موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

آیات مشتمل بر الله در سوره هود و یوسف


۸۴۳ـ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟
إِلَّا ٱللَّهَ ۚ إِنَّنِى
لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌۭ وَبَشِیرٌۭ [۱۱:۲]

(ای پیغمبر!
بدیشان بگو:) این که جز خدا را نپرستید. بیگمان من از سوی خدا بیم دهنده (ی کافران
به عذاب دوزخ) و مژده‌دهنده (ی مؤمنان به نعمت بهشت) هستم. [[«أَلاّ»: این که نه.
تا این که نه. ]]

۸۴۴ـ إِلَى ٱللَّهِ مَرْجِعُکُمْ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌ [۱۱:۴]

برگشت شما به سوی خدا است، و خدا بر هر
چیزی توانا است. (او است که به شما زندگی می‌بخشد و شما را می‌میراند و دوباره
جان به پیکرتان میدواند و برای حساب و کتاب در قیامت جمعتان می‌گرداند و به دوزخ
یا بهشتتان می‌رساند).

۸۴۵ـ وَمَا مِن دَآبَّهٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ
رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا ۚ کُلٌّۭ فِى کِتَـٰبٍۢ مُّبِینٍۢ [۱۱:۶]

هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر این که
روزیِ آن، بر عهده خدا است (و خدا روزی مناسب هر یک را در بحر و برّ می‌رساند) و
محلّ زیست (دوران حیات) و محلّ دفن (پس از ممات) او را می‌داند. همه‌ی اینها در
کتاب روشنی (به نام لوح محفوظ، موجود و مضبوط) است. [[«دَآبَّهٍ»: جانور.
جنبنده. شامل‌انسان هم می‌گردد (نگا: بقره / ۱۶۴). «مُسْتَقَرّ»: قرارگاه. محلّ
زیست. «مُسْتَوْدَع»: آرامگاه. محلّ دفن. «کِتَابٍ مُّبِینٍ»: نوشته آشکار. کتاب
روشن. مراد لوح محفوظ است (نگا: انعام / ۵۹).]]

۸۴۶ـ فَلَعَلَّکَ تَارِکٌۢ بَعْضَ مَا یُوحَىٰٓ إِلَیْکَ وَضَآئِقٌۢ
بِهِۦ صَدْرُکَ أَن یَقُولُوا۟ لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَیْهِ کَنزٌ أَوْ جَآءَ مَعَهُۥ
مَلَکٌ ۚ
إِنَّمَآ أَنتَ نَذِیرٌۭ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ وَکِیلٌ [۱۱:۱۲]

(ای پیغمبر! برای خوشنودی مشرکان تلاش مکن.
آنان نمی‌خواهند ایمان بیاورند. اگر برای ارضاء آنان بکوشی) چه بسا تو برخی از
چیزهائی را که به تو وحی می‌شود (از قبیل آیاتی که درباره‌ی نکوهش معبودهای
دروغین ایشان است) فروگذاری و از (تبلیغ) آن (به مشرکان) دلتنگ و ناراحت شوی؟
زیرا که نکند (آن را تکذیب کنند و مانند همیشه) بگویند: چرا گنجی رایگان بدو
ارمغان نمی‌گردد، یا این که با او فرشته‌ای نمی‌آید (تا صحّت نبوّت وی را به ما
اعلام نماید. ای پیغمبر!) تو تنها بیم‌دهنده (ی کافران و مژده‌رسان مؤمنان) هستی
(و وظیفه‌ی تو تبلیغ کلام آسمانی است وبس) و خداوند مطّلع و مراقب هرچیزی است (و
از احوال تو و احوال ایشان آگاه است و اعمال همگان را می‌پاید). [[«ضَآئِقٌ»:
دلتنگ. غمگین. «أَن یَقُولُوا»: از ترس این که نگویند که. تا نگویند که.
«کَنزٌ»: گنج. مراد مشرکان، گنج بادآورده و رایگانی است که دالّ بر صدق نبوّت
پیغمبر باشد (نگا: فرقان / ۸). «نَذِیرٌ»: بیم‌دهنده (نگا: رعد / ۷، نازعات /
۴۵). «وَکِیلٌ»: مطّلع. مراقب. پیغمبر از آنجا که انسان بوده است، تبلیغ مطالبی
برای او مشکل و ناراحت‌کننده بوده است، ولی کوچکترین تعلّلی در کار تبلیغ نداشته
است. البتّه اگر یاری و مددالهی نبود، دچار چنین لغزشی می‌شد (نگا: اسراء /
۷۴).]]

۸۴۷ـ أَمْ یَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا۟ بِعَشْرِ سُوَرٍۢ مِّثْلِهِۦ مُفْتَرَیَـٰتٍۢ
وَٱدْعُوا۟ مَنِ ٱسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن کُنتُمْ صَـٰدِقِینَ [۱۱:۱۳]

بلکه (مشرکان پا از درخواست گنج رایگان
و نزول فرشتگان بالاتر می‌گذارند و) می‌گویند: (محمّد خودش قرآن را تألیف کرده
است و) آن را به دروغ به خدا نسبت می‌دهد! بگو: (اگر این قرآن را انسانی چون من
نوشته است) شما (هم) ده سوره‌ی دروغین همانند آن را (بنویسید و برای ما) بیاورید
و غیر از خدا هرکس را که می‌توانید دعوت کنید (و به یاری خود بطلبید) اگر (در
ادّعای خویش) راستگوئید. [[«اَمْ»: یا. بلکه. «مِثْلِهِ»: مانند آن.
«مُفْتَرَیَاتٍ»: به هم بافته‌ها. ساخته‌های دروغین. «مِن دُونِ اللهِ»: سوای
خدا.]]

سوره هود
۸۴۳ـ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟
إِلَّا ٱللَّهَ ۚ إِنَّنِى
لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌۭ وَبَشِیرٌۭ [۱۱:۲]

(ای پیغمبر!
بدیشان بگو:) این که جز خدا را نپرستید. بیگمان من از سوی خدا بیم دهنده (ی کافران
به عذاب دوزخ) و مژده‌دهنده (ی مؤمنان به نعمت بهشت) هستم. [[«أَلاّ»: این که نه.
تا این که نه. ]]

۸۴۴ـ إِلَى ٱللَّهِ مَرْجِعُکُمْ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ قَدِیرٌ [۱۱:۴]

برگشت شما به سوی خدا است، و خدا بر هر
چیزی توانا است. (او است که به شما زندگی می‌بخشد و شما را می‌میراند و دوباره
جان به پیکرتان میدواند و برای حساب و کتاب در قیامت جمعتان می‌گرداند و به دوزخ
یا بهشتتان می‌رساند).

۸۴۵ـ وَمَا مِن دَآبَّهٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ
رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا ۚ کُلٌّۭ فِى کِتَـٰبٍۢ مُّبِینٍۢ [۱۱:۶]

هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر این که
روزیِ آن، بر عهده خدا است (و خدا روزی مناسب هر یک را در بحر و برّ می‌رساند) و
محلّ زیست (دوران حیات) و محلّ دفن (پس از ممات) او را می‌داند. همه‌ی اینها در
کتاب روشنی (به نام لوح محفوظ، موجود و مضبوط) است. [[«دَآبَّهٍ»: جانور.
جنبنده. شامل‌انسان هم می‌گردد (نگا: بقره / ۱۶۴). «مُسْتَقَرّ»: قرارگاه. محلّ
زیست. «مُسْتَوْدَع»: آرامگاه. محلّ دفن. «کِتَابٍ مُّبِینٍ»: نوشته آشکار. کتاب
روشن. مراد لوح محفوظ است (نگا: انعام / ۵۹).]]

۸۴۶ـ فَلَعَلَّکَ تَارِکٌۢ بَعْضَ مَا یُوحَىٰٓ إِلَیْکَ وَضَآئِقٌۢ
بِهِۦ صَدْرُکَ أَن یَقُولُوا۟ لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَیْهِ کَنزٌ أَوْ جَآءَ مَعَهُۥ
مَلَکٌ ۚ
إِنَّمَآ أَنتَ نَذِیرٌۭ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ وَکِیلٌ [۱۱:۱۲]

(ای پیغمبر! برای خوشنودی مشرکان تلاش مکن.
آنان نمی‌خواهند ایمان بیاورند. اگر برای ارضاء آنان بکوشی) چه بسا تو برخی از
چیزهائی را که به تو وحی می‌شود (از قبیل آیاتی که درباره‌ی نکوهش معبودهای
دروغین ایشان است) فروگذاری و از (تبلیغ) آن (به مشرکان) دلتنگ و ناراحت شوی؟
زیرا که نکند (آن را تکذیب کنند و مانند همیشه) بگویند: چرا گنجی رایگان بدو
ارمغان نمی‌گردد، یا این که با او فرشته‌ای نمی‌آید (تا صحّت نبوّت وی را به ما
اعلام نماید. ای پیغمبر!) تو تنها بیم‌دهنده (ی کافران و مژده‌رسان مؤمنان) هستی
(و وظیفه‌ی تو تبلیغ کلام آسمانی است وبس) و خداوند مطّلع و مراقب هرچیزی است (و
از احوال تو و احوال ایشان آگاه است و اعمال همگان را می‌پاید). [[«ضَآئِقٌ»:
دلتنگ. غمگین. «أَن یَقُولُوا»: از ترس این که نگویند که. تا نگویند که.
«کَنزٌ»: گنج. مراد مشرکان، گنج بادآورده و رایگانی است که دالّ بر صدق نبوّت
پیغمبر باشد (نگا: فرقان / ۸). «نَذِیرٌ»: بیم‌دهنده (نگا: رعد / ۷، نازعات /
۴۵). «وَکِیلٌ»: مطّلع. مراقب. پیغمبر از آنجا که انسان بوده است، تبلیغ مطالبی
برای او مشکل و ناراحت‌کننده بوده است، ولی کوچکترین تعلّلی در کار تبلیغ نداشته
است. البتّه اگر یاری و مددالهی نبود، دچار چنین لغزشی می‌شد (نگا: اسراء /
۷۴).]]

۸۴۷ـ أَمْ یَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا۟ بِعَشْرِ سُوَرٍۢ مِّثْلِهِۦ مُفْتَرَیَـٰتٍۢ
وَٱدْعُوا۟ مَنِ ٱسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن کُنتُمْ صَـٰدِقِینَ [۱۱:۱۳]

بلکه (مشرکان پا از درخواست گنج رایگان
و نزول فرشتگان بالاتر می‌گذارند و) می‌گویند: (محمّد خودش قرآن را تألیف کرده
است و) آن را به دروغ به خدا نسبت می‌دهد! بگو: (اگر این قرآن را انسانی چون من
نوشته است) شما (هم) ده سوره‌ی دروغین همانند آن را (بنویسید و برای ما) بیاورید
و غیر از خدا هرکس را که می‌توانید دعوت کنید (و به یاری خود بطلبید) اگر (در
ادّعای خویش) راستگوئید. [[«اَمْ»: یا. بلکه. «مِثْلِهِ»: مانند آن.
«مُفْتَرَیَاتٍ»: به هم بافته‌ها. ساخته‌های دروغین. «مِن دُونِ اللهِ»: سوای
خدا.]]

۸۴۸ـ فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا۟ لَکُمْ فَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَآ
أُنزِلَ بِعِلْمِ ٱللَّهِ وَأَن لَّآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ [۱۱:۱۴]

پس (ای مشرکان!) اگر (کسانی را که برای
یاری در این کار دعوت می‌کنید) پاسخ شما را ندادند (و استدعای شما را نپذیرفتند،
چرا که از انجام آن ناتوانند) بدانید که این قرآن با آگاهی الله و وحی خدا نازل
شده است (و از علم الهی سرچشمه گرفته است) و معبودی جز خدا نیست (و نزول این
آیاتِ معجز، دلیلی و نشانی بر این حقیقت است). پس آیا اسلام را می‌پذیرید و
فرمانبردار خدا می‌گردید؟ (باید که تسلیم شوید اگر طالب حقّ می‌باشید). [[«فَإِن
لَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ …»: مرجع ضمیر (و) در این فعل به (مَنْ) در آیه
قبلی، یعنی مدعوّین مشرکان جهت یاری ایشان برمی‌گردد، و ضمیر (کُمْ) به خود
مشرکان مخاطب، امّا اگر مرجع (و)، مشرکان مخاطب، و مرجع (کُمْ)، پیغمبر و مؤمنان
باشد، معنی چنین می‌شود: اگر مشرکان دعوت شما مسلمانان را اجابت نکردند و حاضر
نشدند لااقل ده سوره همانند این سوره‌ها را بیاورند، شما مؤمنان بدانید که این
ضعف و ناتوانی نشانه آن است که این آیات از علم الهی سرچشمه گرفته است، و …
(نگا: قصص / ۵۰). «أُنزِلَ بِعِلْمِ اللهِ»: نازل شده است با دانش خدا نه با
دانش محمّد یا دیگران (نگا: نساء / ۱۶۶، هود / ۴۹).]]

۸۴۹ـ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ کَذِبًا ۚ أُو۟لَـٰٓئِکَ یُعْرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمْ وَیَقُولُ
ٱلْأَشْهَـٰدُ هَـٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِینَ کَذَبُوا۟ عَلَىٰ رَبِّهِمْ ۚ أَلَا لَعْنَهُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّـٰلِمِینَ [۱۱:۱۸]

چه کسی ستمگرتر از کسی است که به خدا
دروغ بندد؟! (کسانی که به خدا دروغ می‌بندند و چیزهائی را بدو نسبت می‌دهند که
از او نیست، در قیامت به گونه‌ی خاصّی) آنان به پروردگارشان عرضه می‌گردند (و در
دادگاه عدل الهی به‌سان می‌شوند) و گواهان (حاضر در آنجا، اعم از پیغمبران و
فرشتگان و غیره بر آنان گواهی می‌دهند و) می‌گویند: اینان بر پروردگار خود دروغ
بسته‌اند (و لذا زشت‌ترین گناه و رسواکننده‌ترین ستم را مرتکب شده‌اند). هان! نفرین
خدا بر ستمگران باد! [[«الأشْهَادُ»: جمع شَهید یا شاهِد، مثل أشْراف و شَریف، و
أَصْحاب و صاحِب، گواهان. مراد پیغمبران (نگا: نساء / ۴۱) و مؤمنان (نگا: بقره /
۱۴۳) و فرشتگان (نبأ / ۳۸) و اعضاء بدن (نگا: نور / ۲۴) است. «أَلا لَعْنَهُ
اللهِ عَلَی الظَّالِمِینَ»: هان! نفرین خدا بر ستمکاران باد. بدانید که نفرین
خدا ستمکاران را دربر می‌گیرد.]]

۸۵۰ـ ٱلَّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ ٱللَّهِ وَیَبْغُونَهَا
عِوَجًۭا وَهُم بِٱلْءَاخِرَهِ هُمْ کَـٰفِرُونَ [۱۱:۱۹]

آن ستمکارانی که (مردمان را) از راه
خدا باز می‌داشتند، و (بر راستای خداشناسی سدها و مانعها ایجاد می‌کردند، و در
دلهای مردمان شکّها و گمانها می‌انداختند تا آنان را منحرف سازند و بدیشان) راه
خدا را کج و نادرست نشان دهند، و آنانی که به آخرت کفر می‌ورزیدند (و به جهان
دیگر ایمان نداشتند). [[«یَبْغُونَهَا عِوَجاً»: آن را کج می‌خواهند. یعنی همیشه
در صدد آن هستند که جاده مستقیم الهی را کج نشان دهند و نادرست جلوه بنمایند.]]

۸۵۱ـ أُو۟لَـٰٓئِکَ لَمْ
یَکُونُوا۟ مُعْجِزِینَ فِى ٱلْأَرْضِ
وَمَا کَانَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِنْ أَوْلِیَآءَ ۘ یُضَـٰعَفُ
لَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۚ مَا کَانُوا۟ یَسْتَطِیعُونَ ٱلسَّمْعَ وَمَا کَانُوا۟
یُبْصِرُونَ [۱۱:۲۰]

(این کافران) چنان نیستند که آنان
بتوانند (خدا را از عذاب رساندن به خود) در دنیا ناتوان و درمانده سازند (و از
قلمرو قدرت او خارج شوند. اگر خدا بخواهد ایشان را گرفتار عذاب و بلائی کند)
آنان بجز خدا یاور و فریادرسی ندارند (که ایشان را از عذاب و بلای آسمانی
برهاند. در آخرت هم به سبب عصیان و طغیانشان) عذابشان چندین برابر می‌گردد (و
پیوسته افزونتر و افزونتر می‌شود. چرا که در دنیا) آنان نمی‌توانستند (نشانه‌های
خداشناسیِ پخش در آفاق و انفس را) بشنوندو ببینند. [[«الأرْض»: زمین. مراد دنیا
است. «أَوْلِیَآءَ»: یاران و مددکاران. آلهه و معبودان. «مَا کَانُوا
یَسْتَطِیعُونَ السَّمْعَ …»: تاب شنیدن حق و چشم دیدن نشانه‌های دالّ بر وجود
آفریدگار، و توان پیروی از قرآن را نداشته‌اند، و در حقیقت از گوش و چشم خود سود
نبرده‌اند.]]

۸۵۲ـ أَن لَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ ۖ إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ أَلِیمٍۢ [۱۱:۲۶]

(همچنین بدیشان گفت:) جز الله (، یعنی خدای
واحد یکتا) را نپرستید. بیگمان من از عذاب روز پر رنج (قیامت) بر شما می‌ترسم.
[[«أَلاّ تَعْبُدُوا …»: مقول قول نوح است. «أَلِیمٍ»: دارای درد و رنج.]]

۸۵۳ـ وَیَـٰقَوْمِ لَآ
أَسْـَٔلُکُمْ عَلَیْهِ مَالًا ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ ۚ
وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ ۚ إِنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟
رَبِّهِمْ وَلَـٰکِنِّىٓ أَرَىٰکُمْ
قَوْمًۭا تَجْهَلُونَ [۱۱:۲۹]

ای قوم من! من در برابر آن، (یعنی
تبلیغ رسالت پروردگارم) از شما (پول و مزد و ثروت و) مالی نمی‌خواهم، چرا که مزد
من جز بر عهده‌ی خدا نیست (و پاداش خود را تنها از او می‌خواهم و بس). و من
کسانی را که ایمان آورده‌اند (از مجلس و همدمی خود به خاطر شما) نمی‌رانم. آنان
(در روز قیامت) خدای خود را ملاقات می‌کنند (و اگر آنان را برانم در آن وقت از
من شکایت می‌کنند). و امّا من شما را گروه نادانی می‌دانم (چرا که معیار ارزش
انسانها را در مال و جاه می‌دانید؛ نه در پیروی از حق و انجام کار نیک).
[[«عَلیْهِ»: بر آن. در برابر آن. «طَارِد»: طردکننده. دورکننده.]]

۸۵۴ـ وَیَـٰقَوْمِ مَن یَنصُرُنِى مِنَ ٱللَّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ ۚ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ [۱۱:۳۰]

ای قوم من! اگر من مؤمنان (فقیر و به
گمان شما حقیر) را از پیش خود برانم، چه کسی مرا (از دست انتقام خدا می‌رهاند و)
در برابر (مجازات شدید) الله یاری می‌دهد؟ (هیچ کسی). آیا یادآور نمی‌شوید (و
نمی‌اندیشید که آنان خدائی دارند و انتقام ایشان را می‌گیرد؟). [[«مَن
یَنصُرُنِی مِنَ اللهِ؟»: چه کسی مرا از عقاب خدا مصون و محفوظ می‌کند؟]]

برگه‌ها: 1 2 3 4

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز