موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات مشتمل بر الله در سوره رعد، ابراهیم، حجر


سوره ی رعد
۹۱۰ـ ٱللَّهُ ٱلَّذِى رَفَعَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ بِغَیْرِ عَمَدٍۢ
تَرَوْنَهَا ۖ
ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ کُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۚ یُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ یُفَصِّلُ ٱلْءَایَـٰتِ لَعَلَّکُم
بِلِقَآءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ [۱۳:۲]

خدا همان کسی است که آسمانها را چنان که می‌بینید، بدون
ستون برپا داشت، سپس (به دنبال آفرینش این آسمانهای بی‌ستون) به فرمانروائی جهان
هستی پرداخت، و خورشید و ماه (و همه‌ی کرات و ستارگان دیگر) را فرمانبردار (خود و
خدمتگزار شما) ساخت. هر کدام تا مدّت مشخّصی (و به خاطر هدف معیّنی) به حرکت خود
ادامه می‌دهند. خداوند کار و بار (جهان) را (زیر نظر می‌دارد و با حساب و کتاب
دقیقی) می‌گرداند و او (نشانه‌های دیدنی را در پهنه‌ی کتاب هستی بر می‌شمرد و) آیه‌ها
(ی خواندنی کتاب قرآن) را بیان می‌دارد، تا این که یقین حاصل کنید که (در سرای
دیگر) پروردگارتان را ملاقات خواهید کرد. [[«رَفَعَ»: برپا داشت. برافراشت. مراد
پدید آوردن و آفریدن است. «بَغَیرٍ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا»: آسمانها را می‌بینید که
خداوند آنها را بدون ستون آفریده است. آسمانها را آفریده و با ستونهای نامرئیِ
قوّه جاذبه به هم پیوند داده است. یعنی دارای ستون بوده ولی ستونها را نمی‌بینید.
«إِسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ»: (نگا: بقره / ۲۹، اعراف / ۵۴، یونس / ۳) / «سَخَّرَ»:
مسخر گرداند. فرمانبردار کرد. «أَجَلٍ مُّسَمّیً»: سر رسید معیّن و مدّت مشخّص.
مراد فرا رسیدن هنگامه رستاخیز است. «یُدَبِّرُ»: می‌گرداند. می‌چرخاند.
«یُفَصِّلُ»: شرح می‌دهد. بیان می‌دارد (نگا: انعام / ۵۵ و ۹۷، یونس / ۵).]]

۹۱۱ـ ٱللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ کُلُّ أُنثَىٰ وَمَا تَغِیضُ
ٱلْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ ۖ وَکُلُّ شَىْءٍ عِندَهُۥ بِمِقْدَارٍ [۱۳:۸]

خدا می‌داند که هر زنی (در شکم خود) چه چیز حمل می‌کند (و
بار او پسر یا دختر است، و وضع جسمانی و روحانی، و کیفیّت و کمیّت استعدادها و
نیروهای بالقوّه در او چگونه است)، و می‌داند که رحمها از چه چیز می‌کاهند و بر چه
چیز می‌افزایند (و فعل و انفعالات دوران عادی و قاعدگی و آبستنی آنها چگونه بوده و
زمان حاملگی و زایمان چه وقت و چقدر و بر چه منوال است)، و هر چیز در نزد او به
مقدار و میزان است (و از اندازه‌ی معیّن و حساب مشخّص برخوردار است). [[«کُلُّ
أُنثَی»: هر ماده‌ای اعم از انسان یا حیوان. «تَغِیضُ»: می‌کاهد و کم می‌کند. فرو
می‌برد و می‌بلعد. «تَزْدَادُ»: می‌افزاید. افزون می‌نماید. «کُلُّ شَیْءٍ عِندَهُ
بِمِقْدَارٍ»: در نزد خدا همه‌چیز دارای مقدار و اندازه مشخّص و معیّن، و حساب و
کتاب دقیق و روشن است (نگا: حجر / ۲۱، فرقان / ۲، طلاق / ۳). «بِمِقْدَارٍ»: دارای
اندازه ثابت و کمیّت معیّن است.]]

۹۱۲ـ لَهُۥ مُعَقِّبَـٰتٌۭ مِّنۢ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦ
یَحْفَظُونَهُۥ مِنْ أَمْرِ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ
یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ ۗ وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوْمٍۢ سُوٓءًۭا فَلَا مَرَدَّ
لَهُۥ ۚ
وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ [۱۳:۱۱]

شکلک های محدثه

“سوره ی رعد”

۹۱۰ـ ٱللَّهُ ٱلَّذِى
رَفَعَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ بِغَیْرِ عَمَدٍۢ
تَرَوْنَهَا ۖ
ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ
کُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۚ یُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ یُفَصِّلُ
ٱلْءَایَـٰتِ لَعَلَّکُم
بِلِقَآءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ [۱۳:۲]

خدا همان کسی است که آسمانها را چنان که می‌بینید، بدون
ستون برپا داشت، سپس (به دنبال آفرینش این آسمانهای بی‌ستون) به فرمانروائی جهان
هستی پرداخت، و خورشید و ماه (و همه‌ی کرات و ستارگان دیگر) را فرمانبردار (خود و
خدمتگزار شما) ساخت. هر کدام تا مدّت مشخّصی (و به خاطر هدف معیّنی) به حرکت خود
ادامه می‌دهند. خداوند کار و بار (جهان) را (زیر نظر می‌دارد و با حساب و کتاب
دقیقی) می‌گرداند و او (نشانه‌های دیدنی را در پهنه‌ی کتاب هستی بر می‌شمرد و) آیه‌ها
(ی خواندنی کتاب قرآن) را بیان می‌دارد، تا این که یقین حاصل کنید که (در سرای
دیگر) پروردگارتان را ملاقات خواهید کرد. [[«رَفَعَ»: برپا داشت. برافراشت. مراد
پدید آوردن و آفریدن است. «بَغَیرٍ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا»: آسمانها را می‌بینید که
خداوند آنها را بدون ستون آفریده است. آسمانها را آفریده و با ستونهای نامرئیِ
قوّه جاذبه به هم پیوند داده است. یعنی دارای ستون بوده ولی ستونها را نمی‌بینید.
«إِسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ»: (نگا: بقره / ۲۹، اعراف / ۵۴، یونس / ۳) / «سَخَّرَ»:
مسخر گرداند. فرمانبردار کرد. «أَجَلٍ مُّسَمّیً»: سر رسید معیّن و مدّت مشخّص.
مراد فرا رسیدن هنگامه رستاخیز است. «یُدَبِّرُ»: می‌گرداند. می‌چرخاند.
«یُفَصِّلُ»: شرح می‌دهد. بیان می‌دارد (نگا: انعام / ۵۵ و ۹۷، یونس / ۵).]]

۹۱۱ـ ٱللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ کُلُّ أُنثَىٰ وَمَا تَغِیضُ
ٱلْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ ۖ وَکُلُّ شَىْءٍ عِندَهُۥ بِمِقْدَارٍ [۱۳:۸]

خدا می‌داند که هر زنی (در شکم خود) چه چیز حمل می‌کند (و
بار او پسر یا دختر است، و وضع جسمانی و روحانی، و کیفیّت و کمیّت استعدادها و
نیروهای بالقوّه در او چگونه است)، و می‌داند که رحمها از چه چیز می‌کاهند و بر چه
چیز می‌افزایند (و فعل و انفعالات دوران عادی و قاعدگی و آبستنی آنها چگونه بوده و
زمان حاملگی و زایمان چه وقت و چقدر و بر چه منوال است)، و هر چیز در نزد او به
مقدار و میزان است (و از اندازه‌ی معیّن و حساب مشخّص برخوردار است). [[«کُلُّ
أُنثَی»: هر ماده‌ای اعم از انسان یا حیوان. «تَغِیضُ»: می‌کاهد و کم می‌کند. فرو
می‌برد و می‌بلعد. «تَزْدَادُ»: می‌افزاید. افزون می‌نماید. «کُلُّ شَیْءٍ عِندَهُ
بِمِقْدَارٍ»: در نزد خدا همه‌چیز دارای مقدار و اندازه مشخّص و معیّن، و حساب و
کتاب دقیق و روشن است (نگا: حجر / ۲۱، فرقان / ۲، طلاق / ۳). «بِمِقْدَارٍ»: دارای
اندازه ثابت و کمیّت معیّن است.]]

۹۱۲ـ لَهُۥ مُعَقِّبَـٰتٌۭ مِّنۢ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦ
یَحْفَظُونَهُۥ مِنْ أَمْرِ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ
یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ ۗ وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوْمٍۢ سُوٓءًۭا فَلَا مَرَدَّ
لَهُۥ ۚ
وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ [۱۳:۱۱]

انسان دارای فرشتگانی است که به (نوبت عوض می‌شوند و) پیاپی
از روبرو و از پشت سر (و از همه‌ی جوانب دیگر، او را می‌پایند و) به فرمان خدا از
او مراقبت می‌نمایند. خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد (و ایشان
را از بدبختی به خوشبختی، از نادانی به دانائی، از ذلّت به عزّت، از نوکری به
سروری، و … و بالعکس نمی‌کشاند) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند، و
(این سنّت جاری در اسباب و مسبّبات ظاهری است، ولی) هنگامی که خدا بخواهد بلائی به
قومی برساند هیچ کس و هیچ‌چیزی نمی‌تواند آن را (از ایشان) برگرداند، و هیچ کس غیر
خدا نمی‌تواند یاور و مددکار آنان شود. [[«مُعَقِّبَاتٌ»: جمع مُعَقِّبَه، گروه
ملائکه و جماعت فرشتگان. فرشتگانی که آدمی را می‌پایند و کردار و گفتار او را ضبط
می‌نمایند و از مصائب و بلایا و اشیاء و اشخاصی که خدا بخواهد وی را حفظ می‌کنند.
از آنجا که فرشتگان مانند افراد نگهبان عوض می‌شوند و به دنبال یکدیگر می‌آیند و
اعمال انسان را تعقیب می‌نمایند و او را نیز می‌پایند، آنان را (مُعَقِّبات) گفته‌اند
(نگا: یونس / ۲۱، زخرف / ۸۰، ق / ۱۷ و ۱۸، انفطار / ۱۰ و ۱۱ و ۱۲). «مِنْ أَمْرِ
اللهِ»: به خاطر فرمان خدا. به فرمان خدا. حرف (مِنْ) به معنی (ب) است (نگا: غافر
/ ۱۵). «سُوءًا»: بلا و بدی. هلاک و عذاب. «مَرَدَّ»: برگرداندن. برگرداننده.
«فَلا مَرَدَّ لَهُ»: برگرداندن آن ممکن نیست. کسی و چیزی نمی‌تواند آن را برگرداند
و دفع کند. «مِن دُونِهِ»: بغیر از خدا. «والٍ»: یاور. سرپرست و عهده‌دار امور.]]

۹۱۳ـ وَیُسَبِّحُ ٱلرَّعْدُ بِحَمْدِهِۦ وَٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ مِنْ
خِیفَتِهِۦ وَیُرْسِلُ ٱلصَّوَ‌ٰعِقَ فَیُصِیبُ بِهَا مَن یَشَآءُ وَهُمْ
یُجَـٰدِلُونَ فِى ٱللَّهِ وَهُوَ شَدِیدُ ٱلْمِحَالِ [۱۳:۱۳]

و رعد (مانند همه‌چیز فرمانبردار یزدان است و با صدائی که
از آن می‌شنوید، با زبان حال)، و فرشتگان از هیبت و عظمت یزدان، (به زبان قال)،
حمد و ثنای خدا را می‌گویند، و خدا صاعقه‌ها را روان می‌سازد و هرکس را که بخواهد
بدانها گرفتار می‌کند. در حالی که (کافران این همه نشانه‌های دالّ بر وجود خدا را
در گوشه و کنار جهان مشاهده می‌کنند، خوب نمی‌اندیشند و) آنان درباره‌ی خدا (و
توانائی او در امر زنده‌گرداندن و جزا دادن) به مجادله می‌پردازند، و خدا دارای
قدرتی بی‌انتهاء و کیفری سخت و دردناک است. [[«الرَّعْدُ»: رعد. صدائی که از
برخورد دو توده ابر، با بار الکتریکی متفاوت به وجود می‌آید. «یُسَبِّحُ الرَّعْدُ
بِحَمْدِهِ»: (نگا: إسراء / ۴۴، نور / ۴۱، حشر / ۲۴). «الصَّوَاعِقَ»: جمع
صاعِقَه، آذرخش. آتشی که بر اثر رعد و برق شدید پدید می‌آید. «الِْمحَالِ»: اصل آن
(محلّ) به معنی حیله و نیرنگ است. برخی هم آن را از (حَوْل) و هم‌ریشه با (حیلَه)
می‌دانند، و قوّت و نقمت معنی می‌کنند. (نگا: اعراف / ۱۸۳، طارق / ۱۵ و ۱۶).]]

۹۱۴ـ وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَن فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ
طَوْعًۭا وَکَرْهًۭا وَظِلَـٰلُهُم بِٱلْغُدُوِّ وَٱلْءَاصَالِ [۱۳:۱۵]

آنچه در آسمانها و زمین است – خواه ناخواه – خدای را سجده
می‌برد (و در برابر عظمت او سر تسلیم و تکریم فرود می‌آورد)، همچنین سایه‌های آنها
(که همچون خود آنها از نظم و نظام دقیق و فرمانبرداری شگفت برخوردارند) بامدادان و
شامگاهان در مقابلش به سجده می‌افتند (و پیوسته در برابر اراده‌ی باری کرنش می‌برند).
[[«یَسْجُدُ»: سجده می‌کند. کرنش می‌برد. در اینجا مراد اطاعت و فرمانبرداری از
اراده و خواست حضرت باری است (نگا: آل‌عمران / ۸۳). «مَنْ»: کسانی که. «طَوْعاً
أَوْ کَرْهاً»: خواه ناخواه. یعنی همه‌کس و همه‌چیز در برابر فرمان خدا خاضع و
فرمانبردار می‌باشند، ولی خضوع و فرمانبرداری دسته‌ای تکوینی است، و خضوع و
فرمانبرداری دسته‌ای تکوینی و تشریعی است. مؤمنان از روی میل و رغبت در پیشگاه
پروردگار به سجده می‌افتند، امّا غیر مؤمنان هرچند حاضر به چنین سجده‌ای نیستند،
تمام ذرّات وجودشان از نظر قوانین آفرینش خواه ناخواه تسلیم فرمان خدا است. این
«ظِلالُهُمْ»: سایه‌های آنان. مراد این است که سایه‌های اشیاء نیز از نظم و نظام
شگفتی برخوردار است و علاوه از فوائد ظاهری، می‌توان از سایه‌ها برای اندازه‌گیری خود
اشیاء سود جست و نیز همچون ساعت، زمان را بدانها سنجید. «الْغُدُوِّ»: جمع غَداه،
بامدادان. «الآصَال»: جمع أَصیل، شامگاهان (نگا: اعراف / ۲۰۵). «بِالْغُدُوِّ وَ
الآصَالِ»: مراد همیشه و پیوسته است.]]

۹۱۵ـ قُلْ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ قُلِ ٱللَّهُ ۚ قُلْ أَفَٱتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِۦٓ أَوْلِیَآءَ لَا
یَمْلِکُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّۭا ۚ قُلْ هَلْ یَسْتَوِى ٱلْأَعْمَىٰ وَٱلْبَصِیرُ أَمْ هَلْ
تَسْتَوِى ٱلظُّلُمَـٰتُ وَٱلنُّورُ ۗ أَمْ جَعَلُوا۟ لِلَّهِ شُرَکَآءَ خَلَقُوا۟ کَخَلْقِهِۦ
فَتَشَـٰبَهَ ٱلْخَلْقُ عَلَیْهِمْ ۚ قُلِ ٱللَّهُ خَـٰلِقُ کُلِّ شَىْءٍۢ وَهُوَ ٱلْوَ‌ٰحِدُ
ٱلْقَهَّـٰرُ [۱۳:۱۶]

(ای محمّد! به مشرکان) بگو: چه کسی پروردگار آسمانها و زمین
است؟ (و آنها را می‌گرداند و می‌پاید؟ جواب درست را برای آنان بیان کن و) بگو:
الله. بگو: آیا جز خدا اولیاء (و معبودهائی) برای خود برگزیده‌اید (و بدانها تمسّک
جسته‌اید) که برای خودشان (چه رسد به شما) سودی و زیانی ندارند؟ بگو: آیا کور (که
شمائید) و بینا (که مؤمنانند) برابرند؟ یا این که تاریکیها (که پرستشهای کورکورانه‌ی
شما است) و نور (که هدایت خدا و ارمغان مؤمنان است) یکسان است؟ یا این که (شدّت
گمراهی آنان را بدانجا کشانده است که) برای خدا انبازهائی قائل می‌شوند که (به
گمان ایشان) آنها همچون خدا دست به آفرینش یازیده‌اند (و آفریده‌هائی همچون آفریده‌های
خدا دارند) و این است که کار آفرینش (و تشخیص آفریده‌های ایشان از آفریده‌های خدا)
بر آنان مشتبه و مختلط گشته است؟ (که چنین نیست). بگو: خدا آفریننده‌ی همه چیز است
و او یکتا و توانا (بر انجام آفرینش و چرخش هستی) است. [[«أوْلِیَآءَ»: جمع وَلیّ،
سرپرستان. مراد معبودهای دروغین است. «أَمْ»: بلکه آیا؟ «أَمْ جَعَلُوا لِلّهِ
شُرَکَآءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ»: این عبارت می‌تواند
جنبه تهکّم و ریشخند را داشته باشد. یعنی: بلکه آنان برای خدا انبازهائی قرار داده‌اند
که چه بسا همچون خدا دست به آفرینش یازیده‌اند و این است که جدائی آنها از خدا
برایشان دشوار شده است؟! «خَلَقُوا کَخَلْقِهِ»: آیا همچون خدا دست به کار آفرینش
زده‌اند و مخلوقاتی را آفریده‌اند؟ آیا مخلوقاتی همچون مخلوقات خدا را پدیدار کرده‌اند؟
«فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ»: به سبب آن، آفریده‌ها برای آنان یکسان و مشتبه گشته است.
لذا آفرینش خدا و آفرینش چنین معبودهائی، ایشان را دچار مشکل و اشتباه ساخته است.
«الْقَهَّارُ»: بسیار چیره و توانا. بسیار غالب و قاهر.]]

۹۱۶ـ أَنزَلَ مِنَ
ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَسَالَتْ أَوْدِیَهٌۢ
بِقَدَرِهَا فَٱحْتَمَلَ ٱلسَّیْلُ زَبَدًۭا رَّابِیًۭا ۚ وَمِمَّا
یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ
حِلْیَهٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ زَبَدٌۭ مِّثْلُهُۥ ۚ کَذَ‌ٰلِکَ یَضْرِبُ ٱللَّهُ
ٱلْحَقَّ وَٱلْبَـٰطِلَ ۚ فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَآءًۭ ۖ
وَأَمَّا مَا یَنفَعُ ٱلنَّاسَ فَیَمْکُثُ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ کَذَ‌ٰلِکَ
یَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْأَمْثَالَ [۱۳:۱۷]

خداوند از (ابرهای) آسمان، آب فرو می‌باراند و درّه‌ها و
رودخانه‌ها هر یک به اندازه‌ی گنجایش خویش (برای رویش گیاهان و بهره‌وری درختان،
از آب آن) در خود می‌گنجانند، و روی این سیلابها، کفهای زیاد و بیسودی قرار می‌گیرد،
همچنین است آنچه از طلا و نقره و غیره جهت تهیّه‌ی زینت‌آلات روی آتش ذوب می‌نمایند،
کفهائی همانند کفهای آب بر می‌آورد، – پروردگار برای حق و باطل چنین مثالی می‌زند
– امّا کفها، (بیسود و بیهوده بوده و هرچه زودتر) دور انداخته می‌شود، ولی آنچه
برای مردم نافع است در زمین ماندگار می‌گردد. خداوند این چنین مثالی می‌زند.
(عقائد باطل، همسان کف و خس و خاشاک روی آب و بالای فلزات است که هرچه زودتر از
میان می‌رود، ولی ادیان حقیقی آسمانی، چون آب و طلا و نقره سودمند و ماندگار می‌باشد).
[[«سالَتْ»: جاری شد. «أَوْدِیَهٌ»: جمع وادی، درّه‌ها. مراد رودخانه و جویبارهای
میان کوهها است. «بِقَدَرِهَا»: به اندازه گنجایش خود. «زَبَداً»: کف. «رَابِیاً»:
برآمده. در بالا قرار گرفته. «إِبْتِغَآءَ»: به خاطر. از برای. «حِلْیَهٍ»: زیور.
«جُفَآءً»: دور انداختنی. ]]

برگه‌ها: 1 2 3 4

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز