موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

تفکر، آیه ۴۲ زمر


(اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا ۖ فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَىٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ) [الزمر:۴۲]
خداوند ارواح را به هنگام مرگ انسانها و در وقت خواب انسانها برمی‌گیرد. ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنان را صادر کرده است نگاه می‌دارد، و ارواح دیگری را (که هنوز صاحبانشان اجلشان فرا نرسیده به تن) باز می‌گرداند تا سرآمد معیّنی (و وقت مشخّصی که پایان عمر است). در این مسأله (ی خواب و بیداری که همسان مردن و زنده شدن است) نشانه‌های روشنی (از مبدأ و معاد و قدرت خدا و ضعف انسانها) برای اندیشمندان است.
**کلمات کلیدی:
«یَتَوَفّی»: کاملاً دریافت می‌دارد. به تمام و کمال قبض می‌کند و برمی‌گیرد.
«الأنفُسَ»: ارواح.
«مَوْتِها»: مراد مرگ اجسام است.
«یُمْسِک الَّتی …»: اشاره به حالت مرگ است که موت کبری است و در آن روحها با بدنها به طور کامل قطع رابطه می‌کنند و برای همیشه به عالم ارواح می‌روند.
«یُرْسِلُ الأُخْری»: اشاره به حالت خواب یا موت صغری است که چهره ضعیفی از مرگ است و روحها با بدنها به طور ناقص قطع ارتباط می‌کنند. یا می‌توان گفت: ارواح میان عالم روحانی و دنیای جسمانی در جولان و نوسانند.
«أَجَلٍ مُّسَمّیً»: مراد پایان عمر انسانها است.
یادآوری:
از این آیه استفاده می‌شود که:
۱ – انسان ترکیبی از روح و جسم است.
۲ – روح موجودی جدا از جسم است و هنگامی که با آن رابطه پیدا کند نشانه حیات پدیدار می‌گردد.
۳ – انسان به هنگام خواب در آستانه مرگ قرار می‌گیرد (نگا: انعام / ۶۰). عبدالکریم خطیب معتقد است که (نفس) در قرآن، نه روح است و نه جسم. بلکه انسانیّت انسان، یا انسان معنوی است (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن)
برداشت هایی از آیه:
۱. از اولین باری که من این آیه رو قرائت و تفسیر کردم الان چند ماه می گذرد و من همان ابتدا به عمق این آیه ودر واقع لطف خدا نسبت به خودم پی بردم..
خواب من در واقع همان مرگ من است و حال کدامیک از ما قبل خوابش از خداوند طلب استغفار می کند کدامیک از ما قبل خوابش می اندیشد که آیا حق الناسی بر گردن دارد یا خیر. ودر کل کدامیک از ما به گونه ی به بستر می رود که آماده گی ملاقات با الله را دارد. ..
اگر بشنویم که شخصی در خواب فوت کرده است می گوییم فلانی در خواب مرده در حالی که اینگونه نیست در واقع این ما هستیم که از نو زنده شده ایم و خداوند عمری دیگر فرصت زندگی دیگر به ما داده است..
وحال این سؤال پیش می آید که کدامیک از ما بعد از بیدار شدن از خواب خداوند را به خاطر این عمر دوباره سپاس می گوید…به راستی که هیچکدام…
ولی همه ی این اتفاقات در واقع از بزرگی و قدرت الله و ضعف ما انسانها سرچشمه می گیرد؛ خدایی که می تواند مارا بمیراند هر زمان که بخواهد بدون اینکه ما حتی بتوانیم ذره ی جلوی این مردن را بگیریم…
پس بیایید خواب خود را مرگ خود بدانیم و به گونه ی سر بر بالین بگذاریم که انگار به ملاقات یار محبوبمان الله بی همتا میرویم…
۲. زمانی که انسان با بدنی خسته و بی رمق به استقبال خواب می رود تا رفع خستگی کند و فردای خود را با انرژی مضاعف آغاز کند و به یقین که همه ما انسان ها شب هایی را تجربه کردیم که تا صبح چشمانمان روی هم نرفته و سرگردان و حیران تا صبح سر کردیم؛ چرا که آن شب را با استرس، ترس و یا عذاب وجدان و … به بستر رفتیم.
ـ بله عزیزان! خواب تمرینی است که خود را بیشتر با مرگ دوست کنیم.
ـ این که اگر شبی خوب نخوابیدیم این هم تجربه ای و درسی است بدانیم که عذاب قبر نیز هست.
ـ و اگر شبی آرام خوابیدیم و با وجدانی آسوده به استقبال فردایی بهتر رفتیم این هم تجربه است که فردای قیامتی هست که اگر خدایی باشیم بهشتی هست برای آنان که شایستگی آن را داشته باشند.
ـ و اگر هر شبی که سر بر بالین خواب می گذاریم آن شب را شب آخر عمرمان بدانیم و با توبه و استغفار چشمانمان را ببندیم و خود را بسنجیم که اگر فردایی بود برای زنده ماندن دیگر کاستی های روز گذشته را تکرار نکنیم؛ این خیلی شیرین است و ما را برای خواب اَبدی آماده می سازد.
ـ فرقی نمی کند در چه حالی باشیم؛ امکان دارد وقت مرگمان فرا رسد پس در هر لحظه باید آمادگی داشته باشیم‌.
۳.بیائید ذرّه ای بیاندیشیم.
قبل از خواب چه کارهایی انجام می دهیم؟
شام سنگین نمی خوریم.
مسواک می زنیم.
جای گرم و نرم تهیه می کنیم.
بهترین تهویه رو در نظر می گیریم.
و با شوق فراوان به استقبال مرگ کوچک می رویم!!!
در حالی که بستر ابدی ما جایی دیگر است! مرگی بزرگ در راه است!
برای آنجا چه تدارکاتی دیده ایم؟
با چه اعمالی آنجا را برای خود گرم و نرم کرده ایم؟
آیا تا به حال اندیشیده ایم!!!
آیا این دیوانگی نیست که بگوییم هیچ، در حالی که بهترین بستر را برای مرگ کوچک فراهم کرده ایم؟!!!
برای کارهایی کوچک، تدارکاتی بزرگ می چینیم ولی کارهای بزرگ را بدون تدارک رها کرده ایم!
ذرّه ای اندیشه !
بار دیگر اعمالمان را مرور کنیم، و در اعمالمان تجدید نظر کنیم.
۴.خواب یکی از نعمتهای خداوند است که تقریباً یک سوم عمر انسان را در بر می گیرد؛ انسان برای بدست آوردن نیرو وتجدید قوا به خواب نیاز دارد .
خواب برادر مرگ است. خواب آن است که خداوند روح را قبض می کند نه تا سر حد موت. خواب مرگ خفیف ومرگ خواب ثقیل است.
واین یکی از نشانه های روشنی است از مبدأ ومعاد که قدرت خداوند و ضعف انسان را می رساند؛ برای کسانی که اندیشه کنند.
۵. کمی تفکر….
هر شب و روز که چشمانم را بر هم می گذارم هرگز به این فکر نمی کنم که شاید آخرین سهمیه من از هوای دنیا همان لحظه باشد…
شاید دیگر فرصتی نباشد برای بخشیدن…
زیستن
آباد کردن
برای خوبی
برای فرستادن برگ سبزی برای بستر اَبدی.
معجزات را در قالب اژدها شدن عصا و دو نیم شدن ماه و…..می بینم.
فکر نمی کنم دیدن هر طلوع خورشید معجزه ی تکرار شدنی من است؛ فرصتی دوباره که برای بندگی می بخشند.
و چه آسان ازش می گذرم.
وقتی خجل از تقصیرات و گناهان هستم آرزو می کنم کاش فرصتی بود برای یک سجده بیشتر
و چه خوب که آن لحظه به خودم بگویم هر روز و هر لحظه پس از خواب به تو فرصت دادند…بعد از مرگی کوچک زنده ات کردند..اما استفاده نبردی.
یا ارحم الراحمین توفیقی بده حداقل قبل از هر خواب…طلب آمرزش کنم. از همه ی خطاها
به سویت باز گردم.
تا اگر فرصتی برایم بود صفحه ای جدید برای زندگی ام باشد؛ و با علم به همه آنچه گفتم نقشی جاودانه رقم بزنم.
۶. خداوند در آیه الکرسی هرگونه خواب یاچرتی را ازخودش مبّرا می سازد، ولی این صفت را برای انسان قرار داده تا من انسان به نقص خود و عظمت و کمال خداوند پی ببرم، هر انسانی نیاز به آرامش جسمی و روحی دارد که با خواب، هر دو تأمین می شود، و روح را نیز به سکون می رساند، پس اعمال و رفتار ما در روح تأثیر دارد،که یا باعث لطافت روح می شویم یا آن را مکّدر می سازیم، بار خدایا! ما را در حال عبادتت به خواب اَبدی فروببر. الهی آمین
۷. خواب یکی از نعمتهای خداوند است که به بهترین شکل ارزانی بندگانش داشته است تا آرامش بگیرند.
هیچگاه فکر کرده ایم چرا بعد از خواب کافی همیشه احساس سرخوشی و نیروی دوباره می کنیم؟
چون روح ما در اختیار صاحب بوده است. و قطعاً هرچیزی وقتی نزد صاحبش باشد همیشه بهترین و والاترین جایگاه را خواهد داشت.
و آیا اندیشیده ایم که ممکن است آخرین باری باشد که سر بربالین می گذاریم و مثل همیشه آیه الکرسی می خوانیم و آماده ی مرگ موقت می شویم؟
شاید امشب آخرین شب زندگی من باشد؛ پس قبل از مرگ می بخشم تمام بدیهایی که دیدم… می بخشم تمام ناراحتی ها را…و تمام آنهایی که دلم راشکستند.
می بخشم چون خدایم می بخشد اگر من ببخشم!
و از خدا می خواهم ببخشید بر من، تمام خطاهایی که دانسته و ندانسته مرتکب شدم.
و آرام زمزمه می کنم:”استغرالله العظیم و اتوب الیه”
و من به ببخشش خدایم ایمان دارم…
۸.بار خدایا! آنگاه که اجل من بیاید؛ حیات را از بدنم می گیری؛ و وفات کبری را به سراغم میفرستی.
و آنگاه که خوابم وفات صغرایم رسیده؛ آیا به این اندیشیده ام که امروزم را چگونه گذراندم. چقدر یاد خدایم بودم؟
آیا تا کنون به این اندیشیده ام که چرا خواب را وفات صغری نامیدی.
آیا در طول زندگیم خوابم یا بیدار؟
من امروز خوووووووب در خواب خودم تأمل کردم که باریتعالی جان را به دو طریق می گیرد .
من آنگاه که خوابم، نه می بینم و نه می شنوم تنها بصورت مرده ای بیش نیستم.
پس آن روز که در خواب غفلت بودم؛ چه بسا کر و کور و لال بودم.
آری! بر تمام حقایق زندگی من چشمها و گوشها و راه دل را بسته بودم.
پس مثل مرده ای بیش نبودم.
خداوندا! بار الها!…
تو چقدر قادر و توانایی که به میل خود در جهان هستی تصرف می کنی و مرگ را از راه حقیقی بر تمام زندگان میفرستی؛ و فرشته ات را مأمور قبض روح می گردانی، سپس آنان جان صاحب مرگ را می گیرند…
آیا صاحب مرگ توشه ای دارد؟؟؟
فرصتش تمام شد؛ افسوس و دریغ که زمانی برایش باقی نیست؛ عمل هایش بسته شد.
خداوندا! تو مرگ را در قبضه ی قدرت خود داری و هر چه را بخواهی انجام می دهی؛
پس روح مرا آن زمان از وجودم جدا کن که مالامال از حب و موّدت تو باشد و اعمالم لبریز و سرشار از نیکی.
این آیه و این اعمال شگفت انگیز برای اندیشمندان و پند پذیران متضمن دلایل واضح و قاطع بر کمال قدرت و علم خداست.
این آیه یادآور قدرت و عظمت و یگانگی آن خدایی ست که ما را چه خوابیده و نشسته و بعد از مرگ پاسبان است.
خدای من!
توچقدر مهربانی
ممنونم از اینکه هستی.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز