موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

برداشتهایی از سوره اخلاص


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
بگو: خداوند، یکتا و یگانه است؛
اللَّهُ الصَّمَد
خداوندی است که همه نیازمندان قصد او می‌کنند؛
لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ
(هرگز) نزاد، و زاده نشد،
وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ
و برای او هیچگاه شبیه و مانندی نبوده است!
برداشت هایی از سوره:
۱.این سوره معادل یک سوم قرآن است زیرا قرآن ازسه قسمت توحید، احکام وقصص تشکیل شده است که این سوره شامل توحید است…
آیه اول؛ یکتایی خدا را اثبات می کند وتعدّد را نفی کرده است. پس نظر نصارا را که به تثلیث اعتقاد داشته و دارند را رد کرده است.
آیه دوم؛ کمال وقدرت خدا را ثابت ونقض و درماندگی را از او نفی کرده است.
آیه سوم؛ ازلی بودن و بقا را برای حضرت حق ثابت و نسل و ذریه را از او نفی کرده است. پس دیدگاه مشرکین را مردود دانسته که برای خدا ذریه و نسل قرار داده اند.
آیه چهارم؛ عظمت و شکوه او را ثابت و امثال ونظیر و اضداد را از او نفی کرده است.
این سوره اثبات کننده صفات کمال و جلال خدا می باشد و او را به بهترین وجه ازنقایص مبرا کرده است.
پس بصورت خلاصه:
خداوند تبارک وتعالی دارای تمام صفات کمال است. غنی و بی نیاز است. پاک ومنزه است مثل ومانندی ندارد برای خداوند ذریه ونسلی وجود ندارد.
اَحد ویکتایی خداوند به سه معنی است: اول؛ او یک است ودومی ندارد. دوم؛ یگانه وبی نظیراست وشریک ندارد . وسوم؛ یکتا می باشد یعنی فرد است همتایی ندارد.
۲- قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد
بگو: خداوند، یگانه ى یکتا است؛
واژه ى “أَحَد”: یعنى یگانه ى یکتا، از“واحد” : یعنى یک، دقیق تر است. و این را بیان می کند که هیچ چیزى جز خودش با او نیست، و هیچ چیزى بسان او نیست. جز حقیقت خدا، حقیقتى درمیان نیست و یگانگى واَحدیّت خدا، یگانگى و اَحدیّت هستى است. و هر موجود دیگرى وجود خود را از وجودِ حقیقى الله دریافت مى کند. وقتى عقیده ى دل و درون این تفسیر هستى را دریافت، خود را از هرگونه آلودگى، و در آویختن و چنگ زدن به غیرِ این ذات یگانه ى یکتا، سِرِه و خالص مى گرداند. وقتى دل در پناه یگانگى الله نجات پیدا نماید خود را از هر قید و بندى مى رهاند، به چیزى غیر او رغبت نمى یابد و از کسى غیر او نمى هراسد.
اللّٰهُ الصَّمَد
خدا، سرور والاى برآورنده ى امیدها و برطرف کننده ى نیازمندیهاست. پروردگار در ادامه، یگانگى خود را چنین معنى و بیان می کند که پاسخ دهنده ى نیازمندان و برآورنده ى نیازمندیهایشان او است و بس. این صفت از ابتدا پیدا و محقق است، زیرا خدا یکى و یگانه ى یکتاست.
لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ
نزاده است و زاده نشده است. حقیقت خدا ثابت و ابدى وازلى است. حالى پس از حالى دامنگیر او نمى گردد و وضعى پس از وضعى بر او عارض نمى شود، صفت حقیقت او کمال مطلق است، وتولد یافتن و زادن درنهایت امتداد یافتن است که درحق خدا محال و ناشدنى است. بدین جهت صفت“احد” متضمّن نفى پدر و فرزند است.
وَلَمْ یَکُنْ لَّهُ کُفُوًا أَحَد.
و کسى همتا و همگون او نمی باشد. هیچ کس همتا و همسان پروردگار نیست نه در حقیقت وجود او، و نه در حقیقت فاعلیّت و کارآئى او، و نه درهیچ صفتى از صفات ذاتى او، همتایى ندارد. که این نیز در“احد” بودن خدا تحقق مى پذیرد؛ و هرگونه عقیده ى دوگانه پرستى را نفى می کند. ازجمله دو گانه پرستى اى که گمان مى برد خدا خداوندگار خیر است، و شرّ نیز براى خود خداوندگارى دارد. ویا عقیده ى ایرانیانى که معتقد به خداى نور و روشنائى و خداى تاریکى و ظلمت بودند.
۳.قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد
بگو: خداوند، یکتا و یگانه است؛
دراین سوره بیان می کند که خداوند تبارک و تعالی دارای تمام صفات وکمال است. مقصود اوست. وغنی وبی نیاز است. این سوره دیدگاه مشرکین را مردود کرده که برای خداوند ذریّه و نسل قرار داده اند…
این سوره زمانی نازل شد که عده ایی سوی پیامبر رفتند و گفتند خدایت را برای ما توصیف کن که آیا از جنس طلاست یا نقره و فیروزه؟؟؟
وقتی رو به قبله می ایستم و دستهایم را می بندم. و این سوره را می خوانم به خدای خودم افتخار می کنم. به مسلمان بودنم افتخار می کنم.
من خدایی دارم که یکتا و یگانه و بی نظیر است.
من خدایی دارم که همه به او نیاز دارند.
من خدایی دارم که از کسی زاده نشده و تک هست… واحد…
من خدایی دارم که هیچ کس شبیه او نیست.
او از بزرگی و عظمت و هیبت و صلابت و مهربانی و هزاران اوصاف که زبان عاجز از گفتن است همتا ندارد.
خوشحالم که چنین خدایی، خدای من است.
و تمام عمرم را عهد می کنم سربه سجده ی حمد و ستایشش بگذارم و آن گونه که باید پرستشش کنم.
چون تنها او لایق پرستش است و بس.
۴. خداوند یگانه و یکتاست و یگانگی منحصر به خودش است و دارای نامهای نیکو و صفات والایی است که همانند و شبیهی ندارد و همه بندگان نیازمند او، و او بی نیاز از همه است و همه از او نیازهایشان را می خواهند و یکی از کمالات خداوندی اینست که نه زاده شد و نه فرزندی زاده؛ زیرا که بی نیاز مطلق است و کسی همتای او نیست. یکی از سوره هایی است که برای مخافظت از خود آن را می خوانیم و طلب نیاز می کنیم از خداوند .
۵. موضوع این سوره درباره توحید است، دراین سوره می خوانیم که خداوند یکتا و بی همتاست و مثل و مانندی ندارد و نباید هیچ شریکی برای او قرار داد، خداوند بی نیاز از هر چیزی می باشد و این بندگانند که بی او هیچ اند و همه نیازمند اوییم و همچنین خداوند از کسی زاده نشده است وفرزندی ندارد .(و این ادعای مسیحیان را که می گویند عیسی فرزند خداست را رد می کند )
ما باید به بندگی کردن چنین خدای بی همتایی که شبیه و مانندی ندارد افتخار کنیم. چرا که بنده الله بودن نهایت آزادی را به همراه دارد و کسی که چنین خدایی را دارد همه چیز دارد و بی او حتی اگر تمام دنیا را هم داشته باشی باز فقیر و بی چیزی. امیدوارم همگی بتوانیم ازبندگان لایق درگاهش باشیم.
۶.بگو خدا یگانه ی یکتاست.
این آیه یگانگی و یکتایی مطلق خدا را فریاد می زند؛ همان ذاتی که وجودش از ازل بوده و تا اَبد خواهد بود، همان ذاتی که تکرار نامش و باوریگانگی اش چه شوری می دهد دل بنده ی شوریده را.
همان خدایی که توکل بر او، به نیستی می کشاند تمام غصه های مؤمن را؛ چرا که بنده ی مؤمن به یقین رسیده است که تنها او برطرف کننده تمام احتیاجاتش هست و فقط اوست که تأمین می کند تمام زندگیش را.
وقتی دراین سوره خداوند خود را برطرف کننده نیازها و برآورده کننده آرزوها معرفی کرده است، پس چه جای ترس و نا امیدی باقی خواهد ماند؟
همان ذاتی که نه زاده شده و نه زاده می شود و بی همتاییش را هر قلب خاشعی فریاد می زند.
براستی که این سوره ژرفای خیال را به تسخیر در می آورد اگر آن گونه که هست عمق واژه هایش را دریابیم
۷.پروردگارمان چه زیبا بر زبان بهترین و برترین بنده اش، خود را به ما می شناساند.
بگو او(او غایب است..از نظرها..از گمان..از ذهن.و…..) الله است که فقط یکی شایسته الله بودن است یکتاست. تنها ذاتی که شایسته اله بودن است. چه الله یکتایی؟..همان الله یکتایی که بی نیاز است. تنها معبودی که به هیچ نیازندارد. وقتی ذاتی به هیچ چیزی نیاز ندارد. یعنی همه به او نیاز دارند. چه معبود وخدایی که یکی است وبه هیچ نیاز ندارد و همه نیازمند اویند؟ همانی که نزاده وزاییده نشده است. چرا که هر زاده ای روزی می میرد. و هر زاینده ای از او ارث برده می شود. پس او نه می میرد ونه کسی از او ارث می برد. واین صفات تنها برازنده ی اوست.
لیس کمثله شیء..هیچ کس همانند وهمتای او نمی تواند باشد.
با اینکه دراین سوره اسمی از اخلاص برده نشده؛ ولی نامش را اخلاص گذاشته اند؛ چرا که با یقین به این صفات ذکر شده وجای گیری اش در باور و جهت دادن به اعمال، دین خالص می شود.
۸.ای انسان آیا در پی آزادی حیران و سرگردانی؟!
پس چرا معطلی؟
گوش جان بسپار به آیات حق آنجا که می گوید:
کل حقیقت هستی، ذات یگانه ای است که “اَحد” است،
آری!
آویختن به این یگانگی یعنی آزادی، آزادی از قیدها و بندها، آزادی از رغبت ها و خواستن ها، آزادی از ترسیدن ها و هراسیدن ها، دیگر دل به چه چیز رغبت کند؟
دیگر دل چه چیز را بخواهد؟
وقتی که خداوند “الصمد” را دارد!
انسانی آزاده باش!
و تحقق انسانیت تو در این است که، برای آزادی، برای پیشرفت و ترقی انسان ها پیوسته تلاش کنی و در این مدت کوتاه زندگی، دست از تلاش برنداری!
پس بگو:
“قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ”
و برخیز!
و دعاکن وبگو:
خداوندا! اَحدیّت تو، به من آرامش می دهد زیرا می دانم یکتا خدای بی نظیری دارم که فقط اوست که با هیچ کس همتا و همانند ندارد.
توکه سرور و برتر در برآورده کردن همه خواسته های من هستی .
خدای صمد وبی نیازی که هیچ کاری ومقصودی بدون رضایت و امرش انجام نمی پذیرد، خدای بی نیازی که من همه جا به او نیازمندم و او غنی وبی نیاز است.
تو که “یلد ویولد” در ذاتت جایی ندارد. زیرا خود کمال مطلقی و حقیقتی ازلی وابدی. نقصان وکمبود نداری که به دنبال زایش و ازدیاد باشی. سراسر کمالی وجمال.
خدایی که در هیچ چیز کسی همگون اونیست ودر همه ی صفات، سرآمد و برتراست وکسی همانند اونمی باشد.
چه مهربان خدایی دارم وچه زیبا صفاتی دارد پس چرا حرف دلم را به غیر بگویم وحاجتم را از غریبی دیگر، بجویم من که چنین همدمی دارم که هرگز مرا نمی راند.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز