در زمانهای اخیر در کنار شور و شعفی که برای تدبر در قرآن کریم وجود دارد، رقابت میان تدبر و حفظ، افزایش یافته است. با وجود این که هیچ جایی برای رقابت وجود ندارد. و این دو مکمل همدیگر هستند؛ و همهی علوم قرآنی مکمل همدیگر هستند.
همان گونه که در تفسیر و تدبر این گونه است. مهم آن است که بدانیم اجر و پاداش حفظ قرآن کریم زمانی دو چندان میشود که با فهم و تدبر همراه باشد و برای این کار لازم است: زمان حفظ فکرت را به کار بگیر! آن وقت خواهی دید که نفست در آیات تدبر میکند سپس برکت افزایش مییابد و میبینی که تدبر در حفظ و تحکیم آن به یاریت میآید. این ایده را با چند مثال بیشتر توضیح خواهم داد:
الف- تدبر در پایان آیات: حفظ این قسمتها عموما برای همه دشوار است. مثلا حفظ آیاتی که دربارهی رفع عیسی آمده است:
“وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا () بَل رَّفَعَهُ اللَّـهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللَّـهُ عَزِیزًا حَکِیمًا” [نساء:۱۵۷-۱۵۸] و یقیناً او را نکشتند. بلکه خدا او را به سوى خود بالا برد، و خدا توانا و حکیم است. گاهی اوقات به اشتباه مرور میکنیم: “وکان الله على کل شیء قدیرا” ولی وقتی فکر میکنیم میفهمیم که خداوند چگونه پیامبرش را با عزت و عظمت و بنا بر حکمتش بالا برده است. هنگام حفظ وقتی در پایان این آیه با دقت تدبر میکنیم: “وکان الله عزیزا حکیما” احساس عمیقی از عظمت و بزرگی خداوند عزیز و حکیم به ما دست میدهد. در معجزهی بالا بردن عیسی عزت خداوند را در مییابیم که چگونه پیامبرانش را بزرگ و دشمنانش را خوار و ذلیل میکند. در این بخش حکمتهایی وجود دارد که بیشتر آن از نظرها پنهان میماند و بخش اندکی از آن از زمان رفع تا روز قیامت بر ما آشکار میشود. مثال بانگ برداشتن به بد زبانی در سورهی نساء آیهی ۱۴۸ آمده است؛ این آیهی بزرگی است که حکایت از یک قانون و رفتار مترقی دارد. برای حفظ پایان آیه از تدبر کمک گرفتم؛ خداوند متعال میفرماید: “لَّا یُحِبُّ اللَّـهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ وَکَانَ اللَّـهُ سَمِیعًا عَلِیمًا” [نساء:۱۴۸] خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] کسى که بر او ستم رفته باشد، و خدا شنواى داناست. با خود فکر کردم: این استثناء “إلا من ظُلم” را چگونه حفظ کنم؟ چه مناسبتی میان سخن مورد پسند خدا و احساسات بشر وجود دارد؟ وقتی صدای خود را به گونهای ناپسند بلند میکنند چگونه این احساسات گاهی افراطی و غیر قابل توجیه میشوند؟ پاسخ این است که خداوند در پایان آیه به ما میآموزد: “وکان الله سمیعا علیما” او شنواست؛ پس ای بندهی خدا تلاش کن سخنی را بلند ادا کنی که خدا آن را دوست دارد. او نسبت به واقعیت حال تو داناست آیا واقعا به تو ظلم شده است؟ اینجاست که با این خاتمهی قرآنی که از بالای هفت آسمان آمده است از سخن ناپسند کوتاه میآیی و فرمانبردار میشوی. مثال وسعت و علم: خدای متعال میفرماید: “الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّـهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ” [بقره:۲۶۸] شیطان شما را از تهیدستى بیم مىدهد و شما را به زشتى وامىدارد؛ و[لى] خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مىدهد، و خداوند گشایشگر داناست. با حفظ این آیه از سورهی بقره با خود فکر کردم چگونه وعدهی زشت شیطان و وعدهی زیبای خداوند را با وسعت ملکوتی او تشریح کرده است. پایان این آیه وسعت رحمت بیمنتهای خداوند را به ما بشارت میدهد. وسعت مغفرت و فضل خداوند در برابر تنگنای گناهان نیز همین گونه است؛ تا مساحت باز تفکر در علم خداوند و وسعت علم او را که هیچ چیزی آن را در بر نمیگیرد مگر به اذن او، بر روی ما بگشاید. ب- تدبر در آیات برای ربط آنها به همدیگر: در کتابهای تفسیر مثالهایی وجود دارد که مفسر آیات را به گونهای به هم ربط میدهد که به تدبر و هم حفظ کمک میکند و اینک مثالهایی از فایدهی تدبر در ربط دادن آیات: مثالی از سورهی آل عمران: ربط میان آیهی ۲۷ و ۲۸: خدای متعال میفرماید: “تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَتُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ () لَّا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ” [آل عمران:۲۷-۲۸]
شب را به روز در مىآورى، و روز را به شب در مىآورى؛ و زنده را از مرده بیرون مى آورى، و مرده را از زنده خارج مىسازى؛ و هر که را خواهى، بىحساب روزى مىدهى. مؤمنان نباید کافران را -به جاى مؤمنان- به دوستى بگیرند.
در حال حفظ در ربط این آیات تدبر میکردم: هر گاه دانستی که خداوند پروردگار توست و جهان هستی را آفریده است و افلاک را نظم بخشیده است، او کسی است که زنده میکند و میمیراند و او رزاق است و به هر کس بخواهد روزی بیحساب میدهد = با این حال چرا کفار را به جای مؤمنان به دوستی و سرپرستی انتخاب میکنی؟ به این دلیل که آنان صاحب علوم هستی هستند نه حتی به دلیل حفظ زندگی و پرهیز از نابودی یا طلب مال و آسایش و ترس از قطع شدن روزی!! به ویژه هر زمانی که کافری از دشمنان خدا را به دوستی و سرپرستی برگزینی، در مقابل آن مؤمنی را که ممکن بود به دوستی انتخاب کنی از دست دادهای. به همین خاطر خداوند میفرماید: “من دون المؤمنین” خارج از مؤمنان. جمع بین تفسیر و تدبر به حفظ کمک و آن را تقویت میکند: در تمام آنچه گذشت و همان گونه که از مقصود تدبر مشخص است؛ اهل تدبر باید به تفسیر بپردازند و بر معانی مسلط باشد. اگر در حال حفظ در جایی به مشکل برخورد کند یا معنی از حافظه اش خارج گردد و آن را به گمان خود بخواند – اگر از آسانترین و نزدیکترین تفاسیر استفاده کند – سپس عمیقا و با دقت در آیه تدبر کند = خواهد دید که حفظ او بسیار بیشتر از اکتفا به تدبر در صورتی که به معنی کلی آن باشد منتظم شده است. مثالی در این زمینه:
قرآن درونها را برملا میکند:
“وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِی وُجُوهِ الَّذِینَ کَفَرُوا الْمُنکَرَ یَکَادُونَ یَسْطُونَ بِالَّذِینَ یَتْلُونَ عَلَیْهِمْ آیَاتِنَا” [حج: ۷۲] و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده مىشود، در چهره کسانى که کفر ورزیدهاند [اثر] انکار را تشخیص مىدهى: چیزى نمانده که بر کسانى که آیات ما را برایشان تلاوت مىکنند حملهور شوند.
در تفسیر کلمه منکر آمده است: یعنی کار زشت؛ از اخم و عصبانیت میآید. در حین تدبر میفهمی که قرآن اندرون مردم را برملا میکند. در هر حالتی گوش دادن به قرآن گوشههایی از صفات بیماردلان برملا میکند: کلک و دورویی و میل به غلبه بر مؤمنان؛ نزدیک است که از خشم و غضب بر مؤمنان حملهور شوند. ببینید تلاوت قرآن چقدر آنها را در تنگنا قرار میدهد و کینههایشان را بیرون میریزد. این یک حقیقت قرآنی است که دیگر بر کسی پوشیده نیست.
ج- تدبر از لابلای حفظ: تکرار در تدبر نقش مهمی دارد؛ یکی از برکات حفظ قرآن این است که گاهی با هدف حفظ آیاتی را تکرار میکنی اما چیزی نمیگذرد که نور و روشنایی تدبر را در خود مییابی و به تو کمک میکند که با خشوع به پروردگارت روی آوری. در اینجا دو حالت متصور است:
حالت نخست: حفظ قرآن تدبر در ویژگیهای متمایز آیات را بر روی تو میگشاید؛ ملاحظه میشود که در آیاتی که در ذهن ماست (به خاطر حفظ آن در خردسالی یا کثرت تکرار) ما روی خطوط کلی آن تدبر میکنیم به ویژه در ابتدای امر که با تدبر آشنا شدهایم. همین حالت برای سورههایی که نخستین بار حفظ میشوند وجود دارد.
چند نمونه از تدبر در سایهی تکرار آیات حفظ شده یا حفظ بخشی از آنها:
مثال طهارت مادی و معنوی: انسان جسم و روح دارد؛ ببینید چگونه خداوند طهارت را در کنار توبه آورده است:
“إِنَّ اللَّـهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ” [بقره:۲۲۲] خداوند توبهکاران و پاکیزگان را دوست مىدارد.
انسان با توبه از گناه و معصیت پاک میشود زیرا پاکیزگی از هر دو نوع آن روحی و جسمی برای انسان سودمند است هم سود میبرد و هم ثواب.
این دین چقدر بزرگ است و چه زیباست که خداوند به خاطر توبه و پاکیزگی کسی را دوست داشته باشد. چه بزرگ و با عظمت است پروردگار ما.
حالت دوم: تکرار حفظ آیات باعث تدبر در ریزهکاریها و جزئیات میشود:
در هنگام تحکیم حفظ و تکرار آیات معمولا ما در جزئیاتی تدبر میکنیم که برای نخستین بار کمتر مورد توجه قرار میگیرد اما این بار با شگفتی روی آن تمرکز میکنیم: مثال ادامهی مبحث تحریم قمار و شراب در سورهی مائده خدای متعال میفرماید:
“یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (*) إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّـهِ وَعَنِ الصَّلَاهِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ” [مائده: ۹۰-۹۱]
اى کسانى که ایمان آوردهاید، شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند. پس، از آنها دورى گزینید، باشد که رستگار شوید.همانا شیطان مىخواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. پس آیا شما دست برمىدارید؟
سپس آیهی سوم تعقیب کلی این قانون مهم الهی را میآورد. بینید چگونه در حال تکرار حفظ آیه مرا به تدبر دعوت میکند: من آیه را این گونه میخواندم:
“وأطیعوا الله وأطیعوا الرسول فإن تولّوا فإنما على الرسول البلاغ المبین”
اما صحیحش این گونه است:
“وَأَطِیعُوا اللَّـهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ” [مائده:۹۲]
و اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان] برحذر باشید، پس اگر روى گرداندید، بدانید که بر عهده پیامبر ما، فقط رساندن [پیام] آشکار است.
وقتی برای تصحیح به قرآن رجوع کردم دیدم در اینجا اشتباه کردهام؛ اما زیبایی تدبر در این آیه در چیست؟
نخست: برحذر باشید: هشدار ترسناک و محرمانهای که از جانب پروردگار جهانیان برای کسانی نازل شده است که با روی آوردن به شراب و قمار از این حد تجاوز میکنند.
دوم: تولیتم: نه “تولوا” که اشتباه من بود: این یک رویارویی مستقیم از سوی خداوند با ماست که همانند آغاز آیات با صیغهی جمع آمده است: “یا أیها الذین آمنوا” تا ما امروزه به عنوان یک جامعهی مسلمان و بهترین امت آن را دریافت کنیم؛ این آیه خطاب به تمام مسلمانان است تا آن را تلاوت و در آن تدبر کنند.
تا از سرپیچی از قانون و شریعت الهی پرهیز کنیم.
سوم: “فاعلموا”: این کلمه بر قلب و گوش انسان نهیب میزند و غفلت را از او دور میکند و جاهل بیخبر را با آگاهی از حکم و شدت حرمت مقهور میسازد.
چهارم: “رسولنا” و نه “الرسول” اشتباهی که من کردم: در اینجا رسول را به خود نسبت میدهد تا شدت حرمت را برساند.
خاتمهی بحث: در این باره سخن فراوان است و با ادامهی تدبر همراه با حفظ، قاری ملاحظه خواهد کرد که هیچ کلمه حتی حرفی از این آیه بیتأثیر و بیفایده ذکر نشده است. هر کلمهای از قرآن جایگاه، نقش و دلالت خود را دارد برخی از آن بر ما آشکار و برخی پنهان است و مجال برای کسی که عقل و قلبش را با علم و اخلاص به کار بندد باز است. اما به همین مقدار کفایت میکنم تا کلام به درازا نکشد و قاریان قرآن بتوانند مثالهایی دیگری کشف کنند.
مقاله را با تذکری به قاریان محترمی که قرآن را حفظ میکنند به پایان میبرم: یکی از اهداف تدبر این است که به واقعیت زندگی خود بازگردیم و آنچه را فرا گرفتهایم در واقعیت خارجی تطبیق دهیم. تا جایی که علمای ما این کار را نیز تدبر نامیدهاند: حسن بصری دربارهی این آیه میگوید: “کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ” [ص:۲۹] [این] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کردهایم تا در [باره] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند. هر کس در آیاتش تدبر کند از آن پیروی خواهد کرد و اما به خدا سوگند این کار با حفظ کلمات و ضایع کردن حدود آن به دست نمیآید.
بهترین کار، تدبر در آیات گهربار این کتاب همراه با حفظ آن است.
نویسنده: دکتر غنی عبد الرحمن نحلاوی
مترجم: آقای وفا حسن پور
منبع: http://www.tadabborq.com