سوره ی محمد
۱۵۶۴ـ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ وَصَدُّوا۟ عَن سَبِیلِ ٱللَّهِ أَضَلَّ
أَعْمَـٰلَهُمْ [۴۷:۱]
کسانی که کافر میگردند و مردمان را از راه خدا باز میدارند،
خدا همهی کارهای (نیک) ایشان را باطل (قلمداد و بیاجر) مینماید. [[«صَدُّوا»:
بازداشتند. ممانعت بعمل آوردند. «أَضَلَّ»: خدا باطل کرد و سود و اجر آن را از
میان برد (نگا: فرقان / ۲۳).]]
۱۵۶۵ـ ذَٰلِکَ بِأَنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ ٱتَّبَعُوا۟ ٱلْبَـٰطِلَ
وَأَنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّبَعُوا۟ ٱلْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ ۚ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَـٰلَهُمْ [۴۷:۳]
این بدان خاطر است که کافران از باطل پیروی میکنند و
مؤمنان از حقی پیروی میکنند که از سوی پروردگارشان آمده است. اینگونه خدا برای
مردم مثالهای (حسنات یا سیّئات) ایشان را بیان میدارد. [[«ذلِکَ»: اشاره به ابطال
اعمال کافران، و عفو سیئات و اصلاح حال مؤمنان است. «أَمْثَالَهُمْ»: ضربالمثلهای
احوال و اوصاف دو گروه کافر و مؤمن. چرا که برای همگان روشن است که کافر دائماً از
حق گریزان و به دنبال باطل روان است. و مؤمن همیشه از حق پیروی میکند و متمسک
بدان است. سرانجام آن، زیان و نقمت، و سرانجام این، سود و نعمت است.]]
۱۵۶۶ـ فَإِذَا لَقِیتُمُ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ فَضَرْبَ ٱلرِّقَابِ
حَتَّىٰٓ إِذَآ أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا۟ ٱلْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّۢا بَعْدُ
وَإِمَّا فِدَآءً حَتَّىٰ تَضَعَ ٱلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ۚ ذَٰلِکَ وَلَوْ یَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنْهُمْ
وَلَـٰکِن لِّیَبْلُوَا۟ بَعْضَکُم بِبَعْضٍۢ ۗ وَٱلَّذِینَ قُتِلُوا۟ فِى سَبِیلِ ٱللَّهِ فَلَن یُضِلَّ
أَعْمَـٰلَهُمْ [۴۷:۴]
هنگامی که با کافران (در میدان جنگ) روبهرو میشوید،
گردنهایشان را بزنید، و همچنان ادامه دهید تا به اندازهی کافی دشمن را (با کشتن و
زخمیکردن) ضعیف و درهم میکوبید. در این هنگام (اسیران را) محکم ببندید، بعدها یا
بر آنان منّت میگذارید (و بدون عوض آزادشان میکنید) و یا (در برابر آزادی از
آنان) فدیه میگیرید (خواه با معاوضهی اسراء و خواه با دریافت اموال. این وضع
همچنان ادامه خواهد داشت) تا جنگ بارهای سنگین خود را بر زمین مینهد و نبرد پایان
میگیرد. برنامه این است، و اگر خدا میخواست خودش (از طریقهای دیگری همچون طوفان
و زلزله و سیل و غرق و به زمین فرو بردن، و سایر بلایا و مصائب، بدون جنگ شما) از
آنان انتقام میگرفت. امّا خدا خواسته است بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید
(و مؤمنان راستین را با جهاد با کافران امتحان نماید). کسانی که در راه خدا کشته
میشوند، خداوند هرگز کارهایشان را نادیده نمیگیرد و بیمزد نمیگذارد.
[[«الْوَثَاقَ»: ریسمان و طنابی که اسیران و بندیان با آن محکم بسته میشوند.
«مَنّاً»: منّت نهادن. مراد آزاد کردن اسیر بدون عوض و تاوان و غرامت جنگی از دشمن
است. «فِدَآءً»: فدیه. تاوان و غرامت جنگی. «أَثْخَنتُمُوهُمْ»: ایشان را با کشتن
و مجروح کردن ضعیف کردید و از پای درآوردید (نگا: انفال / ۶۷). «أَوْزَار»: جمع
وِزْر، بارهای سنگین (نگا: نحل / ۲۵، طه / ۸۷). «حَتّی تَضَعَ الْحَرْبُ
أَوْزَارَهَا»: تا جنگ به پایان میرسد. «ذلِکَ»: برنامه این است. به همین منوال
است. «إِنتَصَرَ مِنْهُمْ»: بر آنان چیره و از ایشان انتقام گرفت. «فَلَن یُضِلَّ
…»: (نگا: محمد / ۱).]]
۱۵۶۷ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تَنصُرُوا۟ ٱللَّهَ
یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ [۴۷:۷]
شکلک های محدثه
“سوره ی محمد “
۱۵۶۴ـ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ وَصَدُّوا۟ عَن سَبِیلِ ٱللَّهِ أَضَلَّ
أَعْمَـٰلَهُمْ [۴۷:۱]
کسانی که کافر میگردند و مردمان را از راه خدا باز میدارند،
خدا همهی کارهای (نیک) ایشان را باطل (قلمداد و بیاجر) مینماید. [[«صَدُّوا»:
بازداشتند. ممانعت بعمل آوردند. «أَضَلَّ»: خدا باطل کرد و سود و اجر آن را از
میان برد (نگا: فرقان / ۲۳).]]
۱۵۶۵ـ ذَٰلِکَ بِأَنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ ٱتَّبَعُوا۟ ٱلْبَـٰطِلَ
وَأَنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّبَعُوا۟ ٱلْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ ۚ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَـٰلَهُمْ [۴۷:۳]
این بدان خاطر است که کافران از باطل پیروی میکنند و
مؤمنان از حقی پیروی میکنند که از سوی پروردگارشان آمده است. اینگونه خدا برای
مردم مثالهای (حسنات یا سیّئات) ایشان را بیان میدارد. [[«ذلِکَ»: اشاره به ابطال
اعمال کافران، و عفو سیئات و اصلاح حال مؤمنان است. «أَمْثَالَهُمْ»: ضربالمثلهای
احوال و اوصاف دو گروه کافر و مؤمن. چرا که برای همگان روشن است که کافر دائماً از
حق گریزان و به دنبال باطل روان است. و مؤمن همیشه از حق پیروی میکند و متمسک
بدان است. سرانجام آن، زیان و نقمت، و سرانجام این، سود و نعمت است.]]
۱۵۶۶ـ فَإِذَا لَقِیتُمُ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ فَضَرْبَ ٱلرِّقَابِ
حَتَّىٰٓ إِذَآ أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا۟ ٱلْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّۢا بَعْدُ
وَإِمَّا فِدَآءً حَتَّىٰ تَضَعَ ٱلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ۚ ذَٰلِکَ وَلَوْ یَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنْهُمْ
وَلَـٰکِن لِّیَبْلُوَا۟ بَعْضَکُم بِبَعْضٍۢ ۗ وَٱلَّذِینَ قُتِلُوا۟ فِى سَبِیلِ ٱللَّهِ فَلَن یُضِلَّ
أَعْمَـٰلَهُمْ [۴۷:۴]
هنگامی که با کافران (در میدان جنگ) روبهرو میشوید،
گردنهایشان را بزنید، و همچنان ادامه دهید تا به اندازهی کافی دشمن را (با کشتن و
زخمیکردن) ضعیف و درهم میکوبید. در این هنگام (اسیران را) محکم ببندید، بعدها یا
بر آنان منّت میگذارید (و بدون عوض آزادشان میکنید) و یا (در برابر آزادی از
آنان) فدیه میگیرید (خواه با معاوضهی اسراء و خواه با دریافت اموال. این وضع
همچنان ادامه خواهد داشت) تا جنگ بارهای سنگین خود را بر زمین مینهد و نبرد پایان
میگیرد. برنامه این است، و اگر خدا میخواست خودش (از طریقهای دیگری همچون طوفان
و زلزله و سیل و غرق و به زمین فرو بردن، و سایر بلایا و مصائب، بدون جنگ شما) از
آنان انتقام میگرفت. امّا خدا خواسته است بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید
(و مؤمنان راستین را با جهاد با کافران امتحان نماید). کسانی که در راه خدا کشته
میشوند، خداوند هرگز کارهایشان را نادیده نمیگیرد و بیمزد نمیگذارد.
[[«الْوَثَاقَ»: ریسمان و طنابی که اسیران و بندیان با آن محکم بسته میشوند.
«مَنّاً»: منّت نهادن. مراد آزاد کردن اسیر بدون عوض و تاوان و غرامت جنگی از دشمن
است. «فِدَآءً»: فدیه. تاوان و غرامت جنگی. «أَثْخَنتُمُوهُمْ»: ایشان را با کشتن
و مجروح کردن ضعیف کردید و از پای درآوردید (نگا: انفال / ۶۷). «أَوْزَار»: جمع
وِزْر، بارهای سنگین (نگا: نحل / ۲۵، طه / ۸۷). «حَتّی تَضَعَ الْحَرْبُ
أَوْزَارَهَا»: تا جنگ به پایان میرسد. «ذلِکَ»: برنامه این است. به همین منوال
است. «إِنتَصَرَ مِنْهُمْ»: بر آنان چیره و از ایشان انتقام گرفت. «فَلَن یُضِلَّ
…»: (نگا: محمد / ۱).]]
۱۵۶۷ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تَنصُرُوا۟ ٱللَّهَ
یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ [۴۷:۷]
ای مؤمنان! اگر (دین) خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری میکند
(و بر دشمنانتان پیروز میگرداند) و گامهایتان را استوار میدارد (و کار و بارتان
را استقرار میبخشد). [[«یُثَبِّتْ»: (نگا: بقره / ۲۵۰، آلعمران / ۱۴۷، انفال /
۱۱ و ۱۲).]]
۱۵۶۸ـ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ
فَأَحْبَطَ أَعْمَـٰلَهُمْ [۴۷:۹]
این بدان خاطر است که چیزی را که خداوند فرو فرستاده است
دوست نمیدارند، و لذا خدا کارهای (نیک) ایشان را هم باطل و بیسود میگرداند.
[[«ذلِکَ»: این هلاک کافران و پوچ شدن اعمال ایشان. «مَا»: قرآن و تکالیف آسمانی.]]
۱۵۶۹ـ أَفَلَمْ یَسِیرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَیَنظُرُوا۟ کَیْفَ کَانَ
عَـٰقِبَهُ ٱلَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ دَمَّرَ ٱللَّهُ عَلَیْهِمْ ۖ وَلِلْکَـٰفِرِینَ أَمْثَـٰلُهَا [۴۷:۱۰]
آیا در زمین به گشت و گذار نپرداختهاند تا ببینند عاقبت
کسانی که پیش از ایشان بودهاند به کجا کشیده و چه شده است؟ خداوند آنان را نابود
ساخته است (و دمار از روزگارشان را بدر آورده است)، و برای کافران امثال این عواقب
و مجازاتها خواهد بود. [[«دَمَّرَ»: هلاک و نابود ساخته است (نگا: اعراف / ۱۳۷،
شعراء / ۱۷۲، نمل / ۵۱). «أَمْثَالُهَا»: امثال چنین عاقبت یا عقوبتی.]]
۱۵۷۰ـ ذَٰلِکَ بِأَنَّ ٱللَّهَ مَوْلَى ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟
وَأَنَّ ٱلْکَـٰفِرِینَ لَا مَوْلَىٰ لَهُمْ [۴۷:۱۱]
این (عاقبت نیک مؤمنان و عاقبت سوء کافران) بدان خاطر است
که خداوند سرپرست و یاور مؤمنان است، ولیکن کافران هیچ گونه سرپرست و یاوری
ندارند. [[«مَوْلی»: (نگا: انفال / ۴۰، حج / ۱۳ و ۷۸، دخان / ۴۱).]]
۱۵۷۱ـ إِنَّ ٱللَّهَ یُدْخِلُ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟
ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ ۖ وَٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا
تَأْکُلُ ٱلْأَنْعَـٰمُ وَٱلنَّارُ مَثْوًۭى لَّهُمْ [۴۷:۱۲]
خداوند کسانی را که ایمان بیاورند و کارهای شایسته و بایسته
بکنند، به باغهائی از بهشت داخل میگرداند که رودبارها و چشمهسارها در زیر (کاخها
و درختهای) آن روان است. در حالی که کافران (چند روزی از نعمتهای زودگذر جهان)
بهره و لذّت میبرند و همچون چهارپایان (بیخبر و غافل از سرانجام کار) میچرند و
میخورند، و (پس از بدرود حیات و گام نهادن به آخرت) آتش دوزخ جایگاه ایشان است.
[[«یَتَمَتَّعُونَ»: بهرهمند میشوند. لذت میبرند و خوش میگذرانند.]]
۱۵۷۲ـ وَمِنْهُم مَّن
یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتَّىٰٓ إِذَا خَرَجُوا۟
مِنْ عِندِکَ قَالُوا۟ لِلَّذِینَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ مَاذَا قَالَ
ءَانِفًا ۚ أُو۟لَـٰٓئِکَ ٱلَّذِینَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ
وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ [۴۷:۱۶]
در میان منافقان کسانی هستند که به سخنانت گوش فرا میدهند،
امّا هنگامی که از نزد تو بیرون میروند، به کسانی (از علمای صحابه) که (از سوی
خدا) بدیشان علم و دانش بخشیده شده است، میگویند: این مرد الآن چه گفت؟! (آنچه میگوید
بیارزش و یاوه است!) آنان کسانیند که خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است، و از
هواها و هوسهایشان پیروی میکنند. [[«مَن یَسْتَمِعُ»: مراد منافقانی است که در
آیه ۲۰ از آنان سخن میرود. «الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ»: مراد علمای صحابه
کرام، از قبیل: ابنعباس و ابن مسعود است. «هذَا …»: مراد محمد است. «آنِفاً»:
چند لحظه پیش. اکنون. «طَبَعَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِمْ»: (نگا: توبه / ۹۳، نحل /
۱۰۸).]]
۱۵۷۳ـ فَٱعْلَمْ أَنَّهُۥ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱسْتَغْفِرْ
لِذَنۢبِکَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ ۗ وَٱللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَمَثْوَىٰکُمْ [۴۷:۱۹]
بدان که قطعاً هیچ معبودی جز الله وجود ندارد. برای گناهان
خود و مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه. خدا از حرکات و سکناتتان کاملاً آگاه است (و
میداند به کجا میروید و در کجا زندگی میکنید و چه میکنید و چه نمیکنید).
[[«إسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ»: (نگا: غافر / ۵۵). «مُتَقَلَّبَ»: جایگاه گشت و گذار و
مسیر حرکت. جنبش و حرکت. رفت و آمد. سیر و سیاحت. حال به حال شدن. «مَثْوی»:
جایگاه. اقامت گزیدن (نگا: یوسف / ۲۱ و ۲۳). «مُتَقَلَّبَکُمْ وَ مَثْوَاکُمْ»: جا
و مکان، ظاهر و آشکار، درون و بیرون، راز و نجوا، نیت و اندیشه، رفت و آمد، سفر و
حضر، کردار و رفتار، و بالاخره همه حرکات و سکنات شما.]]
۱۵۷۴ـ طَاعَهٌۭ وَقَوْلٌۭ مَّعْرُوفٌۭ ۚ فَإِذَا عَزَمَ ٱلْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا۟ ٱللَّهَ لَکَانَ
خَیْرًۭا لَّهُمْ [۴۷:۲۱]
اطاعت (از خدا و پیغمبر) و بیان سخنان نیک (و سنجیدهای که
شرعپسند باشد، برای آنان بهتر و به حالشان سودمندتر است). هنگامی که کار جدّی میشود
(و جهادگران آمادهی حرکت به سوی رزمگاه میگردند) اگر با خدا راست باشند (و ایمان
صادقانه و فرمانبرداری مخلصانه داشته باشند، از دوروئی و بزدلی) برای ایشان بهتر
خواهد بود. [[«طَعَزَمَ»: جدّی شد.]]
۱۵۷۵ـ أُو۟لَـٰٓئِکَ ٱلَّذِینَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ
وَأَعْمَىٰٓ أَبْصَـٰرَهُمْ [۴۷:۲۳]
آنان کسانیند که خداوند ایشان را نفرین و از رحمت خویش بدور
داشته است، لذا گوشهایشان را (از شنیدن حق) کر، و چشمانشان را (از دیدن راه هدایت
و سعادت) کور کرده است. [[«أَصَمَّهُمْ»: ایشان را کر کرده است. «أَعْمی»: کور
کرده است.]]
۱۵۷۶ـ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لِلَّذِینَ کَرِهُوا۟ مَا
نَزَّلَ ٱللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِى بَعْضِ ٱلْأَمْرِ ۖ وَٱللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ [۴۷:۲۶]
این (چرخ زدن و از دین برگشتن) بدان خاطر است که به کسانی
که دشمن چیزی هستند که خدا فرو فرستاده است، گفته بودند: در برخی از کارها از شما
اطاعت و پیروی میکنیم! خدا آگاه از پنهانکاری ایشان میباشد. [[«الَّذِینَ
کَرِهُوا …»: مراد یهودیان بنیقریظه و بنینضیر است (نگا: احزاب / ۲۶ و ۲۷).
«کَرِهُوا»: دشمن داشتهاند. نپسندیدهاند. «بَعْضِ الأمْرِ»: (نگا: حشر / ۱۱ و
۱۲). «إِسرَار»: پنهانکاری. مراد پنهان کردن و مخفی داشتن مکر و کید است.]]
۱۵۷۷ـ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمُ ٱتَّبَعُوا۟ مَآ أَسْخَطَ ٱللَّهَ
وَکَرِهُوا۟ رِضْوَٰنَهُۥ فَأَحْبَطَ أَعْمَـٰلَهُمْ [۴۷:۲۸]
این گونه (جان برگرفتن ایشان) بدان خاطر است که آنان بدنبال
چیزی میروند که خدای را بر سر خشم میآورد، و از چیزی که موجب خوشنودی او است
بدشان میآید، و لذا خداوند کارهای (نیک) ایشان را باطل و بیسود میگرداند.
[[«أَسْخَطَ»: خشمگین گرداند. «رِضْوانَهُ»: رضایت و خوشنودی او.]]
۱۵۷۸ـ أَمْ حَسِبَ ٱلَّذِینَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن
یُخْرِجَ ٱللَّهُ أَضْغَـٰنَهُمْ [۴۷:۲۹]
آیا کسانی که در دلهایشان بیماری (نفاق و کینهتوزی اسلام)
است، گمان میبرند خدا کینهها و دشمنانگیهای ایشان را (که از اسلام و مسلمین در
دل دارند) ظاهر و برملا نمیگرداند؟ [[«أَضْغان»: جمع ضِعْن، حقد و کینههای شدید.
«لَن یُخْرِجَ …»: (نگا: توبه / ۶۴).]]