موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

داستانهای قرآن استاد محمود ویسی، هود


آیات/ ۶۵-۶۹ سوره الاعراف
(وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا ۗ قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَیْرُهُ ۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ) [۷:۶۵]
ترجمه: (همان گونه که نوح را برای دعوت به توحید به سوی قوم خود فرستادیم،) هود را هم به سوی قوم عاد که خودش از آنان بود روانه کردیم. هود به قوم عاد گفت: ای قوم من! خدای را بپرستید و (بدانید) جز او معبودی ندارید. آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟ (و نمی‌خواهید با یکتاپرستی خویشتن را از شرّ و فساد در امان دارید؟).
(قَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاکَ فِی سَفَاهَهٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکَاذِبِینَ) [۷:۶۶]
ترجمه: رؤساء و اشراف کفرپیشه‌ی قوم او گفتند: ما تو را ابله می‌دانیم؛ (آخر این چه دعوتی است که راه انداخته‌ای و این چه چیز است که ما را بدان می‌خوانی؟!) و ما تو را از زمره‌ی دروغگویان می‌پنداریم.
(قَالَ یَا قَوْمِ لَیْسَ بِی سَفَاهَهٌ وَلَٰکِنِّی رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ) [۷:۶۷]
ترجمه: هود گفت: ای قوم من! من ابله نیستم. بلکه من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.
(أُبَلِّغُکُمْ رِسَالَاتِ رَبِّی وَأَنَا لَکُمْ نَاصِحٌ أَمِینٌ) [۷:۶۸]
ترجمه: من احکام و اوامر پروردگار خود را به شما می‌رسانم و من اندرزگوی امینی برای شما هستم (و در آنچه می‌گویم یکرنگ و راستگویم و از خود چیزی نمی‌گویم).

(أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَکُمْ ذِکْرٌ مِّن رَّبِّکُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنکُمْ لِیُنذِرَکُمْ ۚ وَاذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَسْطَهً ۖ فَاذْکُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) [۷:۶۹]
ترجمه: آیا تعجّب می‌کنید از این که (کتاب آسمانی پر) اندرزی از سوی پروردگارتان بر زبان مردی از خودتان به شما برسد تا شما را بیم دهد. به یاد آورید آن زمانی را که شما را بعد از قوم نوح وارثان زمین کرد و شما را در میان مردمان از سلطنت شکوهمندتر و از مملکت فراختر و از قدرت جسمانی بیشتری برخوردار کرد. پس نعمتهای خدا را به یاد آورید (و شکر آنها را بگزارید) باشد که رستگار شوید.

۱- سیدنا هود(علیه السلام) همچون دیگر رسولان در دعوت قومش بر دو اصل مهم تمرکز داشت. آن دو اصل چیست و چه پیامی برای دعوتگران دارد؟
(وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا ۗ قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَیْرُهُ ۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ) [۷:۶۵]
توحید، پرستش و بندگی خدای یگانه و نفی هر آنچه غیر خداست. یکی بودن محور دعوت تمام انبیای الهی بیانگر این مطلب است که یک داعی نیز باید در راستای همان محور گام بر دارد که البته به مقتضای زمان و حال جامعه ی امروزی باید از شیوه هایی استفاده کند که درخور درک و فهم مخاطبان باشد.
*بنابر این پیام برای هر دعوتگر:
اولاً: اثبات حقیقت
ثانیا: نفی هرگونه باطل

۲- هود(علیه السلام) در برابر توهین و تهمتهای قومش چگونه واکنشی نشان داد و چه درسی به ما می دهد؟
سیدنا هود(علیه السلام) نه مقابل به مثل کرد که به آنها توهین کند و نه خود را بهتر از دیگران دانست؛ بلکه عاقلانه و در کمال قدرت نفی تهمت از خود می کند که نشان دهنده ادبیات زیبای سیدنا هود است که در کمال سعه ی صدر جواب مخالفان را می دهد. او اعلام کرد که بی اصل و ریشه نیست و از طرف الله برای دعوت به توحید آمده است. و سخنانش همه حق و حقیقت است که از الله دریافت نموده است.
یک داعی وقتی قدم در راه دعوت و تبلیغ دین می گذارد باید خود را با همه ی خطرات، بد رفتاری، کج خلقی های مخاطبان آماده کند و با روحیه قوی و سعه صدر بالا برخوردی شایسته داشته باشد.
آمادگی شنیدن هر نوع توهینی داشته باشد و با یک سیاست زیبا جواب توهین را نفی آن بدهد و نه چیز دیگر و بدون مقابله با طرف مقابل، فقط با نفی باطل از خود و اثبات حق، جواب دهد.

۳- خصوصیات تبلیغ مؤثر چیست؟
روشن و دلنشین بودن پیام تبلیغ از موارد مهمی است که یک داعی باید مورد توجه قرار دهد. و نیز ابلاغ به معنی؛ رساندن پیام به اعماق قلب طرف مقابل، طوری که با عقل و قلبش عجین شود و طرف به قناعت برسد. شخص مبلّغ اگر می خواهد ناصح خوبی باشد باید محبوب شخص نصیحت شونده باشد و طرف او را به عنوان ناصح قبول داشته باشد تا نصیحتهایش در او اثر کند و طبق معنای کلمه ناصح بتواند عقل و قلب طرف مقابل را شستشو داده و او را آماده پذیرش حق بگرداند و از هر گونه آلودگی، روحش را جلا دهد. همچنین یک تبلیغ مؤثر باید طوری باشد که قلبها و عقلها را تسخیر کند.

۴- چگونه ذکر نعمتهای الهی راهی به سوی رستگاری ست؟
یاد کردن نعمت های الهی باعث می شود فرد به آرامش برسد و همیشه شاکر نعمت هایی که دارد باشد. زیرا می داند شکرگزاری نعمت های الهی مساوی است با نعمت های فراوانی که خداوند در برابر شکرگزاری بنده به او عنایت می کند.

۵- چرا قوم هود از دعوت او تعجب کردند چه درسی به دعوتگران می دهد؟
قوم هود از این مسأله تعجب کردند که چرا شخصی مانند خودشان پیامبر خدا شده، و وظیفه پیام رسانی و تبشیر و انذار آنان را بر عهده گرفته است.
توجه به نوع پیام و محتوای دعوت و تبلیغ، نه صرفاً به شخص دعوتگر؛ بلکه همه ی ما انسان ها به عنوان خلیفه الهی بر روی زمین وظیفه داریم در حد توانایی خود دین را تبلیغ کنیم حتی اگر شده یک آیه را به دیگران برسانیم.

آیات/ ۵۰ الی ۶۰ سوره ی هود
صفحه: ۹۱
(وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا ۚ قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَیْرُهُ ۖ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ) [۱۱:۵۰]
ترجمه: (ما به عنوان پیغمبر) هود را به سوی قوم عاد فرستادیم که از خودشان بود. (هود بدیشان) گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که جز او معبودی ندارید. شما (که به خدایان متعدّدی معتقدید، در ادّعای خود) دروغگویانی بیش نیستید.
(یَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا ۖ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى الَّذِی فَطَرَنِی ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ) [۱۱:۵۱]
ترجمه: ای قوم من! در برابر (تبلیغ رسالت و بیان) آن، من از شما پاداشی درخواست نمی‌کنم. پاداش من تنها بر آن کسی است که مرا آفریده است. آیا نمی‌فهمید؟ (و نمی‌دانید که چه کسی خیرخواه و چه کسی بدخواه شما است، و چه چیز برای شما سودمند و چه چیز زیانمند است؟).
[[«عَلَیْهِ»: بر آن. در برابر آن. مرجعِ ضمیر (ه) تبلیغ مفهوم از آیه قبلی است (نگا: هود / ۲۹).
«فَطَرَنِی»: مرا آفریده است. مرا بر فطرت سلیم آفریده است (نگا: روم / ۳۰).]]
(وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَیَزِدْکُمْ قُوَّهً إِلَىٰ قُوَّتِکُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ) [۱۱:۵۲]
ترجمه: ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش (گناهان و لغزشهایتان) را بطلبید و به سوی او برگردید تا آسمان را بر شما ریزنده و بارنده کند (و باران و برکات آن را بر شما پیاپی و فراوان گرداند) و نیروئی بر نیرویتان (و عزّت و شکوهی بر عزّت و شکوهتان) بیفزاید. (ای قوم من! از حق و حقیقتْ) بزهکارانه روی برنتابید (و بر گناه مصمّم و مصرّ نشوید).
(قَالُوا یَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَیِّنَهٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِکِی آلِهَتِنَا عَن قَوْلِکَ وَمَا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ) [۱۱:۵۳]
ترجمه: گفتند: ای هود! تو دلیلی برای ما نیاورده‌ای (که بر صحّت چیزی دلالت کند که ما را بدان می‌خوانی) و ما به خاطر سخن تو خدایان خود را رها نمی‌کنیم (و به ترک عبادت معبودهای خویش نمی‌گوئیم) و به تو ایمان نمی‌آوریم (و به پیغمبریت باور نمی‌داریم).
(إِن نَّقُولُ إِلَّا اعْتَرَاکَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ ۗ قَالَ إِنِّی أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ) [۱۱:۵۴]
ترجمه: چیزی جز این نمی‌گوئیم که یکی از خدایان ما بلائی به تو رسانده است (و دیوانه‌ات کرده است، بدان گاه که به بدگوئی آنها زبان گشوده‌ای و ما را از عبادتشان برحذر داشته‌ای. این است که هذیان می‌گوئی و یاوه‌سرائی می‌کنی. هود در پاسخشان) گفت: من خدا را گواه می‌گیرم و شما هم گواهی دهید (بر گفتارم) که من از چیزهائی که (بجز خدا) می‌پرستید بیزار (و از بیماری شرک شما سالم) و برکنارم.
(مِن دُونِهِ ۖ فَکِیدُونِی جَمِیعًا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ) [۱۱:۵۵]
ترجمه: بجز خدا (از هرچه می‌پرستید گریزان و بیزارم. حال که چنین است هرچه از دستتان ساخته است کوتاهی مکنید و) همگی به نیرنگ و چاره جوئیم بپردازید و مهلتم مدهید. (من نه از شما و نه از معبودهائی می‌ترسم که گمان می‌برید بلائی بر سرم آورده‌اند).
(إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّی وَرَبِّکُم ۚ مَّا مِن دَابَّهٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا ۚ إِنَّ رَبِّی عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ )[۱۱:۵۶]
ترجمه: من بر خدا تکیه کرده‌ام که پروردگار من و پروردگار شما است. هیچ جنبنده‌ای (اعم از انسان و غیرانسان) نیست مگر این که خدا بر او تسلّط دارد (و زمام اختیارش را در دست دارد. پس چرا باید از شما ترسید؟! بدانید که قدرت خدای من در طریق حق و عدل جاری می‌گردد، زیرا) بیگمان خدای من بر صراط مستقیم (که جاده‌ی عدل و داد است) قرار دارد (و کاری برخلاف حکمت و صواب انجام نمی‌دهد).
(فَإِن تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُکُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْکُمْ ۚ وَیَسْتَخْلِفُ رَبِّی قَوْمًا غَیْرَکُمْ وَلَا تَضُرُّونَهُ شَیْئًا ۚ إِنَّ رَبِّی عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ حَفِیظٌ) [۱۱:۵۷]
ترجمه: اگر (از دعوت من) روی بگردانید (باکی نیست. زیرا بر رسولان پیام باشد و بس) و من رسالتی را که مأمور بدان بودم به شما رساندم. پروردگارم (شما را می‌میراند و) کسان دیگری را به جای شما می‌نشاند و شما کمترین زیانی (با روگردانی از پرستش و دوری از عبادتش) بدو نمی‌رسانید. بیگمان پروردگار من مراقب و مواظب هر چیزی است (و کردار و رفتار شما از او پنهان نمی‌ماند و بی‌سزا و جزا نمی‌گردد).
(وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّیْنَا هُودًا وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٍ مِّنَّا وَنَجَّیْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ )[۱۱:۵۸]
ترجمه: هنگامی که فرمان ما (مبنی بر نابودی قوم عاد) در رسید، هود و مؤمنان همراه او را در پرتو مرحمت خود نجات دادیم و ایشان را از عذاب سخت و شدید رهانیدیم.
(وَتِلْکَ عَادٌ ۖ جَحَدُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ) [۱۱:۵۹]
ترجمه: این هم قوم عاد بودند که آیه‌های (آفاق و انفُس) و دلائل پروردگارشان را انکار و تکفیر کردند و از فرمان (پیغمبر خدا هود و در اصل از فرمان همه‌ی) پیغمبران خدا سرکشی نمودند و از دستور هر سرکش عناد پیشه‌ای پیروی کردند.
(وَأُتْبِعُوا فِی هَٰذِهِ الدُّنْیَا لَعْنَهً وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ ۗ أَلَا إِنَّ عَادًا کَفَرُوا رَبَّهُمْ ۗ أَلَا بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ) [۱۱:۶۰]
ترجمه: در این دنیا دچار نفرین (مردمان) و طرد (از رحمت یزدان) شدند (و از پس ایشان بدنامی و رسوائی ماند) و در روز قیامت نیز (همین طور به لعنت و طرد از رحمت گرفتار می‌شوند و منفور خدا و فرشتگان و مردمان می‌گردند). هان! (ای جهانیان! بدانید که قوم) عاد به خدای خود (ایمان نیاوردند و نسبت بدو) کافر شدند. هان! (ای مردمان! بدانید که) عاد، قوم هود (شایسته‌ی طرد از رحمت خدا و درخور هلاک شدند، پس) نیست و نابود باد!

۱- چرا محور دعوت همه ی رسولان دعوت به توحید و دوری از شرک است و همواره تکرار می گردد؟
دعوت به توحید و یگانگی خدا و نفی غیر خدا برنامه و اصلی است که از ضروریات تمام جوامع از گذشته، حال و آینده است. برنامه ای که اگر درست و اصولی به آن رسیدگی شود دردها و مشکلات دیگر، خود به خود درمان می شود. به همین دلیل کسی که می خواهد به سوی کمال گام بردارد، باید از بندگی کردن خدا و دعوَت دیگران به بندگی خدا آغاز کند. چون دردها و مشکلات در زمان و مکانهای مختلف تکرار می گردد و درمان همه دردها بندگی خالص است و رها شدن از هر گونه وابستگی ها

۲- در آیه ی۵۱ هود، سیدنا هود بعد از نفی پاداش از مخاطب برای دعوت، در آخر آیه می فرماید: “افلا تعقلون” چرا و چه پیامی برای ما دارد؟
و نیز هود(علیه السلام)می خواهد قوم خود را بر این مسأله که دعوت من بخاطر اجر و مزدی نیست آگاه و هشیار کند، چه دلیلی از این بالاتر که خداوند مرا از جانب خود مأمور کرده تا پیغام رسالتم را به شما برسانم، و اگر برای من مزد و اجر ی همانا از جانب خدایی است که کلید تمام خزائن در دست اوست. از آنان می خواهد که تأمل کنند که اگر من این کار را دستور خدا و برحق نمی دانستم لزومی نداشت که این همه رنج و سختی را بجان بخرم. سیدنا هود فرمود: من خود را به بهترین مشتری که همان الله هست فروخته ام. آری! وقتی انسان خود را به کمال رساند و مؤمن شد شایسته این هست که فقط به الله فروخته شود تا قدرش تمام و کمال دانسته شود و به جنه الفردوس که لایق بندگان خاص خداست وارد شود.
بنابر این آن کسی که دانا باشد و از عقل خود استفاده بهینه کند متوجه می شود که چنین کسانی هدفی والاتر از دنیا و هر آنچه در آنست، دارند.

۳- وقتی استغفار و توبه با هم ذکر گردند چه معنی دارند و چه ارتباطی با گناه دارند؟
استغفار به معنی پوشاندن گناه و توبه؛ بازگشت بسوی خداست، زمانی که انسان مرتکب خطایی می شود نادم و پشیمان رو به درگاه الهی می آورد و از خداوند می خواهد با رحمت و عفو بیکران خود از خطاهایش در گذرد و همواره او را در آغوش امن خود جای دهد. استغفار و توبه زمانی که باهم همراه شوند و از صمیم قلب باشد فلاح و رستگاری دنیا و آخرت را به همراه دارد.
*استغفار طلب مغفرت از گناهی که در گذشته از فرد سر زده است.
*توبه یعنی؛ حفظ خداوند در گناهان آینده فرد
گناه دو گونه است. یا مربوط به گذشته که با استغفار پوشیده می شود. و یا مربوط به حال و آینده که بوسیله توبه محفوظ می گردد.
اگر دو کلمه جدا از هم باشند هر دو معنی را دارند.

۴- موضعگیری قوم هود در برابر دین و دعوت حق چه بود و چه پیامی دارد؟
قوم هود در برابر دعوت هود(ع) رویّه ی جاهلانه ی خود را پیش گرفتند که تو معجزه ای به ما نشان ندادی و تنها ادعای لفظی داری ما به تو ایمان نمی آوریم و از خدایانمان روی گردان نمی شویم. قوم هود با این موضع گیری های خود غرور، سنگدلی و تعصب های بی جایی که نسبت به خدایان و گذشتگان خود داشتند را ثابت کردند، اینکه مُهر غفلت بر دلهایشان زده شد.
و تا خداوند کسی را مشمول رحمت خود قرار ندهد پیام انبیاء نیز نمی تواند بر قلبهایشان مؤثر واقع شود.
ما نیز مکلّفیم چیزی که داریم به طور صحیح عرضه کنیم جوری که به آن بها و ارزش خاصی بدهیم بطور مؤدبانه و محترمانه همانطور که هود محکم جواب داد که هرچه می پرستید به جز الله را قبول ندارم در صورتی که به الله تکیه و توکل کند و وکیل خود را الله بداند و تنها کسی که هیچ حق الوکاله ای از ما نمی خواهد الله هست؛ پس “حسبی الله و نعم الوکیل” … هود نیز فرمود: انی توکلت علی الله

۵- جواب سیدنا هود(علیه السلام) نسبت به قومش چیست و چه درسی به ما می دهد؟
هود (ع) با بیانی شیوا و قاطعانه به آنان فرمود: من در برابر موضعگیری های شما خداوند را گواه می گیرم و بر او توکل می کنم، شما و خدایانتان اگر قصد زیان رساندن به من را دارید از پای ننشینید و لحظه ای به من فرصت ندهید. این بیان قاطع در برابر قومی که شجاع و قوی تن بودند خود نوعی معجزه است که حضرت هود مردانه به دعوت و تبلیغ می پردازد و با جرأت آنها را به مبارزه می طلبد.
(فَإِن تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُکُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْکُمْ ۚ وَیَسْتَخْلِفُ رَبِّی قَوْمًا غَیْرَکُمْ وَلَا تَضُرُّونَهُ شَیْئًا ۚ إِنَّ رَبِّی عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ حَفِیظٌ) [۱۱:۵۷]
ترجمه: اگر (از دعوت من) روی بگردانید(باکی نیست. زیرا بر رسولان پیام باشد و بس) و من رسالتی را که مأمور بدان بودم به شما رساندم. پروردگارم (شما را می‌میراند و) کسان دیگری را به جای شما می‌نشاند و شما کمترین زیانی(با روگردانی از پرستش و دوری از عبادتش) بدو نمی‌رسانید. بیگمان پروردگار من مراقب و مواظب هر چیزی است(و کردار و رفتار شما از او پنهان نمی‌ماند و بی‌سزا و جزاء نمی‌گردد).
*شروع کردن دعوت و تبلیغ با توکل و یاری گرفتن از خدا
*ثابت قدم و استوار بودن در امر دعوت و تبلیغ
*اقرار به بزرگی و نیروی الهی که سر منشأ هر قدرت و نیرویی است.
*هراس نداشتن از عداوت و سرکشی دعوتگران در برابر دعوت و تبلیغ
*خود را در حفاظت الله قرار دادن

۶- ویژگی قوم عاد چه بود؟
(جَحَدُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ) [۱۱:۵۹]
دلائل پروردگارشان را انکار و تکفیر کردند و از فرمان (پیغمبر خدا هود و در اصل از فرمان همه‌ی) پیغمبران خدا سرکشی نمودند و از دستور هر سرکش عناد پیشه‌ای پیروی کردند.

آیات سوره (شعراء/۱۴۰-۱۲۳)،(احقاف/۲۱-۲۵)

(کَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِینَ) [۲۶:۱۲۳]
ترجمه: قوم عاد پیغمبران (خدا) را تکذیب کردند (و دروغگو نامیدند).
(إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ) [۲۶:۱۲۴]
ترجمه: بدان گاه که برادرشان هود بدیشان گفت: هان! تقوا پیشه کنید (و پرهیزگار باشید، و از عذاب خدا بپرهیزید).
(إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ) [۲۶:۱۲۵]
ترجمه: من پیغمبر امینی برای شما هستم.
(فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ) [۲۶:۱۲۶]
ترجمه: از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.
(وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِینَ) [۲۶:۱۲۷]
ترجمه: من هیچ اجر و پاداشی در برابر این دعوت از شما نمی‌طلبم. اجر و پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نمی‌باشد.
(أَتَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ آیَهً تَعْبَثُونَ) [۲۶:۱۲۸]
ترجمه: آیا شما بالای هر بلندی و مکان مرتفعی کاخ سر به فلک کشیده‌ای می‌سازید و (در آن) به خوشگذرانی و کارهای بیهوده می‌پردازید؟
(وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ) [۲۶:۱۲۹]
ترجمه: و دژها و قلعه‌هائی می‌سازید که انگار جاودانه می‌مانید؟
(وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِینَ) [۲۶:۱۳۰]
ترجمه: و هنگامی که مجازات می‌کنید، از حدّ تجاوز می‌کنید و همچون ستمگران و سرکشان کیفر می‌دهید (و در برابر کمترین جرم، سنگین‌ترین جریمه و سزا روا می‌دارید و عدالت و ترحّمی ندارید).
(فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ) [۲۶:۱۳۱]
ترجمه: از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.
(وَاتَّقُوا الَّذِی أَمَدَّکُم بِمَا تَعْلَمُونَ) [۲۶:۱۳۲]
ترجمه: از (خشم) خدائی بپرهیزید که شما را با نعمتهائی که می‌دانید یاری داده است.
(أَمَدَّکُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِینَ) [۲۶:۱۳۳]
ترجمه: شما را یاری داده است با (اعطاء) چهارپایان و پسران.
(وَجَنَّاتٍ وَعُیُونٍ) [۲۶:۱۳۴]
ترجمه: و با باغها و چشمه‌ها.
(إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ) [۲۶:۱۳۵]
ترجمه: من می‌ترسم عذاب روز بزرگ (قیامت) گریبانگیر شما شود.
(قَالُوا سَوَاءٌ عَلَیْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَکُن مِّنَ الْوَاعِظِینَ) [۲۶:۱۳۶]
ترجمه: آنان (به هود پاسخ دادند و) گفتند: برای ما تفاوت نمی‌کند چه ما را اندرز بدهی یا ندهی! (بیهوده خود را خسته مکن و ما را درد سر مده).
(إِنْ هَٰذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِینَ) [۲۶:۱۳۷]
ترجمه: این (چیزهائی که به هم بافته‌ای و به ما خواهی گفت) جز شیوه و عادت پیشینیان نیست (آنانی که در گذشته خود را پیغمبر نامیده‌اند و دروغهائی را به گذشتگان تحویل داده‌اند و ادّعاهائی همچون ادّعای تو داشته‌اند).
(وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ) [۲۶:۱۳۸]
ترجمه: و ما (نه در این جهان و نه در آن جهان) عذاب داده نمی‌شویم.
(فَکَذَّبُوهُ فَأَهْلَکْنَاهُمْ ۗ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَهً ۖ وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ) [۲۶:۱۳۹]
ترجمه: قوم عاد، هود را دروغگو نامیدند (و رسالتش را نپذیرفتند) و ما هم نابودشان کردیم. در این (سرگذشت قوم عاد) عبرتی است (برای کسانی که بخواهند از سرنوشت دیگران، درسی و پندی بیاموزند). اکثر قوم عاد ایمان نیاوردند (و راه کفر در پیش گرفتند و نتیجه‌ی آن را دیدند).
(وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ )[۲۶:۱۴۰]
ترجمه: بی‌گمان پروردگار تو چیره و توانا (بر درهم شکستن جبّاران ستمکار) و مهربان (در حق ضعیفان دیندار) است.
(وَاذْکُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ) [۴۶:۲۱]
ترجمه: (ای محمّد! برای مشرکان مکّه بیان کن سرگذشت هود) برادر (دلسوز و مهربان قوم خود) عاد را. بدان گاه که در سرزمین ریگستان احقاف (واقع در جنوب جزیره‌ی عربستان و نزدیکی یمن) قوم خود را (از عذاب خدا) بیم داد و گفت: جز خداوند یگانه را نپرستید، چرا که از عذاب روز بزرگ، بر شما هراسناکم. پیش از او هم در گذشته‌های نزدیک و دور پیغمبرانی آمده بودند (و مردمان را از عذاب استیصال دنیوی و عقاب اخروی ترسانده بودند).
(قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِکَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ) [۴۶:۲۲]
ترجمه: (قوم عاد بدو پاسخ دادند و) گفتند: آیا تو آمده‌ای که با دروغهای خود، ما را از خدایانمان برگردانی؟! اگر از راستگویانی، عذابی را که ما را از وقوع آن می‌ترسانی بر سر ما بیاور.

(قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُکُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَٰکِنِّی أَرَاکُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ) [۴۶:۲۳]
ترجمه: هود گفت: این را تنها خدا می‌داند و بس. من چیزی را به شما می‌رسانم که برای آن فرستاده شده‌ام. (وظیفه‌ی من ابلاغ رسالت و رساندن پیام آسمانی است) ولیکن می‌بینم که شما مردمان نادانی هستید (چرا که وظیفه‌ی پیغمبران را نمی‌دانید، و عجیب‌تر این که خواستار زود فرا رسیدن عذاب و بلای کردگارید).
(فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِیَتِهِمْ قَالُوا هَٰذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا ۚ بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ ۖ رِیحٌ فِیهَا عَذَابٌ أَلِیمٌ )[۴۶:۲۴]
ترجمه: هنگامی که ابری را دیدند که در افق آسمان گسترده می‌شود و به سوی سرزمینهای ایشان رو می‌آورد (خوشحال شدند و) گفتند: این ابر بر ما باران را می‌باراند. (هود بدیشان گفت: چنین نیست). بلکه این همان چیزی است که آن را بشتاب می‌خواستید. تندبادی است که عذاب دردناکی به همراه آورده است!
(تُدَمِّرُ کُلَّ شَیْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا یُرَىٰ إِلَّا مَسَاکِنُهُمْ ۚ کَذَٰلِکَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ) [۴۶:۲۵]
ترجمه: (تندبادی است که) همه چیز را به فرمان پروردگارش درهم می‌کوبد و نابود می‌سازد. پس (از چندی، تندباد ایشان را دربر گرفت و هلاک گشتند و) به گونه‌ای درآمدند که جز خانه‌هایشان چیزی به چشم نمی‌خورد! ما این سان مردمان بزهکار را سزا و کیفر می‌دهیم.

۱- سیدنا هود (علیه السلام) در آیه/ ۱۲۶ سوره شعراء به قومش فرمود: {فااتقوالله و اطیعون} رابطه بین تقوا و اطاعت را توضیح دهید؟
تقوا عاملی باز دارنده از هوای نفس است. تقوا حجابی بین انسان و معاصی است. تقوا سپری در برابر دوزخ و عامل مهمی برای رسیدن به رضوان الهی است. بنابر این، تأثیر تقوا بر فرد نتیجه ای جز تبعیت و اطاعت از پیامبر و هر آنکه در راستای برنامه الله باشد، ندارد. در نتیجه رابطه مستقیم است. هر چه تقوا و مراقبت الله بیشتر؛ اطاعت از فرستادگان الله بیشتر و بالعکس.

۲- توانایى خاصى که خداوند به قوم عاد داده بود چیست؟ و آنها چگونه از آن استفاده کردند و نتیجه کارشان چه شد؟
نعمات و قدرت زیادی به آنها داده بود؛ از جمله چهارپایان و فرزندان و باغها و چشمه ساران. ولی این قوم از این قدرت و نعمات به نحوی دیگر استفاده کردند و از قدرت خود قصرها و دژهایی استوار می ساختند، به امید آنکه جاودانه بمانند و بر بلندی ها و تپه ها بناهای لغو و بیهوده می ساختند برای انجام اعمال بیهوده خود.
«و آنان را به وسیله تندباد سرکش و پر سر و صدا و ویرانگر نابود کردیم. خداوند چنین تندبادی را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان مسلط کرد. پس مردمان را می دیدی که روی زمین افتاده اند و انگار تنه های پوک و تو خالی درختان خرمایند».

۳- در آیه/ ۱۴۰ سوره شعراء خداوند خود را با دو اسم “العزیز و الرحیم” معرفى نموده است، چه ارتباطى با جریان قوم عاد دارد؟
شرک و طغیان و غرور و قصرها و بناهایی که ساخته بودند باعث شده بود که فکر کنند کسی نمی تواند به آنها عذابی برساند. اسم العزیز به معنای پیروز مند است و این که در همه حال پیروزی از آن الله است و بناها و قصرها نتوانست آنها را از عذاب الله محافظت کند. و کلمه الرحیم به معنای مهربان است و این که اگر قوم عاد توبه می کردند الله از رحیمیت و مهربانی که داشت آنها را می بخشید و این عذاب را از آنها رفع می کرد. و همچنین رحمت خاصش شامل مؤمنان واقعی می شود و از عذاب رهایی می بخشد.

۴- سیدنا هود(علیه السلام) قومش را در احقاف نصیحت و انذار داد، احقاف چیست و از چه چیزى ایشان را انذار داد؟
احقاف: حِقف، ریگهای توده ٔ کژ، تل های ریگ، ریگ پشته ها.
احقاف: ریگهای دراز که بکرانه ٔ شحر بود و قوم عاد در آن سکونت داشتند. (منتهی الارب ): اراضی وسیعی در عربستان که امتداد می یابد از حضرموت تا عمان و از خلیج فارس تا هرمزد. قوم عاد در آن سکونت داشتند و مشتمل بر ریگ توده های مستطیل متحرکی می باشد.
احقاف مذکور در قرآن کریم، وادیی است بین عمان و زمین مهره (از ابن عباس )؛ ابن اسحاق گوید: احقاف ریگی است بین عمان تا حضرموت و قتاده گوید: احقاف ریگهائی است مشرف بر دریا به شحر از سرزمین ِ یمن و این سه قول مختلف المعنی نیست.
احقاف از حقف به معنای شن روان، نام منطقه ای رمل خیز در جنوب عربستان بین یمن ،عمان و عدن است که محل سکونت قوم عاد بوده است .
و آنهارا از “عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ ” و عذابی که بر اقوام گذشته نازل شده بود انذار داد.
(وَاذْکُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ) [۴۶:۲۱]
(ای محمّد! برای مشرکان مکّه بیان کن سرگذشت هود) برادر (دلسوز و مهربان قوم خود) عاد را. بدان گاه که در سرزمین ریگستان احقاف (واقع در جنوب جزیره‌ی عربستان و نزدیکی یمن) قوم خود را (از عذاب خدا) بیم داد و گفت: جز خداوند یگانه را نپرستید، چرا که از عذاب روز بزرگ، بر شما هراسناکم. پیش از او هم در گذشته‌های نزدیک و دور پیغمبرانی آمده بودند (و مردمان را از عذاب استیصال دنیوی و عقاب اُخروی ترسانده بودند).

۵- جواب آنها چه بود؟ و نتیجه سرکشى آنها چگونه آنها را از پاى درآورد؟
(آنها) گفتند: «آیا آمده ای تا ما را از (پرستش) معبودهایمان برگردانی، پس اگر از راستگویانی آنچه به ما وعده داده ای برایمان بیاور». پس هنگامی که آن (عذاب) را به صورت ابری که رو به راه وادیهایشان است، دیدند، (خوشحال شدند) گفتند: «این ابری است که بر ما (باران) می بارد» (هود گفت: نه) بلکه این همان (عذابی) است که در آمدنش شتاب می کردید، بادی است که عذاب دردناکی در آن است. همه چیز را به فرمان پروردگارش (ویران و) نا بود می کند، پس چنان شدند که جز خانه هایشان دیده نمی شد، ما این گونه گروه مجرمان را کیفر می دهیم.

۶- نکات مهم قصص هود(علیه السلام) را تیتر وار بنویسید.
-توحید و یکتاپرستی ملاک دور شدن از عذاب الله است.
– نتیجه مخالفت با پیامبران و الله عذاب است.
-دعوتگر انتظار هیچ اجر و پاداشی از مخاطب نداشته باشد.
-بشارت و انذار مکمل همدیگرند ولی اصل تمرکز بر بشارت است.
-دوری از شرک و مشرکین و نترسیدن از آنها.
-خویشتن داری در دعوت، رأی نمایش رحمت الله به مخاطبان.
-انجام جدال شایسته هر وقت لازم باشد.
-در کمال عزت، سخن خوب گفتن و خوب سخن گفتن.
-برجسته کردن نعمتهای الهی برای مخاطبان.
-در برابر تهمتهای دیگران، نفی صفات منفی از خود بدون مقابله به مثل

استاد محمود ویسی

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز