موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات الباری


۱- طبق آیه/ ۲۴ سورۀ حشر چرا الباری ما بین کلمات الخالق والمصور آمده واین سه کلمه چه ارتباطی با همدیگر دارند
خدای عزوجل به زیبایی، این سه نام نیکو را درکنارهم و پی درپی قرارداده است:
ــ خالق؛ یعنی: اندازه گیرنده ی اشیاء درکمیّت وکیفیّت وطراح هستی.
ــ باری؛ یعنی: آفریدگارجهان ازنیستی .
ــ مصور؛ یعنی: صورتگر وشکل دهنده ی جهان بدین گونه که هست. این هم صفتی است که با دو صفت پیشین خود ارتباط دارد و معنی آن نشانه ها و سیماها و نمادها و نما بخشیدن است؛ نشانه ها و نمادها و نماهایی که به هر چیزی شخصیت ویژه ی خود را می دهد.
پیاپی آمدن این صفات که دارای تمایزات باریک و دقیقی هستند؛ دل را به جوش وخروش می اندازد؛ تا کاراندازه گیری و نقشه کشی و آفرینش و پیدایش و ایجاد و اخراج را پله پله و مرحله به مرحله دنبال کند. البته این پله پله و مرحله به مرحله برحسب تصور بشری والا درجهان حقیقت؛ مرحله به مرحله و گام به گامی در میان نیست و حقیقت مطلق را کسی جز ذات الله نمی داند.
ــ خدای توانا به ترتیب انجام امور؛ این سه نام نیکورا آورده؛ تا بدانیم که اوخداوندی است که طراح هستی وآفریدگارآن ازنیستی وصورتگرجهان است.
ــ بلاتشبیه، مثلا؛ اگرما بخواهیم خانه ای بسازیم؛ ابتدا طرحش را به روی کاغذ می کشیم (خالق). سپس موادلازم آن را تهیه کرده وآن را با مواد اولیه اش می سازیم (باری). وسپس به آن به زیبایی شکل می دهیم تا آنچه دلخواهمان است بدست بیاید(مصور).
*آیا انسان می تواند چیزی بیافریند؟
خیر، زیرا:
۱-چون تمام کارهای انسان یا تقلید از کار خداست، یا بوسیله ترکیب کردن است.
ــ ما خالق چیزی نیستیم، بلکه پیاده کننده ی دانش خدادادی هستیم.
ــ حتی آنهایی که ادعای شبیه سازی انسان یا حیوان کرده اند هم، در حقیقت از روی DNA قبلی، چیزی راساخته اند، خودشان چیزی ازعدم خلق نکرده اند.
۲- انسانها خلاقیت دارند واین خلاقیت بر اساس قوۀ عقل واستعدادی است که خداوند به آنها داده است.
امروزه اختراعات زیادی صورت گرفته است .آیا می شود گفت انسانها آن چیز را خلق کرده اند؟
خیر، زیرا:
۱ــ اختراعات، فکر نو می باشد؛ نه خلق جدید.
۲ــ انسان نمی تواند خالق باشد، بلکه می تواند از امکاناتی که خداوند برای او قرارداده است، دست به ابتکاراتی بزند و مبدع ومخترع باشد.

۲ــ اسم “الباری “در این آیه(سوره حشر /۲۴) چه مسوؤلیتی بر دوش انسان قرار داده است؟
۱ــ خداوند در ادامه ی آیه می فرماید: (هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ )، ” الحشرآیه/۲۴″
ترجمه: او خداوندی است که طرّاح هستی و آفریدگار آن از نیستی و صورتگر جهان است. دارای نامهای نیک و زیبا است. چیزهائی که در آسمانها و زمین هستند، تسبیح و تقدیس او می‌گویند، و او چیره‌ی کار بجا است.
ــ هر آنچه که در آسمانها و زمین وجود دارند؛ همه مشغول تسبیح خداوند هستند.
ــ پس وظیفه ی اصلی ما در مقابل خداوند ” الباری” که ما و تمام موجودات را از نیستی به هستی تبدیل کرده؛ این است که همانند تمام موجودات که دائم در حال تسبیح و نیایش حق تعالی هستند؛ ما هم عاشقانه و خالصانه او را تسبیح گوییم.
۲ــ انسان هرلحظه هرحرکتی که می کند هرچند کوتاه وکوچک باشد باید به یادعظمت ومهربانی خداوند بیفتد، اگر می خواهد لیوان آبی را بردارد باید با تمام اعضاءوجوارح، به یاد الله باشد. واو راسپاس گوید؛ زیرا که کارخداوند آن قدردقیق بوده که توانسته به زیبایی ومهارت هزاران رگ ومویرگ وماهیچه وغضروف واستخوان ومفصل وخون و…را کنارهم قراردهد تا بتواند بر اشیاء تسلط داشته باشد.
هرعملی که دربدن انجام می شود. جای تفکر وتدبر وسپاس را دارد. اگر آدمی هرروزاینها را بخاطربیاورد هرگزاز یاد الله الخالق الباری المصور غافل نخواهد گشت وحتی قادر به انجام گناه نخواهد بود. زیرا؛ با تمام وجودش به الله متعال اندیشیده است.
۳ــ باری؛ یعنی: صفتی را که از ازل بوده به مخلوقاتش داده وصفتی که به من انسان داده، صفت اشرف مخلوقات است. پس باید برای رسیدن وسزاوار شدن به آن تلاش کنیم وبرنامه یمان درجهت اشرف بودن مخلوقات باشد.
۴ــ خدایی که انسان را به این شکل، زیبا خلق کرده پس مستحق پرستش وعبودیت است. از چیزهایی که به ما داده به نحو احسن و در راه درست استفاده کنیم.
۵ــ خدای باری انسان را جانشین خود خواند؛ پس در جهت جانشینی الله قدم برداریم و به پاس آن، ذکر وتسبیح خدای باری را بگوییم.
۶ــ پس مسوؤلیت اصلی الهام گرفتن از نام های خداوند و پرورش خلاقیت و هنر در وجود خود می باشد و…

۳-اسم الباری چه تاثیری در زندگی ما خواهد داشت؟
۱ــ تقویت ایمان به قدرت بی مثل ومانند خداوند.
۲ــ توجه کردن به آفرینش خود به اینکه آفرینش انسان ازخاک بوده است؛ وخالق زیبایی ها ما را به بهترین صورت خلق کرده وپس ازمرگ نیز به خاک برمی گردیم. بنابراین خداوند درایجاد این آفرینش زیبا، یعنی: انسانی ازگل ناچیز، ما را به فروتنی می خواند.
۳- عدم داشتن غرور وتکبر، فخر فروشی به دیگران، وتوجه کردن به سرآغاز زندگی.
۴- تلاش برای متّصف شدن به هر صفتی که خداوند آن را برای انسان پسندیده است.
۵- احساس زبونی و کوچکی کردن در مقابل خداوند ی که الباری است و با قدرت و علم و حکمتش تمام موجودات را از نیستی به هستی تبدیل کرده است.
۶- پیاده کردن صفات نیک در خود، همچون : صفت مؤمن بودن؛ قانت بودن، صابر بودن، اُسوه بودن، مهربان وبخشنده بودن، با گذشت بودن و..
۷- تسبیح وتقدیس خداوند بخاطر عظمت او و ارزشهای فراوانی که به انسان داده است.

۴-السموات والارض چه بارمفهومی بر اسم “الباری” القاء می کنند؟
۱- خداوند باری تمام خلقت وآفرینش را ازنیستی پدید آورده است. خدایی که تمام موجودات را ابتدا ترسیم کرده وبه اندازه ودرست وبه بهترین شکل آفریده است . آسمانها را چنان خلق کرده که بی ستون واستوانه استوار است. وزمین چون توپی معلق درهوا قراردارد و با نیروی جاذبه ای که درآن ایجاد کرده است. اهل زمین ومایحتاجش برآن ساکنند.
۲- خداوند خالق وسامان دهنده وصورت دهنده ی آسمانها و زمین و هر آن چه در آسمانها و زمین است می باشد.
*کلمه سبح به چه معنایی می باشد؟
۱- اصل سبح دلالت بر حرکت و عدم سکون می دهد. زیرا، حرکت یک چیز به معنای عدم سکون آن می باشد. و شنا کردن نیاز به حرکت دارد. زیرا؛ که بدون حرکت انسان غرق می شود.
عبادت هم همینطور است و در آن نوعی حرکت وجود دارد. مثل: نماز خواندن، ذکر ومناجات کردن و..
۲- سبح شناور کردن در آب وعبادت؛ یعنی: شناور شدن در نشانه ها و آیات خداوند که پایانی ندارد و لذت بردن از این حالت.

۵- ارتباط بین “باری” بودن خداوند با آیات/۲۲سوره حدید وآیه/۱۱۲ سوره نساء در چیست؟ ونکات بدست آمده از این آیات را بنویسید؟
(مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُم إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَٰلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیر){ آیه/۲۲ سوره حدید}
ترجمه: هیچ رخدادی در زمین به وقوع نمی‌پیوندد، یا به شما دست نمی‌دهد، مگر این که پیش از آفرینش زمین و خود شما، در کتاب بزرگ و مهمّی (به نام لوح محفوظ، ثبت و ضبط) بوده است، و این کار برای خدا ساده و آسان است.
۱ــ در ین آیه خداوند به روشنی بیان می دارد که هیچ رخدادی درزمین به وقوع نمی پیوندد یا به شما دست نمی دهد؛ مگراینکه پیش ازآفرینش زمین وحتی آفرینش خودشما، درکتاب بزرگ ومهمی (لوح محفوظ )ثبت وضبط بوده است واین همان باری بودن خداونداست، که تمامی موجودات را پیش ازآفرینش ترسیم کرده است وبه اندازه وبه بهترین شکل سامان داده است.
۲ــ اشاره به این دارد که هیچ حادثه ای در جهان روی نمی دهد مگر این که در نقشه ی پیشین مقدرو مقرر گردیده. یعنی: تصادف، هیچ جایی در هستی ندارد و قبل از خلق انسان و سایر آفریده ها، هر حادثه ای که از آفریده ها سرمی زند برای علم کامل و شامل و دقیق خداوند مشخص و معلوم بوده و این یعنی: خداوند الباری خداوندی که همه چیز را ازنیستی به هستی آورده و از قبل، تدبیر تمام مخلوقات را می داند.
( وَمَن یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا) [۴:۱۱۲]
ترجمه: هرکس دچار لغزشی شود یا گناهی بکند، سپس آن را به بیگناهی نسبت دهد، به راستی بهتان و گناه آشکاری مرتکب شده است.
*فرق بین “خطیئه” و”اثم”:
۱ــ خطیئه؛ یعنی: گذر از محدودۀ حلال بسوی محدودۀ حرام .
اثم: کارهایی که رشد فرد را کند می کند.
۲- خطیئه خطا از روی ندانم کاری .
اما اثم از روی عمد صورت می گیرد.
۳- خطیئه شامل گناهان صغیره می شود ولی ذنب گناهان کبیره است.
۱ــ در این آیه: بریئا بمعنی: بی گناه آمده؛ یعنی: کسی که گناهی رامرتکب نشده واصلاً ازانجام آن بی خبراست. مثل این است که آن شخص درمحفل گناه حضورنداشته است. ودقیقاً به باری بودن خداونداشاره دارد، که ازهیچ، همه چیز را ساخته وشخص بهتان زننده ازهیچ برای شخص بی گناه، گناه ساخته وبه اونسبت داده است.
۲- خداوند خلق کننده همه ی بلا هاست و تنها کسی که بلا را از انسان ها دور می کند خود خداوند است.
و او تنها کسی است که بی گناهان را مبرّا می کند.
-۳بریئا در این سوره معنی بی گناه آمده و مضمون آیه در مورد کسی است که به بی گناهی بهتان می بندند و خداوند خطاب به چنین کسی می فرماید: که باید بار دو گناه را همزمان بدوش بکشد و همچنین در مورد دادگری خداوند است و بری بودن و پاک بودن خداوند از هر گونه نقص و بی عدالتی را نشان می دهد.
۴- اینکه با متهم کردن دیگران گویا خودمان بطرف گناه رفتیم وعذاب خداوند را برای خودمان آوردیم. گناه تهمت را به جان خریدن گناه کبیره است. همچنین با تهمت و افترا به دیگران انگشت اتهام را به طرف خودمان گرفتیم.

۶– چه ارتباطی بین بیماری و باریء بودن خداوند وجود دارد؟
۱-گفته می شود: *برئت وبرأت ؛ یعنی: ازبیماری رهایی یافتم *البراءه من العیب والمکروه: تبرئه شدن و دوری کردن از عیب وتهمت وامر ناپسند.
۲- خداوند بیماری دهنده و شفا دهنده است.
بیماری و شفای او باعث نزدیکی به خدا می شود. چون خداوند را شافی بیماری می دانیم.
۳- اینکه فقط خداوند شفا دهنده است ما را از بیماری برىء وشفا می دهد وپزشک یکی از جمله اسباب بهبودی است.
۴- باری؛ یعنی: ذاتی که نقش پذیرفتگان را مدید می آورد. یعنی : هر آنچه نقش بندی می کند با تفاوت هیات آن را از همدیگر باز می شناساند.
۵- خداوندی که خودش خالق انسان و سلامتی و بیماری ست خودش هم شفادهنده و برطرف کننده آن است.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز