سوره غافر
۱۴۵۷ـ تَنزِیلُ ٱلْکِتَـٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِیزِ ٱلْعَلِیمِ [۴۰:۲]
فرو فرستادن این کتاب (قرآن) از سوی یزدان چیره و آگاه
انجام میپذیرد. [[«تَنزِیلُ الْکِتَابِ …»: (نگا: زمر / ۱).]]
۱۴۵۸ـ مَا یُجَـٰدِلُ فِىٓ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِینَ
کَفَرُوا۟ فَلَا یَغْرُرْکَ تَقَلُّبُهُمْ فِى ٱلْبِلَـٰدِ [۴۰:۴]
هیچ کسی در مقابل آیات خدا پرخاشگری نمیکند و به ستیز نمیایستد.
مگر آنان که کافر باشند. آمد و شد و سلطه و قدرت کافران در شهرها و کشورها، تو را
گول نزند. [[«مَا یُجَادِلُ فِی …»: مراد از جدال و کشمکش درباره قرآن، جدال و
نزاع باطل است (نگا: کهف / ۵۶، حجّ / ۳) نه مباحثه و مناظرهای که برای روشنگری
معانی و حل مشکلات کتاب الهی میان اهل علم در میگیرد (نگا: نحل / ۱۲۵).
«تَقَلُّبُ»: رفت و آمد. برو و بیا. سیر و سیاحت. مراد آمد و شد برای تجارت و گردش
و قدرت نمائی برای سلطهگری و حیلهگری است (نگا: نحل / ۴۶).]]
۱۴۵۹ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ یُنَادَوْنَ لَمَقْتُ ٱللَّهِ
أَکْبَرُ مِن مَّقْتِکُمْ أَنفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى ٱلْإِیمَـٰنِ
فَتَکْفُرُونَ [۴۰:۱۰]
(پس از آن که کافران به دوزخ افتادند، از سوی فرشتگان و مؤمنان)
کافران صدا زده میشوند که قطعاً خدا بیش از این که خودتان بر خویشتن خشمگینید بر
شما خشمگین است، چرا که (در دنیا توسّط انبیاء و علماء) به سوی ایمان آوردن فرا
خوانده میشدید و راه کفر در پیش میگرفتید. [[«یُنَادَوْنَ»: فریاد زده میشوند.
صدا زده میشوند. «مَقْتُ اللهِ»: خشم خدا. «مَقْتِکُمْ أَنفُسَکُمْ»: خشمگین شدن
خودتان بر خویشتن. علّت خشم کافران بر نفس خود از این لحاظ است که خودشان سبب
مصائب و بلایای خویشتن شدهاند (نگا: ابراهیم / ۲۲). «إِذْ»: چرا که.]]
۱۴۶۰ـ ذَٰلِکُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِىَ ٱللَّهُ وَحْدَهُۥ
کَفَرْتُمْ ۖ
وَإِن یُشْرَکْ بِهِۦ تُؤْمِنُوا۟ ۚ فَٱلْحُکْمُ لِلَّهِ ٱلْعَلِىِّ ٱلْکَبِیرِ [۴۰:۱۲]
این (عذابی که در آن هستید) بدان خاطر است که شما هنگامی که
خدا به یگانگی خوانده میشد نمیپذیرفتید، و اگر برای خدا انباز قرار داده میشد
باور میداشتید. پس در این صورت فرمانروائی و داوری از آن خداوند والا مقام و
بزرگوار است (و هر گونه که خود بخواهد دربارهی شما حکم صادر و داوری خواهد کرد.
هم اینک بتان و کسانی را که شریک خدا و صاحب سلطه میدانستید به فریاد خوانید تا
شما را از دوزخ بدر آرند!). [[«إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ …»: (نگا: زمر /
۴۵).]]
۱۴۶۱ـ فَٱدْعُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ ٱلدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ
ٱلْکَـٰفِرُونَ [۴۰:۱۴]
اکنون که چنین است، خدا را به فریاد بخوانید و عبادت و طاعت
را خاصّ او بدانید، هر چند که کافران دوست نداشته باشند. [[«فَادْعُوا اللهَ
مُخْلِصِینَ …»: (نگا: اعراف / ۲۹، یونس / ۲۲، عنکبوت / ۶۵).]]
۱۴۵۷ـ تَنزِیلُ ٱلْکِتَـٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِیزِ ٱلْعَلِیمِ [۴۰:۲]
فرو فرستادن این کتاب (قرآن) از سوی یزدان چیره و آگاه
انجام میپذیرد. [[«تَنزِیلُ الْکِتَابِ …»: (نگا: زمر / ۱).]]
۱۴۵۸ـ مَا یُجَـٰدِلُ فِىٓ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِینَ
کَفَرُوا۟ فَلَا یَغْرُرْکَ تَقَلُّبُهُمْ فِى ٱلْبِلَـٰدِ [۴۰:۴]
هیچ کسی در مقابل آیات خدا پرخاشگری نمیکند و به ستیز نمیایستد.
مگر آنان که کافر باشند. آمد و شد و سلطه و قدرت کافران در شهرها و کشورها، تو را
گول نزند. [[«مَا یُجَادِلُ فِی …»: مراد از جدال و کشمکش درباره قرآن، جدال و
نزاع باطل است (نگا: کهف / ۵۶، حجّ / ۳) نه مباحثه و مناظرهای که برای روشنگری
معانی و حل مشکلات کتاب الهی میان اهل علم در میگیرد (نگا: نحل / ۱۲۵).
«تَقَلُّبُ»: رفت و آمد. برو و بیا. سیر و سیاحت. مراد آمد و شد برای تجارت و گردش
و قدرت نمائی برای سلطهگری و حیلهگری است (نگا: نحل / ۴۶).]]
۱۴۵۹ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ یُنَادَوْنَ لَمَقْتُ ٱللَّهِ
أَکْبَرُ مِن مَّقْتِکُمْ أَنفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى ٱلْإِیمَـٰنِ
فَتَکْفُرُونَ [۴۰:۱۰]
(پس از آن که کافران به دوزخ افتادند، از سوی فرشتگان و مؤمنان)
کافران صدا زده میشوند که قطعاً خدا بیش از این که خودتان بر خویشتن خشمگینید بر
شما خشمگین است، چرا که (در دنیا توسّط انبیاء و علماء) به سوی ایمان آوردن فرا
خوانده میشدید و راه کفر در پیش میگرفتید. [[«یُنَادَوْنَ»: فریاد زده میشوند.
صدا زده میشوند. «مَقْتُ اللهِ»: خشم خدا. «مَقْتِکُمْ أَنفُسَکُمْ»: خشمگین شدن
خودتان بر خویشتن. علّت خشم کافران بر نفس خود از این لحاظ است که خودشان سبب
مصائب و بلایای خویشتن شدهاند (نگا: ابراهیم / ۲۲). «إِذْ»: چرا که.]]
۱۴۶۰ـ ذَٰلِکُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِىَ ٱللَّهُ وَحْدَهُۥ
کَفَرْتُمْ ۖ
وَإِن یُشْرَکْ بِهِۦ تُؤْمِنُوا۟ ۚ فَٱلْحُکْمُ لِلَّهِ ٱلْعَلِىِّ ٱلْکَبِیرِ [۴۰:۱۲]
این (عذابی که در آن هستید) بدان خاطر است که شما هنگامی که
خدا به یگانگی خوانده میشد نمیپذیرفتید، و اگر برای خدا انباز قرار داده میشد
باور میداشتید. پس در این صورت فرمانروائی و داوری از آن خداوند والا مقام و
بزرگوار است (و هر گونه که خود بخواهد دربارهی شما حکم صادر و داوری خواهد کرد.
هم اینک بتان و کسانی را که شریک خدا و صاحب سلطه میدانستید به فریاد خوانید تا
شما را از دوزخ بدر آرند!). [[«إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ …»: (نگا: زمر /
۴۵).]]
۱۴۶۱ـ فَٱدْعُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ ٱلدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ
ٱلْکَـٰفِرُونَ [۴۰:۱۴]
اکنون که چنین است، خدا را به فریاد بخوانید و عبادت و طاعت
را خاصّ او بدانید، هر چند که کافران دوست نداشته باشند. [[«فَادْعُوا اللهَ
مُخْلِصِینَ …»: (نگا: اعراف / ۲۹، یونس / ۲۲، عنکبوت / ۶۵).]]
۱۴۶۲ـ یَوْمَ هُم
بَـٰرِزُونَ ۖ لَا یَخْفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِنْهُمْ شَىْءٌۭ ۚ لِّمَنِ
ٱلْمُلْکُ ٱلْیَوْمَ ۖ لِلَّهِ ٱلْوَٰحِدِ ٱلْقَهَّارِ [۴۰:۱۶]
روز رویاروئی روزی است که مردمان ظاهر و آشکار میشوند (و
تمام پردهها و حجابها کنار میروند و موانع مادی برچیده میشوند. بالأخره علاوه
از سر بر آوردن مردم از گورها، درون و برون و خلوت و جلوت همهی انسانها نمودار میگردد)
و چیزی از (کار و بار و رفتار و پندار) ایشان بر خدا پنهان نمیماند. (فریاد
وحشتناکی را میشنوند که میگوید:) ملک و حکومت، امروز از آن کیست؟ (پاسخ قاطعانه
داده میشود که) از آن خداوند یکتای چیره و توانا است. [[«بَارِزُونَ»: جمع بارز،
نمایان. آشکار. مراد این است که مردمان از گورها خارج میگردند و ظاهر و نمایان میشوند
و چیزی ایشان را از دیدها پنهان نمیدارد (نگا: طه / ۱۰۶، ابراهیم / ۲۱ و ۴۸).
هستی و هویّت و اسرار و کردار انسانها روشن و ظاهر میشود و هیچ چیزی مکتوم نمیماند
(نگا: کهف / ۴۷، طارق / ۹).]]
۱۴۶۳ـ ٱلْیَوْمَ تُجْزَىٰ کُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا کَسَبَتْ ۚ لَا ظُلْمَ ٱلْیَوْمَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِیعُ ٱلْحِسَابِ [۴۰:۱۷]
امروز هر کسی در برابر کاری که کرده است جزا و سزا داده میشود.
هیچ گونه ستمی امروز وجود نخواهد داشت. بیگمان خداوند سریعالحساب است (و حساب و
کتاب کسی را از موقع مقرّر به تأخیر نمیاندازد). [[«تُجْزی …»: (نگا: طه / ۱۵،
یونس / ۵۲).]]
۱۴۶۴ـ وَٱللَّهُ یَقْضِى
بِٱلْحَقِّ ۖ وَٱلَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا یَقْضُونَ بِشَىْءٍ ۗ
إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلْبَصِیرُ [۴۰:۲۰]
خداوند به حق و عدل داوری میکند، و کسانی را که به جای او
به فریاد میخوانند (به سبب عجز و ناتوانی) کمترین داوری از دست ایشان ساخته نیست
(و اصلاً کارهای نیستند تا داوری به پیش ایشان برده شود). تنها خدا شنوا و بینا
است. [[«مِن دُونِهِ»: به جای او. بغیر از او. «لا یَقْضُونَ بِشَیْءٍ»: اصلاً
داوری نمیکنند. یعنی فرماندار و قاضیالقضات فقط خدا است و بس و دیگران جملگی
ضعیف و درماندهاند.]]
۱۴۶۵ـ أَوَلَمْ یَسِیرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَیَنظُرُوا۟ کَیْفَ کَانَ
عَـٰقِبَهُ ٱلَّذِینَ کَانُوا۟ مِن قَبْلِهِمْ ۚ کَانُوا۟ هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهًۭ وَءَاثَارًۭا فِى
ٱلْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا کَانَ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ
مِن وَاقٍۢ [۴۰:۲۱]
آیا در زمین به سیر و سیاحت نپرداختهاند تا ببینند سرانجام
کار کسانی که پیش از ایشان بودهاند به کجا کشیده است. آنان نیرویشان و آثارشان در
زمین بیشتر از شما بوده است و خداوند ایشان را به سبب گناهانشان گرفته و هلاک
ساخته است و مدافعی در برابر (عذاب) خدا نداشتهاند (و کسی ایشان را از عذاب رهائی
نداده است). [[«أَوَلَمْ یَسِیرُوا …»: (نگا: یوسف / ۱۰۹، حجّ / ۴۶، روم / ۹،
فاطر / ۴۴). «قُوَّهً وَ آثَاراً»: از لحاظ نیرو تواناتر و از نظر تولیدات کشاورزی
و پیشرفت صنعتی و ترقّی علمی، جلوتر بودهاند (نگا: انبیاء / ۷۹ و ۸۱، نمل / ۱۶ و
۱۷ و ۲۰، سبأ / ۱۰ و ۱۲، شعراء / ۱۲۸ و ۱۲۹، روم / ۹). علاوه از اشاره به آثار
باستانی که تاریخ زنده و مدوّن است، اشاره به تاریخ غیر مدوّن و بلکه مدفون در دل
زمین است و تخریب و زیر و رو شدن بارها و بارهای زمین را فریاد میدارد. اگر در
نظر داشته باشیم که ما حتّی تاریخ ده هزار سال مردمان روی زمین را چنان که باید در
دست نداریم، آیا در عمر دهها هزار و صدها هزار و هزاران هزار سال پیش بر کره زمین
چه گذشته است، خدا میداند و بس.]]
۱۴۶۶ـ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانَت تَّأْتِیهِمْ رُسُلُهُم
بِٱلْبَیِّنَـٰتِ فَکَفَرُوا۟ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ ۚ إِنَّهُۥ قَوِىٌّۭ شَدِیدُ ٱلْعِقَابِ [۴۰:۲۲]
این (هلاک و عذاب) بدان خاطر بوده است که پیغمبرانشان دلائل
و براهین روشن برای ایشان میآوردند و ارائه میدادند و آنان راه کفر در پیش میگرفتند،
و خدا ایشان را گرفته و هلاک میکرد. چرا که او نیرومند شدید العقابی است.
[[«تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ»: پیغمبرانشان دلائل و براهین را برای
ایشان میآوردند و همراه با دلائل و براهین به سویشان میرفتند. (نگا: مائده / ۳۲،
حدید / ۲۵).]]
۱۴۶۷ـ وَقَالَ رَجُلٌۭ
مُّؤْمِنٌۭ مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ
إِیمَـٰنَهُۥٓ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن یَقُولَ رَبِّىَ ٱللَّهُ وَقَدْ
جَآءَکُم
بِٱلْبَیِّنَـٰتِ مِن رَّبِّکُمْ ۖ وَإِن یَکُ کَـٰذِبًۭا فَعَلَیْهِ
کَذِبُهُۥ ۖ وَإِن یَکُ صَادِقًۭا یُصِبْکُم بَعْضُ ٱلَّذِى یَعِدُکُمْ ۖ
إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَهْدِى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌۭ کَذَّابٌۭ [۴۰:۲۸]
مرد مؤمنی از خاندان فرعون که ایمان خود را پنهان میداشت
گفت: آیا مردی را خواهید کشت بدان خاطر که میگوید: پروردگار من الله است، در حالی
که دلائل روشنی و معجزات آشکاری از جانب پروردگارتان برایتان آورده است و به شما
نموده است؟ اگر او دروغگو باشد، دروغگوئیش دامنگیر خود او خواهد شد، و اگر راستگو
باشد، برخی از عذابهائی که شما را از آن میترساند گریبانگیرتان خواهد گشت. قطعاً
خداوند کسی را (به راه نجات و رستگاری) رهنمود نمیسازد که تجاوز کار و دروغپرداز
باشد. [[«آلِ»: خاندان. «قَدْ جَآءَکُم بِالْبَیِّنَاتِ»: معجزات آشکاری را به شما
نشان داده است. دلائل روشنی را برایتان بیان داشته است. «یَعِدُکُمْ»: شما را وعده
میدهد. مراد وعده شرّ یا به عبارت دیگر وعید است. «إِنَّ اللهَ لا یَهْدِی مَنْ
هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ»: این عبارت دو پهلو است: اگر موسی متجاوز و دروغگو باشد،
خدا او را رهنمود نمیسازد و مشمول هدایت الهی نخواهد شد. در این صورت سر و کارش
با خدا است و به شما نیازی برای کیفر دادن و کشتن او نیست. اگر شما متجاوز و دروغپرداز
باشید، خدا شما را رهنمود نمیسازد و مشمول هدایت الهی نخواهید شد. پس بیائید تا
مسیر خود را از بدی به سوی نیکی تغییر دهید.]]
۱۴۶۸ـ یَـٰقَوْمِ لَکُمُ ٱلْمُلْکُ ٱلْیَوْمَ ظَـٰهِرِینَ فِى
ٱلْأَرْضِ فَمَن یَنصُرُنَا مِنۢ بَأْسِ ٱللَّهِ إِن جَآءَنَا ۚ قَالَ فِرْعَوْنُ مَآ أُرِیکُمْ إِلَّا مَآ أَرَىٰ وَمَآ
أَهْدِیکُمْ إِلَّا سَبِیلَ ٱلرَّشَادِ [۴۰:۲۹]
(مرد مؤمن ادامه داد و گفت:) ای قوم من! امروز حکومت در دست
شما است، و در این سرزمین پیروز و چیرهاید. امّا اگر عذاب سخت (خانه برانداز و
ریشهکن ساز) الهی دامنگیرمان شود، چه کسی ما را مدد و یاری خواهد کرد و برای
رستگاریمان خواهد کوشید؟! فرعون گفت: من جز آنچه صلاح دیدهام و پیشنهاد کردهام
صلاح نمیبینم و به شما پیشنهاد نمیکنم، و من جز به راه هدایت و منتهی به سعادت،
شما را رهنمود نمیکنم. (پس دستور من کشتن موسی است و باید اجرا شود).
[[«الْمُلْکُ»: حکومت و سلطنت. شاهی. «ظَاهِرِینَ»: غالبین. چیرگان و پیروزمندان.
حال است «بَأْسِ»: عذاب شدید. «الرَّشَادِ»: هدایت. صواب و صلاح.]]
۱۴۶۹ـ مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍۢ وَعَادٍۢ وَثَمُودَ وَٱلَّذِینَ
مِنۢ بَعْدِهِمْ ۚ
وَمَا ٱللَّهُ یُرِیدُ ظُلْمًۭا لِّلْعِبَادِ [۴۰:۳۱]
از سزای عادتی همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که
بعد از آنان بودهاند (میترسم که گریبانگیرتان شود). خداوند نمیخواهد به بندگان
ستم کند (و نمیپسندد که بندگانش هم به یکدیگر ستم کنند). [[«مِثْلَ دَأْبِ»:
همانند عادت. ]]
۱۴۷۰ـ یَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِینَ مَا لَکُم مِّنَ ٱللَّهِ مِنْ
عَاصِمٍۢ ۗ
وَمَن یُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍۢ [۴۰:۳۳]
آن روزی که پشت میکنید و میگریزید، امّا هیچ پناهی جز خدا
(برای حفظ خود از عذاب) ندارید. آخر خدا کسی را که (از راستای بهشت منحرف و) گمراه
سازد، هیچ راهنما و راهبری نخواهد داشت. [[«تُوَلُّونَ مُدْبِرِینَ»: (نگا: نمل /
۸۰، توبه / ۲۵، انبیاء / ۵۷) … «عَاصِم» (نگا: یونس / ۲۷، هود / ۴۳).]]
۱۴۷۱ـ وَلَقَدْ جَآءَکُمْ یُوسُفُ مِن قَبْلُ بِٱلْبَیِّنَـٰتِ فَمَا
زِلْتُمْ فِى شَکٍّۢ مِّمَّا جَآءَکُم بِهِۦ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا هَلَکَ قُلْتُمْ لَن یَبْعَثَ ٱللَّهُ مِنۢ
بَعْدِهِۦ رَسُولًۭا ۚ
کَذَٰلِکَ یُضِلُّ ٱللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌۭ مُّرْتَابٌ [۴۰:۳۴]
پیش از این، یوسف آیههای روشن و دلائل آشکاری را برای شما
آورده بود، امّا شما پیوسته دربارهی آنچه آورده بود و ارائه داده بود شکّ و تردید
میکردید (و به دنبال او راه نمیافتادید) تا زمانی که از دنیا رفت، گفتید: خداوند
بعد از او دیگر پیغمبری را برانگیخته نخواهد کرد. این چنین خداوند اشخاص متجاوز و
متردّد را گمراه و سرگشته میسازد. [[«الْبَیِّنَاتِ»: آیههای کتاب آسمانی. دلائل
و براهین و معجزات. «فَمَازِلْتُمْ فِی شَکٍّ»: پیوسته در شکّ و تردید بسر میبردید.
«هَلَکَ»: فوت کرد. «مُرْتَابٌ»: متشکّک و متردّد در دین.]]
۱۴۷۲ـ ٱلَّذِینَ
یُجَـٰدِلُونَ فِىٓ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ بِغَیْرِ
سُلْطَـٰنٍ أَتَىٰهُمْ ۖ کَبُرَ مَقْتًا عِندَ ٱللَّهِ وَعِندَ ٱلَّذِینَ
ءَامَنُوا۟ ۚ کَذَٰلِکَ یَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ قَلْبِ
مُتَکَبِّرٍۢ جَبَّارٍۢ [۴۰:۳۵]
آنان کسانیند که بدون هیچ دلیلی که (از عقل یا نقل در دست)
داشته باشند، در برابر آیات الهی (موضعگیری میکنند و) به ستیز و کشمکش میپردازند.
(چنین جدال بیاساس و نادرستی با آیات الهی) موجب خشم عظیم خدا و کسانی خواهد شد
که ایمان آورده باشند. این گونه خداوند بر هر دلی که خود بزرگبین و زورگو باشد،
مهر مینهد (و حسّ تشخیص را از آن میگیرد). [[«سُلْطَانٍ»: حجّت و برهان.
«یَطْبَعُ»: مهر مینهد (نگا: اعراف / ۱۰۱، روم / ۵۹).]]
۱۴۷۳ـ تَدْعُونَنِى لِأَکْفُرَ بِٱللَّهِ وَأُشْرِکَ بِهِۦ مَا
لَیْسَ لِى بِهِۦ عِلْمٌۭ وَأَنَا۠ أَدْعُوکُمْ إِلَى ٱلْعَزِیزِ ٱلْغَفَّـٰرِ [۴۰:۴۲]
مرا فرا میخوانید تا خدا را باور ندارم، و انبازی برای او
قرار دهم که اطّلاعی از آن نداشته و (دلیل و برهانی از کتابهای آسمانی بر صحّت
معبود بودنش سراغ) ندارم. در حالی که من شما را به سوی (پرستش خداوند) باعزّت و با
مغفرت فرا میخوانم. [[«أُشْرِکَ بِهِ مَا …»: (نگا: حجّ / ۷۱).]]
۱۴۷۴ـ لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِىٓ إِلَیْهِ لَیْسَ لَهُۥ
دَعْوَهٌۭ فِى ٱلدُّنْیَا وَلَا فِى ٱلْءَاخِرَهِ وَأَنَّ مَرَدَّنَآ إِلَى
ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱلْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ [۴۰:۴۳]
قطعاً چیزهائی که مرا به سوی آنها فرا میخوانید، نه در
دنیا دعوتی دارند و نه در آخرت. (در دنیا دیده یا شنیده نشده است که بتها
پیغمبرانی را به سوی مردم فرستاده باشند تا ایشان را توسّط انبیاء به پرستش خود
دعوت کنند و بدین وسیله حق الوهیّت داشته باشند، و در آخرت هم کسی را برای دادگاهی
و حسابرسی خویش به سوی خود نمیخوانند) و بازگشت ما در آخرت تنها به سوی خدا است و
بس. و (باید بدانید که) اسرافکاران، دوزخی و همدم آتشند. [[«لاجَرَمَ»: به ناچار.
قطعاً (نگا: هود / ۲۲، نحل / ۲۳ و ۶۲ و ۱۰۹). «دَعْوَهٌ»: فرا خواندن. مراد فرا
خواندن مردمان برای پرستش در دنیا و دادگاهی در آخرت است. به عبارت دیگر، بتها نه
فرستادگانی به سوی مردمان برای اطاعت از خود روانه کردهاند، و نه در آخرت میتوانند
مردمان را به دادگاهی خوانند (نگا: کهف / ۵۲، قصص / ۶۴، فاطر / ۱۴). لذا اله و
معبودِ کسی نمیتوانند باشند. امّا الله، هم در دنیا پیغمبرانی به سوی مردمان
روانه فرموده است و ایشان را به پرستش خویش فرا خوانده است، و هم در آخرت مردمان
را به دادگاه قیامت فرا میخواند و دادرسی میفرماید (نگا: اسراء / ۵۲، روم / ۲۵).
دعاء. «مَرَدَّ»: (نگا: رعد / ۱۱، روم / ۴۳، شوری / ۴۴ و ۴۷، مریم / ۷۶).]]
۱۴۷۵ـ فَسَتَذْکُرُونَ مَآ أَقُولُ لَکُمْ ۚ وَأُفَوِّضُ أَمْرِىٓ إِلَى ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَصِیرٌۢ بِٱلْعِبَادِ [۴۰:۴۴]
به زودی آنچه من به شما میگویم به خاطر خواهید آورد (و به
صدق گفتار من پی خواهید برد). من کار و بار خود را به خدا وا میگذارم و حوالت میدارم.
خداوند بندگان را میبیند (و پندار و گفتار و کردارشان را میپاید). [[«أُفَوِّضُ»:
واگذار میکنم. میسپارم.]]
۱۴۷۶ـ فَوَقَىٰهُ ٱللَّهُ سَیِّـَٔاتِ مَا مَکَرُوا۟ ۖ وَحَاقَ بِـَٔالِ فِرْعَوْنَ سُوٓءُ ٱلْعَذَابِ [۴۰:۴۵]
خداوند (چنین بندهی مؤمنی را تنها نگذاشت و) او را از سوء
توطئهها و نیرنگهای ایشان محفوظ و مصون داشت، ولی عذاب بدی خاندان فرعون را در بر
گرفت. [[«سَیِّئَاتِ»: بدیها. مراد شکنجهها و کیفرها و بلاها است. «حَاقَ»: در بر
گرفت. گریبانگیر گردید (نگا: انعام / ۱۰، هود / ۸، نحل / ۳۴).]]
۱۴۷۷ـ قَالَ ٱلَّذِینَ ٱسْتَکْبَرُوٓا۟ إِنَّا کُلٌّۭ فِیهَآ إِنَّ
ٱللَّهَ قَدْ حَکَمَ بَیْنَ ٱلْعِبَادِ [۴۰:۴۸]
مستکبران (پاسخ میدهند و) میگویند: ما و شما همگی در این
آتش دوزخ هستیم (و سرنوشت مشترکی داریم). خداوند در میان بندگان (خود عادلانه)
داوری کرده است (و سهم هر یکی را از عذاب چنان که باید داده است). [[«حَکَمَ»:
داوری کرده است و دادگاهی و دادرسی نموده است.]]
۱۴۷۸ـ فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَٱسْتَغْفِرْ
لِذَنۢبِکَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِبْکَـٰرِ [۴۰:۵۵]
پس (ای محمّد! بر اذیّت و آزار کفّار و ناملایمات روزگار)
شکیبائی کن، چرا که وعدهی خدا (در امر کمک به پیغمبران خود و مؤمنان بدیشان،
تخلّفناپذیر و) حق است. و آمرزش گناهانت را بخواه، و بامدادان و شامگاهان به سپاس
و ستایش پروردگارت بپرداز. [[«إِسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ …»: این گونه تعبیرات
قرآنی در مورد پیغمبر اسلام و سایر پیغمبران، اشاره به: (حَسَنَاتُ الأبْرَارِ،
سَیِّئَاتُ الْمُقَرَّبِینَ) است. یک لحظه غفلت و یک ترک اولی در مورد انبیاء جائز
نیست و باید از آن استغفار کنند (نگا: محمّد / ۱۹، فتح / ۲، نصر / ۳). پیغمبر
اسلام نیز به مقتضی بشریّت تصرّفات و اعمالی داشته است که برای افراد عادی خوب و
یا چیز سادهای بوده و برای وجود مبارک او گناه و چیز مهمّی محسوب شده است و مورد
عتاب پروردگار قرار گرفته است (نگا: انعام / ۳۳ – ۳۵، انفال / ۶۷ و ۶۸، توبه / ۴۳،
۱۱۳، احزاب / ۳۷، تحریم / ۱، عبس / ۱ – ۱۰).]]
۱۴۷۹ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ
یُجَـٰدِلُونَ فِىٓ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ
بِغَیْرِ سُلْطَـٰنٍ أَتَىٰهُمْ ۙ إِن فِى صُدُورِهِمْ إِلَّا کِبْرٌۭ مَّا
هُم بِبَـٰلِغِیهِ ۚ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ ۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ
ٱلْبَصِیرُ [۴۰:۵۶]
کسانی که بدون دلیلی که (از سوی خدا) در دست داشته باشند،
دربارهی آیات الهی به ستیزهگری و کشمکش میپردازند، در سینههایشان جز برتری
جوئی نیست و هرگز هم به برتری نمیرسند. پس (از شرّ این گونه افراد خودخواه و
برتری طلب) خود را در پناه خدا دار که او (سخنان بیاساس ایشان را) میشنود و
(توطئههای ناجوانمردانهی آنان را) میبیند. [[«آیَاتِ»: آیههای کتاب آسمانی.
دلائل و براهین الهی. «کِبْرٌ»: تکبّر. برتری و ریاست مراد است.]]
۱۴۸۰ـ ٱللَّهُ ٱلَّذِى جَعَلَ لَکُمُ ٱلَّیْلَ لِتَسْکُنُوا۟ فِیهِ
وَٱلنَّهَارَ مُبْصِرًا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَـٰکِنَّ
أَکْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ [۴۰:۶۱]
خداوند کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن بیاسائید
و بیارامید، و روز را روشن گردانید (تا در آن به فعّالیّت و کار و کوشش بپردازید).
خداوند نسبت به مردم فضل و کرم دارد، ولیکن بیشتر مردم شکرگزاری نمیکنند.
[[«لِتَسْکُنُوا فِیهِ»: (نگا: یونس / ۶۷، قصص / ۷۳). «مُبْصِراً»: روشن. تابان
(نگا: یونس / ۶۷ نمل / ۸۶).]]
۱۴۸۱ـ ذَٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ خَـٰلِقُ کُلِّ شَىْءٍۢ لَّآ
إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ
فَأَنَّىٰ تُؤْفَکُونَ [۴۰:۶۲]
آن (که دهندهی نعمتها است) الله، پروردگار شما، و آفریدگار
همهی اشیاء است و جز او معبودی نیست. پس چگونه (از عبادت او) برگردانده میشوید و
(از حق) به کدام سو منحرف گردانده میشوید؟ [[«فَأنَّی تُؤْفَکُونَ»: (نگا: انعام
/ ۹۵، یونس / ۳۴، فاطر / ۳).]]
۱۴۸۲ـ کَذَٰلِکَ یُؤْفَکُ ٱلَّذِینَ کَانُوا۟ بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ
یَجْحَدُونَ [۴۰:۶۳]
کسانی که (در میان ملّتهای گذشته) آیات خدا را نمیپذیرفتهاند،
به همین شکل (زشت و بیدلیل، از حق) منحرف و رویگردان میشدهاند. [[«یُؤْفَکُ»:
برای به تصویر کشیدن شکل زشت و ناپسندی است که منحرفان بر آن بودهاند (نگا:
المصحف المیسّر).]]
۱۴۸۳ـ ٱللَّهُ ٱلَّذِى جَعَلَ لَکُمُ ٱلْأَرْضَ قَرَارًۭا
وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءًۭ وَصَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَرَزَقَکُم مِّنَ
ٱلطَّیِّبَـٰتِ ۚ
ذَٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ ۖ فَتَبَارَکَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۴۰:۶۴]
خدا آن کسی است که زمین را جایگاه و قرارگاه شما کرد، و
آسمان را به شکل خیمه و خرگاه ساخت، و شما را شکل بخشید و شکلهایتان را زیبا
بیافرید، و خوراکیهای پاکیزه نصیبتان نمود. آن که چنین (الطافی) در حق شما کرده
است الله است. پس بالا و والا خداوند تعالی است که پروردگار جهانیان است.
[[«قَرَاراً»: قرارگاه. محلّ زندگی. «بِنَآءً»: ساختمان برافراشته. خیمه و خرگاه.
با توجّه به معنی اخیر، کرویّت فضا نیز در مدّ نظر است. «فَتَبَارَکَ اللهُ»:
(نگا: اعراف / ۵۴، مؤمنون / ۱۴، فرقان / ۱ و ۱۰ و ۶۱).]]
۱۴۸۴ـ هُوَ ٱلْحَىُّ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱدْعُوهُ
مُخْلِصِینَ لَهُ ٱلدِّینَ ۗ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۴۰:۶۵]
زندهی جاوید او است. جز او خدائی وجود ندارد، پس او را به
فریاد خوانید و عبادت را خاصّ او بدانید. سپاس و ستایش الله را سزا است که
پروردگار جهانیان است. [[«الْحَیُّ»: (نگا: بقره / ۲۵۵، آلعمران / ۲، طه / ۱۱۱،
فرقان / ۵۸). «فَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ»: (نگا: اعراف / ۲۹، یونس /
۲۲، عنکبوت / ۶۵، لقمان / ۳۲، زمر / ۲ و ۱۱، غافر / ۱۴).]]
۱۴۸۵ـ قُلْ إِنِّى نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱلَّذِینَ تَدْعُونَ مِن
دُونِ ٱللَّهِ لَمَّا جَآءَنِىَ ٱلْبَیِّنَـٰتُ مِن رَّبِّى وَأُمِرْتُ أَنْ
أُسْلِمَ لِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۴۰:۶۶]
بگو: من بازداشته شدهام از این که معبودهائی را بجز خدا
بپرستم که شما آنها را به فریاد میخوانید، از آن زمانی که آیات روشن و دلائل
آشکاری از جانب پروردگار برایم آمده است، و به من فرمان داده شده است که خاشعانه و
خاضعانه تسلیم پروردگار جهانیان گردم. [[«تَدْعُونَ»: (نگا: انعام / ۵۶، اعراف /
۳۷ و ۱۹۴ و ۱۹۷). «أُسْلِمَ»: تسلیم شوم. فرمانبردار گردم (نگا: بقره / ۱۱۲، آلعمران
/ ۸۳، نساء / ۱۲۵).]]
۱۴۸۶ـ أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِینَ یُجَـٰدِلُونَ فِىٓ ءَایَـٰتِ
ٱللَّهِ أَنَّىٰ یُصْرَفُونَ [۴۰:۶۹]
مگر نمیبینی کسانی که دربارهی آیات خدا به کشمکش و ستیز
میپردازند، چگونه (از تفکّر و تعقّل حق) بازگردانده میشوند؟ [[«أَنَّی
یُصْرَفُونَ»: (نگا: یونس / ۳۲، زمر / ۶).]]
۱۴۸۷ـ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۖ قَالُوا۟ ضَلُّوا۟ عَنَّا بَل لَّمْ نَکُن نَّدْعُوا۟ مِن
قَبْلُ شَیْـًۭٔا ۚ
کَذَٰلِکَ یُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلْکَـٰفِرِینَ [۴۰:۷۴]
(همان انبازهائی که) غیر از خدا (میپرستیدید). میگویند: از ما
نهان شدهاند و هدر رفتهاند، بلکه اصلاً ما قبلاً (در دنیا) چیزی را که ارزش و
مقامی داشته باشد (نپرستیدهایم. چیزهائی را که پرستش میکردهایم اوهام و خیالاتی
بیش نبودهاند). خدا این چنین کافران را سرگشته میسازد. [[«ضَلُّوا»: گم شدهاند.
نهان و پنهان گشتهاند. «لَمْ نَکُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَیْئاً»: قبلاً چیزی را
نمیپرستیدهایم. مراد کفّار از این گفتار، این است که جز خدا هر چه را پرستیدهاند
حقیقت و اصلی نداشته و پنداری بیش نبوده است. الف زائدی در رسمالخطّ قرآنی در آخر
(نَدْعُو) است.]]
۱۴۸۸ـ فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ ۚ فَإِمَّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ ٱلَّذِى نَعِدُهُمْ أَوْ
نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِلَیْنَا یُرْجَعُونَ [۴۰:۷۷]
(ای محمّد!) شکیبا باش. وعدهی خدا حق است (و عذاب را گریبانگیر کفّار
میسازد). این عذابی را که ایشان را بدان وعده دادهایم، یا قسمتی از آن را به تو
مینمایانیم (و در روزگار حیات تو انجام میپذیرد) یا این که تو را میمیرانیم و
(تو آن را نخواهی دید. چه آن را ببینی و چه آن را نبینی مهمّ نیست. چرا که) به سوی
ما برگردانده میشوند. [[«نَتَوَفَّیَنَّکَ»: تو را میمیرانم.]]
۱۴۸۹ـ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًۭا مِّن قَبْلِکَ مِنْهُم مَّن
قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ۗ وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِىَ بِـَٔایَهٍ إِلَّا
بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۚ
فَإِذَا جَآءَ أَمْرُ ٱللَّهِ قُضِىَ بِٱلْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِکَ
ٱلْمُبْطِلُونَ [۴۰:۷۸]
پیش از تو پیغمبرانی را (برای رهنمود مردمان) فرستادهایم.
سرگذشت بعضیها را برای تو بازگو کرده و سرگذشت برخیها را برای تو بازگو نکردهایم.
هیچ پیغمبری حق نداشته است معجزهای را (که قوم او پیشنهاد کردهاند) نشان دهد مگر
به فرمان خدا. زمانی هم فرمان خدا (مبنی بر ارائهی آن معجزه صادر شده است و
پیشنهاد کنندگان ایمان نیاوردهاند) دادگرانه داوری شده است. (بدین معنی که خدا
پیغمبران و مؤمنان را نجات داده است) و آن وقت باطلگرایان (هلاک و) زیانمند گشتهاند.
[[«قَصَصْنَا»: بازگو کردهایم. «مَا کَانَ لِرَسُولٍ»: هیچ پیغمبری حق نداشته
است. هیچ پیغمبری را نسزیده است. «آیَهٍ»: مراد معجزه پیشنهادی دیگران است.
«قُضِیَ بِالْحَقِّ»: دادگرانه داوری شده است. یعنی خدا پیغمبران و ایمانداران را
از مهلکه نجات داده است و کفّار و معاندان را نابود نموده است (نگا: هود / ۴۳ و ۷۶
و ۱۰۱). «هُنَالِکَ»: آنجا. آن وقت. «فَإِذَا جَآءَ أَمْرُ اللهِ قُضِیَ
بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنَالِکَ الْمُبْطِلُونَ»: معنی دیگر این بخش از آیه چنین
است: هنگامی که فرمان خدا صادر شد و قیامت بپا شد، دادگرانه داوری میگردد، و آنجا
باطلگرایان زیانمند میگردند.]]
۱۴۹۰ـ ٱللَّهُ ٱلَّذِى جَعَلَ لَکُمُ ٱلْأَنْعَـٰمَ لِتَرْکَبُوا۟
مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ [۴۰:۷۹]
خدا کسی است که چهارپایان را برای شما آفریده است تا سوار
برخی از آنها شوید و برخی از آنها را بخورید. [[«جَعَلَ»: آفریده است (نگا: نحل /
۵).]]
۱۴۹۱ـ وَیُرِیکُمْ ءَایَـٰتِهِۦ فَأَىَّ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ
تُنکِرُونَ [۴۰:۸۱]
خداوند نشانههای (قدرت و عظمت) خود را (در آفاق و انفس) به
شما نشان میدهد (حال بگویید) کدام یک از نشانههای (قوّت و شوکت) خدا را میتوانید
انکار کنید؟ [[«آیَاتِهِ»: نشانههای قدرت و دلائل عظمت او. از قبیل: آفرینش انسان
از خاک، مسأله حیات و ممات، خلقت آسمانها و زمین، آفرینش شب و روز، و چهارپایان و
کشتیها.]]
۱۴۹۲ـ فَلَمَّا رَأَوْا۟ بَأْسَنَا قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ
وَحْدَهُۥ وَکَفَرْنَا بِمَا کُنَّا بِهِۦ مُشْرِکِینَ [۴۰:۸۴]
هنگامی که عذاب شدید ما را میدیدند، میگفتند: به خدای
یگانه ایمان داریم و انبازهائی را که به سبب آنها مشرک بشمار میآمدهایم نمیپذیریم
و مردود میشماریم. [[«بَأْسَنَا»: عذاب شدید و ریشهکن کننده ما (نگا: انعام / ۴۳
و ۱۴۸، اعراف / ۴ و ۵ و ۹۷ و ۹۸). «بِهِ»: به سبب آن. به علّت پرستش آنها.]]
۱۴۹۳ـ فَلَمْ یَکُ یَنفَعُهُمْ إِیمَـٰنُهُمْ لَمَّا رَأَوْا۟
بَأْسَنَا ۖ
سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى قَدْ خَلَتْ فِى عِبَادِهِۦ ۖ وَخَسِرَ هُنَالِکَ ٱلْکَـٰفِرُونَ [۴۰:۸۵]
امّا ایمانشان به هنگام مشاهدهی عذاب شدید ما، بدیشان سودی
نرسانیده است و نفعی به حالشان نداشته است. این سنّت و شیوهی همیشگی خدا در مورد
بندگانش بوده است و کافران بدان هنگام زیانبار شدهاند. (چرا که سرمایهی وجود خود
را در بیراههها هدر دادهاند و حاصلی جز گناه و رسوائی و عذاب دردناک خدائی فراهم
نساختهاند). [[«سُنَّهَ اللهِ»: شیوه و کارکرد خدا. مراد عدم نفع ایمان به هنگام
رؤیت عذاب استیصال است. «هُنَالِکَ»: (نگا: غافر / ۷۸).]]
سوره فصلت
۱۴۹۴ـ إِذْ جَآءَتْهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ
خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ ۖ قَالُوا۟ لَوْ شَآءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَـٰٓئِکَهًۭ
فَإِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ کَـٰفِرُونَ [۴۱:۱۴]
زمانی (صاعقه گریبانگیر قوم عاد و ثمود شد) که پیغمبران از
پیش رو و پشت سر (و از هر سو و جهات دیگر) به نزدشان آمدند (و به عناوین مختلف و
به شیوههای گوناگون پندشان دادند و ارشادشان کردند و گفتند:) جز خدا را پرستش
نکنید. پاسخ دادند که: اگر خدا میخواست پیغمبرانی روانه دارد فرشتگانی را (به
عنوان پیغمبر) فرو میفرستاد (نه انسانهائی مانند خود ما). ما قطعاً به آن چیزهائی
باور نداریم که با خود آوردهاید. [[«مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ»
مراد از هر سو و با هر شیوه است. (نگا: احقاف / ۲۱).]]
۱۴۹۵ـ فَأَمَّا عَادٌۭ فَٱسْتَکْبَرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَیْرِ
ٱلْحَقِّ وَقَالُوا۟ مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّهً ۖ أَوَلَمْ یَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِى خَلَقَهُمْ هُوَ
أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّهًۭ ۖ وَکَانُوا۟ بِـَٔایَـٰتِنَا یَجْحَدُونَ [۴۱:۱۵]
و امّا قوم عاد در زمین به ناحق بزرگی فروختند (و مغرورانه)
گفتند: چه کسی از ما قدرت بیشتری دارد؟ مگر آنان نمیدانستند که خداوندی که ایشان
را آفریده است از آنان نیرومندتر است؟! آنان (بر اثر این پندار بیاساس) پیوسته
آیههای ما را انکار میکردند و نمیپذیرفتند. [[«إِسْتَکْبَرُوا فِی الأرْضِ
بِغَیْرِ حَقٍّ»: به ناحق در زمین بزرگی فروختند و خویشتن را بالاتر از آن دانستند
که حقیقت را بپذیرند و ایمان بیاورند. «بِغَیْرِ حَقٍّ»: بدون استحقاق. به ناحق
(نگا: اعراف / ۱۴۶، یونس ۲۳، قصص / ۳۹).]]
۱۴۹۶ـ وَیَوْمَ یُحْشَرُ أَعْدَآءُ ٱللَّهِ إِلَى ٱلنَّارِ فَهُمْ
یُوزَعُونَ [۴۱:۱۹]
روزی دشمنان خدا (یعنی کفّار و مشرکان همهی ملّتها) به سوی
آتش دوزخ رانده و بر لبهی آن گرد آورده میشوند (و دستههای پیشین را نگاه میدارند
تا گروههای پسین را بدانان ملحق گردانند). [[«إِلَی النَّارِ …»: (نگا: زمر / ۷۱).
«أَعْدَآءُ اللهِ»: دشمنان خدا. مراد کفّار و مشرکان همه ملّتها از آغاز تا پایان
جهان است. «فَهُمْ یُوزَعُونَ»: (نگا: نمل / ۱۷ و ۸۳).]]
۱۴۹۷ـ وَقَالُوا۟ لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَیْنَا ۖ قَالُوٓا۟ أَنطَقَنَا ٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَنطَقَ کُلَّ شَىْءٍۢ
وَهُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍۢ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ [۴۱:۲۱]
آنان به پوستهای خود میگویند: چرا بر ضدّ ما شهادت دادید؟
پاسخ میدهند: خداوندی ما را به گفتار درآورده است که همه چیز را گویا نموده است،
و همو در آغاز شما را (از عدم) آفریده است و (در پایان زندگی و بعد از ممات،
دوباره جامهی حیات به تنتان کرده و برای حساب و کتاب) به سوی او برگردانده شدهاید.
[[«أَنطَقَ کُلَّ شَیْءٍ»: خدا همه چیز را به گفتار انداخته است. یعنی امروز همه
موجودات عالم سخن میگویند و اسرار را بازگو میکنند. چرا که پردهها از رازها به
کنار رفته است (نگا: / ۲۲، طارق / ۹). نهتنها در قیامت در دنیا هم همه ذرّات عالم
به تسبیح و تقدیس خدا مشغول و مأموران رازبگوی خدایند، و هر ذرّهای صفحهای گویا
از تاریخ هستی است. امّا هر یک دارای قلمی دیگر و زبانی دیگرند. امّا چگونه؟ شما
انسانید و نمیدانید. «وَ هُوَ خَلَقَکُمْ …»: دنباله سخن جلود، و یا مستأنفه
است و فرموده آفریدگار جلود است.]]
۱۴۹۸ـ وَمَا کُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَن یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ
سَمْعُکُمْ وَلَآ أَبْصَـٰرُکُمْ وَلَا جُلُودُکُمْ وَلَـٰکِن ظَنَنتُمْ أَنَّ
ٱللَّهَ لَا یَعْلَمُ کَثِیرًۭا مِّمَّا تَعْمَلُونَ [۴۱:۲۲]
شما اگر گناهانتان را پنهان میکردید نه از این جهت بود که
از شهادت گوشها و چشمها و پوستهایتان بر ضدّ خودتان بیم داشته باشید (چرا که اصلاً
باور نمیکردید روزی اینها به سخن درآیند و بر ضدّ کسی گواهی دهند). بلکه گمان میبردید
خدا بسیاری از اعمالی را که (مخفیانه) انجام میدهید نمیداند. [[«أَن یَشْهَدَ»:
از ترس این که شهادت دهد. از این که گواهی دهد.]]
۱۴۹۹ـ ذَٰلِکَ جَزَآءُ
أَعْدَآءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُ ۖ لَهُمْ فِیهَا دَارُ ٱلْخُلْدِ ۖ جَزَآءًۢ
بِمَا کَانُوا۟ بِـَٔایَـٰتِنَا یَجْحَدُونَ [۴۱:۲۸]
این، کیفر دشمنان خدا است که آتش (سوزان جهنّم) است. (امّا
نه آتش موقّتی و زودگذر، بلکه) سرای همیشگی ایشان در میان آن است. این هم بدان
خاطر است که پیوسته آیات ما را (با وجود علم به واقعیّت آنها) انکار میکردهاند.
[[«النَّارُ»: آتش دوزخ. «دَارُ الْخُلْدِ»: سرای ماندگاری و جاودانگی. یعنی در
دوزخ اقامتگاه همیشگی کفّار است.]]
۱۵۰۰ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ
ٱسْتَقَـٰمُوا۟ تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ ٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا۟ وَلَا
تَحْزَنُوا۟ وَأَبْشِرُوا۟ بِٱلْجَنَّهِ ٱلَّتِى کُنتُمْ تُوعَدُونَ [۴۱:۳۰]
کسانی که میگویند: پروردگار ما تنها خدا است، و سپس (بر
این گفتهی خود که اقرار به وحدانیّت است میایستند، و آن را با انجام قوانین
شریعت عملاً نشان میدهند، و بر این راستای خداپرستی تا زندهاند) پابرجا و
ماندگار میمانند (در هنگام آخرین لحظات زندگی) فرشتگان به پیش ایشان میآیند (و
بدانان مژده میدهند) که نترسید و غمگین نباشید و شما را بشارت باد به بهشتی که
(توسّط پیغمبران) به شما (مؤمنان) وعده داده میشد. [[«تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ
المَلآئِکَهُ»: مراد نزول فرشتگان به هنگام مرگ انسانها است (نگا: نساء / ۹۷،
انفال / ۵۰، انعام / ۹۳، نحل / ۲۸ و ۳۲، محمّد / ۲۷). برخی این بشارتها را دائمی و
مستمرّ دانسته و آنها را الهامهای معنوی فرشتگان در گوش جان مؤمنان در همه مراحل
زندگی میدانند.]]
۱۵۰۱ـ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًۭا مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ
وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَقَالَ إِنَّنِى مِنَ ٱلْمُسْلِمِینَ [۴۱:۳۳]
گفتار چه کسی بهتر از گفتار کسی است که مردمان را به سوی
خدا میخواند و کارهای شایسته میکند و اعلام میدارد که من از زمرهی مسلمانان (و
منقادان اوامر یزدان) هستم؟ [[«قَوْلاً»: تمییز است. «الْمُسْلِمِینَ»: مسلمانان.
کسانی که فرمانبردار اوامر خدا بوده و سرِ بندگی و پرستش را فروتنانه بر آستانهاش
میگذارند.]]
۱۵۰۲ـ وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ ٱلشَّیْطَـٰنِ نَزْغٌۭ فَٱسْتَعِذْ
بِٱللَّهِ ۖ
إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلْعَلِیمُ [۴۱:۳۶]
هرگاه وسوسهای از شیطان (در این مسیر) متوجّه تو گردید (به
هوش باش و در مقابل آن مقاومت کن و) خود را به خداوند بسپار (و به سایهی لطف او
پناه بر) که او بس شنوا و آگاه است (و تو را میپاید و محافظت مینماید). [[«وَ
إِمَّا یَنزَغَنَّکَ …»: (نگا: اعراف / ۲۰۰).]]
۱۵۰۳ـ وَمِنْ ءَایَـٰتِهِ ٱلَّیْلُ وَٱلنَّهَارُ وَٱلشَّمْسُ
وَٱلْقَمَرُ ۚ
لَا تَسْجُدُوا۟ لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَٱسْجُدُوا۟ لِلَّهِ ٱلَّذِى
خَلَقَهُنَّ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ [۴۱:۳۷]
از نشانههای (قدرت) خدا، شب و روز و خورشید و ماه است.
برای خورشید و ماه سجده نکنید، برای خدائی که آنها را آفریده است، سجده کنید، اگر
واقعاً او را عبادت و پرستش میکنید. [[«آیَاتِهِ»: نشانههای قدرت و ادلّه عظمت
او. «إن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»: اگر واقعاً او را میپرستید. اگر میخواهید
او را عبادت و پرستش کنید.]]
۱۵۰۴ـ قُلْ أَرَءَیْتُمْ إِن کَانَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ثُمَّ کَفَرْتُم
بِهِۦ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِى شِقَاقٍۭ بَعِیدٍۢ [۴۱:۵۲]
(ای محمّد!) بگو: به من خبر دهید اگر این (قرآن) از سوی خداوند
آمده باشد، و آن گاه شما به آن ایمان نداشته باشید، چه کسی گمراهتر خواهد بود از
آن کسی که (با حق و حقیقت) سخت در مبارزه و مقابله باشد؟ [[«أَرَأَیْتُمْ»: (نگا:
انعام / ۴۰ و ۴۶ و ۴۷، یونس / ۵۰). «شِقَاقٍ»: مخالفت. مقابله. «بَعِیدٍ»: دور از
حقیقت. ژرف که مراد همه جانبه و سخت است. «فِی شِقَاقٍ بَعیدٍ»: (نگا: بقره / ۱۷۶،
حجّ / ۵۳).]]
سوره شوری
۱۵۰۵ـ کَذَٰلِکَ یُوحِىٓ إِلَیْکَ وَإِلَى ٱلَّذِینَ مِن قَبْلِکَ
ٱللَّهُ ٱلْعَزِیزُ ٱلْحَکِیمُ [۴۲:۳]
خدای نیرومند و فرزانه، به تو و به
کسانی که پیش از تو (پیغمبر) بودهاند این چنین (معانی و مقاصدی که در این سوره
است) وحی میکند. (سرچشمهی وحی همه جا و همه وقت یکی است که پروردگار جهان است،
و محتوای وحی نیز در اصول و کلّیّات برای جملگی پیغمبران یکی است). [[«کَذلِکَ»:
همان گونه که در این سوره است. این چنین که میبینی. «یُوحِی إِلَیْکَ»: در سایر
سورههای قرآن به تو وحی میکند. «إِلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِکَ»: به سایر
پیغمبران کتابهای آسمانی را با همین اصول و کلّیّات وحی کرده است.]]
۱۵۰۶ـ تَکَادُ ٱلسَّمَـٰوَٰتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ ۚ وَٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ
وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِى ٱلْأَرْضِ ۗ أَلَآ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ [۴۲:۵]
(خدا که مالکیّت عالم هستی از آن او است،
بقدری عظیم است که) آسمانها (با همه عظمتی که دارند) نزدیک است (در برابر جلالت
و عظمت او کرنشکنان) از بالا درهم بشکافند. و فرشتگان (با همه قدرتی که دارند
دائماً) به تسبیح و تقدیس پروردگارشان مشغول و برای کسانی که در زمین هستند
درخواست آمرزش میکنند. هان! (ای انسانِ غافل از اطاعت آسمانها و افلاک و عبادت
فرشتگان پاک! بدان که) یزدان آمرزگار و مهربان است. (اگر از سر صدق سر بندگی بر
آستانهی او بگذاری و دست دعا به سویش برداری، با عالم علوی همآوا شدهای، و قلم
عفو الهی بر گناهانت کشیده میشود). [[«یَتَفَطَّرْنَ»: از هم میشکافند. «مِن
فَوْقِهِنَّ»: از قسمت بالای خود. «یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ»: از هم
شکافتن آسمانها به خاطر علوّ شأن و هیبت و عظمت آفریدگار جهان است (نگا: صفوهالبیان
لمعانی القرآن، المنتخب). بعضی هم شکافتن آسمانها را به خاطر شرک و بتپرستی
مشرکان میدانند و آیات ۹۰ و ۹۱ سوره مریم را هممعنی با این آیه میشمارند.]]
۱۵۰۷ـ وَٱلَّذِینَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِیَآءَ ٱللَّهُ
حَفِیظٌ عَلَیْهِمْ وَمَآ أَنتَ عَلَیْهِم بِوَکِیلٍۢ [۴۲:۶]
افرادی که جز خدا (کسانی و چیزهای
دیگری را) مددکار و یاور خود میگیرند، خداوند مراقب ایشان است (و اقوال و افعال
آنان را زیر نظر دارد و حساب گفتار و کردارشان را نگاه میدارد و در موقع خود
کیفر لازم را بدیشان میدهد) و تو مأمور و مسؤول حسابرسی و پاییدن کار و بار
آنان نیستی. (بلکه بر رسولان پیام باشد و بس). [[«حَفِیظٌ»: مراقب اعمال و پاینده
اقوال (نگا: انعام / ۱۰۴، هود / ۵۷ و ۸۶، سبأ / ۲۱). «وَکِیلٍ»: کسی که کار و
بار مردم بدو موکول و واگذار میشود (نگا: انعام / ۶۶ و ۱۰۲ و ۱۰۷، یونس /
۱۰۸).]]
۱۵۰۸ـ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّهًۭ وَٰحِدَهًۭ
وَلَـٰکِن یُدْخِلُ مَن یَشَآءُ فِى رَحْمَتِهِۦ ۚ وَٱلظَّـٰلِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِیرٍ [۴۲:۸]
اگر خدا میخواست، همهی مردمان را یک
دین و یک آئین میکرد (و به جملگی ایشان یک نوع طرز تفکّر میداد و به یک راه
رهبری مینمود) امّا خدا (به انسانها آزادی داده است، تا در پرتو آن راه یزدان
یا راه شیطان را برگزینند، و بر اثر این انتخاب، به بهشت یا به دوزخ روند …
او) هر که را بخواهد غرق رحمت خود میکند (که مؤمنانند، و هر که را بخواهد وارد
عذاب خود میگرداند که کافرانند) و کافران (در قیامت) نه دوستی دارند و نه
یاوری. [[«وَ لَوْ شَآءَ اللهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً …»: (نگا:
مائده / ۴۸، هود / ۱۱۸). «وَلِیٍّ»: دوست. سرپرست. «نَصِیرٍ»: یاور. مددکار
(نگا: بقره / ۱۰۷). «الظَّالِمُونَ»: کافران (نگا: اعراف / ۴۴، هود / ۱۸).]]
۱۵۰۹ـ أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِیَآءَ ۖ فَٱللَّهُ هُوَ ٱلْوَلِىُّ وَهُوَ یُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ وَهُوَ
عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ [۴۲:۹]
(چنین ستمگران کفرپیشهای خدا را به سرپرستی
نمیگیرند) و بلکه جز او را به سرپرستی گرفتهاند، در صورتی که سرپرست او است و
او مردگان را زنده میگرداند و او بر همه چیز توانا است. [[«أَمْ»: بلکه. این
واژه برای انتقال از کلام سابق و پرداختن به سرزنش مشرکان به خاطر گزینش
سرپرستان جز خدا است (نگا: بقره / ۲۱۴). در این صورت معنی آیه چنین است: آیا
آنان جز خدا کسانی و چیزهائی را به سرپرستی گرفتهاند؟ در حالی که سرپرست تنها
او است، و او است که مردگان را زنده میکند، و او است که بر هر چیزی توانا
است.]]
۱۵۱۰ـ وَمَا ٱخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَىْءٍۢ فَحُکْمُهُۥٓ إِلَى
ٱللَّهِ ۚ
ذَٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبِّى عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ [۴۲:۱۰]
در هر چیزی که اختلاف داشته باشید،
داوری آن به خدا واگذار میگردد (و کتاب قرآن قانون دادگاه یزدان است و در پرتو
آن کشمکشها باید فیصله پیدا کند). چنین داوری خدا است که پروردگار من است و من
بدو پشت میبندم، (و برای قضاوت در منازعات، و رفع اختلافات، و حلّ مشکلات) به
(کتاب) او مراجعه میکنم. [[«فَحُکْمُهُ إِلَی اللهِ»: داوری آن به خدا واگذار
میگردد. مراد مراجعه به قرآن و رهنمود گرفتن از آن است. البتّه پس از قرآن،
مراجعه به سنّت نبوی است (نگا: نساء / ۵۹). «أُنِیبُ»: مراجعه میکنم (نگا: هود
/ ۸۸، رعد / ۲۷، زمر / ۵۴).]]
۱۵۱۱ـ شَرَعَ لَکُم مِّنَ
ٱلدِّینِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭا
وَٱلَّذِىٓ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِیمَ
وَمُوسَىٰ
وَعِیسَىٰٓ ۖ
أَنْ أَقِیمُوا۟ ٱلدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِیهِ ۚ کَبُرَ عَلَى
ٱلْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ ۚ ٱللَّهُ یَجْتَبِىٓ إِلَیْهِ
مَن یَشَآءُ وَیَهْدِىٓ إِلَیْهِ
مَن یُنِیبُ [۴۲:۱۳]
خداوند آئینی را برای شما (مؤمنان)
بیان داشته و روشن نموده است که آن را به نوح توصیه کرده است و ما آن را به تو
وحی و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودهایم (به همهی آنان سفارش کردهایم
که اصول) دین را پابرجا دارید و در آن تفرقه نکنید و اختلاف نورزید. این چیزی که
شما مشرکان را بدان میخوانید (که پابرجا داشتن اصول و ارکان دین است) بر مشرکان
سخت گران میآید. خداوند هر که را بخواهد برای این دین برمیگزیند و هر که (از
دشمنانگی با دین دست بکشد و) به سوی آن برگردد، بدان رهنمودش میگرداند.
[[«شَرَعَ»: بیان داشته است. روشن نموده است. «الَّذِی»: ذکر چنین موصولی اشاره
به اهمّیّت دین اسلام دارد که جامع همه اصول و ارکان ادیان آسمانی است. چرا که
(الَّذِی) در میان موصولات اصل، و آئین اسلام نیز در میان ادیان خدا اصل است.
«یَجْتَبِی إِلَیْهِ»: برای تبلیغ دین به عنوان پیغمبر برمیگزیند. برای گزینش
دین خود انتخاب مینماید، مرجع ضمیر (ه) خدا یا دین خدا است. «یَهْدی إِلَیْهِ»:
به سوی خود یا آئین خود هدایت میکند. مرجع ضمیر (ه) باز هم خدا یا دین خدا است.
«یُنِیبُ»: (نگا: غافر / ۱۳).]]
۱۵۱۲ـ فَلِذَٰلِکَ
فَٱدْعُ ۖ وَٱسْتَقِمْ کَمَآ أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَهُمْ ۖ
وَقُلْ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن کِتَـٰبٍۢ ۖ وَأُمِرْتُ
لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ ۖ ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ ۖ لَنَآ
أَعْمَـٰلُنَا وَلَکُمْ أَعْمَـٰلُکُمْ ۖ لَا حُجَّهَ بَیْنَنَا
وَبَیْنَکُمُ ۖ ٱللَّهُ یَجْمَعُ بَیْنَنَا ۖ وَإِلَیْهِ ٱلْمَصِیرُ
[۴۲:۱۵]
تو نیز مردمان را به سوی آن (آئین واحد
الهی دعوت کن که اسلام است) و آن گونه که به تو فرمان داده شده است (بر دعوت مردمان
به دین یزدان ماندگار باش و در این راه) ایستادگی کن و از خواستها و هوسهای
ایشان پیروی مکن، و بگو: من به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده باشد ایمان
دارم، و به من دستور داده شده است که در میان شما دادگری کنم. خدا پروردگار ما و
پروردگار شما است. اعمال ما از آن ما است (نه از آن شما) و اعمال شما از آن شما
است (نه از آن ما، و هر کسی در مقابل کارهایش مسؤول است). میان ما و شما خصومت و
مجادلهای نیست (چرا که حق را بیان و آشکار کردم و از این به بعد نیازی به جدال
و استدلال نمیباشد). خداوند (سرانجام در قیامت در یکجا) ما را جمع خواهد کرد، و
بازگشت (همه در آن روز، برای داوری و حساب و کتاب) به سوی او است (و هر کسی آن
درود عاقبت کار که کشت). [[«فَلِذلِکَ»: به سوی آن آئین یگانه آسمانی که دین همه
انبیاء پیشین بوده و اسلام نام دارد. برای رفع آن اختلافات ملّتها. «حُجَّهً»:
دلیل آوردن. جدال کردن.]]
۱۵۱۳ـ وَٱلَّذِینَ یُحَآجُّونَ فِى ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا
ٱسْتُجِیبَ لَهُۥ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَهٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیْهِمْ غَضَبٌۭ
وَلَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِیدٌ [۴۲:۱۶]
کسانی که دربارهی (دین) خدا به مخاصمه
و مجادله میپردازند و (علیه آن) دلیل و برهان (بیاساس و پوسیده) ذکر میکنند،
آن هم زمانی که (به سبب وضوح و روشنی، از سوی مردم) پذیرفته شده است، خصومت آنان
بیهوده و دلائل و براهین ایشان در پیشگاه پروردگارشان باطل و ناپذیرفتنی است، و
خشم شدید (خدا در قیامت) گریبانگیرشان میگردد و عذاب سختی خواهند داشت.
[[«یُحَآجُّونَ فِی اللهِ»: درباره دین خدا به ستیز میپردازند و استدلالهای بیاصل
و اساسی بیان میدارند. «حُجَّتهُمْ»: دلیل و برهانشان. ستیز و جدالشان.
«دَاحِضَهٌ»: باطل و زائل (نگا: کهف / ۵۶، غافر / ۵).]]
۱۵۱۴ـ ٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلْکِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ
وَٱلْمِیزَانَ ۗ
وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَهَ قَرِیبٌۭ [۴۲:۱۷]
خدا است که کتاب (قرآن) را نازل کردهاست
که مشتمل بر حق و حقیقت است (و جنبهی ذهنی و پنداری ندارد، و در قرآن، برای
ارزیابی ارزشها، ضوابط و قواعد) و معیار و میزان ایجاد کرده است. تو چه میدانی،
شاید قیامت نزدیک باشد (و هرچه زودتر به حساب همگان رسیدگی شود).
[[«الْمِیزَانَ»: معیار و میزان ارزیابی و ارزشها. مراد قواعد و ضوابطی است که
در قرآن، یا در کتابهای آسمانی دیگر گنجانده شده است و جداکننده حق از باطل است
(نگا: حدید / ۲۵). مراد از انزال میزان در اینجا، ایجاد آن و رهنمود بدان است.
«قَرِیبٌ»: علّت مذکّر آمدن قَریبٌ، بدان خاطر است که در اصل خبر (إتیان) است که
مضاف محذوفی است. یا این که بهمعنی ذاتُ قُرْبٍ بوده و از باب تامِرو لابِن میباشد
(نگا: اعراف / ۵۶).]]
۱۵۱۵ـ ٱللَّهُ لَطِیفٌۢ بِعِبَادِهِۦ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْعَزِیزُ [۴۲:۱۹]
خداوند نسبت به بندگانش بسیار لطف و
مرحمت دارد، و به هر کس که خود بخواهد روزی میرساند (و بدو نعمت فراوان میدهد
و خوبی میکند)، و او نیرومند و چیره است (و قادر بر انجام هر کاری، و وفای به
عهدها و وعدههای خویش است). [[«لَطِیفٌ»: کسی که دارای لطف و مرحمت بسیار است.
کسی که بس دقیق و آگاه است. «یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ»: منظور توسعه روزی و نعمت
است، والاّ همگان روزیخواران یزدانند (نگا: رعد / ۲۶)]]
۱۵۱۶ـ أَمْ لَهُمْ
شُرَکَـٰٓؤُا۟ شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّینِ مَا
لَمْ یَأْذَنۢ بِهِ ٱللَّهُ ۚ وَلَوْلَا کَلِمَهُ ٱلْفَصْلِ لَقُضِىَ
بَیْنَهُمْ ۗ وَإِنَّ ٱلظَّـٰلِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌۭ [۴۲:۲۱]
شاید آنان انبازها و معبودهائی دارند
که برای ایشان دینی را پدید آوردهاند که خدا بدان اجازه نداده است (و از آن بیخبر
است؟) اگر این سخنِ قاطعانه و داورانه (ی خدا، مبنی بر مهلت کافران و تأخیر
قیامت تا وقت معیّن آن) نبود، میانشان (با اهلاک کافران و ابقاء مؤمنان) داوری
میگردید (و دستور عذاب دنیوی یا اخروی صادر میگشت و مجالی به کافران نمیداد.
در عین حال آنان نباید این حقیقت را فراموش کنند که) قطعاً ستمگران عذاب دردناکی
دارند. [[«أَمْ»: آیا. شاید که. بلکه (نگا: بقره / ۲۱۴) «شَرَعُوا»: قانونگذاری
کردهاند. پی افکندهاند. پدید آوردهاند. «الْفَصْلِ»: حکم کردن. فیصله دادن.
جدا کردن حق از باطل. مراد همان چیزی است که در آیه ۱۴ همین سوره از آن سخن رفته
است.]]
۱۵۱۷ـ ذَٰلِکَ ٱلَّذِى یُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِینَ
ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ ۗ قُل لَّآ أَسْـَٔلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا ٱلْمَوَدَّهَ
فِى ٱلْقُرْبَىٰ ۗ
وَمَن یَقْتَرِفْ حَسَنَهًۭ نَّزِدْ لَهُۥ فِیهَا حُسْنًا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ شَکُورٌ [۴۲:۲۳]
این همان چیزی است که خداوند بندگان
خود را بدان نوید میدهد، بندگانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند.
بگو: در برابر آن (همه نعمت که در پرتو دعوت اسلام به شما خواهد رسید) از شما
پاداش و مزدی نمیخواهم جز عشق و علاقهی نزدیکی (به خدا) را (که سود آن هم عاید
خودتان میگردد). هر کس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی عمل او میافزائیم (و دست
کم یک خوبی را ده خوبی بشمار میآوریم). خداوند آمرزگار و شکرگزار است (و گناهان
بندگان را میبخشد و کارهای خوبشان را به بهترین وجه پاداش میدهد).
[[«عَلَیْهِ»: در برابر آن همه فضل و لطفی که در آخرت نصیب مؤمنان نیکوکار میشود.
در برابر تبلیغ رسالت و رنج دعوت. «إِلاّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی»: مگر شور
و شوق تقرّب به خدا با انجام حسنات و دوری از سیّئات. یعنی آنچه از شما میخواهم
در پیش گرفتن راه خدا است (نگا: فرقان / ۵۷). «الْقُرْبی»: تقرّب. «یَقْتَرِفْ»:
کسب کند. به دست آورد. «حُسْناً»: زیبائی. «نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْناً»: بر
زیبائی حسنه او میافزائیم. یعنی آن را جزای مضاعف میدهیم و ده برابر و بیشتر
بشمار میآوریم (نگا: انعام / ۱۶۰، بقره / ۲۶۱).]]
۱۵۱۸ـ أَمْ یَقُولُونَ
ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ کَذِبًۭا ۖ فَإِن یَشَإِ ٱللَّهُ یَخْتِمْ عَلَىٰ
قَلْبِکَ ۗ وَیَمْحُ ٱللَّهُ ٱلْبَـٰطِلَ وَیُحِقُّ ٱلْحَقَّ
بِکَلِمَـٰتِهِۦٓ ۚ
إِنَّهُۥ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ [۴۲:۲۴]
آیا میگویند: (محمّد) بر خدا دروغ و
افتراء بسته است (و خدا بدو چیزی وحی نکرده است و زائیدهی اندیشهی خود را به
او نسبت داده است؟) اگرخدا بخواهد بر دل تو مهر مینهد (و قدرت حفظ آیات خود را
از تو میگیرد). خداوند با سخنان (قرآنی) خود باطل را از میان برمیدارد و حق را
پابرجا میدارد. مسلّماً او بسیار آگاه از همهی چیزهائی است که در درون سینهها
است. [[«أَمْ»: یا. آیا. بلکه. «یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ»: بر دل تو مهر میزند و
از دریافت آیات و حفظ قرآن محرومت میکند. مراد بیان قدرت مطلقه خدا و دلداری
رسول است. «بِکلّماتِهِ»: با سخنان خود. مراد وحی آسمانی و آیات قرآنی است.
«إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»: (نگا: آلعمران / ۱۱۹ و ۱۵۴، مائده / ۷
…).]]
۱۵۱۹ـ وَلَوْ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزْقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوْا۟ فِى
ٱلْأَرْضِ وَلَـٰکِن یُنَزِّلُ بِقَدَرٍۢ مَّا یَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِیرٌۢ بَصِیرٌۭ [۴۲:۲۷]
اگر خداوند رزق و روزی را برای همهی
بندگانش (بدان گونه که خودشان میخواهند) توسعه و گسترش دهد، قطعاً در زمین
سرکشی و ستمگری میکنند، و لذا بدان اندازه که خود میخواهد روزی را میرساند.
چرا که او بندگانش را میبیند و با (اوضاع و احوال) ایشان کاملاً آشنا است.
[[«بَسَطَ»: گسترش داد. فراوان کرد. «لَبَغَوْا»: قطعاً سرکشی و نافرمانی میکنند.
حتماً ستمگری مینمایند. «یُنَزِّلُ»: مراد از تنزیل رزق، تهیّه کردن و در
اختیار قرار دادن آن است «بِقَدَرٍ»: به اندازه معیّن. به مقدار لازم (نگا: حجر
/ ۲۱، مؤمنون / ۱۸، قمر / ۴۹).]]
۱۵۲۰ـ وَمَآ أَنتُم بِمُعْجِزِینَ فِى ٱلْأَرْضِ ۖ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِیرٍۢ [۴۲:۳۱]
شما هرگز نمیتوانید (از چنگال قدرت
خداوند) در زمین (فرار کنید و خدای را از دستیابی به خود) ناتوان سازید، و سوای
خدا هیچ گونه سرپرست و یاوری ندارید (تا به کمک شما بشتابند و شما را از مصائب و
بلایای نازله برهانند). [[«مَآ أَنتُم بِمُعْجِزِینَ»: شما نمیتوانید درمانده و
ناتوان کنید و به ستوه بیاورید (نگا: انعام / ۱۳۴، یونس / ۵۳، توبه / ۲ و ۳).]]
۱۵۲۱ـ فَمَآ أُوتِیتُم مِّن شَىْءٍۢ فَمَتَـٰعُ ٱلْحَیَوٰهِ
ٱلدُّنْیَا ۖ
وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَیْرٌۭ وَأَبْقَىٰ لِلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ
یَتَوَکَّلُونَ [۴۲:۳۶]
آنچه به شما داده شده است، متاع
(زودگذر و فناپذیر) زندگی دنیا است (و در اصل برق جهان، شعلهای در برابر باد،
حبابی بر سطح آب، و غباری در مسیر طوفان است). ولی آنچه (از پاداشها و مواهبی
که) نزد خدا است بهتر و پایدارتر برای کسانی است که ایمان آورده باشند و بر
پروردگارشان توکّل کرده باشند. [[«مَآ أُوتِیتُمْ»: چیزهائی که به شما عطا شده
است. «مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا»: کالا و توشه زندگی دنیا است نه زاد آخرت
«خَیْرٌ وَ أَبْقی»: (نگا: طه / ۷۳ و ۱۳۱، قصص / ۶۰).]]
۱۵۲۲ـ وَجَزَٰٓؤُا۟
سَیِّئَهٍۢ سَیِّئَهٌۭ مِّثْلُهَا ۖ فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُۥ
عَلَى ٱللَّهِ ۚ إِنَّهُۥ لَا یُحِبُّ ٱلظَّـٰلِمِینَ [۴۲:۴۰]
(ولی از آنجا که یاری کردن نباید از مسیر
مساوات و عدالت خارج شود و به انتقامجوئی و کینهتوزی و تجاوز از حدّ منتهی
گردد، باید توجّه داشته باشند که) کیفر هر بدی، کیفری همسان آن است. اگر کسی (به
هنگام قدرت، برای هدایت گمراهان و استحکام پیوندهای اجتماعی از بدکار) گذشت کند
(و میان خود و میان او) صلح و صفا به راه اندازد، پاداش چنین کسی با خدا است.
خداوند قطعاً ظالمان را دوست نمیدارد. [[«إِنَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ»:
این نکته قابل ذکر است که تسلیم شونده ظلم، و دفاعکننده از ظلم، و کننده ظلم، و
کمککننده ظلم، همه محکوم و بزهکارند.]]
۱۵۲۳ـ وَمَن یُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن وَلِىٍّۢ مِّنۢ
بَعْدِهِۦ ۗ
وَتَرَى ٱلظَّـٰلِمِینَ لَمَّا رَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ یَقُولُونَ هَلْ إِلَىٰ
مَرَدٍّۢ مِّن سَبِیلٍۢ [۴۲:۴۴]
کسی که خدا گمراهش سازد، بغیر از خدا
یار و یاوری ندارد (تا او را مدد کند و او را در قیامت از عذاب برهاند. ای
مخاطب، آن روز) ستمگران کفرپیشه را خواهی دید که وقتی چشمانشان به عذاب میافتد
خواهند گفت: (پروردگارا) آیا راهی برای برگشت (به جهان و جبران گذشتهها) وجود
دارد؟ [[«لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ»: هنگامی که چشمانشان به عذاب افتاد و در
کنار آن قرار گرفتند (نگا: انعام / ۲۷). «مِن بَعْدِهِ»: سوای او. غیر از او.
«مَرَدٍّ»: رجوع و برگشت (نگا: رعد / ۱۱، روم / ۴۳).]]
۱۵۲۴ـ وَمَا کَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِیَآءَ یَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ
ٱللَّهِ ۗ
وَمَن یُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن سَبِیلٍ [۴۲:۴۶]
آنان یاوران و دوستانی ندارند که ایشان
را در برابر (عذاب) خدا یاری و کمک کنند. خدا هر که را گمراه سازد، او راهی
(برای نجات) ندارد. [[«یَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللهِ»: ایشان را برای نجات از
عذاب الهی یاری دهند. بجز خدا کسی ندارند که ایشان را یاری و کمک کند.]]
۱۵۲۵ـ ٱسْتَجِیبُوا۟ لِرَبِّکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِىَ یَوْمٌۭ
لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ ۚ مَا لَکُم مِّن مَّلْجَإٍۢ یَوْمَئِذٍۢ وَمَا لَکُم مِّن
نَّکِیرٍۢ [۴۲:۴۷]
هرچه زودتر مخلصانه فرمان پروردگار خود
را پذیرا گردید، پیش از آن که روزی (قیامتنام) فرا رسد که خدا هرگز آن را برنمیگرداند.
در آن روز نه پناهگاهی دارید و نه اصلاً میتوانید (بعد از گواهی دادن نامهی
اعمال و فرشتگان و اندامهای بدن، کارهای خود را) انکار کنید. [[«مَرَدَّ»: (نگا:
رعد / ۱۱، روم / ۴۳، شوری / ۴۴). «مِنَ اللهِ»: از سوی خدا. «لا مَرَدَّ مِنَ
اللهِ»: اصلاً خدا آن را برنمیگرداند و آخرت را بهم نمیزند و دوباره جهان دنیا
را برپای نمیدارد. «نَکِیرٍ»: انکار (نگا: حجّ / ۴۴).]]
۱۵۲۶ـ لِّلَّهِ مُلْکُ
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ یَخْلُقُ مَا یَشَآءُ ۚ یَهَبُ لِمَن
یَشَآءُ إِنَـٰثًۭا وَیَهَبُ لِمَن یَشَآءُ
ٱلذُّکُورَ [۴۲:۴۹]
مالکیّت و حاکمیّت آسمانها و زمین از
آن خدا است. هرچه بخواهد میآفریند. به هر کس که بخواهد دخترانی میبخشد و به هر
کس که بخواهد پسرانی عطاء میکند. [[«مُلْکُ»: مالکیّت و حاکمیّت. کشور و مملکت.
«إِنَاثاً»: جمع أُنثی، دختران (نگا: نساء / ۱۱۷). «الذُّکُورَ»: جمع ذَکَر،
پسران (نگا: انعام / ۳۹).]]
۱۵۲۷ـ وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحْیًا
أَوْ مِن وَرَآئِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًۭا فَیُوحِىَ بِإِذْنِهِۦ مَا یَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ عَلِىٌّ حَکِیمٌۭ [۴۲:۵۱]
هیچ انسانی را نسزد که خدا با او سخن
بگوید، مگر از طریق وحی (به قلب، به گونهی الهام در بیداری، و یا خواب در
غیربیداری) یا از پس پردهای (از موانع طبیعی) و یا این که خداوند قاصدی را (به
نام جبرئیل) بفرستد و او به فرمان آفریدگار آنچه را که خدا میخواهد (به
پیغمبران) وحی کند. وی والا و کار بجا است. [[«مَا کَانَ لِبَشَرٍ …»: ارتباط
خدا با جهان انسانیّت، از سه راه امکانپذیر است و بس: الف – وحی، یا القای به
قلب، به گونه الهام در بیداری یا به صورت خواب در وقت خفتن (نگا: قصص / ۷). ب –
از پشت حجاب (نگا: قصص / ۳۰ – ۴۲). ج – ارسال فرشته وحی به سوی پیغمبران (نگا:
نساء / ۱۶۳).]]
۱۵۲۸ـ صِرَٰطِ ٱللَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا
فِى ٱلْأَرْضِ ۗ
أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِیرُ ٱلْأُمُورُ [۴۲:۵۳]
راه خدائی که متعلّق بدو است همهی
چیزهائی که در آسمانها و زمین است. هان! همهی کارها به خدا بازمیگردد (و هر
کاری تحت نظارت دقیق او و با اطّلاع و اجازهی او انجام میپذیرد، و هر چیزی بدو
مربوط است). [[«اَلا إِلَیاللهِ تَصِیرُ الأُمُورُ»: (نگا: بقره / ۲۸۵، آلعمران
/ ۲۸، مائده / ۱۸). «تَصِیرُ»: منتهی میگردد. برمیگردد. رجوع و برگشت دارد.]]
سوره زخرف
۱۵۲۹ـ وَلَمَّا جَآءَ عِیسَىٰ بِٱلْبَیِّنَـٰتِ قَالَ قَدْ جِئْتُکُم
بِٱلْحِکْمَهِ وَلِأُبَیِّنَ لَکُم بَعْضَ ٱلَّذِى تَخْتَلِفُونَ فِیهِ ۖ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِیعُونِ [۴۳:۶۳]
هنگامی که عیسی با در دست داشتن معجزات آشکار و آیات روشن
(به پیش بنیاسرائیل) آمد، گفت: من شریعت حکیمانهای را (دربارهی مبدأ و معاد و
نیازهای زندگی بشر) برای شما آوردهام، و آمدهام تا برایتان برخی از امور (دینی)
را روشن گردانم که در آنها اختلاف میورزید. پس از خدا بترسید و از من پیروی کنید.
[[«الْبَیِّنَاتِ»: معجزات. آیههای روشن. «الْحِکْمَهِ»: نبوّت. شریعت حکیمانه.
برنامه راستین و عقائد درست (نگا: آلعمران / ۴۸). «بَعْضَ الَّذِی …»: احکام
مورد اختلاف تورات. بخشهائی از اختلافات که در سرنوشت انسانها از نظر اعتقاد و
عمل، و از نظر فرد و جامعه مؤثّرند؛ نه اختلافات در اموری که سرنوشتساز نیستند،
همچون نظرات مختلفی که درباره منظومه شمسی و سایر کرات، و ماهیّت روح آدمی، و
حقیقت حیات و مانند اینها است.]]
۱۵۳۰ـ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّى وَرَبُّکُمْ فَٱعْبُدُوهُ ۚ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِیمٌۭ [۴۳:۶۴]
به طور قطع خداوند پروردگار من و پروردگار شما است، پس او
را پرستش کنید، راه راست این است. [[«رَبِّی وَ رَبُّکُمْ»: تکرار واژه (رَبّ)
برای این است که تأکید شود عیسی نیز همچون سایر انسانها انسان، و نیازمند
پروردگاراست و پرستش را نسزد.]]
۱۵۳۱ـ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ ٱللَّهُ ۖ فَأَنَّىٰ یُؤْفَکُونَ [۴۳:۸۷]
اگر از مشرکان بپرسی، چه کسی آنان را آفریده است؟ مؤکّدانه
میگویند: خدا! پس چگونه (از عبادت حق تعالی) منحرف میشوند (و متوجّه پرستش
چیزهای دیگری میگردند؟!). [[«أَنَّی»: چگونه؟ «یُؤْفَکُونَ»: بازگردانده میشوند.
از حق منصرف و به سوی چیزهای دیگری رهنمود میشوند. «أَنّی یُؤْفَکُونَ»: (نگا:
مائده / ۷۵، توبه / ۳۰، عنکبوت / ۶۱).]]
سوره دخان
۱۵۳۲ـ أَنْ أَدُّوٓا۟ إِلَىَّ عِبَادَ ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌۭ [۴۴:۱۸]
(موسی بدیشان گفت: ای فرعونیان!) بندگان خدا را به من بسپارید که
من پیغمبر درستکاری برای شما هستم.
۱۵۳۳ـ وَأَن لَّا تَعْلُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّىٓ ءَاتِیکُم بِسُلْطَـٰنٍۢ مُّبِینٍۢ [۴۴:۱۹]
و بر خدا بزرگی نکنید و تکبّر نورزید (و ادّعای الوهیّت و
ربوبیّت ننمائید و کارهائی انجام ندهید که با اصول بندگی شما سازگار نمیباشد). من
دلیل روشنی (بر درستی گفتار و راستی پیغمبری خود) برای شما آوردهام. [[«لا
تَعْلُوا»: تکبّر نورزید و بزرگی نکنید. طغیان و سرکشی نکنید (نگا: مؤمنون / ۹۱،
قصص / ۴، اسراء / ۴، نمل / ۳۱). «سُلْطَانٍ»: دلیل و حجّت. معجزه.]]
۱۵۳۴ـ یَوْمَ لَا یُغْنِى مَوْلًى عَن مَّوْلًۭى شَیْـًۭٔا وَلَا
هُمْ یُنصَرُونَ [۴۴:۴۱]
آن روزی که هیچ خویشی و دوستی کمترین کمکی به خویش و دوست
خود نمیکند، و به هیچ وجه (مردمان از سوی همدیگر همکاری و) یاری نمیگردند. [[«لا
یُغْنِی»: سودی نمیرساند. بینیاز نمیگرداند (نگا: یونس / ۳۶، یوسف / ۶۸، مریم /
۴۲). «مَوْلیً»: هر کس که با انسان رابطه و پیوند داشته باشد. از قبیل: دوست،
خویشاوند، رئیس، همپیمان، و …]]
إِلَّا مَن رَّحِمَ ٱللَّهُ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلرَّحِیمُ [۴۴:۴۲]
مگر کسی که خدا بدو مرحمت کند (و از او درگذرد و از شفاعت
خوبان بهرهمندش گرداند) چرا که خداوند باعزّت و توانا و بامحبّت و مهربان است.
[[«الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»: اشاره به رحمت در عین قدرت خداوند ذوالجلال است.]]
سوره جاثیه
۱۵۳۵ـ تَنزِیلُ ٱلْکِتَـٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِیزِ ٱلْحَکِیمِ [۴۵:۲]
این کتاب (قرآن نام) از سوی خداوند باعزّت و باحکمت نازل میگردد.
[[«تَنْزیلُ الْکِتابِ …»: (نگا: زمر / ۱، غافر / ۲).]]
۱۵۳۶ـ وَٱخْتِلَـٰفِ ٱلَّیْلِ وَٱلنَّهَارِ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ
مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن رِّزْقٍۢ فَأَحْیَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ
ٱلرِّیَـٰحِ ءَایَـٰتٌۭ لِّقَوْمٍۢ یَعْقِلُونَ [۴۵:۵]
همچنین در دگرگونی شب و روز (از لحاظ تغییر رنگ و کوتاهی و
درازی و فعل و انفعالاتی که در هر یک انجام میپذیرد) و در چیزهائی که خدا از
آسمان فرو میفرستد و (سبب) رزق و روزی هستند (همچون باران و نور و اشعّههای
گوناگون) و خدا به وسیلهی آنها زمین را بعد از مرگش حیات میبخشد، و نیز در وزش
بادها (و بالطبع دگرگونی هوا) نشانههای بزرگی و دلائل سترگی است (بر وجود خدا و
خالق یکتا) برای آنان که به تعقّل میپردازند و اهل عقل و درایت هستند.
[[«إِخْتِلافِ»: دگرگونی. آمد وشد. «رِزْقٍ»: در اینجا مراد سبب رزق و روزی است.
از قبیل: باران و برف و نور و اشعّههای گوناگون کیهانی. «تَصْریفِ»: وزش بادها و
تغییر جهت آنها، و بالطبع جابهجائی هوا.]]
۱۵۳۷ـ تِلْکَ ءَایَـٰتُ ٱللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِٱلْحَقِّ ۖ فَبِأَىِّ حَدِیثٍۭ بَعْدَ ٱللَّهِ وَءَایَـٰتِهِۦ
یُؤْمِنُونَ [۴۵:۶]
اینها آیات خدا است که به حق بر تو میخوانیم. با این حال،
اگر به خدا و آیات او (با وجود این همه دلائل موجود در گسترهی جهان و پیدا در
عبارات قرآن) ایمان نیاورند، پس به چه سخنی ایمان میآورند؟! [[«تِلْکَ آیَاتُ
اللهِ»: مراد آیات قرآن است. «بِالْحَقِّ»: به حق و حقیقت. راست و درست. «بَعْدَ
اللهِ وَ آیَاتِهِ»: بعد از سخن خدا و آیههای او. بغیر از خدا، که همه چیز دالّ
بر بودن او است، بعد از سخن خدا قرآن، و بعد از نشانههای موجود در گستره جهان.]]
۱۵۳۸ـ یَسْمَعُ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ تُتْلَىٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ
مُسْتَکْبِرًۭا کَأَن لَّمْ یَسْمَعْهَا ۖ فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِیمٍۢ [۴۵:۸]
آن کسی که پیوسته آیات خدا را میشنود که بر او خوانده میشود
(و از وعد و وعید، بیم دادن و مژده دادن، امر و نهی، و پند و اندرز، صحبت میدارد،
امّا او) پس از آن از روی تکبّر (بر کفر و مخالفت با حق و انجام گناه) اصرار میورزد؛
انگار آیههای خدا را نشنیده است! (حال که چنین است) پس او را به عذاب بس دردناکی
مژده بده. [[«یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً»: مستکبرانه اصرار میورزد. از روی تکبّر بر
کفر و فسق پافشاری و پایداری میکند.]]
۱۵۳۹ـ مِّن وَرَآئِهِمْ جَهَنَّمُ ۖ وَلَا یُغْنِى عَنْهُم مَّا کَسَبُوا۟ شَیْـًۭٔا وَلَا مَا ٱتَّخَذُوا۟
مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوْلِیَآءَ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ [۴۵:۱۰]
رویاروی آنان دورخ است، و آنچه (از مال و جاه دنیا) به دست
آوردهاند، و کسانی که سوای خدا به عنوان اولیاء برگزیدهاند، اصلاً به حالشان
سودی نمیرساند (و از دوزخ نمیرهاند) و عذاب بس بزرگی دارند. [[«وَرَآئِهِمْ»:
این واژه از اضداد است و میتواند به معنی: پشت سر ایشان، یا پیش روی ایشان باشد.
در هر حال، مراد (بر سر راه آنان) است (نگا: انسان. ۲۷، ابراهیم / ۱۶ و ۱۷، مؤمنون
/ ۱۰۰).]]
۱۵۴۰ـ ٱللَّهُ ٱلَّذِى سَخَّرَ لَکُمُ ٱلْبَحْرَ لِتَجْرِىَ
ٱلْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِۦ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّکُمْ
تَشْکُرُونَ [۴۵:۱۲]
خداوند همان کسی است که دریا را رام شما کرده است، تا
کشتیها برابر فرمان و اجازهی او (که به مادهی کشتیها و خود آبها و دیگر عوامل
طبیعی داده است) در دریا روان شوند و شما انسانها بتوانید از فضل خدا بهره گیرید،
و شاید سپاسگزار گردید (و شکر نعمتهای بیکران یزدان را به جای آورید). [[«اللهُ
الَّذِی سَخَّرَ …»: (نگا: ابراهیم / ۳۲، حجّ / ۶۵، روم / ۴۶).]]
۱۵۴۱ـ قُل لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ یَغْفِرُوا۟ لِلَّذِینَ لَا یَرْجُونَ
أَیَّامَ ٱللَّهِ لِیَجْزِىَ قَوْمًۢا بِمَا کَانُوا۟ یَکْسِبُونَ [۴۵:۱۴]
به کسانی که ایمان آوردهاند، بگو: بر کسانی ببخشایند که
روزهای (مصائب و بلایای) الهی را چشم نمیدارند (و روزهائی را فراموش میکنند که
بر سرِ گذشتگان کافر و فاسق و فاجر همچون قوم فرعون و لوط و ثمود چه آمده است، و
با متانت و رزانت از ایشان صرفنظر نمایند) تا خداوند خودش آنان را در برابر
کارهائی که کردهاند کیفر دهد. [[«یَغْفِرُوا»: ببخشند و صرف نظر کنند و گوش به
اذیّت و آزار کافران و مشرکان ندهند (نگا: احزاب / ۴۸، حجر / ۹۴، زخرف / ۸۹). در
این صورت مراد یک دستور اخلاقی در برخورد با کفّار و مشرکان و بیدینان است و از
مسلمانان برای همیشه خواسته میشود در برابر چنین افرادی، بیاعتناء بوده و برای
بیدار ساختن و جلب ایشان به اسلام، بزرگوارانه و صبورانه عمل کنند، و اجر خود را
از خدا بخواهند. یا این که مراد در یک مقطع خاصّ زمانی همچون سالهای نخستین دعوت
در مکّه است که هنوز مسلمانان اجازه مقابله و مقاتله با مشرکان را نداشتند. البتّه
چنین شرائطی در طول تاریخ برای مسلمانان به صورت فردی یا جمعی تکرار میگردد.
«أَیَّامَ اللهِ»: (نگا: ابراهیم / ۵). مراد مصائب و وقائعی است که خدا بر سر
ملّتهای پیشین آورده است (نگا: یونس / ۱۰۲). برخی (أَیَّامَ اللهِ) را روز قیامت
معنی کردهاند (نگا: نمونه، المیزان).]]
۱۵۴۲ـ إِنَّهُمْ لَن
یُغْنُوا۟ عَنکَ مِنَ ٱللَّهِ شَیْـًۭٔا ۚ وَإِنَّ ٱلظَّـٰلِمِینَ
بَعْضُهُمْ أَوْلِیَآءُ بَعْضٍۢ ۖ وَٱللَّهُ وَلِىُّ ٱلْمُتَّقِینَ [۴۵:۱۹]
آنان هرگز تو را از عذاب خدا نمیرهانند (و در آخرت در
برابر خدا کمترین کمکی به تو نمیتوانند بکنند، و هیچ دردی را از تو دوا نمیکنند).
ستمگران کفرپیشه، برخی یار و یاور برخی دیگرند، و خدا هم یار و یاور پرهیزگاران
است. [[«لَن یُغْنُوا عَنکَ …» (نگا: یوسف / ۶۸، مریم / ۴۲، جاثیه / ۱۰).]]
۱۵۴۳ـ وَخَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ
وَلِتُجْزَىٰ کُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ [۴۵:۲۲]
خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا هر کسی در
برابر کارهائی که انجام میدهد، سزا و جزا داده شود، و به انسانها هیچ گونه ستمی
نگردد. [[«بِالْحَقِّ»: (نگا: انعام / ۷۳، ابراهیم / ۱۹، نحل / ۳). «لِتُجْزی
کُلُّ نَفْسٍ …»: (نگا: طه / ۱۵). «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضَ
بِالْحَقِّ»: خداوند آسمانها و زمین را بر محور قانون حق آفریده است، و در همه جا
حق و عدل و نظم و ترتیب حاکم است.]]
۱۵۴۴ـ أَفَرَءَیْتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَـٰهَهُۥ هَوَىٰهُ وَأَضَلَّهُ
ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍۢ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِۦ وَقَلْبِهِۦ وَجَعَلَ عَلَىٰ
بَصَرِهِۦ غِشَـٰوَهًۭ فَمَن یَهْدِیهِ مِنۢ بَعْدِ ٱللَّهِ ۚ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ [۴۵:۲۳]
هیچ دیدهای کسی را که هوا و هوس خود را به خدائی خود گرفته
است، و با وجود آگاهی (از حق و باطل، آرزوپرستی کرده است و) خدا او را گمراه ساخته
است، و بر گوش و دل او مهر گذاشته است و بر چشمش پردهای انداخته است؟! پس چه کسی
جز خدا (و خدا هم از وی رویگردان است) میتواند او را راهنمائی کند؟ آیا پند نمیگیرید
و بیدار نمیشوید؟ [[«مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ»: کسی که هوا و هوس خود را
معبود و خدای خود نموده است (نگا: فرقان / ۴۳). «عَلی عِلْمٍ»: با وجود علم به حق
و باطل و شناخت راه درست و نادرست (نگا: جاثیه / ۱۷). خدا با علم به این که طرف
استحقاق هدایت ندارد و در فسق و فجور غرق است. «خَتَمَ عَلی …»: (نگا: بقره /
۷).]]
۱۵۴۵ـ قُلِ ٱللَّهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ
یَجْمَعُکُمْ إِلَىٰ یَوْمِ ٱلْقِیَـٰمَهِ لَا رَیْبَ فِیهِ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ
ٱلنَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ [۴۵:۲۶]
بگو: خداوند شما را (از نیستی به هستی میآورد و) زنده میکند،
سپس (بعد از به پایان آمدن اجلتان) شما را میمیراند، سپس (بعد از دوران برزخ و
ماندگاری در گورها، شما را دوباره زنده میکند و) در روز قیامت که در آن تردیدی
نیست شما را گرد میآورد، ولیکن بیشتر مردم (به علّت نیندیشیدن و تأمّل نکردن،
قدرت خدا را بر ایجاد رستاخیز) نمیدانند. [[«إِلی یَوْمِ الْقِیَامَهِ»: در روز
قیامت. «فِیهِ»: درباره گردآوری. درباره روز قیامت.]]
۱۵۴۶ـ وَلِلَّهِ مُلْکُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ وَیَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَهُ یَوْمَئِذٍۢ یَخْسَرُ
ٱلْمُبْطِلُونَ [۴۵:۲۷]
مالکیّت و حاکمیّت آسمانها و زمین از آن خدا است، و آن روز
که قیامت برپا میشود، باطلگرایان زیان میبینند. [[«تَقُومُ السَّاعَهُ»: قیامت
برپا میشود. «الْمُبْطِلُونَ»: مدّعیان باطل. باطلگرایان (نگا: اعراف / ۱۷۳،
عنکبوت / ۴۸، روم / ۵۸، غافر / ۷۸).]]
۱۵۴۷ـ وَإِذَا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَٱلسَّاعَهُ لَا
رَیْبَ فِیهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِى مَا ٱلسَّاعَهُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّۭا
وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ [۴۵:۳۲]
و هنگامی که گفته میشد: وعدهی خدا راست است (و کیفر هر
کسی را در سرای دیگر به تمام و کمال میدهد) و قیامت حتماً فرا میرسد و هیچ گونه
شکّی در رخ دادن آن نیست، میگفتید: ما نمیدانیم قیامت چیست! ما تنها گمانی
(دربارهی آن) داریم و به هیچ وجه یقین و باور نداریم (که قیامت فرا برسد).
[[«مَاالسَّاعَهُ»: قیامت چه چیز است؟ قیامت چیست! «مُسْتَیْقِنِینَ»: باور
دارندگان. یقین حاصلکنندگان.]]
۱۵۴۸ـ ذَٰلِکُم بِأَنَّکُمُ ٱتَّخَذْتُمْ ءَایَـٰتِ ٱللَّهِ
هُزُوًۭا وَغَرَّتْکُمُ ٱلْحَیَوٰهُ ٱلدُّنْیَا ۚ فَٱلْیَوْمَ لَا یُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ
یُسْتَعْتَبُونَ [۴۵:۳۵]
(گرفتار شدنتان بدین سرنوشت اسفناک) بدان خاطر است که شما آیات خدا
را به تمسخر گرفتهاید و زندگی دنیا، شما را گول زده است. امروز آنان از آتش دوزخ
بیرون آورده نمیشوند، و از ایشان خواسته نمیشود که عذرخواهی کنند و خوشنودی
بطلبند. [[«ذلِکُمْ»: گرفتار شدن شما بدین سرنوشت غمانگیز و عذاب دردناک.
«غَرَّتْکُمْ»: شما را گول زده است (نگا: انعام / ۷۰ و ۱۳۰، اعراف / ۵۱)
«یُسْتَعْتَبُونَ»: (نگا: نحل / ۸۴، روم / ۵۷، فصّلت / ۲۴).]]
۱۵۴۹ـ فَلِلَّهِ ٱلْحَمْدُ رَبِّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلْأَرْضِ
رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۴۵:۳۶]
ستایش تنها خداوندی را سزا است که پروردگار آسمانها و
پروردگار زمین و پروردگار همهی جهانیان است.
سوره احقاف
۱۵۵۰ـ تَنزِیلُ ٱلْکِتَـٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِیزِ ٱلْحَکِیمِ [۴۶:۲]
این کتاب (قرآن نام) از سوی خداوند باعزّت و باحکمت نازل میگردد.
[[«تَنزِیلُ الْکِتَابِ …»: (نگا: زمر / ۱، غافر / ۲، جاثیه / ۲).]]
۱۵۵۱ـ قُلْ أَرَءَیْتُم
مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى
مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌۭ فِى
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ ۖ ٱئْتُونِى بِکِتَـٰبٍۢ مِّن قَبْلِ هَـٰذَآ أَوْ
أَثَـٰرَهٍۢ
مِّنْ عِلْمٍ إِن کُنتُمْ صَـٰدِقِینَ [۴۶:۴]
بگو: آیا دقّت کردهاید دربارهی چیزهائی که بجز خدا به
فریاد میخوانید و میپرستید؟ به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریدهاند؟ یا
اصلاً در (آفرینش و گردش و چرخش) آسمانها مشارکتی داشتهاند؟ (اگر فرضاً میگوئید
بلی آنها شرکت داشتهاند) کتابی (از کتابهای آسمانی) پیش از این (قرآن که گفتار
شما را تصدیق کند) یا یک اثر علمی (و باستانی از علمای گذشته که گواهی دهد بر
راستی چنین ادّعائی) برای من بیاورید، اگر راست میگوئید. [[«أَرَأَیْتُمْ»: آیا
دیدهاید و دقّت کردهاید؟ بیان کنید و مرا از پرسشِ: (چه چیزی را آفریدهاند؟)
آگاه سازید (نگا: فاطر / ۴۰، زمر / ۳۸). «أَرُونِی»: نشانم دهید. به من بنمائید.
«شِرْکٌ»: مشارکت. شرکت (نگا: سبأ / ۲۲، فاطر / ۴۰) «أَثَارَهٍ»: باقیمانده و اثری
که روایت گردد و گفته شود. «إِئْتُونِی بِکِتَابٍ مِّن قَبْلِ هذا»: در این قسمت،
از کفّار دلیل نقلی منقول از زبان وحی آسمانی خواسته شده است. «أَثَارَهٍ مِّنْ
عِلْمٍ»: در این بخش، از کفّار دلیل عقلی و منطقی منقول از دانشمندان خواسته شده
است.]]
۱۵۵۲ـ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن یَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا
یَسْتَجِیبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ یَوْمِ ٱلْقِیَـٰمَهِ وَهُمْ عَن دُعَآئِهِمْ
غَـٰفِلُونَ [۴۶:۵]
چه کسی گمراهتر از کسی است که افرادی را به فریاد بخواند و
پرستش کند که (اگر) تا روز قیامت (هم ایشان را به فریاد بخواند و پرستش کند) پاسخش
نمیگویند؟ (نه تنها پاسخش را نمیدهند، بلکه سخنانش را هم نمیشنوند) و اصلاً
آنان از پرستشگران و به فریادخواهندگان غافل و بیخبرند. [[«یَدْعُو»: به فریاد
بخواند. عبادت کند. الف زائدی در رسمالخطّ قرآنی دارد (نگا: حجّ / ۱۲، نحل / ۲۰،
اسراء / ۵۷). «دُعَآءِ»: به فریاد خواستن. عبادت کردن (نگا: فاطر / ۱۳ و ۱۴).]]
۱۵۵۳ـ أَمْ یَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ ۖ قُلْ إِنِ ٱفْتَرَیْتُهُۥ فَلَا تَمْلِکُونَ لِى مِنَ ٱللَّهِ
شَیْـًٔا ۖ
هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِیضُونَ فِیهِ ۖ کَفَىٰ بِهِۦ شَهِیدًۢا بَیْنِى وَبَیْنَکُمْ ۖ وَهُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ [۴۶:۸]
آیا آنان میگویند که: (محمّد) قرآن را از پیش خود ساخته
است (و به دروغ آن را به خدا نسبت داده است؟ بدیشان) بگو: اگر من قرآن را از پیش
خود ساخته باشم و آن را به دروغ به خدا نسبت داده باشم، (قطعاً خدا مرا به مجازات
میرساند و) شما نمیتوانید کمترین کاری در برابر خدا برایم بکنید (و مرا از عقاب
و عذاب او برهانید. پس چگونه من چنین کاری را میکنم و بدین وسیله خویشتن را برای
شما در معرض عذاب الهی قرار میدهم؟!). خداوند از هر کس دیگری بهتر میداند که به
چه سخنانی (برای رخنه گرفتن از قرآن) فرو میروید (و گاهی آن را شعر، و گاهی سحر،
و زمانی ساخته و بافتهی بشر مینامید، و بدان نسبتهای ناروای دیگری میدهید).
همین بس که خداوند میان من و شما گواه باشد. (خدا صدق دعوت و تلاش در ابلاغ رسالت
مرا میداند، و کارشکنیها و دروغپردازیهای شما را نیز میبیند، و همین برای من و
شما کافی است. از این کارها دست بکشید و به سوی خدا برگردید. خدا توبهکاران را میبخشد،
و آنان را مشمول رحمت واسعهی خود میسازد. چرا که) او بسیار بخشاینده و مهربان
است. [[«أَمْ»: بلکه. آیا. «إِفْتَرَاهُ»: (نگا: یونس / ۳۸، هود / ۱۳ و ۳۵). «مَا
تُفِیضُونَ فِیهِ»: (تُفِیضُونَ) به معنی ورود در کاری به قصد افساد است.
«تُفِیضُونَ»: در آن فرو میروید (نگا: یونس / ۶۱). «شَهِیداً»: گواه. مطّلع (نگا:
فصّلت / ۵۳).]]
۱۵۵۴ـ قُلْ أَرَءَیْتُمْ إِن کَانَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَکَفَرْتُم
بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٌۭ مِّنۢ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِیلَ عَلَىٰ مِثْلِهِۦ فَـَٔامَنَ
وَٱسْتَکْبَرْتُمْ ۖ
إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِینَ [۴۶:۱۰]
بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و شما
بدان ایمان نیاورید، و کسانی از بنیاسرائیل بر همچون کتابی گواهی دهند و ایمان
بیاورند، و شما تکبّر بورزید (و خویشتن را بزرگتر از این بدانید که از آن پیروی
کنید، آیا شما به خود ظلم نمیکنید؟). بیگمان خداوند ظالمان را (به سوی خیر و به
راه سعادت) رهنمود نمیسازد. (ظالمانی که راستای راه حق را میبینند و آن را در
پیش نمیگیرند). [[«شَهِدَ شَاهِدٌ»: برخی گفتهاند مراد یکی از علمای برجسته یهود
به نام عبدالّله بن سلام است که بعدها در مدینه ایمان آورد و این آیه مدنی است و
به فرمان رسول در اینجا قرار داده شده است. ولی اصل این است که مراد از (شاهد) یک
گواه، یا نفر نبوده بلکه مراد بیش از یکی، یعنی گروهی و جماعتی است (نگا: شربینی).
چرا که مشرکان مکّه میگفتند که اگر کتابی برای ایشان نازل شود، از اهل کتاب
راهیابتر خواهند بود (نگا: انعام / ۱۵۷). «عَلی مِثْلِهِ»: در پرتو رهنمودهای
کتابی همچون قرآن که مراد تورات است. همچون قرآن، یعنی خود قرآن.]]
۱۵۵۵ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ
ٱسْتَقَـٰمُوا۟ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ [۴۶:۱۳]
کسانی که میگویند: پروردگار ما تنها یزدان است، سپس (بر
این توحید و یکتاپرستی) ماندگار میمانند، نه ترسی بر آنان است و نه غمگین میگردند.
[[«إِنَّ الَّذِینَ …»: (نگا: فصّلت / ۳۰).]]
۱۵۵۶ـ وَٱلَّذِى قَالَ لِوَٰلِدَیْهِ أُفٍّۢ لَّکُمَآ
أَتَعِدَانِنِىٓ أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ ٱلْقُرُونُ مِن قَبْلِى وَهُمَا
یَسْتَغِیثَانِ ٱللَّهَ وَیْلَکَ ءَامِنْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ فَیَقُولُ
مَا هَـٰذَآ إِلَّآ أَسَـٰطِیرُ ٱلْأَوَّلِینَ [۴۶:۱۷]
کسی که به پدر و مادرش (که او را دعوت به ایمان و باور به
آخرت میکنند) میگوید: وای بر شما! آیا به من خبر میدهید که من (زنده گردانده میشوم
و از گور) بیرون آورده میشوم؟ در حالی که پیش از من اقوام و ملّتهائی از جهان
رفتهاند (و هرگز زنده نشدهاند و به زندگی دوباره برنگشتهاند). آنان پیوسته خدا
را به یاری میخوانند (و به سبب گناهان زیاد و سخنان کفرآمیزش، خدایا خدایا میکنند،
و فرزندشان را به ایمان دعوت مینمایند و میگویند:) وای بر تو! وعدهی خدا حق
است، ایمان بیاور. او میگوید: این سخنها چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست.
[[«الَّذِی قَالَ لِوَالِدَیْهِ»: آن کسی که به پدر و مادر خود گفت. مراد شخص
معیّنی نیست. بلکه مراد همه کسانی است که چنین صفاتی داشته باشند. یعنی ناباور و
پرخاشگر و یاوهسرا باشند. «خَلَتْ»: گذشته است. رفته است. «الْقُرُون»: قومها و
ملّتها و نسلها (نگا: یونس / ۱۳، هود / ۱۱۶، اسراء / ۱۷). «هُمَا یَسْتَغِیثَانِ
اللهَ»: آنان خدا را به کمک و یاری میطلبند. ایشان به سبب سخنان کفرآمیز و گناه
آلود او، خدایا خدایا میکنند و از خدا میخواهند او را به پذیرش دین و ایمان
رهنمود فرماید.]]
۱۵۵۷ـ وَٱذْکُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُۥ بِٱلْأَحْقَافِ
وَقَدْ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦٓ أَلَّا
تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍۢ [۴۶:۲۱]
(ای محمّد! برای مشرکان مکّه بیان کن سرگذشت هود) برادر (دلسوز و
مهربان قوم خود) عاد را. بدان گاه که در سرزمین ریگستان احقاف (واقع در جنوب جزیرهی
عربستان و نزدیکی یمن) قوم خود را (از عذاب خدا) بیم داد و گفت: جز خداوند یگانه
را نپرستید، چرا که از عذاب روز بزرگ، بر شما هراسناکم. پیش از او هم در گذشتههای
نزدیک و دور پیغمبرانی آمده بودند (و مردمان را از عذاب استیصال دنیوی و عقاب
اخروی ترسانده بودند). [[«الأحْقَافِ»: نام سرزمینی است در جنوب شرقی جزیرهالعرب،
برخی از باستانشناسان، از روی نوشتههائی که به دست آمده است، احقاف را در شرق
عَقَبه میدانند و با إرَم مذکور در قرآن یکی میشمارند (نگا: المنتخب). احقاف، از
لحاظ لغوی، جمع حِقْف، ریگزار. دارای شنهای روان. «مِن بَیْنِ یَدَیْهِ»: مراد
گذشتههای نزدیک است. یا مراد پیغمبرانی است که همعصر با او بوده و از همان
چیزهائی قوم خود را بیم دادهاند که او بیم داده است. «مِنْ خَلْفِهِ»: مراد گذشتههای
دور است. «عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ»: عذاب ریشهکنکننده و از میان برنده دنیوی، یا
عذاب سخت و طاقتفرسای اخروی.]]
۱۵۵۸ـ قَالَ إِنَّمَا ٱلْعِلْمُ عِندَ ٱللَّهِ وَأُبَلِّغُکُم مَّآ
أُرْسِلْتُ بِهِۦ وَلَـٰکِنِّىٓ أَرَىٰکُمْ قَوْمًۭا تَجْهَلُونَ [۴۶:۲۳]
هود گفت: این را تنها خدا میداند و بس. من چیزی را به شما
میرسانم که برای آن فرستاده شدهام. (وظیفهی من ابلاغ رسالت و رساندن پیام
آسمانی است) ولیکن میبینم که شما مردمان نادانی هستید (چرا که وظیفهی پیغمبران
را نمیدانید، و عجیبتر این که خواستار زود فرا رسیدن عذاب و بلای کردگارید).
[[«الْعِلْمُ»: آگاهی. مراد آگاهی از وقوع قیامت، یا اطّلاع از موعد عذاب استیصال
دنیوی است. «تَجْهَلُونَ»: نمیدانید. یعنی وظیفه انبیاء را نمیدانید، یا چون
نادانید شتاب دارید که عذاب خدا هرچه زودتر در رسد.]]
۱۵۵۹ـ وَلَقَدْ مَکَّنَّـٰهُمْ فِیمَآ إِن مَّکَّنَّـٰکُمْ فِیهِ
وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًۭا وَأَبْصَـٰرًۭا وَأَفْـِٔدَهًۭ فَمَآ أَغْنَىٰ
عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَآ أَبْصَـٰرُهُمْ وَلَآ أَفْـِٔدَتُهُم مِّن شَىْءٍ إِذْ
کَانُوا۟ یَجْحَدُونَ بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُوا۟ بِهِۦ
یَسْتَهْزِءُونَ [۴۶:۲۶]
ما قوم عاد را از امکاناتی برخوردار کرده بودیم که چنین
امکاناتی را به شما ندادهایم. ما بدیشان گوشها و چشمها و دلهائی داده بودیم (که
در درک و دید و تشخیص واقعیّتها آنان را قویتر از دیگران میکرد). امّا گوشها و
چشمها و دلهایشان سودی بدانان نبخشید، چرا که آیات خدا را تکذیب میکردند و
(رهنمودهای پیغمبران را نمیپذیرفتند. سرانجام همان) چیزی ایشان را فرو گرفت که
مسخرهاش میدانستند (و آن عذاب خدا بود). [[«مَکَّنَّاهُمْ»: مکانت و قدرتشان
دادیم. از امکاناتی برخوردارشان کردیم. مراد قدرت مادی و معنوی است. از نظر ثروت و
دارائی، و از لحاظ فرهنگ و دانش، برتر از اهل مکّه و بسیاری از مردم بودند (نگا:
فجر ۶ – ۸). «إِذْ»: چرا که. زیرا که. «حَاقَ»: فرو گرفت (نگا: انعام / ۱۰، هود /
۸، نحل / ۳۴).]]
۱۵۶۰ـ فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِینَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ
قُرْبَانًا ءَالِهَهًۢ ۖ بَلْ ضَلُّوا۟ عَنْهُمْ ۚ وَذَٰلِکَ إِفْکُهُمْ وَمَا کَانُوا۟ یَفْتَرُونَ [۴۶:۲۸]
پس چرا آن معبودهائی که سوای الله برای نزدیکی به الله، به
خدائی گرفته بودند، (در این لحظات سخت و حسّاس) یاریشان نکردند؟! (نه تنها آنان را
یاری ندادند) بلکه از ایشان گم و گور شدند! این (چیزی که بر سرشان آمد نتیجهی)
دروغ و افترای ایشان بود. [[«فَلَوْ لا»: پس چرا؟ از چه روی؟ «قُرْبَاناً»: برای
تقرّب و نزدیکی به خدا.]]
۱۵۶۱ـ یَـٰقَوْمَنَآ أَجِیبُوا۟ دَاعِىَ ٱللَّهِ وَءَامِنُوا۟ بِهِۦ
یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُجِرْکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍۢ [۴۶:۳۱]
ای قوم ما! سخنان فراخوانندهی الهی را بپذیرید، و به او
ایمان بیاورید، تا خدا گناهانتان را بیامرزد و شما را در پناه خویش (محفوظ و مصون
از عذاب سخت آخرت) دارد. [[«أَجِیبُوا»: پاسخ مثبت دهید. «دَاعِیَ اللهِ»: مراد از
داعی الهی، پیغمبر اسلام است.]]
۱۵۶۲ـ وَمَن لَّا یُجِبْ دَاعِىَ ٱللَّهِ فَلَیْسَ بِمُعْجِزٍۢ فِى
ٱلْأَرْضِ وَلَیْسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِیَآءُ ۚ أُو۟لَـٰٓئِکَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِینٍ [۴۶:۳۲]
هر کس هم سخنان فراخوانندهی الهی را نپذیرد، نمیتواند
خدای را از دستیابی به خود در زمین ناتوان کند (و خویشتن را از چنگال عذاب الهی
پناه دهد، و از دست انتقام او بگریزد)، و برای او جز خدا هیچ ولیها و یاورهائی
نیست. چنین کسانی در گمراهی آشکاری هستند. [[«لَیْسَ بِمُعْجِزٍ فِیالأرْضِ»:
(نگا: هود / ۲۰، نور / ۵۷، عنکبوت / ۲۲).]]
۱۵۶۳ـ أَوَلَمْ یَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ
وَٱلْأَرْضَ وَلَمْ یَعْىَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَـٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن یُحْۦِىَ
ٱلْمَوْتَىٰ ۚ
بَلَىٰٓ إِنَّهُۥ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ [۴۶:۳۳]
آیا نمیدانند خدائی که آسمانها و زمین را آفریده است و در
آفرینش آنها خسته و درمانده نشده است، میتواند مردگان را زنده کند؟! آری، او بر
هر کاری توانا است. [[«لَمْ یَعْیَ»: درمانده نشده است. از ماده (عیی).]]