۱. طبق آیه ی/ ۲۳ سورۀ حشر، قرارگرفتن “الجبّار” بین “العزیز “و “المتکّبر” وارتباط این سه اسم باهم را توضیح دهید؟
(هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ) [۵۹:۲۳]
ترجمه : خدا کسی است که جزاو پروردگار ومعبودی نیست. او فرمانروا، منزّه، بیعیب و نقص، اماندهنده وامنیّت بخشنده، محافظ و مراقب، قدرتمند چیره، بزرگوار و شکوهمند، و والامقام و فرازمند است. خداوند دور و فرا از چیزهائی است که انباز او میکنند.
ــ یکی از معانی جبّار، اصلاح کننده و جبران کننده است. عزیز به معنای شکست ناپذیر است؛ ومتکبر به معنای والا مقام و فرازمند، خداوند جبّار چون والا مقام و شکست ناپذیر است به آسانی می تواند اُموررا اصلاح کند و شکستگی ها را جبران کند.
ــ جبّار کسی است که، بارها و بارها، اصلاح و جبران می کند واگرجبّار، عزیز و شکست ناپذیر نمی بود، ممکن بود یکی دوبار اصلاح کند و بعد شکست بخورد. امّا چون عزیز است همیشه اصلاح می کند وبرای بندگان مظلوم و دل شکسته اش شکستیگی شان را اگر ازاو بخواهندهمیشه جبران می کند.
ــ “الجبار” یعنی شکوهمند وبا جبروت، مسلماً شخص یا شیء باشکوه، بزرگوار(العزیز) وقابل احترام نیزهست از آن طرف والا مقام( المتکبر) و سربلند هم هست. و ارتباط اینها با هم این است که هرسه صفت با عظمت خداوند است.
ــ”العزیز” به معنای توانمند است کسی که هرگز مغلوب نمی شود؛ و”الجبّار” به معنی چیره، کسی که همه چیز در برابرش فروتن است و “المتکّبر” به معنی عظمت و شکوهمندی خداست. یعنی؛ خداوند با عظمت وتوانمندی که داراست برهمه چیز چیره است.
ــ هر سه اسم به معنای قدرتمندی و شکوه خداوند است، خداوند بزرگوار دارای جبروت و قدرتمند و والامقام است.
العزیز: قدرتمند و چیره.
الجبّار: بزرگوار و شکوهمند .(دارای جبروت)
المتکّبر: والامقام و فرازمند.
ــ به نظر من دراین آیه هر سه اسم، هم معنی و مترادف باهم آمده است . اسم “الجبّار” بین دو اسم “العزیز” : قدرت مند و چیره و “المتکبر” : والا مقام و فرازمند برای نشان دادن و تأکید بیشتر وتکمیل کننده این دو اسم است.
ــ”عزیز” به معنای قدرتمند و شکست ناپذیر و”متکّبر” به معنای کسی که شایسته عظمت است و”جبّار” در این آیه به معنای اصلاح کننده اُموراست. پس تنها کسی می تواند اصلاح کننده هرامری باشد که قدرتمند باشد و شکست خوردن درمورد او بی معنا باشد و آنقدر با عظمت باشد که انسان درمقابل او خاشع و خاضع باشد.
ــ همه ما آگاهیم که همه اسماء خداوند دارای صفات کمال می باشند و به کاملترین صفت ها دلالت می نمایند و هیچ صورت درآن عیب نیست.
“العزیز” بودن یعنی؛ خداوندی که هرگز مغلوب نمی شود و کسی نمی تواند جلوی او را بگیرد، بلکه اوبرهمه چیز چیره است و همه چیز در برابراو فروتن است.
“الجبّار” بودن خداوند یعنی چیره بودن برهمه آفریده ها وهمه مخلوقات دربرابراومغلوب و فروتن اند وهمه شکست خورده ها جبران و فقیر را توانگر می کنند.
“المتکّبر” یعنی خداوندی که دارای کبریا وعظمت و ازهمه عیب ها و ستم ها پاک است.
با توجه به این تفاسیری که این سه صفت از خداوند می باشد به نظر من این صفات در کنارهم بیشتر برای تأکید عظمت، قدرت و چیره بودن خداوند برهمه چیز وهمه کس می باشد .
و این که “الجبّار” بین “العزیز” و “المتکّبر” قرار گرفته این است که علاوه بر این که خداوند برهمه چیز چیره وهمه چیز در برابر او فروتن می باشند و ازهمه ستم ها وعیبها به دوراست و برای هرانسانی که به عزت وکبریایی خداوند ایمان داشته باشد در تمام سختی ها و مشکلات یار و یاورش خواهد بود و او را به حال خودش رها نخواهد کرد واینجاست که جبّار بودن (قدرت و عظمت) خداوند دراین آیه به طورشایسته تفسیر می شود.
ــ چون “الجبّار” به معنی بلند مرتبه و والامقام و شکوهمند و قوی و دست نیافتنی و چیره برهمه چیزاست وهرسه معنی را در خود جا داده است و از نامهای نیک خداوند است.
ــ همه صفات خداوند برای اطمینان بندگانش به اینکه خداوند به عبادش توجه دارد و اهمیت می دهد و برای اصلاح اُمورشان است. اسم “جبّار” به چند معنی آمده، که اصلاح کننده و کسی که ارده اش نافذ و می تواند هر کس را به پذیرفتن اراده اش مجبور کند و قبلش اسم “عزیز” که آن هم به معنی قادر و توانا واینکه کسی نمی تواند براوغلبه کند وبعدش اسم “متکّبر” که به معنی کسی که شایسته صفات تعظیم و پاک و منزه ازهرعیب و بدی، و ما می دانیم که الله سبحان و تعالی با این اسماء و صفات به راحتی می تواند میسر بندگانش را آن گونه که می خواهد تغییر دهد ازآنها خشم بگیرد و یا به آنها رحم وعطوفت داشته باشد. ولی خداوند چون بندگانش را دوست دارد از صفاتش به خیر وصلاحشان استفاده می کند وهیچ وقت راضی به عذاب مخلوقاتش نمی شود. مگر آنهایی که از اوامرش سر پیچی کنند و به هیچ وجه راضی به قبول و اطاعت کردن نباشند و قرار گرفتن اسم “جبّار” در بین “عزیز” و “متکبر” شاید به این خاطر باشد. با اینکه خداوند برهمه بندگانش غالب است و می تواند هر گونه که می خواهد با بندگانش رفتار کند وازطرف دیگر خداوند شایسته تعظیم و پاک ازهرعیب و بدی ست هیچ وقت با داشتن قدرت و توان حاضر به آزار وعذاب بندگانش نمی شود واین نشانۀ بزرگی وعظمت الله سبحان و تعالی است که بجای سخت گرفتن همیشه رحم و عطوفت دارد نسبت به عبادش .
ــ”العزیز”یعنی قدرتمند چیره و”المتکبر”یعنی والامقام وفرازمند، درحالی که “الجبّار”یعنی بزرگواروشکوهمند ومصلح وجبران کننده. واین رابطه بسیاردقیق وزیبا بین صفات خداوندی که درعین قدرت وچیرگی، بزرگواروشکوهمند وجبران کننده اُمورومصلح بندگان است. خدایی که والامقام وفرازمنداست. سبحان الله که خداوند دوروفرا ازچیزهایی است که انبازاومی کنند.
ــ خداوند دراین آیه خود را چه زیبا وصف کرده، و به انسانها همه می فرماید: که ای انسان همانا خدای تو صاحب قدرت وچیره برهمه چیز است، و بزرگواری وشکوهمندی را مخصوص خود قرار داده و خود را داری مقام و فروزندگی می کند، که این صفات سه گانه باید به ترتیب باشند چون که هر صفتی، صفت قبلی را کامل می کند.
ــ خداوند قدرتمند وشکست ناپذیر است وچنان شکوه و جبروتی دارد که می تواند هرچیزی را درآنی تغییر دهد واین نشان جبّار بودن خداوند رحیم است که همه چیز را آن گونه که بخواهد انجام می دهد وهمه احوال را آن گونه که خودش بخواهد متغییر می سازد. جبّار بودن خداوند به معنای همان جبری که ما در ذهن خودمان آن را پرورانده ایم نیست. بلکه جبّار بودن خدا دال بر حکمت خداوند ورحمت بی نهایت او نسبت به بندگانش است.
ــ خدایی که عزیز وشکست ناپذیروقدرتمند است پس می تواند با جبّار بودنش اوضاع واحوال را، اصلاح نماید واینگونه عظمت وبزرگی خود را نمایان می سازد.
ــ یعنی اگر پروردگارم چیره برهرکاریست. قبلش محافظ و مراقب تمامی اوضاع واقوال نیزهست. تا اینکه قدرت و چیرگی خویش را نمایان می کند واو برهرقدرتی که دارد بسیار بزرگوار و شکوهمند است. وارتباط این سه نام مبارک اینکه پروردگارهر دو جهان تمام اوصاف و صفت بزرگی و قدرت و شکوه وعظمت وچیرگی وحفاظت کننده وتمامی آن چیزهایی که برترین و بزرگترین و سرورترین، بهترین اوصاف است را داراست. پروردگارم؛ المؤمن المهمین العزیز الجبّار المتکبر است.
۲ . آیا جبّار بودن خداوند فقط برای ظالمان وفاجران است؟ جواب را با مثال توضیح دهید؟
ــ خیر، خداوند جبّار است در حق مظلوم و برعلیه ظالم.
ــ اصل کلمه “جبّار” از “جبیره” گرفته شده است و جبیره همان آلتی است که، کسی که دستش شکسته شده است برای ترمیم شکستگی اش از آن استفاده می کند.
ــ بنابراین، جبّار کسی است که مظلومان ودل شکستگان را با جبران کردن تسلی می بخشد.
ــ در واقع خداوند با گرفتن حق مظلوم از ظالم، جبّارهست برعلیه ظالم و در حق مظلوم.
مثال: در داستان موسی و فرعون، وقتی فرعون دستور قتل نوزادان پسر را داد، خداوند ابتدا موسی را از مادرش جدا کرد و مادر از فراق فرزندش اندوهگین ودل شکسته شد. امّا جبّار با بازگرداندن موسی به مادرش این اندوه و شکستگی او را جبران کرد، پس خدا درحق مادر موسی جبّار بود؛ زیرا مادرموسی مظلوم بود. و جبّار، این شکستگی را برای اوجبران کرد. وسپس جبّار بوسیله موسی فرعون را نابود کرد چون فرعون ظالم بود .
ــ جبّار بلند مرتبه و دوراز دسترس هست وهیچ کس نمیتواند کُنه وجود اورا دریابد، موسی (علیه السلام) خواست خدا را ببیند. امّا تنها با دیدن کوهی که از تجلی خدا درهم کوبیده شده بود، مدهوش شد و برزمین افتاد، پس جبّار بالاتراز آن است که دراین دنیا باچشم سردیده شود.
ــ جبّار اصلاح کننده و جبران کننده هست؛ همانطورکه یوسف (علیه السلام) را ازچاه ودگرباراز زندان نجات داد واورا عزیز مصرکرد وبه آغوش پدرش بازگرداند وهمه غم واندوه اورا برایش جبران کرد.
ــ جبّار کسی است که دیگران را برآنچه خود می خواهد وا می دارد.
وقتی یوسف (علیه السلام) در زندان بود ازدوست زندانی اش خواست وقتی آزاد شد نزد پادشاه مصراز اونام ببرد تا اورا از زندان آزاد کند امّا جبّار با جبرش و تسلط بر حافظه ی آن زندانی کاری کرد که او یوسف (علیه السلام ) را فراموش کند.
ــ جبّار بودن خداوند شامل همه انسانها می شود درمقابل صبر وشکیبایی.
مثال: حضرت یعقوب که به خاطر درد دوری از پسرش سختی و ناراحتی های زیادی تحمل کرد واز ریختن اشک فراوان نابینا شد ودرمقابل این سختی صبر پیشه کرد و هیچ شکایتی از خدا نداشت و خداوند هم به خاطر صبر و طاعتی که پیشه گرفته بود دوباره بینایی و پسرش را به او برگرداند و خوشحالی او را چندین برابر کرد.
الف: بلند مرتبه و بالا ترازهمه، برای این صفت من دو خلقت بزرگ خدا، آسمان و زمین در نظرم می آید، با اینکه بزرگ و وسیع هستند ورحمت زیادی ازاینها به وجود می آید، ولی در پشت اینها خالقی بس بزرگتر و بالاتر ازهرچیزی وجود دارد.
ب: اصلاح کننده اُمور: همان خیر و صلاح است. مثلاً؛ اگر خداوند نعمتی ( فرزند، شغل، خانه و…) ازما گرفت اگرماعبادت خدا را کم نکنیم و صبرکنیم مسلماً خدا بهترین آن نعمت به ما می بخشد. (مثال حضرت یعقوب)
ج: دیگران را به آنچه می خواهد وا می دارد. دراین مورد یعنی؛ هیچ کس حریف خداوند نیست. هیچ برگی به زمین نمی افتد مگر به اِذن خدا.
مثال : در روستا بودیم فاصله روستا تا شهر۲ ساعت بود بچه ای تب داشت؛ مادر بچه، ازآقایی خواست بچه را به دکتر برسوند. آقا که تازه از مسافرت برگشته بود اصلاً حوصله رانندگی نداشت تا اینکه با خودش کلنجاررفت و خودش را مجبور کرد. بچه را به شهر رساند کار بچه که تمام شد. راننده، دردی تو قفسه سینه اش احساس کرد و لحظه به لحظه درد بیشتر می شود به زور خود را به بیمارستان رساند بلافاصله بستری شد. دکتر به خانواده راننده گفت: اگه آقا بیست دقیقه دیرتر به بیمارستان می رسید ۵۰ یا ۶۰ درصد قلبش از کار افتاده بود نتیجه اش هم فلج دست و پا …که خدا رو شکر به خیر گذشت. این هم لطف خدا بود.
ــ خیر، زیرا که خداوند برهمه چیز چیره است که یعنی که در برابر خدا فروتن هستند.
توانمند بودن وچیره بودن خدا: مثلاً فرشتگان کاملاً مطیع خداوند هستند.
اصلاح کننده أمور: مثلاً ازغم واندوهی که به ما می رسد ناراحت می شویم. اما نمی دانیم که خدا هدفش چیز دیگریست . (داستان خضر و موسی)
ــ”جبّار” بودن خداوند فقط برای ظالمان وفاجران نیست، زیرا یکی ازتعاریفی که ازاسم جبّارشده این است که دیگران را برآنچه می خواهد وا می دارد و برهرچیزی توانا و مسلط است، اوکسی است که اَحدی ازقبضه او خارج نیست. منظور، همه ی افراد می باشد، اراده خداوند چه براراده مؤمن وچه براراده ظالم برتراست.
۱.اولین تعریف “جبّار” بالاتر ازهمه چیز (در آیه الکرسی این صفات خداوند بیان شده است) که خواب، خداوند را در بر نمی گیرد و او محافظ و پشتیبان همه ماست.
۲. مصلح اُمور بودن خداوند وجبران و رسیدگی: برای مثال؛ خداوند هرگاه فرزندی را از پدر ومادری بگیرد، درصورتی که آنها بجای ناشکری صبر پیشه کنند و به حکمت خداوند اعتماد کنند خداوند بجای آن چند فرزند به آنها می بخشد.(مثالی دیگر: داستان همان پرنده که ازطوفان وخراب شدن لانه اش به خداوند شکایت برد و خداوند جواب داد: ماری درلانه ات بود، لانه ات را گرفتم تا جانت درامان باشد.)
۳. کسی نمی تواند اراده خود را براو تنفیذ کند: اگرتمام انسان ها وشرایط، دست به دست هم دهند تا کاری را انجام دهند. اگرخداوند نخواهد آن کار انجام نمی شود وبالعکس (مثلا داستان حضرت ابراهیم: زمانی که آن حضرت را در آتش انداختند به خواست خداوند آتش به گلستان تبدیل شد).
ــ خیر، یکی دیگر از معانی جبّار به زور کسی را وادار کردن به انجام کاری است. مثلا داستان حضرت ایوب که یکی از پیامبران و بندگان مخلص خداوند بوده است. وی صاحب اموال و فرزندان زیادی بوده، امّا خداوند به یکباره این نعمت ها را از او می گیرد و حضرت ایوب هم به سبب صبری که از خود نشان داد مورد رحمت خداوند قرار گرفت و خداوند نعمت های بیشتری را به اوعطاء نمود.
الف) بلند مرتبه و برتر و بالاتر از همه:
همین که در آیه/ ۲۳ سوره حشر، صفت “الجبار” بین “العزیز” و “المتکبر” آمده. یعنی؛ خداوند قدرتمند و با عظمت است و دور از دسترس که همگی باید درمقابلش خشوع و خضوع داشته باشیم.
ب) اصلاح کننده:
داستان همه پیامبران می تواند برای این مورد مثال باشد مثلاً؛ داستان حضرت یونس که بعد از اینکه شهرش را ترک کرد و سوار کشتی شد و به امر خداوند قرعه به نامش افتاد و به دریا انداخته شد و ماهی او را بلعید صبر پیشه کرد وازخداوند طلب عفو وبخشش کرد سرانجام خداوند او را بخشید. ویا نعمت هایی که خداوند به همه ما ارزانی داشته هم جز اصلاح اَمور ماست.
ج) به زور کسی را وادارکردن به انجام کاری:
مثلاً؛ داستان حضرت ابراهیم، که خداوند به ابراهیم وحی کرد فرزندش اسماعیل را قربانی کند و قربانی کردن پسر توسط پدر چیزی است که بر خلاف میل باطنی هر انسانی است که به سبب خشوع حضرت ابراهیم در مقابل خداوند و گردن نهادن به امرش، خداوند هم راه آسان را به رویش گشود.
و یا گرفتاری ها و مصیبت هایی که هر کدام از ما ممکن است درزندگی با آن مواجه شویم ازجمله مسائلی است که اگر انسان در مورد آنها اختیاری داشت آنها را برای خود رقم نمی زد. ولی همین گرفتاری ها هم حکمتی دارد و ما از آن بی خبریم و نمی توانیم ادعا کنیم که ظلمی در حق ما شده و وظیفه ما درهنگام مصیبت فقط صبراست. واگرما موقع مصیبت بندگان صبور و شکرگذاری باشیم و دراین دنیا این مصیبت ازما رفع نشد مسلماً اجر و پاداش بیشتر و بزرگتری درآن دنیا شامل حالمان می شود.
ــ خیر، از مفاهیم “الجبّار” : مهربان بودن و جبران نقص و کاستی های مؤمن و مرهم زخم ستمدیدگان و اصلاح بنده و دور کردن ناگواری های مؤمن است..
“جبّار” : مثل چیزی که بلند و طولانی شده و دوراز دسترس است. مثل نخل بلند یا مثل شخصی که قوی هیکل وبلند بالا و زور مند است یا انسان مغرور ومتکبر که تواضع هم ندارد یا مثل کسی که نقص و شکستگی را ترمیم و جبران می کند یا والا مقامی که قدرت همه چیز دردست اوست و او می تواند هرکس وهرچیز که بخواهد به کار و امری وا دارد .
ــ خیر، همانگونه که معنای صفات جبّار چیره بودن برهمه چیز وهمه کس می باشد وبیانگرعظمت و قدرت خداوند می باشد این صفات را درآیات سوره ذاریات به روشنی می توان دریافت آن جایی که فرشتگان را به سوی قوم لوط فرستاد تا آنها به عذابی که لایقش بودند رسیدند وهمان فرشتگان را که به صورت مهمان بر حضرت ابراهیم وارد شدند تا مژده فرزند دار شدن را به ابراهیم وهمسرش بدهند واین است چیره بودن خداوند هم برانسان های فاسق وهم بر نیکوکاران وانسانهای برگزیدگان الهی.
ــ داستان هاى قرآنى همه گویای عظمت و قدرت و صفات جبّار خداوند است:
– اراده خداوند: داستان حضرت موسی و فرعون که عصای موسی بدون قدرت پروردگار نمی شد که بر حیله ی لشکریان فرعون چیره شود و ساحران را به زانو در آورد.
– قدرت وچیره بودن خدا بر انسانهای طغیانگر: داستان قوم عاد و ثمود و قوم ارم (آنهایی که دارای قدرت و توانمندی بودند) چگونه نابودشان کرد به دلیل سرکشی و طغیانشان از دستورات الهی.
ــ خیر، چون “جبّار” مفهوم مهربان و توانای برتر را دارد مصلح اُمور است والتیام درد و مرهم هر دل شکسته ایی است و سختی را برای هرانسانی آسان می گرداند و البته دیگران را برآنچه می خواهد وا می دارد وهیچ چیز وهیچ کسی از سلطه او خارج نمی باشد.
برای معانی مختلف جبّار مثال بزنید؟
نَخْلَهٌ جَبَّارَهٌ : نخلی که دست به میوه آن نمی رسد.
فَرَسٌ جَبَّارٌ: اسبی که گردن او دراز باشد.
جِبَارَهٌ: چوبی که با آن استخوان شکسته را ترمیم نمایند.
ــ “جبّار” یکی ازنامهای نیک خداوند می باشد؛ بلند مرتبه وبالا ترازهرچیزی می باشد وهم اورا در نمی یابد وفهم برشناختش مشرف نمی گردد. پس “جبّار” مفهوم مهربان وتوانای برتر را در بردارد.
پس در این آیه نه به معنی زورگو وقلدر است بلکه به معنی مهربان است.
ــ خیر، جبّا ر بودن خداوند فقط مختص ظالمان وفاجران نمی باشد.
چون به آنها نیز وقت برای توبه وبرگشت داده وجبّار نه به معنی جبر وزور گویی است.
مثال کلمه “جبّار” :
**آیه/۱۳۰ سوره شعراء :
( وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِینَ )[۲۶:۱۳۰]
ترجمه: و هنگامی که مجازات میکنید، از حدّ تجاوز میکنید و همچون ستمگران و سرکشان کیفر میدهید (و در برابر کمترین جرم، سنگینترین جریمه و سزا روا میدارید و عدالت و ترحّمی ندارید).
ــ همچنین کلمه جبّار در قرآن درباره احترام به والدین آمده است که به اِجبار آنها با احترام رفتار کنیم. مثال در سوره مریم آیه/ ۳۲به حضرت عیسى (ع) سفارش شده است .
( وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا) [مریم/۳۲]
ترجمه :و( مرا سفارش می فرماید: ) به نیکی ونیکرفتاری در حق مادرم ومرا نسبت به مردم زورگو وبد رفتارنمی سازد.
ــ جبّار بودن خداوند شامل همه بندگان می شود نه فقط ظالم وستمگر، مثلاً معلمی سر کلاس درس باید شخصیت و وجود خود را برای همه آشکار کند که همه به حرفش گوش کنند نه فقط برای دانش آموزان ضعیف، بلکه همه کلاس.
“جبّار” سه معنی دارد:
۱.جبرالقوه: همانا خداوند جبّاریست که با قوتش همه جبّاران را شکست می دهد .
۲.جبر الرحمه: همانا خداوند سبحانه وتعالی رحمتش برهمه احاطه کرده، ضعیف را با ثروت وقوه، مریض را با شفاء، بازمانده را با یاری کردن .
۳.جبر العلو:همانا خداوند عال وبزرگ مرتبه است وقدرتش برهمه واضح است وبه همه نزدیک است.
خداوند تبارک وتعالی دونوع صفت دارد یک نوع صفات رحمت واکرام که اسمهایی مثل رحمان، رحیم، کریم، عفو، زیرمجموعه این صفت هستند ونوع دیگرصفات جلال که، مالک، جبّار، عزیز ومتکّبر زیرمجموعه این صفات هستند .
وحالا درکنارهم قرارگرفتن این صفات می خواهد ارتباط این صفات را با هم برساند.
خداوند درحق همه کس چه مؤمن وچه غیرمؤمن جبّاراست، درحق مؤمن جبّاراست یعنی اُموراورا اصلاح می کند وحقش را می گیرد
ودرموردغیرمؤمنی که البته اگرظالم باشد خداوند اورا با جبّاربودنش عذاب می کند.
**آیه۳۳/ سوره حج:
(لَکُمْ فِیهَا مَنَافِعُ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَیْتِ الْعَتِیقِ )[۲۲:۳۳]
ــ خیر، خداوند به نسبت مؤمنان نیز جبّار است. چون مؤمن نیز درخیلی از موارد صلاح و مصلحت خویش را نمی داند و این خداوند است که بواسطه جبّار بودنش، صلاح بندگانش را برایشان رقم می زند و بواسطه احاطه کاملش برهمه چیز، زندگی مؤمنان را نیز دگرگون می کند.
*من شخصاً در زندگی ام، جبّار بودن خداوند را مشاهده کرده ام و روزهای دگرگونی زندگی ام را بخاطر دارم.
-خداوند دانا به تمام اُمور است و هرکس را به هر طریقی بخواهد رهنمون می کند چون احاطه کامل به همه چیز دارد. مثل نصرت پیامبر و اصحاب درتمامی جنگهایی که شاید تعداد یاران پیامبر به نصف تعداد لشکر کفار هم نمی رسید و خیلی مثالهای دیگر.
حتی وقایعی که خودمان بطور ملموس درزندگی با آن مواجه می شویم.
ــ اسم جبّار خداوند فقط شامل ظالمان نمی شود بلکه شامل مؤمنان وپیامبران و…همه می شود؛ زیرا خداوند برهمه کس غالب وچیره وبرتراست وبرای هرکه بخواهد اُمورش را اصلاح می کند وامرودستورش برهمه چیزاحاطه دارد. مانند اصلاح کردن زندگی ومشکلات حضرت ایوب، نصرت مجاهدان در جنگ بدر و…
بلندمرتبه وبالاتر ازهرچیز: همین که می دانیم خداوند خالق همه چیز است پس برهمه آفریده هایش درآسمانها وزمین بالاتر است.
اصلاح کننده امور: سه اتفاقی که در همراهی حضرت موسی با خضر روی می دهد همگی این معنا از جبّار را تداعی می کنند.
هرکه را به هرچه بخواهد وا می دارد واراده اش برهمه چیز تسلط دارد:امر به حضرت ابراهیم در قربانی فرزندش، امربه سرد شدن آتش برابراهیم که خلاف قانون طبیعی آتش بود،هلاک نمودن قوم هود، ثمود و…براثر تکذیبشان.
** سوره ی حشر آیه ی/ ۲۳:
( هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ) [۵۹:۲۳]
ترجمه: خدا کسی است که جز او پروردگار و معبودی نیست. او فرمانروا، منزّه، بیعیب و نقص، اماندهنده و امنیّت بخشنده، محافظ و مراقب، قدرتمند چیره، بزرگوار و شکوهمند، و والامقام و فرازمند است. خداوند دور و فرا از چیزهائی است که انباز او میکنند.
ــ خیر؛ قدرت و چیرگی پروردگارم تنها بر ظالمان نیست. زیرا او خدای حکم العدل است. خدای لطیف الخبیر، خدای حلیم، کسی که خشم بر او غلبه نمی کند. و مثال اینکه یونس پیامبرم از نیکان بود بخاطر اینکه بی اذن خداوند سرزمینش را ترک کرد، قصاص شد.
“الجبّار” یعنی خود رأی و جبران کننده.
مثل رأی قانون دنیا و فانی بودنش.
جبران کننده است پروردگارم.
خدا گرزرحمت ببندد دری زحکمت گشاید در دیگری
خدای جبّار من، اصلاحگر حال بندگان خویش است.همانگونه که رأی، قربانی نور چشم حضرت ابراهیم را داد.و خودش اصلاح کرد و جایگزین داد قوچی را به جای نور چشمی ابراهیم.
**آیه / ۵۹ سوره ی هود:
(وَتِلْکَ عَادٌ ۖ جَحَدُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ )[۱۱:۵۹]
ترجمه: این هم قوم عاد بودند که آیههای (آفاق و انفُس) و دلائل پروردگارشان را انکار و تکفیر کردند و از فرمان (پیغمبر خدا هود و در اصل از فرمان همهی) پیغمبران خدا سرکشی نمودند و از دستور هر سرکش عناد پیشهای پیروی کردند.
ــ وقتی قوم عاد آیات ونشانه هایی که پیامیرشان هود (علیهم السلام) رانپذیرفتند وازآن سرباز زدند ومنکرآن دلایل روشن ومتقن شدند وکفرورزیدند واز فرمان هود (علیهم السلام) که ازجانب خداوند متعال آورده بود روی گرداندند وبه جای آن ازدستور زورمندان و قلدران وطاغیان و کسانی که دشمن حق وحقیقت بودند پیروی کردند درواقع عذاب الهی را برخودشان روا ساختند .
** آیه / ۴۵ سوره ی ق:
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَقُولُونَ ۖ وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم بِجَبَّارٍ ۖ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن یَخَافُ وَعِیدِ [۵۰:۴۵]
ترجمه : ما از آنچه (دربارهی رسالت تو) میگویند، آگاهتر (از هر کس دیگری) هستیم. تو مأمور نیستی که آنان را وادار (به ایمان) کنی (و با قهر و اجبار به سوی اسلام بکشانی). چون چنین است، کسانی را به وسیلهی قرآن پند و اندرز بده که از بیم دادن و تهدید کردن من میترسند.
ــ این کافرانی که پیامبر آنها را بسوی دعوت حق می خواند ویاوه سرایی می کنند قطعاً خداوند متعال ازآنچه می گویند آگاه است ومی دانند چه می گویند. اما با این وجود، توای پیامبر، مأمورنیستی که آنها را با زور واِجبار واکراه وبا قدرتی که دردست داری ودرحالی که برآنها غالب وچیره باشی به سوی اسلام بکشانی، بلکه توتنها انذاردهنده باش وکسانی را به اسلام دعوت کن وموعظه نما که ازمن بیم دارند ومی ترسند. خداوند متعال دراینجا توجه وروی خود را ازکافران می گیرد و روی وتوجه به آن انسانی می کند که درقلبش حتی به اندازه ی یک ذرّه ی کوچک ازخداوند بیم دارد.
** آیه / ۱۵سوره ی ابراهیم :
(وَاسْتَفْتَحُوا وَخَابَ کُلُّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ) [۱۴:۱۵]
ترجمه: و (پیغمبران از پروردگارشان) طلب پیروزی (و غلبهی بر قوم خود) کردند (هنگامی که از ایمان آوردنشان مأیوس گشتند، و خداوند آنان را فتح و ظفر بخشید و سود بردند) و هر قلدر و گردنکش منحرف و باطلگرائی، زیانمند و نامراد گردید.
بازهم صحنه ی رویارویی پیامبران علیهم السلام با طاغیان وقلدرانی است که دشمن حقیقت هستند ونه تنها دعوت پیامبران رانمی پذیرند بلکه جلوی دعوت پیامبران سنگ اندازی هم می کنند .اما پیامبران چون دعوتشان برحق است وازحمایت قوی یزدان بر خوردارهستند بعد ازآنکه تمام تلاششان را برای دعوت مردم کردند وازایمان آوردن مردم مأیوس گشتند طلب فتح وپیروزی می کنند ودراینجاست که هرقلدر وگردنکش منحرف وباطلگرا وجبّارعنید ومنحرفی نابود می شود .
ــ خیر، خداوند جبّار، برای تمامی بندگانش جبّاراست.بدین معنی که جبروظلم وخشمش مختص ظالمان وفاجران وفاسقان است ومصلحت وحکمت وخیرخواه وجبران کننده برای مؤمنان. مثلاً؛ اگرمدتی انسان درسختی افتاد ومشقت دید، خداوند بالاخره به پاداش صبربنده اش، سختی ها را برایش جبران کرده وراحتی وآسایش را برایش قرارمی دهد.
-خداوند جبّارجبران کننده مشقات وسختی هاست همانگونه که حضرت ایوب سالها سختی ورنج ومصیبت کشید تا اینکه خداوندهمه ناراحتی ها را برایش جبران نمود. خداوند جبّارمصلح بندگان است اوکه خیروصلاح بندگان را بهترازخودشان می داند همانگونه که به حضرت عایشه صدیقه تهمت زدند درحالی که گمان می رفت جبروستم خداست اما اگرقضیه تهمت پیش نمی آمد درشأن ایشان آیاتی نازل نمی شد که امروزچنین بزرگ وفرهیخته شوند. خداوند جبّار، بزرگواروشکوهمند وچیره است برظلم ظالمان وهرگزنخواهد گذاشت حق مظلوم پایمال شود.
۳-چه معانی از اسم جبار برداشت میکنید؟
انگار بیشتر معنای منفی ازاین اسم رایج است.
انگارهمیشه جبّاررا به معنای زورگو وقلدر واینگونه معانی می شناسیم.
جالب اینکه برعکس تصورات خودمان به معنای مصلح هست.
۴-اگر خداوند با اسمای نیکو بشناسیم تبعیت از دستوراتش خیلی دلنشین ترهست. اینطور نیست؟
**تدبر در این هفته تاثیری در تغییر فکرمان داشته است؟
آره منم به معنای مصلح بودنش هیچوقت دقت نکرده بودم
ما چون علم واطلاع کافی به نسبت اسماء الهی نداریم همیشه از وضع موجود ناراضی هستیم
خیلی برام جالب وغافلگیرکننده بود معنای مصلح اُموربودنش.
اینکه خداوند بنا بر حکمت وعلم خود وقایع وحوادث را برای ما می چیند.
همیشه تو نظرم معنای منفی داشت.
حتما تا حالا شنیدی مسح بر جبیره.
۵-جبیره یعنی چی؟
یعنی دستی که خورد شده وگج میزارن.
مسح بر جای باند پیجی شده.
یا مثل اول که دوطرف شکسته چوب می گذاشتند بعد باند پیچی می کردند
خب ارتباطش؟
قبلا برای فیکس کردن استخوان شکسته برای ترمیم شدن دو تخته می گذاشتند بعد باند پیچی الآن دیگه باند گچی است برای اینکار استفاده می کنند.
یکی از معنی لغوی جبار، همین است. یعنی کمک کننده، ترمیم کننده، حمایت کننده
خداوند با جبّار بودنش دل شکسته ها را التیام می بخشد.
۶-مثالهایی از معنی مصلح بودن خداوند درزندگی؟
از خاطرات خودتان بگویید که خداوند دادرس شما بوده است.
اصلاح کننده اُمورتان بوده.
یعنی خداوند ما را حمایت می کند ووجودمان را ازشکست وناملایمات زندگی ترمیم می دهد.
واقعاً اگر خداوند دل شکستۀ ما را التیام نمی بخشید ازغصه وناراحتی نابود می شدیم وبوسیله نعمت فراموشی و.. دلهایمان را ترمیم می کند.
*من مدت ها مجبوربودم توخانه باشم وهیچ جایی نروم.اوایل خیلی برایم سخت این جور زندگی ومدام گریه می کردم اماحالاکه فکرش می کنم می بینم اگراینجوری نبودخیلی ازاستعدادم شکوفا نمی شد.خیلی ازکارهای مثبتی که توتنهایی انجام دادم نمی شد توجمع انجام بدم.هرچندازاین وضعیت راضی نیستم امامطمئنم خداخیروصلاحم رامی خواهد.
۳سال قبل که دزد اومد خونمون وهمه طلاها وپولهایم برد ویک مریضی سختی یعنی مرض اعصاب گرفتم در حدود یکماه مثل یک مرده متحرک بودم از بس دعا کردم که خدایا به جای این ضرر که به من رسیده سلامتیم مثل اول به من برگردون. الحمدلله لطف وکرم خدا شامل حالم شد ودوباره مثل اول خوب شدم.
۷-وقتی دلت شکسته یک نفر می آید خانه تان که همه چیز فراموش می کنی کار چه کسی هست آن را فرستاده؟
حتماً خداوند متعال
*میگن اگه می بینید که خدا پنجره ها رو بسته و درها رو هم قفل کرده نگران نباش چون حتما بیرون داره طوفان میاد و خدا می خواد ازت محافظت کنه.
حتما برای همه شما پیش آمده جبار بودن خدا در معنی مصلح، گاهى به معناى قهر وغلبه ونفوذ و گاهى هم به معنى جبران اصلاح است .
*من مجبوربودم درعین دلشکستگی تمام نوروزوتوخونه بشینم وازمهمونام پذیرایی کنم. با اینکه فکرمی کردم ازپسش برنمی آیم، اماحضورآنها التیام بخش قلبم بود.
گاهی شده شما چیزی بخواهید وهمه هم راضی باشند ولی آن کار انجام نشود؟
*وقتی که من تازه اسلام آورده بودم, تمام دوستانم رو از دست دادم و خانواده ام از من فاصله گرفت. حدودا دو سال برای من خیلی سخت بود. ولی بعد الحمد لله خداوند دوستان ایمانی رو به جای دوستان فاسدم آورد و خانواده ام کم کم قبول کردند و قانع شدند.
۸-گاهی شده شما چیزی بخواهید وهمه هم راضی باشند ولی آن کار انجام نشود؟
من همیشه می گویم تاخدا نخواهدهیچ کس نمی تواند کاری انجام بدهد.
یکی از معانی جبار چه بود که با این مثال تطبیق دارد.
اگر خدا بخواهد چیزی اتفاق بیفتد عالم و آدم جمع بشوند نمی توانند جلوی آن اتفاق را بگیرند. و برعکس اگر خدا نخواهد کاری انجام بشود عالم و آدم راضی باشند و جمع بشوند کسی نمی تواند کاری بکند .
اینکه به زور کسی را به چیزی وادار کردن .
من تا به امروز فقط به معنی این که صفات جبار بودن خداوند در جواب به افراد سرکش و طغیانگر می باشد و این خیلی برایم جالب بود که به معنای واقعی جبار تفکر کردم .
و به نظر من این که الجبار بین عزیز و متکبر آمده بیشتر برای تأکید و تأیید قدرت، عظمت و چیره بودن بر تمام آفریده هاست.
مثال پسرم می خواست خلبان بشه وهمه راضى بودیم اما نشد این حکمت خداوند بود.
زمانی که به خواسته خود نمیرسیم چه احساسی داشتیم.
ناراحت.چون علم ما به حکمت خدا نمیرسه.
اول کمی ناراحت می شوم بعد که گفتیم حتماً حکمتی خداوند درآن نهفته که جور نشد خوشحال هم می شوم .
احساس ناراحتى نکردیم وحتماً به صلاح بوده.
دلم آرومه که مصلحتی توش هست که ازش بی خبرم.
مهم فکر ما در برابر نشدن ها ست .
من در دانشگاه هنر می خواندم و مجبور شدم ترکش کنم. چون اومدیم دبی. الحمد لله خداوند حفظ قرآن رو جایگزین کرد.
در اول شاید ناراحت شدم ولی بعد میگم حتما حکمتی داشته وان کار به خیریت ما نبوده.
گاهی وقتا که ازیاد خدا غافل می شویم در مقابل عدم رسیدن به خواسته هایمان احساس شکست داریم وحتی رنج هم می بریم .
چرا بعد فهمیدم که خدا هیچ وقت برای بنده اش بد نمی خواهد .
بعضی وقایع انگار به حکمت آنها نمیرسی ولی راضی هستی چون ازطرف خداوند است
جون خداوند بنده اش را خیلی دوست دارد.
اره بعد هم میگیم راضیم به رضای تو
حتی اگر به حکمتش نرسیم لازمه ۱۰۰ % مطمئن باشیم اراده خداوند ما فوق همه اراده هاست تا اوبخواهد هیچی نمیشود ولی ما مؤظفیم تلاش کنیم نتیجه را به خدا بسپاریم.
آیا جبار بودن خداوند باعث دلگرمی وپشتیبانی درزمان ظلم وبی عدالتی دیگران احساس می کنیم؟
*من بعد از بیست سال ازدواج هنوز پیش مادر شوهرم زندگی می کنم این در صورتیه که بعد از من و قبلا از من بقیه قبل از ازدواجشون پدر شوهرم براشون خونه خریده و همگی مستقل هستند ولی هیچ وقت کینه و حسادتی نسبت به بقیه دردل ندارم و با همه خیلی صمیمی هستم و این از فضل و بزرگی پروردگاره که من خیلی عادی و منطقی با این وضعیت کنار اومدم.
خداوند در انجام ارادهاش بسیار فعالانه عمل مى کند
واقعا اگر به جباربودن خداوند دربرابرظالمین ایمان نداشتم تحمل زندگی را نداشتم.
۹-اگه به خواستمون نرسیم وابتدا ناراحت بشیم واذیت بشیم بعد بگیم خدایا راضیم بنظرتون این کار به معنای صبر کردن ورضایت به کار خداوند هست؟
بله وقتی ظلمی به ما می شود یقین داریم که خدایی هست که از ما پشتیبانی می کند و حداقل اجرمان نزدش محفوظ است.
مهم آخرین موضعگیری است آیا این رضایت قلبی باشه یا زبونی.
بله صد در صد
چون با وجود دو تا بچه من تونستم دوباره از اول راهنمایی ادامه تحصیل بدم و الان فوق لیسانس هستم و همچنین دو تا فرزند مؤدب که قابل مقایسه با هیچ کدوم از بچه های دیگه تو خانواده شوهرم نیستند و این یعنی جبران و فضل خدا .
۱۰-ارتباط ربّ با جبّار؟
مثلا مقاومت مردم سوریه و..در مقابل ظلمهایی که به آنها می شود؛ ولی تسلیم نمی شوند چون خداوند را یار ویاور خودشان می دانند وبیشترانرژی می گیرند.
اگر با ظلم مقابله نکنیم در صورتی که توانش را داریم که شریک ظلم هستیم و اگر نتوانستیم بر آن ها چیره شویم با توانایی که داریم این از حکمت خداست که یک موفقیت و پیروزی با ارزش تر از آن را برای ما در نظر گرفته است.
یعنی کسی که مربی است باید اصلاح کننده باشد نه مخرب..
این هفته رب وجبار باهم تدبر کردید چه ارتباطی با هم دیدید.
اى دوستانم بیاییم به اسم جبار خود را آراسته کنیم و بدانیم که خداوند جبار کسى است که اراده اش در تمامى جهان قابل اجراست و او هر دشمن وظالمى را در هم مى کوبد و بر بنده ضرورى و لازم است که نفسش قوى گشته و روحش را به نور خداوندى منور گرداند و همتش بزرگ کند به گونه اى که جز قدرت و جبروت الله به کسى دیگر ننگرد.
همانطور که خداوند با وجود مربی گری وپرورش دهنده اش مصلح هم است پس لازمه هر مربی اینکه دو امر را با همدیگر بکار ببرد تا بتواند مربی موفقی باشد.
ویک مربی بهتر می داند چه به نفع دانش آموزان است یا خود دانش آموز ؟ البته برای تبادر به ذهنتان
خداوندی که تربیت کننده مخلوقاتش هست، مصلح اُمورآنهاهم هست.
حتما مربی
دانش آموز خیلی چیزها را به مصلحت خودش می بیند ولی درحقیقت اینطور نیست.
رب، پروردگار همه عالمیان است و جبار بودن رب برای نیکوکاران چراغ سبز روشنی است برای سربلندی وعزت دنیا وآخرت و برای ظالمان چراغ قرمزی است برای هلاکت و نابودیشان .
مثلا دانش آموز از معلمی که سوال وامتحان نگیرد وخیلی سهل انگار باشد را به مصلحت ونفع خودشان می دانند وازین قضیه خیلی خوشحالند ولی موقع امتحان ها متوجه می شوند که این به ضررآنها بوده است.
باید دلمان را قرص کنیم به اراده ى رب العالمین.
مهم این است که انسان با شناخت دقیق وعا لمانه در خدا شناسی.
پس جبار یعنی جبران کننده خسارتها ی من. از بین برندۀ فقر مادی و معنوی من . ترمیم کننده جراحات قلب من. یاری دهنده من مظلوم در مقابل ظالمان. اصلاح کننده همه امور من. و….
۱۱-خب با شناخت جباربودن خداوند باید چه تغییری در ما بوجود بیاید؟
سعی کنیم این مفاهیم قشنگ از اسم خالقمان بین خانواده واطرافیان منتشر کنیم تا همه با دیدی مثبت تر از قبل به خدای خود بنگرند
*آرامش درسختی ها
*امیدپس ازشکست
*ترمیم قلبمان
*راضی به خواسته های خدا
معنى جبار از کلمه جبر به معنى اصلاح گرفته شده؛ پس جبار کسى است که احوال مخلوقات را اصلاح می کند و او اسیر هیچ کس نیست. خداوند جبار، تمامى نقائص را اصلاح مى کند اگر نیازمند بودند به پیشگاهش عرضه نمودى یقین بدان که به کرمش آن را بر طرف مى نمائید و اگر صعوبت و سختى را به نزدش برى یقین دان که به فضل و منتش آن را آسان مى سازد
عدم احساس بی پناهی وتنهایی
ان شاءالله تمام این دانسته ها در زندگی خود پیاده کنیم تا به سعادت حقیقی نائل شویم.
هر اتفاقى در زندگى ما حکمتى دارد که نتیجه اش به نفع ما تمام مى شود و بابت اتفاقات ناراحت نشویم و صبر پیشه کنیم که خداوند بهترین جبران کننده است.
وقتی جبار بودن خداوند به معنای جبران کردن همه خطاهایی آن زمان که خودمان بخواهیم را فهمیدم خیلی برایم جالب بود و از این که این همه معنای غیرقابل توصیف را در خود جای داده به ضعیف بودن خودم با تمام وجود ایمان آوردم.
خداوندا ! تو جبارى هستى که اراده ات در تمامى جهان اجرا مى گردد و تو درهم شکننده هر انسان ظالمى هستى و قدرت انتقامت را بر گناهکاران چیره گرانیده اى تا آنان را به اسلام فرا خوانى .
امین یارب
یا جبار خودت اُمور ما را به بهترین وجه ممکن آنچه خودت صلاح می دانی اصلاح کن.
خداوندا!
پروردگارا! ما را با قدرت نافذ وبرترت یاری رسان تا نقایص نفوسمان را اصلاح نماییم، وما را برکفار واهل پلیدی ها برتری ده واز شیطان طرد شده رها گردان. وبه ما قدرت خودشکنی در پیشگاهت را عطا فرما تا تو کوتاهی هایمان را اصلاح وجبران فرمایی، وبه ما قدرت تمسک به شریعتت عطاء فرما، تا اُمورمان اصلاح گردد که تو برهرکاری توانایی..
جبار بودن خدا را هم می شود در چیره بودن بردلهای دوستانی مثل اعضای این گروه که بیشترشان همدیگر را ندیدند ولی به لطف پروردگار برای نزدیکتر شدن به شناخت واقعی از صفات الهی دور هم جمع شدند.
یا الله ! به ما قدرت تمسک به شریعت منجى بشریت محمد مصطفى صلى الله علیه و سلم عطا فرما تا امورمان اصلاح گردد که تو بر هر کار توانایی.
و در آخر این نوشته ها و مشارکتمان در گروه تدبر قرآن در توشه اعمالمان ثبت کن و در روزى که در پیشگاه جبروت حضور مى یابیم نجاتمان بده.