معانی رمضان
ریشه یابی لغوی رمضان
ابن فارس:( ر م ض ): دلالت بر شدت در چیزی از گرما یا غیره میکند.
ارمضته فرمض: ریگهاى داغ او را سوزانده و همان شدّت گرمى خورشید است.
ارض رمضه: زمینى تفتیده و داغ.
رمضت الغنم: گوسفندان در گرما چریدند و کبدهاشان مجروح شد.
فلان یترمّض الظّباء: آهو را در گرما و ریگستان داغ دنبال مى کند.
ریشه یابی اصطلاحی:
شهر رمضان:- که از- رمض- یعنى شدّت گرماى خورشید گرفته شده.
انتخاب چنین واژهاى براستى از دقت نظر و لطافت خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد:
عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان.
و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به یک جرعه بسنده نمىکند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مىدارد.
و در همین رابطه است که مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به کار مىگیرد و مىگوید:
آب کم جو تشنگى آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سقا هم ربهم آید جواب
تشنه باش الله اعلم بالصواب
زین طلب بنده به کوى حق رسید
درد مریم را به خرما بن کشید
اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع کننده.
معانی صوم
ریشه یابی لغوی صوم
ابن فارس (ص و م) دلالت بر امساک و ساکن شدن در جایی میدهد.
صوم: بادى که راکد و ایستاده است (که در فارسى مى گوئیم باد نمى آید و هوا صاف است).
نیمروز و سر ظهر که به تصوّر ایستادن خورشید در میان آسمان- صوم- نامیده شده و لذا گفته اند- قام قائم الظّهیره: سر ظهر شد و نیمروز شده است.
مصام الفرس و مصامته: جایگاه و طویله اسب (اصطبل اسبان) و نوشیدن و همبسترى است که خوددارى از این امور از وقتى است که در پایان شب، سپیدى روز از سیاهى شب مشخّص شود.
خوددارى از سخن گفتن “صوم” است. آیه: (إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً- ۲۶/ مریم)، بدلالت آیه: (فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا- ۲۶/ مریم) (امروز هرگز با انسانى سخن نمى گویم).
صوم در اصطلاح شرع:
امساک وخویشتن داری از شهوتهای نفسانی وتمایلات شکم است از طلوع فجر صادق تا غروب قرص خورشید با نیت تقرب وامساک که در شب این نیت را کرده است.