(الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ) [۳:۱۷۳]
آن کسانی که مردمان بدیشان گفتند: مردمان (قریش برای تاختن بر شما دست به دست هم دادهاند و) بر ضدّ شما گرد یکدیگر فراهم آمدهاند، پس از ایشان بترسید؛ ولی (چنین تهدید و بیمی به هراسشان نینداخت؛ بلکه برعکس) بر ایمان ایشان افزود و گفتند: خدا ما را بس و او بهترین حامی و سرپرست است.
**برداشت هایی از آیه:
۱.در این آیه نشانه ی ایمان حقیقی و مؤمنان واقعی است.
“فان حسبک الله”
واقعاً که خدا برای ما کافیست.
همیشه هنگام غم و مشکلات به یاد می آورم که مالک ومتولی تمام دنیا فقط خداست و فقط با اراده ی خداوند کاری صورت می گیرد؛ هرچه او می خواهد می شود. پس غصه چرا، پس نگرانی برای چه.
“لا مبدل لکلماته”
هیچ کسی نمی تواند فرمانهای او را دگرگون کند.
اگرما راهی که رضایت پروردگارمان را جلب کنیم؛ خدایی وکیل ماست که ما را بس است و کافیست.
۲. وقتی مردم به یاران رسول خدا که در جنگ اُحد شرکت کرده بودند، خبر رساندند وشایعه پراکنی کردند که لشکرهای قریش بیشتر وقوی تراز پیش برای رویارویی با شما آماده اند وهمه شما را می کشند پس بترسید وادامه ندهید، اما یاران وجهادگران راستین با اینکه از جنگ اُحد زخمها برتن داشتند؛ وحتی خیلی ها بدون مرکب مانده بودند؛ اما نه تنها ازاین شایعات وقدرت دشمن نهراسیدند بلکه برعکس برایمانشان افزودند وبه دستور رسول خدا به تعقیب دشمن پرداختند وگفتند: خداوند برای ما بس است وتنها خداوند را حامی وسرپرست خود می دانیم وبرخدا توکل کردند ونتیجه توکل شان را هم دیدند.
هم اکنون ما نیز درپیرامون خود شایعات ودروغهای بی اساس، یا ممکن است راست باشد اما درآن بیش ازحد غلو وزیاده روی شده باشد را شاهد هستیم که افراد خواسته ویا ناخواسته به این شایعات دامن می زنند و می خواهند دردلها ترس و بی امنی را ساکن کنند؛ اما ما باید با الهام ازاین آیه، نگذاریم چنین شایعاتی، سکان زندگی، آرامش وقدرت ایمانمان را دردست بگیرد؛ زیرا سکان جهان وجهانیان فقط در دست خداوندی است که اگر براو توکل کنیم وفقط اورا حامی وسرپرست خود بدانیم برای ما کافیست وآرامش وامنیت حقیقی شامل مان می شود.
در رویارویی با شایعات و یا غلوها کمی احتیاط ودوراندیشی وسپس فقط توکل برخداوند لازم است. خداوند برحق است وحق مظلومین ومؤمنین را از ظالمان می گیرد ووعده خود را برای متوکلینش عملی می سازد.
“حسبنا الله ونعم الوکیل”
۳. در این آیه به خوبی و روشنی بیان شده است که چگونه توکل به خدا موجب شده است تا اهل ایمان با همه تبلیغات و جنگ روانی که دشمن به راه انداخته تا افکار عمومی را پریشان کند و مردمان را به هراس افکند؛ با این همه اهل ایمان به جهت توکل بر خدا به جایی رسیدند که این جنگ روانی نتیجه معکوس داد و به جای ترس و هراس از بسیج دشمنان و آمادگی برای حمله به ایمان ایشان افزوده شد. اینها همه بیانگر آرامشی است که به جهت توکل به خدا و این که خداوند ایشان را بس است و از دشمنان کفایت میکند پدیدار شده است.
و از این چنین برداشت می شود:
۱- در برابر تبلیغاتِ توخالى دشمن نهراسیم.
۲- در جبهه ها، مواظب افراد نفوذى دشمن باشیم.
۳- قوى ترین اهرم در برابر تهدیدات دشمن، ایمان و توکّل به خداست .
۴- مؤمن وقتى درگرداب بلا قرارمى گیرد، توکّل و اتصال خود را با خدا بیشتر مى کند.
۵- هم حرکت وتلاش لازم است، هم ایمان وتوکل .
۴.هروقت، هرجا، ترسی به دلت راه یافت، ترسیدی، وحشت کردی، وجودت لرزید ازهیبت دشمنت، ازهراس مرگ ویا درد وبیماری ویا دزد وراهزن ویا هرچیزدیگر، آن لحظه به این فکرکن که قدرتی بالاترازهمه این قدرت ها وجود دارد، باورکن که همه آن ترس ها مخلوق خداوند هستند وازجانب بنده ناتوان خداوند. پس تو را الله بسنده وکافی است اگربه اواعتماد واطمینان کنی وخودت واُمورت را به او بسپاری. به راستی که
“حسبناالله ونعم الوکیل”
۵. نعمت توکل؛ نعمتی ست که خدای مهربان، ارزانی مؤمنانش داشته تا به واسطه ی آن همیشه امیدوار باشند و پرانرژی.
آن زمان که دلت را غم فرا می گیرد، زندگی برایت سخت می شود، ضررهای مادی احاطه ات می کند و شکستها آرامشت را بهم می زند؛ آگاه باش که شیطان از هر طرف برای نا امید کردنت تلاش می کند و به هروسیله ای برای گمراه کردنت متوسل می شود.
پس به یاد بیاورکه خدایی داری که همین نزدیکی است. به یاد بیاور که تنها اراده ی خدا کافی ست تا بهترین ها از آن تو شود.
خدا همیشه با تو سخن می گوید و لحظه ای تو را فراموش نمی کند، پس بنده ی واقعی باش و در مقابل تمام سختی ها و نا خوشیها، با اقتدار زمزمه کن:
“حسبناالله و نعم الوکیل”
۶. از اسلام تا ایمان فاصله ایست به درازای مسیر مغزتا قلب، هر زمان دانسته ها از محدوده عقل فراتر رفته و به قلب راه یافته و درآن سکنی گزیدند، تبدیل به باور واعتقاد واقعی شخص می شود دراین حالت انسان حضور حق و معبود حقیقی را در لحظه لحظه زندگی خویش احساس کرده، همیشه خواست او را درنظر می گیرد و در سختی ها و مشکلات تنها از او یاری می جوید؛ اینان مفهوم (حسبنا الله ونعم الوکیل) را براستی درک کرده اند و این را (فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون).
پروردگارا بینش و باوری به ما عطاء کن تا ما نیز اینگونه بیندیشیم!
این آیه تا قیامت مصداق دارد. همیشه شیطان ویاران دست به سینه او برای دور کردن مؤمنان ازمیدان حق، تمام تلاششان بکار می گیرند.
برادرم وخواهرم! هوشیار باشیم از وساوس ترس ورعب انگیز نهراسیم؛ از تعداد دشمن وقدرت مادی نهراسیم؛ ازتحریم وتوطئه نهراسیم. ولی باید چشممان و عقلمان را خوب بکار بگیریم وبا تاکتیک های خودشان، نقشه هایشان را خنثی کنیم .
آری ما می توانیم چون خداوند خودش وعده داده است. “ان تنصروالله ینصرکم ویثبت اقدامکم”
ربّمان تمام موانع را برطرف می کند؛ چرا ترس و وحشت از ظالمان و فاسقان و منحرفان قلب پاکمان را احاطه کند؟! قلبی که جای ذکر الله است نباید با ترس از مخلوق ضعیف آلوده گردد.
کسی که خداوند پشت وپناهش باشد چه کسی می تواند او را مغلوب کند؟!
آری این وسیله ای برای آزمودن ایمان ماست.
مؤمنان واقعی جز برایمانشان چیزی افزوده نخواهد شد؛ چرا که شعارشان :
“حسبنا الله ونعم الوکیل” است.
۷. ایمان واقعی باعث اطمینان قلبی و امنیت بی نظیری می شود که با هیچ بمب اتمی هم متزلزل نمی گردد. مثل ایمان حماسی فلسطینی..
قناعت قلبی و مناعت طبع نصیب مؤمن واقعی می شود (حسبنا الله) بیشترازاینکه به اسباب مادی دل ببندیم به ندای قلبی گوش دهیم که الله را نگاهبان خود می داند.
بهترین وکیل که بدون دستمزد و به نحو فوق احسن با دلسوزی و محبت کامل از بندگانش دفاع می نماید.
الله است که (لیس کمثله شیء) پس جا دارد در تمامی اُمور زندگی هم زمان با مجاهده و تلاش خویش او را مد نظر داشته باشیم و احساس تنهایی نکنیم.
۸. با وجودی که مسلمانان درجنگها زخمها خورده بودن باز از رحمت وکرم خدا نا امید نشدن وکافران هرچه کردن که در دل آنها وحشت وترس از مرگ بیاندازند موفق نشدند ومسلمانان محکمتر درراه دین گام برمی داشتند تاجایی که دیگر دشمنان از آنها خوف داشتند .
چون مسلمانها می دانستند که حامی وپشتیبان وسرپرست قوی دارند وآنها همیشه ودر همه جا محافظت می کند وفضل خدا شامل حالشان شد والحمدلله پیروز هم شدند .
وماهم باید زندگی بزرگان سرلوحه خود قرار دهیم واز هیچ کس جزخدا نترسیم ودرراه دین، محکم گام برداریم وبدانم که خداوند دارای فضل وکرم بزرگی است.
۹. وقتی انسان مؤمن به سبب ایمانش به خدا، همه ی هم و غم زندگیش، رضایت خدا باشد چه در خوشی و سرمستی و چه زمانی که همه ی درهای امید به رویش بسته شود،
به سبب ایمانی که به وعده های حق دارد هرگز از رحمت خدا نومید نخواهد شد و این امر محقق نمى شود مگر با تدبّردرآیات قرآن و داستان های قرآنی که زندگی پیامبران علیهم السلام و صحابه کرام را راه روشنی برای عبرت گرفتن بندگانش قرار داده تا برای رسیدن به حق همیشه صبر پیشه کنند و از سختی ها هراسی نداشته باشند و در همه حال خداوند را حامى خود بدانند.
۱۰. وقتی که انسان فقط خداوند را به عنوان معبود واقعی خود پذیرفته است و به این امر، ایمان قلبی دارد پس می داند تمام کارهایش باید برای رضای او باشد و فقط از او بترسد و می داند که اگردیگران برای او خطری ایجاد کنند و مشکلی پیش بیاورند؛ اول اینکه خداوند محافظ اوست و اگر هم بنا به حکمت خداوند این خطر و مشکل برای او پیش آمد این خطر و مشکل گذراست و این دنیا فانی است و اگر صبر کند اجر و ثوابش نزد الله محفوظ است.
۱۱. وقتی که انسان ایمان به خدای خود داشته باشد و خدا را بطور کامل شناخته باشد دیگر ممکن نیست که ازغیر خدا بترسد و همیشه با عزت و سرافرازی می تواند زندگی کند.
مثلاً: همانگونه که مسلمانان در نبرد با کافران می رفتند و کسانی بودند که به مسمانان می گفتند نروید به نبرد با کافران که سپاه گرد آوردند و نجنگید با آنها .
اما مسلمانان با آن گفتار بیشتر بر ایمانشان افزوده شد و گفتند که کفایت ما از خداست و به فضل خدا به نبرد رفتن و برگشتند با عزت و سرافرازی و خدا همیشه دارای فضل و کرم هست.
۱۲. ما باید در زندگی همه توکلمان به خداوند باشد وازهیچ کسی بجز خالق نترسیم.
کسانی هستند که به دلائل گوناگون می خواهند ایمان ما را ضعیف کنند وما را گمراه کنند ولی ما باید استوارباشیم و نگذاریم که هیچ کس وهیچ چیزی ما را از راه راست (که همانا اطاعه از خداست) دور کند. ما باید همیشه به خدا توکل کنیم و بدانیم که همه چیز به خیر ماست چه خوب وچه سختی وخداوند هیچ وقت سختی به بنده اش نمی دهد مگر اینکه خیری برایش در آن سختی باشد و ما باید عاقل وآگاه باشیم و صابر وشکر گذار.
۱۳. ما باید چنان ایمانمان را قوی کنیم که درهمه حال به خدا توکل کنیم چه به هنگام خوشی و چه به هنگام سختی. چرا که هیچ کار خداوند بدون حکمت نیست واگر سختی هم باشد حتماً خیری درآن برای ما هست .
مخصوصاً در مقابل افرادی که چشم و دلشان در مقابل حقیقت کور شده و دین را به تمسخر می گیرند و قیامت را باورندارند و کسانی را که پایبند دین اند به استهزاء می گیرند؛ اگرایمان قوی داشته باشیم در جواب آنها می گوییم خدا برای ما کافیست و راضی به رضای او هستیم وبه این طریق حرفهای آنها هیچ تأثیری در سست کردن ایمان ما نخواهد داشت وباید با توکل به الله وآرامش حاصل از آن، این را به آنها نشان دهیم.
۱۴. خدا با بیان این رویداد از ما می خواهد زمانی که منافقین سعی داشتن با سخنانشان ما را از راه حق و تلاش برای دفاع ازاسلام منصرف کنند و در دل ما ترس ایجاد کنند، ما نیز مانند صحابه به حرفهای آنان بی توجه باشیم و تنها به خودش توکل کنیم وبا دانستن اینکه چون خدا سرپرست ماست پیروز و سعادتمند دو جهان خواهیم شد، ترس به دل راه ندهیم و به راهمان که حق است ادامه بدهیم.
۱۵. خدا بهترین وکیل و حامی است. در زندگی اگر مشکلی برایمان پیش آید که مجبور باشیم درمقابل کسی ازخودمان در دادگاه دفاع کنیم وکیل می گیریم وبه آن آدم اطمینان داریم که بالاخره مشکلمان را حل می کند؛ اطمینان ما به خدا نیز باید اینگونه و بلکه بیشتر باشد؛ وقتی ذاتی قدرتمند و مهربان خودش وکالت ما را بر عهده گرفته دیگر جای هیچ ترسی نمی ماند.
پس الله برایمان کافی است و او بهترین، قدرتمندترین و مهربانترین وکیل و حامی ماست.
۱۶. مؤمن آن باشد که اندر جزر ومد کافراز ایمان او حسرت خورد
آهای اهل مدینه این چه تصمیمی ست که گرفته اید!
آنان درسرزمینتان ودر محل سکونتتان به جنگ تان آمده اند….هیچ کدامتان رهایی نمی یابید…
اما عجب از کارمؤمن…
پیامبرمان (علیه الصلاه والسلام) فرمودند: قسم به آن کسی که جانم دردست اوست اگرحتی یک نفرهم با من نیاید، من میروم..
چگونه توطئه وحرفی که بنا بود باعث تضعیف روحیه شان شود برایمانشان افزود.
همراهان رسول الله (علیه الصلاه والسلام) نیت خود را به هنگام شنیدن سخن، راستین گردانیدند حمیت خود را نسبت به اسلام آشکارکردند.
براستی هرچه دلایل بیشتری اقامه شود بریقین مخاطب اضافه می شود. وهرچه مانع بزرگترباشد انجام طاعت بزرگتر.
وایمان عبارت از: باور، اقرار وعمل است؛ پس عمل وطاعتشان جزوی از ایمانشان است.
*گرخدا یار نیست بر سلطان مپیچ گرخدا یاراست صد سلطان به هیچ*
وخدا با آنان بود…
پس یک صدا گفتند: “حسبنا الله ونعم الوکیل”
آری خدای آنان خدای ماهم هست.
خدای دیروز وپریروز وسالهای قبل، خدای فردا وپس فردا وسالهای بعد ما هم هست
پس ورد زبانمان سازیم…خدا ما رابس است. وچه نیک کار سازی ست؛ کافی ست نیتمان راستین باشد…
ای انسان مؤمن!
از دل، آیات خدا برایت می نویسم؛ من و تو ما هستیم و خدایی داریم که تدبیر همه ی اُمور در دست اوست.
ما اگر مؤمنیم؛ پس لابد ایمان داریم.
حال چگونه ایمانی؟
تا چه درجه ای؟
با چه کیفیتی؟
آیا پیش آمده که بترسیم؟
از دیگر انسان ها، از دیگر موجودات، از تهدیدها، از شایعات، از تاریکی ها، از ….
اگر پاسخمان آری ست!
پس …
ایمان مان ایمان نیست.
ایمان یعنی: احساس امنیت کامل در دل با تکیه بر ذات پاکش.
ایمان یعنی: ترس از خدایی که تدبیر در دست اوست.
ایمان یعنی: تکیه بر نیرویی که سود و زیان در دست اوست.
ما را چه شده است؟
کسانی که می ترسانند انسان ها را از انسان های ضعیف دیگر، دعوتگری از دعوتگران شیطانند.
و کسانی که می ترسند؛ بی ایمانند یا ضعیف الایمان.
ما را چه شده است؟
همه در دست خدایند.
بیایید ترس داشته باشیم.
اما چگونه ترسی؟
بیایید بترسیم از خدایی که یاری می رساند اجابت کنندگان دعوتش را.
آیا می دانستید چنین ترسی از لوازم ایمان است؟
حال من و تو ما می شویم و با هم به ندای حق لبیک می گوییم.
اکنون زمان آن رسیده که ایمان مان را در عرصه ی عمل بیازماییم.
من با ایمانم؛ ایمانی سرشار از خوف خدا، و هیچ نیروی زمینی نمی تواند در مقابل نیروی خدا ایستادگی کند.
و این ما را بس است.