بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
ترجمه : بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم،
مَلِکِ النَّاسِ
به مالک و حاکم مردم،
إِلَٰهِ النَّاسِ
به (خدا و) معبود مردم،
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ
از شرّ وسوسهگر پنهانکار
الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ
که دردرون سینه انسانها وسوسه میکند،
مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ
خواه ازجنّ باشد یا ازانسان!
برداشت هایی از سوره :
۱.سوره ناس دومین «معوذه» می باشد. قرآن کریم (این کتاب عزیز) ازجانب خدا با فاتحه شروع وبا معوذتین خاتمه یافته است، تا نیکویی آغاز وحسن ختام را در برگیرد، وآن هم شامل بالاترین درجه ی زیبایی وجمال است؛ زیرا انسان ازآغازامرتا نهایت آن از خدا یاری می جوید وبه او پناه می برد.
۲. ریشه یابی ناس: ناس از ریشه “نوس” گرفته شده و به معنای حرکت، تکاپو واضطراب است، که یکی ازصفات بارز انسان می باشد وملاک سوره “ناس” انسان است.
دراین سوره سه وصف ازاوصاف بزرگ خداوند متعال ذکر شده است که عبارتند از:
۱. ربوبیّت: (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ)
۲.مالکیّت: ( مَلِکِ النَّاسِ)
۳. الوهیّت: ( اِلهِ النَّاسِ)
که هرسه آنها ارتباط مستقیمی به تربیت انسان، ونجات او ازچنگال وسوسه گران دارد.
دراین سوره، ۵ مرتبه کلمه “ناس” تکرارشده است که تکرارآن: به دلیل تشریف وتکریم انسان است، چرا که انسان اشرف مخلوقات است، وفرمود: «ربّ الناس» با اینکه ربّ تمام مخلوقات است، ولی دراینجا بخاطر کرامت “ناس” آنها را خاص ذکر کرده است.
مَلِک: بمعنای پادشاهی وقدرت وعظمت است لذا “مَلِک ” آمده تا بگوید رب تو ناتوان وضعیف نیست..
** انسان در دوره های جوانی حس قدرت وتوانایی به او دست می دهد؛ و”مَلِک” آمده که بگوید که ای انسان توهرچقدرتوان ونیرو داری بازخداوند از توبا قدرت تروتوانمندتراست..
اله: بعد ازاینکه به خداوند پناه بردی وقدرت وعظمت او را دیدی الان می توانی شیفته او شوی..
۳.دوسوره فلق وناس، پناهگاه مردم ازتمام شرّهای دنیوی است. درسوره فلق شرّها آشکارتر است ومردم بیشترمواظب هستند تا دچارآن نشوند وخداوند دراین سوره تنها یک صفت “ربّ الفلق” آورده؛ اما درسوره ناس سخن از شرّ بزرگترین دشمن انسانهاست؛ کسی که شرّش گریبان گیرهمه است (الامن رحم ربی..) وبا زیرکی اعمال زشت انسانها را زیبا جلوه می دهد. وبرهرکس از دری وارد می شود وهرچقدرایمان شخص ضعیف ترباشد تسلطش بیشترمی شود.. ودرکنار شیطان همکاران او ازانس هم وظیفه اورا انجام می دهند وسعی درگمراهی مردم دارند؛ بخاطرهمین خداوند سه صفت: ربّ الناس، مَلِک الناس واله الناس را درکنارهم آورده است؛ چون انسان برای مقابله باچنین دشمنانی باید به پروردگار، پادشاه ومعبودش پناه ببرد. کسی که اورا خلق کرده وبه ضعف ونقص اوآگاهی کامل دارد. کسی که خالق شیطان وانسان است وپادشاه جهانیان است. کسی که برهمه چیزقادراست. چه زیبا خداوند، انسان را به خود نزدیک می کند ومی گوید: نترس من همراه وپناهگاه توام به من اعتماد کن وبا من باش تا تورا حفظ کنم ومواظب قلبت باشم. قلبی که می تواند خانه خدا باشد، یا ویرانه ی شیطان، انتخاب با خود انسان است.
۴.سوره ناس چه اسمی؟! چرا به این نام؟ موضوع سوره حول ناس یا همان مردم بطورعام بحث می شود. الله به من وشما آموزش می دهد. آن کسی که قابل اعتماد است وشایستگی پناهندگی دارد جز خودش کسی نیست. و پناهگاه واقعی ویژگی های خاص خودش دارد. آنکه ربّ است و مَلِک است واله است، این خصوصیت را دارد. چنین کسی قدرت تام دارد تا بتواند همه نیازهای ما را تأمین کند ومشکلات ما را از بین ببرد. وچه زیبا الله این اسامی سه گانه خود را به ناس اضافه کرده و به من وشما ارزش بخشیده می خواهد همیشه به یادم باشد تا توحید سه گانه “ربوبیت” و”الوهیت” و”مالکیت” را فراموش نکنم. به کسی دیگرتکیه نکنم ودل نبندم تمام رزق وروزیم وحلال مشکلاتم را از اوبدانم وبه خودش مراجعه کنم. بدانم هیچ کس یارای فایده رساندن و یا ضرر رساندن به من نیست؛ چون او “ربّ” است و مالک وکنترل کننده همه اُمورم.
آری! پروردگارم به من آموزش می دهد که به من تکیه کن وپناه بیاراز آن بدیهایی که هرانسانی درمعرض آن قرار دارد. آن شرّ وخطری که همواره من وشما را تهدید می کند؛ آن شرّی که برای عالِم وجاهل برنامه دارد. آری وسواس! آن عامل موذی وخطرناک آن هم از نوع “خناس”. یعنی؛ هیچ وقت ناامید نمی شود ازگمراه کردن من وتو. اگررمضان خودمان را تقویت کنیم، برای لحظاتی کنار می رود ولی دراولین فرصت، دوباره با نقشه جدید به سراغمان خواهد آمد؛ حتی خیلی وقتها این قدرظریف نقشه می کشد که در وهله اول اصلاً فکر نمی کنیم نقشه دشمن باشد. آری! تزئین می کند خیلی از گناهان را و درلباسی زیبا به ما عرضه می کند. آنجاست که به راحتی فریبش می خوریم و دشمن خونی خود را دوست می پنداریم. ولی خالق “رحمن ورحیم” ما بسیارمهربانتراز این حرفهاست که ما را به حال خود واگذار کند.
چون خودش خالق همه مخلوقات است همه را تا ریشه می شناسد وبنا بر حکمتش برای امتحان گرفتن ازموضوع بندگی من وتو به شیطان وانسانهای شیطان صفت اجازه وسوسه کردن به درون من وتو را داده است.
راهکارحل مسأله را هم به روشنی بیان نموده؛ علم وآگاهی و قدرت اختیار وانتخاب راه نیزبه همه ما بخشیده است.
حال انتخاب با ماست وصل شدن به ربّ و مالک واله؛ یا لبیک گفتن به وسواس الخناس که ممکن است در قالب یک دوست انسانی خودش را معرفی کند؟
**ماه مبارک فرصت خوبی برای انتخاب راه…
{اقول هذا والله اعلم بالصواب}
۵.دراین سوره به پیامبرسفارش شده که از شرّ سرسخت ترین دشمنان، یعنی: ابلیس واعوان وانصار انس و جنش به خدا پناه ببرد. چرا که آنها با انواع وسوسه و فریب انسان را از راه منحرف می کنند. خلق خیر و شرّ درکنار یکدیگراز زیبایی های خلقت خداست. اگر شرّ نمی بود خیرمعنایی نداشت. ولی همیشه باید ازشرّ بد به سوی خیرپناه برد.
۶.کبروغرور؛ امان شیطان را برید؛ شیطانی که ازجنس آتش بود و نافرمانی کرد و به سبب این نافرمانی ازدرگاه خداوند رانده شد. حال دنبال راهی می گشت تا خشمش را نسبت به انسان نشان دهد رفت سراغ دل، دید که چقدر دروازه دارد! ازهر دری می تواند واردشود، بدون اینکه انسان خودش خبر داشته باشد هیچ کاری هم ندارد وارد شدن به آن، با یک وسوسه ی کوچک.
خداوند خودش این اجازه را به شیطان داد که ازهر دری که دوست دارد می تواند وارد شود؛ چه مستقیم خودش، چه از طریق دیگر مردمانی که به تصرف خودش در آورده است. امّا، امّا آن خدایی که به شیطان این اجازه را داد، با تمام مهربانی اش آمد به انسان ها (به همه ی انسان ها کسی را جدا نکرد) یک سپرداد یک اسلحه داد درمقابل این اهریمن، چه اسلحه ی زیبایی. اسلحه ای که نورش چشم دشمن را کور خواهد کرد اسلحه به نام “ذکر“. بله کافیست که انسان هوشیار وآگاه باشد هیچ وقت ازیاد خدا غافل نشود؛ خدایی که پرورش دهنده و سرپرست همه ی مردمه؛ خدایی که حاکم همه ی مردمه، خدایی که والای چیره است، شعاع این نوراین قدر زیادهست که دشمن نمی تواند حتی به چنین انسانی نزدیک شود.
۷.شیطان ازخلقت انسان بسیار ناراحت وعصبانی بود مخصوصاً وقتی که از دستور خدا نافرمانی کرد و رانده شد؛ تصمیم داشت در دل انسانها وسوسه بیفکند و راحتشان نگذارد وآنها را به کارحرام و شرّ و زیبا جلوه دادن آن و منع از خیر وزشت جلوه دادن آن وسوسه می کند. درحالی که اگرانسانها پناه ببرند به الله و یاد خدا را دردل داشته باشند مانند حصاری است برایشان که شیطان نمی تواند وارد آن شود و وسوسه یشان کند پس با یاد خدا و یاری جستن از “رب العالمین” که ما را حفظ کند از شرّ شیطان رانده شده؛ می توانیم درامان باشیم.
۸. زندگی ما انسانها پراز وسوسه است؛ وسوسه برای غیبت، نگاههای حرام، دروغ …. وتنها راهش پناه بردن به خدواند است. چرا که ما انسانها بیشتر مواقع نمی دانیم چه موقع وسوسه می شویم؛ به همین دلیل خدواند پاک و منزه، به ما کلماتی راعرضه داشته تا با خواندن آن هروقت وسوسه شدیم تنها خودش پناهگاه ما باشد.
۹.این تصورهمیشگی منه وقتی معوذتین میخونم. هیچ بخاطر شرارت و بدیهایی که در کمین شما نشسته به آغوش آرامش بخش کسی پناه بردین؟! وقتی این آیات رو میخونم خودمو تصور می کنم که درمقابل فتنه ها و بدیهایی که ممکنه نفسم رو گول بزنه وعاقبتم رو به یاد بیارم که چگونه شیطان رو با دستهای خودم عالیقدر کردم و خودمو تحقیر و خوار کردم وقتی این شرایط بد خودمو متصور میشم در طرف دیگرم ذات مقدسی است که مراقب منه. آیا آغوش گرمشو قبول می کنم یا خواری و خفت خودم رو انتخاب می کنم اونوقته که من شتابان به طرف آغوش گرم وآرامش بخش کسی میرم که منو خلق کرده واز منو درونم باخبره؛ میدونه چقد ازعاقبت بدی که درمقابلم بود چقدر ترسیده بودم و چقد به من آرامش میده.
۱۰.این انسان قراراست که دراین سرا زندگی کند مدت زمانی معین و بالاخره به دیارباقی بپیوندد. آری! گفتن وبه زبان آوردنش راحت است اما باید دید که این گذر زمان چگونه بوده است یکی ازفتنه های این دنیا وسوسه است که درواقع خود وسوسه می تواند سرمنشاء گناهان زیادی باشد. خداوند عزیز! خداوندی که هیچ گاه بندگانش را تنها نمی گذارد؛ برای رهایی بنده اش از این وسوسه ها و پناه بردن به ذات پاک خودش این سوره را نازل فرموده است.
**اوّل، خدای که قراراست من به او پناه ببرم را معرفی کرده که چه خدای عظیمی ست:
ــ پناه می برم به خداوندی که متعلق به همه ی مردم است که خودم یکی ازآن مردم هستم؛ بندگی می کنیم واوخدایی که اگر ما بندگی را بلد باشیم اوخدایی را خوب بلد است.
ــ پناه می برم به خدایی که مالک حاکم وسرپرست کل مردم است.
ــ این خدای من برای همه پروردگار وبرای عدّه ای اله ومعبود است. سبحان الله! چه زیباست یعنی؛ عدّه ای وظیفه ی عبادت خود را به درستی انجام می دهند والله را معبود خود می دانند.
وبعد ازاین دلیل پناهنده شدنم را معرفی می کند:
خدایا از شرّکسی که او را وسیله ی آزمایش ووسوسه ی من قرار دادی به خودت پناه می برم.
خواه انسان باشد یا جن.
خواه هویدا باشد یا پنهان.
آری! این چنین است که خداوند عزیز برای ما سپری محکم جهت حفاظت در برابر وسوسه های آن وسوسه گر پنهان و حتی وسوسه ی نفس خود انسان قرار داده اند که آن سپر نزول همین سوره که یکی از معوذتین است می باشد.
۱۱. دراین سوره خدای مهربانم بازهم راه و روش دیگری از بندگی را به نمایش می گذارد وازمن انسان می خواهد که درمقابل وساوس دشمن قسم خورده ام پناه ببرم به خدایی که داننده اُمورپنهان است، خدایی که همیشه و درهمه حال مرا می بیند ویک لحظه نگاهش را ازمن برنمی گیرد. از من می خواهد پناه ببرم به ذات مقدس خودش ازشرّ شیطانی که قسم برنابودی من خورده است؛ قسم خورده هویّتم را بعنوان اشرف مخلوقات ازمن بگیرد و خود قاه قاه بخندد برچپاول احساس آدمیتم.
امّا من بخشنده خدای عاشقی دارم که با عشق سکان زندگی ام را دراختیار گرفته است، و درجای جای قرآنش راه هدایتم را ترسیم کرده و وعده ام داده است که اگر برطریق “قرآن و سنت” پیامبرم باشم هرگز پشیمان نخواهم شد و کوچکترین گزندی ازاین دشمن قسم خورده به من نخواهد رسید.
آری! خدایم نشانم داده است که چگونه پناه ببرم به خودش که مالک و معبود من و تمامی موجودات است؛ و چقدراین پناهگاه آرام می کند؛ تمام خیالت را و تسکین می دهد تمام دردهایت را، اگر بدرستی و با ایمان قلبی ات تکیه کرده باشی برذات مقدسش.
خدایا! یاری ام کن آن چنان باشم که خودت می خواهی وکمکم کن که لیاقت تجلی روح تو و شایستگی نام اشرف مخلوقات را داشته باشم.
بازهم چون همیشه پناه می برم به خدای مهربانم از شرّ کبر وغروری که ریشه زندگی ام را آتش خواهد زد؛ و مرا تا عمق فاجعه به نیستی خواهد کشاند.
۱۲.خداوند انس و جن را خلق کرد وازامراض و بیماری های قلبی او آگاه است. بگو به پروردگار مردم پناه می برم. همان پادشاهی که انسان را آفرید و از تمام جوانب او را می شناسد. چرا که از وسوسه ی وسوسه گران آگاه است و هم اوست که وسوسه ها را بازپس می گرداند. خدایی که خود جن وانس را خلق کرده؛ بهترمی تواند تو را از شرارت آن ها پناه دهد.
اگراندکی فکر کنیم و بیندیشیم که خداوند بزرگی که این همه قدرت مند است، پادشاهی که تمام هستی ملک اوست، قدرت مطلقی که “کن فیکون” می کند چگونه برای بنده اش وقت می گذارد…
منتظر می ماند تا به سویش برویم..
می شنود تا درخواستی ازاو داشته باشیم..
چقدربزرگ و مهربان است..
وقتی کسی را داشته باشی که درتمام اُمور به او پناه ببری آرامش و لذتی بزرگ نصیبت شده. و احساس غروری که چنین پادشاهی نگهبان و پروردگار توست.
اما؛ ای انسان به هوش باش! این وسوسه گر؛ چمپاته زده دور و برقلبت کافیه یه دری رو پیدا کنه به نام “غفلت” ازهمون در وارد خواهد شد .
هوشیار باش! که با یکبارهوشیار ماندن، انسان بی نیاز نمی گردد.
خدایا! تمام سعی ام براین است که از یادت غافل نگردم.
مراهمیشه درپناه خود دار، واگر روزی غفلت اومد سراغم من را ببخش و یاریم کن تا سریع برگردم به راه مستقیم. و جز یاد تو و رضای تو هیچ چیز در سر نداشته باشم.