سوره لقمان
۱۲۸۹ـ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَشْتَرِى لَهْوَ ٱلْحَدِیثِ لِیُضِلَّ
عَن سَبِیلِ ٱللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍۢ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُو۟لَـٰٓئِکَ لَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِینٌۭ [۳۱:۶]
در میان مردم کسانی هستند که خریدار
سخنان پوچ و یاوهاند تا با چنین سخنانی (بندگان خدا را) جاهلانه از راه خدا
منحرف و سرگشته سازند و آن را مسخره کنند. آنان عذاب خوار و رسوا کنندهای
دارند. [[«لَهْوَ الْحَدیثِ»: سخنانی که انسان را غافل از چیزهای سودمند دنیوی و
اخروی کند. مانند: خرافات، افسانههای بیفایده، حرفهای مضحک، و آوازهای جلف.]]
۱۲۹۰ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ
لَهُمْ جَنَّـٰتُ ٱلنَّعِیمِ [۳۱:۸]
کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته
و بایسته بکنند، باغهای پرنعمت بهشت از آن ایشان است. [[«جَنَّاتُ النَّعِیمِ»:
(مائده / ۶۵، حجّ / ۵۶).]]
خَـٰلِدِینَ فِیهَا ۖ
وَعْدَ ٱللَّهِ حَقًّۭا ۚ
وَهُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْحَکِیمُ [۳۱:۹]
جاودانه در آن خواهند ماند. این وعدهی
مسلّم الهی است، وعدهای تخلّفناپذیر. (خداوند نه وعدهی دروغین میدهد، و نه
از وفای به وعدههای خود عاجز است، چرا که) او عزیز و قدرتمند، و حکیم و آگاه
است.
۱۲۹۱ـ هَـٰذَا خَلْقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِى مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِینَ
مِن دُونِهِۦ ۚ
بَلِ ٱلظَّـٰلِمُونَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِینٍۢ [۳۱:۱۱]
اینها (که مینگرید و میبینید) آفریدههای
خدایند، شما به من نشان دهید آنانی که جز خدایند چه چیز را آفریدهاند؟ (تا
شایستگی پرستش و شراکت در الوهیّت را داشته باشند). بلکه ستمگران (کفرپیشه) در
گمراهی آشکاری هستند. [[«هذا»: این مخلوقات و موجودات جهان هستی، اعم از انسان و
نبات و حیوان و زمین و سایر کرات. «مِن دُونِهِ»: بجز خدا. سوای خدا.]]
۱۲۹۲ـ وَلَقَدْ ءَاتَیْنَا لُقْمَـٰنَ ٱلْحِکْمَهَ أَنِ ٱشْکُرْ
لِلَّهِ ۚ
وَمَن یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ حَمِیدٌۭ [۳۱:۱۲]
شکلک های محدثه
“سوره ی لقمان”
۱۲۸۹ـ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَشْتَرِى لَهْوَ ٱلْحَدِیثِ لِیُضِلَّ
عَن سَبِیلِ ٱللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍۢ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُو۟لَـٰٓئِکَ لَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِینٌۭ [۳۱:۶]
در میان مردم کسانی هستند که خریدار
سخنان پوچ و یاوهاند تا با چنین سخنانی (بندگان خدا را) جاهلانه از راه خدا
منحرف و سرگشته سازند و آن را مسخره کنند. آنان عذاب خوار و رسوا کنندهای
دارند. [[«لَهْوَ الْحَدیثِ»: سخنانی که انسان را غافل از چیزهای سودمند دنیوی و
اخروی کند. مانند: خرافات، افسانههای بیفایده، حرفهای مضحک، و آوازهای جلف.]]
۱۲۹۰ـ إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ
لَهُمْ جَنَّـٰتُ ٱلنَّعِیمِ [۳۱:۸]
کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته
و بایسته بکنند، باغهای پرنعمت بهشت از آن ایشان است. [[«جَنَّاتُ النَّعِیمِ»:
(مائده / ۶۵، حجّ / ۵۶).]]
خَـٰلِدِینَ فِیهَا ۖ
وَعْدَ ٱللَّهِ حَقًّۭا ۚ
وَهُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْحَکِیمُ [۳۱:۹]
جاودانه در آن خواهند ماند. این وعدهی
مسلّم الهی است، وعدهای تخلّفناپذیر. (خداوند نه وعدهی دروغین میدهد، و نه
از وفای به وعدههای خود عاجز است، چرا که) او عزیز و قدرتمند، و حکیم و آگاه
است.
۱۲۹۱ـ هَـٰذَا خَلْقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِى مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِینَ
مِن دُونِهِۦ ۚ
بَلِ ٱلظَّـٰلِمُونَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِینٍۢ [۳۱:۱۱]
اینها (که مینگرید و میبینید) آفریدههای
خدایند، شما به من نشان دهید آنانی که جز خدایند چه چیز را آفریدهاند؟ (تا
شایستگی پرستش و شراکت در الوهیّت را داشته باشند). بلکه ستمگران (کفرپیشه) در
گمراهی آشکاری هستند. [[«هذا»: این مخلوقات و موجودات جهان هستی، اعم از انسان و
نبات و حیوان و زمین و سایر کرات. «مِن دُونِهِ»: بجز خدا. سوای خدا.]]
۱۲۹۲ـ وَلَقَدْ ءَاتَیْنَا لُقْمَـٰنَ ٱلْحِکْمَهَ أَنِ ٱشْکُرْ
لِلَّهِ ۚ
وَمَن یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ حَمِیدٌۭ [۳۱:۱۲]
ما به لقمان فرزانگی بخشیدیم (و بدو
دستور دادیم) که خدا را سپاسگزاری کن و (بدان که) هر کس سپاسگزاری کند، به سود
خویش سپاسگزاری میکند، و هر کس ناسپاسی کند (به خود زیان میرساند نه به خدا)
چرا که خدا بینیاز و ستوده است. [[«لُقْمَانَ»: نام شخصی صالح و فهمیده و فاضل
و آگاهی است که تاریخ زندگانی او روشن نیست. برخی او را پبغمبر پروردگار، و
گروهی وی را فرزانهای پرهیزگار میدانند. «الْحِکْمَهَ»: نبوّت. فرزانگی. حکمت
اصابه در قول و عمل، و اتقان در امور است. به عبارت دیگر، حکمت مجموعه فضائلی
است که دارنده آن در پرتو آن هر کاری را در جای خود انجام میدهد و هر سخنی را
در موقع مناسب اداء میکند. چرا که شکرگزاری عین حکمت، و حکمت عین شکرگزاری است.
«کَفَرَ»: کافر شد. کفران نعمت کرد. «حَمِیدٌ»: ستوده توسّط فرشتگان و همه ذرّات
موجودات (نگا: ابراهیم / ۸).]]
۱۲۹۳ـ وَإِذْ قَالَ لُقْمَـٰنُ لِٱبْنِهِۦ وَهُوَ یَعِظُهُۥ
یَـٰبُنَىَّ لَا تُشْرِکْ بِٱللَّهِ ۖ إِنَّ ٱلشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌۭ [۳۱:۱۳]
(یادآور شو) زمانی را که لقمان به پسرش گفت –
در حالی که او را پند میداد – پسر عزیزم! (چیزی و کسی را) انباز خدا مکن،
واقعاً شرک ستم بزرگی است.
۱۲۹۴ـ یَـٰبُنَىَّ إِنَّهَآ إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّهٍۢ مِّنْ
خَرْدَلٍۢ فَتَکُن فِى صَخْرَهٍ أَوْ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ أَوْ فِى ٱلْأَرْضِ
یَأْتِ بِهَا ٱللَّهُ ۚ
إِنَّ ٱللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌۭ [۳۱:۱۶]
پسر عزیزم! اگر به اندازهی سنگینی
دانهی خردلی (عمل نیک یا بد انجام گرفته) باشد و در دل سنگی، یا در آسمانها، و
یا این که در میان زمین باشد، خدا آن را حاضر میآورد (و به حساب و کتاب آن
رسیدگی میکند). چرا که خداوند بس دقیق و آگاه است. [[«إِنَّهَا»: مرجع (هَا)
خَصْلَه است اعم از نیک یا بد، یا حسنات و سیّئات. «مِثْقَالَ حَبَّهٍ»: اندازه
دانهای. مراد سنگینی آن است. (نگا: نساء / ۴۰، یونس / ۶۱، انبیاء / ۴۷).
«خَرْدَلٍ»: دانه خردل. سپندان. در کوچکی و حقارت ضربالمثل است. «صَخْرَهٍ»:
سنگ بزرگ و سخت (نگا: کهف / ۶۳). مثال سختی است. «السَّمَاوَاتِ»: مثال دوری
است. «الأرْضِ»: مثال نهانی است. «لَطِیفٌ»: (نگا: انعام / ۱۰۳، یوسف / ۱۰۰).]]
۱۲۹۵ـ وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِى ٱلْأَرْضِ
مَرَحًا ۖ
إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍۢ فَخُورٍۢ [۳۱:۱۸]
با تکبّر و بیاعتنائی از مردم روی
مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو، چرا که خداوند هیچ متکبّر مغروری را دوست
نمیدارد. [[«لا تُصَعِّرْ»: از مردم، با تکبّر و بیاعتنائی روی مگردان. از
ماده (صَعَر) به معنی بیماری گردن کجی و یا چهره یا گونه کژی است. مراد روی
گردانی با بیاعتنائی و تکبّر است. «مَرَحاً»: شادمانی فراوان توأم با غرور و
سرمستی است (نگا: اسراء / ۳۷). «مُخْتَالٍ فَخُورٍ»: (نگا: نساء / ۳۶).]]
۱۲۹۶ـ أَلَمْ تَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِى
ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُۥ ظَـٰهِرَهًۭ
وَبَاطِنَهًۭ ۗ
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یُجَـٰدِلُ فِى ٱللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍۢ وَلَا هُدًۭى وَلَا
کِتَـٰبٍۢ مُّنِیرٍۢ [۳۱:۲۰]
آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را که در
آسمانها و زمین است مسخّر شما کرده است (و در مسیر منافع شما به حرکت انداخته
است)، و نعمتهای خود را – چه نعمتهای ظاهر و چه نعمتهای باطن – بر شما گسترده و
افزون ساخته است؟ برخی از مردم بدون هیچ گونه دانش و هدایت و کتاب روشن و
روشنگری، دربارهی (شناخت و یکتائی) خدا راه ستیز و جدال را پیش میگیرند.
[[«سَخَّرَ لَکُمْ …»: (نگا: رعد / ۲، حجّ / ۶۵). «أَسْبَغَ»: فراوان و فراخ
کرده است. اتمام بخشیده است و فراگیر نموده است.. «ظَاهِرَهً وَ بَاطِنَهً»:
آشکار و پنهان. نعمتهای ظاهر، همچون: صحّت، دارائی، فرزندان خوب. نعمتهای باطن،
همچون عقل، حسن تدبیر، اطمینان قلب، ایمان. «یُجَادِلُ فِی …»: (نگا: حجّ /
۸).]]
۱۲۹۷ـ وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ
قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ ءَابَآءَنَآ ۚ أَوَلَوْ کَانَ ٱلشَّیْطَـٰنُ یَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ
ٱلسَّعِیرِ [۳۱:۲۱]
هنگامی که بدانان گفته میشود: از آنچه
خدا نازل کرده است پیروی کنید، میگویند: بلکه ما از چیزی پیروی میکنیم که
پدران خود را بر آن یافتهایم. آیا (از نیاکان خود پیروی میکنند) ولو این که
اهریمن ایشان را به عذاب آتش فروزان (دوزخ) فرا خواند؟ [[«مَآ أَنزَلَ اللهُ»:
مراد کتاب آسمانی و حق و هدایت است. «نَتَّبِعُ مَا …»: (نگا: بقره / ۱۷۰).
«السَّعِیرِ»: آتش زبانهکش و فروزان (نگا: نساء / ۱۰ و ۵۵، حجّ / ۴).]]
۱۲۹۸ـ وَمَن یُسْلِمْ وَجْهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌۭ
فَقَدِ ٱسْتَمْسَکَ بِٱلْعُرْوَهِ ٱلْوُثْقَىٰ ۗ وَإِلَى ٱللَّهِ عَـٰقِبَهُ ٱلْأُمُورِ [۳۱:۲۲]
کسی که (دل به خدا دهد و) مطیعانه رو
به خدا کند، در حالی که نیکوکار باشد، به دستاویز بسیار محکمی چنگ زده است.
سرانجام همهی کارها به خدا بازگشت داده میشود (و حسنات را پاداش، و سیّئات را
پادافره میدهد). [[«یُسْلِمْ وَجْهَهُ»: مراد خلوص در عبادت است (نگا: بقره /
۱۱۲، نساء / ۱۲۵). «إِسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی»: (نگا: بقره /
۲۵۶).]]
۱۲۹۹ـ وَمَن کَفَرَ فَلَا
یَحْزُنکَ کُفْرُهُۥٓ ۚ إِلَیْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا
عَمِلُوٓا۟ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ [۳۱:۲۳]
کسی که کافر شود (و این حقائق روشن را
انکار کند) کفر او تو را غمگین نسازد. بازگشت آنان به سوی ما است و ما ایشان را
از کارهائی که کردهاند آگاه میسازیم (و نتائج تلخ و شوم اعمالشان را بدیشان
خواهیم چشاند). خدا مسلّماً از آنچه در درون سینهها (از نیّات و رازها) است،
کاملاً آگاه است. [[«ذَاتِ الصُّدُورِ»: (نگا: آلعمران / ۱۱۹ و ۱۵۴).]]
۱۳۰۰ـ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ
لَیَقُولُنَّ ٱللَّهُ ۚ
قُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ۚ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ [۳۱:۲۵]
هر گاه از آنان (که معتقد به انبازها و
شرکاء هستند) بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ حتماً میگویند: خدا.
(چرا که بتها و سایر انبازها سازندهی چیزی نبوده و بلکه خودشان ساخته و
مخلوقند). بگو: ستایش خدا را (که مسأله آن اندازه روشن است که خودتان بدان
اعتراف میکنید). ولی اکثر آنان (چندان چیزی) نمیدانند (و این است که به مقتضی
اعتراف خود عمل نمینمایند و عبادت را تنها منحصر به خدا نمیکنند). [[«وَ لَئِن
سَأَلَتَهُمْ …»: (نگا: عنکبوت / ۶۱ و ۶۳).]]
۱۳۰۱ـ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِیدُ [۳۱:۲۶]
از آن خدا است آنچه در آسمانها و زمین
است. لذا خدا بینیاز (از عبادت انسانها) و ستوده (از طرف همهی آفریدههای
جهان) است. [[«هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»: (نگا: بقره / ۲۶۷، حجّ / ۶۴).]]
۱۳۰۲ـ وَلَوْ أَنَّمَا فِى ٱلْأَرْضِ مِن شَجَرَهٍ أَقْلَـٰمٌۭ وَٱلْبَحْرُ
یَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ سَبْعَهُ أَبْحُرٍۢ مَّا نَفِدَتْ کَلِمَـٰتُ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌۭ [۳۱:۲۷]
اگر همهی درختانی که روی زمین هستند
قلم شوند، و دریا (برای آن مرکّب گردد) و هفت دریا کمک این دریا شود (و با آن
مخلوقات خدا یادداشت گردد، قلمها میشکنند و مرکّبها میخشکند، ولی) مخلوقات خدا
پایان نمیگیرند. خداوند عزیز و حکیم است (میداند چه چیزها را باید بیافریند و
چگونه بیافریند). [[«یَمُدُّهُ»: کمکش کند. یعنی مرکب گردد و بر آن بیفزاید
(نگا: کهف / ۱۰۹). «مِن بَعْدِهِ»: مراد بعد از تمام شدن مرکّب دریا. «سَبْعَهُ
أَبْحُرٍ»: هفت دریا. مراد کثرت است نه تحدید. یعنی دریاها و دریاها. «مَا
نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللهِ»: سخنان خدا که بیانگر علم خدا است پایان نمیگیرد.
آفریدههای خدا به پایان نمیرسند (نگا: کهف / ۱۰۹). آیه درباره ترسیمی از علم
نامتناهی خدا یا مخلوقات بیحدّ و حصر خدا است.]]
۱۳۰۳ـ مَّا خَلْقُکُمْ وَلَا بَعْثُکُمْ إِلَّا کَنَفْسٍۢ وَٰحِدَهٍ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِیعٌۢ بَصِیرٌ [۳۱:۲۸]
آفرینش شما (در آغاز) و زنده گرداندن
شما (در انجام) جز همسان (آفرینش و زنده گرداندن) فردی نیست. خداوند شنوا و بینا
است (و اقوال و اعمال بندگان از او نهان نمیباشد). [[«خَلْقُکُمْ»: آفریدن شما
در ابتداء جهان. «بَعْثُکُمْ»: زنده گرداندن شما پس از مرگ در انتهای جهان.
«کَنَفْسٍ وَاحِدَهٍ»: آفرینش یک انسان و زنده گرداندن او، با آفرینش همه
انسانها و زنده گرداندن ایشان هیچ تفاوتی ندارد، و اصلاً مفاهیمی همچون «سخت» و
«آسان» و «کوچک» و «بزرگ» در برابر قدرت بیانتهاء خدا معنی ندارد.]]
۱۳۰۴ـ أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ یُولِجُ ٱلَّیْلَ فِى ٱلنَّهَارِ
وَیُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّیْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ کُلٌّۭ
یَجْرِىٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌۭ [۳۱:۲۹]
آیا ندیدهای که خداوند شب را در روز،
و روز را در شب داخل میگرداند، و خورشید و ماه را مسخّر کرده (و در مسیر منافع
انسانها به جریان انداخته است)؟ و این که هر کدام تا سرآمد معیّنی به حرکت خود
ادامه میدهند (و این نظم و نظام با پایان گرفتن دنیا، پایان مییابد) و خداوند
از آنچه انجام میدهید آگاه است؟ [[«یُولِجُ الَّیْلَ فِی …»: (نگا: آلعمران
/ ۲۷). «أَجَلٍ مُّسَمّیً»: مدّت محدود و معیّن که پایان این جهان و فرارسیدن آن
جهان است.]]
۱۳۰۵ـ ذَٰلِکَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْحَقُّ وَأَنَّ مَا یَدْعُونَ
مِن دُونِهِ ٱلْبَـٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْکَبِیرُ [۳۱:۳۰]
این (آفریدههای عجیب و غریبی را که میبینید)
دلیل بر آن است که خداوند حق است، و آنچه را که بجز او به فریاد میخوانید و
عبادت مینمائید باطل است، و خداوند والا مقام و بزرگوار (و بالاتر و برتر از
آن) است (که به توصیف درآید). [[«بِأَنَّ اللهَ هُوَ الْحَقُّ»: این بدان سبب
است که خدا حق است. اینها بیانگر آن است که خدا حق است. یعنی چون خدا حق است
چنین عجائب و غرائبی را آفریده است. یا این که آفرینش اینها دلیل بر حقّانیّت
خدا است.]]
۱۳۰۶ـ أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱلْفُلْکَ تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِنِعْمَتِ
ٱللَّهِ لِیُرِیَکُم مِّنْ ءَایَـٰتِهِۦٓ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِکَ لَءَایَـٰتٍۢ لِّکُلِّ صَبَّارٍۢ شَکُورٍۢ
[۳۱:۳۱]
آیا ندیدهای کشتیها بر صفحهی دریاها
به فرمان الله، و در پرتو نعمت خدا حرکت میکنند، تا او گوشهای از نشانههای
(قدرت) خود را به شما بنمایاند. قطعاً در این (گشت و گذار کشتیها در گسترهی
دریاها) نشانههای بزرگی (بر قدرت خدا) است برای کسانی که بس شکیبا و بسیار
سپاسگزار باشند. [[«بِنِعْمَهِ اللهِ»: در پرتو احسان خدا. چرا که آبها را با
وزن مخصوص و کشتیها را با مشخّصات محدود بیافریده است و شرائط حرکت آنها را فراهم
فرموده است.]]