در زمانی نه چندان دور به آیهای از قرآن کریم برخورد کردم که مسیر کلی زندگیام را دچار تغییر و دگرگونی کرد. و آن، این آیه از سوره نساء بود:
“یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّـهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ مَا لَا یَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ” [نساء:۱۰۸]
آنان میتوانند خیانت خود را از مردم پنهان دارند ، ولی نمیتوانند آن را از خدا پنهان دارند که همیشه با آنان است. بدان گاه که شبانگاهان پنهانی بر گفتاری که (تهمت زدن به پاکان و بیگناهان است و) خدا از آن خوشنود نیست، متّفق و همدست میشوند.
به مدت سه سال تمام، غرق در گناه و معصیت بودم و هر روز به ترک گناه و توبه از آن میاندیشیدم. اما قادر به انجام این کار نبودم تا این که روزی با خود خلوت کردم و به شدت گریستم و با خدای خود به مناجات و راز و نیاز پرداختم. در آن حالت آیهی فوق به ذهنم خطور کرد. غم و اندوه از سینهام رخت بر بست و شرمساری از پروردگار تمام وجودم را فرا گرفت. در آن هنگام خالصانه از نفس خود این چنین پرسیدم که آیا برایم ممکن است پدر، مادر و یا کسی از نزدیکان مرا در حال ارتکاب آن گناه ببیند و یا حتی در مورد آن از شخص دیگری مطلع شود؟
تنها پاسخ من به این پرسش این بود: “نه ، و هزاران نه ….”، پس اگر نسبت به آگاه شدن بندگان خدا از اعمالم این گونه ترس و واهمه دارم، پس چگونه در برابر ذات باری تعالی که عالم به همهی امور است شرمسار و خجل نباشم؟! سپس از این که در محضر خداوند بزرگ مرتبه به گناه و معصیت مشغول باشم نادم گشته وعزم به ترک آن چه که به آن میپرداختم نمودم. یقینا هر آن کس که گناهی را به خاطر پروردگـارش ترک گوید خداوند رحمان، خیر و نیکی به او عطا خواهد نمود. سرانجام با یاری و نصرت پروردگار خویش مـوفق به ترک معصیت و گناه شدم و اکنون پس از سالیان متمادی به فضل و بخشش خداوند بلند مرتبه احساس سعادت و خوشبختی میکنم.
نویسنده: دکتر اسماء الرویشد
مترجم: وفا حسن پور
منبع: http://www.tadabborq.com