موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

اهمیت و ضرورت شناخت اسماءالحسنی


انسان مجموعه ای از استعدادها ست ،که آماده
ی تزکی و تزکیه و حرکت به سوی کمال است.وجهان آفرینش مجموعه ای از امکانات است که خداوند
آنرا در اختیار او قرار داده است تا از این امکانات درتزکیه خود استفاده کند واگر عایقی
ومانعی پیش آمد ،در همین مجموعه رفع آن عایق و مانع وجود دارد. بدین ترتیب نظر به اینکه
همه ی نفس انسان وهمه ی این مجموعه از امکانات-که جهان هستی است-از خداوند است،او به
رحمت خداوندی پی می برد . رحمت عبارت است از: (جلب نفع ودفع ضرر)وچون مظاهر رحمتش بی
شمارندپس صفت رحمت برای او یک صفت محدود نیست. همه ذاتش رحمت است یعنی رحمن است. و رحمت
تنها قایم به ذات خداوند نیست وارتباط با مخلوقات پیدا می نکند ،اینها مظاهر رحمت خداوند
است که در اختیار انسان قرار داده اند . یعنی رحمت به انسان وسایر مخلوقات تعلق پیدا
می کند پس خداوند ، رحیم است. یعنی پی در پی مهر می ورزد وجلب منافع ودفع مضار می کند.
شناخت این دو اسم (رحمن ورحیم) شناختن یک مجموعه از اسمای حسنی است . (این دو اسم سر
لوحه ی یک مجموعه از اسمای حسنی هستند)مثلا در این مجموعه (غفار،غافر ،غفور،ستار،رازق،عفو
و….)قرار دارند هرچه از اسماء در ارتباط با جلب منفعت ودفع مضاراست در این مجموعه
قرار دارند.
وقتیکه انسان این دو اسم را مورد توجه قرار
می دهد به این نتیجه می رسد که خداوند ازاو می خواهد که با استفاده درست از این امکانات
رشدکند،چون خداوند حکیم است او را بدون محاسبه ومحاکمه رها نمی کند. پس انسان متوجه
می شود که مسوولیت دارد واحساس مسوولیت می کند وبه خود می گوید :(وقتی که خداوند ازمن
می خواهد، پس روزی می آید که من موردمحاسبه ومحاکمه قرارگیرم) بدین ترتیب انسان احساس
مسوولیت او را فرا می گیرد. وچون نمی شود در این دنیا(روز ابتلاء)مورد محاسبه قرار
گیرد،باید روز دیگری به دنبالش بیاید . چون حکیمانه نیست زمان ابتلا زمان محاسبه یکی
باشد پس باید روز دیگری بیاید که در آن روز مورد محاسبه ومحاکمه قرار گیرد . در نتیجه
صفت مالک یوم الدین هم شناخته می شود وبا شناخت این اسم یک مجموعه دیگر از اسمای حسنی
شناخته می شود ،در مالک وملک این معنی هست که: خداوند کنترل کننده ی سرانجام انسان
است و سرانجام انسان در دستش قرار دارد ،چون سرانجام در دست اوست ،الان نیز در دستش
می باشد پس بنابراین اگر الان در دست او نباشد به جهتی می رود که بعدا از دست او خارج
می شود،پس این گروه از اسماءدلالت براین دارند که الان وآینده ی انسان درکنترل خداوند
است وهر اسمی که دال بر چیرگی وکنترل داشته باشد در فهرست مالک یوم الدین است مانند
: قهار ،جبار،قاهر ومهیمن و انسان با شناخت خود و مجموعه ی امکانات
،به دسته ای از صفات پی می برد. بخشی از صفات باقی می مانند که در هیچکدام از این دو مجموعه قرار ندارند،اما وقتی
در ارتباط با آن دو دسته از صفات قرار می گیرند
آنها را تکمیل می کنند. نمی شود خداوند رحمن ورحیم باشد ولی علیم نباشد(نعوذبالله)؛
چون رحمت بدون علم کاربرد نخواهد داشت ویا مثبت نیست. اینها مانند(علیم ،حی و عالم
وعلام -قادر ،قدیر ،فعال لما یرید. سمیع وبصیر و….)
با شناخت صفات
مجموعه ی اول ، انسان به خداوند رغبت وکشش پیدا می کند. وبا شناخت صفات مجموعه دوم
،انسان نسبت به خداوند رهبت پیدا می کند. با علم واعتقاد به مجموعه ی این صفات رغبت
ورهبت همه ی وجود انسان را فرا می گیرد. بدین ترتیب انسان راهی جز پیمان عبودیت با
خداوند ندارد-یعنی اینکه تو رحمن ورحیمی ومرا برای رشد کردن آفریدی وامکانات را برای
این امر در اختیار من قرار دادی وسرانجام من در دست توست -وبدون محاسبه ومحاکمه رهایم
نمی کنی . پس من راهی جز اینکه با تو پیمان عبودیت ببندم ندارم ،در نتیجه انسان همراه سایرینی که مستعد هستند پیمان عبودیت با خدا می
بندد:(ایاک نعبد)
ومعلوم هست که این عبودیت بدون استعانت
خداوند ممکن نیست،پس باید گفت:(ایاک نستعین).چون خداوند رحمن ورحیم ومالک یوم الدین
است عبودیت باید کرد واز او طلب کمک نمود. در نتیجه روشن است آنچه در مورد مسوولیت
انسان مطرح است در ارتباط با اسمای حسنی است.
آنچه برای انسان در زمینه عبودیت مطرح است
علم است و حال است وعمل. علم ،با شناخت صفات اکرام وصفات جلال پیدا می شود؛ حال ،آن
رهبت ورغبتی است که وجود انسان را فرا می گیرد؛ عمل، هم عبادت واستعانت است.
زندگی انسان (زندگی ابتلایی)از این سه اصل
یاد شده خارج نیست. وقتی پیمان عبودیت را بست ،دیگر همه زندگی عبادت می شود. با توجه
به این مقدمه ی کوتاه اهمیت شناخت اسمای حسنی روشن است.اگر انسان هر اسمی را درست بشناسد
و معنیش را خوب مورد توجه قرار دهد ،در او آن حالتهای متناسب با این صفات پیدا می شود
؛ پیمان عبودیت واستعانت تحقق می یابد ؛انسان دیگر اشکالی در کارش نمی ماند وعمل متناسب
با آن حال را انجام می دهد . مثلا یکی از وظایف انسان در برابر رحمن ورحیم شکر مظاهر
رحمت است.
شکر عبارت است :آنگاه که انسان نعمتی را
شناخت ودر نهاد خویش بدان اعتراف نمود وبا زبان هم این قضیه را آشکار ساخت بعد از اینها
(که آسان هستند) نعمت را برای آنچه که آفریده شده در همان زمینه به کار گرفت واز آن
مظهر رحمت خدا در تزکیه نفس استفاده کرد،شکر تحقق می یابد.(ر.ک،تفسیر المیزان،طباطبایی
محمد حسین ،معاصر،ج/۱۶ص/۳۲۱دفتر انتشارات اسلامی،قم)
جهان آفرینش یک مجموعه از امکانات است که
انسان با استخدام آنها تزکیه می شود وبه خداوند رغبت پیدا می کند ورغبتش در ارتباط
با جلب منافع ودفع مضار است. بنابراین انسان حق دارد از همه ی منافع -در حدودی که خداوند
مقرر کرده-برخوردار شود و هر مضرت وآفتی را که برایش پیش می آید دفع کند.
به چند مجموعه اشاره می کنیم . خداوند جهت
رشد استعدادهای انسان،حواس پنجگانه به وی عطا کرده ودر ارتباط با این حواس ،منافع ومضار
و حقوقی تفصیلی برای او ثابت می شود. مثلا در ارتباط با این حواس ،منافع و مضار وحقوقی
تفصیلی برای او ثابت می شود. مثلا در ارتباط با چشمها :رنگها ومنظره های زیبا وجود
دارند(ولقد زینا السماءالدنیا بمصابیح وجعلناها رجوما للشیاطین واعتدنا لهم عذاب السعیر)
ملک/۵
در مورد نیروی رشد، هر فردی حق دارد که
از تمام مواد غذایی -در حد متوسط نه بصورت اسراف -برخوردار شود.اما در ارتباط با صفات جلال (مثلا اسم العزیز)وقتی
که انسان می داند خدا عزیز است واجبی بر عهده اش قرار می گیرد که دو نوع است: یکی در
ارتباط با خداوند ودیگری در ارتباط با مومنین به خداوند. در ارتباط با خداوند واجبش
این است که ذل به خود گیرد(نه به معنای خواری وپستی)؛ (به معنای فروتنی وخضوع وبندگی
)انسان باید یک حالت استسلام وخضوع و ذل به خود گیرد واین برای ادای تمام تکالیف در
طول حیات وتسلیم ورضا به هر چه که خداوند تقدیر وقضا می کند است.
در این زمینه رابطه ی انسان مومن به این
صفت با سایر مومنین: با توجه به اینکه مومنین درارتباط با خداوندتسلیم هستند وبا او
رابطه دارندو خداوند همواره نزد ایشان حاضر است پس رابطه ی انسان با سایر مومنین رابطه
ای بر اساس ذل است.(اذله علی المومنین)ماءده/۵۴ اما حقی که برای انسان مطرح است این
است که او نباید در هر موقعیتی (در برابر کافرین)رابطه ذل داشته باشد بلکه بر او واجب
است که در برابرکافرین عزیز باشد . اعزه علی الکافرین. (مائده/۵۴)

اسمای نیکوی خداوند در قرآن
محمد صدیق قربانی

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز