موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

تعاریف رمضان و صوم


معانی رمضان
ریشه یابی لغوی رمضان
ابن فارس:( ر م ض ): دلالت بر شدت در چیزی از گرما یا غیره میکند.
ارمضته فرمض: ریگهاى داغ او را سوزانده و همان شدّت گرمى خورشید است.
ارض رمضه: زمینى تفتیده و داغ.
رمضت الغنم: گوسفندان در گرما چریدند و کبدهاشان مجروح شد.
فلان یترمّض الظّباء: آهو را در گرما و ریگستان داغ دنبال مى کند.
ریشه یابی اصطلاحی:
شهر رمضان:- که از- رمض- یعنى شدّت گرماى خورشید گرفته شده.
انتخاب چنین واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏ خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد:
عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان.
و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به یک جرعه بسنده نمى‏کند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد.
و در همین رابطه است که مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به کار مى‏گیرد و مى‏گوید:
آب کم جو تشنگى آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سقا هم ربهم آید جواب
تشنه باش الله اعلم بالصواب
زین طلب بنده به کوى حق رسید
درد مریم را به خرما بن کشید
اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع کننده.

معانی صوم
ریشه یابی لغوی صوم
ابن فارس (ص و م) دلالت بر امساک و ساکن شدن در جایی میدهد.
صوم: بادى که راکد و ایستاده است (که در فارسى مى گوئیم باد نمى آید و هوا صاف است).
نیمروز و سر ظهر که به تصوّر ایستادن خورشید در میان آسمان- صوم- نامیده شده و لذا گفته اند- قام قائم الظّهیره: سر ظهر شد و نیمروز شده است.
مصام الفرس و مصامته: جایگاه و طویله اسب (اصطبل اسبان) و نوشیدن و همبسترى است که خوددارى از این امور از وقتى است که در پایان شب، سپیدى روز از سیاهى شب مشخّص شود.
خوددارى از سخن گفتن “صوم” است. آیه: (إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً- ۲۶/ مریم)، بدلالت آیه: (فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا- ۲۶/ مریم) (امروز هرگز با انسانى سخن نمى گویم).
صوم در اصطلاح شرع:
امساک وخویشتن داری از شهوتهای نفسانی وتمایلات شکم است از طلوع فجر صادق تا غروب قرص خورشید با نیت تقرب وامساک که در شب این نیت را کرده است.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز