خداوند در جای جای قرآن بندگانش را به تدبر در آیات کتاب گهربارش دعوت کرده است و مقصود از نزول قرآن را تدبر قرار داده است: “کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آَیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَاب” از سوی بر کسانی که از تدبر رویگردان هستند خرده میگیرد:
“أَفَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ یَأْتِ آَبَاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ” [مؤمنون:۶۸] آیا در [عظمت] این سخن نیندیشیدهاند، یا چیزى براى آنان آمده که براى پدران پیشین آنها نیامده است؟
به تعبیر امام شوکانی(۱) تدبر قرآن بر مسلمان واجب است زیرا خداوند میفرماید:
“أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا” [نساء:۸۲]
آیا در [معانىِ] قرآن نمىاندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیارى مىیافتند.
“أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ القرءان أَمْ على قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا” [محمد:۲۴].
آیا به آیات قرآن نمىاندیشند؟ یا [مگر] بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است؟
دلایل مذکور همه بر اهمیت تدبر از جهت شرعی دلالت میکند اما از جهت عقلی نیز تدبر امری ضروری به نظر میرسد؛ یکی از لوازم خلافت انسان بر روی زمین آن گونه که در آیهی: “إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً” [بقره:۳۰] من در زمین جانشینى خواهم گماشت. آمده است این که آیین واضح و روشنی را برای بندگانش تعریف کند تا به واسطهی آن، حق خلافت و جانشینی را به نحوی که مورد رضای او باشد انجام دهند. این کار با آیینهایی که در طول زمان به پیامبرانش وحی کرده است انجام گرفته است. وقتی این امانت به آخرین امت رسید کتاب بزرگی را بر آنان نازل کرد تا آخرین کتاب الهی باشد و آیین تحقق خلافت را در خود داشته باشد. امت با این کتاب خواهند توانست جزئیات این آیین را فرا گیرند و این کار جز با تدبر در آیات به دست نمیآید. مراد از تدبر همان گونه که علامه سعدی گفته است، تأمل در معانی قرآن و دقت در اصول و عواقب و لوازم عمل برای پیروی از این کتاب است.(۲)
کسی که در رابطهی مسلمانان امروز با کتاب الهی دقت کند، متوجه خواهد شد که مردان و زنان زیادی از کوچک و بزرگ در حال تلاوت و حفظ این کتاب گرانقدر هستند. دستههای حفظ قرآن در سراسر بلاد اسلامی به چشم میخورد و مساجد آکنده از حلقههای تلاوت و حفظ است. دورههای حفظ هر ساله دهها و صدها نفر از حفاظ را فارغ التحصیل میکنند. تا جایی که گفته شده است این دوره، دورهی طلایی قرآن کریم است. قطعا این روند باعث خوشحالی و دلگرمی است زیرا اشتیاق امت به کتاب خدا و شوق دستیابی به اجر و پاداشی را که خداوند به قاریان و حافظان این کتاب وعده داده است میرساند. اما متأسفانه این موج تلاوت و حفظ با کار مهم دیگری که باید انجام گیرد همراه نیست؛ جای تدبر و فهم قرآن همچنان خالی به نظر میرسد تا جایی که دیده شده است فردی تمام قرآن را حفظ کرد است اما معنی کلمات اوایل سورهها را که کودکان حفظ میکنند نمیداند.
یکی از مسؤولان حلقههای حفظ در این زمینه حرفهایی برای گفتن دارد؛ او میگوید: دیدهام که بیشتر طلاب قرائت قرآن کریم، چنان در مسایل وقف و ابتدا ماندهاند که در مسابقات گاهی در جاهای عجیبی وقف و ابتدا میکنند! و این نشان میدهد که در باب تدبر و تأمل ضعف اساسی دارند.(۳) این وضعیت با دستوری که خداوند متعال در باب قرائت قرآن داده است مخالف است؛ در قرآن آمده است: “وَرَتِّلِ الْقُرْآَنَ تَرْتِیلًا” [مزمل:۴] و قرآن را شمرده شمرده بخوان. یعنی با آرامش و دقت. ابن کثیر میگوید: این کار به فهم و تدبر قرآن کمک میکند؛(۴) خدای متعال فهم و تدبر را علت ترتیل خواندن میداند. امام شوکانی میگوید: ترتیل یعنی قرائت آرام و همراه با تدبر(۵) و تدبر را در معنی ترتیل جای داده است.
از سوی دیگر بیم آن میرود کسی که قرآن را بدون تدبر تلاوت و حفظ میکند، بسان همان امتهایی باشد که خداوند این کار را از آنان ایراد گرفته است. مانند این آیه:
“وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لَا یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ إِلَّا أَمَانِیَّ” [بقره:۷۸] و [بعضى] از آنان بىسوادانى هستند که کتاب [خدا] را جز خیالات خامى نمىدانند، و فقط گمان مىبرند.
ابن عاشور میگوید: گفتهاند “امانی” به معنی قرائت است یعنی از این کتاب جز کلماتی که حفظ و مدارسه میکنند چیز دیگری نمیدانند و معنی آن را نمیفهمند. شیوهی امتهای گمراه چنین بوده است و تنها به خواندن کتاب بسنده کردهاند بدون این که آن را فهم کنند.(۶)
اکتفا به تلاوت بدون عمل – که از لوازم تدبر است – مصیبتی بزرگ و زیانی جبرانناپذیر است و خداوند متعال در قرآن کریم برای حاملان علمی که از آن سودی نمیبرند مثال سنگینی زده است:
“مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآَیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ” [جمعه:۵] مثل کسانى که [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مکلف گردیدند] آنگاه آن را به کار نبستند، همچون مثل خرى است که کتابهایى را برپشت مىکشد. [وه] چه زشت است وصف آن قومى که آیات خدا را به دروغ گرفتند. و خدا مردم ستمگر را راه نمىنماید.
“وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آَتَیْنَاهُ آَیَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ () وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذَلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآَیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ” [اعراف:۱۷۵-۱۷۶] و خبر آن کس را که آیات خود را به او داده بودیم براى آنان بخوان که از آن عارى گشت؛ آنگاه شیطان، او را دنبال کرد و از گمراهان شد. و اگر مىخواستیم، قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا مىبردیم، اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نَفْس خود پیروى کرد. از این رو داستانش چون داستان سگ است [که] اگر بر آن حملهور شوى زبان از کام برآورد، و اگر آن را رها کنى [باز هم] زبان از کام برآورد. این، مَثَل آن گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را [براى آنان] حکایت کن، شاید که آنان بیندیشند. بیم آن میرود کسی که قرآن را تلاوت میکند اما اهل تدبر نیست و از آن متأثر نمیشود و در عمل هم نقص دارد به چنین کسانی ملحق شود. کسی که به دقت در قرآن تدبر کند منافع دنیوی و اخروی زیادی نصیبش خواهد شد و از مهمترین آنها مواردی است که علامه سعدی به آن اشاره کرده است: در فواید تدبر کتاب خدا میتوان گفت: کسی که در آن تدبر کند به درجهی علم و یقین میرسد و میداند که این سخن از جانب خداست زیرا بخشهای گوناگون آن، همدیگر را تصدیق میکنند و با هم، همخوانی دارند.(۷) به همین خاطر وقتی گروهی از جنیان آن را شنیدند گفتند: “إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآَنًا عَجَبًا () یَهْدِی إِلَى الرُّشْدِ فَآَمَنَّا بِهِ” [جن:۱-۲]
برخی نیز وقتی قرآن را شنیدند گفتند: “فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِیَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ” [احقاف:۲۹]. اینها همه از شدت تأثر از قرآن و تدبر در معانی آن است.
ابن قیم گفته در این باب سخنی دارد که باید با آب زر نوشته شود: در دنیا و آخرت هیچ چیزی برای یک بنده به اندازهی تدبر در قرآن و تأمل در آن و دقت در معانی آیات آن سودمند و نجاتبخش نیست.(۸) این قیم راست گفته است زیرا تدبر در کتاب خدا کلید هر خیر و مانع هر شری است.
سعدی میگوید: تدبر در کتاب خدا دروازهی علوم و معارف است و هر خیری از آن حاصل و تمام علوم از آن استخراج میشود؛ به این وسیله ایمان در قلب افزون میشود و استحکام مییابد. با تدبر است که پروردگارش را میشناسد و با صفاتش آشنا میشود. او را از صفات نقص مبرا میکند و راه وصل او و صفات بندگان نیک و نعمتهایی را که به آنان ارزانی داشته است درک میکند. همچنین دشمن حقیقی خود و راهی که به عذاب منتهی میشود و نیز صفت اهل عذاب و اسباب عقاب را میشناسد. هر قدر در قرآن بیشتر تأمل کند بر علم و عمل و بصیرتش افزوده میشود.(۹)
خداوندا قاریان قرآن و همهی مسلمانان را از زمرهی کسانی قرار ده که قرآن را تلاوت میکنند و اهل تدبر و عمل به آن هستند که تو بر همه چیز توانایی.
(۱) فتح القدیر ۲/۱۸۰.
(۲) تفسیر السعدی ۱/۱۸۹-۱۹۰.
(۳) إسهام جمعیات تحفیظ القرآن الکریم فی بناء الأجیال، الواقع والمأمول، ص۶۱۱-۶۲۸.
(۴) تفسیر ابن کثیر ۸/۲۵۰.
(۵) فتح القدیر ۷/۳۳۶.
(۶) التحریر والتنویر ۱/۳۵۸.
(۷) تفسیر السعدی ۱/۱۸۹.
(۸) مدارج السالکین ۱/۴۵۱.
(۹) تفسیر السعدی ۱/۱۸۹-۱۹۰.
نویسنده: دکتر ناصر بن سلیمان عمر
مترجم: آقای وفا حسن پور
منبع: http://www.tadabborq.com