موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات مشتمل بر الله در سوره جمعه، منافقون، تغابن، طلاق، تحریم


سوره جمعه
۱۷۱۷ـ یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَمَا فِى
ٱلْأَرْضِ ٱلْمَلِکِ ٱلْقُدُّوسِ ٱلْعَزِیزِ ٱلْحَکِیمِ [۶۲:۱]

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است،
به تسبیح و تقدیس خدا مشغول است. خدائی که مالک و حاکم (کلّ جهان) است، از هر
نقص و عیبی مبرّا و منزّه است، و چیره‌ی کار بجا است. [[«یُسَبِّحُ …»: (نگا:
رعد / ۱۳، اسراء / ۴۴، نور / ۴۱). «الْقُدُّوسِ»: (نگا: حشر / ۲۳).]]
۱۷۱۸ـ ذَ‌ٰلِکَ فَضْلُ ٱللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِیمِ [۶۲:۴]
این (نعمت بعثت) فضل و کرم خدا است، آن
را به هر کس که بخواهد (و لایق و شایسته‌اش بداند) می‌بخشد، و خدا دارای فضل و
کرم بزرگی است. [[«ذلِکَ»: آن بعثت. این پیغمبری و مقام نبوّت.]]
۱۷۱۹ـ مَثَلُ ٱلَّذِینَ حُمِّلُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰهَ ثُمَّ لَمْ
یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ ٱلْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًۢا ۚ بِئْسَ مَثَلُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِینَ کَذَّبُوا۟ بِـَٔایَـٰتِ
ٱللَّهِ ۚ
وَٱللَّهُ لَا یَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِینَ [۶۲:۵]
کسانی که تورات بدیشان واگذار گردید،
ولی بدان عمل نکردند و حق آن را ادا ننمودند، به درازگوشی می‌مانند که کتابهائی
را برمی‌دارد (ولی از محتوای آنها خبر ندارد). مردمانی که آیات خدا را تکذیب می‌دارند،
بدترین مثل را دارند. خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمی‌دهد (و به سعادت هر دو
سرا نائل نمی‌گرداند). [[«حُمِّلُوا»: بر دوش آنان گذاشته شده است. بدانان
واگذار گشته است. اجرای احکام و تبلیغ آن برعهده ایشان گذارده شده است. «لَمْ
یَحْمِلُوهَا»: بدان عمل نکردند. برابر آن نرفتند و حق آن را اداء ننمودند.
«بِئْسَ مَثَلُ …»: بدترین مثل را دارند! چه بد مثلی دارند!]]
۱۷۲۰ـ قُلْ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ هَادُوٓا۟ إِن زَعَمْتُمْ
أَنَّکُمْ أَوْلِیَآءُ لِلَّهِ مِن دُونِ ٱلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا۟ ٱلْمَوْتَ إِن
کُنتُمْ صَـٰدِقِینَ [۶۲:۶]
بگو: ای یهودیان! اگر شما می‌پندارید
که شما دوستان خدا هستید نه مردمان دیگر، اگر راست می‌گوئید خواستار مرگ شوید
(تا از خانه‌ی بلا و محنت، به سرای نعمت و جنّت برسید، و دیدار جانان برای شما
عاشقان میسّر شود). [[«هَادُوا»: (نگا: بقره / ۶۲، نساء / ۴۶ و ۱۶۰، مائده / ۴۱
و ۴۴ و ۶۹). «مِن دُونِ»: جدای از. غیر از. «فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ»: درخواست
مرگ کردن از دو راه: با زبان دعا نمودن و تقاضای فرا رسیدن مرگ کردن، و دیگر در
راه خدا جنگیدن و از کشتن نهراسیدن. «أَوْلِیَآءُ»: دوستان. عزیزان (نگا: مائده
/ ۱۸).]]
۱۷۲۱ـ وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُۥٓ أَبَدًۢا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ ۚ وَٱللَّهُ عَلِیمٌۢ بِٱلظَّـٰلِمِینَ [۶۲:۷]

آنان به خاطر کارهائی که مرتکب شده‌اند
هرگز مرگ را برای خود نمی‌خواهند، و خدا از حال ستمکاران به خوبی آگاه است (و
سرانجام، ایشان را به کیفر اعمالشان می‌رساند). [[«بِمَا قَدَّمَتْ
أَیْدِیهِمْ»: به سبب کارهائی که پیشتر کرده‌اند. به خاطر اعمالی که انجام داده‌اند
و پیشاپیش به آخرت فرستاده‌اند (نگا: بقره / ۹۵، آل‌عمران / ۱۸۲، نساء / ۶۲).]]

سوره جمعه
۱۷۱۷ـ یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَمَا فِى
ٱلْأَرْضِ ٱلْمَلِکِ ٱلْقُدُّوسِ ٱلْعَزِیزِ ٱلْحَکِیمِ [۶۲:۱]

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است،
به تسبیح و تقدیس خدا مشغول است. خدائی که مالک و حاکم (کلّ جهان) است، از هر
نقص و عیبی مبرّا و منزّه است، و چیره‌ی کار بجا است. [[«یُسَبِّحُ …»: (نگا:
رعد / ۱۳، اسراء / ۴۴، نور / ۴۱). «الْقُدُّوسِ»: (نگا: حشر / ۲۳).]]
۱۷۱۸ـ ذَ‌ٰلِکَ فَضْلُ ٱللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِیمِ [۶۲:۴]
این (نعمت بعثت) فضل و کرم خدا است، آن
را به هر کس که بخواهد (و لایق و شایسته‌اش بداند) می‌بخشد، و خدا دارای فضل و
کرم بزرگی است. [[«ذلِکَ»: آن بعثت. این پیغمبری و مقام نبوّت.]]
۱۷۱۹ـ مَثَلُ ٱلَّذِینَ حُمِّلُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰهَ ثُمَّ لَمْ
یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ ٱلْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًۢا ۚ بِئْسَ مَثَلُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِینَ کَذَّبُوا۟ بِـَٔایَـٰتِ
ٱللَّهِ ۚ
وَٱللَّهُ لَا یَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِینَ [۶۲:۵]
کسانی که تورات بدیشان واگذار گردید،
ولی بدان عمل نکردند و حق آن را ادا ننمودند، به درازگوشی می‌مانند که کتابهائی
را برمی‌دارد (ولی از محتوای آنها خبر ندارد). مردمانی که آیات خدا را تکذیب می‌دارند،
بدترین مثل را دارند. خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمی‌دهد (و به سعادت هر دو
سرا نائل نمی‌گرداند). [[«حُمِّلُوا»: بر دوش آنان گذاشته شده است. بدانان
واگذار گشته است. اجرای احکام و تبلیغ آن برعهده ایشان گذارده شده است. «لَمْ
یَحْمِلُوهَا»: بدان عمل نکردند. برابر آن نرفتند و حق آن را اداء ننمودند.
«بِئْسَ مَثَلُ …»: بدترین مثل را دارند! چه بد مثلی دارند!]]
۱۷۲۰ـ قُلْ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ هَادُوٓا۟ إِن زَعَمْتُمْ
أَنَّکُمْ أَوْلِیَآءُ لِلَّهِ مِن دُونِ ٱلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا۟ ٱلْمَوْتَ إِن
کُنتُمْ صَـٰدِقِینَ [۶۲:۶]
بگو: ای یهودیان! اگر شما می‌پندارید
که شما دوستان خدا هستید نه مردمان دیگر، اگر راست می‌گوئید خواستار مرگ شوید
(تا از خانه‌ی بلا و محنت، به سرای نعمت و جنّت برسید، و دیدار جانان برای شما
عاشقان میسّر شود). [[«هَادُوا»: (نگا: بقره / ۶۲، نساء / ۴۶ و ۱۶۰، مائده / ۴۱
و ۴۴ و ۶۹). «مِن دُونِ»: جدای از. غیر از. «فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ»: درخواست
مرگ کردن از دو راه: با زبان دعا نمودن و تقاضای فرا رسیدن مرگ کردن، و دیگر در
راه خدا جنگیدن و از کشتن نهراسیدن. «أَوْلِیَآءُ»: دوستان. عزیزان (نگا: مائده
/ ۱۸).]]
۱۷۲۱ـ وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُۥٓ أَبَدًۢا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ ۚ وَٱللَّهُ عَلِیمٌۢ بِٱلظَّـٰلِمِینَ [۶۲:۷]
آنان به خاطر کارهائی که مرتکب شده‌اند
هرگز مرگ را برای خود نمی‌خواهند، و خدا از حال ستمکاران به خوبی آگاه است (و
سرانجام، ایشان را به کیفر اعمالشان می‌رساند). [[«بِمَا قَدَّمَتْ
أَیْدِیهِمْ»: به سبب کارهائی که پیشتر کرده‌اند. به خاطر اعمالی که انجام داده‌اند
و پیشاپیش به آخرت فرستاده‌اند (نگا: بقره / ۹۵، آل‌عمران / ۱۸۲، نساء / ۶۲).]]
۱۷۲۲ـ یَـٰٓأَیُّهَا
ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا نُودِىَ لِلصَّلَوٰهِ
مِن یَوْمِ ٱلْجُمُعَهِ فَٱسْعَوْا۟ إِلَىٰ ذِکْرِ ٱللَّهِ وَذَرُوا۟
ٱلْبَیْعَ ۚ ذَ‌ٰلِکُمْ خَیْرٌۭ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ [۶۲:۹]
ای مؤمنان! هنگامی که روز آدینه برای
نماز جمعه اذان گفته شد، به سوی ذکر و عبادت خدا بشتابید و داد و ستد را رها
سازید. این (چیزی که بدان دستور داده می‌شوید) برای شما بهتر و سودمندتر است اگر
متوجّه باشید. [[«مِن یَوْمِ الْجُمُعَهِ»: در روز جمعه. حرف (مِنْ) به معنی
(فِی) است. مثل: أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الأرْضِ فَاطِرَ / ۴۰ (نگا: روح‌المعانی).
«ذِکْرِاللهِ»: اطاعت از خدا. مراد خطبه و نماز جمعه است (نگا: المصحف المیسر).
«الْبَیْعَ»: معامله و تجارت. مراد هر نوع کسب و کار و پیشه است.]]
۱۷۲۳ـ فَإِذَا قُضِیَتِ ٱلصَّلَوٰهُ فَٱنتَشِرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ
وَٱبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ وَٱذْکُرُوا۟ ٱللَّهَ کَثِیرًۭا لَّعَلَّکُمْ
تُفْلِحُونَ [۶۲:۱۰]
آنگاه که نماز خوانده شد، در زمین
پراکنده گردید و به دنبال رزق و روزی خدا بروید و خدای را (با دل و زبان) بسیار
یاد کنید، تا این که رستگار شوید. [[«قُضِیَتْ»: اداء گردید و انجام پذیرفت.
«إنتَشِرُوا»: پراکنده و متفرق شوید. «إبْتَغُوا»: جستجو کنید. بطلبید.]]
۱۷۲۴ـ وَإِذَا رَأَوْا۟ تِجَـٰرَهً أَوْ لَهْوًا ٱنفَضُّوٓا۟
إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَآئِمًۭا ۚ قُلْ مَا عِندَ ٱللَّهِ خَیْرٌۭ مِّنَ ٱللَّهْوِ وَمِنَ
ٱلتِّجَـٰرَهِ ۚ
وَٱللَّهُ خَیْرُ ٱلرَّ‌ٰزِقِینَ [۶۲:۱۱]

(برخی از اصحاب، در یکی از جمعه‌ها)
هنگامی که تجارت و یا سرگرمیی را دیدند از پیرامون تو پراکنده شدند، و تو را
ایستاده (بر منبر، در حال خطبه) رها کردند! بگو: آنچه در پیش خدا (از فضل و
ثواب) است، بهتر از سرگرمی و بازرگانی است، و خدا بهترین روزی‌رسان است.
[[«تِجَارَهً»: مراد کاروانی است که در وقت خطبه‌های جمعه از شام آمده بود.
«لَهْواً»: سرگرمی. مراد طبلی است که به هنگام آمدن کاروان برای آگهی نواخته می‌شد.
«إنفَضُّوا»: پخش و پراکنده شدند. «إلَیْهَا»: مرجع (ها) تجارت است.]]

سوره منافقون
۱۷۲۵ـ إِذَا جَآءَکَ ٱلْمُنَـٰفِقُونَ قَالُوا۟ نَشْهَدُ إِنَّکَ
لَرَسُولُ ٱللَّهِ ۗ
وَٱللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُۥ وَٱللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ
ٱلْمُنَـٰفِقِینَ لَکَـٰذِبُونَ [۶۳:۱]
هنگامی که منافقان نزد تو می‌آیند، سوگند می‌خورند و می‌گویند:
ما گواهی می‌دهیم که تو حتماً فرستاده‌ی خدا هستی! – خداوند می‌داند که تو فرستاده‌ی
خدا می‌باشی – ولی خدا گواهی می‌دهد که منافقان در گفته‌ی خود دروغگو هستند (چرا
که به سخنان خود ایمان ندارند). [[«نَشْهَدُ إِنَّکَ …»: هنگامی که فرد عربی می‌گوید:
أَشْهَدُ إِنَّ … مقصودش قسم یاد کردن به خدا است که او در گفتار خود صادق است
(نگا: المصحف المیسّر).]]
۱۷۲۶ـ ٱتَّخَذُوٓا۟ أَیْمَـٰنَهُمْ جُنَّهًۭ فَصَدُّوا۟ عَن سَبِیلِ
ٱللَّهِ ۚ
إِنَّهُمْ سَآءَ مَا کَانُوا۟ یَعْمَلُونَ [۶۳:۲]
آنان سوگندهای (دروغین) خود را سپری (برای رهائی از گرفتار
آمدن به دست عدالت، و پوشاندن چهره‌ی واقعی خویش) می‌گردانند، و (خود را و مردمان
را) از راه خدا بازمی‌دارند. ایشان چه کار بدی می‌کنند! [[«جُنَّهً»: سپر (نگا:
مجادله / ۱۶). «صَدُّوا عَن سَبِیلِ اللهِ»: (نگا: نساء / ۱۶۷، توبه / ۹، نحل /
۸۸).]]
۱۷۲۷ـ وَإِذَا
رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِن یَقُولُوا۟ تَسْمَعْ
لِقَوْلِهِمْ ۖ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌۭ مُّسَنَّدَهٌۭ ۖ یَحْسَبُونَ کُلَّ
صَیْحَهٍ عَلَیْهِمْ ۚ هُمُ ٱلْعَدُوُّ فَٱحْذَرْهُمْ ۚ قَـٰتَلَهُمُ
ٱللَّهُ ۖ أَنَّىٰ یُؤْفَکُونَ [۶۳:۴]
هنگامی که ایشان را می‌بینی، پیکر، و سیمایشان تو را می‌گیرد
و به شگفت می‌آورد (و به خود می‌گوئی: چه انسانهای باوقار و برازنده‌ای!) و هنگامی
که به سخن درمی‌آیند (به علّت حلاوت کلامشان) به سخنانشان گوش فرا می‌دهی. (با
وجود این جذبه‌ی سیما و گیرائی گفتار) آنان انگار تخته‌هائی هستند که (بر دیوار)
تکیه داده شده باشند (بی‌جان و بی‌ایمان، هیکلهای توخالی، درونهای بی‌نور و صفا،
نقشهائی بر در و دیوارها). هر فریادی را بر ضدّ خود می‌پندارند و هر آوازی را به
زیان خویش! آنان دشمنان بشمارند و از ایشان برحذر باش. خدایشان بکُشاد! چگونه (از
حق) برگردانده می‌شوند (و منحرف می‌گردند؟!). [[«خُشُبٌ»: جمع خَشَب، تخته‌ها.
«مُسَنَّدَهٌ»: تکیه داده شده. «صَیْحَهٍ»: فریاد. آواز. «قَاتَلَهُمُ اللهُ»:
خدایشان بکُشاد! مراد از کشتن در اینجا، نفرین کردن و از رحمت محروم گرداندن است.
«أَنَّی یُؤْفَکُونَ»: (نگا: توبه / ۳۰، عنکبوت / ۶۱، زخرف / ۸۷).]]
۱۷۲۸ـ وَإِذَا
قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا۟ یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ ٱللَّهِ لَوَّوْا۟
رُءُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ [۶۳:۵]
چون به آنان گفته شود که بیائید تا پیغمبر خدا برایتان
آمرزش بخواهد، سرهای خود را (از روی غرور و تکبّر، و به عنوان استهزاء) تکان می‌دهند
وآنان راخواهی دید مستکبرانه روی می‌گردانند و می‌روند. [[«لَوَّوْا»: پیچ دادند.
مراد تکان دادن سر به عنوان تکبّر و تمسخر است. «یَصُدُّونَ»: روی می‌گردانند.
دوری می‌کنند از پذیرش دعوت پیغمبر.]]
۱۷۲۹ـ سَوَآءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ
تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یَغْفِرَ ٱللَّهُ لَهُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْفَـٰسِقِینَ [۶۳:۶]
برای آنان یکسان است چه برای ایشان آمرزش بخواهی، و چه
آمرزش نخواهی، (چون آنان از نفاق خود دست نمی‌کشند) هرگز خدا ایشان را نخواهد
بخشید. خداوند قطعاً مردمان فاسق را هدایت نمی‌دهد. [[«الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ»:
(نگا: مائده / ۲۵ و ۲۶ و ۱۰۸).]]
۱۷۳۰ـ هُمُ ٱلَّذِینَ یَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا۟ عَلَىٰ مَنْ عِندَ
رَسُولِ ٱللَّهِ حَتَّىٰ یَنفَضُّوا۟ ۗ وَلِلَّهِ خَزَآئِنُ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَـٰکِنَّ
ٱلْمُنَـٰفِقِینَ لَا یَفْقَهُونَ [۶۳:۷]
آنان کسانیند که می‌گویند: به آنانی که (از مکّه به مدینه
مهاجرت کرده‌اند و) نزد فرستاده‌ی خدا هستند، بذل و بخششی نکنید و چیزی ندهید تا
پراکنده شوند و بروند. (غافل از این که) گنجینه‌های آسمانها و زمین از آن خدا است
(و به هر کس که بخواهد از آنها بدو عطاء می‌کند) ولیکن منافقان نمی‌فهمند. [[«مَنْ
عِندَ …»: مراد مهاجران فقیر مدینه است. «رَسُولِ اللهِ»: از روی استهزاء و
تمسخر، منافقان می‌گفتند: پیغمبر خدا.]]
۱۷۳۱ـ یَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَآ إِلَى ٱلْمَدِینَهِ لَیُخْرِجَنَّ
ٱلْأَعَزُّ مِنْهَا ٱلْأَذَلَّ ۚ وَلِلَّهِ ٱلْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلْمُؤْمِنِینَ
وَلَـٰکِنَّ ٱلْمُنَـٰفِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ [۶۳:۸]
می‌گویند: اگر (از غزوه‌ی بنی‌مصطلق) به مدینه برگشتیم،
باید افراد باعزّت و قدرت، اشخاص خوار و ناتوان را از آنجا بیرون کنند. عزّت و
قدرت از آن خدا و فرستاده‌ی او و مؤمنان است، ولیکن منافقان (این را درک نمی‌کنند
و) نمی‌دانند. [[«الأَعَزُّ»: عزیزتر و گرامی‌تر. مقتدرتر و چیره‌تر. منافقان
مرادشان خویشتن بود. «الأَذَلَّ»: خوارتر و پست‌تر. منظورشان رسول خدا و مؤمنان
مهاجر بود. «للهِ الْعِزَّهُ وَ …»: اشاره به این است که کلام منافقان قبول است.
ولی باعزّت و باقدرت خدا و پیغمبر و مؤمنانند.]]
۱۷۳۲ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَ‌ٰلُکُمْ
وَلَآ أَوْلَـٰدُکُمْ عَن ذِکْرِ ٱللَّهِ ۚ وَمَن یَفْعَلْ ذَ‌ٰلِکَ فَأُو۟لَـٰٓئِکَ هُمُ ٱلْخَـٰسِرُونَ
[۶۳:۹]
ای مؤمنان! اموالتان و اولادتان شما را از یاد خدا غافل
نکند. کسانی که چنین کنند (و اموال و اولادشان، آنان را سرگرم و به خود مشغول
دارد) ایشان زیانکارند. [[«لا تُلْهِکُمْ»: شما را سرگرم و غافل نکند (نگا: نور /
۳۷، حجر / ۳). «ذِکْرِ اللهِ»: یاد خدا و عبادت و پرستش او. اطاعت از خدا.]]
۱۷۳۳ـ وَلَن یُؤَخِّرَ ٱللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَا ۚ وَٱللَّهُ خَبِیرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ [۶۳:۱۱]

خداوند هرگز مرگ کسی را به تأخیر نمی‌اندازد هنگامی که اجلش
فرا رسیده باشد. خداوند کاملاً آگاه از کارهائی است که انجام می‌دهید (و سزا و
جزای شما را خواهد داد). [[«نَفْساً»: (نگا: بقره / ۴۸ و ۱۲۳ و ۲۳۴).]]

سوره تغابن
۱۷۳۴ـ یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَمَا فِى
ٱلْأَرْضِ ۖ
لَهُ ٱلْمُلْکُ وَلَهُ ٱلْحَمْدُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌ [۶۴:۱]
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است،
به تسبیح و تقدیس خدا مشغول است. حاکمیّت و مالکیّت از آن او است، و سپاس و
ستایش خاصّ او است. او بر هر چیزی توانا است … [[«یُسَبِّحُ» (نگا: رعد / ۱۳،
اِسراء / ۴۴، نور / ۴۱).]]
۱۷۳۵ـ هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَکُمْ فَمِنکُمْ کَافِرٌۭ وَمِنکُم
مُّؤْمِنٌۭ ۚ
وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ [۶۴:۲]
او کسی است که شما را آفریده است (و به
شما آزادی و اختیار داده است). گروهی از شما کافر و گروهی از شما مؤمن می‌گردید.
خدا می‌بیند هرچه را که می‌کنید. [[«فَمِنکُمْ کَافِرٌ وَ مِنکُم مُّؤْمِنٌ»:
(نگا: کهف / ۲۹، انسان / ۳).]]
۱۷۳۶ـ یَعْلَمُ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا
تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ۚ وَٱللَّهُ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ [۶۴:۴]
او می‌داند که در آسمانها و زمین چه
چیزهائی است، و از آنچه شما پنهان یا آشکار می‌دارید با خبر است، و خدا بس آگاه
از عقائد و نیّاتی است که در درون سینه‌ها است. [[«مَا تُسِرُّونَ وَ مَا
تُعْلِنُونَ»: (نگا: نحل / ۱۹).]]
۱۷۳۷ـ ذَ‌ٰلِکَ
بِأَنَّهُۥ کَانَت تَّأْتِیهِمْ رُسُلُهُم
بِٱلْبَیِّنَـٰتِ فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرٌۭ یَهْدُونَنَا فَکَفَرُوا۟
وَتَوَلَّوا۟ ۚ وَّٱسْتَغْنَى ٱللَّهُ ۚ وَٱللَّهُ غَنِىٌّ حَمِیدٌۭ [۶۴:۶]
این (سوء عاقبت و عذاب آخرت) بدان خاطر
است که پیغمبرانشان به پیش ایشان می‌آمدند و معجزات روشن و دلائل متقن برای آنان
می‌آوردند و ایشان می‌گفتند: آیا آدمیان، ما را هدایت می‌کنند؟ (مگر می‌شود
انسانهائی همچون خودمان پیغمبران خدا شوند؟! پیغمبران باید فرشته باشند. بدین
وسیله به مخالفت برمی‌خاستند و) کافر می‌گشتند و سر بر می‌تافتند و رویگردان می‌شدند،
و خدا هم بی‌نیاز (از ایمان و اطاعت ایشان) بود و (همیشه هم) بی‌نیاز است و
سزاوار ستایش و سپاس. [[«بَشَرٌ»: در اینجا مراد انبیاء – علیهم‌السلام – است.]]
۱۷۳۸ـ زَعَمَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓا۟ أَن لَّن یُبْعَثُوا۟ ۚ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّى لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ
بِمَا عَمِلْتُمْ ۚ
وَذَ‌ٰلِکَ عَلَى ٱللَّهِ یَسِیرٌۭ [۶۴:۷]
کافران می‌پندارند که هرگز زنده و
برانگیخته نخواهند گردید! بگو: چنین نیست که می‌پندارید، به پروردگارم سوگند!
زنده و برانگیخته خواهید شد، و سپس از آن چیزهائی که می‌کرده‌اید با خبرتان
خواهند کرد. و این کار برای خدا ساده و آسان است. [[«یَسِیرٌ»: ساده و آسان.]]
۱۷۳۹ـ فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلنُّورِ ٱلَّذِىٓ
أَنزَلْنَا ۚ
وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌۭ [۶۴:۸]
ایمان بیاورید به خدا و پیغمبرش و نوری
که (قرآن نام دارد و آن را برای روشن کردن راه سعادت دنیا و آخرت شما انسانها)
نازل کرده‌ایم. خداوند کاملاً آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید.
[[«النُّورِ»: قرآن (نگا: نساء / ۱۷۴، شوری / ۵۲).]]
۱۷۴۰ـ یَوْمَ
یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ ٱلْجَمْعِ ۖ ذَ‌ٰلِکَ یَوْمُ ٱلتَّغَابُنِ ۗ وَمَن
یُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ وَیَعْمَلْ صَـٰلِحًۭا یُکَفِّرْ
عَنْهُ سَیِّـَٔاتِهِۦ وَیُدْخِلْهُ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا
ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدًۭا ۚ ذَ‌ٰلِکَ ٱلْفَوْزُ
ٱلْعَظِیمُ [۶۴:۹]
زمانی، خداوند شما را در روز گردهمآئی
(جملگی پیشینیان و پسینیان) جمع می‌آورد. آن روز، روز زیانمندی (کافران، و
سودمندی مؤمنان) است. کسانی که به خدا ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند.
خداوند بدیهای ایشان را می‌زداید، و آنان را به باغهای بهشتی داخل می‌گرداند که
از زیر (کاخها و درختان) آن رودبارها جاری است، و در آنجا برای همیشه جاودانه می‌مانند.
این است رستگاری سترگ و پیروزی بزرگ. [[«یَوْمَ الْجَمْعِ»: روز گردهمآئی که
قیامت است (نگا: هود / ۱۰۳، واقعه / ۵۰، یس / ۳۲ و ۵۳). «تَغَابُن»: زیانمند
گشتن گروهی و سودمند شدن گروهی … در جهان، دسته‌ای آخرت را به دنیا می‌فروشند،
و در آخرت زیانخورده و متضرّر می‌گردند (نگا: بقره / ۱۶ و ۱۰۲، آل‌عمران / ۷۷ و
۱۷۷). و دسته‌ای دنیا را به آخرت می‌فروشند و در آخرت سود می‌برند و رضای خدا و
بهشت را از آن خود می‌کنند (نگا: بقره / ۲۰۷، نساء / ۷۴، توبه / ۱۱۱). فراموش
کردن همدیگر. چرا که در قیامت بر اثر هول و هراس آخرت، کسی به فکر کسی نیست، و
هرکسی خود را می‌کوشد (نگا: حجّ / ۲، معارج / ۱۰، عبس / ۳۳ – ۳۷).]]
۱۷۴۱ـ مَآ أَصَابَ مِن
مُّصِیبَهٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۗ وَمَن یُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ یَهْدِ
قَلْبَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ بِکُلِّ شَىْءٍ عَلِیمٌۭ [۶۴:۱۱]
هیچ واقعه و حادثه‌ای جز به فرمان و
اجازه‌ی خدا رخ نمی‌دهد، و هر کس که به خدا ایمان داشته باشد، خدا دل او را (به
ثبات و آرامش، و خوشنودی به قضا و قدر الهی می‌رساند و) رهنمود می‌گرداند، و
خداوند از هر چیزی کاملاً آگاه است. [[«مَآ أَصَابَ مِن مُّصِیبَهٍ»: (نگا: حدید
/ ۲۲). «یَهْدِ قَلْبَهُ»: دل او را رهنمود و رهبری می‌کند. زمام دل او را به
دست می‌گیرد. دل او را به استقامت و اطمینان و آسایش و آرامش، و رضا به قضا
رهنمود می‌گرداند.]]
۱۷۴۲ـ وَأَطِیعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِیعُوا۟ ٱلرَّسُولَ ۚ فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا
ٱلْبَلَـٰغُ ٱلْمُبِینُ [۶۴:۱۲]
از خدا و پیغمبر اطاعت کنید. اگر
رویگردان شوید، بر فرستاده‌ی ما جز رساندن پیام روشن و آشکار نیست. [[«الْبَلاغُ
الْمُبِینُ»: تبلیغ آشکار، رساندن پیام روشنگر (نگا: مائده / ۹۲، نحل / ۳۵ و ۸۲،
نور / ۵۴).]]
۱۷۴۳ـ ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ [۶۴:۱۳]
جز خدا معبودی نیست، پس مؤمنان باید بر
خدا توکّل کنند و بس. [[«فَلْیَتَوَکَّلِ»: باید توکّل کنند.]]
۱۷۴۴ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ مِنْ أَزْوَ‌ٰجِکُمْ
وَأَوْلَـٰدِکُمْ عَدُوًّۭا لَّکُمْ فَٱحْذَرُوهُمْ ۚ وَإِن تَعْفُوا۟ وَتَصْفَحُوا۟ وَتَغْفِرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ
غَفُورٌۭ رَّحِیمٌ [۶۴:۱۴]
ای مؤمنان! قطعاً بعضی از همسران و
فرزندانتان دشمنان شما هستند. (شما را از راه خدا باز می‌دارند، و از عبادت و
طاعت سست می‌گردانند) پس از ایشان خویشتن را بر حذر دارید. اگر عفو کنید و چشم
پوشی نمائید و ببخشید (خدا هم شما را مشمول عفو و مرحمت و مغفرت خود می‌نماید)
چرا که خداوند بخشاینده‌ی مهربان است. [[«إن تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا و
تَغْفِرُوا»: (نگا: بقره / ۱۰۹). این بخش از آیه، اشاره دارد به این که چه بسا
همسران یا فرزندان که انسان را از مبرّات و خیرات منع و یا سست می‌کنند قصد سوء
نداشته و بلکه از روی نادانی باشد، به هر حال باید کار بد ایشان را بخشید و نیّت
سوء و قصد عداوت آنان را پخش نکرد، ولی به سخنانشان گوش نکرد و مواظب خود بود و
محبّت ایشان انسان را از خدا پرستی و انجام خیرات و مبرات دور نسازد.]]
۱۷۴۵ـ إِنَّمَآ أَمْوَ‌ٰلُکُمْ وَأَوْلَـٰدُکُمْ فِتْنَهٌۭ ۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجْرٌ عَظِیمٌۭ [۶۴:۱۵]
قطعاً اموالتان و اولادتان، وسیله‌ی
آزمایش شمایند، و (اگر در این میدان آزمایش، از عهده بر آئید، برای شما) اجر و
پاداش بزرگی در پیشگاه خدا است. [[«فِتْنَهٌ»: امتحان. آزمایش (نگا: انفال /
۲۸). مراد این است که اموال و اولاد زینت و نعمت جهان و مایه دستیابی به سعادت
هستند، در صورتی که در مسیر خداشناسی انسان را کمک کنند. امّا اگر محبّت آنان بر
فرمان و رضای یزدان ترجیح داده شود، مایه بدبختی می‌گردند (نگا: آل‌عمران / ۱۴ و
۱۵، توبه / ۲۲ و ۲۳ و ۷۵).]]
۱۷۴۶ـ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ مَا ٱسْتَطَعْتُمْ وَٱسْمَعُوا۟
وَأَطِیعُوا۟ وَأَنفِقُوا۟ خَیْرًۭا لِّأَنفُسِکُمْ ۗ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَـٰٓئِکَ هُمُ
ٱلْمُفْلِحُونَ [۶۴:۱۶]
پس آن قدر که در توان دارید از خدا
بهراسید و پرهیزگاری کنید، و (درسها و اندرزهای آسمانی را) بشنوید و بپذیرید، و
(از قوانین و فرمانهای خدا) اطاعت کنید. و (در راه خدا، صدقه و احسان و) بذل و
بخشش کنید، (انجام این کارها) به سود شما خواهد بود. کسانی که از بخل و حرص نفس
خویش، مصون داشته شوند، آنان قطعاً رستگارند. [[«مَا اسْتَطَعْتُمْ»: مادام که
می‌توانید. تا آنجا که در توان دارید (نگا: بقره / ۲۸۶، حجّ / ۷۸). «خَیْراً»:
مال و دارائی (نگا: بقره / ۱۸۰).]]
۱۷۴۷ـ إِن تُقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا یُضَـٰعِفْهُ لَکُمْ
وَیَغْفِرْ لَکُمْ ۚ
وَٱللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ [۶۴:۱۷]

اگر به خدا قرض‌الحسنه‌ای بدهید، آن را
برایتان چندین برابر می‌سازد، و شما را می‌آمرزد. خداوند سپاسگزار و بردبار است
(و او از بندگانش به وسیله‌ی دادن پاداشهای عظیم تشکّر می‌نماید، و در پرتو
بردباری خود، در عقوبت بندگان تعجیل نمی‌فرماید، و بلکه گناهانشان را می‌بخشاید).
[[«إِن تُقْرِضُوا اللهَ قَرْضاً حَسَناً»: (نگا: بقره / ۲۴۵، مائده / ۱۲، حدید
/ ۱۱ و ۱۸).]]

سوره طلاق
۱۷۴۸ـیَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ
فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا۟ ٱلْعِدَّهَ ۖ وَٱتَّقُوا۟
ٱللَّهَ رَبَّکُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنۢ بُیُوتِهِنَّ وَلَا
یَخْرُجْنَ
إِلَّآ أَن یَأْتِینَ بِفَـٰحِشَهٍۢ مُّبَیِّنَهٍۢ ۚ وَتِلْکَ حُدُودُ
ٱللَّهِ ۚ وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ ۚ لَا
تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذَ‌ٰلِکَ
أَمْرًۭا [۶۵:۱]
ای پیغمبر! وقتی که خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در
وقت فرا رسیدن عدّه (یعنی آغاز پاک شدن زن از عادت ماهیانه‌ای که شوهرش در آن با
او نزدیکی نکرده باشد) طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید (و دقیقاً ملاحظه
کنید که زن سه بار ایّام پاکی خود از حیض را به پایان رساند، تا نژادها آمیزه‌ی
یکدیگر نشود)، و از خدا که پروردگار شما است بترسید و پرهیزگاری کنید (و اوامر و
نواهی او را به کار بندید، به ویژه در طلاق و نگهداری زمان عدّه). زنان را (بعد از
طلاق، در مدّت عدّه) از خانه‌هایشان بیرون نکنید، و زنان هم (تا پایان عدّه، از
منازل شوهرانشان) بیرون نروند. مگر این که زنان کار زشت و پلشت آشکاری (همچون زنا
و فحّاشی و ناسازگاری طاقت فرسا با شوهران یا اهل خانواده) انجام دهند (که ادامه‌ی
حضور ایشان در منازل، باعث مشکلات بیشتر گردد). اینها قوانین و مقرّرات الهی است،
و هرکس از قوانین و مقرّرات الهی پا فراتر نهد و تجاوز کند، به خویشتن ستم می‌کند.
(چرا که خود را در معرض خشم خدا قرار می‌دهد و به سعادت خویش لطمه می‌زند). تو نمی‌دانی،
چه بسا خداوند بعد از این حادثه، وضع تازه‌ای پیش آورد (و ماندن زن در خانه زمینه‌ساز
پشیمانی شوهر و همسر و رجوع آنان به یکدیگر گردد، و ابرهای تیره و تار کینه و
کدورت از آسمان زندگی ایشان به دور رود، و مهر و محبّت فضای سینه‌ها را لبریز کند،
و فرزندان از دامن عطوفت مادری بی‌بهره نمانند). [[«إِذَا طَلَّقْتُمْ»: وقتی که
خواستید طلاق دهید. مثل إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ … (نگا: نحل / ۹۸). مخاطب در
آیه پیغمبر است و مراد امت او. این خطاب بیانگر اهمّیّت مسأله است.
«لِعِدَّتِهِنَّ»: وقت فرا رسیدن عدّه ایشان، حرف (ل) به معنی (عِندَ) است (نگا:
إسراء / ۷۸). منظور این است که باید صیغه طلاق در زمانی اجرا شود که زن از عادت
ماهیانه پاک شده، و شوهرش با او نزدیکی نکرده باشد. «أَحْصُوا الْعِدَّهَ»: زمان
عِدّه را نگهدارید و دقیقاً محاسبه کنید. یعنی باید سه بار ایّام پاکی خود ازحیض
را به پایان رساند (نگا: بقره / ۲۲۸). «لا یَخْرُجْنَ»: زنان جائز نیست از منزل
بیرون بروند مگر با رضایت طرفین.. «تِلْکَ حُدُودُ اللهِ»: این بخش اشاره بدین است
که باید مسلمانان در طلاق که مبغوض‌ترین حلال در نزد خدا است، قوانین الهی را
مراعات کنند. زن را یا طلاق ندهند، و یا اگر ناچار به طلاق شدند، احکام این آیه را
رعایت بکنند. متأسّفانه امروز به طلاق قرآنی کمترین اعتنائی نمی‌شود!!! تنها طلاق
بِدعی در مدّ نظر است، و کُلُّ بِدْعَهٍ ضَلالَهٌ.]]
۱۷۴۹ـ فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ
أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَأَشْهِدُوا۟ ذَوَىْ عَدْلٍۢ مِّنکُمْ
وَأَقِیمُوا۟ ٱلشَّهَـٰدَهَ لِلَّهِ ۚ ذَ‌ٰلِکُمْ یُوعَظُ بِهِۦ مَن کَانَ یُؤْمِنُ بِٱللَّهِ
وَٱلْیَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۚ وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجْعَل لَّهُۥ مَخْرَجًۭا [۶۵:۲]
و هنگامی که مدّت عِدّه‌ی آنان نزدیک به پایان آمد، یا
ایشان را به طرز شایسته‌ای نگاه دارید، و یا به طرز شایسته‌ای از ایشان جدا شوید،
و بر (نگاهداری و یا جدائی) آنان دو مرد عادل از میان خودتان گواه کنید، (تا اگر
در آینده اختلافی روی دهد، هیچ یک از شوهر و همسر نتوانند واقعیّت را انکار کنند)
و گواهی دادن را برای خدا اداء کنید (و انگیزه‌ی شهادت محض رضای خدا باشد، و از
هیچ کدام جانبداری ننمائید). این (احکام) چیزی است که کسی بدان پند و اندرز می‌گردد
که به خدا و روز آخرت ایمان داشته باشد. هر کس هم از خدا بترسد و پرهیزگاری کند،
خدا راه نجات (از هر تنگنائی) را برای او فراهم می‌سازد. [[«إذَا بَلَغْنَ
أَجَلَهُنَّ»: زمانی که به مدّت پایان عدّه، نزدیک شدند. چرا که اگر زمان عدّه به
پایان برسد، راه مراجعت بر روی شوهر بسته می‌گردد (نگا: أضواء البیان). یادآوری:
زنان از لحاظ نگاه داشتنِ عدّه، به دو دسته تقسیم می‌شوند: ۱) زنانی که شوهرانشان
بمیرند. این گروه به دو دسته تقسیم می‌گردند: الف – زنانی که حامله‌اند. اینان تا
وضع حمل عده نگاه می‌دارند. ب – زنانی که حامله نیستند. اینان چه با ایشان همبستری
شده باشد و چه با آنان همبستری نشده باشد، چهار ماه و ده روز عده نگاه می‌دارند.
۲) زنانی که شوهرانشان ایشان را طلاق داده باشند. اینان نیز دو گروهند: الف –
زنانی که حامله‌اند. چنین زنانی تا وضع حمل عده نگاه می‌دارند. ب – زنانی که حامله
نیستند. اینان هم دو دسته هستند: ۱ – زنانی که با آنان همبستری نشده است. اینان
عدّه‌ای ندارند. ۲ – زنانی که با ایشان همبستری شده است. اینان اگر کسانی بوده که
دارای عادت ماهیانه باشند، تنها سه عادت ماهیانه عدّه نگاه می‌دارند، و اگر کسانی
بوده که دارای عادت ماهیانه نباشند، یعنی یائسه و یا صغیره باشند، سه ماه تمام عدّه
نگاه می‌دارند (نگا: أضواء البیان).]]
۱۷۵۰ـ وَیَرْزُقْهُ مِنْ
حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ
حَسْبُهُۥٓ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَـٰلِغُ أَمْرِهِۦ ۚ قَدْ جَعَلَ ٱللَّهُ
لِکُلِّ شَىْءٍۢ قَدْرًۭا [۶۵:۳]
و به او از جائی که تصوّرش نمی‌کند روزی می‌رساند. هر کس بر
خداوند توکّل کند (و کار و بار خود را بدو واگذارد) خدا او را بسنده است. خداوند
فرمان خویش را به انجام می‌رساند و هر چه را بخواهد بدان دسترسی پیدا می‌کند. خدا
برای هر چیزی زمان و اندازه‌ای را قرار داده است. [[«مِنْ حَیْثُ»: از جائی که، به
گونه‌ای که. «بَالِغُ أَمْرِهِ»: دستیابی دارد به هر چه بخواهد. فرمان خود را به
انجام می‌رساند. «أَمْرِ»: کار، فرمان. «قَدْراً»: مدّت و اجل، اندازه و مقدار.]]
۱۷۵۱ـ وَٱلَّـٰٓـِٔى یَئِسْنَ مِنَ ٱلْمَحِیضِ مِن نِّسَآئِکُمْ إِنِ
ٱرْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَـٰثَهُ أَشْهُرٍۢ وَٱلَّـٰٓـِٔى لَمْ یَحِضْنَ ۚ وَأُو۟لَـٰتُ ٱلْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن یَضَعْنَ
حَمْلَهُنَّ ۚ
وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجْعَل لَّهُۥ مِنْ أَمْرِهِۦ یُسْرًۭا [۶۵:۴]
زنان شما وقتی که ناامید از عادت ماهیانه‌اند، و همچنین
زنانی که هنوز عادت ماهیانه ندیده‌اند، اگر (درباره‌ی حکم عِدّه‌ی ایشان)
متردّدید، بدانید که عدّه‌ی آنان سه ماه است، و عدّه‌ی زنان باردار، وضع حمل است.
هر کس که از خدا بترسد و پرهیزگاری کند، خدا کار و بارش را ساده و آسان می‌سازد.
[[«یَئِسْنَ»: ناامید شده‌اند. یائسه گشته‌اند. «إِنِ ارْتَبْتُمْ»: اگر متردّد
شدید درباره حکم عدّه ایشان. اگر متردّد شدید در خونی که از ایشان بیرون می‌تراود
که آیا خون حیض یا خون چیز دیگری است. اگر متردّد شدید که آیا به سن یائسگی رسیده‌اند
یا خیر. «مِنْ أَمْرِهِ»: از کار و بارش. به فرمان و دستور خویش (نگا: نحل / ۲،
غافر / ۱۵).]]
۱۷۵۲ـ ذَ‌ٰلِکَ أَمْرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَیْکُمْ ۚ وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّـَٔاتِهِۦ
وَیُعْظِمْ لَهُۥٓ أَجْرًا [۶۵:۵]
این (قانونگذاری) فرمان خدا است که آن را برای شما فرستاده
است. هر کس که از خدا بترسد و پرهیزگاری کند، بدیها و گناهان او را محو کرده و می‌زداید،
و پاداش وی را بزرگ می‌نماید. [[«یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ»: (نگا: بقره /
۲۷۱، انفال / ۲۹، زمر / ۳۵).]]
۱۷۵۳ـ لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍۢ مِّن سَعَتِهِۦ ۖ وَمَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُۥ فَلْیُنفِقْ مِمَّآ
ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ۚ
لَا یُکَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا ۚ سَیَجْعَلُ ٱللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍۢ یُسْرًۭا [۶۵:۷]
آنان که دارا هستند، از دارائی خود (برای زن شیر دهنده، به
اندازه‌ی توان خود) خرج کنند، و آنان که تنگدست هستند، از چیزی که خدا بدیشان داده
است خرج کنند، خداوند هیچ کسی را جز بدان اندازه که بدو داده است مکلّف نمی‌سازد.
خدا بعد از سختی و ناخوشی، گشایش و خوشی پیش می‌آورد. [[«ذُوسَعَهٍ»: دارا.
ثروتمند. «قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ»: روزی او کم گردید و فقیر شد (رعد / ۲۶،
اسراء / ۳۰، قصص / ۸۲).]]
۱۷۵۴ـ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمْ عَذَابًۭا شَدِیدًۭا ۖ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ یَـٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ ٱلَّذِینَ
ءَامَنُوا۟ ۚ
قَدْ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْرًۭا [۶۵:۱۰]
خداوند برای ایشان عذاب شدیدی را فراهم ساخته است، پس ای
خردمندانی که مؤمن هستید، شما پرهیزگاری کنید و خویشتن را از (عذاب و خشم) خدا به
دور دارید. خدا که برای شما قرآن را نازل فرموده است. [[«ذِکْراً»: قرآن (نگا:
اعراف / ۶۳ و ۶۹، حجر / ۶ و ۹).]]
۱۷۵۵ـ رَّسُولًۭا یَتْلُوا۟ عَلَیْکُمْ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ
مُبَیِّنَـٰتٍۢ لِّیُخْرِجَ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ
مِنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ ۚ وَمَن یُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ وَیَعْمَلْ صَـٰلِحًۭا یُدْخِلْهُ
جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدًۭا ۖ قَدْ أَحْسَنَ ٱللَّهُ لَهُۥ رِزْقًا [۶۵:۱۱]
و پیغمبری را به میانتان روانه کرده است که آیات روشن خدا
را برایتان می‌خواند تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند از
تاریکی (بطالت و ضلالت) بیرون آورد و به روشنائی (حقیقت و هدایت) در آورد. کسانی
که به خدا ایمان بیاورند و کارهای پسندیده بکنند، خدا آنان را به باغهای بهشتی
داخل می‌گرداند که از زیر (کاخها و درختان) آن رودبارها روان است. برای همیشه در
آنجا ماندگار می‌مانند، و خدا روزیشان را خوب و نیکو می‌گرداند. [[«یَتْلُو»: در
رسم‌الخطّ قرآنی الف زائدی به دنبال دارد. «أَبَداً»: ذکر این واژه پس از
(خَالِدِینَ) تأکیدی بر خلود و ماندگاری محسوب است.]]
۱۷۵۶ـ ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَمَـٰوَ‌ٰتٍۢ وَمِنَ ٱلْأَرْضِ
مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ ٱلْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ
عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ وَأَنَّ ٱللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَىْءٍ
عِلْمًۢا [۶۵:۱۲]

خدا همان است که هفت آسمان را و همانند آن زمین را آفریده
است. فرمان (خدا) همواره در میان آنها جاری است (و تدبیر هدایت و رهبری او، لحظه‌ای
از جهان بزرگ هستی برداشته نمی‌شود، این آفرینش عظیم بدان خاطر است) تا بدانید
خداوند بر هر چیزی توانا است، و آگاهی او همه چیز را فرا گرفته است. [[«خَلَقَ
سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الأرْضِ مِثْلَهُنَّ»: هفت آسمان و به اندازه آن، زمین
را آفریده است. عدد هفت برای کثرت است، و در این صورت منظور از هفت آسمان و هفت
زمین، تعداد بیشمار و خارج از اندازه کواکب آسمانی و کراتی مشابه زمین است. (نگا:
بقره / ۲۹، اسراء / ۴۴، مؤمنون / ۸۶، فصّلت / ۱۲). امّا اگر عدد هفت برای شماره
محدود باشد، آنچه ما می‌بینیم و دانش بشر به آن احاطه دارد، همه مربوط به آسمان و
زمین اوّل است، و ماورای این ثوابت و سیّارات، شش عالم دیگر وجود دارد که از دسترس
علم ما بیرون است (نگا: صافّات / ۶، فصّلت / ۱۲، ملک / ۵). «مِثْلَهُنَّ»: اشاره
به زمینهای متعدّدی است که در عالم هستی وجود دارد. تا آنجا که بعضی از دانشمندان
ستاره‌شناس می‌گویند، تعداد کراتی که مشابه کره زمین بر گرد خورشیدها در پهنه هستی
گردش می‌کنند حدّاقلّ سیصد میلیون کُره است (نگا: المراغی). «یَتَنَزَّلُ الأمْرُ
بَیْنَهُنَّ»: فرمان خدا و قضا و قدر او در میان آنها جاری و حکمفرما است. خدا است
که حکم خود را درباره آنها به مرحله اجرا در می‌آورد و کار و بار جهان را می‌گرداند.
(نگا: سجده / ۴).]]

“سوره ی تحریم ”

۱۷۵۷ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِىُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ
لَکَ ۖ
تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَ‌ٰجِکَ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِیمٌۭ [۶۶:۱]
ای پیغمبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده است، به
خاطر خوشنود ساختن همسرانت، بر خود حرام می‌کنی؟ خداوند آمرزگار مهربانی است (و تو
را و همسران تو را می‌بخشاید). [[«لِمَ تُحَرِّمُ مَا»: چیزی که پیغمبر آن را بر
خود حرام فرمود، خوردن عسل، یا نزدیکی با ماریه قبطی، و یا نزدیکی با همه همسران
به مدّت یک ماه بود. این تحریم، تحریم شرعی نبود و بلکه پیغمبر سوگند می‌خورد که
از این به بعد عسل نخورد، و یا به مدّت یک ماه از آمیزش با همسران دوری بکند.
چکیده روایت چنین است: همسر پیغمبر، زینب دختر جحش که عمّه‌زاده رسول و صاحب وجاهت
بود، اغلب از عسلی که خویشاوندانش برای او هدیّه می‌آوردند، به شوهر محبوب خود می‌خورانید.
خویشاوندی و زیبائی او سبب گردید بنا به سرشت انسانی، امّ‌المؤمنین حفصه، و امّ‌المؤمنین
عائشه بدو رشک برند. این دو با یکدیگر قرار می‌گذارند، وقتی که پیغمبر به پیش هر
یک از آن دو تشریف فرما شوند، بدو عرض کنند: از وجود مبارک او بوی مغافیر به مشام
می‌رسد. مغافیر صمغ بدبوئی است که از درختی به نام عرفط تراوش می‌کند. هنگامی که
پیغمبر به پیش حفصه تشریف می‌آورد، بدو عرض می‌کند: بوی مغافیر استشمام می‌شود!
رسول خدا می‌فرماید که او عسل خورده است؛ نه مغافیر. آن حضرت سوگند می‌خورد، دیگر
عسل نخورد. نکند که زنبوران عسل احتمالاً از مغافیر تغذیه کنند! از حفصه می‌خواهد
این سخن، رازی در میان ایشان باشد، تا دیگران نشنوند، و عسل را به پیروی از قدوه
خود بر خویشتن حرام نکنند. ولی مسأله پخش می‌گردد، و پیغمبر سوگند می‌خورد که تا
یک ماه با همسران خویش نزدیکی نخواهد کرد. روایت دیگر می‌گوید که: پیغمبر به ماریه
قبطی علاقه وافر داشت و این امر باعث حسودی برخی از امّ‌المؤمنین گردید، و آن حضرت
سوگند یاد کرد که با ماریه نزدیکی نکند. به هر حال خداوند دستور می‌دهند که کسی حق
ندارد، حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال سازد، چرا که قانونگذار تنها او است
و بس. رسول اکرم برده‌ای را آزاد می‌نماید و قضیّه فیصله می‌یابد. «مَرْضَاه»:
رضایت. خوشنودی. مصدر میمی است و در رسم‌الخطّ قرآنی با تاء کشیده نوشته شده است.]]
۱۷۵۸ـ قَدْ فَرَضَ ٱللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّهَ أَیْمَـٰنِکُمْ ۚ وَٱللَّهُ مَوْلَىٰکُمْ ۖ وَهُوَ ٱلْعَلِیمُ ٱلْحَکِیمُ [۶۶:۲]
خداوند راه گشودن سوگندانتان را برای شما مقرّر می‌دارد.
(بدین نحو که کفّاره‌ی قسم را می‌دهید و خود را از زیر بار مسؤولیّت آن بیرون می‌آورید).
خدا یاور و سرور شما است، و او بس آگاه و کار بجا است. [[«فَرَضَ»: اجازه داده
است. مقرّر داشته است. واژه (فَرَضَ) اگر با (عَلی) همراه باشد، به معنی (وجوب)
است، و اگر با (ل) باشد، به معنی مقرّر و مشخّص داشتن و اجازه دادن است (نگا: بقره
/ ۲۳۶ و ۲۳۷، احزاب / ۳۸). «تَحِلَّهَ»: گشودن. حلال کردن. مراد کفّاره دادن و از
زیر بار مسؤولیّت سوگند به در آمدن است (نگا: مائده / ۸۹).]]
۱۷۵۹ـ وَإِذْ أَسَرَّ
ٱلنَّبِىُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَ‌ٰجِهِۦ
حَدِیثًۭا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِۦ وَأَظْهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ
بَعْضَهُۥ وَأَعْرَضَ عَنۢ بَعْضٍۢ ۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِۦ قَالَتْ
مَنْ أَنۢبَأَکَ هَـٰذَا ۖ قَالَ نَبَّأَنِىَ ٱلْعَلِیمُ ٱلْخَبِیرُ [۶۶:۳]
خاطرنشان ساز وقتی را که پیغمبر با یکی از همسرانش (به نام
حفصه) رازی را در میان نهاد، و او آن راز را (به عایشه) خبر داد، و خداوند پیغمبرش
را از این (افشای سرّ) آگاه ساخت. پیغمبر برخی از آن (رازگوئی) را (برای همسر
رازگویش حفصه) بازگو کرد و از برخی دیگر خودداری کرد. هنگامی که همسرش را از آن
(رازگوئی) مطّلع کرد، او گفت: چه کسی تو را از این (موضوع) آگاه کرده است؟ پیغمبر
گفت: خداوند بس دانا و آگاه مرا با خبر کرده است. [[«أَسَرَّ»: پنهانی بیان کرد.
به گونه راز بیان داشت. «بَعْضِ»: یکی. فردی. مراد حفصه است. «حَدِیثاً»: سخن.
کلام. مراد، فرموده پیغمبر مبنی بر نخوردن عسل، و یا عدم نزدیکی با ماریه قبطی
است. «نَبَّأَتْ بِهِ»: حفصه راز را به عایشه خبر داد. «أَظْهَرَهُ»: آن را اطّلاع
داد. «عَرَّفَ»: شناساند. بازگو نمود.]]
۱۷۶۰ـ إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا ۖ وَإِن تَظَـٰهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوْلَىٰهُ
وَجِبْرِیلُ وَصَـٰلِحُ ٱلْمُؤْمِنِینَ ۖ وَٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ بَعْدَ ذَ‌ٰلِکَ ظَهِیرٌ [۶۶:۴]
اگر به سوی خدا برگردید و توبه کنید (خداوند برگشت و توبه‌ی
شما را می‌پذیرد) چرا که دلهایتان (از حفظ سرّ که پیغمبر دوست می‌داشت) منحرف گشته
است. و اگر بر ضدّ او همدست شوید (و برای آزارش بکوشید، باکی نیست) خدا یاور او
است، و علاوه از خدا، جبرئیل، و مؤمنان خوب و شایسته، و فرشتگان پشتیبان او هستند.
[[«إن تَتُوبَا …»: مخاطب حفصه و عائشه (علیهما السلام) است. «صَغَتْ»: منحرف
گشته است. بگردیده است. «إن تَظَاهَرا»: اگر همدستی و هم‌پشتی کنید. «صَالِحُ
الْمُؤْمِنِینَ»: مؤمنان شایسته و بایسته. مراد جنس صالح است یعنی فردفرد مسلمانان
خوب و متّقی. مثل: لا یَفْعَلُ هَذا، الصَّالِحُ مِنَ الَنَّاسِ. «ظَهِیرٌ»:
پشتیبان (نگا: اسراء / ۸۸، فرقان / ۵۵، قصص / ۱۷ و ۸۶، سبأ / ۲۲).]]
۱۷۶۱ـ عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُۥٓ أَزْوَ‌ٰجًا
خَیْرًۭا مِّنکُنَّ مُسْلِمَـٰتٍۢ مُّؤْمِنَـٰتٍۢ قَـٰنِتَـٰتٍۢ تَـٰٓئِبَـٰتٍ
عَـٰبِدَ‌ٰتٍۢ سَـٰٓئِحَـٰتٍۢ ثَیِّبَـٰتٍۢ وَأَبْکَارًۭا [۶۶:۵]
اگر پیغمبر شما را طلاق دهد، چه بسا پروردگارش به جای شما
همسرانی را نصیب او گرداند که بهتر از شما باشند. زنان دوشیزه یا غیر دوشیزه‌ی
فرمانبردار، با ایمان، فروتن، توبه کار، پرستشگر، و گردنده (و پر تحرّک در جهان
اندیشه و در مسیر طاعت و عبادت). [[«مُسْلِمَاتٍ»: جمع مُسْلِمَه، مسلمان و
فرمانبردار. «قَانِتَاتٍ»: جمع قَانِتَه، خاشع و خاضع. فروتن (نگا: نساء / ۳۴،
احزاب / ۳۵). «سَآئِحَاتٍ»: جمع سَآئِحَه، روزه‌دار، گردنده (نگا: توبه / ۱۱۲).
«ثَیِّبَاتٍ»: جمع ثَیِّبْ، غیر دوشیزه. بیوه. «أَبْکَاراً»: جمع بِکْر، دوشیزه
(نگا: واقعه / ۳۶).]]
۱۷۶۲ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ قُوٓا۟ أَنفُسَکُمْ
وَأَهْلِیکُمْ نَارًۭا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلْحِجَارَهُ عَلَیْهَا
مَلَـٰٓئِکَهٌ غِلَاظٌۭ شِدَادٌۭ لَّا یَعْصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمْ
وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ [۶۶:۶]
ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی بر کنار
دارید که افروزینه‌ی آن انسانها و سنگها است. فرشتگانی بر آن گمارده شده‌اند که
خشن و سختگیر، و زورمند و توانا هستند. از خدا در آنچه بدیشان دستور داده است
نافرمانی نمی‌کنند، و همان چیزی را انجام می‌دهند که بدان مأمور شده‌اند. [[«قُوا»:
مصون و محفوظ دارید. «أَهْلِیکُمْ»: (نگا: مائده / ۹۸). «وَقُودُ»: افروزینه (نگا:
بقره / ۲۴، آل‌عمران / ۱۰). «غِلاظٌ»: جمع غَلیظ، خشن، تندخو. «شِدَادٌ»: جمع
شَدید، زورمند. سختگیر. توانا در انجام کارهای دشوار.]]
۱۷۶۳ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ تُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ
تَوْبَهًۭ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمْ سَیِّـَٔاتِکُمْ
وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ یَوْمَ لَا
یُخْزِى ٱللَّهُ ٱلنَّبِىَّ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ ۖ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَـٰنِهِمْ
یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَٱغْفِرْ لَنَآ ۖ إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ [۶۶:۸]
ای مؤمنان! به درگاه خدا برگردید و توبه‌ی خالصانه‌ای
بکنید، شاید پروردگارتان گناهانتان را محو نماید و بزداید، و شما را به باغهای
بهشتی داخل گرداند که از زیر (کاخها و درختان) آن رودبارها روان است. این کار در
روزی خواهد بود که خداوند پیغمبر و کسانی را خوار و سبک نمی‌دارد که با او ایمان
آورده‌اند. (بلکه ایشان را والا می‌گرداند و به درجات بالا می‌رساند). نور (ایمان
و عمل صالح) ایشان، پیشاپیش و سوی راستشان (رو به جانب بهشت) در حرکت است. (وقتی
که خاموش شدن نور منافقان را می‌بینند، رو به درگاه خدا می‌کنند و) می‌گویند:
پروردگارا! نور ما را کامل گردان (تا در پرتو آن به بهشت برسیم) و ما را ببخشای،
چرا که تو بر هر چیزی بس توانائی. [[«نَصُوحاً»: از روی اخلاص. خالصانه. توبه
نَصُوح، باید این ویژگیها را داشته باشد، ترک گناه، پشیمان شدن از گناه، تصمیم بر
برنگشتن به گناه، ردّ مظالم و بازپرداخت حق به صاحبان آن. «نُورُهُمْ یَسْعی»:
(نگا: حدید / ۱۲ و ۱۳). «أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا»: درخواست تکمیل نور یا از سوی
همه مؤمنان است، و این تقاضا وقتی است که نور منافقان خاموش می‌گردد. مؤمنان از
خدای متعال می‌خواهند که تا رسیدن به بهشت نورشان بماند. یا این که نور برخی از
مؤمنان، ضعیف بوده و درخواست می‌نمایند که نورشان پرتو و تابندگی بیشتری داشته
باشد.]]
۱۷۶۴ـ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًۭا لِّلَّذِینَ کَفَرُوا۟ ٱمْرَأَتَ
نُوحٍۢ وَٱمْرَأَتَ لُوطٍۢ ۖ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَـٰلِحَیْنِ
فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَیْـًۭٔا وَقِیلَ
ٱدْخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّ‌ٰخِلِینَ [۶۶:۱۰]
خداوند از میان کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده است.
آنان در حباله‌ی نکاح دو تن از بندگان خوب ما بودند و (با ساخت و پاخت با قوم خود،
و گزارش اسرار و اخبار بدیشان) به آن دو خیانت کردند و آن دو نتوانستند در پیشگاه
الهی کمترین کاری برای ایشان بکنند و (آنان را از عذاب خانمانسوز دنیوی، و سخت
کمرشکن اخروی نجات دهند. به هنگام مرگ توسّط فرشتگان بدیشان) گفته شد: به دوزخ
درآئید همراه با همه‌ی کسانی که بدان در می‌آیند. [[«إمْرَأَهَ»: در رسم‌الخطّ
قرآنی با تاء کشیده نوشته شده است. «تَحْتَ»: این واژه، کنایه از تحت سرپرستی و
زیر نکاح است. «خَانَتَاهُمَا»: خیانت این دو همسرِ بدشگون، همکاری با دشمنان و
گزارش اخبار و پخش اسرار خانواده و مؤمنان بود. خیانت ایشان انحراف از جاده عفّت
نبود. زیرا هرگز همسر هیچ پیغمبری آلوده به بی‌عفّتی نشده است (نگا: نمونه، جلد
۲۴، صفحه ۳۰۱). «أُدْخُلاَ النَّارَ»: به هنگام مرگ، فرشتگان به بدان یا نیکان خبر
ورود آتی ایشان به دوزخ یا به بهشت را می‌دهند (نگا: المصحف المیسّر). «فَلَمْ
یُغْنِیا»: در آخرت همه رابطه‌های دنیوی جز رابطه ایدئولوژی گسیخته می‌گردد (نگا:
بقره / ۴۸ و ۱۲۳، لقمان / ۳۳، ممتحنه / ۳، انفطار / ۱۹).]]
۱۷۶۵ـ وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًۭا لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱمْرَأَتَ
فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ٱبْنِ لِى عِندَکَ بَیْتًۭا فِى ٱلْجَنَّهِ
وَنَجِّنِى مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِى مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِینَ [۶۶:۱۱]
و خدا از میان مؤمنان، زن فرعون را مثل زده است. وقتی (از
اوقات) گفت: پروردگارا! برای من در بهشت، نزد خودت خانه‌ای بنا کن، و مرا از فرعون
و کارهایش رهائی‌بخش، و از این مردمان ستمکاره نجات بده. [[«إِبْنِ»: بنا کن.
بساز.]]

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز