موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات مشتمل بر الله در سوره حمد و بقره


۱ـ بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ [۱:۱]

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. [[«بِسْمِ»: فراهم آمده است
از (بِ) و (اِسْمِ). یعنی: کارم را با نام خدا آغاز می‌کنم؛ نه به نام چیز دیگری،
و نه به فرمان دل یا کس دیگری. واژه (اِسْم) از ماده (سُمُوّ) به معنی عُلُوّ، یا
(وسم) به معنی علامت و نشانه است. «اللهِ»: اسم خاصّ است برای خدا. اصل آن (إِلاه)
بوده «الرَّحْمنِ»: دارای مهر فراوان (نگا: أعراف / ۱۵۶). «الرَّحِیمِ»: دارای مهر
همیشگی.]]

۲ـ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۱:۲]

ستایش خداوندی را سزا است که پروردگار جهانیان است.
[[«رَبِّ»: پروردگار. و صفت (الله) می‌باشد. «الْعَالَمِینَ»: جهانیان، جهانها. هر
صنفی از اصناف آفریدگان..]]

۳ـ خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ
قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْ ۖ وَعَلَىٰٓ
أَبْصَـٰرِهِمْ غِشَـٰوَهٌۭ ۖ وَلَهُمْ
عَذَابٌ عَظِیمٌۭ [۲:۷]

خداوند
دلها و گوشهایشان را مهر زده است، و بر چشمانشان پرده‌ای است، و عذاب بزرگی در
انتظارشان است. [[«خَتَمَ»: مهر زده است. کنایه از عدم‌استعداد ایشان برای پذیرش
ایمان و عدم درک آنان است (نگا: جاثیه / ۲۳، روم / ۵۹). «غِشَاوَهٌ»: پرده.]]

۴ـ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن
یَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلْیَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ [۲:۸]

در میان
مردم دسته‌ای هستند که می‌گویند: ما به خدا و روز رستاخیز باور داریم. در صورتی که
باور ندارند و جزو مؤمنان بشمار نمی‌آیند. [[«مِنَ النَّاسِ مَنْ …»: انسانها سه
گروهند: مؤمنان و کافران و منافقان. از این آیه تا آخر آیه بیستم از گروه سوم صحبت
می‌گردد.]]

۵ـ یُخَـٰدِعُونَ ٱللَّهَ
وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَمَا یَخْدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ [۲:۹]

(اینان به
نظرشان) خدا و کسانی را گول می‌زنند که ایمان آورده‌اند، در صورتی که جز خود را
نمی‌فریبند ولی نمی‌فهمند. [[«یُخَادِعُونَ»: گول می‌زنند. فریب می‌دهند. «مَا
یَخْدَعُونَ»: نمی‌فریبند. گول نمی‌زنند.]]

۶ـ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ
فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضًۭا ۖ وَلَهُمْ
عَذَابٌ أَلِیمٌۢ بِمَا کَانُوا۟ یَکْذِبُونَ [۲:۱۰]

در
دلهایشان بیماری (حسودی و کینه‌توزی با مؤمنان) است و خداوند (نیز با یاری دادن و
پیروز گرداندن حق) بیماری ایشان را فزونی می‌بخشد، و عذاب دردناکی (در دنیا و
آخرت) به سبب دروغگوئی و انکارشان در انتظارشان می‌باشد. [[«مَرَضٌ»: مراد بیماری
معنوی نفاق است. «فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضاً»: مراد از این بیماری، بیماری حقد و
کینه و اندوهی است که بیماری دل هستند (نگا: توبه / ۱۲۴ و ۱۲۵). «أَلِیمٌ»:
دردناک.]]

۷ـ ٱللَّهُ یَسْتَهْزِئُ
بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِى طُغْیَـٰنِهِمْ یَعْمَهُونَ [۲:۱۵]

خداوند
ایشان را مسخره می‌نماید و آنان را رها ساخته تا کورکورانه به سرکشی خویش ادامه
دهند. [[«یَسْتَهْزِئ‌ُ»: مسخره می‌کند. مورد استهزاء قرار می‌دهد. «یَمُدُّهُمْ»:
یاریشان می‌دهد. در اینجا به معنی: بدیشان مهلت و فرصت می‌دهد. «یَعْمَهُونَ»:
سرگردان و حیران شوند. از ماده (عمّه) به معنی کوردلی و سرگشتگی.]]

۸ـ مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ
ٱلَّذِى ٱسْتَوْقَدَ نَارًۭا فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُۥ ذَهَبَ ٱللَّهُ
بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِى ظُلُمَـٰتٍۢ لَّا یُبْصِرُونَ [۲:۱۷]

داستان
اینان، همانند داستان کسی است که آتشی را با کوشش فراوان بیفروزد (تا خود و
همراهانش از آن استفاده کنند) و آن گاه که آتش دورو بر او را روشن گرداند،
پروردگار آتش آنان را خاموش و نابود نماید، و ایشان را در انبوهی از تاریکیها رها
سازد، به گونه‌ای که چشمانشان (چیزی) نبیند. [[«مَثَلُهُمْ»: مثل، به معنی صفت و
وضع حال. «أَضَآءَتْ»: روشن کرد.]]

۹ـ أَوْ کَصَیِّبٍۢ مِّنَ
ٱلسَّمَآءِ فِیهِ ظُلُمَـٰتٌۭ وَرَعْدٌۭ وَبَرْقٌۭ یَجْعَلُونَ أَصَـٰبِعَهُمْ
فِىٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَ‌ٰعِقِ حَذَرَ ٱلْمَوْتِ ۚ وَٱللَّهُ مُحِیطٌۢ بِٱلْکَـٰفِرِینَ [۲:۱۹]

یا گوئی
داستان آنان همچون داستان کسانی است که به باران توفنده‌ای گرفتار آمده باشند که
از آسمان فرو ریزد، و در آن، انبوه تاریکیها و رعد و برق بوده باشد، و از بیم مرگ
انگشتان خود را در گوشهایشان فرو برند تا از صدای صاعقه در امان بمانند. (نمی‌دانند
که) خدا از هر سو دور کافران را فرا گرفته است (و هر وقت و هر جا بخواهد نابودشان
می‌نماید). [[«صَیِّبٍ»: باران تند. رگبار باران. «السَّمَآءِ»: آسمان. مراد ابر
آسمان است. «فِیهِ ظُلُمَاتٌ …»: مراد این است که همراه با تاریکیها و غیره است.
«أَصَابِعَهُمْ»: اصابع جمع إصْبَع، انگشتان. «آذَانِهِمْ»: آذَان جمع أُذُن،
گوشها.]]

۱۰ـ یَکَادُ ٱلْبَرْقُ
یَخْطَفُ أَبْصَـٰرَهُمْ ۖ کُلَّمَآ
أَضَآءَ لَهُم مَّشَوْا۟ فِیهِ وَإِذَآ أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُوا۟ ۚ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ
وَأَبْصَـٰرِهِمْ ۚ إِنَّ
ٱللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ [۲:۲۰]

چنان است
که گوئی آذرخش آسمان می‌‌‌خواهد (نور) چشمانشان را برباید. هرگاه که (پیش پای
ایشان را) روشن می‌دارد، به پیش می‌روند. و چون (محیط) ایشان تاریک شود، برجای خود
می‌مانند. و اگر خدا می‌خواست گوش و چشمان ایشان را از میان می‌برد. چه خدا بر هر
چیزی توانا است. [[«یَکَادُ»: نزدیک است. «یَخْطَفُ»: می‌رباید. «أَبْصَارَ»:
چشمها، دیدگان. «کُلَّمَا»: هر زمان، وقتی که. «أَضَآءَ»: روشن گردید. روشن کرد.
«أَظْلَمَ»: تاریک گردید. تیره شد. «قَامُوا»: توقّف کردند. ایستادند. «سَمْعِ»:
نیروی شنوائی. در اینجا به معنی عضو شنوائی، یعنی گوش است.]]

۱۱ـ ٱلَّذِى جَعَلَ لَکُمُ
ٱلْأَرْضَ فِرَ‌ٰشًۭا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءًۭ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ
فَأَخْرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَ‌ٰتِ رِزْقًۭا لَّکُمْ ۖ فَلَا
تَجْعَلُوا۟ لِلَّهِ أَندَادًۭا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ [۲:۲۲]

خدای شما کسی است که زمین را برایتان بگسترد (و آن را درخور اقامت و سکونت کرد) و آسمان را
(با تمام اجرام و ستارگان، بسان) کاخی بیافرید و از آسمان آب فرو فرستاد و با آن،
انواع (گیاهان و درختان و) ثمرات را به وجود آورد تا روزی شما گردند. پس شرکاء و
همانندهائی برای خدا به وجود نیاورید، در حالی که شما (از روی فطرت) می‌دانید (که
چنین کاری درست نیست). [[«فِرَاشاً»: فرش. گستردنی. «أَندَاداً»: جمع نِدّ،
انبازها، همتاها. همگونها.]]

۱۲ـ وَإِن کُنتُمْ فِى
رَیْبٍۢ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا۟ بِسُورَهٍۢ مِّن
مِّثْلِهِۦ وَٱدْعُوا۟ شُهَدَآءَکُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن کُنتُمْ صَـٰدِقِینَ [۲:۲۳]

اگر
درباره آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم، دچار شکّ و دودلی هستید، سوره‌ای همانند
آن را بسازید (و ارائه دهید) و گواهان خود را بجز خدا (که بر صدق قرآن گواهی می‌دهد)
فرا خوانید (تا بر صدق چیزی که آورده‌اید و همسان قرآنش می‌دانید، شهادت دهند) اگر
راستگو و درستکارید. [[«رَیْبَ»: شکّ و گمان. «عَبْدِنَا»: بنده ما که محمّد است.
«شُهَدَآئَکُمْ»: شُهَدَآء جمع شهیدِ به معنی شاهِد است، یعنی: گواهان. همدمان.
کسانی که گواهی دهند که شما برحق هستید. «مِن دُونِ»: بجز. غیر از.]]

۱۳ـ إِنَّ ٱللَّهَ لَا
یَسْتَحْىِۦٓ أَن یَضْرِبَ مَثَلًۭا مَّا بَعُوضَهًۭ فَمَا فَوْقَهَا ۚ فَأَمَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ فَیَعْلَمُونَ
أَنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۖ وَأَمَّا
ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ فَیَقُولُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَـٰذَا مَثَلًۭا ۘ یُضِلُّ بِهِۦ کَثِیرًۭا وَیَهْدِى بِهِۦ
کَثِیرًۭا ۚ وَمَا
یُضِلُّ بِهِۦٓ إِلَّا ٱلْفَـٰسِقِینَ [۲:۲۶]

خداوند
شرم ندارد از این که مثال بزند به (کوچکترین موجودات)، پشّه‌ای یا کمتر از آن.
کسانی که اهل ایمانند می‌دانند (هدف از این تمثیل چیست و) این صحیح و درست است و
از جانب خدایشان می‌باشد. و امّا کسانی که راه کفر و انکار را برگزیده‌اند، می‌گویند:
خواست خدا از این مثل چیست؟ (باید بدانند) خدا با بیان این نوع مثل، بسیاری را
سرگردان و ویلان می‌سازد، و بسی را (به سوی حق) راهنمائی می‌نماید. و امّا خدا جز
کجروان و منحرفان را با آن گمراه و حیران نمی‌گرداند. [[«لا یَسْتَحْیی»: شرم نمی‌کند.
مراد این است که: ترک نمی‌کند و امتناع نمی‌ورزد. «بَعُوضَهً»: پشّه. «فَوْقَهَا»:
بالاتر از آن. در معنی مراد کوچکی است. یعنی: کمتر و پائین‌تر از آن. «یُضِلُّ
بِهِ …»: گمراه می‌سازد بدین مثل. مراد این است که قرآن همچون غذای پرچربی است،
برای شخص سالم مفید است و برای شخص بیمار مضرّ (نگا: ابراهیم / ۲۷، غافر / ۳۴).]]

۱۴ـ ٱلَّذِینَ یَنقُضُونَ
عَهْدَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مِیثَـٰقِهِۦ وَیَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ
أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ أُو۟لَـٰٓئِکَ هُمُ ٱلْخَـٰسِرُونَ [۲:۲۷]

آن کسانی
که پیمانی را که قبلاً با خدا (به واسطه فطرت و عقل و پیغمبران) محکم بسته‌اند، می‌شکنند
و آنچه را که خدا دستور داده است که گسیخته نشود (از قبیل: صله رحم، مودّت،
مهربانی، رعایت حقوق انسانی، و غیره) آن را می‌گسلند، و در روی زمین به فساد و
تباهی دست می‌یازند، اینان بی‌گمان زیانبارانند. [[«یَنقُضُونَ»: می‌شکنند.
«عَهْدَ اللهِ»: پیمان خدا که در (اعراف / ۱۷۲) مذکور است. «مِیثَاقِ»: به معنی:
آنچه عهد و پیمان بدان بسته می‌شود«خَاسِرُونَ»: زیانباران. زیانکاران.]]

۱۵ـ کَیْفَ تَکْفُرُونَ
بِٱللَّهِ وَکُنتُمْ أَمْوَ‌ٰتًۭا فَأَحْیَـٰکُمْ ۖ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ
إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ [۲:۲۸]

(جای تعجّب است)
چگونه خدا را انکار و نسبت بدو کفر می‌ورزید؟ در صورتی که (نگاهی به چگونگی هستی
خودتان و اوضاعی که دارید، برای پی‌بردن به وجود خدا کافی است) شما (چیزهای بی‌جان
و) مردگانی بودید که خدا شما را بیافرید و جانتان بخشید. سپس شما را می‌میراند، و
بعد از آن زنده‌تان می‌گرداند. آن گاه به سوی او برگردانده می‌شوید. [[«کَیْفَ»:
چگونه. «أَمْوَاتاً»: مردگان. مراد خاکی است که در آن حیات نیست. «أَحْیَاکُمْ»:
زندگیتان بخشید. جان به پیکرتان دمید. مراد آفرینش انسان از خاک است. «ثُمَّ
یُمِیتُکُمْ»: سپس شما را می‌میراند. مراد بعد از پایان عمر است. «ثُمَّ
یُحْیِیکُمْ»: سپس شما را زنده می‌گرداند. مراد هنگام رستاخیز است.]]

۱۶ـ وَإِذْ قُلْتُمْ
یَـٰمُوسَىٰ لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَّهَ جَهْرَهًۭ فَأَخَذَتْکُمُ
ٱلصَّـٰعِقَهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ [۲:۵۵]

و (به یاد آورید) آن گاه را که گفتید: ای موسی! هرگز به تو
ایمان نخواهیم آورد، مگر آن که خدا را آشکارا ببینیم. پس صاعقه‌ی آسمانی شما را
فرا گرفت، در حالی که می‌دیدید (که به سبب سرکشی و درخواست ناروا، به چه مصیبت
بزرگی دچار آمده‌اید). [[«جَهْرَهً»: آشکارا. عیان. جَهْرَهً]]

۱۷ـ وَإِذِ
ٱسْتَسْقَىٰ
مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ فَقُلْنَا ٱضْرِب بِّعَصَاکَ ٱلْحَجَرَ ۖ فَٱنفَجَرَتْ
مِنْهُ ٱثْنَتَا عَشْرَهَ عَیْنًۭا ۖ قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍۢ
مَّشْرَبَهُمْ ۖ کُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ مِن رِّزْقِ ٱللَّهِ وَلَا
تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِینَ [۲:۶۰]

و (به
یاد آورید) هنگامی را که موسی برای قوم خود طلب آب کرد (وقتی که در بیابان، تشنگی
بر همگان چیره شده بود). پس گفتیم: عصای خویش را بر سنگ بزن. آن گاه دوازده چشمه از
سنگ جوشیدن گرفت. هر تیره‌ای از مردم، آبشخور خود را دانست (و بدیشان گفتم:) از
روزی خدا بخورید و بنوشید و تباهکارانه در زمین به لاف و گزاف و تجاوز و تعدّی
نپردازید. [[«إِسْتَسْقَی»: آب خواست. «عَیْناً»: چشمه. «أُنَاسٍ»: مردم.
«مَشْرَبَ»: آبشخور. «لا تَعْثَوْا»: تباهی نکنید. در فساد زیاده‌روی نکنید.
«مُفْسِدِینَ»: فسادپیشگان. تباهکاران. «لا تَعْثَوْا فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ»:
منظور نهی از غوطه‌ور شدن در فساد است، والاّ هر فسادی ناپسند است. همان گونه که
هر ربائی حرام و زشت است، ولی به همین شیوه خداوند فرموده است: لا تَأْکُلُوا
الرِّبَآ أَضْعَافاً مُّضَاعَفَهً.]]

۱۸ـ وَإِذْ قُلْتُمْ
یَـٰمُوسَىٰ لَن نَّصْبِرَ عَلَىٰ طَعَامٍۢ وَ‌ٰحِدٍۢ فَٱدْعُ لَنَا رَبَّکَ
یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ مِنۢ بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا
وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ۖ قَالَ
أَتَسْتَبْدِلُونَ ٱلَّذِى هُوَ أَدْنَىٰ بِٱلَّذِى هُوَ خَیْرٌ ۚ ٱهْبِطُوا۟ مِصْرًۭا فَإِنَّ لَکُم مَّا
سَأَلْتُمْ ۗ وَضُرِبَتْ
عَلَیْهِمُ ٱلذِّلَّهُ وَٱلْمَسْکَنَهُ وَبَآءُو بِغَضَبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ ذَ‌ٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا۟ یَکْفُرُونَ
بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ وَیَقْتُلُونَ ٱلنَّبِیِّۦنَ بِغَیْرِ ٱلْحَقِّ ۗ ذَ‌ٰلِکَ بِمَا عَصَوا۟ وَّکَانُوا۟ یَعْتَدُونَ
[۲:۶۱]

و (به
یاد آورید) آن گاه را که گفتید: ای موسی! ما بر یک خوراک (ترنجبین و بلدرچین)
شکیبائی نداریم. از خدای خود بخواه که برای ما آنچه را زمین از سبزی و خیار و گندم
و سیر و عدس و پیاز می‌رویاند، بیرون آورد. موسی گفت: آیا برآنید که چیز پست‌تر را
جانشین چیز بهتر سازید؟ پس (از سرزمین سیناء) به شهری (از شهرها) فرود آیید که در
آنجا آنچه را خواسته‌اید خواهید یافت، و (به سبب این غرور و سرمستی و سرکشی) گرفتار
خواری و تنگدستی شدند و در خور خشم خدا گردیدند. این هم بدان علّت بود که به آیات
خدا بی‌باور شدند و پیغمبران را بدون سبب و تنها به انگیزه‌ی مخالفت با حق می‌کشتند.
این (تکفیر آیات و کشتن پیامبران، بر اثر تکرار گناهان و غرق شدن در معاصی بود که
بدیشان جرأت داده بود که) سرکشی کنند و به تجاوز و تعدّی دست یازند. [[«أُدْعُ»:
فراخوان. «بَقْلِ»: سبزیجات. از قبیل: نعناع و کرفس و تره. «قِثَّآء»: خیار. خیار
چنبر. «فُوم»: سیر. «بَصَل»: پیاز. «أَدْنَی»: ناچیز. «خَیْرٌ»: خوب. «مِصْراً»:
شهری. «الْمَسْکَنَهُ»: خواری و بیچارگی. «بَآءُوا»: برگشتند. «بَآءُوا بِغَضَبٍ
مِّنَ اللهِ»: خشم خدا را با خود آوردند. مورد خشم خدا قرار گرفتند. «عَصَوْا»:
سرپیچی کردند.]]

۱۹ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ
ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِینَ هَادُوا۟ وَٱلنَّصَـٰرَىٰ وَٱلصَّـٰبِـِٔینَ مَنْ ءَامَنَ
بِٱللَّهِ وَٱلْیَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ
رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ [۶۲:۲]

کسانی که
ایمان داشتند (پیش از این به پیغمبران، و آنان که به محمّد باور دارند) و یهودیان،
و مسیحیان، و ستاره‌پرستان و فرشته‌پرستان، هر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته
و کردار نیک انجام داده باشد، چنین افرادی پاداششان در پیشگاه خدا محفوظ بوده و
ترسی بر آنان نیست و غم و اندوهی بدیشان دست نخواهد داد. [[«الَّذِینَ هَادُوا»:
کسانی که یهودی شده‌اند. مراد یهودیان و پیروان موسی است. «النَّصَارَی»: مسیحیان.
«الصَّابِئِینَ»: ستاره‌پرستان. خورشیدپرستان. آنان که از هر دین و آئینی قسمتی را
برگرفته‌اند. این آیه بیانگر رستگاری همه این گروهها نیست. بلکه می‌رساند که ایمان
در انحصار نژاد و گروه خاصّی نمی‌باشد. هر که دین اسلام را بپذیرد و اوامر و نواهی
آن را مراعات دارد، اهل نجات است (نگا: نساء / ۱۵۰ و ۱۵۱، أنفال / ۳۸، بیّنه /
۶).]]

۲۰ـ ثُمَّ تَوَلَّیْتُم
مِّنۢ بَعْدِ ذَ‌ٰلِکَ ۖ فَلَوْلَا
فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُۥ لَکُنتُم مِّنَ ٱلْخَـٰسِرِینَ [۲:۶۴]

سپس شما،
بعد از همه‌ی اینها، (از طاعت و عبادت) روگردان شدید، و اگر لطف خدا و رحمت او
شامل شما نمی‌شد (و به شما مهلت نمی‌داد و عذاب را به تأخیر نمی‌انداخت) جزو
زیانباران می‌بودید. [[«تَوَلَّیْتُمْ»: روی گرداندید. پشت کردید.]]

۲۱ـ وَإِذْ
قَالَ مُوسَىٰ
لِقَوْمِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تَذْبَحُوا۟ بَقَرَهًۭ ۖ
قَالُوٓا۟ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًۭا ۖ قَالَ أَعُوذُ بِٱللَّهِ أَنْ أَکُونَ
مِنَ
ٱلْجَـٰهِلِینَ [۲:۶۷]

و (به
یاد آورید) آن هنگامی را که موسی به قوم خود (که در میانشان قتلی رخ داده بود و
قاتل شناخته نمی‌شد) گفت: خدا به شما دستور می‌دهد که گاوی را سر ببرید (تا کلید
شناخت قتل شود. ولی ایشان این کار را عجیب پنداشتند و) گفتند: آیا ما را مسخره می‌کنی؟
گفت: به خدا پناه می‌برم از این که جزو نادانان باشم (و مردم را ریشخند نمایم و به
مسخره گیرم). [[«بَقَرَهً»: گاو. بقره، واحد بَقَر است که اسم جنس است (نگا: بقره
/ ۷۰). «هُزُواً»: سخریّه. بازیچه.]]

برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز