قسمت یک از چهارده
التدبر فی القران/ موضوع: نبوت/مقدمه
منبع: قصص قرآن (دکتر محمود ویسی و تفاسیر قدیم و جدید)
سوالات:
۱- گفته ی مشهور امام غزالی در مورد قرآن چیست؟
قرآن به مانند غذایی ست که هر انسانی میتواند از آن بهره مند شود.
نوشیدن آب، هم برای کودک شیرخوار نیاز است و هم برای انسانی قدرتمند.
قرآن نیز اینگونه میباشد. نه قشر خاصی میخواهد و نه دستهایی و نه گروهی…
کاش بتوانیم به جایگاهی برسیم که قرآن مثل نفس کشیدن برایمان یک نیاز باشد.
۲- تفاوت قصص قرآن و قصص انبیاء در کتابهای غیرقرآنی چیست؟
قصص قرآنی چیزی عامتر از قصص انبیاست. یعنی در قرآن هم قصص انبیاء و هم غیر انبیاء وجود دارد.
لذا قصص قرآن علاوه بر داستان انبیا، شامل داستانهای دیگری نیز است. همانند افرادی که زندگیشان با دیگر افراد زمان خود متفاوت بوده است. (مثل ذوالقرنین).
۳- واژه (قص و قصص) به چه معناست و در قرآن به چه شکلهایی آمده است؟ با ذکر مثال.
کلمه ی قص: به معنی دنبال کردن و تعقیب کردن یک رد است.
و اما قصص: یعنی اثر و رد هر چیزی.
“ان هذا لهو القصص الحق”
قصصها انواع مختلفی دارند. خداوند با بیان قصصها توضیحاتی را برایمان به ارمغان آورده است.
توضیحاتی در برابر معزلات و بحرانهای فکری و راه حلهای آن…
توضیحاتی برای بررسی بحرانهای اخلاقی…
توضیحاتی برای بررسی بحرانهای اجتماعی…
خداوند سبحان را هزار مرتبه شکر که هیچ چیزی را از قلم نینداخته است.
و اسرارهای نهانی را در دل قرآن کاشته تا آن را پیدا کنیم و از طبیعتش آرامش به نفس کشیم.
قصص قرآن ابعاد، آثار، کاربردها، درسها و ساماندهیهایی را در خود جای داده است که به چگونگی به سامان رساندن این حیات نابسامان امروزه کمک میکند.
و همچنین در داستان حضرت موسی، مادر موسی به دخترش یعنی خواهر حضرت موسی میگوید با چشم موسی را دنبال کن و پیگیر باش تا بفهمی کجا میرود:
(وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّیهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ)
در جای دیگری از داستان حضرت موسی، (قص) به معنای بیان کردن آمده است:
(فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ)
۴- مهمترین وسایل تربیت، بشر چیست و چرا؟
بشر برای تربیت خود باید با قرآن ارتباط برقرار کند.
پند و عبرت بگیرد.
پیام قرآن را در یابد.
و در نهایت عملی کند.
قران از ما میخواهد اول بیندیشیم، بعد پند بگیریم.
(لعلهم یتفکرون):
باشد که بیندیشند.
آری خداوند، قرآن را به امیدی که در آن بیندیشیم، نازل کرد.
قرآن مهمترین وسیلهی تربیت است.
چون جامعهی کنونی نیاز مبرمی به یک الگوی واقعی دارد. نیازی بزرگ به معیاری زنده تا اینکه خود موفق شود. برای اینکه بدانیم چه جاهایی برای حرکت است و کجا برای متوقف شدن.
این تربیت شخصیت است و در اینجا عقل حاکم بر هوی و هوس میشود.
و خوشا روزی که عقل حاکم بر نفس ماست…
لذا بهترین راه برای فهم و درک هر درسی در زندگی این است که ما تجربهی عملی آن درس را ببینیم یا از کسی بشنویم، و چون خداوند در قرآن بسیاری از درسهای مورد نیاز بشر را در قالب داستانهایی واقعی بیان کرده است، قرآن بهترین وسیله برای تربیت انسانهاست.
کسی که به حقانیت قرآن ایمان داشته و باور داشته باشد که کلام خداوند است میتواند با مراجعه به آیات قرآن و خواندن تجربههای زندهی قرآنی، تمام وسایل و نکات مورد نیاز تربیتی را بهدست بیاورد.
۵- اهداف مهم بیان قصص قرآن چیست؟
– تفکر و اندیشه.
– تثبیت دلها.
– عبرتآموزی و پندگیری و متوجه شدن و تشویق شدن به سمت و سوی ارزشها.
و در واقع به نوعی کم توجهی به ضد ارزشها و متوقف شدن از خطاهاست.
۶- ثمرات مبارک قصص قرآن چه انبیا و چه غیرانبیاء چیست؟
قصص انبیاء و انسانهای صالح و موفقی که در قرآن آمده است برای انسانها بهصورت الگوهای زنده و واقعی و موفق، برای راهنمایی و نشان دادن راه هدایت بسیار موثر است.
قصهی حضرت موسی و بنیاسرائیل و اشتباهاتی که بنیاسرائیل بهعنوان اولین امت دینی روی زمین مرتکب شدند، بهترین وسیله برای هدایت و اصلاح جامعه اسلامی است تا اشتباهات آنها را تکرار نکنند.
داستان قوم حضرت یونس که در لحظات آخر توبه کردند و خدا عذاب را از آنها برداشت، ما را ترغیب میکند، هر جا که باشیم، اگر بهسوی خدا برگردیم، توبهی ما پذیرفته میشود.
و هر داستانی درس و ثمرهایی به همراه دارد.
آنچه آموختیم:
– ما باید داعیان و سپاهیان خداوند باشیم و همواره برای ترقی و پیشرفت درست و موفق پیکار کنیم و راه بندگی را از دل قرآن بیرون بکشیم.
– نگذاریم تکنولوژی رهبری مسلمانان را بهدست بگیرد.
– نگذاریم الگوهای زندهی قصص فراموش شوند.
– نگذاریم رهبری روحمان بهدست دیگری بیفتد.
– با قدرت و قوت ایمان در میدان حاضر شویم…