موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات مشتمل بر الله در سوره فاطر، یس، صافات، ص، زمر


سوره ی فاطر
۱۳۷۰ـٱلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ جَاعِلِ
ٱلْمَلَـٰٓئِکَهِ رُسُلًا أُو۟لِىٓ أَجْنِحَهٍۢ مَّثْنَىٰ وَثُلَـٰثَ
وَرُبَـٰعَ ۚ یَزِیدُ فِى ٱلْخَلْقِ مَا یَشَآءُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ
کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ [۳۵:۱]

ستایش خداوندی را سزا است که آفریننده‌ی آسمانها و زمین
است، و فرشتگان را با بالهای دوتا دوتا، و سه‌تا سه‌تا، و چهارتا چهارتائی که
دارند، مأموران (قدرتمند اجرای فرمان خود در زمینه‌های مختلف تکوینی و تشریعی)
کرد. او هر چه بخواهد بر آفرینش (فرشتگان و مردمان و سایر موجودات جهان) می‌افزاید.
چرا که خدا بر هر چیزی توانا است. [[«فَاطِرِ»: مُخترع. مُبدِع. آفریننده بدون
مُدل و اُلگو (نگا: انعام / ۱۴، یوسف / ۱۰۱، ابراهیم / ۱۰). «جَاعِلِ»: سازنده.
قراردهنده. (نگا: بقره / ۳۰ و ۱۲۴، آل‌عمران / ۵۵، قصص / ۷). «أُوْلِی»: دارندگان.
صاحبان. «أَجْنِحَهٍ»: جمع جناح، بالها. بال و پر نماد سرعت و قدرت است و می‌تواند
معنی کنائی داشته باشد. «مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُبَاعَ»: (نگا: نساء / ۳). «یَزِیدُ
فِی الْخَلْقِ»: بر آفرینش می‌افزاید. مراد افزایش اندامهایی همچون بال و پر
فرشتگان یا حسن و زیبائی مردمان و غیره. یا این که: خدا هر چه بخواهد می‌آفریند و
بر مخلوقات و موجودات فعلی عالَم می‌افزاید. در صورتی که جز او کسی نمی‌تواند حتی
ذرّه‌ای را از عدم بیافریند و بر ذرّات هستی بیفزاید. «رُسُلاً»: فرستادگان. مراد
گمارده شدن فرشتگان برای اجرای مأموریّتهای مختلف است (نگا: یونس / ۲۱، انعام /
۶۱، عنکبوت / ۳۱).]]

۱۳۷۱ـ مَّا یَفْتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَهٍۢ فَلَا
مُمْسِکَ لَهَا ۖ
وَمَا یُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْحَکِیمُ [۳۵:۲]

خداوند (درِ خزائن) هر رحمتی را برای مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند
(آن را ببندد و) از آن جلوگیری نماید، و خداوند هر چیزی را که باز دارد و از آن
جلوگیری کند، کسی جز او نمی‌تواند آن را رها و روان سازد، و او توانا و کار بجا
است. (لذا نه در کاری در می‌ماند، و نه کاری را بدون فلسفه انجام می‌دهد).
[[«مُرْسِلَ»: فرستنده. روانه کننده. «مِن بَعْدِهِ»: بجز خدا. پس از جلوگیری از
آن. هم معنیِ آیه (نگا: یونس / ۱۰۷).]]

۱۳۷۲ـ یَـٰٓأَیُّهَا
ٱلنَّاسُ ٱذْکُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ
عَلَیْکُمْ ۚ
هَلْ مِنْ خَـٰلِقٍ غَیْرُ ٱللَّهِ یَرْزُقُکُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ
وَٱلْأَرْضِ ۚ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَکُونَ [۳۵:۳]

ای مردم! نعمتی را که خدا به شما عطا فرموده است (با به جای
آوردن شکر و ادای حق آن) یادآوری کنید (و سفله و ناسپاس نباشید، و از کنار این همه
مواهب و برکات و امکانات حیات، سهل و ساده نگذرید. بلکه از خود بپرسید). آیا جز
الله، آفریننده‌ای وجود دارد که شما را از آسمان و زمین روزی برساند؟ (نه! اصلاً).
جز او خدائی وجود ندارد. پس با این حال چگونه منحرف می‌گردید (و از راه راست به
راه کج می‌گرائید، و به جای یزدان برای بتان کرنش می‌برید و سجده می‌کنید؟).

۱۳۷۳ـ وَإِن یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِکَ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ [۳۵:۴]

اگر تو را تکذیب کنند، (غم مخور، چیز تازه‌ای نیست، و)
پیغمبران پیش از تو نیز مورد تکذیب قرار گرفته‌اند. (خدا حاضر و ناظر است و
سرانجام) همه‌ی کارها به سوی خدا برگردانده می‌شود (و از آنها پرس و جو می‌گردد و
بدانها پاداش و پادافره داده می‌شود). [[«وَ إِن یُکَذِّبُوکَ …»: (نگا: آل‌عمران
/ ۱۸۴).]]

سوره فاطر
۱۳۷۰ـٱلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ جَاعِلِ
ٱلْمَلَـٰٓئِکَهِ رُسُلًا أُو۟لِىٓ أَجْنِحَهٍۢ مَّثْنَىٰ وَثُلَـٰثَ
وَرُبَـٰعَ ۚ یَزِیدُ فِى ٱلْخَلْقِ مَا یَشَآءُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ
کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌۭ [۳۵:۱]

ستایش خداوندی را سزا است که آفریننده‌ی آسمانها و زمین
است، و فرشتگان را با بالهای دوتا دوتا، و سه‌تا سه‌تا، و چهارتا چهارتائی که
دارند، مأموران (قدرتمند اجرای فرمان خود در زمینه‌های مختلف تکوینی و تشریعی)
کرد. او هر چه بخواهد بر آفرینش (فرشتگان و مردمان و سایر موجودات جهان) می‌افزاید.
چرا که خدا بر هر چیزی توانا است. [[«فَاطِرِ»: مُخترع. مُبدِع. آفریننده بدون
مُدل و اُلگو (نگا: انعام / ۱۴، یوسف / ۱۰۱، ابراهیم / ۱۰). «جَاعِلِ»: سازنده.
قراردهنده. (نگا: بقره / ۳۰ و ۱۲۴، آل‌عمران / ۵۵، قصص / ۷). «أُوْلِی»: دارندگان.
صاحبان. «أَجْنِحَهٍ»: جمع جناح، بالها. بال و پر نماد سرعت و قدرت است و می‌تواند
معنی کنائی داشته باشد. «مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُبَاعَ»: (نگا: نساء / ۳). «یَزِیدُ
فِی الْخَلْقِ»: بر آفرینش می‌افزاید. مراد افزایش اندامهایی همچون بال و پر
فرشتگان یا حسن و زیبائی مردمان و غیره. یا این که: خدا هر چه بخواهد می‌آفریند و
بر مخلوقات و موجودات فعلی عالَم می‌افزاید. در صورتی که جز او کسی نمی‌تواند حتی
ذرّه‌ای را از عدم بیافریند و بر ذرّات هستی بیفزاید. «رُسُلاً»: فرستادگان. مراد
گمارده شدن فرشتگان برای اجرای مأموریّتهای مختلف است (نگا: یونس / ۲۱، انعام /
۶۱، عنکبوت / ۳۱).]]

۱۳۷۱ـ مَّا یَفْتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَهٍۢ فَلَا
مُمْسِکَ لَهَا ۖ
وَمَا یُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْحَکِیمُ [۳۵:۲]

خداوند (درِ خزائن) هر رحمتی را برای مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند
(آن را ببندد و) از آن جلوگیری نماید، و خداوند هر چیزی را که باز دارد و از آن
جلوگیری کند، کسی جز او نمی‌تواند آن را رها و روان سازد، و او توانا و کار بجا
است. (لذا نه در کاری در می‌ماند، و نه کاری را بدون فلسفه انجام می‌دهد).
[[«مُرْسِلَ»: فرستنده. روانه کننده. «مِن بَعْدِهِ»: بجز خدا. پس از جلوگیری از
آن. هم معنیِ آیه (نگا: یونس / ۱۰۷).]]

۱۳۷۲ـ یَـٰٓأَیُّهَا
ٱلنَّاسُ ٱذْکُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ
عَلَیْکُمْ ۚ
هَلْ مِنْ خَـٰلِقٍ غَیْرُ ٱللَّهِ یَرْزُقُکُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ
وَٱلْأَرْضِ ۚ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَکُونَ [۳۵:۳]

ای مردم! نعمتی را که خدا به شما عطا فرموده است (با به جای
آوردن شکر و ادای حق آن) یادآوری کنید (و سفله و ناسپاس نباشید، و از کنار این همه
مواهب و برکات و امکانات حیات، سهل و ساده نگذرید. بلکه از خود بپرسید). آیا جز
الله، آفریننده‌ای وجود دارد که شما را از آسمان و زمین روزی برساند؟ (نه! اصلاً).
جز او خدائی وجود ندارد. پس با این حال چگونه منحرف می‌گردید (و از راه راست به
راه کج می‌گرائید، و به جای یزدان برای بتان کرنش می‌برید و سجده می‌کنید؟).

۱۳۷۳ـ وَإِن یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِکَ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ [۳۵:۴]

اگر تو را تکذیب کنند، (غم مخور، چیز تازه‌ای نیست، و)
پیغمبران پیش از تو نیز مورد تکذیب قرار گرفته‌اند. (خدا حاضر و ناظر است و
سرانجام) همه‌ی کارها به سوی خدا برگردانده می‌شود (و از آنها پرس و جو می‌گردد و
بدانها پاداش و پادافره داده می‌شود). [[«وَ إِن یُکَذِّبُوکَ …»: (نگا: آل‌عمران
/ ۱۸۴).]]

۱۳۷۴ـ یَـٰٓأَیُّهَا
ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ ۖ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ ٱلْحَیَوٰهُ
ٱلدُّنْیَا ۖ وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِٱللَّهِ ٱلْغَرُورُ [۳۵:۵]

ای مردمان! وعده‌ی خدا حق است، پس زندگی دنیوی شما را گول
نزند و اهریمن شما را درباره‌ی خدا نفریبد. [[«وَعْدَ اللهِ»: وعده‌هائی همچون:
قیامت، حساب و کتاب، بهشت و دوزخ. «الْغَرُوُر»: بسیار گول زننده. مراد اهریمن،
مال و دارائی، شهوات و لذّات، و بالاخره هر چیزی است که انسان را از راه به در برد
(نگا: لقمان / ۳۳).]]

۱۳۷۵ـ أَفَمَن زُیِّنَ
لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ فَرَءَاهُ حَسَنًۭا ۖ فَإِنَّ ٱللَّهَ یُضِلُّ مَن
یَشَآءُ وَیَهْدِى مَن یَشَآءُ ۖ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُکَ عَلَیْهِمْ
حَسَرَ‌ٰتٍ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِیمٌۢ بِمَا یَصْنَعُونَ [۳۵:۸]

آیا کسی که عملهای بدش (توسّط شیطان و شیطان صفتان) در نظرش
زینت و آراسته شده است و آن را زیبا و آراسته می‌بیند (همانند کسی است که واقع را
آن چنان که هست می‌بیند و از قوانین آسمانی پیروی می‌کند؟) خداوند هر کس را بخواهد
گمراه می‌سازد، و هر کس را بخواهد راهیاب می‌نماید. پس خود را با غم و غصّه‌ی آنان
هلاک مکن. خدا بس آگاه از کارهائی است که می‌کنند. [[«أَفَمَن زُیِّنَ …»: مقابل
این گروه، مقدّر است، برای آن (نگا: اعراف / ۳۰، کهف / ۱۰۳ و ۱۰۴). «فَلا تَذْهَبْ
نَفْسُکَ …»: (نگا: کهف / ۶، شعراء / ۳). «حَسَرَاتٍ»: جمع حَسْرَه، غمها و
اندوهها.]]

۱۳۷۶ـ وَٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّیَـٰحَ فَتُثِیرُ سَحَابًۭا فَسُقْنَـٰهُ
إِلَىٰ بَلَدٍۢ مَّیِّتٍۢ فَأَحْیَیْنَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ کَذَ‌ٰلِکَ ٱلنُّشُورُ [۳۵:۹]

خدا کسی است که بادها را روان می‌دارد، و بادها ابرها را
برمی‌انگیزند، و ما ابرها را به سوی سرزمینهای موات می‌رانیم و آن سرزمینهای موات
را دارای حیات می‌گردانیم. زنده گرداندن (مردگان در گورها برای حساب و کتاب) نیز
به همین منوال است. [[«تُثِیرُ»: برمی‌انگیزد. به حرکت در می‌آورد (نگا: روم /
۴۸). «سُقْنَا»: سوق دادیم. راندیم. «بَلَدٍ مَّیِّتٍ»: سرزمین خشک و بی‌گیاه
(نگا: اعراف / ۵۷). «النُّشُورُ»: (نگا: فرقان / ۳ و ۴۰ و ۴۷). برانگیختن از
گورها.]]

۱۳۷۷ـ مَن کَانَ یُرِیدُ ٱلْعِزَّهَ فَلِلَّهِ ٱلْعِزَّهُ جَمِیعًا ۚ إِلَیْهِ یَصْعَدُ ٱلْکَلِمُ ٱلطَّیِّبُ وَٱلْعَمَلُ
ٱلصَّـٰلِحُ یَرْفَعُهُۥ ۚ وَٱلَّذِینَ یَمْکُرُونَ ٱلسَّیِّـَٔاتِ لَهُمْ عَذَابٌۭ
شَدِیدٌۭ ۖ
وَمَکْرُ أُو۟لَـٰٓئِکَ هُوَ یَبُورُ [۳۵:۱۰]

هر کس عزّت و قدرت می‌خواهد، (آن را از خدا بخواهد چرا که)
هر چه عزّت و قدرت است در دست خدا است. (راه وصول به عزّت و قدرت هم گفتار و کردار
نیک است). گفتار پاکیزه به سوی خدا اوج می‌گیرد (و گوینده‌ی خود را پرواز می‌دهد)،
و خدا کردار پسندیده را بالا می‌برد (و انجام دهنده‌اش را والا می‌گرداند). کسانی
که نقشه‌های سوء می‌کشند و نیرنگها به راه می‌اندازند، عذاب سختی دارند، و نقشه‌ها
و نیرنگهایشان نقش بر آب و تباه می‌شود. [[«یَصْعَدُ»: بالا می‌رود و پذیرفته می‌شود.
«یَبُورُ»: تباه می‌گردد و نابود می‌شود (نگا: فرقان / ۱۸، ابراهیم / ۲۸).]]

۱۳۷۸ـ وَٱللَّهُ
خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍۢ ثُمَّ مِن نُّطْفَهٍۢ ثُمَّ
جَعَلَکُمْ أَزْوَ‌ٰجًۭا ۚ وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ
إِلَّا بِعِلْمِهِۦ ۚ وَمَا یُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍۢ وَلَا یُنقَصُ مِنْ
عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِى کِتَـٰبٍ ۚ إِنَّ ذَ‌ٰلِکَ عَلَى ٱللَّهِ یَسِیرٌۭ
[۳۵:۱۱]

خداوند (اصل) شما (آدم) را از خاک بیافرید، سپس شما (ذرّیّه‌ی
آدم) را از نطفه خلق کرد، و آن گاه شما را به صورت زوجهای (نر و ماده) درآورد. هیچ
زنی باردار نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر که خدا می‌داند (جنین او پسر یا دختر
است و در شکم مادر چه احوالی دارد و کی به دنیا می‌آید). هیچ شخص پیری عمر درازی
بدو داده نمی‌شود (و زنده نمی‌ماند و عمر زیادی نمی‌کند)، و هیچ شخصی از عمرش
کاسته نمی‌شود (و مرگ زودرس گریبانگیرش نمی‌گردد) مگر این که در کتاب (لوح محفوظ)
ثبت و ضبط است. این برای خدا ساده و آسان است. [[«وَ اللهُ خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ
…»: (نگا: آل‌عمران / ۵۹، کهف / ۳۷، حجّ / ۵، روم / ۲۰). «أَزْوَاجاً»: جمع
زَوْج، جنس نر و ماده، یعنی زن و مرد (نگا: انعام / ۱۴۳). «جَعَلَکُمْ
أَزْوَاجاً»: شما را همسران یکدیگر کرد و به صورت نر و ماده در آورد. دسته‌ای از
شما را به صورت زن، و گروهی از شما را به صورت مرد خلق کرد. برابری تقریبی زن و
مرد در مسیر زندگی، یکی از مسائل مهمّ و قابل توجّه است و بیانگر این واقعیّت است
که جهان به خود رها نشده، و بلکه ناظم و ناظری دارد. «مَا یُعَمَّرُ»: (نگا: بقره
/ ۹۶). «مُعَمَّرٍ»: سالخورده. پیر. «کِتَابٍ»: لوح محفوظ (نگا: انعام / ۵۹). «مَا
یُعَمَّرُ … وَ لا یُنقَصُ …»: دو معنی دارد: یکی این که: خداوند مقدّر فرموده
است که برخیها در پیری بمیرند و گروهی در کودکی و جوانی. دوم این که: روزی یا شبی
از عمر شخص سالخورده نمی‌گذرد، مگر این که در لوح محفوظ ثبت و ضبط است. به عبارت
دیگر: مدّت عمر شخص در لوح محفوظ تعیین شده است، و پیوسته شبها و روزها از آن
کاسته می‌شود، تا همه دقائق پایان می‌پذیرد. «یَسِیرٌ»: ساده و آسان (نگا: نساء /
۳۰ و ۱۶۹، حجّ / ۷۰).]]

۱۳۷۹ـ یُولِجُ ٱلَّیْلَ
فِى ٱلنَّهَارِ وَیُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى
ٱلَّیْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ کُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ
مُّسَمًّۭى ۚ ذَ‌ٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ ٱلْمُلْکُ ۚ وَٱلَّذِینَ
تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا یَمْلِکُونَ مِن
قِطْمِیرٍ [۳۵:۱۳]

خدا شب را داخل در روز، و روز را داخل در شب می‌کند. او
خورشید و ماه را مسخّر کرده است (و برای سود انسانها به گردش و چرخش انداخته است).
هر یک از آن دو تا مدّت معیّن و سرآمد روشنی به حرکت خود ادامه می‌دهند. آن کسی که
(درازی و کوتاهی شبها و روزها و نظام نور و ظلمت و حرکات دقیق ماه و خورشید را سر
و سامان داده است) الله است که خداوندگار شما است، و مالکیّت و حاکمیّت (جهان
هستی) از آن او است. و بجز او کسانی که به فریاد می‌خوانید (و پرستش می‌نمائید)
حتی مالکیّت و حاکمیّت پوسته‌ی نازک خرمائی را ندارند. [[«یُولِجُ»: (نگا: آل‌عمران
/ ۲۷، حجّ / ۶۱، لقمان / ۲۹) / «أَجَلٍ مُّسَمّیً»: (نگا: رعد / ۲، روم / ۸، لقمان
/ ۲۹). «تَدْعُونَ»: (نگا: انعام / ۴۰ و ۴۱ و ۵۶، اعراف / ۳۷ و ۱۹۴ و ۱۹۷، اسراء /
۶۷، مریم / ۴۸، حجّ / ۷۳). «قِطْمِیرٍ»: پوسته نازک و سفیدرنگ پیرامون هسته خرما،
که نشان و نماد ناچیزی و کمی است.]]

۱۳۸۰ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِ ۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِیدُ [۳۵:۱۵]

ای مردم! شما (در هر چیزی، محتاج و) نیازمند خدائید، و خدا
بی‌نیاز (از عبادت شما است) و ستوده است. [[«الْحَمِیدُ»: شایسته سپاس و ستایش در
همه حال. ذاتاً ستوده.]]

۱۳۸۱ـ إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍۢ جَدِیدٍۢ [۳۵:۱۶]

اگر بخواهد شما را از میان برمی‌دارد، و مردمان دیگری را
جایگزین شما می‌سازد. [[«یُذْهِبْکُمْ …»: (نگا: انعام / ۱۳۳).]]

وَمَا ذَ‌ٰلِکَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِیزٍۢ [۳۵:۱۷]

و این کار برای خدا مشکل و سنگین نیست. [[«عَزِیزٍ»: صعب و
سخت. مشکل و پرمشقّت (نگا: توبه / ۱۲۸، هود / ۹۱، ابراهیم / ۲۰).]]

۱۳۸۲ـ وَلَا تَزِرُ وَازِرَهٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۚ وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَهٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا لَا یُحْمَلْ
مِنْهُ شَىْءٌۭ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَىٰٓ ۗ إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِٱلْغَیْبِ
وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰهَ ۚ وَمَن تَزَکَّىٰ فَإِنَّمَا یَتَزَکَّىٰ لِنَفْسِهِۦ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِیرُ [۳۵:۱۸]

هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد، و اگر
انسان سنگین‌باری کسی را برای حمل گناهانش به فریاد خواند، (او چنین کمکی را نمی‌تواند
بکند و) چیزی از بار گناهانشان برداشته نمی‌شود، هر چند از نزدیکان و بستگان باشد.
(ای پیغمبر! از عناد قوم خود ناراحت مباش) تو کسانی را (با این قرآن) می‌ترسانی که
نهانی از پروردگارشان می‌هراسند و نماز را چنان که باید می‌خوانند. هر کس پاکی
پیشه کند (و خویشتن را از کثافات معاصی پاکیزه دارد) پاکی او برای خودش است و (خود
از آن سود می‌برد. به هر حال) بازگشت (همگان، اعم از کافران و مؤمنان) به سوی خدا
است (و سرانجام به حساب عاصی و مطیع خواهد رسید). [[«لا تَزِرُ …»: (نگا: انعام
/ ۱۶۴، اسراء / ۱۵). این بخش از آیه، پاسخ سخن کسانی است که در (عنکبوت / ۱۲)
مذکور است. «مُثْقَلَهٌ»: نفْس سنگین بار. یعنی کسی که بار گناهانش سنگین باشد.
«حِمْل»: بار. «إِنَّمَا تُنذِرُ …»: یعنی چنین افرادی از برحذر داشتن تو سود می‌برند.
«تَزَکَّی»: پاک از چرک کفر و گناه شد.]]

۱۳۸۳ـ وَمَا یَسْتَوِى ٱلْأَحْیَآءُ وَلَا ٱلْأَمْوَ‌ٰتُ ۚ
إِنَّ ٱللَّهَ یُسْمِعُ مَن یَشَآءُ ۖ وَمَآ أَنتَ بِمُسْمِعٍۢ مَّن فِى
ٱلْقُبُورِ [۳۵:۲۲]

و مردگان و زندگان هم مساوی نمی‌باشند. خداوند هر کس را
بخواهد شنوا (و پذیرای حق و حقیقت) می‌گرداند، و تو نمی‌توانی (پند و اندرز آسمانی
را به دل دلمردگان فرو بری، همان گونه که نمی‌توانی) مردگان آرمیده در گورها را
شنوا گردانی. [[«الأَحْیَآءُ وَ الأَمْوَاتُ»: مراد مؤمنان و کافران است (نگا:
انعام / ۱۲۲). «وَ مَآ أَنتَ بِمُسْمِعٍ …»: (نگا: نمل / ۸۰ و ۸۱، روم / ۵۲).]]

۱۳۸۴ـ أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ
فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ ثَمَرَ‌ٰتٍۢ مُّخْتَلِفًا أَلْوَ‌ٰنُهَا ۚ وَمِنَ ٱلْجِبَالِ جُدَدٌۢ بِیضٌۭ وَحُمْرٌۭ مُّخْتَلِفٌ
أَلْوَ‌ٰنُهَا وَغَرَابِیبُ سُودٌۭ [۳۵:۲۷]

(ای عاقل!) مگر نمی‌بینی که خداوند از آسمان آب سودمندی را می‌باراند
و با آن محصولات گوناگون و میوه‌های رنگارنگ را به وجود می‌آورد؟ (و مگر نمی‌بینی
که) کوه‌ها خطوط و جاده‌هائی است (که بر سطح زمین کشیده شده است. خطوط و جاده‌هائی)
که برخیها سفید و برخیها سرخ و بعضیها سیاه پر رنگ است، و هر یک از آنها به رنگهای
مختلفی و در طرحهای متفاوتی (با دست تقدیر پروردگار، بر چهره‌ی زمین ترسیم گشته)
است. [[«جُدَدٌ»: جمع جُدَّه، خطها و راهها. مراد خود کوهها می‌تواند باشد که
انگار جاده‌هائی هستند که به صحرا کشیده‌اند، و خطهائی هستند که با قلم قضا بر
صفحه زمین نوشته‌اند. یا این که چینها و لایه‌های کوه‌ها و همچنین خود خطوط و
نقشهای روی صخره‌ها و سنگها است. «بِیضٌ»: جمع أَبْیَض و بَیْضاء، سفید رنگ.
«حُمْرٌ»: جمع أَحْمَر و حَمْراء، سرخ رنگ. «غَرَابِیبُ»: جمع غِرْبیب، سیاه پر
رنگ. «سُودٌ»: جمع أَسْوَد و سَوْداء، سیاه.]]

۱۳۸۵ـ وَمِنَ ٱلنَّاسِ وَٱلدَّوَآبِّ وَٱلْأَنْعَـٰمِ مُخْتَلِفٌ
أَلْوَ‌ٰنُهُۥ کَذَ‌ٰلِکَ ۗ إِنَّمَا یَخْشَى ٱللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ ٱلْعُلَمَـٰٓؤُا۟ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ [۳۵:۲۸]

انسانها و جنبندگان و چهارپایان نیز کاملاً دارای رنگهای
مختلفی بوده و متفاوتند. (این نشانه‌های بزرگ آفرینش، بیش از همه توجّه خردمندان و
فرزانگان را به خود جلب می‌کند، و این است که) تنها بندگان دانا و دانشمند، از
خدا، ترس آمیخته با تعظیم دارند. قطعاً خداوند توانا و چیره (در کار جهان آرائی
است) و بس آمرزگار (برای بندگان توبه‌کار و امیدوار به الطاف کردگاری) است.
[[یادآوری: آیه‌های ۲۷ و ۲۸ صفحه تازه‌ای از کتاب بزرگ آفرینش را در برابر دیدگان
انسانها می‌گشاید، و بیانگر این واقعیّت است که ماده همه این آفریدگان یعنی قلم و
مرکب آن یکی است و امّا نقّاش چیره‌دست، این همه نقش و نگار بر در و دیوار وجود
پدیدار کرده است. از آب بی‌رنگ صد هزاران رنگ، و از عناصر بسیطه محدود، این همه
موجودات کاملاً متنوّع و مختلف خلق فرموده است. «یَخْشَی»: خشیت، ترس آمیخته با
تعظیم است، و مولود سیر در آفاق و انفس، و درک گوشه‌هائی از عجائب و غرائب کائنات
و راز و رمز موجودات، و آگاهی از مسؤولیّتهائی است که انسان در برابر خالق جهان
دارد.]]

۱۳۸۶ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَـٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُوا۟
ٱلصَّلَوٰهَ وَأَنفَقُوا۟ مِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ سِرًّۭا وَعَلَانِیَهًۭ یَرْجُونَ
تِجَـٰرَهًۭ لَّن تَبُورَ [۳۵:۲۹]

کسانی که کتاب خدا (قرآن را) می‌خوانند، و نماز را پا برجای
می‌دارند، و از چیرهائی که بدیشان داده‌ایم، پنهان و آشکار، بذل و بخشش می‌نمایند،
آنان چشم امید به تجارتی دوخته‌اند که هرگز بی‌رونق نمی‌گردد و از میان نمی‌رود.
[[«یَرْجُونَ»: می‌خواهند. امید می‌دارند. «لَن تَبُورَ»: هرگز تباه و نابود نمی‌گردد.
یعنی بی‌رونقی و زیانمندی و از میان رفتن ندارد. چرا که معامله با خدا پیوسته
سودمند است و زیان و ضرر نمی‌بیند (نگا: صف / ۱۰ – ۱۳).]]

۱۳۸۷ـ وَٱلَّذِىٓ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ مِنَ ٱلْکِتَـٰبِ هُوَ
ٱلْحَقُّ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِعِبَادِهِۦ لَخَبِیرٌۢ بَصِیرٌۭ [۳۵:۳۱]

آنچه از کتاب (قرآن) به تو پیام داده‌ایم، حقّ است، و تصدیق
کننده‌ی کتابهای آسمانی پیش از خود است. قطعاً خداوند از (اوضاع) بندگان خود
کاملاً آگاه (و به احوالشان) بینا است. [[«مُصَدِّقاً …»: (نگا: آل‌عمران / ۳ و
۵۰، مائده / ۴۸).]]

۱۳۸۸ـ ثُمَّ أَوْرَثْنَا ٱلْکِتَـٰبَ ٱلَّذِینَ ٱصْطَفَیْنَا مِنْ
عِبَادِنَا ۖ
فَمِنْهُمْ ظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌۭ وَمِنْهُمْ سَابِقٌۢ
بِٱلْخَیْرَ‌ٰتِ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۚ ذَ‌ٰلِکَ هُوَ ٱلْفَضْلُ ٱلْکَبِیرُ [۳۵:۳۲]

(ما کتابهای پیشین را برای ملّتهای گذشته فرستادیم و) سپس
کتاب (قرآن) را به بندگان برگزیده‌ی خود (یعنی امّت محمّدی) عطاء کردیم. برخی از
آنان به خویشتن ستم می‌کنند، و گروهی از ایشان میانه‌روند، و دسته‌ای از ایشان در
پرتو توفیقات الهی در انجام نیکیها پیشتازند. این (سبقت در خیرات) واقعاً فضیلت
بزرگی است. [[«ثُمَّ»: بعد از فرستادن کتابهای آسمانی پیشین. «أَوْرَثْنَا …»:
(نگا: اعراف / ۱۳۷). «مُقْتَصِدٌ»: میانه‌رو (نگا: لقمان / ۳۲). «سَابِقٌ
بِالْخَیْرَاتِ»: سبقت گیرنده بر دیگران در انجام نیکیها. سبقت گیرنده بر دیگران
به سبب کارهای نیک. «إِذْن»: توفیق (نگا: بقره / ۲۵۱، انفال / ۶۶). «ذلِکَ»: به
ارث رساندن قرآن به بندگان برگزیده. انتخاب امت محمّدی. سبقت در خیرات.]]

۱۳۸۹ـ وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَذْهَبَ عَنَّا
ٱلْحَزَنَ ۖ
إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌۭ شَکُورٌ [۳۵:۳۴]

و خواهند گفت: سپاس خداوندی را سزا است که غم و اندوه را از
ما زدود. بی‌گمان پروردگار ما آمرزنده‌ی (گناهان بندگان و) سپاسگزار (کارهای نیک
ایشان) است. [[«أَذْهَبَ»: از میان برد. برطرف ساخت. «الْحَزَنَ»: غم و اندوه
(نگا: توبه / ۹۲، قصص / ۸).]]

۱۳۹۰ـ إِنَّ ٱللَّهَ عَـٰلِمُ غَیْبِ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّهُۥ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ [۳۵:۳۸]

خداوند داننده‌ی غیب آسمانها و زمین است و مسلّماً از
چیرهائی که در درون دلها است کاملاً آگاه است. [[«إِنَّهُ عَلِیمُ …»: مراد این
است که خدا که آگاه از همه چیز است می‌داند که اگر دوزخیان به دنیا برگردند،
دوباره همان اعمال گذشته را ادامه می‌دهند (نگا: انعام / ۲۸).]]

۱۳۹۱ـ قُلْ أَرَءَیْتُمْ شُرَکَآءَکُمُ ٱلَّذِینَ تَدْعُونَ مِن
دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌۭ فِى
ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ أَمْ ءَاتَیْنَـٰهُمْ کِتَـٰبًۭا فَهُمْ عَلَىٰ بَیِّنَتٍۢ
مِّنْهُ ۚ
بَلْ إِن یَعِدُ ٱلظَّـٰلِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا [۳۵:۴۰]

بگو: آیا درباره‌ی انبازهای خود که علاوه از خدا آنها را هم
به فریاد می‌خوانید، خوب دقّت کرده‌اید؟ نشانم دهید آنها کدام چیز زمین را آفریده‌اند؟
و یا در آفرینش (کدام چیز) آسمانها مشارکت داشته‌اند؟ یا شاید کتاب (آسمانی) در
اختیار مشرکان گذارده‌ایم و ایشان حجّت روشنی از آن (بر کار شرک و بت‌پرستی خود)
دارند؟! (اصلاً ایشان دلیل عقلی و دلیل نقلی ندارند) و بلکه ستمگران جز وعده‌های
دروغ به یکدیگر نمی‌دهند (و فقط همدیگر را گول می‌زنند). [[«أَرَأَیْتُمْ؟»: آیا
دیده‌اید؟ به من بگوئید. مراد دقّت کافی درباره معبودهای دروغین است. خدا در این
بخش از ایشان دلیل عقلی می‌طلبد. «أَرُونِی»: به من نشان دهید. «شِرْکٌ»: مشارکت
(نگا: سبأ / ۲۲). «أَمْ آتَیْنَاهُمْ کِتَاباً»: مراد دلیل نقلی‌است. «غُرُوراً»:
(نگا: نساء / ۱۲۰، اسراء / ۶۴، احزاب / ۱۲). «قُلْ أَرَأَیْتُمْ … مَاذَا
خَلَقُوا»: این بخش آیه، دو معنی دارد. یکی در بالا گذشت، و دیگری چنین است: به من
بگوئید: انبازهائی را که علاوه از خدا آنها را هم به فریاد می‌خوانید و پرستش می‌نمائید،
آنها چه چیز را در زمین یا در آسمانها آفریده‌اند؟]]

۱۳۹۲ـ إِنَّ ٱللَّهَ یُمْسِکُ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ أَن
تَزُولَا ۚ
وَلَئِن زَالَتَآ إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍۢ مِّنۢ بَعْدِهِۦٓ ۚ إِنَّهُۥ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًۭا [۳۵:۴۱]

خداوند آسمانها و زمین را نگاهداری می‌کند و نمی‌گذارد (از
مسیر خود) خارج و نابود شوند. هر گاه (هم بخواهند از مسیر خود) خارج و نابود شوند،
جز خدا هیچ کس نمی‌تواند آنها را (در مسیر خود) نگاه و محفوظ دارد. خداوند شکیبا
است (و در مجازات تعجیل روا نمی‌دارد) و آمرزنده است (و توبه بزهکاران را قبول می‌فرماید).
[[«یُمْسِکُ»: حفظ می‌کند. نگاه می‌دارد. «أَن تَزُولا»: نابود بشوند، و یا کنار
بروند. «مِن بَعْدِهِ»: غیر او. بجز او.]]

۱۳۹۳ـ وَأَقْسَمُوا۟
بِٱللَّهِ جَهْدَ أَیْمَـٰنِهِمْ لَئِن
جَآءَهُمْ نَذِیرٌۭ لَّیَکُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى ٱلْأُمَمِ ۖ
فَلَمَّا جَآءَهُمْ نَذِیرٌۭ مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا [۳۵:۴۲]

آنان (یعنی کفّار مکّه) مؤکّدانه به خدا قسم می‌خوردند که
اگر پیغمبری به میان ایشان بیاید، راهیاب‌ترین ملّتها خواهند بود (و در پذیرش دین
او، بر همگان پیشی خواهند گرفت). امّا هنگامی که پیغمبری (از خودشان برانگیخته شد
و) به میانشان آمد، (بعثت او) جز گریز و بیزاری (از حق) چیزی بر آنان نیفزود.
[[«أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِم»: (نگا: مائده / ۵۳، انعام / ۱۰۹، نحل
/ ۳۸، نور / ۵۳). «إِحْدَی الأُمَمِ»: ملّت یگانه‌ای در میان همه ملّتها. واژه
(إحْدَی) به معنی (جَمیع) و (هر) است. جنبه عموم و تعظیم را دارد. مراد یگانه و
پیشگام است. «نُفُوراً»: گریز. بیداری (نگا: اسراء / ۴۱ و ۴۶).]]

۱۳۹۴ـ ٱسْتِکْبَارًۭا فِى
ٱلْأَرْضِ وَمَکْرَ ٱلسَّیِّئِ ۚ وَلَا یَحِیقُ ٱلْمَکْرُ ٱلسَّیِّئُ
إِلَّا بِأَهْلِهِۦ ۚ فَهَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ ٱلْأَوَّلِینَ ۚ
فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبْدِیلًۭا ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ
ٱللَّهِ تَحْوِیلًا [۳۵:۴۳]

(گریزشان از حق) به خاطر استکبار در زمین و حیله‌گریهای زشت
است، و حیله‌گریهای زشت جز دامنگیر حیله‌گران نمی‌گردد. آیا آنان انتظار دارند
سرنوشتی جز سرنوشت پیشینیان را داشته باشند؟! هرگز دگرگونی و تبدیلی در شیوه‌ی
رفتار خدا (در معامله‌ی با ملّتها) نخواهی یافت، و هرگز نخواهی دید که روش خدا
تغییر مسیر و جهت دهد. [[«إِسْتِکْبَاراً»: عظمت فروشی. خود بزرگ بینی. خود را
بزرگتر از آن دیدن که حق را پذیرفتن (نگا: بقره / ۳۴، نساء / ۱۷۲، اعراف / ۴۸ و
۲۰۶). «لا یَحِیقُ»: گریبانگیر نمی‌گردد. نمی‌رسد (نگا: انعام / ۱۰، هود / ۸، نحل
/ ۳۴). «فَهَلْ یَنظُرُونَ»: آیا انتظار دارند؟ (نگا: بقره / ۲۱۰، انعام / ۱۵۸،
اعراف / ۵۳، نحل / ۳۳). «سُنَّهَ»: طریقه. شیوه. خطّ سیر (نگا: انفال / ۳۸، اسراء
/ ۷۷). «تَحْوِیلاً»: تغییر جهت. دگرگونی (نگا: اسراء / ۵۶ و ۷۷).]]

۱۳۹۵ـ أَوَلَمْ یَسِیرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَیَنظُرُوا۟ کَیْفَ کَانَ
عَـٰقِبَهُ ٱلَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَکَانُوٓا۟ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهًۭ ۚ وَمَا کَانَ ٱللَّهُ لِیُعْجِزَهُۥ مِن شَىْءٍۢ فِى
ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّهُۥ کَانَ عَلِیمًۭا قَدِیرًۭا [۳۵:۴۴]

آیا در زمین به گشت و گذار نمی‌پردازند تا ببینند فرجام کار
پیشینیان به کجا کشیده است، در حالی که آنان از اینان قدرت و قوّت بیشتری داشته‌اند؟
هیچ چیزی چه در آسمانها و چه در زمین خدا را درمانده و ناتوان نخواهد کرد. چرا که
او بسیار فرزانه و خیلی قدرتمند است. [[«أَوَلَمْ یَسِیرُوا …»: (نگا: یوسف /
۱۰۹، روم / ۹). «مِن شَیْءٍ»: هیچ چیزی.]]

۱۳۹۶ـ وَلَوْ یُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا کَسَبُوا۟ مَا تَرَکَ
عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَآبَّهٍۢ وَلَـٰکِن یُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ
مُّسَمًّۭى ۖ
فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ ٱللَّهَ کَانَ بِعِبَادِهِۦ بَصِیرًۢا [۳۵:۴۵]

هر گاه خداوند مردمان را در برابر کارهائی که می‌کنند
(فوراً و بدون کمترین مهلتی برای اصلاح و تجدید نظر و خودسازی) به کیفر برساند،
انسانی را بر روی زمین باقی نخواهد گذاشت. ولیکن خداوند (به لطف و کرم خود، کیفر)
ایشان را تا سررسید زمان معیّنی (که قیامت است) به تأخیر می‌اندازد. وقتی که مدّت
مشخّصه‌ی ایشان فرا رسید، خداوند بندگان خود را دیده است (و از گفتار و کردار و
پندار ایشان باخبر بوده است، لذا چنان که باید پاداش و پادافره آنان را می‌دهد).
[[«وَ لَوْ یُؤَاخِذُ اللهُ النَّاسَ …»: (نگا: نحل / ۶۱). «دَآبَّهٍ»: جنبنده.
مراد انسان است (نگا: انفال / ۲۲ و ۵۵). «أَجَلٍ مُّسَمّیً»: مدّت معیّن. مراد روز
قیامت است. «فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ»: وقتی که قیامت ایشان فرا رسید. برخی گفته‌اند:
مراد از (أَجَلٍ مُّسَمّیً) و (أَجَلُهُمْ) زمان محدود عمر و سررسید معلوم مدّت
زندگانی هر کسی است که با مرگ او فرا می‌رسد (نگا: انعام / ۹۳).]]

سوره یس
۱۳۹۷ـ وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقَکُمُ ٱللَّهُ
قَالَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ لِلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَآءُ
ٱللَّهُ أَطْعَمَهُۥٓ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِینٍۢ [۳۶:۴۷]

و هنگامی که به آنان گفته شود: از چیزهائی که خدا به شما
داده است، انفاق و احسان کنید، کافران به مؤمنان می‌گویند: آیا به کسی خوراک بدهیم
که اگر خدا می‌خواست خوراک بدو می‌داد (و فقیرش نمی‌کرد؟ مگر مشیّت الهی چنین
نخواسته است؟ ما با مشیّت الهی مخالفت نمی‌ورزیم) شما در گمراهی آشکار و روشنی
هستید. [[«أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَآءُ اللهُ أَطْعَمَهُ»: کافران از راه تمسخر
به مؤمنان می‌گفتند: اگر رازق خداوند است، پس چرا از ما می‌خواهید که به فقیران
خوراک دهیم؟ و اگر خدا خواسته است که آنان محروم بمانند، پس چرا ما کسانی را از
دارائی خود بهره‌مند سازیم که خداوند ایشان را محروم ساخته است؟ این منطق جاهلانه،
علاوه از تمسخر مؤمنان، به آن می‌ماند که افرادی بگویند: چه ضرورتی دارد که ما درس
بخوانیم، و یا به دیگری درس بدهیم؟ اگر خدا می‌خواست همه را عالم و باسواد می‌کرد.]]

۱۳۹۸ـ وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَهًۭ لَّعَلَّهُمْ
یُنصَرُونَ [۳۶:۷۴]

آنان گذشته از خدا، معبودهائی برای خود برگزیده‌اند، بدین
امید که (از سوی ایشان) یاری شوند. [[«مِن دُونِ»: غیر از. بجز.]]

سوره صافات
۱۳۹۹ـ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَ‌ٰطِ ٱلْجَحِیمِ [۳۷:۲۳]

غیر از خدا (هر چه را پرستش می‌کرده‌اند، همه را یکجا گرد
آورید و) آن گاه آنان را به راه دوزخ راهنمائی کنید (تا بدان در آیند). [[«مِن
دُونِ اللهِ»: غیر از خدا.]]

۱۴۰۰ـ إِنَّهُمْ کَانُوٓا۟ إِذَا قِیلَ لَهُمْ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا
ٱللَّهُ یَسْتَکْبِرُونَ [۳۷:۳۵]

(چرا که) وقتی که بدانان گفته می‌شد: جز خدا معبودی نیست، بزرگی می‌نمودند
(و خویشتن را بالاتر از آن می‌دیدند که یکتاپرستی را بپذیرند).
[[«یَسْتَکْبِرُونَ»: (نگا: بقره / ۳۴ و ۸۷، نساء / ۱۷۳).]]

۱۴۰۱ـ إِنَّکُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِیمِ [۳۷:۳۸]

شما (ای مشرکان کوردل!) قطعاً عذاب دردناک (الهی) را خواهید
چشید.

وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ [۳۷:۳۹]

و جز در برابر کارهائی که می‌کرده‌اید کیفر داده نمی‌شوید.
[[«مَا تُجْزَوْنَ …»: (نگا: یس / ۵۴).]]

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِینَ ۳۷:۴۰۷۴۱۲۸۱۶۰ ]

مگر بندگان مخلص خدا (که پروردگارشان از کیفر لغزشهایشان می‌گذرد،
و پاداش مضاعف ده تا هفت صد برابر کردار نیکشان و گاهی افزون بر آن، بدیشان عطاء
می‌فرماید). [[«مُخْلَصِینَ»: افراد پاک و بی‌آلایش. کسانی که خداوند ایشان را از
نقائص پاکیزه و پالوده کرده است و تمام همّ و غمّ خود را صرف طاعت خدا نموده‌اند
(نگا: یوسف / ۲۴، ص / ۴۶).]]

۱۴۰۲ـ فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِى سَوَآءِ ٱلْجَحِیمِ [۳۷:۵۵]

پس آن گاه خودش دیده‌ور می‌شود (و به دوزخ می‌نگرد) و او را
در وسط دوزخ می‌بیند. [[«سَوَآءِ»: وسط. (نگا: دخان / ۴۷). این آیه و آیات دیگری
در قرآن بیانگر این واقعیّت است که در قیامت قدرت دید فوق‌العاده‌ای به بهشتیان
عطاء می‌شود که فاصله مکانی برای ایشان چندان مطرح نیست (نگا: اعراف / ۴۴) و مطالب
و مقاصد هم بدون ثغور و حدود است (نگا: انبیاء / ۱۰۲، فصّلت / ۳۱، زخرف / ۷۱،
واقعه / ۲۱، مرسلات / ۴۲).]]

قَالَ تَٱللَّهِ إِن کِدتَّ لَتُرْدِینِ [۳۷:۵۶]

می‌گوید: به خدا سوگند! نزدیک بود (با نیرنگ خود) مرا پرت
کنی و هلاکم سازی. [[«إِن کِدْتَ»: نزدیک بود که تو. «لَتُرْدینِ»: اصل آن
لَتُرْدینی، از ماده (ردی) (نگا: طه / ۱۶، فصّلت / ۲۳)، مرا پرت کنی. مرا هلاک
سازی.]]

۱۴۰۳ـ أَئِفْکًا ءَالِهَهًۭ دُونَ ٱللَّهِ تُرِیدُونَ [۳۷:۸۶]

آیا غیر از خدا، خواستار معبودهای سراپا دروغ هستید؟!
[[«إِفْکاً»: دروغ محض. کثیف‌ترین دروغ (نگا: نور / ۱۱ و ۱۲، فرقان / ۴، سبأ / ۴۳،
احقاف / ۱۱، عنکبوت / ۱۷).]]

۱۴۰۴ـ وَٱللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ [۳۷:۹۶]

خداوند هم شما را آفریده است، و هم بتهائی را که می‌سازید.

۱۴۰۵ـ فَلَمَّا بَلَغَ
مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ یَـٰبُنَىَّ إِنِّىٓ
أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُکَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ
یَـٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ
ٱلصَّـٰبِرِینَ [۳۷:۱۰۲]

وقتی که (او متولّد شد و بزرگ گردید و) به سنّی رسید که
بتواند با او به تلاش (در پی معاش) ایستد، ابراهیم بدو گفت: فرزندم! من در خواب
چنان می‌بینم که باید تو را سر ببرم (و قربانیت کنم). بنگر نظرت چیست؟ گفت: ای
پدر! کاری که به تو دستور داده می‌شود بکن. به خواست خدا مرا از زمره‌ی شکیبایان
خواهی یافت. [[«أَری فِی الْمَنَامِ»: در خواب می‌بینم. مراد این است که در خواب
به من فرمان داده شده است. چرا که خواب انبیاء وحی بشمار است (نگا: صفوه
التفاسیر).]]

۱۴۰۶ـ ٱللَّهَ رَبَّکُمْ وَرَبَّ ءَابَآئِکُمُ ٱلْأَوَّلِینَ [۳۷:۱۲۶]

خدا، که معبود شما و معبود نیاکان پیشین شما است.

۱۴۰۷ـ أَلَآ إِنَّهُم مِّنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ [۳۷:۱۵۱]

هان! آنان تنها از روی دروغها و تهمتهای به هم بافته‌ی خود
می‌گویند: [[«مِنْ إِفْکِهِمْ»: بنا به دروغهای زشت خود. تنها از روی به هم بافته‌ها
و خیال‌پردازیهای خود.]]

وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَکَـٰذِبُونَ [۳۷:۱۵۲]

خداوند فرزند زاده است! قطعاً ایشان دروغگویند. [[«وَلَدَ»:
زاد. فرزند به دنیاآورد. صاحب فرزند شد.]]

۱۴۰۸ـ سُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ [۳۷:۱۵۹]

خداوند، پاک و منزّه است از توصیفهائی که (این گروه مشرک و
خرافه‌پرست) می‌کنند. [[«سُبْحَانَ …»: (نگا: انبیاء / ۲۲، مؤمنون / ۹۱).]]

۱۴۰۹ـ وَإِن کَانُوا۟ لَیَقُولُونَ [۳۷:۱۶۷]

هر چند مشرکان (پیش از بعثت) می‌گفتند:

لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِکْرًۭا مِّنَ ٱلْأَوَّلِینَ [۳۷:۱۶۸]

اگر کتابی همچون کتابهای (آسمانی) پیشینیان می‌داشتیم.
[[«ذِکْراً»: مراد کتابی، همچون کتابهای آسمانی انبیاء است (نگا: اعراف / ۶۳ و ۶۹،
حجر / ۶ و ۹، انبیاء / ۲ و ۲۴ و ۵۰). «الأوَّلِینَ»: (نگا: حجر / ۱۰ و ۱۳، فاطر /
۴۳، شعراء / ۲۶ و ۱۳۷ و ۱۸۴ و ۱۹۶).]]

لَکُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِینَ [۳۷:۱۶۹]

ما قطعاً بندگان مخلص خدا می‌شدیم. [[«الْمُخْلَصِینَ»:
(نگا: صافّات / ۴۰ و ۷۴ و ۱۲۸).]]

۱۴۱۰ـ سُبْحَـٰنَ رَبِّکَ رَبِّ ٱلْعِزَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ [۳۷:۱۸۰]

پاک و منزّه است خداوندگار تو از توصیفهائی که (مشرکان
درباره‌ی خدا به هم می‌بافند و سر هم) می‌کنند، خداوندگار عزّت و قدرت. [[«رَبُّ
الْعِزَّهِ»: خداوند عزّت. صاحب قدرت و قوّت. «الْعِزَّهِ»: غلبه. قوّه.]]

وَسَلَـٰمٌ عَلَى ٱلْمُرْسَلِینَ [۳۷:۱۸۱]

درود بر پیغمبران! [[«سَلامٌ …»: در این سوره بر بسیاری
از پیغمبران، جداگانه درود فرستاده شده است (نگا: ۱۰۹ و ۱۳۰). خدا در اینجا به
گونه جمع‌بندی بر همه پیغمبران درود فرستاده و جملگی ایشان را مورد لطف و مرحمت
قرار داده است.]]

وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۳۷:۱۸۲]

ستایش، یزدان را سزا است که خداوندگار جهانیان است.
[[«الْحَمْدُ لِلّهِ …»: (نگا: فاتحه / ۲).]]

سوره ص
۱۴۱۱ـ یَـٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلْنَـٰکَ خَلِیفَهًۭ فِى ٱلْأَرْضِ
فَٱحْکُم بَیْنَ ٱلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلْهَوَىٰ فَیُضِلَّکَ عَن
سَبِیلِ ٱللَّهِ ۚ
إِنَّ ٱلَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِیدٌۢ بِمَا
نَسُوا۟ یَوْمَ ٱلْحِسَابِ [۳۸:۲۶]

ای داود! ما تو را در زمین نماینده (ی خود) ساخته‌ایم (و بر
جای پیغمبران پیشین نشانده‌ایم) پس در میان مردم به حق داوری کن و از هوای نفس
پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف می‌سازد. بی‌گمان کسانی که از راه خدا منحرف
می‌گردند عذاب سختی به خاطر فراموش کردن روز حساب و کتاب (قیامت) دارند.
[[«خَلیفَهً»: مراد نماینده خدا است (نگا: بقره / ۳۰)، یا جانشین پیغمبران و
جایگزین مردمان پیشین است (نگا: اعراف / ۷۴).]]

۱۴۱۲ـ قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌۭ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَ‌ٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ [۳۸:۶۵]

بگو: من تنها بیم دهنده (ی مردمان از عذاب یزدان) می‌باشم و
بس. و هیچ معبودی جز خداوند یگانه‌ی غالب (بر هر چیز و هر کس) وجود ندارد.
[[«مُنذِرٌ»: بیم دهنده. «الْقَهَّارُ»: غالب بر هر کس، و چیره بر هر چیز.]]

سوره زمر
۱۴۱۳ـ تَنزِیلُ ٱلْکِتَـٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِیزِ ٱلْحَکِیمِ [۳۹:۱]

نزول کتاب (قرآن) از سوی خداوند باعزّت و باحکمت انجام
پذیرفته است. [[«تَنزِیلُ»: (نگا: شعراء / ۱۹۲، سجده / ۲، یس / ۵).]]

۱۴۱۴ـ إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ ٱلْکِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ فَٱعْبُدِ
ٱللَّهَ مُخْلِصًۭا لَّهُ ٱلدِّینَ [۳۹:۲]

(ای پیغمبر!) ما این کتاب را که در برگیرنده‌ی حق و حقیقت
است، بر تو فرو فرستاده‌ایم. خدا را پرستش کن و پرستش خود را سره و خاصّ او گردان.
[[«بِالْحَقِّ»: در برگیرنده حق. فرمان دهنده به حق (نگا: آل‌عمران / ۳، نساء /
۱۰۵، مائده / ۴۸). «الدِّینَ»: طاعت و عبادت (نگا: اعراف / ۲۹، یونس / ۲۲، عنکبوت
/ ۶۵، لقمان / ۳۲، بیّنه / ۵).]]

۱۴۱۵ـ أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّینُ ٱلْخَالِصُ ۚ وَٱلَّذِینَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِیَآءَ مَا
نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلْفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ
یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِى مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَهْدِى مَنْ هُوَ کَـٰذِبٌۭ کَفَّارٌۭ [۳۹:۳]

هان! تنها طاعت و عبادت خالصانه برای خدا است و بس. کسانی
که جز خدا سرپرستان و یاوران دیگری را برمی‌گیرند (و بدانان تقرّب و توسّل می‌جویند،
می‌گویند:) ما آنان را پرستش نمی‌کنیم مگر بدان خاطر که ما را به خداوند نزدیک
گردانند. خداوند روز قیامت میان ایشان (و مؤمنان) درباره‌ی چیزی که در آن اختلاف
دارند داوری خواهد کرد. خداوند دروغگوی کفرپیشه را (به سوی حق) هدایت و رهنمود نمی‌کند
(و او را با وجود کذب و کفر به درک و فهم حقیقت نائل نمی‌گرداند). [[«لِلّهِ
الدِّینُ الْخَالِصُ»: تنها عبادت بی‌شائبه از کفر و شرک، خداپسند و مقبول خدا
است. تنها خدا، طاعت و عبادت خالصانه می‌گردد و بس. «مِن دُونِهِ»: غیر از خدا.
جدای از خدا. «أَوْلِیَآءَ»: سرپرستان. یاوران. مراد معبودها است. از قبیل:
فرشتگان و عُزَیر و عیسی و اصنام. (نگا: اعراف / ۲۷ و ۳۰، هود / ۲۰ و ۱۱۳، رعد /
۱۶، کهف / ۵۰ و ۱۰۲، فرقان / ۱۸، عنکبوت / ۴۱). «زُلْفی»: (نگا: سبأ / ۳۷، ص / ۲۵
و ۴۰). «کُفَّار»: کفرپیشه. کفران کننده نعمت.]]

۱۴۱۶ـ لَّوْ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن یَتَّخِذَ وَلَدًۭا لَّٱصْطَفَىٰ
مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَآءُ ۚ سُبْحَـٰنَهُۥ ۖ هُوَ ٱللَّهُ ٱلْوَ‌ٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ [۳۹:۴]

اگر خداوند می‌خواست فرزندی داشته باشد، می‌بایست از میان
چیزهائی که خود می‌آفریند کسی یا چیزی را برگزیند. (در صورتی که فرزند باید از جنس
پدر بوده و همچون او قدیم باشد. این هم ناممکن است). خداوند پاک و منزّه (از همه‌ی
عیبها به ویژه از نیاز به فرزند) است. او خداوند یگانه‌ی پیروزمند است (و فرزند
داشتن مخالف با یگانگی، و نیاز به فرزند بیانگر عدم پیروزمندی و چیرگی است).
[[«إِصْطَفی»: برگزید.]]

۱۴۱۷ـ خَلَقَکُم مِّن
نَّفْسٍۢ وَ‌ٰحِدَهٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا
زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ ٱلْأَنْعَـٰمِ ثَمَـٰنِیَهَ أَزْوَ‌ٰجٍۢ ۚ
یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ
بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَـٰتٍۢ ثَلَـٰثٍۢ ۚ ذَ‌ٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ
لَهُ ٱلْمُلْکُ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ [۳۹:۶]

خدواند شما را از یک تن (به نام آدم) بیافرید، سپس از جنس
او همسرش را (به نام حوّاء) خلق کرد، و برای شما هشت جفت چهارپا گسیل داشت. او شما
را در شکمهای مادرانتان، در میان تاریکیهای سه‌گانه، آفرینشهای جوراجور و پیاپی می‌بخشد
(و جنین را هر دم به گونه‌ای درآورده و به پلّه‌ای از خلقت می‌رساند) کسی که چنین
(نعمتهائی را می‌بخشد و این گونه نقش آفرینی) می‌کند، الله است که پروردگار شما
است و حکومت و مملکت (سراسر عالم هستی) از آن او است. جز او معبودی وجود ندارد. پس
چگونه (با وجود این همه موجبات و دواعی عبادت از حق منحرف می‌گردید، و از پرستش
خدا به پرستش چیزهای دیگر) برگردانده می‌شوید؟ [[«نَفْسٍ وَاحِدَهٍ»: شخص واحدی.
یک تن. مراد ابوالبشر، آدم ۷ است (نگا: نساء / ۱، انعام / ۹۸، اعراف / ۱۸۹). «ثُمَّ»:
برای تأخیر زمانی نیست بلکه برای تأخیر بیان است. «جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا»:
همسر او را از جنس او آفرید. (نگا: نساء / ۱، اعراف / ۱۸۹). «أَنزَلَ»: خلقت
بخشید. بیافرید. (نگا: اعراف / ۲۶، حدید / ۲۵). «ثَمَانِیَهَ أَزْوَاجٍ»: (نگا:
انعام / ۱۴۳). «خَلْقاً مِّن بَعْدِ خَلْقٍ»: مراد تطوّرات جنین و تحوّلات عجیب آن
در مراحل مختلف است. «ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ»: چه بسا مراد ظلمت شکم مادر، و ظلمت رحم،
و ظلمت مشیمه یا بچّه‌دان باشد. یا مراد لایه‌های جنینی إِکْتُودِرْم و مِزُودِرْم
و اِنْدُودِرْم باشد. و یا این که مراد تخمدان و لوله فالوپ و رحم باشد. هدف اصلی
را به علم «جنین‌شناسی» که در اصل درس خداشناسی است واگذار می‌کنیم. «أَنَّی»:
چگونه؟ کجا؟ «فَأَنَّی تُصْرَفُونَ»: (نگا: یونس / ۳۲).]]

۱۴۱۸ـ إِن تَکْفُرُوا۟
فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ ۖ وَلَا یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْکُفْرَ ۖ
وَإِن تَشْکُرُوا۟ یَرْضَهُ لَکُمْ ۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَهٌۭ وِزْرَ
أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُم مَّرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا
کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ
إِنَّهُۥ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ [۳۹:۷]

اگر کافر گردید، خدا بی‌نیاز از (ایمان و عبادت) شما است، و
لیکن کفر را از بندگان خود نمی‌پسندد، و اگر (با انجام عبادت و طاعت خدا را)
سپاسگزاری کنید، از این کارتان خوشنود می‌گردد. هیچ کس بار گناهان دیگری را بر دوش
نمی‌کشد (و گناهان دیگری را به گردن نمی‌گیرد). بعدها بازگشت همه‌ی شماها به سوی
پروردگارتان خواهد بود و از چیزهائی که می‌کرده‌اید آگاهتان خواهد ساخت. چرا که او
آگاه از اسرار و افکار نهفته در سینه‌ها است. [[«إِن تَکْفُرُوا»: اگر کافر شوید.
اگر ناشکری و کفران نعمت کنید «الْکُفْرَ»: الحاد و بی‌دینی. ناشکری و کفران نعمت.
«إِن تَشْکُرُوا»: اگر شکر نعمت به جای آورید و سپاسگزار الطاف خداوندی باشید.
شکر، علاوه از شکر نعمت اصطلاحی، کنایه از ایمان و فرمانبرداری از دستورات خدا هم
می‌باشد. «لا تَزِرُ …»: (نگا: انعام / ۱۶۴، اسراء / ۱۵، فاطر / ۱۸). «ذَاتِ
الصُّدُورِ»: (نگا: آل‌عمران / ۱۱۹ و ۱۵۴، مائده / ۷، انفال / ۴۳).]]

۱۴۱۹ـ وَإِذَا مَسَّ
ٱلْإِنسَـٰنَ ضُرٌّۭ دَعَا رَبَّهُۥ مُنِیبًا
إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعْمَهًۭ مِّنْهُ نَسِىَ مَا کَانَ
یَدْعُوٓا۟
إِلَیْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًۭا لِّیُضِلَّ عَن
سَبِیلِهِۦ ۚ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلِیلًا ۖ إِنَّکَ مِنْ
أَصْحَـٰبِ ٱلنَّارِ [۳۹:۸]

هنگامی که گزندی متوجّه انسان می‌گردد، پروردگار خود را به
فریاد می‌خواند و تضرّع کنان رو به درگاه او می‌آورد. سپس هنگامی که نعمت بزرگی از
جانب خود بدو داد (و شقاوت او را به سعادت و ناخوشی وی را به خوشی تبدیل کرد) خدا
را که قبلاً به فریاد می‌خواند فراموش می‌کند (و گزند را از یاد می‌برد و به ترک
دعا می‌گوید) و خداگونه‌هائی را برای خدا می‌سازد تا (هم خود را و هم مردمان را
بدان) از راه او به در برد و گمراه کند. (ای پیغمبر! به چنین فردی) بگو: اندک
روزگاری از کفر خود بهره‌مند شو (و با آن خوش بگذران، امّا بدان که) تو از
دوزخیانی. [[«الإِنسَانَ»: مراد از ذکر جنس، بعضی از افراد است. مانند: إِنَّ
الإِنسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ (ابراهیم / ۳۴). «ضُرٌّ»: گزند. زیان و ضرر مالی و
بدنی. (نگا: یونس / ۱۲، نحل / ۵۳ و ۵۴، مؤمنون / ۷۵، روم / ۳۳). «مُنِیباً»: توبه‌کنان.
برگردنده با تضرّع و زاری. «خَوَّلَهُ»: (نگا: انعام / ۹۴). «نَسِیَ مَا»: خدا را
فراموش می‌کند. «یَدْعُو»: الف زائدی در رسم‌الخطّ قرآنی دارد. «أَندَاداً»: امثال
و نظائر. خداگونه‌ها.]]

۱۴۲۰ـ قُلْ یَـٰعِبَادِ
ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ رَبَّکُمْ ۚ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا۟ فِى
هَـٰذِهِ ٱلدُّنْیَا حَسَنَهٌۭ ۗ وَأَرْضُ ٱللَّهِ وَ‌ٰسِعَهٌ ۗ إِنَّمَا
یُوَفَّى ٱلصَّـٰبِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ
حِسَابٍۢ [۳۹:۱۰]

(ای پیغمبر! از سوی من به مردمان) بگو: ای بندگان مؤمن من! از
(عذاب) پروردگارتان (خویشتن را) بپرهیزید. کسانی که نیکی کنند، در همین جهان
بدیشان نیکی می‌شود. (در مراکز کفر و شرک و ظلم و غرق در گناه زندگی نکنید و پستی
و خواری را نپذیرید و هجرت را پیشه سازید). زمین خداوند وسیع و فراخ است (و در دیار
غربت شکیبائی کنید). قطعاً به شکیبایان اجر و پاداششان به تمام و کمال و بدون حساب
داده می‌شود. [[«لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهٌ»: کسانی که
نیکی کنند، علاوه از آخرت در همین جهان نیکی عظیمی می‌بینند (نگا: نحل / ۳۰ و ۱۲۲،
غافر / ۵۱). برای کسانی که در این جهان نیکی کنند، در آخرت نیکی عظیمی است. تفسیر
اوّل درست‌تر به نظر می‌رسد. چرا که نقطه مقابل نیکوکاران، بدکارانند که در هر دو
جهان بدی می‌بینند (نگا: بقره / ۸۵ و ۱۱۴، آل‌عمران / ۵۶، رعد / ۳۴). پس باید که
نیکوکاران نیز در هر دو جهان نیکی ببینند. «بِغَیْرِ حِسَابٍ»: (نگا: بقره / ۲۱۲،
آل‌عمران / ۲۷ و ۳۷، نور / ۳۸، ص / ۳۹).]]

۱۴۲۱ـ قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱللَّهَ مُخْلِصًۭا لَّهُ
ٱلدِّینَ [۳۹:۱۱]

بگو: به من فرمان داده شده است به این که خدا را بپرستم و
پرستش را (از هر گونه شائبه‌ی کفر و شرک و ریا، پالوده و زدوده سازم و) خاصّ او
کنم. [[«مُخْلِصاً لَّهُ الدِّینَ»: (نگا: اعراف / ۲۹، یونس / ۲۲، عنکبوت / ۶۵،
لقمان / ۳۲، زمر / ۲).]]

۱۴۲۲ـ قُلِ ٱللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًۭا لَّهُۥ دِینِى [۳۹:۱۴]

بگو: تنها خدا را می‌پرستم و بس، و عبادت و طاعتم را خاصّ
او می‌کنم و (پرستش او را از هر گونه کفر و شرکی می‌زدایم و) می‌پالایم.

۱۴۲۳ـ لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌۭ مِّنَ ٱلنَّارِ وَمِن
تَحْتِهِمْ ظُلَلٌۭ ۚ
ذَ‌ٰلِکَ یُخَوِّفُ ٱللَّهُ بِهِۦ عِبَادَهُۥ ۚ یَـٰعِبَادِ فَٱتَّقُونِ [۳۹:۱۶]

بالای سرشان سایبانهائی از آتش و در زیر پاهایشان
سایبانهائی از آتش دارند (و بلکه از هر سو آتش بر آنان خیمه زده است و طبقات آتش
ایشان را فرا گرفته است). این چیزی است که خداوند بندگان خود را از آن می‌ترساند
(و بر حذر می‌دارد). پس ای بندگانم! خویشتن را از (عذاب) من بپرهیزید (و با انجام
طاعت و عبادت خود را از آتش دوزخ در امان دارید). [[«ظُلَلٌ»: جمع ظُلَّه،
سایبانها. مراد طبقات و چینها و لایه‌های متراکم آتش است (نگا: بقره / ۲۱۰، لقمان
/ ۳۲، اعراف / ۱۷۱، شعراء / ۱۸۹).]]

۱۴۲۴ـ وَٱلَّذِینَ ٱجْتَنَبُوا۟ ٱلطَّـٰغُوتَ أَن یَعْبُدُوهَا
وَأَنَابُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ [۳۹:۱۷]

کسانی که از عبادت طاغوت دوری می‌گزینند، و (با توبه و
استغفار) به سوی خدا باز می‌گردند، ایشان را بشارت باد (به اجر و پاداش عظیم
خداوندی). مژده بده به بندگانم. [[«الطَّاغُوتَ»: بتان و شیاطین و هر معبودی جز
خدا (نگا: بقره / ۲۵۶ و ۲۵۷، نساء / ۵۱ و ۶۰ و ۷۶، مائده / ۶۰، نحل ۳۶).
«أَنَابُوا»: با توبه و استغفار به سوی خدا برگشتند. «الْبُشْری»: مژده. بشارت
(نگا: بقره / ۹۷، آل‌عمران / ۱۲۶، یونس / ۶۴). «عِبَادِ»: بندگان من در اصل
(عِبادی) بوده و یاء حذف شده و کسره به جای آن است.]]

۱۴۲۵ـ ٱلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ
أَحْسَنَهُۥٓ ۚ
أُو۟لَـٰٓئِکَ ٱلَّذِینَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ ۖ وَأُو۟لَـٰٓئِکَ هُمْ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَـٰبِ [۳۹:۱۸]

آن کسانی که به همه‌ی سخنان گوش فرا می‌دهند و از نیکوترین
و زیباترین آنها پیروی می‌کنند. آنان کسانیند که خدا هدایتشان بخشیده است، و ایشان
واقعاً خردمندند. [[«الْقَوْلَ»: مراد هر گونه سخن و گفتاری است. چرا که این آیه
بیانگر آزاداندیشی مسلمانان و انتخابگری ایشان در مسائل مختلف است. به مؤمنان
اجازه می‌دهد سخنان دیگران را مطالعه و بررسی کنند و اهل تحقیق باشند.]]

۱۴۲۶ـ لَـٰکِنِ ٱلَّذِینَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌۭ مِّن
فَوْقِهَا غُرَفٌۭ مَّبْنِیَّهٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ ۖ وَعْدَ ٱللَّهِ ۖ لَا یُخْلِفُ ٱللَّهُ ٱلْمِیعَادَ [۳۹:۲۰]

و امّا کسانی که از (عذاب) پروردگارشان (خویشتن را)
بپرهیزند، آنان (در بهشت برین جای دارند و) دارای قصرها و کاخهائی هستند که بالای
یکدیگر ساخته شده‌اند و در زیر آنها رودبارها جاری است. این وعده را خدا می‌دهد و
خدا خلاف وعده نمی‌کند. [[«غُرَفٌ»: منازل برافراشته و خانه‌های سر به فلک کشیده.
بالاخانه‌ها و کاخها (نگا: فرقان / ۷۵). «مَبْنِیَّهٌ»: ساخته شده. ذکر این واژه
پس از (غُرَف) مراد حقیقت آن است. یعنی جنبه مجازی ندارد و بلکه واقعاً وجود دارد.
«الْمِیعَادَ»: (نگا: آل‌عمران / ۹، انفال / ۴۲، رعد / ۳۱، سبأ / ۳۰).]]

۱۴۲۷ـ أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ
فَسَلَکَهُۥ یَنَـٰبِیعَ فِى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِۦ زَرْعًۭا
مُّخْتَلِفًا أَلْوَ‌ٰنُهُۥ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَىٰهُ مُصْفَرًّۭا ثُمَّ
یَجْعَلُهُۥ حُطَـٰمًا ۚ إِنَّ فِى ذَ‌ٰلِکَ لَذِکْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ [۳۹:۲۱]

(ای مخاطب!) مگر نمی‌بینی که خداوند از آسمان آب را می‌باراند
و آن را به آب انبارهای زیرزمینی زمین وارد و مستقرّ می‌گرداند، و سپس به وسیله‌ی
آن انواع سبزه‌زارها و کشتزارها را با رنگهای گوناگون می‌رویاند، و آن‌گاه سبزه‌زارها
و کشتزارها می‌بالند و لبریز از جوش و خروش می‌شوند و بعداً آنها را پژمرده و
زردرنگ می‌بینی، و آن وقت خدا آنها را خشک و پرپر می‌سازد؟ واقعاً در این (چرخه‌ی
آب و گیاه، درس) عبرتی برای خردمندان است. [[«سَلَکَهُ»: آن را داخل و مستقرّ می‌گرداند
(نگا: مدّثّر / ۴۲، شعراء / ۲۰۰، مؤمنون / ۲۷). «یَنَابِیعَ»: جمع یَنبُوع، چشمه‌ها.
مراد منبعها و آب انبارهای زیرزمینی است. «مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ»: در رنگهای
گوناگون. دارای انواع جوراجور. «یَهِیجُ»: از اضداد است و به دو معنی آمده است:
خشک می‌گردد. می‌بالد و جوش و خروش برمی‌دارد (نگا: نمونه. صفوه البیان. التفسیر
القرآنی للقرآن). «مُصْفَرّاً»: زرد رنگ (نگا: روم / ۵۱). «حُطامّا»: گیاه خشکیده
و خُرد و پرپر شده. «ذِکْری»: تذکّر و بیدار باش. درس عبرت (نگا: انعام / ۶۸ و ۶۹
و ۹۰، اعراف / ۲، هود / ۱۱۴ و ۱۲۰).]]

۱۴۲۸ـ أَفَمَن شَرَحَ
ٱللَّهُ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ فَهُوَ
عَلَىٰ نُورٍۢ مِّن رَّبِّهِۦ ۚ فَوَیْلٌۭ لِّلْقَـٰسِیَهِ قُلُوبُهُم مِّن
ذِکْرِ ٱللَّهِ ۚ أُو۟لَـٰٓئِکَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِینٍ [۳۹:۲۲]

آیا کسی که خداوند سینه‌اش را برای پذیرش اسلام گشاده و
فراخ ساخته است و دارای (بینشی روشن از) نور پروردگارش می‌باشد (و در پرتو آن، راه
را از چاه تشخیص می‌دهد، همچون کسی است که هدایت الهی در سایه‌ی اسلام پرتوی به دل
او نیفکنده است و درونش با ایمان تابان نشده است؟!). وای بر کسانی که دلهای سنگینی
دارند و یاد خدا بدانها راه نمی‌یابد (و قرآن یزدان در آنها اثر نمی‌گذارد!). آنان
واقعاً به گمراهی و سرگشتگی آشکاری دچارند. [[«شَرَحَ صَدْرَهُ»: (نگا: انعام /
۱۲۵، طه / ۲۵). «عَلی نُورٍ»: دارای نور هدایت است (نگا: مائده / ۴۴ و ۴۶، نور /
۴۰، حدید / ۲۸). بینش روشن خدادادی. «ذِکْرِ اللهِ»: یاد خدا. قرآن خدا (نگا: آل‌عمران
/ ۵۸، اعراف / ۶۳ و ۶۹، حجر / ۶ و ۹، نحل / ۴۴). «الْقَاسِیَهِ»: سخت و سنگین
(نگا: مائده / ۱۳، حجّ / ۵۳).]]

۱۴۲۹ـ ٱللَّهُ نَزَّلَ
أَحْسَنَ ٱلْحَدِیثِ کِتَـٰبًۭا
مُّتَشَـٰبِهًۭا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ ٱلَّذِینَ
یَخْشَوْنَ
رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِکْرِ
ٱللَّهِ ۚ ذَ‌ٰلِکَ هُدَى ٱللَّهِ یَهْدِى بِهِۦ مَن یَشَآءُ ۚ وَمَن
یُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍ [۳۹:۲۳]

خداوند بهترین سخن را (به نام قرآن) فرو فرستاده است. کتابی
را که (از لحاظ کاربرد و گیرائی الفاظ، و والائی و هم‌آوایی معانی، در اعجاز)
همگون و (مطالبی چون مواعظ و براهین و قصص، و مسائل مقابل و مختلفی همانند: ایمان
و کفر، حق و باطل، هدایت و ضلالت، خیر و شر، حسنات و سیّئات، بهشت و دوزخ، البتّه
هر بار به شکلی تازه و به شیوه‌ای نو، در آن) مکرّر است. از (شنیدن آیات) آن لرزه
بر اندام کسانی می‌افتد که از پروردگار خود می‌ترسند، و از آن پس پوستهایشان و
دلهایشان (و همه‌ی وجودشان) نرم و آماده‌ی پذیرش قرآن خدا می‌گردد (و آن را تصدیق
و بدان عمل می‌کنند). این (کتاب مشتمل بر) رهنمود الهی است و خدا هر که را بخواهد
در پرتو آن راهیاب می‌سازد، و خدا هر که را گمراه سازد، اصلاً راهنما و راهبری
نخواهد داشت. [[«أَحْسَنَ الْحَدِیثِ»: زیباترین کلام و بهترین سخن. مراد قرآن
است. «مُتَشَابِهاً»: همگون و همسان. مراد این است که جملگی قرآن از لحاظ لفظی و
معنوی همگون در اعجاز است. در سراسر قرآن، الفاظ به گونه زیبا و بجا به کار رفته‌اند،
و معانی بدون کمترین تناقض و تضاد استعمال شده‌اند. «مَثَانِیَ»: مکرّر. مراد این
است که احکام و مواعظ و قصص و غیره در موارد متعدّد به شکلهای متفاوت و صورتهای
مختلف تکرار شده‌اند تا خوب فهم و در مغزها جایگزین شوند. یا این که مثنّی به معنی
دو تا و جفت یکدیگر است. یعنی مسائل و مطالب مقابل یکدیگر در قرآن آمده است که در
هر دو بخش اعجاز قرآن پیدا و هویدا است. از قبیل: ایمان و کفر. حق و باطل، هدایت و
ضلالت، خیر و شرّ، حسنات و سیّئات، بیم و امید. «تَقْشَعِرُّ»: بر خود می‌لرزد.
«تَلِینُ»: نرم می‌گردد. می‌گراید. مراد رام و پذیرای قوانین و احکام قرآن شدن و
تسلیم حقائق و معانی آن گشتن است. «ذِکْرِ اللهِ»: قرآن خدا (نگا: زمر / ۲۲).]]

۱۴۳۰ـ فَأَذَاقَهُمُ
ٱللَّهُ ٱلْخِزْىَ فِى ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا ۖ وَلَعَذَابُ ٱلْءَاخِرَهِ
أَکْبَرُ ۚ لَوْ کَانُوا۟ یَعْلَمُونَ [۳۹:۲۶]

خداوند خواری و رسوائی را در زندگی دنیا بدیشان چشانده است،
و قطعاً عذاب آخرت (آنان از عذاب ذلّت و پستی همین جهان ایشان، بسیار سخت‌تر و)
بزرگتر است اگر بدانند (و اهل سنجش و بینش باشند). [[«الْخِزْیَ»: خواری و پستی.
رسوائی و بدنامی (نگا: بقره / ۸۵ و ۱۱۴، مائده / ۳۳ و ۴۱). «أَکْبَرُ»: بزرگتر.
مراد سخت‌تر و شدیدتر و دردناکتر است.]]

۱۴۳۱ـ ضَرَبَ ٱللَّهُ
مَثَلًۭا رَّجُلًۭا فِیهِ شُرَکَآءُ
مُتَشَـٰکِسُونَ وَرَجُلًۭا سَلَمًۭا لِّرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ
مَثَلًا ۚ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ۚ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ [۳۹:۲۹]

خداوند مثالی زده است: مردی را که برده‌ی شریکانی است که
پیوسته درباره‌ی او به مشاجره و منازعه مشغولند (و هر کدام او را به کاری دستور می‌دهد
و او در میان دستورهای ضدّ و نقیض ایشان سرگردان و ویلان است)، و مردی را که تنها
تسلیم یک نفر است (و تحت سرپرستی او خطّ و برنامه‌اش مشخّص است و لذا سرگردان و
حیران در میان این و آن نیست). آیا این دو (برده که نمونه‌ی مشرک و موحّدند) برابر
و یکسانند؟ (هرگز). حمد و سپاس تنها خدا را سزا است (نه بتها و انبازها و معبودهای
دروغین را) و لیکن بیشتر آنان نمی‌دانند (و این حقیقت را فراموش کرده‌اند).
[[«مُتَشَاکِسُونَ»: افراد درگیر جنگ و نزاع. کشمکش کنندگان. «سَلَماً»: خالص.
دربست. مراد این است که چنین برده‌ای بر کنار از دعوا و گیر و دار اربابان متفرّق
است و دربست متعلّق به کسی است. «مَثَلاً رَّجُلاً»: کنایه از مشرک است. یعنی شخص
مشرک با پرستش معبودهای متعدّد، سرگردان و ویلان و بی‌پناه و بی‌نوا است. «رَجُلاً
سَلَماً»: کنایه از موحّد و یکتاپرست است. یعنی مؤمن یکتاپرست دارای پناهگاه معیّن
و راه و مقصد روشن است. «أَکْثَرُهُمْ»: بیشتر آنان. مراد همه آنان، یعنی مشرکان
است.]]

۱۴۳۲ـ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَى ٱللَّهِ وَکَذَّبَ
بِٱلصِّدْقِ إِذْ جَآءَهُۥٓ ۚ أَلَیْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوًۭى لِّلْکَـٰفِرِینَ [۳۹:۳۲]

چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ می‌بندد، و
حقیقت و صداقت را که (توسّط پیغمبران) بدو رسیده است (بدون کمترین پژوهش و اندیشه‌ای)
تکذیب می‌کند؟ آیا منزل و مأوای کافران در دوزخ نخواهد بود؟ (پس بگذار هر چه می‌خواهند
بگویند و بکنند، تا بدانجا می‌رسند). [[«الصِّدْقِ»: حقیقت و صداقت. «مَثْویً»:
جایگاه. اقامتگاه (نگا: آل‌عمران / ۱۵۱، نحل / ۲۹، عنکبوت / ۶۸).]]

۱۴۳۳ـ لِیُکَفِّرَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ ٱلَّذِى عَمِلُوا۟
وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ ٱلَّذِى کَانُوا۟ یَعْمَلُونَ [۳۹:۳۵]

خداوند (چنین تفضّلی در حق ایشان می‌فرماید) تا بدترین
کارهای ایشان را (چه برسد به لغزشهای ناچیزشان بزداید و) ببخشاید، و آنان را برابر
نیکوترین کارهایشان پاداش عطاء نماید. [[«لِیُکَفِّرَ»: تا محو کند و بزداید. تا
صرف نظر کند و ببخشاید. متعلّق به (لَهُم مَّا یَشَآؤُونَ) است. «أَسْوَأَ الَّذِی
…»: مراد این است که خداوند بدترین گناهان بندگان متّقی را از قبیل کفر قبل از
ایمان می‌بخشد. معلوم است وقتی که بدترین چیز بخشوده شود، بد و ناچیز پیش از آن
بخشوده می‌گردد. به عبارت دیگر، وقتی که کبائر بخشیده شود، صغائر قطعاً مورد عفو
قرار می‌گیرد. یا این که (أَسْوَأَ) در اینجا معنی تفضیل ندارد و در معنی (سُوء)
یعنی بد به کار رفته است. یعنی خداوند بدیها را می‌بخشاید. «أَحْسَنَ الَّذِی
…»: برابر نیکوترین چیزی که کرده‌اند. یعنی خداوند خوبها و خوبترهای اعمال
متّقیان را خوبترین به شمار می‌آورد و پاداش نامحدود عطاء می‌فرماید. یا این که
(أَحْسَنَ) معنی تفضیلی ندارد و در معنی (حَسَن) است. یعنی کارهای نیکو.]]

۱۴۳۴ـ أَلَیْسَ ٱللَّهُ
بِکَافٍ عَبْدَهُۥ ۖ وَیُخَوِّفُونَکَ بِٱلَّذِینَ مِن دُونِهِۦ ۚ وَمَن
یُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍۢ [۳۹:۳۶]

آیا خداوند برای (حفاظت و حمایت از) بنده‌اش کافی نیست؟
آنان تو را از کسانی جز خدا می‌ترسانند. (مگر بتها و معبودهای دروغین و عداوت
کافران و دشمنان و طوفان حوادث زمان، می‌توانند کمترین زیانی به کسی برسانند که
خدا پشتیبان او است؟). هر کس را خدا گمراه کند، راهنما و رهبری نخواهد داشت.
[[«کَافٍ»: کافی و بسنده.]]

۱۴۳۵ـ وَمَن یَهْدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّ ۗ أَلَیْسَ ٱللَّهُ بِعَزِیزٍۢ ذِى ٱنتِقَامٍۢ [۳۹:۳۷]

و هر کس را خدا رهنمود کند، هیچ گمراه کننده‌ای نخواهد
داشت. مگر خدا چیره‌ی انتقام گیرنده نیست؟ (پس ای مؤمنان! تکیه بر لطف خدا کنید و
از انبوه دشمنان نهراسید و از کمی همراهان باک مدارید). [[«أَلَیْسَ اللهُ»: یعنی:
قطعاً خدا چنین است.]]

۱۴۳۶ـ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ
لَیَقُولُنَّ ٱللَّهُ ۚ
قُلْ أَفَرَءَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَنِىَ ٱللَّهُ
بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَـٰشِفَـٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوْ أَرَادَنِى بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ
مُمْسِکَـٰتُ رَحْمَتِهِۦ ۚ قُلْ حَسْبِىَ ٱللَّهُ ۖ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ ٱلْمُتَوَکِّلُونَ [۳۹:۳۸]

اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟
خواهند گفت: خدا. بگو: آیا چیزهائی را که بجز خدا به فریاد می‌خوانید چنین می‌بینید
که اگر خدا بخواهد زیان و گزندی به من برساند، آنها بتوانند آن زیان و گزند
خداوندی را برطرف سازند؟ و یا اگر خدا بخواهد لطف و مرحمتی در حق من روا دارد،
آنها بتوانند جلو لطف و مرحمتش را بگیرند و آن را باز دارند؟ بگو: خدا مرا بس است.
توکّل کنندگان تنها بر او تکیه و توکّل می‌کنند و بس. [[«لَئِن سَأَلْتَهُمْ …»:
قرآن مردمان را به داوری عقل و حکمِ وجدان و ندای فطرت می‌برد، تا ایشان را متوجّه
کند که «خالقیّت» و «قدرت بر سود و زیان» متعلّق به ذات پاک یزدان است و بس.
دیگران نه خالقند و نه مالک سود و زیان. «کَاشِفَاتُ»: برطرف کنندگان و از میان
بردارندگان.]]

۱۴۳۷ـ ٱللَّهُ یَتَوَفَّى ٱلْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَٱلَّتِى لَمْ
تَمُتْ فِى مَنَامِهَا ۖ فَیُمْسِکُ ٱلَّتِى قَضَىٰ عَلَیْهَا ٱلْمَوْتَ وَیُرْسِلُ
ٱلْأُخْرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۚ إِنَّ فِى ذَ‌ٰلِکَ لَءَایَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ یَتَفَکَّرُونَ [۳۹:۴۲]

خداوند ارواح را به هنگام مرگ انسانها و در وقت خواب
انسانها برمی‌گیرد. ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنان را صادر کرده است نگاه می‌دارد،
و ارواح دیگری را (که هنوز صاحبانشان اجلشان فرا نرسیده به تن) باز می‌گرداند تا
سرآمد معیّنی (و وقت مشخّصی که پایان عمر است). در این مسأله (ی خواب و بیداری که
همسان مردن و زنده شدن است) نشانه‌های روشنی (از مبدأ و معاد و قدرت خدا و ضعف
انسانها) برای اندیشمندان است. [[«یَتَوَفّی»: کاملاً دریافت می‌دارد. به تمام و
کمال قبض می‌کند و برمی‌گیرد. «الأنفُسَ»: ارواح. «مَوْتِها»: مراد مرگ اجسام است.
«یُمْسِکُ الَّتی …»: اشاره به حالت مرگ است که موت کبری است و در آن روحها با
بدنها به طور کامل قطع رابطه می‌کنند و برای همیشه به عالم ارواح می‌روند.
«یُرْسِلُ الأُخْری»: اشاره به حالت خواب یا موت صغری است که چهره ضعیفی از مرگ
است و روحها با بدنها به طور ناقص قطع ارتباط می‌کنند. یا می‌توان گفت: ارواح میان
عالم روحانی و دنیای جسمانی در جولان و نوسانند. «أَجَلٍ مُّسَمّیً»: مراد پایان
عمر انسانها است. یادآوری: از این آیه استفاده می‌شود که: ۱ – انسان ترکیبی از روح
و جسم است ۲ – روح موجودی جدا از جسم است و هنگامی که با آن رابطه پیدا کند نشانه
حیات پدیدار می‌گردد ۳ – انسان به هنگام خواب در آستانه مرگ قرار می‌گیرد (نگا:
انعام / ۶۰). عبدالکریم خطیب معتقد است که (نفس) در قرآن، نه روح است و نه جسم.
بلکه انسانیّت انسان، یا انسان معنوی است (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن).]]

۱۴۳۸ـ أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُفَعَآءَ ۚ قُلْ أَوَلَوْ کَانُوا۟ لَا یَمْلِکُونَ شَیْـًۭٔا وَلَا
یَعْقِلُونَ [۳۹:۴۳]

بلکه آنان بدون رضایت و اجازه‌ی خداوند میانجیهائی را
برگزیده‌اند (تا به گمان ایشان میان آنان و خداوند سبحان، در برآوردن نیازمندیهای
این جهان و دفع عذاب آن جهان، واسطه گردند.) بگو: آیا (چنین چیزهائی را میانجی و
متصرّف در امور می‌دانید) هر چند که کاری اصلاً از دست ایشان ساخته نبوده و فهم و
شعوری نداشته باشند؟ [[«مِن دُونِ اللهِ»: بدون رضایت خدا. بدون اجازه خدا (نگا:
روح‌المعانی).]]

۱۴۳۹ـ قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَـٰعَهُ جَمِیعًۭا ۖ لَّهُۥ مُلْکُ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ [۳۹:۴۴]

بگو: هر گونه میانجیگری از آن خدا است (و کسی نمی‌تواند
کمترین میانجیگری بکند، مگر این که: کسی که برای او میانجیگری می‌شود مورد رضایت
خدا بوده، و به شخص میانجی هم اجازه‌ی این کار داده شود، و شفاعت هم حَسَنه باشد).
مالکیّت و حاکمیّت آسمانها و زمین از آن خدا است. (پس در این جهان کاری از دست کسی
بر نمی‌آید). بعد (هم در آخرت که روز جزا و سزا است) به سوی خدا برگردانده می‌شوید
(و کسی دارای کوچکترین اختیار و توانی نیست تا برای شما کاری بکند). [[«لِلّهِ
الشَّفَاعَهُ جَمِیعاً»: هر چه شفاعت است از آن خدا است. شفاعت وقتی میسّر است که
خدا به شفاعت کننده اجازه دهد (نگا: بقره / ۲۵۵، یونس / ۳، طه / ۱۰۹) و از شفاعت
شده خوشنود گردد (نگا: انبیاء / ۲۸) و خود شفاعت، پسندیده و درست باشد (نگا: نساء
/ ۸۵، زخرف / ۸۶).]]

۱۴۴۰ـ وَإِذَا ذُکِرَ ٱللَّهُ وَحْدَهُ ٱشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ
ٱلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَهِ ۖ وَإِذَا ذُکِرَ ٱلَّذِینَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمْ
یَسْتَبْشِرُونَ [۳۹:۴۵]

هنگامی که خداوند به یگانگی یاد می‌شود، کسانی که به آخرت
ایمان ندارند، دلهایشان می‌گیرد و بیزار (از یکتاپرستی) می‌گردد، امّا هنگامی که
از معبودهائی جز خدا سخن به میان می‌آید، به ناگاه شاد و خوشحال می‌شوند! [[«إِذا
ذُکِرَ اللهُ وَحْدَهُ …»: (نگا: اسراء / ۴۶). «إِشْمَأَزَّتْ»: گرفته و بیزار
گردید. به هم آمد. «یَسْتَبْشِرُونَ»: شاد و مسرور می‌گردند. یادآوری: هم‌اکنون
انسانهائی هستند که از شنیدن نام خدا، شور و شوقی از ایشان دیده نمی‌شود، ولی به
محض به میان آمدن نام بنده‌ای از بندگان خدا هیاهو و نعره‌ها سر می‌دهند و غرق
سرور می‌شوند و چه بسا به حالت جذبه می‌افتند و سرودگویان به دست افشانی و پایکوبی
می‌پردازند. و گاهی در مقابل قطعه سنگی و چوبی و یا انسانی بیسواد و بی‌خبر از
قرآن و فقه و شریعت زانو می‌زنند!]]

۱۴۴۱ـ قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ عَـٰلِمَ
ٱلْغَیْبِ وَٱلشَّهَـٰدَهِ أَنتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادِکَ فِى مَا کَانُوا۟
فِیهِ یَخْتَلِفُونَ [۳۹:۴۶]

بگو: خداوندا! ای هستی بخش آسمانها و زمین! ای آگاه از نهان
و آشکار! این توئی که در میان بندگانت راجع بدانچه در آن اختلاف دارند داوری می‌کنی.
(من آئین توحیدی را به این کج‌اندیشان رساندم. در قیامت تو خود دانی و گمراهان).
[[«أَللَّهُمَّ»: (نگا: آل‌عمران / ۲۶، مائده / ۱۱۴، انفال / ۳۲، یونس / ۱۰).
«فَاطِرَ»: (نگا: انعام / ۱۴، یوسف / ۱۰۱، ابراهیم / ۱۰، فاطر / ۱)]]

۱۴۴۲ـ وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا۟ مَا فِى ٱلْأَرْضِ
جَمِیعًۭا وَمِثْلَهُۥ مَعَهُۥ لَٱفْتَدَوْا۟ بِهِۦ مِن سُوٓءِ ٱلْعَذَابِ یَوْمَ
ٱلْقِیَـٰمَهِ ۚ
وَبَدَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مَا لَمْ یَکُونُوا۟ یَحْتَسِبُونَ [۳۹:۴۷]

اگر ستمکاران (مشرک) تمام چیزهائی که در زمین است و همچندان
آن مالِ ایشان باشد، حاضر خواهند بود همه‌ی آنها را در برابر رهائی خود از عذاب
شدید روز قیامت بپردازند … و از جانب خدا چیزی (از شکنجه و عذاب) برای ایشان
جلوه‌گر و پدیدار می‌شود که گمانش نمی‌بردند (و به فکرشان هم نمی‌رسید). [[«وَ
لَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا …»: (نگا: رعد / ۱۸، آل‌عمران / ۹۱، یونس / ۵۴).
«بَدَا»: ظاهر گردید. نمایان شد. «لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ»: گمان نمی‌بردند.]]

۱۴۴۳ـ أَوَلَمْ یَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ یَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن
یَشَآءُ وَیَقْدِرُ ۚ
إِنَّ فِى ذَ‌ٰلِکَ لَءَایَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ یُؤْمِنُونَ [۳۹:۵۲]

مگر ندانسته‌اند که خداوند روزی را برای هر کس که خود
بخواهد گسترده و فراخ یا تنگ و کم می‌گرداند؟ واقعاً در این (افزایش و کاهش نعمت)
نشانه‌های مهمّی برای مؤمنان است (این که مواظب باشند مسبّب‌الاسباب را فراموش
نکنند و تنها به اسباب چشم ندوزند). [[«إِنَّ اللهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ وَ
یَقْدِرُ …»: (نگا: رعد / ۲۶، اسراء / ۳۰، قصص / ۸۲، عنکبوت / ۶۲).]]

۱۴۴۴ـ قُلْ یَـٰعِبَادِىَ
ٱلَّذِینَ أَسْرَفُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ
لَا تَقْنَطُوا۟ مِن رَّحْمَهِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ یَغْفِرُ
ٱلذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ [۳۹:۵۳]

(از قول خدا به مردمان) بگو: ای بندگانم! ای آنان که در
معاصی زیاده‌روی هم کرده‌اید! از لطف و مرحمت خدا مأیوس و ناامید نگردید. قطعاً
خداوند همه‌ی گناهان را می‌آمرزد. چرا که او بسیار آمرزگار و بس مهربان است.
[[«إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً»: مراد این است که درهای غفران به
روی همه بندگان بدون استثناء گشوده است مشروط به این که مفاهیم دو آیه بعدی در نظر
گرفته شود: الف – دست کشیدن از گناه و برگشتن به سوی درگاه خدا. (أنیبُوا إِلی
…). ب – تسلیم فرمان خدا شدن. (أَسْلِمُوا لَهُ …). ج – پیروی در گفتار و
کردار از احکام و قوانین الهی. (إِتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا …). کسانی که وعده
غفران را در آیه فوق مشروط به شرائطی نمی‌دانند، و کسانی که آن را مقیّد به اموری
می‌دانند، فقط گرفتار نزاع لفظی هستند. چرا که توبه و برگشت به سوی خدا تنها با
کلمات نیست و بلکه نشانه توبه، یعنی تغییر مسیر، ترک سیّئات و انجام حسنات است.
این هم مقبول همگان است.]]

۱۴۴۵ـ أَن تَقُولَ نَفْسٌۭ یَـٰحَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِى
جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن کُنتُ لَمِنَ ٱلسَّـٰخِرِینَ [۳۹:۵۶]

(به درگاه خدا برگردید و تسلیم فرمان او شوید و از تعالیم وی پیروی
کنید تا روز قیامت) کسی نگوید: دردا و حسرتا! چه کوتاهیها که در حق (طاعت و عبادت)
خدا کرده‌ام. دریغا و فسوسا! من از زمره‌ی مسخره‌کنندگان (آئین یزدانی) بوده‌ام.
(وای بر من! سرمایه‌ی وجودم را باخته‌ام و گرفتار خشم خدا شده‌ام!). [[«أَن
تَقُولَ»: تا نگوید. مبادا که بگوید. «یَا حَسْرَتَا»: دردا و حسرتا! دریغا و
فسوسا «فَرَّطْتُ»: کوتاهی کردم. سهل‌انگاری نمودم. «جَنبِ اللهِ»: سوی خدا. ناحیه
خدا. مراد (در حق خدا) است و منظور از آن، تمام کارهائی است که فرمان انجام یا ترک
آنها از ناحیه خدا صادر می‌شود.]]

۱۴۴۶ـ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِى لَکُنتُ مِنَ
ٱلْمُتَّقِینَ [۳۹:۵۷]

یا این که نگوید: اگر خداوند راهنمائیم می‌کرد از زمره‌ی
پرهیزگاران می‌شدم (و هم‌اکنون همچون ایشان در بهشت بسر می‌بردم. امّا دیگر گذشت).
[[«لَوْ أَنَّ اللهَ هَدَانِی»: بیان چنین عباراتی به خاطر تحیّر و تحسّر است و
اظهار ندامت بر گذشته است (نگا: ابراهیم / ۲۱). یا این که چنان که قرطبی می‌گوید:
سخن حقی است و مراد باطل است (نگا: انعام / ۱۴۸).]]

۱۴۴۷ـ وَیَوْمَ ٱلْقِیَـٰمَهِ تَرَى ٱلَّذِینَ کَذَبُوا۟ عَلَى
ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّهٌ ۚ أَلَیْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوًۭى لِّلْمُتَکَبِّرِینَ [۳۹:۶۰]

کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، روز قیامت آنان را خواهی
دید که (بر اثر غم و اندوه و ذلّت و خواری) روهایشان سیاه است. مگر جایگاه
متکبّران دوزخ نیست؟ [[«وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّهٌ»: (نگا: آل‌عمران / ۱۰۶، نحل /
۵۸، زخرف / ۱۷). «مَثْویً»: (نگا: آل‌عمران / ۱۵۱، نحل / ۲۹، عنکبوت / ۶۸).]]

۱۴۴۸ـ وَیُنَجِّى ٱللَّهُ ٱلَّذِینَ ٱتَّقَوْا۟ بِمَفَازَتِهِمْ لَا
یَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ [۳۹:۶۱]

خداوند کسانی را که تقوا پیشه کرده‌اند رهائی می‌بخشد و به
مقصودشان می‌رساند. هیچ گونه بدی و بلائی بدیشان نمی‌رسد و غمگین و اندوهگین نمی‌گردند.
[[«بِمَفَازَتِهِمْ»: مفازه، به معنی رستگاری و کامیاب شدن و به آرزو رسیدن است
(نگا: آل‌عمران / ۱۸۸، نبأ / ۳۱).]]

۱۴۴۹ـ ٱللَّهُ خَـٰلِقُ کُلِّ شَىْءٍۢ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ وَکِیلٌۭ [۳۹:۶۲]

خدا آفریدگار همه چیز است و همه چیز را می‌پاید و مراقبت می‌نماید.
[[«وَکِیلٌ»: عهده‌دار و نگاهدار. ناظر و مراقب (نگا: آل‌عمران / ۱۷۳، انعام / ۶۶
و ۱۰۲ و ۱۰۷).]]

۱۴۵۰ـ لَّهُۥ مَقَالِیدُ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۗ وَٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِکَ
هُمُ ٱلْخَـٰسِرُونَ [۳۹:۶۳]

کلیدهای آسمانها و زمین از آن او است. کسانی که آیات خدا را
باور نمی‌دارند ایشان زیانکارند. (چرا که قوانین و رهنمودهای کسی را نمی‌پذیرند که
مالک و صاحب سراسر جهان و فرمانده و گرداننده‌ی آن است). [[«مَقَالِیدُ»: جمع
مِقْلاد، کلیدها. «لَهُ مَقَالِیدُ …»: کنایه از مالکیّت و حاکمیّت است.]]

۱۴۵۱ـ قُلْ أَفَغَیْرَ ٱللَّهِ تَأْمُرُوٓنِّىٓ أَعْبُدُ أَیُّهَا
ٱلْجَـٰهِلُونَ [۳۹:۶۴]

بگو: ای نادانان! آیا به من دستور می‌دهید که غیر خدا را
پرستش کنم؟! [[«أَفَغَیْرَ اللهِ …»: مشرکان با لحنی آمرانه و بدون ذکر دلیل و
منطق از پیغمبر می‌خواستند بتهای ایشان را پرستش نماید تا بدو ایمان بیاورند و از
او پیروی کنند.]]

۱۴۵۲ـ وَلَقَدْ أُوحِىَ إِلَیْکَ وَإِلَى ٱلَّذِینَ مِن قَبْلِکَ
لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ ٱلْخَـٰسِرِینَ [۳۹:۶۵]

به تو و به یکایک پیغمبران پیش از تو وحی شده است که اگر
شرک‌ورزی کردارت (باطل و بی‌پاداش می‌گردد و) هیچ و نابود می‌شود، و از زیانکاران
خواهی بود. [[«لإِنْ أَشْرَکْتَ …»: پیغمبران معصومند و شرک نمی‌ورزند. چنین
خطابی گوشه زدن به دیگران است. «لَیَحْبَطَنَّ»: قطعاً هیچ و نابود و بی‌پاداش و
بیسود می‌شود (نگا: بقره / ۲۱۷، آل‌عمران / ۲۲، مائده / ۵۳).]]

بَلِ ٱللَّهَ فَٱعْبُدْ وَکُن مِّنَ ٱلشَّـٰکِرِینَ [۳۹:۶۶]

پس در این صورت تنها خدا را بپرست و از زمره‌ی سپاسگزاران
باش.

۱۴۵۳ـ وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦ وَٱلْأَرْضُ
جَمِیعًۭا قَبْضَتُهُۥ یَوْمَ ٱلْقِیَـٰمَهِ وَٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتُ مَطْوِیَّـٰتٌۢ
بِیَمِینِهِۦ ۚ
سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا یُشْرِکُونَ [۳۹:۶۷]

آنان آن گونه که شایسته است خدا را نشناخته‌اند (این است که
تو را به شرک می‌خوانند. خدا آن کسی است که) در روز قیامت سراسر کره‌ی زمین یکباره
در مشت او قرار دارد و آسمانها با دست راست او در هم پیچیده می‌شود. خدا پاک و
منزّه از شرک آنان (و دورِ دور از انبازهای ایشان و فراتر از اندیشه‌ی انسان) است.
[[«مَا قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»: (نگا: انعام / ۹۱، حجّ / ۷۴).
«قَبْضَتُهُ»: قبض به معنی در مشت گرفتن است و اینجا به معنی (مَقبوض) یعنی (در
مشت) است. مراد این است که همه زمین در قبضه قدرت و تحت تصرّف او است.
«مَطْوِیَّاتٌ»: در پیچیده‌ها. در هم نوردیده‌ها. (نگا: انبیاء / ۱۰۴).
«بِیَمِینِهِ»: با دست راست او. انتخاب دست راست بدان خاطر است که اغلب مردم
کارهای مهمّ را با دست راست انجام می‌دهند و قوّت و قدرت بیشتری در آن احساس می‌کنند.
همه این تشبیهات و تعبیرات، کنایه از سلطه مطلق پروردگار بر عالم هستی است و این
سلطه در جهان دیگر برای انسانها محسوستر و آشکارتر است.]]

۱۴۵۴ـ وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَمَن
فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِیَامٌۭ
یَنظُرُونَ [۳۹:۶۸]

در صور دمیده خواهد شد و تمام کسانی که در آسمانها و زمین
هستند می‌میرند مگر کسانی که خدا بخواهد (آنان را تا زمان دیگری زنده بدارد). سپس
بار دیگر در آن دمیده می‌شود، به ناگاه همگی (جان می‌گیرند و) بپا می‌خیزند و می‌نگرند
(تا در حق ایشان چه شود و حساب و کتابشان کی انجام پذیرد و سرنوشتشان به کجا
بینجامد). [[«الصُّورِ»: (نگا: انعام / ۷۳، کهف / ۹۹، طه / ۱۰۲). «صَعِقَ»: مُرد
(نگا: طور / ۴۵). «مَن شَآءَ اللهُ»: قرآن و خبر صحیح مشخّص نفرموده‌اند مراد از
چنین افرادی که مستثنی هستند چه کسانی می‌باشند (نگا: المراغی). «قِیَامٌ»: جمع
قائِم، ایستادگان. «یَنظُرُونَ»: چشم به راه حساب و کتاب و سزا و جزا و شقاوت و
سعادت ابدی خویش هستند.]]

۱۴۵۵ـ وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى صَدَقَنَا وَعْدَهُۥ
وَأَوْرَثَنَا ٱلْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلْجَنَّهِ حَیْثُ نَشَآءُ ۖ فَنِعْمَ أَجْرُ ٱلْعَـٰمِلِینَ [۳۹:۷۴]

و می‌گویند: سپاس و ستایش خداوندی را سزا است که با ما به
وعده‌ی خویش (که توسّط پیغمبران به آدمیزادگان داده بود) وفا کرد و سرزمین (بهشت)
را از آن ما نموده است تا در هر جائی از بهشت که بخواهیم منزل گزینیم و بسر بریم.
پاداش عمل کنندگان (به دستورات پروردگار) چه خوب و جالب است! [[«صَدَقَنَا
وَعْدَهُ»: (نگا: آل‌عمران / ۱۵۲، انبیاء / ۹). «أَوْرَثَنَا»: به ما داده است. از
آن ما کرده است (نگا: اعراف / ۱۲۸ و ۱۳۷، شعراء / ۵۹). «نَتَبَوَّأُ»: جایگاه خود
می‌کنیم. جایگزین می‌شویم و بسر می‌بریم (نگا: یوسف / ۵۶، یونس / ۸۷ و ۹۳).
«حَیْثُ»: هر کجا. (نگا: بقره / ۳۵ و ۵۸ و ۱۴۴).]]

۱۴۵۶ـ وَتَرَى ٱلْمَلَـٰٓئِکَهَ حَآفِّینَ مِنْ حَوْلِ ٱلْعَرْشِ
یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ۖ وَقُضِىَ بَیْنَهُم بِٱلْحَقِّ وَقِیلَ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ
رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ [۳۹:۷۵]

(در آن روز، ای مخاطب!) فرشتگان را خواهی دید که گرداگرد
عرش خدا حلقه زده‌اند و به سپاس و ستایش پروردگار خود مشغولند. در میان (بندگان
خدا داوری می‌شود) و دادگرانه و واقعی در میانشان داوری می‌گردد، (و از سوی همه‌ی
هستی فریاد برآورده می‌شود) و گفته می‌شود: حمد و سپاس خداوند جهانیان را سزا است!
[[«حَآفِّینَ»: طواف کنندگان و گردندگان. حلقه زنندگان. فراگیرندگان. «قُضِیَ
بَیْنَهُمْ»: (نگا: یونس / ۱۹ و ۴۷ و ۵۴، هود / ۱۱۰، زمر / ۶۹).]]

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز