“دوست دارم از غیر خودم بشنوم” هر گاه این حدیث را میخوانم عبد الله بن مسعود را به خاطر میآورم که وقتی رسول خدا از او خواست قدری برایش قرآن بخواند با تعجب از او پرسید: آیا من بر تو بخوانم در حالی که قرآن بر تو نازل شده است؟ تو از من داناتری ای رسول خدا؛ قرآن بر قلب تو نازل شده است و تو آن را از بهتر از منی چون جبریل دریافت میکنی. تو به من آموختهای پس من چگونه برای تو بخوانم؟ رسول خدا علت را این گونه بیان کرد: دوست دارم از غیر خودم بشنوم. ابن مسعود شروع به خواندن میکند تا به این آیه میرسد: “فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أُمَّهٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَىٰ هَـٰؤُلَاءِ شَهِیدًا” در این هنگام رسول خدا اشاره میکند که بس است. آن صحابی سرش را بالا میگیرد میبیند که رسول خدا اشک میریزد، با این که او نخستین کسی است که قرآن را شنیده و مستقیما از فرشتهی خدا دریافت کرده است. این حدیث صحیح و زیبا باعث شد، در راز گوش دادن به قرآن فکر کنم؛ گوش دادن به این کتاب چیز بسیار جالبی است؛ هر بار که آن را میشنوی احساس تازهای به تو دست میدهد، گشایش نوینی در تو ایجاد میکند، نور جدیدی مییابی و اشک تازهای میریزی.
تشویق به قرآن تنها با خواندن نیست، بلکه در جاهای گوناگون به گوش دادن به قرآن نیز اشاره شده است و شگفت آن که خداوند همواره تدبر و تأثیر از قرآن را به گوش دادن ربط میدهد و میگوید که با گوش دادن به این کلام علاوه بر تلاوت، تدبر نیز حاصل میشود.
مثالهایی در این زمینه:
۱- “وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ” [آل عمران:۸۳]
و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده، بشنوند، مىبینى بر اثر آن حقیقتى که شناختهاند، اشک از چشمهایشان سرازیر مىشود. مىگویند: پروردگارا، ما ایمان آوردهایم؛ پس ما را در زمرهی گواهان بنویس.
آنان پس از شنیدن آیات قرآن بدون آن که سخنی بر زبان آورند؛ از شدت تأثر از قرآن فورا اشک از چشمانشان جاری میشود و سپس بیدرنگ ایمان میآورند و میگویند: پروردگارا ما ایمان آوردیم و ما را در زمرهی گواهان بنویس.
۲- “وَکَیْفَ تَکْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَیْکُمْ آیَاتُ اللَّـهِ وَفِیکُمْ رَسُولُهُ” [آل عمران:۱۰۱]
و چگونه کفر مىورزید، با اینکه آیات خدا بر شما خوانده مىشود و پیامبر او میان شماست؟ و هر کس به خدا تمسک جوید، قطعاً به راه راست هدایت شده است.
تلاوت میشود و شما میشنوید… خداوند در این آیه از فضیلت صحابه میگوید؛ آنان دو نیروی بازدارنده داشتند که باعث میشد از کفر و گمراهی فاصله بگیرند: شنیدن قرآن و دیدار با رسول خدا و وجود مبارک او در میانشان. قتاده با استناد به همین آیه میگفت: رسول خدا به رحمت خدا نایل شد اما کتاب خدا همواره در میان امت باقی است، امید است این کتاب، ایمان مؤمنان را تثبیت کند و گوش دادن به آن، بر بینش آنان بیفزاید.
۳- “وَإِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاستَمِعوا لَهُ وَأَنصِتوا لَعَلَّکُم تُرحَمونَ” [اعراف:۲۰۴]
و چون قرآن خوانده شود، گوش بدان فرا دارید و خاموش مانید، امید که بر شما رحمت آید.
به محض این که به قرآن گوش میسپاری رحمت خداوند بر تو میبارد. به تو میگوید: هر گاه قرآن خوانده شد گوش فرا ده و سکوت پیشه کن تا به تو رحم شود. سبحان الله این کوتاهترین راه برای رسیدن به رحمت خداوند در دنیا و آخرت است.
لیث بن سعد میگوید: رحمت خداوند به هیچ کس همانند شنوندهی قرآن نزدیک نیست. “وإذا قرئ القرآن فاستمعوا له وأنصتوا لعلکم ترحمون”
۴- “وَإِذا تُلِیَت عَلَیهِم آیاتُهُ زادَتهُم إیمانًا وَعَلى رَبِّهِم یَتَوَکَّلونَ” [انفال:۲]
و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکل مىکنند.
آیا دیدهای که گوش دادن به قرآن چگونه بر قلب منعکس میشود و ایمانش را افزون میکند؟ آیا دیدهای که ازدیاد ایمان چگونه بر رفتار انسان تأثیر میگذارد؟ آنان پس از زیادت ایمان بر خدا توکل میکنند. همهی اینها در نتیجهی تأثیر گوش دادن است.
۵- “وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَیْکَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا”[احقاف:۲۹]
و چون تنى چند از جِن را به سوى تو روانه کردیم که قرآن را بشنوند؛ پس چون بر آن حاضر شدند [به یکدیگر] گفتند: گوش فرا دهید.
صحنه را در ذهن خود مجسم کن! جنها همدیگر را به سکوت دعوت میکنند آنگاه نتیجه چه میشود؟
“فَلَمَّا قُضِیَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِینَ”[احقاف:۲۹]
و چون به انجام رسید، هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند.
سبحان الله احساساتشان لبریز میشود وقتی که قرآن به اتمام میرسد با شتاب به سوی قوم خود میروند و آنان را ارشاد میکنند. “قَالُوا یَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا کِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِیقٍ مُّسْتَقِیمٍ” [احقاف:۳۰]
گفتند: اى قوم ما، ما کتابى را شنیدیم که بعد از موسى نازل شده [و] تصدیقکننده [کتابهاى] پیش از خود است، و به سوى حق و به سوى راهى راست راهبرى مىکند.
۶- با یادآوری آغاز سورهی جن این صحنه را تصور کن:
“قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا”[جن:۱]
بگو: به من وحى شده است که تنى چند از جنّیان گوش فرا داشتند و گفتند: راستى ما قرآنى شگفتآور شنیدیم.
به یارانت بگو… به بندگانم بگو… به مردم بگو: “أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ” پس از شنیدن قرآن تعجب میکنند و از قدرت تأثیر و زیبایی آن شگفتزده میشوند. سبحان الله قرآن عجیب است:
“یَهْدِی إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِکَ بِرَبِّنَا أَحَدًا” [جن:۲]
[که] به راه راست هدایت مىکند. پس به آن ایمان آوردیم و هرگز کسى را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد.
پس از شنیدن ایمان میآورند. تصور کن چگونه خداوند موضع رسولش را توصیف میکند؛ در حالی که در آن دره قرآن را میخواند و جنیان گردادگش جمع میشوند و برای شنیدن ازدحام میکنند.
“وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّـهِ یَدْعُوهُ کَادُوا یَکُونُونَ عَلَیْهِ لِبَدًا” [جن:]
و همین که «بندهی خدا» برخاست تا او را بخواند، چیزى نمانده بود که بر سر وى فرو افتند.
از شدت ازدحام بر پشت هم قرار میگیرند تا بهتر بشنوند.
۷- “وَإِن أَحَدٌ مِنَ المُشرِکینَ استَجارَکَ فَأَجِرهُ حَتّى یَسمَعَ کَلامَ اللَّـهِ” [توبه:۶]
و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود؛ سپس او را به مکان امنش برسان، چرا که آنان قومى نادانند.
اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد پناهش بده تا کلام خدا را بشنود. تمام مسؤولیت تو در این خلاصه میشود که کلام خدا را به سمع مردم برسانی. چه تأثیر شگرفی! چه سلطهی عجیبی! کتابی که قاهر و قوی و رباینده است. سران قریش به پیروان خود در حقیقت به خود میگفتند:
“لَا تَسْمَعُوا لِهَـذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ” [فصلت:۲۶]
و کسانى که کافر شدند گفتند: به این قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید، شاید شما پیروز شوید.
همدیگر را از شنیدن قرآن باز میداشتند، چون میدانستند که قرآن احساسات را دگرگون و راهش را به قلب پیدا میکند.
صحنههای دیگری نیز در کتاب خدا وجود دارد که بر همین معنی دلالت میکند و از زیبایی خیره کنندهی آن میگوید و به خاطر طولانی شدن مطلب از ذکر آن خودداری میکنم.
“فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ” [زمر:۱۷- ۱۸]
بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرامىدهند و بهترین آن را پیروى مىکنند.
مانند صحنهی شگرفی که در اواخر سورهی اسراء به تصویر کشیده است:
“إِنَّ الَّذینَ أوتُوا العِلمَ مِن قَبلِهِ إِذا یُتلى عَلَیهِم یَخِرّونَ لِلأَذقانِ سُجَّدًا ﴿﴾وَیَقولونَ سُبحانَ رَبِّنا إِن کانَ وَعدُ رَبِّنا لَمَفعولًا ﴿﴾وَیَخِرّونَ لِلأَذقانِ یَبکونَ وَیَزیدُهُم خُشوعًا” [اسراء:۱۰۷-۱۰۹]
بىگمان کسانى که پیش از [نزول] آن دانش یافتهاند، چون [این کتاب] بر آنان خوانده شود سجدهکنان به روى درمىافتند. و مىگویند: منزّه است پروردگار ما، که وعده پروردگار ما قطعاً انجامشدنى است. و بر روى زمین مىافتند و مىگریند و بر فروتنى آنها مىافزاید.
با پیگیری متن کتاب و سنت و اخبار سلف در این زمینه با چیرهای عجیبی روبرو میشویم والله اعلم شاید علت آن باشد که قاری معمولا به تلاوت و احکام آن مشغول است، در حالی که شنونده بیشتر میتواند تأمل و تفکر کند و چیزی او را از تدبر باز نمیدارد، زیرا او فقط میشنود.
سخن را با یک صحنهی ایمانی زیبا به پایان میبرم؛ در درههایی، در میان کوههای مدینه قلبهای بزرگی وجود دارد که سرشار از ایمان و علم است. صحنهی جمع شدن اصحاب در کنار یکدیگر در حالی که قاری خوشآوازی نیز در میان آنان است. عمر بن خطاب به ابو اموسی اشعری می گوید: ای ابو موسی از پروردگارمان برایمان بگو؛ او شروع به خواندن قرآن میکند و اصحاب گوش فرا میدهند و میگریند.
*هر روز برای خود وردی از سماع قرآن قرار ده و به کتاب خدا روی آور تا خداوند تو را از رحمت و هدایت و برکت آن برخوردار کند.
به قرآن گوش فرا ده تا بر ایمانت افزوده شود و مشمول رحمت خدا شوی. تا قلبت آرام گیرد و درونت پر از احساس و زیبایی شود. تا چشمانت اشک ببارند و خشوع و فروتنی قلبت را فرا گیرد و جوارح رام گردند. به قرآن گوش فرا ده تا خداوند به تو رحمت آرد. بدان که سخنی بهتر از آن را نخواهی شنید. و شیرینتر و زیباتر از آن را نخواهی یافت. هر روز چه فراوان از سخنان بشر میشنویم، نه خسته میشویم و نه رنجیده؛ در حالی که کتاب خدا در میان ما هست چه مقدار از اوقات خود را صرف جمال و هدایت آن میکنیم؟ گوش فرا ده و همواره چنین کن تا خداوند ایمانت را همیشگی سازد و هدایتت نماید.
نویسنده: خوله رشید
مترجم: وفا حسن پور