موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات مشتمل بر الله در سوره نحل، اسراء، کهف


سوره ی نحل
۹۶۳ـ أَتَىٰٓ أَمْرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ ۚ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا یُشْرِکُونَ [۱۶:۱]

(ای مشرکان! آنچه خدا به شما در روز قیامت
وعده داده است، چون حتمی و قریب‌الوقوع است، انگار هم اینک برای وقوع آن) فرمان
خدا در رسیده است، پس (مسخره‌کنان نگوئید که اگر راست می‌گوئید که قیامتی هست از
خدا بخواهید هرچه زودتر عذاب آن را بنمایاند! استهزاءکنان) آن را به شتاب
مخواهید. (خداوند جهان) منزّه (از اوصافی است که مشرکان درباره‌ی او بر زبان می‌رانند،
و دور) و برتر از چیزهائی است که (آنان) انباز (خداوند تبارک و تعالی) می‌سازند.
[[«أَتَی»: آمد. فرا رسید. «أَمْرُ»: دستور. در اینجا مراد چیزی است که بدان
دستور داده می‌شود که قیامت است (نگا: انبیاء / ۱ و قمر / ۱). «فَلا
تَسْتَعْجِلُوهُ»: به شتاب آن را مخواهید. در فرارسیدن آن شتاب مکنید.
«تَعالَی»: بالاتر از آن است. به دور از آن است (نگا: انعام / ۱۰۰، اعراف / ۱۹۰،
یونس / ۱۸).]]

۹۶۴ـ وَعَلَى ٱللَّهِ قَصْدُ ٱلسَّبِیلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌۭ ۚ وَلَوْ شَآءَ لَهَدَىٰکُمْ أَجْمَعِینَ [۱۶:۹]

(هدایت مردمان به) راه راست بر خدا است،
(راهی که منتهی به خیر و حق می‌گردد)، و برخی از راهها منحرف و بیراهه است (و
منتهی به خیر و حق نمی‌گردد). و اگر خدا می‌خواست همه‌ی شما را (به اجبار به راه
راست) هدایت می‌کرد (و نعمت اختیار و آزادی اراده و انتخاب را به شما انسانها
نمی‌داد، و لذا همچون حیوانات راهی را بیشتر نمی‌پیمودید و ترقّی و تکاملی پیدا
نمی‌کردید). [[«قَصْدُ»: به معنی راست و مستقیم. «عَلَی اللهِ قَصْدُ
السَّبِیلِ»: هدایت به راه راست در دست خدا است. هدایت به راه راست بر خدا لازم
است (نگا: لیل / ۱۲). بیان راه درست و جداسازی آن از راه نادرست بر خدا واجب و
لازم است. بدین منظور است که پیغمبران را فرستاده است و ادلّه راهیابی را در
کتاب بازِ هستی به جهانیان نموده است (نگا: انعام / ۱۵۳). «جَآئِرٌ»: کج.
نادرست.]]

۹۶۵ـ وَإِن تَعُدُّوا۟ نِعْمَهَ ٱللَّهِ لَا تُحْصُوهَآ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٌۭ رَّحِیمٌۭ [۱۶:۱۸]

(خداوند جز اینها دارای نعمتهای فراوان دیگری
است) و اگر بخواهید نعمتهای خدا را برشمارید، نمی‌توانید آنها را سرشماری کنید.
بی‌گمان خداوند دارای مغفرت و مرحمت فراوان است (و اگر از پرستش بتهای بیجان و
انسانهای ناتوان دست بردارید و به پرستش خدای رحمان برگردید، مشمول گذشت و مهر
یزدان می‌گردید). [[«إِن تَعُدُّوا …»: اگر برشمرید. «لا تُحْصُوهَا»: آنها را
نمی‌توانید سرشماری کنید.]]

۹۶۶ـ وَٱللَّهُ یَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ [۱۶:۱۹]

خداوند آگاه است از آنچه پنهان می‌دارید
و از آنچه آشکار می‌سازید. [[«تُسِرُّونَ»: در دل نگاه می‌دارید. پنهان می‌کنید.
در نهان انجام می‌دهید. «تُعْلِنُونَ»: آشکار می‌سازید. آشکارا انجام می‌دهید.]]

۹۶۷ـ وَٱلَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا یَخْلُقُونَ
شَیْـًۭٔا وَهُمْ یُخْلَقُونَ [۱۶:۲۰]

سوره نحل
۹۶۳ـ أَتَىٰٓ أَمْرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ ۚ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا یُشْرِکُونَ [۱۶:۱]

(ای مشرکان! آنچه خدا به شما در روز قیامت
وعده داده است، چون حتمی و قریب‌الوقوع است، انگار هم اینک برای وقوع آن) فرمان
خدا در رسیده است، پس (مسخره‌کنان نگوئید که اگر راست می‌گوئید که قیامتی هست از
خدا بخواهید هرچه زودتر عذاب آن را بنمایاند! استهزاءکنان) آن را به شتاب
مخواهید. (خداوند جهان) منزّه (از اوصافی است که مشرکان درباره‌ی او بر زبان می‌رانند،
و دور) و برتر از چیزهائی است که (آنان) انباز (خداوند تبارک و تعالی) می‌سازند.
[[«أَتَی»: آمد. فرا رسید. «أَمْرُ»: دستور. در اینجا مراد چیزی است که بدان
دستور داده می‌شود که قیامت است (نگا: انبیاء / ۱ و قمر / ۱). «فَلا
تَسْتَعْجِلُوهُ»: به شتاب آن را مخواهید. در فرارسیدن آن شتاب مکنید.
«تَعالَی»: بالاتر از آن است. به دور از آن است (نگا: انعام / ۱۰۰، اعراف / ۱۹۰،
یونس / ۱۸).]]

۹۶۴ـ وَعَلَى ٱللَّهِ قَصْدُ ٱلسَّبِیلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌۭ ۚ وَلَوْ شَآءَ لَهَدَىٰکُمْ أَجْمَعِینَ [۱۶:۹]

(هدایت مردمان به) راه راست بر خدا است،
(راهی که منتهی به خیر و حق می‌گردد)، و برخی از راهها منحرف و بیراهه است (و
منتهی به خیر و حق نمی‌گردد). و اگر خدا می‌خواست همه‌ی شما را (به اجبار به راه
راست) هدایت می‌کرد (و نعمت اختیار و آزادی اراده و انتخاب را به شما انسانها
نمی‌داد، و لذا همچون حیوانات راهی را بیشتر نمی‌پیمودید و ترقّی و تکاملی پیدا
نمی‌کردید). [[«قَصْدُ»: به معنی راست و مستقیم. «عَلَی اللهِ قَصْدُ
السَّبِیلِ»: هدایت به راه راست در دست خدا است. هدایت به راه راست بر خدا لازم
است (نگا: لیل / ۱۲). بیان راه درست و جداسازی آن از راه نادرست بر خدا واجب و
لازم است. بدین منظور است که پیغمبران را فرستاده است و ادلّه راهیابی را در
کتاب بازِ هستی به جهانیان نموده است (نگا: انعام / ۱۵۳). «جَآئِرٌ»: کج.
نادرست.]]

۹۶۵ـ وَإِن تَعُدُّوا۟ نِعْمَهَ ٱللَّهِ لَا تُحْصُوهَآ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٌۭ رَّحِیمٌۭ [۱۶:۱۸]

(خداوند جز اینها دارای نعمتهای فراوان دیگری
است) و اگر بخواهید نعمتهای خدا را برشمارید، نمی‌توانید آنها را سرشماری کنید.
بی‌گمان خداوند دارای مغفرت و مرحمت فراوان است (و اگر از پرستش بتهای بیجان و
انسانهای ناتوان دست بردارید و به پرستش خدای رحمان برگردید، مشمول گذشت و مهر
یزدان می‌گردید). [[«إِن تَعُدُّوا …»: اگر برشمرید. «لا تُحْصُوهَا»: آنها را
نمی‌توانید سرشماری کنید.]]

۹۶۶ـ وَٱللَّهُ یَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ [۱۶:۱۹]

خداوند آگاه است از آنچه پنهان می‌دارید
و از آنچه آشکار می‌سازید. [[«تُسِرُّونَ»: در دل نگاه می‌دارید. پنهان می‌کنید.
در نهان انجام می‌دهید. «تُعْلِنُونَ»: آشکار می‌سازید. آشکارا انجام می‌دهید.]]

۹۶۷ـ وَٱلَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا یَخْلُقُونَ
شَیْـًۭٔا وَهُمْ یُخْلَقُونَ [۱۶:۲۰]

آن کسانی را که بجز خدا به فریاد می‌خوانند
و پرستش می‌نمایند، آنان نمی‌توانند چیزی را بیافرینند و بلکه خودشان آفریده می‌گردند!
(پس باید مخلوقات ضعیف را پرستید و به کمک طلبید، یا خالق کائنات را؟!).
[[«یَدْعُونَ»: فریاد می‌زنند و به یاری می‌طلبند. می‌پرستند.]]

۹۶۸ـ لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ یَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا
یُعْلِنُونَ ۚ
إِنَّهُۥ لَا یُحِبُّ ٱلْمُسْتَکْبِرِینَ [۱۶:۲۳]

قطعاً خدا آگاه است از آنچه پنهان می‌سازند
و از آنچه آشکار می‌نمایند (و هیچ چیزی از عقائد و اقوال و افعال آنان از دید
خدا نهان نمی‌گردد و ایشان را در برابر همه‌ی اینها بازخواست می‌کند، و مستکبران
را عقاب می‌نماید) چرا که مستکبران را دوست نمی‌دارد. [[«لا جَرَمَ»: حقّاً.
قطعاً (نگا: هود / ۲۲).]]

۹۶۹ـ قَدْ مَکَرَ ٱلَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى ٱللَّهُ
بُنْیَـٰنَهُم مِّنَ ٱلْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَیْهِمُ ٱلسَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ
وَأَتَىٰهُمُ ٱلْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لَا یَشْعُرُونَ [۱۶:۲۶]

کسانی پیش از ایشان بوده‌اند که (از
این نوع توطئه‌ها را داشته‌اند و) نیرنگها کرده‌اند، ولی خدا به سراغ شالوده‌ی
(زندگی) آنان رفته است و آن را از اساس ویران کرده است، و سقف (خانه‌ها) از
بالای سرشان بر سرشان فرو ریخته است، و عذاب (دنیا) از جائی بر سرشان تاخته است
که انتظارش را نداشته‌اند. [[«مَکَرَ»: نیرنگ و توطئه کرده‌اند. «أَتَی اللهُ
بُنْیَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ»: خداوند به سراغ شالوده زندگی آنها رفت و از
اساس آن را ویران نمود. عذاب خدا به سراغ زیربنای کار آنان می‌رود و تشکیلات
ایشان را از اساس به هم می‌زند. «الْقَوَاعِدِ»: جمع قاعِدَه، اساس. شالوده.
«خَرَّ»: فرو ریخت. فرو افتاد. فرو تپید. «مِنْ حَیْثُ»: از جائی و سوئی که.]]

۹۷۰ـ ٱلَّذِینَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ ظَالِمِىٓ
أَنفُسِهِمْ ۖ
فَأَلْقَوُا۟ ٱلسَّلَمَ مَا کُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوٓءٍۭ ۚ بَلَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِیمٌۢ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ [۱۶:۲۸]

کسانی که فرشتگان (برای قبض روح) به
سراغشان می‌روند و ایشان در حال ستم (به خود و جامعه) هستند و (در این وقت، پس
از یک عمر عناد و سرکشی) تسلیم می‌شوند، (چرا که پرده از برخی از امور غیبی به کنار
می‌رود و راه گریز بسته می‌شود، ولی از خوف و هراس باز هم مثل سابق دروغ می‌گویند
و اظهار می‌کنند) که ما کارهای بدی (در دنیا) نمی‌کرده‌ایم! (فرشتگان بدیشان می‌گویند):
خیر! (شما اعمال زشت فراوانی انجام داده‌اید، و) بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کردید
آگاه بوده است. [[«تَتَوَفّاهُمْ»: ایشان را قبض روح می‌کنند و میمی‌رانند (نگا:
نساء / ۹۷). «السَّلَمَ»: تسلیم شدن و فرمان بردن. «بَلی»: بلی. آری. حرفی‌است
که بر ابطال نفی کلام پیش از خود دلالت دارد.]]

۹۷۱ـ جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ
یَدْخُلُونَهَا تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ ۖ لَهُمْ فِیهَا مَا
یَشَآءُونَ ۚ کَذَ‌ٰلِکَ یَجْزِى ٱللَّهُ ٱلْمُتَّقِینَ [۱۶:۳۱]

(سرای پرهیزگاران) باغهای (جاویدان و محلّ)
اقامت دائم (بهشت) است که بدان وارد می‌گردند و رودبارها در زیر (کاخها و
درختان) آن روان است. در آنجا هرچه بخواهند دارند (و هر نعمتی را آرزو کنند
آماده می‌یابند. بلی) خداوند این چنین (کافی و وافی و عالی) به پرهیزگاران پاداش
می‌دهد.

۹۷۲ـ هَلْ یَنظُرُونَ
إِلَّآ أَن تَأْتِیَهُمُ ٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ
أَوْ یَأْتِىَ أَمْرُ رَبِّکَ ۚ کَذَ‌ٰلِکَ فَعَلَ ٱلَّذِینَ مِن
قَبْلِهِمْ ۚ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَـٰکِن کَانُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ
یَظْلِمُونَ [۱۶:۳۳]

آیا کافران جز این انتظاری دارند که
فرشتگان (قبض ارواح) به سراغشان بیایند، یا این که فرمان پروردگارت (مبنی بر
مجازات ایشان) فرا رسد (و عذاب آسمانی نابودشان گرداند؟). کسانی که پیش از ایشان
هم بودند این چنین کردند (و مجازات کار پلید خود را دیدند) و خدا بدیشان ستم
نکرد، و لیکن خودشان به خویشتن ستم کردند (چرا که خویش را با کفرشان در معرض
عذاب کردگار قرار دادند). [[«هَلْ یَنظُرُونَ»: آیا انتظار می‌کشند؟]]

۹۷۳ـ وَقَالَ ٱلَّذِینَ
أَشْرَکُوا۟ لَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَا
عَبَدْنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَىْءٍۢ نَّحْنُ وَلَآ ءَابَآؤُنَا وَلَا
حَرَّمْنَا
مِن دُونِهِۦ مِن شَىْءٍۢ ۚ کَذَ‌ٰلِکَ فَعَلَ ٱلَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ
فَهَلْ عَلَى ٱلرُّسُلِ إِلَّا ٱلْبَلَـٰغُ ٱلْمُبِینُ [۱۶:۳۵]

مشرکان (از راه استهزاء و مغالطه) می‌گویند:
اگر خدا می‌خواست نه ما و نه پدران ما، چیزی جز خدا را نمی‌توانستیم بپرستیم، و
چیزی را بدون اجازه‌ی او نمی‌توانستیم حرام بکنیم. (پس ماندگاری ما بر پرستش لات
و عزّی و دیگر بُتان، و تحریم بَحیرَه و سائِبَه و وَصیلَه و غیره، نشانه‌ی
رضایت خدا به کارمان می‌باشد، لذا فرمان تو را نمی‌بریم و فرستاده‌ی خدایت نمی‌دانیم،
آری!) کسانی که پیش از ایشان هم بودند این چنین می‌کردند (و با این گونه بهانه‌های
واهی و دلیلهای سست، به بت‌پرستی و تحریم چیزهائی از پیش خود، ادامه می‌دادند).
مگر بر پیغمبران وظیفه‌ای جز تبلیغ آشکار (، و روشن و بی‌پرده رساندن اوامر
کردگار) است؟ (نه! جز این نیست. پس تو نیز فرمان برسان و حساب ایشان را به خدای
واگذار). [[«لَوْ شآءَ اللهُ …»: (نگا: انعام / ۱۴۸، زخرف / ۲۰).
«الْمُبِینُ»: روشن. روشنگر.]]

۹۷۴ـ وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى کُلِّ أُمَّهٍۢ رَّسُولًا أَنِ
ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَٱجْتَنِبُوا۟ ٱلطَّـٰغُوتَ ۖ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى ٱللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ
عَلَیْهِ ٱلضَّلَـٰلَهُ ۚ فَسِیرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ کَیْفَ کَانَ
عَـٰقِبَهُ ٱلْمُکَذِّبِینَ [۱۶:۳۶]

ما به میان هر ملّتی پیغمبری را
فرستاده‌ایم (و محتوای دعوت همه‌ی پیغمبران این بوده است) که خدا را بپرستید و
از طاغوت (شیطان، بتان، ستمگران، و غیره) دوری کنید. (پیغمبران دعوت به توحید
کردند و مردمان را به راه حق فرا خواندند). خداوند گروهی از مردمان را (که بر
اثر کردار نیک، شایسته‌ی مرحمت خدا شدند، به راه راست) هدایت داد، و گروهی از
ایشان (بر اثر کردار ناشایست) گمراهی بر آنان واجب گردید (و سرگشتگی به دامانشان
چسبید) پس (اگر در این باره در شکّ و تردیدید، بروید) در زمین گردش کنید و (آثار
گذشتگان را بر صفحه‌ی روزگار) بنگرید و ببینید که سرانجام کار کسانی (که آیات
خدا را) تکذیب کرده‌اند به کجا کشیده است (و بر سر اقوامی چون عاد و ثمود و لوط
چه آمده است). [[«الطّاغُوتَ»: شیطان و بتان و هرچیزی که باعث طغیان شود (نگا:
بقره / ۲۵۶). «حَقَّتْ»: ثابت و واجب شده است. «حَقَّتْ عَلَیْهُمُ الضَّلالَه»:
یعنی خداوند به مردمان خرد داده است، فطرت ایشان را برای یکتاپرستی بسیج کرده
است، پیغمبران را فرستاده است، و آیات تشریعی و تکوینی را به انسانها نموده است،
آن گاه این مردمانند که بر اثر یک تصمیم‌گیری آزادانه دو دسته می‌شوند و به راه یزدان
یا به راه شیطان می‌روند.]]

۹۷۵ـ إِن تَحْرِصْ عَلَىٰ هُدَىٰهُمْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا یَهْدِى
مَن یُضِلُّ ۖ
وَمَا لَهُم مِّن نَّـٰصِرِینَ [۱۶:۳۷]

(ای پیغمبر!) هر چند هم بر رهنمود آنان
(که مغلوب شهوات و لذّات و مادیات شده‌اند) آزمند باشی (گوششان به دعوت حق
بدهکار نیست و) خداوند کسانی را (که بر اثر پلشتیها و زشتیها) گمراه بکند (با
زور به راه حق) هدایت نمی‌دهد، و (روز قیامت) یاورانی را نخواهند داشت (که ایشان
را یاری کنند و از عذاب خدا برهانند). [[«تَحْرِصْ»: آزمند باشی. تلاش و کوشش
کنی.]]

۹۷۶ـ وَأَقْسَمُوا۟
بِٱللَّهِ جَهْدَ أَیْمَـٰنِهِمْ ۙ لَا یَبْعَثُ ٱللَّهُ مَن یَمُوتُ ۚ
بَلَىٰ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّۭا وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ
ٱلنَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ [۱۶:۳۸]

(کافران علاوه بر شِرْکشان) مؤکّدانه به خدا
سوگند یاد می‌کنند که خداوند هرگز کسی را که می‌میرد زنده نمی‌گرداند. خیر!
(چنین نیست که می‌گویند، بلکه خداوند همه‌ی مردگان را دوباره زنده می‌کند، و
این) وعده‌ی قطعی خدا است، و لیکن بیشتر مردمان نمی‌دانند (که زنده‌گرداندن برای
قدرت خدا چیزی نیست و همان گونه که قبلاً به انسانها جان بخشیده است، پس از مرگ
نیز دوباره جان به پیکرشان می‌دمد). [[«أَقْسَمُوا»: سوگند خورده‌اند. «جَهْدَ
أَیْمانِهِمْ»: در حالی که با تمام قدرت و بسیار مؤکّدانه سوگند یاد می‌کنند.
«وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً»: خداوند آن را مؤکّدانه وعده داده است و قاطعانه بر
خود واجب گردانده است.]]

۹۷۷ـ وَٱلَّذِینَ هَاجَرُوا۟ فِى ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟
لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِى ٱلدُّنْیَا حَسَنَهًۭ ۖ وَلَأَجْرُ ٱلْءَاخِرَهِ أَکْبَرُ ۚ لَوْ کَانُوا۟ یَعْلَمُونَ [۱۶:۴۱]

کسانی که برای خدا (به مدینه) هجرت
کردند، پس از آن که (در مکّه) مورد ظلم و ستم قرار گرفتند، در این دنیا جایگاه و
پایگاه خوبی بدانان می‌دهیم، و پاداش اخروی (ایشان از پاداش دنیوی آنان) بزرگتر
است اگر بدانند. [[«فِی اللهِ»: به خاطر خدا و برای رضایت او. «لَنُبَوِّئَنَّهُمْ»:
ایشان را حتماً اسکان می‌دهیم. بی‌گمان برای ایشان تهیّه می‌بینیم. «حَسَنَهً»:
نیک و زیبا. «لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»: اگر مخالفان مؤمنان می‌دانستند. یا اگر
مؤمنان می‌دانستند؛ که در این صورت مراد دیدن به جای شنیدن است، والاّ مهاجران
می‌دانستند که پاداش آن جهان از پاداش این جهان بهتر و والاتر است و به همین
خاطر ترک خانه و کاشانه کرده‌اند و در راه نجات دین و ایمان کوشیده‌اند.]]

۹۷۸ـ أَفَأَمِنَ ٱلَّذِینَ مَکَرُوا۟ ٱلسَّیِّـَٔاتِ أَن یَخْسِفَ
ٱللَّهُ بِهِمُ ٱلْأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ ٱلْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لَا
یَشْعُرُونَ [۱۶:۴۵]

آیا توطئه‌گران بدکردار (از این عذاب
الهی) ایمن گشته‌اند که ممکن است خداوند آنان را (همچون قارون) به دل زمین فرو
برد (و نابودشان گرداند)، یا این که عذاب الهی از آنجا که انتظارش ندارند و به
گونه‌ای که به دلشان خطور نمی‌کند به سراغشان بیاید؟ [[«مَکَرُوا
السَّیِّئَاتِ»: توطئه بدیها را چیدند. نیرنگهای زشت را پی‌ریزی کردند.
«یَخْسِفَ»: به زمین فرو ببرد (نگا: قصص / ۸۱ و ۸۲).]]

۹۷۹ـ أَوَلَمْ یَرَوْا۟ إِلَىٰ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَىْءٍۢ
یَتَفَیَّؤُا۟ ظِلَـٰلُهُۥ عَنِ ٱلْیَمِینِ وَٱلشَّمَآئِلِ سُجَّدًۭا لِّلَّهِ
وَهُمْ دَ‌ٰخِرُونَ [۱۶:۴۸]

آیا آنان به چیزهائی که خدا آفریده است
نمی‌نگرند و درباره‌ی آنها نمی‌اندیشند که چگونه سایه‌هایشان از راست و چپ منتقل
می‌گردند (و گاهی بدین سو و گاهی بدان سو امتداد می‌یابند) و فروتنانه خدای را
سجده می‌برند؟ [[«یَتَفَیَّأُ»: برمی‌گردد. منتقل می‌شود. در رسم‌الخطّ قرآنی
(یَتَفَیَّؤُا) است و الف زائدی در آخر دارد. «ظِلالُهُ»: سایه‌های آن (نگا: رعد
/ ۱۵). «سُجَّداً»: سجده‌کنان. «دَاخِرُونَ»: خاضعان و فروتنان.]]

۹۸۰ـ وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَمَا فِى
ٱلْأَرْضِ مِن دَآبَّهٍۢ وَٱلْمَلَـٰٓئِکَهُ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ [۱۶:۴۹]

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین جنبنده
وجود دارد، خدای را سجده می‌برند و کرنش می‌کنند، و فرشتگان نیز خدای را سجده می‌برند
و تکبّر نمی‌ورزند. [[«دَآبَّهٍ»: جنبنده. رونده (نگا: بقره / ۱۶۴، هود / ۶ و
۵۶). «مِن دَآبَّهٍ»: برخی این قید را برای (مَا فِی‌الأرْضِ) می‌دانند، ولی به
دلیل آیه‌های دیگر مربوط به (مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأرْضِ) به طور
کلّی است (نگا: شوری / ۲۹، حجّ / ۱۸). «الْمَلآئِکَه»: ذکر خاصّ فرشتگان با وجود
دخول در واژه عام (ما) برای بزرگداشت فرشتگان و این که آنان نوعی از آفریدگانند
که در ماهیّت جدای از جنبندگانند.]]

برگه‌ها: 1 2 3 4

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز