کسی که قصد دارد به اصطلاح فقیه شود باید بداند که نخستین وظیفهی یک فقیه توسعهی ملکهی فقاهت است؛ به همین ترتیب تدبر نیز یک ملکهی علمی است که رشد و توسعه مییابد. نباید انتظار داشت که این رشد و توسعه خیلی زود به دست آید بلکه باید زمان درازی صرف این کار شود و اینجاست که متوجه میشویم چرا عمر بن خطاب با وجود قدرت بالای ذهنی خود، هشت سال در فراگیری سورهی بقره زمان صرف کرد. [موطاء امام مالک؛ ص ۶۹۵]
گذشتگان ما برخی از راههای خودسازی با تدبر را یادآوری کردهاند و هر پژوهشگری میتواند این را از لابلای سخنانشان بیابد. بنابراین آنچه در اینجا میآوریم چیزی نیست که زادهی افکار ما باشد.
پیرامون این روشها لازم است که به این قاعدهی زیبای امام ابن تیمیه اشاره کنیم که میگوید: بیان بهترین روش برای تدبر، در هیچ کتابی قابل ذکر نیست، بلکه این خداوند است که باید بندهاش را به آنچه بهتر است هدایت کند. بنده در هر کاری که با خدایش صادق باشد خداوند کارش را سامان میدهد. به همین خاطر برای پاسخ به این سؤال که کدامیک از روشهای تدبر بهتر است باید به خدا مراجعه شود نه به بشر هر چند طالب علم و از دستهی علماء باشد.
برای این که فرد بتواند از ثمرات این روشها بهره گیرد باید با خداوند از در صدق و راستی درآید و به پروردگارش روی آورد: “وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْیَنَ قَالَ عَسَى رَبِّی أَن یَهْدِیَنِی سَوَاءَ السَّبِیلِ”[قصص:۲۲] و چون به سوى [شهر] مدین رو نهاد [با خود] گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند.
در تمام مسایل علمی، انسان مؤمن روشی بهتر از این پیش روی ندارد. ابن سعدی میگوید: کسی که در حوزهی عمل یا سخن به مطلبی علمی نیاز دارد و نتواند یکی از دو قول را بر دیگری ترجیح دهد، باید از پروردگارش طلب هدایت کند و پس از آن که خالصانه جویای حق شد از خدا بخواهد که او را به قول صحیح رهنمون شود و قطعا او نیز چنین کسی را ناامید نمیکند.
پس از اخلاص در تقویت ملکهی تدبر، نوبت به تعظیم متکلم میرسد؛ امام غزالی در این باره میفرماید: عظمت متکلم برای مؤمن زمانی حاصل میشود که در صفات و عظمت و جلال او بیندیشد. اگر عرش و کرسی و آسمانها و زمین و جن و انس و جانوران و گیاهان را در خاطرش مجسم کند و بداند که آفریننده و روزیدهندهی همهی اینها خداوند است و همه در قبضهی قدرت او هستند و از فضل و رحمت او برخودارند و انتقام و حکم او بر آنان جاری است، اگر نعمت دهد از فضل اوست و اگر مجازات کند از عدل اوست، هم اوست که میگوید: اینان به سوی جهنم رهسپار شوند و اینان به سوی بهشت و از سرانجام هیچ کس ابایی ندارم و این نهایت عظمت و تعالی اوست، با تفکر در چنین صحنههایی تعظیم متکلم و سپس تعظیم کلام او در خاطرش تقویت میشود.
یکی دیگر از راههای خودسازی با تدبر درست ادا کردن است؛ یعنی همزمان با مهارت در ادای حروف بتواند در معانی و مقاصد آیات نیز ژرفاندیشی کند. ظواهر قرائت از قبیل وقف و مد و قصر صورت معنوی هر کلمه را نشان میدهد و این یکی از راههای فهم قرآن است. ادای حروف به نرمی و اشاره به معانی روشن آن و نیز فراز و فرود تن صدا در نمایش تصاویر آرام معانی، باعث آرایش و زیبایی قرائت میشود و این کار جز با دریافت و روایت حاصل نمیشود: “وَإِنَّکَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ”[نمل:۶] و حقاً تو قرآن را از سوى حکیمى دانا دریافت مىدارى.
اشکالی که برخی از مردم مطرح میکنند این است که توجه به تجوید آنان را از تدبر باز میدارد؛ اما این مربوط به آغاز کار است و با تلاش و پشتکار رفع میشود. اگر هر حرفی در محل خود تلفظ شود اتفاقا به تدبر کمک میکند نه آن که مانعش شود. برای مطالعهی بیشتر در این زمینه میتوانید به کتاب “أبراز المعانی بالأداء القرآنی” نوشتهی دکتر ابراهیم دوسری مراجعه کنید. او نخستین کسی است که در یک تألیف مستقل به این مهم پرداخته است.
یکی دیگر از این روشها توجه به رهنمودهای پیامبر اسلام دربارهی قرائت قرآن و گوش دادن و تدبر در آن است؛ اخبار اهل تدبر از میان اصحاب و تابعین و متخصصان مسلمان نیز در این زمینه راهگشا است.
روش بعدی پرهیز از موانع فهم کتاب خدا مانند اصرار بر گناه یا وجود صفاتی چون کبر و غرور است. خداوند متعال میفرماید: “سَأَصرِفُ عَن آیاتِیَ الَّذینَ یَتَکَبَّرونَ فِی الأَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ”[اعراف:۱۴۶]
به زودى کسانى را که در زمین، بناحق تکبّر مىورزند، از آیاتم رویگردان سازم [به طورى که] اگر هر نشانهاى را [از قدرت من] بنگرند، بدان ایمان نیاورند.
در قرآن کریم توبه و انابه را شرط فهم قرآن قرار داده است:
“تَبْصِرَهً وَذِکْرَى لِکُلِّ عَبْدٍ مُّنِیبٍ”[ق:۸] [تا] براى هر بنده توبهکارى بینشافزا و پندآموز باشد.
روش دیگر فراگیری علوم لازم برای فهم قرآن است البته نه در حد تبحر بلکه به اندازهای که برای تدبر قرآن لازم باشد
مروزی در کتاب قیام اللیل نقل کرده است که عمر بن خطاب راهبی را دید و گریست و گفت: این آیه را به خطر آوردم که میفرماید:
“عَامِلَهٌ نَّاصِبَهٌ ﴿*﴾ تَصْلَى نَارًا حَامِیَهً” [غاشیه: ۳و۴] که تلاش کرده، رنج [بیهوده] بردهاند. [ناچار] در آتشى سوزان درآیند.
به همین خاطر گریه کردم. این موضع عمر یکی از روشهای خودسازی با تدبر را نشان میدهد؛ با قرآن زندگی میکند و همواره آیاتش را در ذهن خود حاضر مییابد. در هنگام بروز مصیبت به قرآن پناه میبرد و آیات صبر را زمزمه میکند:
“یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ” [بقره:۱۵۳] اى کسانى که ایمان آوردهاید، از شکیبایى و نماز یارى جویید.
هر گاه از نعمتی برخوردار شود آیات شکر را به خاطر میآورد: “اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکْرًا” [سبأ:۱۳] اى خاندان داوود، شکرگزار باشید.
روش دیگر حضور در مجالس تدبر در مساجد است و اگر این امکان برایش وجود نداشت میتواند به جلسهی هفتگی قرآن که مرکز تدبر در تویتر منتشر میشود رجوع کند.
یکی دیگر از روشهای تدبر مطالعهی بحثها و پژوهشهای اخیری است که به این موضوع پرداخته است از جمله انتشارات مرکز تدبر و مجموعهی “لیتدبروا آیاته” است که تجاربی از تدبر علما و طلاب را در اختیار قرار میدهد و سرآغازی برای مطالعهی تدبر علما است.
پژوهشگران معاصر، آموزش مهارتهای اندیشیدن را یکی از روشهای تدبر میدانند؛ افزون بر این ما هم میگوییم فراگیری روشهای دلالت در اصول فقه بسیار سودمند است. خداوند متعال با روشهای خودسازی راه را بر بندهاش میگشاد اگر صدق و راستی بندهای بر او هویدا شود. امام ابن تیمیه میگوید: ناگزیر باید هدایتی باشد و خداوند بندهاش را به سوی بهترین راه هدایت کند هر کس با خدا از در صدق درآید خداوند کارش را سامان میبخشد. البته روشهای موجود تنها در همین موارد خلاصه نمیشود، بلکه اینها مشهورترین راههای خودسازی با تدبر بودند. خداوند توفیق ارزانی دهد و همه را به راه راست هدایت نماید.
نویسنده: فاطمه بنت محمد الشاشی
مترجم: وفا حسن پور
منبع: http://www.tadabborq.com