۳۰۷ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ
ٱتَّقُوا۟ رَبَّکُمُ ٱلَّذِى خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَهٍۢ وَخَلَقَ
مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًۭا کَثِیرًۭا وَنِسَآءًۭ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِۦ
وَٱلْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ
ٱللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًۭا [۴:۱]
ای مردمان! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید
و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی
زمین) منتشر ساخت. و از (خشم) خدائی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند میدهید؛ و
بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید (و صلهی رحم را نادیده
گیرید)، زیرا که بیگمان خداوند مراقب شما است (و کردار و رفتار شما از دیدهی او
پنهان نمیماند). [[«نَاس»: توده مردم. «نَفْسٍ واحِدَهٍ»: مراد آدم است. «خَلَقَ
مِنْها زَوْجَهَا»: همسر او را از نوع او آفرید. مراد این که خداوند نخست آدم را
از خاک بیافرید و بعد از او حوّاء را نیز از خاک خلق فرمود و از آن دو دیگر مردمان
را (نگا: اعراف / ۱۸۹ و ۱۹۰، روم / ۲۱). «بَثَّ»: پراکنده کرد. «تَسآءَلُونَ
بِهِ»: همدیگر را بدو سوگند میدهید. «أَرْحَام»: جمع رَحِم، قرابت و خویشاوندی.
«رَقِیباً»: مراقب و مواظب (نگا: احزاب / ۵۲).]]
۳۰۸ـ وَلَا تُؤْتُوا۟
ٱلسُّفَهَآءَ أَمْوَٰلَکُمُ ٱلَّتِى جَعَلَ ٱللَّهُ لَکُمْ قِیَـٰمًۭا
وَٱرْزُقُوهُمْ فِیهَا وَٱکْسُوهُمْ وَقُولُوا۟ لَهُمْ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا [۴:۵]
اموال کمخردان
را که در اصل اموال شما است به خود آنان تحویل ندهید. چرا که خداوند اموال را
برایتان قوام زندگی گردانده است. از (ثمرات) آن خوراک و پوشاک ایشان را تهیّه کنید
و با سخنان شایسته با آنان گفتگو کنید (و ایشان را نیازارید و با ایشان بدرفتاری
نکنید). [[«أَمْوَالَکُمْ»: دارائیتان. مراد دارائی ایشان یعنی کمخردان و کودکانی
است که نمیتوانند در دارائی خود به نحو شایسته تصرّف کنند. در اینجا ضمانت
اجتماعی مورد نظر است و محافظت اموال سفیهان، محافظت اموال همه ملّت است.
«قِیَاماً»: وسیله پایداری و مایه پابرجائی.]]
۳۰۹ـ وَٱبْتَلُوا۟
ٱلْیَتَـٰمَىٰ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغُوا۟ ٱلنِّکَاحَ فَإِنْ ءَانَسْتُم مِّنْهُمْ
رُشْدًۭا فَٱدْفَعُوٓا۟ إِلَیْهِمْ أَمْوَٰلَهُمْ ۖ وَلَا تَأْکُلُوهَآ إِسْرَافًۭا وَبِدَارًا أَن
یَکْبَرُوا۟ ۚ وَمَن کَانَ
غَنِیًّۭا فَلْیَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَن کَانَ
فَقِیرًۭا فَلْیَأْکُلْ بِٱلْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا
دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوَٰلَهُمْ فَأَشْهِدُوا۟ عَلَیْهِمْ ۚ وَکَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِیبًۭا [۴:۶]
یتیمان را (پیش از بلوغ با در اختیار قراردادن مقداری از
مال و نظارت بر نحوهی معامله و کارآئی ایشان در میدان زندگی، پیوسته) بیازمائید
تا آن گاه که به سن ازدواج میرسند. اگر از آنان صلاحیّت و حسن تصرّف دیدید،
اموالشان را بدیشان برگردانید، و اموال یتیمان را با اسراف و تبذیر و با عجله و
شتاب نخورید (و به خود بگوئید که) پیش از آن که بزرگ شوند (و اموال را از دست ما
بازپس بگیرند آن را هرگونه که بخواهیم خرج میکنیم! و از سرپرستان آنان) هرکس که
ثروثمند است (از دریافت اجرت سرپرستی و دستزدن به مال ایشان) خودداری کند، و هرکس
که نیازمند باشد به طرز شایسته (و به اندازهی حقّالزحمهی خود و نیاز عرفی، از
آن) بخورد. و هنگامی که اموالشان را به خودشان (بعد از بلوغ) بازپس دادید، بر آنان
شاهد بگیرید، و (اگرچه علاوه از گواهان، خدا گواه است و) کافی است خدا حسابرس و
مراقب باشد. [[«إِبْتَلُوا»: بیازمائید. «آنَسْتُمْ»: درک کردید و فهمیدید.
«رُشْداً»: شعور ضبط اموال و حسن تصرّف. لیاقت و کارآئی. «بِدَاراً»: شتابگرانه.
«فَلْیَسْتَعْفِف»: پاکدامنی کند و به مقدار اندک قناعت کند. خودداری کند.
«بِالْمَعْرُوفِ»: به گونه شایسته. برابر عرف محلّ. «أَشْهِدُوا»: گواه بگیرید.
«کَفَی بِاللهِ حَسِیباً»: حرف باء زائد است «حَسِیباً»: حسابرس. مراقب.]]
۳۰۷ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ
ٱتَّقُوا۟ رَبَّکُمُ ٱلَّذِى خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَهٍۢ وَخَلَقَ
مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًۭا کَثِیرًۭا وَنِسَآءًۭ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِۦ
وَٱلْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ
ٱللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًۭا [۴:۱]
ای
مردمان! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید
و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی
زمین) منتشر ساخت. و از (خشم) خدائی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند میدهید؛ و
بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید (و صلهی رحم را نادیده
گیرید)، زیرا که بیگمان خداوند مراقب شما است (و کردار و رفتار شما از دیدهی او
پنهان نمیماند). [[«نَاس»: توده مردم. «نَفْسٍ واحِدَهٍ»: مراد آدم است. «خَلَقَ
مِنْها زَوْجَهَا»: همسر او را از نوع او آفرید. مراد این که خداوند نخست آدم را
از خاک بیافرید و بعد از او حوّاء را نیز از خاک خلق فرمود و از آن دو دیگر مردمان
را (نگا: اعراف / ۱۸۹ و ۱۹۰، روم / ۲۱). «بَثَّ»: پراکنده کرد. «تَسآءَلُونَ
بِهِ»: همدیگر را بدو سوگند میدهید. «أَرْحَام»: جمع رَحِم، قرابت و خویشاوندی.
«رَقِیباً»: مراقب و مواظب (نگا: احزاب / ۵۲).]]
۳۰۸ـ وَلَا تُؤْتُوا۟
ٱلسُّفَهَآءَ أَمْوَٰلَکُمُ ٱلَّتِى جَعَلَ ٱللَّهُ لَکُمْ قِیَـٰمًۭا
وَٱرْزُقُوهُمْ فِیهَا وَٱکْسُوهُمْ وَقُولُوا۟ لَهُمْ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا [۴:۵]
اموال کمخردان
را که در اصل اموال شما است به خود آنان تحویل ندهید. چرا که خداوند اموال را
برایتان قوام زندگی گردانده است. از (ثمرات) آن خوراک و پوشاک ایشان را تهیّه کنید
و با سخنان شایسته با آنان گفتگو کنید (و ایشان را نیازارید و با ایشان بدرفتاری
نکنید). [[«أَمْوَالَکُمْ»: دارائیتان. مراد دارائی ایشان یعنی کمخردان و کودکانی
است که نمیتوانند در دارائی خود به نحو شایسته تصرّف کنند. در اینجا ضمانت
اجتماعی مورد نظر است و محافظت اموال سفیهان، محافظت اموال همه ملّت است.
«قِیَاماً»: وسیله پایداری و مایه پابرجائی.]]
۳۰۹ـ وَٱبْتَلُوا۟
ٱلْیَتَـٰمَىٰ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغُوا۟ ٱلنِّکَاحَ فَإِنْ ءَانَسْتُم مِّنْهُمْ
رُشْدًۭا فَٱدْفَعُوٓا۟ إِلَیْهِمْ أَمْوَٰلَهُمْ ۖ وَلَا تَأْکُلُوهَآ إِسْرَافًۭا وَبِدَارًا أَن
یَکْبَرُوا۟ ۚ وَمَن کَانَ
غَنِیًّۭا فَلْیَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَن کَانَ
فَقِیرًۭا فَلْیَأْکُلْ بِٱلْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا
دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوَٰلَهُمْ فَأَشْهِدُوا۟ عَلَیْهِمْ ۚ وَکَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِیبًۭا [۴:۶]
یتیمان را (پیش از بلوغ با در اختیار قراردادن مقداری از
مال و نظارت بر نحوهی معامله و کارآئی ایشان در میدان زندگی، پیوسته) بیازمائید
تا آن گاه که به سن ازدواج میرسند. اگر از آنان صلاحیّت و حسن تصرّف دیدید،
اموالشان را بدیشان برگردانید، و اموال یتیمان را با اسراف و تبذیر و با عجله و
شتاب نخورید (و به خود بگوئید که) پیش از آن که بزرگ شوند (و اموال را از دست ما
بازپس بگیرند آن را هرگونه که بخواهیم خرج میکنیم! و از سرپرستان آنان) هرکس که
ثروثمند است (از دریافت اجرت سرپرستی و دستزدن به مال ایشان) خودداری کند، و هرکس
که نیازمند باشد به طرز شایسته (و به اندازهی حقّالزحمهی خود و نیاز عرفی، از
آن) بخورد. و هنگامی که اموالشان را به خودشان (بعد از بلوغ) بازپس دادید، بر آنان
شاهد بگیرید، و (اگرچه علاوه از گواهان، خدا گواه است و) کافی است خدا حسابرس و
مراقب باشد. [[«إِبْتَلُوا»: بیازمائید. «آنَسْتُمْ»: درک کردید و فهمیدید.
«رُشْداً»: شعور ضبط اموال و حسن تصرّف. لیاقت و کارآئی. «بِدَاراً»: شتابگرانه.
«فَلْیَسْتَعْفِف»: پاکدامنی کند و به مقدار اندک قناعت کند. خودداری کند.
«بِالْمَعْرُوفِ»: به گونه شایسته. برابر عرف محلّ. «أَشْهِدُوا»: گواه بگیرید.
«کَفَی بِاللهِ حَسِیباً»: حرف باء زائد است «حَسِیباً»: حسابرس. مراقب.]]
۳۱۰ــ وَلْیَخْشَ ٱلَّذِینَ
لَوْ تَرَکُوا۟ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّهًۭ ضِعَـٰفًا خَافُوا۟ عَلَیْهِمْ
فَلْیَتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلْیَقُولُوا۟ قَوْلًۭا سَدِیدًا [۴:۹]
بر مردم لازم است (که بر یتیمان ستم نکنند و) بترسند از این
که انگار خودشان دارند میمیرند و فرزندان درمانده و ناتوانی از پس خود برجای میگذارند
و نگران حال ایشان میباشند (که آیا دیگران دربارهی آنان چه روا میدارند؟ پس هم
اینک آنچه از مردم انتظار دارند که در حق فرزندانشان انجام دهند، خودشان در حق
یتیمان مردم روا دارند و بالِ مهر و محبّت بر سر نوباوگان بیپناه بکشند). پس از
خدا بترسند و با یتیمان با متانت و محبّت سخن بگویند. [[«مِنْ خَلْفِهِمْ»: از پس
خود. «ضِعَافاً»: جمع ضعیف، کوچک و درمانده.]]
۳۱۱ـ یُوصِیکُمُ ٱللَّهُ فِىٓ
أَوْلَـٰدِکُمْ ۖ لِلذَّکَرِ
مِثْلُ حَظِّ ٱلْأُنثَیَیْنِ ۚ فَإِن کُنَّ
نِسَآءًۭ فَوْقَ ٱثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ ۖ وَإِن کَانَتْ
وَٰحِدَهًۭ فَلَهَا ٱلنِّصْفُ ۚ وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَٰحِدٍۢ
مِّنْهُمَا
ٱلسُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِن کَانَ لَهُۥ وَلَدٌۭ ۚ فَإِن لَّمْ یَکُن
لَّهُۥ وَلَدٌۭ وَوَرِثَهُۥٓ
أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ ٱلثُّلُثُ ۚ فَإِن کَانَ
لَهُۥٓ إِخْوَهٌۭ فَلِأُمِّهِ ٱلسُّدُسُ ۚ مِنۢ بَعْدِ
وَصِیَّهٍۢ یُوصِى بِهَآ أَوْ دَیْنٍ ۗ
ءَابَآؤُکُمْ وَأَبْنَآؤُکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ
نَفْعًۭا ۚ فَرِیضَهًۭ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ کَانَ عَلِیمًا
حَکِیمًۭا [۴:۱۱]
خداوند
دربارهی (ارث بردن) فرزندانتان (و پدران و مادرانتان) به شما فرمان میدهد و بر
شما واجب میگرداند که (چون مُردید و دخترانی و پسرانی از خود به جای گذاشتید)
بهرهی یک مرد به اندازهی بهرهی دو زن است. اگر فرزندانتان همه دختر بودند و
تعدادشان (دو و یا) بیشتر از دو بود، دو سوم ترکه بهرهی ایشان است، و اگر ورثه
تنها یک دختر باشد، نصف ترکه از آن او است، (و چه ورثه یک دختر و چه بیشتر باشند،
باقیماندهی ترکه متعلّق به سایر ورثه بر حسب استحقاق است). اگر مرده دارای فرزند
و پدر و مادر باشد، به هر یک از پدر و مادر یک ششم ترکه میرسد (و باقیمانده بین
فرزندان او به ترتیب سابق تقسیم میگردد). و اگر مرده دارای فرزند (یا نوه) نباشد
و تنها پدر و مادر از او ارث ببرند، یک سوم ترکه به مادر میرسد (و باقیمانده از
آن پدر خواهد بود). اگر مرده (علاوه از پدر و مادر) برادرانی (یا خواهرانی، از پدر
و مادر یا از یکی از آن دو) داشته باشد، به مادرش یک ششم میرسد. (همهی این سهام
مذکور) پس از انجام وصیّتی است که مرده میکند و بعد از پرداخت وامی است که بر
عهده دارد (و پرداخت وام مقدّم بر انجام وصیّت است). شما نمیدانید پدران و مادران
و فرزندانتان کدام یک برای شما سودمندترند. (خیر و صلاح در آن چیزی است که خدا
بدان دستور داده است). این فریضهی الهی است و خداوند دانا (به مصالح شما) و حکیم
است (در آنچه بر شما واجب نموده است). [[«حَظّ»: بهره. سهم. «لا تَدْرُونَ»: نمیدانید.
نمیفهمید. «إِخْوَه»: جمع اخ، برادران. واژه (إِخْوَه) در اینجا و در (نساء /
۱۷۶، یوسف / ۵، ۷، ۵۸، ۱۰۰، و حجرات / ۱۰) از راه تغلیب بر (أَخَوات) یعنی خواهران
نیز اطلاق شده است.]]
۳۱۲ـ وَلَکُمْ نِصْفُ مَا
تَرَکَ أَزْوَٰجُکُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّهُنَّ وَلَدٌۭ ۚ فَإِن کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌۭ فَلَکُمُ ٱلرُّبُعُ
مِمَّا تَرَکْنَ ۚ مِنۢ بَعْدِ
وَصِیَّهٍۢ یُوصِینَ بِهَآ أَوْ دَیْنٍۢ ۚ وَلَهُنَّ
ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّکُمْ وَلَدٌۭ ۚ فَإِن کَانَ لَکُمْ وَلَدٌۭ فَلَهُنَّ ٱلثُّمُنُ
مِمَّا تَرَکْتُم ۚ مِّنۢ
بَعْدِ وَصِیَّهٍۢ تُوصُونَ بِهَآ أَوْ دَیْنٍۢ ۗ وَإِن کَانَ رَجُلٌۭ یُورَثُ کَلَـٰلَهً أَوِ
ٱمْرَأَهٌۭ وَلَهُۥٓ أَخٌ أَوْ أُخْتٌۭ فَلِکُلِّ وَٰحِدٍۢ مِّنْهُمَا ٱلسُّدُسُ ۚ فَإِن کَانُوٓا۟ أَکْثَرَ مِن ذَٰلِکَ فَهُمْ
شُرَکَآءُ فِى ٱلثُّلُثِ ۚ مِنۢ بَعْدِ
وَصِیَّهٍۢ یُوصَىٰ بِهَآ أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَآرٍّۢ ۚ وَصِیَّهًۭ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌۭ [۴:۱۲]
و برای
شما نصف دارائی به جای ماندهی همسرانتان است، اگر فرزندی (از شما یا از دیگران و
یا نوه یا نوادگانی) نداشته باشند (و باقی ترکه، برابر آیهی قبلی، به فرزندانشان
و پدران و مادرانشان تعلّق میگیرد) و اگر فرزندی داشته باشند، سهم شما یک چهارم
ترکه است (و باقیماندهی ترکه به ذویالفروض و عصبه، یا ذویالأرحام یا بیتالمال
میرسد. به هرحال چه فرزندی نداشته باشند و چه فرزندی داشته باشند، سهم شما) پس از
انجام وصیّتی است که کردهاند و پرداخت وامی است که بر عهده دارند (و پرداخت وام
بر انجام وصیّت مقدّم است). و برای زنان شما یک چهارم ترکهی شما است اگر فرزندی
(یا نوه و نوادگانی از آنان یا از دیگران) نداشته باشید. (اگر همسر یک نفر باشد،
یک چهارم را تنها دریافت میدارد، و اگر دو همسر و بیشتر باشند، یک چهارم به طور
مساوی میانشان تقسیم میگردد. باقیماندهی ترکه به خویشاوندان و وابستگان به ترتیب
استحقاق میرسد). و اگر شما فرزندی (یا نوه و نوادگانی) داشتید، سهمیّهی
همسرانتان یک هشتم ترکه بوده (و بقیّهی ترکه به فرزندانتان و پدران و مادرانتان –
همان گونه که ذکر شد – میرسد. البتّه) پس از انجام وصیّتی است که میکنید و بعد
از وامی است که بر عهده دارید. و اگر مردی یا زنی به گونهی کَلالَه ارث از آنان
برده شد (و فرزند و پدری نداشتند) و برادر (مادری) یا خواهر (مادری) داشتند، سهم
هر یک از آن دو، یک ششم ترکه است (و فرقی میان آن دو نیست) و اگر بیش از آن
(تعداد، یعنی یک برادر مادری و یک خواهر مادری) بودند، آنان در یک سوم با هم
شریکند (و به طور یکسان یک سوم را میان خود تقسیم میکنند. البتّه این هم) پس از
انجام وصیّتی است که بدان توصیه شده است و یا پرداخت وامی است که بر عهدهی مرده
است. وصیّت و وامی که (به بازماندگان) زیان نرساند (یعنی وصیّت از بیش از یک سوم
نباشد و مرده از روی غرض اقرار به وامی نکند که بر عهدهی او نیست، و یا صرف نظر
از وامی نکند که بر دیگران دارد.و …). این سفارش خدا است و خدا دانا (به آن چیزی
است که به نفع شما است و آگاه از نیّات وصیّتکنندگان میباشد) و شکیبا است (و
شتابی در عقاب شما ندارد؛ چرا که چه بسا پشیمان شوید و به سویش برگردید).
[[«یُورَثُ»: از او ارث برده میشود. «کَلالَهً»: کسی که بمیرد و پدر و فرزندی
نداشته باشد. وارثی که پدر یا فرزند مرده نباشد. «إِمْرَأَه»: زن. «غَیْرَ
مُضَآرٍّ»: غیر زیانرسان. «أَخٌ أَوْ أُخْتٌ»: مراد برادر مادری یا خواهر مادری
است. «حَلِیمٌ»: شکیبا. از زمره اسماء الله است و یعنی: خداوند در عقوبت شتاب روا
نمیدارد.]]
۳۱۳ـ تِلْکَ حُدُودُ ٱللَّهِ ۚ وَمَن یُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ یُدْخِلْهُ
جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَا ۚ وَذَٰلِکَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِیمُ [۴:۱۳]
این
(احکام راجع به یتیمان و وصیّت و سهام مواریث) حدود خدا (در میان حق و باطل) است و
(آنها را محترم شمارید و از آنها درنگذرید و بدانید که) هرکس از خدا و پیغمبرش (در
آنچه بدان دستور دادهاند) اطاعت کند، خدا او را به باغهای (بهشت) وارد میکند که
در آنها رودبارها روان است و (چنین کسانی) جاودانه در آن میمانند و این پیروزی
بزرگی است. [[«خَالِدِینَ فِیهَا»: جاودانگانند در بهشت.]]
۳۱۴ـ وَمَن یَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُۥ
یُدْخِلْهُ نَارًا خَـٰلِدًۭا فِیهَا وَلَهُۥ عَذَابٌۭ مُّهِینٌۭ [۴:۱۴]
و آن کس
که از خدا و پیغمبرش نافرمانی کند و از مرزهای (قوانین) خدا درگذرد، خداوند او را
به آتش (عظیم دوزخ) وارد میگرداند که جاودانه در آن میماند و (علاوه از آن) او
را عذاب خوارکنندهای است. [[«خَالِداً»: جاودانه. «مُهِینٌ»: خوارکننده.]]
۳۱۵ـ وَٱلَّـٰتِى یَأْتِینَ ٱلْفَـٰحِشَهَ مِن نِّسَآئِکُمْ
فَٱسْتَشْهِدُوا۟ عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَهًۭ مِّنکُمْ ۖ فَإِن شَهِدُوا۟ فَأَمْسِکُوهُنَّ فِى ٱلْبُیُوتِ حَتَّىٰ
یَتَوَفَّىٰهُنَّ ٱلْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ ٱللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلًۭا [۴:۱۵]
و کسانی
که از زنان شما مرتکب زنا میشوند، چهار نفر از (مردان عادل) خودتان را به عنوان
شاهد بر آنان به گواهی طلبید، پس اگر گواهی دادند، آنان را در خانههای (خود برای
حفظ ایشان و دفع هرگونه شرّ و فسادی) نگاه دارید تا مرگشان فرا میرسد یا این که
خداوند راهی را برای (زندگی پاک و درست، یا عقوبت) آنان (با ازدواج یا توبه، یا
وضع حکم دیگری) باز میکند. [[«فَاحِشَهً»: زنا. برخی فاحشه را در اینجا به معنی
سِحاق دانستهاند و آن عبارت است از این که دو زن فرج خود را به هم بمالند (نگا:
المصحف المیسّر: عبدالجلیل عیسی، صفحه ۱۰۱). «یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ»: مرگ
آنان را در مییابد. «أَوْ یَجْعَلَ … سَبِیلاً»: این راه را سوره نور آیه دو،
مشخّص کرده است.]]
۳۱۶ـ وَٱلَّذَانِ
یَأْتِیَـٰنِهَا مِنکُمْ فَـَٔاذُوهُمَا ۖ فَإِن
تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا۟ عَنْهُمَآ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ کَانَ تَوَّابًۭا رَّحِیمًا [۴:۱۶]
و مرد و
زنی که از شما زنا میکنند (و متزوّج نمیباشند) آنان را بیازارید (و بعد از شهادت
چهار نفر مرد عادل، توبیخشان نمائید). ولی اگر توبه کردند (و از کردهی خود پشیمان
شدند) و به اصلاح (حال و تغییر احوال خود) پرداختند، دست از آنان بدارید (و نه با
گفتار و نه با کردار، ایشان را به دنبال عقوبت لازم نیازارید و گذشته را به یادشان
نیارید؛ چرا که) بیگمان خداوند بسیار توبهپذیر و مهربان است. [[«أَللَّذَانِ»:
مرد و زنی که. برخی آن را: (دو مردی که باهم عمل لواط انجام دادهاند) معنی کردهاند.
«آذُوهُمَا»: آن دو را عذاب کنید. در آغاز اسلام، کمیّت و کیفیّت تعزیر به امّت
اسلامی واگذار شده بود، ولی بعدها حدود و ثغور آن با آیه دوم سوره نور و با حدیث
نبوی مشخّص گردید، و عقاب زن و مرد سنگسار، و عقاب پسر و دختر صد تازیانه و یک سال
تبعید تعیین شد (نگا: تفسیرالمراغی، جلد دوم، صفحه ۲۰۶). «أَعْرِضُوا عَنْهُمَا»:
از آنان دست بردارید.]]
۳۱۷ـ إِنَّمَا ٱلتَّوْبَهُ
عَلَى ٱللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ ٱلسُّوٓءَ بِجَهَـٰلَهٍۢ ثُمَّ یَتُوبُونَ
مِن قَرِیبٍۢ فَأُو۟لَـٰٓئِکَ یَتُوبُ ٱللَّهُ عَلَیْهِمْ ۗ وَکَانَ ٱللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًۭا [۴:۱۷]
بیگمان خداوند
تنها توبهی کسانی را میپذیرد که از روی نادانی (و سفاهت و حماقت ناشی از شدّت
خشم و غلبهی شهوت بر نفس) به کار زشت دست مییازند، سپس هرچه زودتر (پیش از مرگ،
به سوی خدا) برمیگردند (و از کردهی خود پشیمان میگردند)، خداوند توبه و برگشت
آنان را میپذیرد. و خداوند آگاه (از مصالح بندگان و صدق نیّت توبهکنندگان است و)
حکیم است (و از روی حکمت درگاه توبه را بر روی توبهکنندگان باز گذاشته است).
[[«إِنَّمَا التَّوْبَهُ عَلَی اللهِ»: پذیرش توبه بر خدا است. واژه (عَلی) را به
معنی (مِنْ) و (عِندَ) نیز گرفتهاند. «بِجَهالَهٍ»: به سبب حماقت و سفاهت. «مِن
قَریبٍ»: به زودی، و آن پیش از فرارسیدن مرگ، یا دستگیری بزهکار است.]]
۳۱۸ـ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ
ءَامَنُوا۟ لَا یَحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ کَرْهًۭا ۖ وَلَا
تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ
مَآ ءَاتَیْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن یَأْتِینَ بِفَـٰحِشَهٍۢ مُّبَیِّنَهٍۢ ۚ
وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ ۚ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن
تَکْرَهُوا۟ شَیْـًۭٔا وَیَجْعَلَ ٱللَّهُ فِیهِ خَیْرًۭا کَثِیرًۭا [۴:۱۹]
ای کسانی
که ایمان آوردهاید! برای شما درست نیست که زنان را (همچون کالائی) به ارث برید (و
ایشان را بدون مهریّه و رضایت، به ازدواج خود در آورید، و) حال آن که آنان چنین
کاری را نمیپسندند و وادار بدان میگردند. و آنان را تحت فشار قرار ندهید تا بدین
وسیله (ایشان را وادار به چشمپوشی از قسمتی از مهریّه کنید و) برخی از آنچه را که
بدیشان دادهاید فراچنگ آرید. مگر این که آنان (با نشوز و سوءخلق و فسق و فجور)
دچار گناه آشکاری شوند (که در این صورت میتوانید بر آنان سختگیری کنید، یا به
هنگام طلاق قسمتی از مهریّه را بازپس گیرید). و با زنان خود به طور شایسته (در
گفتار و در کردار) معاشرت کنید، و اگر هم از آنان (به جهاتی) کراهت داشتید (شتاب
نکنید و زود تصمیم به جدائی نگیرید) زیرا که چه بسا از چیزی بدتان بیاید و خداوند
در آن خیر و خوبی فراوانی قرار بدهد. [[«أَن تَرِثُوا النِّسَآءَ»: این که زنان را
به ارث ببرید (همان گونه که در جاهلیّت رواج داشت). از زنان ارث ببرید (بدین گونه
که آنان را به خاطر ثروت و اموالشان همچون زندانیانی در پیش خود نگاه دارید تا
دارائیشان را به ارث ببرید). «کَرْهاً»: ناپسندانه. این قید برای تقبیح اعمال
مردان است؛ نه این که اگر رضایت در میان باشد، چنین عملی حرام بشمار نیاید. «لا
تَعْضُلُوهُنَّ»: زنان را از ازدواج باز ندارید. آنان را تحت فشار قرار ندهید و
زندانی خویشتن نکنید. «فَاحِشَهٍ مُّبَیِّنَهٍ»، گناه آشکار همچون زنا و نشوز.]]
۳۱۹ـ حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ
أُمَّهَـٰتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَٰتُکُمْ وَعَمَّـٰتُکُمْ وَخَـٰلَـٰتُکُمْ
وَبَنَاتُ ٱلْأَخِ وَبَنَاتُ ٱلْأُخْتِ وَأُمَّهَـٰتُکُمُ ٱلَّـٰتِىٓ
أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَٰتُکُم مِّنَ ٱلرَّضَـٰعَهِ وَأُمَّهَـٰتُ نِسَآئِکُمْ
وَرَبَـٰٓئِبُکُمُ ٱلَّـٰتِى فِى حُجُورِکُم مِّن نِّسَآئِکُمُ ٱلَّـٰتِى
دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَکُونُوا۟ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ
عَلَیْکُمْ وَحَلَـٰٓئِلُ أَبْنَآئِکُمُ ٱلَّذِینَ مِنْ أَصْلَـٰبِکُمْ وَأَن
تَجْمَعُوا۟ بَیْنَ ٱلْأُخْتَیْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ کَانَ غَفُورًۭا رَّحِیمًۭا [۴:۲۳]
خداوند
بر شما حرام نموده است ازدواج با مادرانتان، دخترانتان، خواهرانتان، عمّههایتان،
خالههایتان، برادرزادگانتان، خواهرزادگانتان، مادرانی که به شما شیر دادهاند،
خواهران رضاعیتان، مادران همسرانتان، دختران همسرانتان از مردان دیگر که تحت کفالت
و رعایت شما پرورش یافته و با مادرانشان همبستر شدهاید، ولی اگر با مادرانشان
همبستر نشده باشید، گناهی (در ازدواج با چنین دخترانی) بر شما نیست، همسران پسران
صلبی خود، و (بالأخره این که) دو خواهر را با هم جمع آورید، مگر آنچه گذشته است
(که با ترک یکی از آن دو خواهر، قلم عفو بر این کار که در زمان جاهلیّت واقع شده
است، کشیده خواهد شد). بیگمان خداوند بسی آمرزنده است (و گذشته را نادیده میگیرد،
و) مهربان است (و در آنچه برایتان وضع میکند حال شما را مراعات میدارد).
[[«رَبَآئِبُکُمْ»: جمع ربیبه، تربیتیافتگان. مراد دختران همسرانتان از شوهران
دیگر است. «أَللاّتِی فِی حُجُورِکُمْ»: آنان که غالباً با مادرانشان تحت رعایت و
کفالت شما قرار میگیرند، والاّ چنین دخترانی مطلقاً حرام میباشند، چه تحت کفالت
و رعایت انسان باشند و چه زیر نظر و تحت مراقبت دیگران پرورده شوند. «حُجُور»: جمع
حجر، آغوش. مراد رعایت و پرورش است. «حَلآئِل»: جمع حَلیلَه، همسران. «أَلَّذِینَ
مِنْ أَصْلابِکُمْ»: پسران صلبی شما؛ نه پسر خواندگانتان.]]