً»: با سرعت. شتابان. «مُسَخَّرَاتٍ»:
فرمانبرداران. فرمانبران. «الْخَلْقُ»: آفرینش. همه مخلوقات. «الأمْرُ»: فرماندهی.
رهبری و گرداندن کار و بار مخلوقات و نظارت بر احوال و اوضاع آنها. «تَبَارَکَ
اللهُ»: مقدّس و منزّه خدا است. خیر و برکت مادی و معنوی خدا افزون و فراوان است.
جاوید و بزرگوار خدا است.]]