ریشه یابی لغوی تقوا:
ابن فارس: ( و ق ی) دلالت بر دور کردن چیزی از چیز دیگر بوسیله دیگری.
دَفْعِ شَیْءٍ عَنْ شَیْءٍ بِغَیْرِهِ: حفظ کردن شیئ است از هر چیزی که میخواهد به او زیان برساند.
وقیت الشى ء أقیه وقایه.
(تقوى)- انسان نفس و جان خود را از آنچه که بیمناک از آن است نگهدارد، این حقیقت معنى تقوا است سپس گاهى خود خوف و ترس تقوى نامیده شده.
تقوى- همچنین یعنى خوف و ترس به حسب نامیدن چیزى که اقتضاى آنرا دارد که آن هم اقتضائى و حکمى دارد که تقوى نامیده شده
اما در شریعت و دین تقوى یعنى خود نگهدارى از آنچه که به گناه مى انجامد و این تقوى به ترک مانع تعبیر مى شود که با ترک نمودن حتى بعضى از مباهات که گناه هم ندارند کامل و تمام مى شود چنانکه روایت شده است
تعریف تقوا در اصطلاح:
آن حالت مقدس نفسانی است که اعمال انسان را تحت کنترل خود درمیآورد و در بین نیروهای درونی و اعمال خارجی انسان هماهنگی ایجاد کرده و انسان را با خدا مربوط می سازد و حجابهای بین جهان مادی و ماورای طبیعت را برمیدارد.
تقوا در قرآن:
تقوا در قرآن به عنوان عامل سعادت انسان معرفی شده و رعایت آن مورد تأکید فراوان قرار گرفته است
خداوند در ابتدای سوره بقره میفرماید: این کتاب بدون تردید راهنمای پرهیزگاران است. سپس مشخصات و صفات برجسته متقین مثل ایمان، نماز، انفاق و یقین را یکی پس از دیگری یادآوری نموده است.
در آیات فراوانی، خود تقوا یا مصادیق آن و کارهایی که رنگ تقوا دارند با تعابیر مختلف به عنوان عامل سعادت ابدی و اخروی و مجوز ورود به بهشت معرفی شده است.
کلمه تقوا و مشتقات آن در قرآن ۲۲۰ بار به کار رفته است که در حدود بیش از صد مورد متعلق آن ذکر نشده است در ۸۵ مورد متعلق تقوا در قرآن خداوند است که با الفاظ الله و رب همراه است.
در سه مورد متعلق تقوا روز قیامت است و هر سه مورد در سوره بقره آمده است. در برخی آیات متعلق تقوا عذاب قیامت است.