سوره مریم
۱۰۵۰ـ قَالَ إِنِّى عَبْدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِىَ ٱلْکِتَـٰبَ
وَجَعَلَنِى نَبِیًّۭا [۱۹:۳۰]
(هنگامی که عیسی سخن ایشان را شنید) گفت: من بندهی خدایم، برای من
کتاب (آسمانی انجیل) را خواهد فرستاد و مرا پیغمبر خواهد کرد.
۱۰۵۱ـ مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍۢ ۖ سُبْحَـٰنَهُۥٓ ۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُۥ کُن
فَیَکُونُ [۱۹:۳۵]
سزاوار خداوند نیست که فرزندی داشته باشد. او منزّه (از
اتّخاذ و انتخاب فرزند، و به دور از این گونه عیبها و نقصها) است. هرگاه ارادهی
پدید آوردن چیزی و انجام کاری کند، تنها کافی است راجع بدان بگوید: بشو! و میشود.
(پس چنین قادر متعالی هرگز نیازی به فرزند ندارد). [[«قَضَی»: اراده کرد.]]
۱۰۵۲ـ وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّکُمْ فَٱعْبُدُوهُ ۚ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِیمٌۭ [۱۹:۳۶]
و تنها خداوند، پروردگار من و پروردگار شما است، پس او را
پرستش کنید (و بس). این است راه راست (و درست منتهی به نجات و سعادت). [[«هذا»:
این راهی که شما را بدان دعوت کردم (نگا: زخرف / ۶۳ و ۶۴).]]
۱۰۵۳ـ وَأَعْتَزِلُکُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ
وَأَدْعُوا۟ رَبِّى عَسَىٰٓ أَلَّآ أَکُونَ بِدُعَآءِ رَبِّى شَقِیًّۭا [۱۹:۴۸]
و از شما (ای پدر! و ای قوم بتپرست!) و از آنچه بجز خدا میپرستید
کنارهگیری و دوری میکنم، و تنها پروردگارم را میپرستم. امید است در پرستش
پروردگارم (طاعت و عبادت من پذیرفته شود و) بدبخت و نومید نگردم. [[«تَدْعُونَ»:
عبادت میکنید. به کمک میطلبید و به فریاد میخوانید. «أَدْعُو»: میپرستم. به
فریاد میخوانم. الف زائدی در رسمالخطّ قرآنی دارد. «بِدُعَآءِ»: در پرستش. در به
کمک طلبیدن. حرف (بِ) به معنی (فی) است. «شَقِیّاً»: (نگا: مریم / ۴). معنی دیگر
آیه: من از شما (پدر، و قوم بتپرست) و از آنچه بجز خدا میپرستید، کنارهگیری میکنم،
و تنها پروردگارم را به فریاد میخوانم. امید است که دعای من در پیشگاه پروردگارم
بیپاسخ نماند.]]
۱۰۵۴ـ فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ
وَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَیَعْقُوبَ ۖ وَکُلًّۭا جَعَلْنَا نَبِیًّۭا [۱۹:۴۹]
سوره مریم
۱۰۵۰ـ قَالَ إِنِّى عَبْدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِىَ ٱلْکِتَـٰبَ
وَجَعَلَنِى نَبِیًّۭا [۱۹:۳۰]
(هنگامی که عیسی سخن ایشان را شنید) گفت: من بندهی خدایم، برای من
کتاب (آسمانی انجیل) را خواهد فرستاد و مرا پیغمبر خواهد کرد.
۱۰۵۱ـ مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍۢ ۖ سُبْحَـٰنَهُۥٓ ۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُۥ کُن
فَیَکُونُ [۱۹:۳۵]
سزاوار خداوند نیست که فرزندی داشته باشد. او منزّه (از
اتّخاذ و انتخاب فرزند، و به دور از این گونه عیبها و نقصها) است. هرگاه ارادهی
پدید آوردن چیزی و انجام کاری کند، تنها کافی است راجع بدان بگوید: بشو! و میشود.
(پس چنین قادر متعالی هرگز نیازی به فرزند ندارد). [[«قَضَی»: اراده کرد.]]
۱۰۵۲ـ وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّکُمْ فَٱعْبُدُوهُ ۚ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِیمٌۭ [۱۹:۳۶]
و تنها خداوند، پروردگار من و پروردگار شما است، پس او را
پرستش کنید (و بس). این است راه راست (و درست منتهی به نجات و سعادت). [[«هذا»:
این راهی که شما را بدان دعوت کردم (نگا: زخرف / ۶۳ و ۶۴).]]
۱۰۵۳ـ وَأَعْتَزِلُکُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ
وَأَدْعُوا۟ رَبِّى عَسَىٰٓ أَلَّآ أَکُونَ بِدُعَآءِ رَبِّى شَقِیًّۭا [۱۹:۴۸]
و از شما (ای پدر! و ای قوم بتپرست!) و از آنچه بجز خدا میپرستید
کنارهگیری و دوری میکنم، و تنها پروردگارم را میپرستم. امید است در پرستش
پروردگارم (طاعت و عبادت من پذیرفته شود و) بدبخت و نومید نگردم. [[«تَدْعُونَ»:
عبادت میکنید. به کمک میطلبید و به فریاد میخوانید. «أَدْعُو»: میپرستم. به
فریاد میخوانم. الف زائدی در رسمالخطّ قرآنی دارد. «بِدُعَآءِ»: در پرستش. در به
کمک طلبیدن. حرف (بِ) به معنی (فی) است. «شَقِیّاً»: (نگا: مریم / ۴). معنی دیگر
آیه: من از شما (پدر، و قوم بتپرست) و از آنچه بجز خدا میپرستید، کنارهگیری میکنم،
و تنها پروردگارم را به فریاد میخوانم. امید است که دعای من در پیشگاه پروردگارم
بیپاسخ نماند.]]
۱۰۵۴ـ فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ
وَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَیَعْقُوبَ ۖ وَکُلًّۭا جَعَلْنَا نَبِیًّۭا [۱۹:۴۹]
هنگامی که از آنان و از چیزهائی که بجز خدا میپرستیدند،
کنارهگیری کرد (و از میان ایشان هجرت نمود)، ما بدو اسحاق و (از اسحاق) یعقوب
بخشیدیم، و هر یک از آنان را پیغمبر بزرگی کردیم. [[«وَهَبْنا لَهُ إسْحَاقَ وَ
یَعْقُوبَ»: اسحاق پسر ابراهیم بوده و یعقوب فرزند اسحاق و نوه ابراهیم است. این
هم مژده دیگری به ابراهیم بود که پسرش اسحاق، دارای فرزند خواهد بود. «کُلاًّ»: هر
یک از اسحاق و یعقوب. هر یک از ابراهیم و اسحاق و یعقوب.]]
۱۰۵۵ـ أُو۟لَـٰٓئِکَ
ٱلَّذِینَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ
ٱلنَّبِیِّۦنَ مِن ذُرِّیَّهِ ءَادَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍۢ
وَمِن
ذُرِّیَّهِ إِبْرَٰهِیمَ وَإِسْرَٰٓءِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا
وَٱجْتَبَیْنَآ ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ ءَایَـٰتُ ٱلرَّحْمَـٰنِ
خَرُّوا۟
سُجَّدًۭا وَبُکِیًّۭا [۱۹:۵۸]
آنان که پیغمبرانی بودند از سُلالهی آدم، و از فرزندان
کسانی که با نوح سوار کشتی کردیم، و از دودمان ابراهیم و یعقوب، و از زمرهی کسانی
که آنان را (به سوی ایمان) رهنمود و (برای رسالت آسمانی) برگزیده بودیم و بدیشان
نعمت (دنیا و آخرت) داده بودیم، هر زمان که آیات خداوند مهربان پیش ایشان تلاوت میشد،
سجدهکنان و گریان به خاک میافتادند. [[«أولئِکَ»: آنان. یعنی انبیاء و رُسُل
دهگانه مذکور، از زکریّا تا ادریس:. «إِسْرَآئِیلَ»: یعقوب. «خَرُّوا»: از بالا
فروافتادند. به روی افتادند. «سُجَّداً»: جمع ساجِد، سجدهکنان. «بُکِیّاً»: جمع
باکی، گریهکنان.]]
۱۰۵۶ـ وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَهًۭ لِّیَکُونُوا۟
لَهُمْ عِزًّۭا [۱۹:۸۱]
(این گونه افراد) بجز خدا، معبودهائی برای خود برگزیدهاند تا این
که چنین معبودهائی مایهی عزّت و احترام (دنیوی و اخروی) ایشان گردند. (در دنیا در
رفع مشکلات یاریشان دهند، و در آخرت برایشان شفاعت و میانجیگری کنند).
سوره طه
۱۰۵۷ـ ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ ٱلْأَسْمَآءُ ٱلْحُسْنَىٰ [۲۰:۸]
او خدا است و جز خدا معبودی نیست. او دارای نامهای نیکو
است. [[«الأسْمآءُ الْحُسْنَی»: نامهای نیکو. وجه تسمیه اسماء حُسنی، بدان جهت است
که بر تنزیه و کمال عظمت و قدرت دلالت دارند (نگا: اعراف / ۱۸۰، اسراء / ۱۱۰).]]
۱۰۵۸ـ إِنَّنِىٓ أَنَا ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّآ أَنَا۠
فَٱعْبُدْنِى وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰهَ لِذِکْرِىٓ [۲۰:۱۴]
من «الله» هستم، و معبودی جز من نیست، پس تنها مرا عبادت
کن، (عبادتی خالص از هرگونه شرکی)، و نماز را بخوان تا (همیشه) به یاد من باشی.
[[«لِذِکْرِی»: برای این که همیشه به یاد من باشی. تا در نماز به ذکر من بپردازی.
به هنگام یاد من. با توجّه به معنی اخیر، حرف (لِ) به معنی (عِندَ) است (نگا:
إسراء / ۷۸).]]
۱۰۵۹ـ قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَیْلَکُمْ لَا تَفْتَرُوا۟ عَلَى
ٱللَّهِ کَذِبًۭا فَیُسْحِتَکُم بِعَذَابٍۢ ۖ وَقَدْ خَابَ مَنِ ٱفْتَرَىٰ [۲۰:۶۱]
موسی خطاب به جادوگران گفت: وای بر شما! بر خدا دروغ نبندید
(و به الوهیّت فرعون باور نکنید، و پیغمبران خدا را تکذیب ننمائید، و معجزات ایشان
را جادو ندانید) که خدا شما را با عذاب (خود) نابود و ریشهکن خواهد ساخت، و شکست
و نومیدی از آن کسانی است که بر خدا دروغ میبندند. [[«وَیْلَکُمْ»: وای بر شما!
نابود شوید! «یُسْحِتَ»: ریشهکن و نابود میگرداند. «خَابَ»: ناامید گردید. شکست
خورد.]]
۱۰۶۰ـ إِنَّآ ءَامَنَّا بِرَبِّنَا لِیَغْفِرَ لَنَا خَطَـٰیَـٰنَا
وَمَآ أَکْرَهْتَنَا عَلَیْهِ مِنَ ٱلسِّحْرِ ۗ وَٱللَّهُ خَیْرٌۭ وَأَبْقَىٰٓ [۲۰:۷۳]
ما به پروردگارمان ایمان آوردهایم تا ببخشاید گناهان ما را
و جادوگریهائی را که بدان وادارمان میکردی. خدا بهتر (از هر کسی) و پایدارتر (از
هر قدرتی) است. [[«خَطَایَا»: خطاها. گناهان و بدیها. «أَکْرَهْتَنَا»: به ما
تحمیل کردی. وادارمان نمودی. این جمله بیانگر این واقعیّت است که جادوگران میدانستند
که جادوگری، گمراهسازی و کار ناپسندی است. فرعون آن را برای به هراس انداختن مردم
از خود، مورد بهرهبرداری قرار میداد.]]
۱۰۶۱ـ إِنَّمَآ إِلَـٰهُکُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِى لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا
هُوَ ۚ
وَسِعَ کُلَّ شَىْءٍ عِلْمًۭا [۲۰:۹۸]
معبود شما تنها الله است، همان خدائی که معبودی جز او نیست.
دانش او همهچیز را فرا گرفته است (و از گذشته و حال و آینده، و آنچه بوده است و
هست و خواهد بود، باخبر است). [[«وَسِعَ»: در بر گرفتهاست. فرا گرفتهاست (نگا:
بقره / ۲۵۵، انعام / ۸۰).]]
۱۰۶۲ـ فَتَعَـٰلَى ٱللَّهُ ٱلْمَلِکُ ٱلْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِٱلْقُرْءَانِ مِن قَبْلِ أَن یُقْضَىٰٓ
إِلَیْکَ وَحْیُهُۥ ۖ
وَقُل رَّبِّ زِدْنِى عِلْمًۭا [۲۰:۱۱۴]
والا مقام خدا است که شاه حقیقی او است (و جملگی فرماندهان
و فرمانبران بدو نیازمندند، و دائرهی امر و نهیش سراسر گسترهی هستی است. ای
پیغمبر! نازل کنندهی قرآن چنین خدای بلندمرتبه و توانائی است. پس به هنگام نزول
قرآن) پیش از این که وحی (آیات) قرآن به پایان برسد، در آن عجله مکن (و تندتند آیهها
را به دنبال جبرئیل تکرار منما و بر زبان مران. چرا که هرچند قرآن مافوق طاقت و
توان انسان است، امّا خدا حافظ و نگهدار آن است و آن را در مغزت ثبت و ضبط مینماید).
بگو: پروردگارا! (در پرتو قرآن) بر دانشم بیفزا (و از قرآن و ابعاد مختلف آن
آگاهترم فرما). [[«تَعَالَی»: والا مقام است. از علوّ و عظمت مطلق برخوردار است.
«لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ»: مراد نهی از عجلهای است که حضرت محمّد به هنگام
دریافت وحی جهت فراگیری و حفظ قرآن داشت، و بدین خاطر با شتاب به دنبال فرشته وحی
جبرئیل امین، آیات قرآنی را تکرار می فرمود (نگا: قیامه / ۱۵ – ۱۷، اعلی / ۶).
«یُقْضَی»: به پایان رسانده شود.]]
سوره انبیاء
۱۰۶۳ـ لَوْ کَانَ فِیهِمَآ ءَالِهَهٌ إِلَّا ٱللَّهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ رَبِّ ٱلْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ [۲۱:۲۲]
اگر در آسمانها و زمین، غیر از یزدان، معبودها و خدایانی میبودند
و (امور جهان را میچرخاندند) قطعاً آسمانها و زمین تباه میگردید (و نظام گیتی به
هم میخورد. چرا که بودن دو شاه در کشوری و دو رئیس در ادارهای، نظم و ترتیب را
به هم میزند). لذا یزدان صاحب سلطنت جهان، بسی برتر از آن چیزهائی است که ایشان
(بدو نسبت میدهند و) بر زبان میرانند. [[«إِلاّ»: غیر از (نگا: هود / ۳۶).
«الْعَرْشِ»: تخت سلطنت جهان. کنایه از عزّت و قدرت و فرماندهی است (نگا: أعراف /
۵۴). موجود ناشناختهای که انسان به حقیقت آن پی نمیبرد (نگا: حاقّه / ۱۷).]]
۱۰۶۴ـ وَتَٱللَّهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنَـٰمَکُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا۟
مُدْبِرِینَ [۲۱:۵۷]
(آن گاه ابراهیم آهسته) گفت: به خدا سوگند! من نسبت به بتانتان
قطعاً چارهاندیشی میکنم (و نقشهای برای نابودیشان خواهم کشید) وقتی که پشت
بکنید و بروید (و برای مراسم عید بیرون شهر روید و از آنها دور شوید).
[[«لاَکِیدَنَّ»: حتماً نقشه نابودی بتها را میکشم و چارهسازی میکنم.
«تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ»: هرگاه بروید و پشت کنید و دور شوید.]]
۱۰۶۵ـ قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا یَنفَعُکُمْ
شَیْـًۭٔا وَلَا یَضُرُّکُمْ [۲۱:۶۶]
(ابراهیم) گفت: آیا به جای خداوند (جهان و خالق انسان) چیزهائی را
میپرستید که کمترین سود و زیانی به شما نمیرسانند؟ [[«مِن دُونِ اللهِ»: به جای
خدا.]]
۱۰۶۶ـ أُفٍّۢ لَّکُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ [۲۱:۶۷]
وای بر شما! و وای برچیزهائی که به جای خدا میپرستید! آیا
نمیفهمید (که از این مجسّمهها و تندیسها کاری ساخته نیست و شایستهی پرستش
نیستند؟). [[«اُفٍّ لَّکُمْ»: اف بر شما. بیزارم از شما به سبب کاری که میکنید.]]
۱۰۶۷ـ إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ
جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَٰرِدُونَ [۲۱:۹۸]
(ای کافران ستمگر!) شما و چیزهائی که جز خدا میپرستید آتشگیره و
هیزم دوزخ خواهید بود. شما حتماً وارد آن میگردید. [[«حَصَبُ»: آتشگیره. هیزم و
آنچه برای شعلهور شدن و تافتن تنور به داخل آن میاندازند.]]
سوره حج
۱۰۶۸ـ یَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَهٍ عَمَّآ
أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ کُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى ٱلنَّاسَ سُکَـٰرَىٰ
وَمَا هُم بِسُکَـٰرَىٰ وَلَـٰکِنَّ عَذَابَ ٱللَّهِ شَدِیدٌۭ [۲۲:۲]
روزی که زلزلهی رستاخیز را میبینید (آنچنان هول و هراس
سرتا پای مردمان را فرا میگیرد که حتّی) همهی زنان شیردهی که پستان به دهان طفل
شیرخوار خود نهادهاند، کودک خود را رها و فراموش میکنند. و جملگی زنان باردار
(از خوف این صحنهی بیمناک) سقط جنین مینمایند، و (تو ای بیننده!) مردمان را مست
میبینی، ولی مست نیستند و بلکه عذاب خدا سخت (وحشتناک و هراسانگیز) است (و توازن
ایشان را به هم زده است و لذا آنان را آشفته و خراب، با چشمان از حدقه به در آمده
و با گامهای افتان و خیزان، و با وضع بیسر و سامان و حال پریشان میبینی).
[[«تَذْهَلُ»: رها و فراموش میکند. غافل و بیخبر میگردد. «مُرْضِعَهٍ»: زن
شیردهی که پستان در دهان نوزاد نهاده و به شیر دادن مشغول باشد. «عَمَّا»: از
فرزندی که. استعمال (ما) به جای (مَن) شایع و فراوان است (نگا: آلعمران / ۳۶، نسأ
/ ۳). «ذاتِ حَمْلٍ»: باردار. «سُکَارَی»: جمع سَکْران، مستان (نگا: نساء / ۴۳).
یادآوری: خوف و هراس هنگامه رستاخیز جنبه عمومی ندارد و شامل کسانی نمیشود که در
دنیا فرمانبردار اوامر و نواهی الهی بودهاند (نگا: بقره / ۳۸: آلعمران / ۱۷۰:
نمل / ۸۷ و ۸۹، انبیاء / ۱۰۳).]]
۱۰۶۹ـ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یُجَـٰدِلُ فِى ٱللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍۢ
وَیَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطَـٰنٍۢ مَّرِیدٍۢ [۲۲:۳]
گروهی از مردم بدون هیچ علم و دانشی (و بلکه تنها از روی
تقلید و هواپرستی) دربارهی (شناخت) یزدان (و مسألهی توحید خداوند منّان، و احیاء
مردگان، و رستاخیز همگان به فرمان خالق جهان) به مجادله برمیخیزند، و (در این
امر، طبیعی است، نه از دانش و منطق، بلکه) از هرگونه شیطان (انس و جنّ) سرکشی،
پیروی مینمایند (و برابر نقشه و برنامه و حیله و دام همهی شیاطین و شیاطین صفتان
عمل میکنند). [[«یُجَادِلُ فِی اللهِ»: درباره ذات و صفات و افعال و اعمال خدا
ستیزهگری میکند. «شَیْطَانٍ»: مراد اهریمن انس و جنّ است (نگا: بقره / ۱۴، انعام
/ ۱۱۲). «یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطَانٍ»: در این جدال از هر اهریمنی پیروی میکند. در
همه اعمال و اقوال از هر اهریمنی پیروی میکند. «مَرِیدٍ»: متمرّد و سرکش.]]