موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات مشتمل بر الله در سوره الانعام


۵۳۱ـ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ
وَجَعَلَ ٱلظُّلُمَـٰتِ وَٱلنُّورَ ۖ
ثُمَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ [۶:۱]

ستایش خداوندی را سزا است که آسمانها و
زمین را آفریده است و تاریکیها و روشنائی را ایجاد کرده است (که هر یک سود ویژه‌ای
و حکمت خاصّی در بردارند و دلائل باهر و براهین قاطعی بر وجود خدایند) ولی با
این وصف، کسانی که منکر وجود پروردگار خویشند (برای آفریدگار خود بتان را) انباز
می‌کنند. [[«جَعَلَ»: ایجاد کرده است. پدید آورده است (نگا: نحل / ۷۲، و فرقان /
۶۱). «یَعْدِلُونَ»: برابر قرار می‌دهند. یعنی کافران بتان را در پرستش و
درخواست حاجت از آنها با خدا همتا و همبر می‌کنند.]]

۵۳۲ـ وَهُوَ ٱللَّهُ فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَفِى ٱلْأَرْضِ ۖ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهْرَکُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ [۶:۳]

در آسمانها و زمین تنها او خدا است (و
پرستش را سزا است. او) پنهان و آشکار شما را می‌داند و از آنچه (از خوبی و بدی
انجام می‌دهید و) فراچنگ می‌آورید آگاه است (و جزا و سزای شما را می‌دهد).
[[«هُوَ اللهُ فِی السَّمَاوَاتِ …»: تنها او معبود و متصرّف است در آسمانها و
… «سِرّ»: راز. اقوال و افعال نهانی. «جَهْر»: آشکار. اقوال و افعال ظاهری.]]

۵۳۳ـ قُل لِّمَن مَّا فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ قُل لِّلَّهِ ۚ
کَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ ٱلرَّحْمَهَ ۚ
لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَىٰ یَوْمِ ٱلْقِیَـٰمَهِ لَا رَیْبَ فِیهِ ۚ ٱلَّذِینَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ [۶:۱۲]

بگو: آنچه در آسمانها و زمین است از آن
کیست؟ (از زبان فطرتِ آنان) بگو: از آن خدا است. (همو از روی تفضّل و تلطّف)
رحمت (به بندگان را) بر عهده‌ی خود گرفته است (و هرکه از روی ایمان دست دعا به
سوی رحمان بردارد از آستان یزدان ناامید برنمی‌گردد). بدون هیچ گونه شکّ و گمانی
شما را در روز قیامت گرد می‌آورد (و آن گاه پاداش و پادافره همگان را می‌دهد).
تنها کسانی که (سرمایه‌ی) وجود خود را از دست داده‌اند (و هستی خویشتن را باخته‌اند)
ایمان نمی‌آورند. [[«کَتَبَ»: واجب کرده است. «إِلی»: در. برای.
«لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ …»: شما را در روز قیامت گرد می‌آورد.
شما را از گورها برای روز قیامت برمی‌انگیزد و گرد می‌آورد (نگا: هود / ۱۰۳).
«الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ …»: آنان که وجود خود را ضایع کرده‌اند و
خویشتن را در روز قیامت گرفتار عذاب نموده‌اند، کسانیند که به خدا و حساب و کتاب
آخرت باور ندارند.]]

۵۳۴ـ قُلْ أَغَیْرَ
ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّۭا فَاطِرِ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ
وَٱلْأَرْضِ وَهُوَ یُطْعِمُ وَلَا یُطْعَمُ ۗ قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ
أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ ۖ وَلَا تَکُونَنَّ مِنَ ٱلْمُشْرِکِینَ
[۶:۱۴]

بگو: آیا غیر خدا را معبود و یاور خود
بگیرم؟! در صورتی که او آفریننده‌ی آسمانها و زمین است و او روزی می‌دهد (و رازق
همگان او است و همه بدو نیازمندند) و به او روزی داده نمی‌شود (و نیازمند کسی
نیست). بگو: به من دستور داده شده است که نخستین کسی باشم که (از این امّت،
خویشتن را خالصانه تسلیم فرمان خدا کند و) مسلمان باشد (و نیز خداوند به من
دستور داده است که) از زمره‌ی مشرکان مباش. [[«وَلِیّ»: سرپرست. یاور.
«فَاطِرِ»: آفریننده. جداکننده کهکشانها و کرات از هم (نگا: انبیاء / ۳۰)
«أَسْلَمَ»: خویشتن را خالصانه تسلیم فرمان خدا کرد. مسلمان گردید.]]

۵۳۱ـ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ
وَجَعَلَ ٱلظُّلُمَـٰتِ وَٱلنُّورَ ۖ
ثُمَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ [۶:۱]

ستایش خداوندی را سزا است که آسمانها و
زمین را آفریده است و تاریکیها و روشنائی را ایجاد کرده است (که هر یک سود ویژه‌ای
و حکمت خاصّی در بردارند و دلائل باهر و براهین قاطعی بر وجود خدایند) ولی با
این وصف، کسانی که منکر وجود پروردگار خویشند (برای آفریدگار خود بتان را) انباز
می‌کنند. [[«جَعَلَ»: ایجاد کرده است. پدید آورده است (نگا: نحل / ۷۲، و فرقان /
۶۱). «یَعْدِلُونَ»: برابر قرار می‌دهند. یعنی کافران بتان را در پرستش و
درخواست حاجت از آنها با خدا همتا و همبر می‌کنند.]]

۵۳۲ـ وَهُوَ ٱللَّهُ فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَفِى ٱلْأَرْضِ ۖ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهْرَکُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ [۶:۳]

در آسمانها و زمین تنها او خدا است (و
پرستش را سزا است. او) پنهان و آشکار شما را می‌داند و از آنچه (از خوبی و بدی
انجام می‌دهید و) فراچنگ می‌آورید آگاه است (و جزا و سزای شما را می‌دهد).
[[«هُوَ اللهُ فِی السَّمَاوَاتِ …»: تنها او معبود و متصرّف است در آسمانها و
… «سِرّ»: راز. اقوال و افعال نهانی. «جَهْر»: آشکار. اقوال و افعال ظاهری.]]

۵۳۳ـ قُل لِّمَن مَّا فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ قُل لِّلَّهِ ۚ
کَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ ٱلرَّحْمَهَ ۚ
لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَىٰ یَوْمِ ٱلْقِیَـٰمَهِ لَا رَیْبَ فِیهِ ۚ ٱلَّذِینَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ [۶:۱۲]

بگو: آنچه در آسمانها و زمین است از آن
کیست؟ (از زبان فطرتِ آنان) بگو: از آن خدا است. (همو از روی تفضّل و تلطّف)
رحمت (به بندگان را) بر عهده‌ی خود گرفته است (و هرکه از روی ایمان دست دعا به
سوی رحمان بردارد از آستان یزدان ناامید برنمی‌گردد). بدون هیچ گونه شکّ و گمانی
شما را در روز قیامت گرد می‌آورد (و آن گاه پاداش و پادافره همگان را می‌دهد).
تنها کسانی که (سرمایه‌ی) وجود خود را از دست داده‌اند (و هستی خویشتن را باخته‌اند)
ایمان نمی‌آورند. [[«کَتَبَ»: واجب کرده است. «إِلی»: در. برای.
«لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ …»: شما را در روز قیامت گرد می‌آورد.
شما را از گورها برای روز قیامت برمی‌انگیزد و گرد می‌آورد (نگا: هود / ۱۰۳).
«الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ …»: آنان که وجود خود را ضایع کرده‌اند و
خویشتن را در روز قیامت گرفتار عذاب نموده‌اند، کسانیند که به خدا و حساب و کتاب
آخرت باور ندارند.]]

۵۳۴ـ قُلْ أَغَیْرَ
ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّۭا فَاطِرِ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ
وَٱلْأَرْضِ وَهُوَ یُطْعِمُ وَلَا یُطْعَمُ ۗ قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ
أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ ۖ وَلَا تَکُونَنَّ مِنَ ٱلْمُشْرِکِینَ
[۶:۱۴]

بگو: آیا غیر خدا را معبود و یاور خود
بگیرم؟! در صورتی که او آفریننده‌ی آسمانها و زمین است و او روزی می‌دهد (و رازق
همگان او است و همه بدو نیازمندند) و به او روزی داده نمی‌شود (و نیازمند کسی
نیست). بگو: به من دستور داده شده است که نخستین کسی باشم که (از این امّت،
خویشتن را خالصانه تسلیم فرمان خدا کند و) مسلمان باشد (و نیز خداوند به من
دستور داده است که) از زمره‌ی مشرکان مباش. [[«وَلِیّ»: سرپرست. یاور.
«فَاطِرِ»: آفریننده. جداکننده کهکشانها و کرات از هم (نگا: انبیاء / ۳۰)
«أَسْلَمَ»: خویشتن را خالصانه تسلیم فرمان خدا کرد. مسلمان گردید.]]

۵۳۵ـ وَإِن یَمْسَسْکَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا کَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا
هُوَ ۖ
وَإِن یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍۢ فَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ [۶:۱۷]

اگر خداوند زیانی به تو برساند، هیچ کس
جز او نمی‌تواند آن را برطرف سازد، و اگر خیری به تو برساند (هیچ کس نمی‌تواند
از آن جلوگیری کند)، چرا که او بر هر چیزی توانا است. [[«کَاشِفَ»: برطرف
کننده.]]

۵۳۶ـ قُلْ أَىُّ شَىْءٍ
أَکْبَرُ شَهَـٰدَهًۭ ۖ قُلِ ٱللَّهُ ۖ شَهِیدٌۢ بَیْنِى وَبَیْنَکُمْ ۚ
وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانُ لِأُنذِرَکُم بِهِۦ
وَمَنۢ بَلَغَ ۚ
أَئِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَهً أُخْرَىٰ ۚ قُل
لَّآ أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـٰهٌۭ وَ‌ٰحِدٌۭ وَإِنَّنِى
بَرِىٓءٌۭ
مِّمَّا تُشْرِکُونَ [۶:۱۹]

(ای پیغمبر! به کسانی که بر رسالت تو گواهی
می‌خواهند) بگو: بالاترین گواهی، گواهی کیست (تا او بر صدق نبوّت من گواهی دهد؟)
بگو: خدا میان من و شما گواه است! (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن به من
وحی شده است تا شما و تمام کسانی را که این قرآن بدانها می‌رسد بدان بیم دهم.
(قرآنی که هیچ کس و هیچ گروهی نمی‌تواند سوره‌ای همانند آن را بسازد و ارائه
دهد). آیا به راستی شما گواهی می‌دهید که خدایان دیگری با خدایند؟! بگو: من
گواهی نمی‌دهم (و هرگز کسی و چیزی را انباز خدا نمی‌دانم و نمی‌کنم). بگو: او
خدای یگانه‌ی یکتا است، و من از بتان (جاندار و بی‌جانی که) انباز خدا می‌کنید
بیزارم. [[«شَهَادَهٌ»: گواهی. «قُلِ اللهُ»: بگو: خدا است. «شَهِیدٌ»: گواه.
«مَن بَلَغَ»: هر که قرآن بدو برسد. «آلِهَهً»: جمع إِله، خدایان. «بَرِی‌ءٌ»:
بیزار.]]

۵۳۷ـ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ کَذِبًا أَوْ
کَذَّبَ بِـَٔایَـٰتِهِۦٓ ۗ إِنَّهُۥ لَا یُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ [۶:۲۱]

چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا
دروغ می‌بندد (و فرزند و انباز برای او قرار می‌دهد و چیزهای ناروای دیگر بدو
نسبت می‌دهد؟) یا دلائل (دالّ بر یگانگی خدا و صدق انبیاء) او را تکذیب می‌نماید
(و آیات قرآن و معجزات پیغمبران را باور نمی‌دارد و نادیده می‌انگارد؟). مسلّماً
ستمکاران رستگار نمی‌شوند. [[«إِفْتَرَی»: به هم بافت. دروغ بست. «آیَاتِ»:
دلائل. معجزات. آیات قرآن.]]

۵۳۸ـ ثُمَّ لَمْ تَکُن فِتْنَتُهُمْ إِلَّآ أَن قَالُوا۟ وَٱللَّهِ
رَبِّنَا مَا کُنَّا مُشْرِکِینَ [۶:۲۳]

سپس عاقبت کفر آنان چیزی جز این نیست که
می‌گویند: به خداوندی که پروردگار ما است سوگند که ما مشرک نبوده‌ایم! (و هرگز
جز تو را نپرستیده‌ایم!). [[«فِتْنهُ»: کفر. آزمایش. عذاب. مراد سرانجام کفر،
نتیجه آزمایش، و پایان محنت شدیدشان در قیامت است.]]

۵۳۹ـ قَدْ خَسِرَ ٱلَّذِینَ کَذَّبُوا۟ بِلِقَآءِ ٱللَّهِ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتْهُمُ ٱلسَّاعَهُ بَغْتَهًۭ قَالُوا۟
یَـٰحَسْرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْنَا فِیهَا وَهُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ
عَلَىٰ ظُهُورِهِمْ ۚ
أَلَا سَآءَ مَا یَزِرُونَ [۶:۳۱]

مسلّماً آنان که ملاقات با خدا را دروغ
می‌پندارند (و حساب و کتاب و مجازات و مکافات آخرت را باور نمی‌دارند و به انکار
خود ادامه می‌دهند) تا آن گاه که ناگهان قیامت فرا می‌رسد، زیان می‌بینند (و در
هنگامه‌ی رستاخیز سخت پشیمان می‌شوند و) می‌گویند: فسوسا و دریغا! (چرا غافل
بودیم و) در دنیا کوتاهی کردیم و (توشه و زاد آخرت را تهیّه ننمودیم. آنان در آن
روز بار) گناهان را بر دوش خود می‌کشند. هان! چه بد چیزی بر دوش می‌کشند!
[[«لِقَآءِ»: ملاقات. دیدار. «السَّاعَهُ»: روز قیامت (نگا: روم / ۵۵، لقمان /
۳۴). دم مرگ. چرا که پیغمبر فرموده است: مَن مَّاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِیَامَتُهُ.
«بَغْتَهً»: ناگهانی. سرزده. «فِیهَا»: در آن. «أَوْزَار»: جمع وِزْر، بارهای
سنگین. گناهان. در اینجا به معنی گناهان است که به بارهای سنگین تشبیه شده است.
«أَلا»: هان! حرفی است که برای آگاه‌کردن شنونده از مابعد خود به کار می‌رود.
«یَزِرُونَ»: حمل می‌کنند. برمی‌دارند.]]

۵۴۰ـ قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُۥ لَیَحْزُنُکَ ٱلَّذِى یَقُولُونَ ۖ فَإِنَّهُمْ لَا یُکَذِّبُونَکَ وَلَـٰکِنَّ ٱلظَّـٰلِمِینَ
بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ یَجْحَدُونَ [۶:۳۳]

(ای پیغمبر!) ما می‌دانیم که آنچه (کفّار
مکّه) می‌گویند تو را غمگین می‌سازد. (ناراحت مباش) چرا که آنان (از ته دل به
صدق تو ایمان دارند و در حقیقت) تو را تکذیب نمی‌کنند. بلکه ستمکاران (چون
ایشان، از روی عناد) آیات خدا را انکار می‌نمایند. [[«بِآیَاتِ اللهِ یَجْحَدُونَ»:
آیات خدا را از روی عناد انکار می‌کنند.]]

۵۴۱ـ وَلَقَدْ کُذِّبَتْ
رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِکَ فَصَبَرُوا۟ عَلَىٰ
مَا کُذِّبُوا۟ وَأُوذُوا۟ حَتَّىٰٓ أَتَىٰهُمْ نَصْرُنَا ۚ وَلَا
مُبَدِّلَ لِکَلِمَـٰتِ ٱللَّهِ ۚ وَلَقَدْ جَآءَکَ مِن نَّبَإِى۟
ٱلْمُرْسَلِینَ [۶:۳۴]

پیغمبران فراوانی پیش از تو تکذیب شده‌اند
(و مورد اذیّت و آزار قرار گرفته‌اند) و در برابر تکذیبها (و اذیّت و آزارها)
شکیبائی کرده‌اند (و بر عقیده‌ی خود ماندگار مانده‌اند و سنگر را خالی نکرده‌اند)
و اذیّت و آزار شده‌اند (و گرفتاریها و شکنجه‌ها را تحمّل کرده‌اند) تا یاری ما
ایشان را دریافته است (و در مبارزه‌ی حق و باطل پیروز شده‌اند. تو نیز چنین باش.
این سخن خداوند است و مبتنی بر وعده‌ی پیروزی است) و هیچ‌چیز نمی‌تواند سخنان
خدا را دگرگون سازد. به تو اخبار و سرگذشت پیغمبران رسیده است (و می‌دانی که
رسالت با شدائد همراه است و سرانجام سختیها پیروزی در دنیا و آن گاه جَنَّهُ‌الْمَأْوی
است). [[«أُوذُوا»: اذیّت شده‌اند. «مبدّل»: تغییردهنده. دگرگون کننده. در اینجا
مراد تغییر دهنده وعده پیروزی خدا به پیغمبران است (نگا: غافر / ۵۱). «کلماتِ»:
سخنان. احکام و شرائع. سُنَن. «نَبَأ»: خبر. مراد قصص و سرگذشت است.]]

۵۴۲ـ وَإِن کَانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ ٱسْتَطَعْتَ
أَن تَبْتَغِىَ نَفَقًۭا فِى ٱلْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًۭا فِى ٱلسَّمَآءِ
فَتَأْتِیَهُم بِـَٔایَهٍۢ ۚ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى ٱلْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَکُونَنَّ مِنَ ٱلْجَـٰهِلِینَ [۶:۳۵]

اگر روگردانی ایشان از (دعوت) تو برای
تو سخت و سنگین است، چنان که می‌توانی (جهت اقناع آنان راهی پیدا کنی و مثلاً)
نقبی در زمین بزنی و یا نردبانی به سوی آسمان بگذاری (و اعماق زمین و بالای
آسمانها را بگردی) و دلیلی برای (ایمان آوردن) ایشان بیاوری (چنین کن. امّا بدان
که این لجوجان تو را تصدیق نمی‌کنند و ایمان نمی‌آورند). ولی اگر خدا بخواهد
آنان را (قهراً و جبراً) بر هدایت جمع خواهد کرد (و ایمان را بدیشان تلقین خواهد
نمود. امّا هدایت اجباری و ایمان زورکی چه سودی دارد؟ لذا ایشان را به خود وا می‌گذارد
تا با اراده و اختیار خود اگر خواستند ایمان بیاورند و اگر نخواستند ایمان
نیاورند). پس از زمره‌ی کسانی مباش که (حکم خدا و سنّت او را درباره‌ی مردم) نمی‌دانند.
[[«کَبُرَ عَلَیْکَ»: برای تو سخت و دشوار است. برای تو سنگین است. «إِعْرَاضُ»:
روگردانی. دوری. «نَفَقاً»: نقب. دالان. دهلیز. «سُلَّماً»: نردبان. «آیَهٍ»:
دلیل. معجزه حسی، همچون معجزات موسی و عیسی. «الْجَاهِلِینَ»: ناآشنایان. مراد
از جهل در اینجا ضدّ علم است و منظور جهلی است که انسان در آن معذور است. از
قبیل جهل به حکمت و مشیّت خدا.]]

۵۴۳ـ إِنَّمَا یَسْتَجِیبُ ٱلَّذِینَ یَسْمَعُونَ ۘ وَٱلْمَوْتَىٰ یَبْعَثُهُمُ ٱللَّهُ ثُمَّ إِلَیْهِ
یُرْجَعُونَ [۶:۳۶]

تنها کسانی (دعوت تو را) می‌پذیرند که
گوش شنوا دارند (و از روی تدبیر و تفکّر سخنان را می‌شنوند. امّا اینان مردگان
زنده‌نما هستند) و خداوند مردگان (چون ایشان را به هنگام رستاخیز از گورها) برمی
انگیزد. و پس از زنده‌شدن به سوی او برگردانده می‌شوند (و مورد بازخواست قرار می‌گیرند
و سزا و جزای خود را می‌بینند). [[«یَسْتَجِیبُ»: اجابت می‌کند. می‌پذیرد.
«یَسْمَعُونَ»: می‌شنوند. می‌فهمند. «الْمَوْتَی»: جمع میّت، مردگان. مراد
مردگان معنوی است؛ نه مردگان جسمانی. «یَبْعَثُهُمْ»: آنان را زنده می‌کند.]]

۵۴۴ـ وَقَالُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ ءَایَهٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ ۚ قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ قَادِرٌ عَلَىٰٓ أَن یُنَزِّلَ ءَایَهًۭ
وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ [۶:۳۷]

و (آنان از روی تمسخر) می‌گویند: چرا
دلیل مادی و معجزه‌ای از سوی پروردگارش بر او نازل نمی‌گردد (تا گواه بر صدق
دعوت او باشد؟!) بگو: خداوند می‌تواند (هرگونه) دلیل و معجزه‌ای نازل کند، ولی
آنان نمی‌دانند (که برابر سنّت الهی اگر به درخواست ایشان پاسخ گفته شود و ایمان
نیاورند نابود می‌گردند). [[«آیَهً»: دلیل حسی. معجزه. «لا یَعْلَمُونَ»: حکمت
انزال آیات را نمی‌دانند و متوجّه نیستند که برابر سنّت خدا تکذیب مشاهده عیان
مایه هلاک آنان می‌گردد (نگا: انعام / ۸).]]

۵۴۵ـ وَٱلَّذِینَ کَذَّبُوا۟ بِـَٔایَـٰتِنَا صُمٌّۭ وَبُکْمٌۭ فِى
ٱلظُّلُمَـٰتِ ۗ
مَن یَشَإِ ٱللَّهُ یُضْلِلْهُ وَمَن یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلَىٰ صِرَ‌ٰطٍۢ
مُّسْتَقِیمٍۢ [۶:۳۹]

آنان که آیات (جهانی و قرآنی) ما را
تکذیب می‌دارند (و از حواسّ خود برای شناخت حق سود نمی‌برند و هرگز حق نمی‌شنوند
و حق نمی‌گویند، گوئی) کرانند و لالانند و در تاریکیها (ی گوناگون کفر و جهل و
تعصّب و تقلید) قرار دارند. خداوند (برابر نظم و نظام و قوانین و سننی که دارد)
هر که را بخواهد گمراه می‌سازد، و هر که را بخواهد بر جاده‌ی مستقیم (ایمان)
قرار می‌دهد. [[«صُمٌّ»: کران. «بُکْمٌ»: لالان. «مَن یَشَإِ اللهُ …»: هر کس
که دارای قصد بد و سوء نیّت باشد، خدا او را به حال خود رها می‌سازد تا سرگشته
شود و سپس به دوزخ رود، و هر کس که دارای قصد خوب و نیّت پاک باشد، خدا او را
هدایت می‌بخشد و در راه راست رهنمودش می‌نماید و سرانجام بهشت را بدو عطاء می‌فرماید.]]

۵۴۶ـ قُلْ أَرَءَیْتَکُمْ إِنْ أَتَىٰکُمْ عَذَابُ ٱللَّهِ أَوْ
أَتَتْکُمُ ٱلسَّاعَهُ أَغَیْرَ ٱللَّهِ تَدْعُونَ إِن کُنتُمْ صَـٰدِقِینَ [۶:۴۰]

بگو: به من بگوئید که اگر عذاب خدا شما
را فرا گیرد (همان گونه که قبلاً ملّتهای پیشین را فرا گرفته است) یا این که
قیامت شما (با فرا رسیدن مرگتان و یا از هم پاشیدن جهان) فراز آید، آیا (برای
نجات از عذاب دنیوی یا اخروی) غیر خدا را به یاری می‌طلبید؟ (و اگر بطلبید سودی
به شما می‌رسانند و شما را می‌رهانند؟!) اگر شما راستگوئید (در این که بتها و
انبازها سودی برای شما دارند و پرستش را سزاوارند؟!). [[«أَرَأَیْتَکُمْ»: مراد
عربها از چنین ترکیب و شیوه‌ای این است که: آیا هیچ فکر کرده‌اید که؟ مرا خبر
دهید که آیا؟ مرا آگاه سازید که آیا؟ (نگا: اسراء / ۶۲). «السَّاعَهُ»: قیامت.
هنگام مرگ.]]

۵۴۷ـ فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِینَ ظَلَمُوا۟ ۚ وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۶:۴۵]

(بدین ترتیب) نسل ستمکاران ریشه‌کن شد، و
ستایش تنها پروردگار جهانیان را سزا است (که با نقمت و نعمت مردمان را تربیت می‌کند،
و روی زمین را از فساد ظالمان پاک می‌سازد). [[«دَابِرُ»: تابع. خلف. قطْعِ
دابر، کنایه از ریشه‌کن کردن است.]]

۵۴۸ـ قُلْ أَرَءَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ ٱللَّهُ سَمْعَکُمْ
وَأَبْصَـٰرَکُمْ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِکُم مَّنْ إِلَـٰهٌ غَیْرُ ٱللَّهِ
یَأْتِیکُم بِهِ ۗ
ٱنظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ ٱلْءَایَـٰتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ [۶:۴۶]

بگو: به من بگوئید که اگر خداوند گوش و
چشمهایتان را (از شما بازپس) بگیرد و بر دلهایتان مهر نهد (بدان گونه که چیزی را
نشنوید و نبینید و نفهمید)، غیر از الله خدائی هست که آنها را به شما برگرداند؟!
بنگر که ما چگونه دلائل و براهین را به گونه‌های مختلف ذکر می‌کنیم و آنان پس
(از شنیدن، به جای پذیرفتن و راه حق گرفتن) روی می‌گردانند! [[«نُصَرِّفُ»: به
شیوه‌ها و گونه‌های مختلف بیان می‌کنیم و توضیح می‌دهیم. «یَصْدِفُونَ»: اعراض و
انصراف می‌نمایند. پشت می‌کنند و روی می‌گردانند.]]

۵۴۹ـ قُلْ أَرَءَیْتَکُمْ إِنْ أَتَىٰکُمْ عَذَابُ ٱللَّهِ بَغْتَهً
أَوْ جَهْرَهً هَلْ یُهْلَکُ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ [۶:۴۷]

بگو: به من بگوئید که اگر عذاب خدا به
ناگاه یا این که آشکارا (و بدون انتظار قبلی یا با انتظار قبلی) به شما در رسد،
مگر جز گروه ستمکاران هلاک می‌گردند؟! (بگذار عذاب خدا مشرکان و گمراهان چون شما
را در بر گیرد). [[«بَغْتَهً أَوْ جَهْرَهً»: ناگهان و بدون انتظار. مانند: عذاب
قوم لوط. یا آشکارا و با انتظار. مانند: عذاب قوم نوح و فرعون.]]

۵۵۰ـ قُل لَّآ أَقُولُ
لَکُمْ عِندِى خَزَآئِنُ ٱللَّهِ وَلَآ
أَعْلَمُ ٱلْغَیْبَ وَلَآ أَقُولُ لَکُمْ إِنِّى مَلَکٌ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ
إِلَّا مَا یُوحَىٰٓ إِلَىَّ ۚ قُلْ هَلْ یَسْتَوِى ٱلْأَعْمَىٰ
وَٱلْبَصِیرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَکَّرُونَ [۶:۵۰]

(ای پیغمبر! بدین کافران) بگو: من نمی‌گویم
گنجینه‌های (ارزاق و اسرار جهان) یزدان در تصرّف من است (چرا که الوهیّت و
مالکیّت جهان تنها و تنها از آن خدای سبحان است و بس) و من نمی‌گویم که من غیب
می‌دانم (چرا که کسی از غیب جهان باخبر است که در همه‌ی مکانها و زمانها حاضر و
ناظر باشد که خدا است) و من به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام. (بلکه من انسانی
همچون شمایم. این است عوارض بشری از قبیل: خوردن و خفتن و در کوچه و بازار راه
رفتن، در من دیده می‌شود، جز این که به من وحی می‌شود و) من جز از آنچه به من
وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم (و سخن کسی جز سخن خدا را نمی‌شنوم و تنها به فرمان او
راه می‌روم). بگو: آیا نابینا و بینا (و کافر سرگشته و مؤمن راه یافته، در شناخت
این حقائق) یکسانند؟ (و هر دو مساوی در پیشگاه یزدانند؟) مگر نمی‌اندیشید (تا در
پرتو عقل، حق برایتان نمودار و آشکار شود؟). [[«خَزَآئِنُ»: جمع خزینه، گنجینه‌ها.
انبارهای نفائس اموال. مراد از (خَزَآئِنُ اللهِ) مقدّراتی است که جز خدا کسی از
آنها آگاه نیست. «مَلَک»: فرشته. «الأعْمَی»: کور. مراد شخص گمراه است که با
چراغ عقل حقائق را پیدا نمی‌کند. «الْبَصِیرُ»: بینا. مراد شخص ایمانداری است که
در پرتو اندیشه به حقائق راه می‌یابد.]]

۵۵۱ـ وَکَذَ‌ٰلِکَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لِّیَقُولُوٓا۟
أَهَـٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَیْهِم مِّنۢ بَیْنِنَآ ۗ أَلَیْسَ ٱللَّهُ بِأَعْلَمَ بِٱلشَّـٰکِرِینَ [۶:۵۳]

این چنین (با پیشی‌گرفتن مستمندان در
پذیرش دین و دخول بدان بر توانگران، سنّت ما جاری و ساری بوده است و) برخی را
(که ثروتمندان متکبّرند) با برخی دیگر (که تنگدستان فقیرند) آزموده‌ایم تا
(متکبّران، تمسخرکنان) بگویند: آیا اینان همان کسانیند که خداوند از میان ما
(برگزیده است و با اعطاء نعمت ایمان) بر ایشان منّت نهاده است؟ آیا خداوند
سپاسگزاران را بهتر نمی‌شناسد (یا این کافران سرکش مغرور)؟ [[«فَتَنَّا»: امتحان
کردیم. آزمودیم. «مَنَّ … عَلَی»: نعمت داد. نیکی نمود.]]

۵۵۲ـ قُلْ إِنِّى نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱلَّذِینَ تَدْعُونَ مِن
دُونِ ٱللَّهِ ۚ قُل لَّآ أَتَّبِعُ أَهْوَآءَکُمْ ۙ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًۭا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُهْتَدِینَ [۶:۵۶]

بگو: من نهی شده‌ام از این که پرستش
کنم آنهائی را که سوای خدا به فریاد می‌خوانید (و عبادتشان می‌نمائید). بگو: من
از هوی و هوسهای شما پیروی نمی‌کنم، که (اگر چنین کنم، همچون شما) در آن وقت
گمراه می‌شوم و از زمره‌ی راه‌یافتگان نخواهم بود. [[«نُهِیتُ»: نهی شده‌ام.
بازداشته شده‌ام. «أَهْوَآءَ»: خواستهای ناروا و آرزوهای پوچ.]]

۵۵۳ـ قُلْ إِنِّى عَلَىٰ بَیِّنَهٍۢ مِّن رَّبِّى وَکَذَّبْتُم
بِهِۦ ۚ مَا عِندِى مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِۦٓ ۚ إِنِ ٱلْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ یَقُصُّ ٱلْحَقَّ ۖ
وَهُوَ خَیْرُ ٱلْفَـٰصِلِینَ [۶:۵۷]

برگه‌ها: 1 2 3

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز