۱ـ إِن یَنصُرْکُمُ ٱللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ ۖ وَإِن یَخْذُلْکُمْ فَمَن ذَا ٱلَّذِى یَنصُرُکُم مِّنۢ بَعْدِهِۦ ۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ [۳:۱۶۰]
اگر خداوند شما را یاری کند (همان گونه که در جنگ بدر یاری کرد) هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد، و اگر خوارتان گرداند (و دست از یاریتان بردارد، همان گونه که در جنگ احد چنین شد) کیست که پس از او شما را یاری دهد؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند و بس.
۱ـ إِن یَنصُرْکُمُ ٱللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ ۖ وَإِن یَخْذُلْکُمْ فَمَن ذَا ٱلَّذِى یَنصُرُکُم مِّنۢ بَعْدِهِۦ ۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ [۳:۱۶۰]
اگر خداوند شما را یاری کند (همان گونه که در جنگ بدر یاری کرد) هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد، و اگر خوارتان گرداند (و دست از یاریتان بردارد، همان گونه که در جنگ احد چنین شد) کیست که پس از او شما را یاری دهد؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند و بس.
۲ـ ٱلَّذِینَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدْ جَمَعُوا۟ لَکُمْ فَٱخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَـٰنًۭا وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ وَنِعْمَ ٱلْوَکِیلُ [۳:۱۷۳]
آن کسانی که مردمان بدیشان گفتند: مردمان (قریش برای تاختن بر شما دست به دست هم دادهاند و) بر ضدّ شما گرد یکدیگر فراهم آمدهاند، پس از ایشان بترسید؛ ولی (چنین تهدید و بیمی به هراسشان نینداخت؛ بلکه برعکس) بر ایمان ایشان افزود و گفتند: خدا ما را بس و او بهترین حامی و سرپرست است.
۳ـ وَیَقُولُونَ طَاعَهٌۭ فَإِذَا بَرَزُوا۟ مِنْ عِندِکَ بَیَّتَ طَآئِفَهٌۭ مِّنْهُمْ غَیْرَ ٱلَّذِى تَقُولُ ۖ وَٱللَّهُ یَکْتُبُ مَا یُبَیِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِٱللَّهِ وَکِیلًا [۴:۸۱]
(این گروه متردّد) میگویند: (از اوامر و نواهی تو فرمانبرداری و) اطاعت (میشود). ولی هنگامی که از پیش تو برخاستند و رفتند، دستهای از آنان در خفاء چیزی را تدارک میبینند که مخالف آن (اوامر و نواهی و) چیزهائی است که تو میگوئی (و ایشان را بدانها گوشزد مینمائی)! خداوند چیزهائی را که در خفاء تدارک میبینند و به چارهجوئی مینشینند بر آنان (در صحیفهی اعمالشان) مینویسد (و روزی، پادافره و جزایشان را میدهد). پس بدانان اعتنائی مکن (و از نقشهی خائنانهی ایشان باکی به خود راه مده) و به خدا توکّل کن (و کار و بار خویش را بدو تفویض نما) و کافی است که خدا وکیل و حافظ (تو) باشد. [
۴ـ وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۚ وَکَفَىٰ بِٱللَّهِ وَکِیلًا [۴:۱۳۲]
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خدا است، و خدا برای نگهبانی و نگهداری (آنها) کافی است. [
۵ـ یَـٰٓأَهْلَ ٱلْکِتَـٰبِ لَا تَغْلُوا۟ فِى دِینِکُمْ وَلَا تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْحَقَّ ۚ إِنَّمَا ٱلْمَسِیحُ عِیسَى ٱبْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ ٱللَّهِ وَکَلِمَتُهُۥٓ أَلْقَىٰهَآ إِلَىٰ مَرْیَمَ وَرُوحٌۭ مِّنْهُ ۖ فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ ۖ وَلَا تَقُولُوا۟ ثَلَـٰثَهٌ ۚ ٱنتَهُوا۟ خَیْرًۭا لَّکُمْ ۚ إِنَّمَا ٱللَّهُ إِلَـٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ ۖ سُبْحَـٰنَهُۥٓ أَن یَکُونَ لَهُۥ وَلَدٌۭ ۘ لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۗ وَکَفَىٰ بِٱللَّهِ وَکِیلًۭا [۴:۱۷۱]
ای اهل کتاب! در دین خود غلوّ مکنید (و دربارهی عیسی راه افراط و تفریط نپوئید) و دربارهی خدا جز حق مگوئید (و او را به اوصاف ناشایستی همچون حلول و اتّحاد و اتّخاذ همسر و انتخاب فرزند، نستائید). بیگمان عیسی مسیح پسر مریم، فرستادهی خدا است (و او یکی از پیغمبران است، و پسر خدا نیست آن گونه که شما میپندارید) و او واژهی خدا (یعنی پدیدهی فرمانِ: کُنْ) است که خدا آن را به مریم رساند (و بدین وسیله عیسی را در شکم مریم پروراند) و او دارای روحی است (که) از سوی خدا (به کالبدش دمیده شده است) پس به خدا و پیغمبرانش ایمان بیاورید (و الوهیّت را خاصّ خدا بدانید و هیچ یک از انبیاء را در الوهیّت انباز خدا نسازید) و مگوئید که (خدا) سه تا است (بلکه خدا یکتا است و جز الله خدای دیگری وجود ندارد. از این سخن پوچ) دست بردارید که به سود شما است. خدا یکی بیش نیست که الله است و حاشا که فرزندی داشته باشد. (چگونه به انباز و زن و فرزند نیازی خواهد داشت) و حال آن که از آن او است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و کافی است (که تنها) خدا مدبّر (مخلوقات خود) باشد.
۶ـ ذَٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَـٰلِقُ کُلِّ شَىْءٍۢ فَٱعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ وَکِیلٌۭ [۶:۱۰۲]
آن (متّصف به صفات کمال است که) خدا و پروردگار شما است. جز او خدائی نیست؛ و او آفرینندهی همه چیز است. پس وی را باید بپرستید (و بس؛ چرا که تنها او مستحقّ پرستش است) و حافظ و مدبّر همه چیز است. [
۷ـ إِذْ یَقُولُ ٱلْمُنَـٰفِقُونَ وَٱلَّذِینَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـٰٓؤُلَآءِ دِینُهُمْ ۗ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌۭ [۸:۴۹]
(به یاد آور) آن زمانی را که منافقان و کسانی که (ضعیفالایمان بودند و) در دلهایشان بیماری (کفر و نفاق سَرَک میکشید و در غوغا) بود، میگفتند: اینان را آئینشان مغرور نموده و گول زده است (این است که چنین آمادهی رزم و فداکاریند و خویشتن را با دست ما به کشتن میدهند. امّا کافران و منافقان و همهی مردمان باید بدانند که) هرکس به خدا پشت بندد (خدا او را بسنده است و وی را پیروز میگرداند و به مقصود میرساند) چرا که خدا مقتدر و توانا است و کارها را بجا و از روی فلسفه انجام میدهد (و حق را بر باطل چیره میگرداند). [
۸ـ وَٱتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦ یَـٰقَوْمِ إِن کَانَ کَبُرَ عَلَیْکُم مَّقَامِى وَتَذْکِیرِى بِـَٔایَـٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوٓا۟ أَمْرَکُمْ وَشُرَکَآءَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّهًۭ ثُمَّ ٱقْضُوٓا۟ إِلَىَّ وَلَا تُنظِرُونِ [۱۰:۷۱]
(ای پیغمبر! برای دلداری مؤمنان و بیداری مشرکان، سرگذشت برخی از پیغمبران و پیشینیان، از جمله) سرگذشت نوح را (از قرآن) برای آنان بخوان. وقتی (از اوقات) نوح به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر ماندنم (در میانتان) و پند دادنم (به شما) با آیات خدا (و دلائل الهی) برایتان سخت و غیرقابل تحمّل است، من (بر این کار پایدار و ماندگارم و) بر خدا تکیه دارم، پس همراه با معبودهایتان قاطعانه تصمیم خود را بگیرید (و هرچه از دستتان برمیآید دربارهی من انجام دهید و هیچ کوتاهی مکنید. این کار را از روی مشورت کامل و تصمیم قاطع انجام دهید تا) بعداً منظورتان از خودتان نهان نماند و مایهی اندوهتان نشود. پس از آن نسبت به من هرچه میخواهید بکنید و مرا مهلت ندهید.
۹ـ فَلَعَلَّکَ تَارِکٌۢ بَعْضَ مَا یُوحَىٰٓ إِلَیْکَ وَضَآئِقٌۢ بِهِۦ صَدْرُکَ أَن یَقُولُوا۟ لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَیْهِ کَنزٌ أَوْ جَآءَ مَعَهُۥ مَلَکٌ ۚ إِنَّمَآ أَنتَ نَذِیرٌۭ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ وَکِیلٌ [۱۱:۱۲]
(ای پیغمبر! برای خوشنودی مشرکان تلاش مکن. آنان نمیخواهند ایمان بیاورند. اگر برای ارضاء آنان بکوشی) چه بسا تو برخی از چیزهائی را که به تو وحی میشود (از قبیل آیاتی که دربارهی نکوهش معبودهای دروغین ایشان است) فروگذاری و از (تبلیغ) آن (به مشرکان) دلتنگ و ناراحت شوی؟ زیرا که نکند (آن را تکذیب کنند و مانند همیشه) بگویند: چرا گنجی رایگان بدو ارمغان نمیگردد، یا این که با او فرشتهای نمیآید (تا صحّت نبوّت وی را به ما اعلام نماید. ای پیغمبر!) تو تنها بیمدهنده (ی کافران و مژدهرسان مؤمنان) هستی (و وظیفهی تو تبلیغ کلام آسمانی است وبس) و خداوند مطّلع و مراقب هرچیزی است (و از احوال تو و احوال ایشان آگاه است و اعمال همگان را میپاید).
۱۰ـ قَالَ یَـٰقَوْمِ أَرَءَیْتُمْ إِن کُنتُ عَلَىٰ بَیِّنَهٍۢ مِّن رَّبِّى وَرَزَقَنِى مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًۭا ۚ وَمَآ أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَىٰ مَآ أَنْهَىٰکُمْ عَنْهُ ۚ إِنْ أُرِیدُ إِلَّا ٱلْإِصْلَـٰحَ مَا ٱسْتَطَعْتُ ۚ وَمَا تَوْفِیقِىٓ إِلَّا بِٱللَّهِ ۚ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ [۱۱:۸۸]
گفت: ای قوم من! اگر من (بر اثر نبوّت) دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم (و به یقین کامل رسیده باشم) و روزی خوبی (علاوه از نبوّت) به من عطاء فرموده باشد، به من بگوئید (آیا میتوانم برخلاف فرمان خدا، یعنی خالق و هادی و رازق خود رفتار کنم، و شما را از بتپرستی و بزهکاری نهی ننمایم؟). من نمیخواهم شما را از چیزی باز دارم و خودم مرتکب آن شوم (و بلکه شما را به انجام کاری میخوانم که خود نیز بدان عمل میکنم). من تا آنجا که میتوانم جز اصلاح (خویشتن و شما را) نمیخواهم، و توفیق من هم (در رسیدن به حق و نیکی و زدودن ناحق و بدی) جز با (یاری و پشتیبانی) خدا (انجام پذیرفتنی) نیست. تنها بر او توکّل میکنم و (کار و بارم را بدو واگذار میسازم و با توبه و انابت) فقط به سوی او برمیگردم.
۱۱ـ قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُۥ مَعَکُمْ حَتَّىٰ تُؤْتُونِ مَوْثِقًۭا مِّنَ ٱللَّهِ لَتَأْتُنَّنِى بِهِۦٓ إِلَّآ أَن یُحَاطَ بِکُمْ ۖ فَلَمَّآ ءَاتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ ٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَکِیلٌۭ [۱۲:۶۶]
(سرانجام یعقوب گول سخنان فرزندان را خورد. ولی برای اطمینان خاطر) گفت: من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا این که عهد و پیمان مؤکّد و استوار با سوگند به خدا، با من نبندید که او را (سالم) به من برمیگردانید، مگر که (بر اثر مرگ و یا غلبهی دشمن و یا عامل دیگر) قدرت از شما سلب گردد. (فرزندانش پیمانش را پذیرفتند و خدای را به شهادت طلبیدند.) هنگامی که با پدر پیمان بستند، گفت: خداوند آگاه و مطّلع بر آن چیزی است که (به همدیگر) میگوئیم.
وَقَالَ یَـٰبَنِىَّ لَا تَدْخُلُوا۟ مِنۢ بَابٍۢ وَٰحِدٍۢ وَٱدْخُلُوا۟ مِنْ أَبْوَٰبٍۢ مُّتَفَرِّقَهٍۢ ۖ وَمَآ أُغْنِى عَنکُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ ۖ إِنِ ٱلْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ ۖ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ ٱلْمُتَوَکِّلُونَ [۱۲:۶۷]
(یعقوب به عهد و پیمان مؤکّد فرزندان خود دل بست و شفقت پدری او را بر آن داشت که آنان را راهنمائی و نصیحت کند) و گفت: ای فرزندانم! از یک در (به مصر) داخل نشوید، بلکه از درهای گوناگون وارد شوید (تا از حسادت حسودان و چشم زخم پلیدان در امان بمانید. ولی بدانید که من با این تدبیر) نمیتوانم چیزی را که خدا مقرّر کرده باشد از شما به دور سازم. (یقیناً آنچه باید بشود میشود، و راهی برای دفع بلا جز رعایت اسباب و عللِ پیدا و توسّل به خدا سراغ ندارم). تنها حکم و فرمان از آن یزدان است. (دافع شرّ و جالب خیر جهان فقط ایزد سبحان است). بر او توکّل میکنم (و از او استمداد میجویم و کارم را بدو واگذار میکنم) و باید که توکّلکنندگان بر او توکّل کنند و بس (و کار خویش را بدو حوالت دارند).
۱۲ـ کَذَٰلِکَ أَرْسَلْنَـٰکَ فِىٓ أُمَّهٍۢ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَآ أُمَمٌۭ لِّتَتْلُوَا۟ عَلَیْهِمُ ٱلَّذِىٓ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ وَهُمْ یَکْفُرُونَ بِٱلرَّحْمَـٰنِ ۚ قُلْ هُوَ رَبِّى لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ [۱۳:۳۰]
بدین گونهی شگرف تو را به میان ملّتی فرستادهایم که ملّتهای فراوانی پیش از آنان آمدهاند و رفتهاند، تا آنچه را که به تو وحی کردهایم بر آنان – هر چند که منکر خداوند مهربانند – بخوانی. بگو او پروردگار من است. جز او خدائی نیست. بر او توکّل کردهام، و بازگشت من به سوی او است.
۱۳ـ قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُکُمْ وَلَـٰکِنَّ ٱللَّهَ یَمُنُّ عَلَىٰ مَن یَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ ۖ وَمَا کَانَ لَنَآ أَن نَّأْتِیَکُم بِسُلْطَـٰنٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ [۱۴:۱۱]
پیغمبرانشان بدیشان گفتند: (همان گونه که گفتید) ما جز انسانهایی همچون شما نیستیم، و لیکن خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد (و او را با لطف خود مینوازد و پیغمبرش میسازد) و ما را نسزد که دلیلی برایتان بیاوریم (و معجزهای به شما بنمائیم) مگر با اجازهی خدا (و توفیق او). و مؤمنان باید به خدا توکّل کنند و بس (و ما هم در برابر دشمنانگی شما بدو توکّل میکنیم). [
۱۴ـ إِنَّ عِبَادِى لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَـٰنٌۭ ۚ وَکَفَىٰ بِرَبِّکَ وَکِیلًۭا [۱۷:۶۵]
بیگمان سلطهای بر بندگان (مخلص و مؤمن) من نخواهی داشت، و همین کافی است که (ایشان در پناه خدایند و) پروردگارت حافظ و پشتیبان (این چنین بندگان) است.
۱۵ـ قَالَ ذَٰلِکَ بَیْنِى وَبَیْنَکَ ۖ أَیَّمَا ٱلْأَجَلَیْنِ قَضَیْتُ فَلَا عُدْوَٰنَ عَلَىَّ ۖ وَٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَکِیلٌۭ [۲۸:۲۸]
(موسی پذیرفت و) گفت: این قراردادی میان من و تو است. البتّه هر کدام از این دو مدّت را برآوردم (به عهد خود وفا کردهام، و از من خواسته نمیشود که بیش از آن کار کنم) و بر من ستم نمیگردد. خدا هم بر آنچه ما میگوئیم شاهد و گواه است. [[
۱۶ـ وَتَوَکَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِٱللَّهِ وَکِیلًۭا [۳۳:۳]
و بر خدا توکّل کن (و کارهای خود را بدو بسپار). همین بس که خداحافظ (و مدافع انسان) باشد.
۱۷ـ وَلَا تُطِعِ ٱلْکَـٰفِرِینَ وَٱلْمُنَـٰفِقِینَ وَدَعْ أَذَىٰهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِٱللَّهِ وَکِیلًۭا [۳۳:۴۸]
و از کافران و منافقان فرمانبرداری مکن، و اعتنائی به اذیّت و آزارشان نداشته باش، و بر خدا تکیه کن، و همین بس که خدا حامی و مدافع باشد. [
۱۸ـ ٱللَّهُ خَـٰلِقُ کُلِّ شَىْءٍۢ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍۢ وَکِیلٌۭ [۳۹:۶۲]
خدا آفریدگار همه چیز است و همه چیز را میپاید و مراقبت مینماید.
۱۹ـ قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌۭ فِىٓ إِبْرَٰهِیمَ وَٱلَّذِینَ مَعَهُۥٓ إِذْ قَالُوا۟ لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُا۟ مِنکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ ٱلْعَدَٰوَهُ وَٱلْبَغْضَآءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَحْدَهُۥٓ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَٰهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَمَآ أَمْلِکُ لَکَ مِنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍۢ ۖ رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ ٱلْمَصِیرُ [۶۰:۴]
(رفتار و کردار) ابراهیم و کسانی که بدو گرویده بودند، الگوی خوبی برای شما است، بدانگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از چیزهائی که بغیر از خدا میپرستید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بیاعتنائیم، و دشمنانگی و کینهتوزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است، تا زمانی که به خدای یگانه ایمان میآورید و او را به یگانگی میپرستید. (کردار و رفتار ابراهیم و گروندگان بدو، سرمشق خوبی برای شما است) مگر سخنی که ابراهیم به پدر خود گفت: من قطعاً برای تو طلب آمرزش میکنم، و در عین حال برای تو در پیشگاه خدا هیچ کار دیگری نمیتوانم بکنم. (این سخن، چیزی نیست که بدان اقتداء کنید). پروردگارا! به تو توکّل میکنیم، و به تو روی میآوریم، و بازگشت به سوی تو است (و همهی راهها سر به جانب تو دارد و به تو منتهی میگردد).
۲۰ـ رَّبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذْهُ وَکِیلًۭا [۷۳:۹]
یزدان، خداوندگار مشرِق و مغرب (و همهی جهان هستی) است، و جز او معبودی نیست، پس تنها او را به عنوان کارساز و یاور برگیر و برگزین (و کار و بار خویش را بدو واگذار کن).