۱- منظور از صبر جمیل چیست و آیا ما آن را در زندگی بکار می بریم؟ (یوسف/۱۸, ۸۳)
(وَجَاءُوا عَلَىٰ قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ ۚ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِیلٌ ۖ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ) [۱۲:۱۸]
(قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِیلٌ ۖ عَسَى اللَّهُ أَن یَأْتِیَنِی بِهِمْ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ) [۱۲:۸۳]
منظور از صبر جمیل صبرى است که جزع و فزع، زیبائى آن را نیالاید و ناشکرى و ناسپاسى، اجر آن را نزداید و به گناه تبدیل ننماید.
همچنین صبرجمیل، صبربزرگی است که باید مقابل همه رویدادهای زندگی داشته باشیم، صبری که توأم با ایمان باشد، ایمان به “فان مع العسریسری”
همانند حضرت یعقوب که مقابل گم شدن پسرش به امید پیدا شدن و دوباره دیدنش صبرکرد و نا امید نشد.
زندگى بشر خالى از مشکلات، فراز و نشیب ها و مصیبت ها نیست و هر کس به طریقى در این راه آزمایش می شود؛ یکى بر فقر و تنگدستى خود شکیباست که اگر همیشه شکر و حمد خدا را بجا بیاورد می شود صبرى جمیل، دیگرى بر مصیبتى صبرمی نماید و از جزع و فزع و ناسپاسى دورى می گزیند، دیگرى بر بیمارى و غیره…
صبور بودن در هر مسائلى سخت و دشوار است. اما اگر ایمانى قوى و باورى راسخ بر پروردگار خویش داشته باشیم؛ مسلماً میوه ى درخت صبر، شیرین خواهد بود و همانطور که در آیات پایانى سوره بقره آمده است.
همیشه از خدا بخواهیم ما را مورد آزمایشى قرار ندهد که از تحمل ما خارج باشد؛ چرا که ما انسانها در مقابل الله الجمیل بسیار ناسپاس و ناشکر هستیم.
۲- در آیات ۲۸ و۴۹ سوره الاحزاب بحث از “سَرَاحًا جَمِیلا” دارد. چرا؟
(یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلاً) [۳۳:۲۸]
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّهٍ تَعْتَدُّونَهَا ۖ فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا) [۳۳:۴۹]
سراحاً جَمیلا: رها و آزاد کردن نیکوئى. درهر دوآیه از زنان سخن به میان آمده: زنانی که خواهان دنیا وزینتهای آن هستند و زنانی که قبل ازنزدیکی، شوهرانشان آنها را طلاق می دهند.
وبرای هردو دسته گفته شده است که به بهترین شیوه آنها را رها کنید، به طریقی که به آنها ضرری نرسد وبا آنها به خوبی ونیکی رفتار کنید.
پس مراد طلاقى است که زیان و ضررى و جنگ و دعوایى به همراه نداشته باشد. این حکم همگانى براى نظم و نظام خانواده هست که اگر طلاقى پیش آید به نیکوئى و زیبائى صورت گیرد و از اذیت و آزار یکدیگر و ممانعت از ازدواج مجدد و سختگیرى و ایجاد سدها و مانع ها بر سر راه یکدیگر بپرهیزند و این
حکم در صدد سر و سامان دادن و نظم و نظام بخشیدن به زندگى همگانى گروه مسلمانان است.
۳- جمیل یکی از اسماءالله الحسنى است. بدلیل حدیث( إن الله جمیل ویحب الجمال ) روایت عبدالله بن مسعود از رسول الله (صلى الله علیه وسلم) ، وبه معنی بسیار زیبا ودلالت برمطلق زیبایی می دهد. مظاهر جمال خداوند در انسان و جهان هستی نام ببرید. حداقل دو مورد
مظاهر جمال خداوند در انسان زیاد است مانند قلبى پاک و روشن که سرشار از یاد خداست، مانند مهربانی والفت و دوستى، مانند عشق مادر به فرزند و یا میان اعضاى خانواده، مانند سخنى نیکو و یا لبخندى زیبا از روى محبت و مهربانى…
پس زیبایی و خلقت همه موجودات به شکلهای مختلف ازمظاهر وجود خداوندی است که خود کامل وجامع است و دارای تمام صفات و افعال نیک و زیبا هم درذات و هم درصفت هست.
ما نیز کارهای خوب را هرچند کوچک و ناچیز، به زیبایی انجام دهیم تا تمام اعمال و افعالمان مظهر زیبایی خداوند باشد.
۴- جمیل یکی از اسماءالله الحسنى است. بدلیل حدیث( إن الله جمیل ویحب الجمال ) – روایت عبدالله بن مسعود- تصور شما از الجمال چیست؟ به چه چیزهایی کلمه ی زیبا تعلق میگیره؟ صورت، سیرت، خلق و خو.
من وقتی هرنوع زیبایی رو ببینم اول خدا رو شاکر می شوم ومیگم چون خودش زیباست همه چیز رو زیبا آفریده؛ و زیبایی فقط زیبایی ظاهری نیست، بعضی وقتها اطراف خودمون چیزهایی رو می بینیم که شاید در نگاه اول زیبا به نظر نیان اما اگه دقت کنیم حتماً یه زیبایی منحصر به خودش رو داره که شاید نگاه ما متوجه نمیشه.
انسانها از دید خودشون زیبایی رو تفسیر می کنن.
یک چیز به نظرمن زیباست، یکی دیگه میگه نه.
مسلماً یه چیز ممکنه از نظر همه در نوع زیبایی خودش یکسان نباشه؛ در حالی که همه اش زیباست.
یکی به لقمان گفت: تو زشتی، لقمان گفت: بر نقش خرده می گیری یا بر نقاش؟
الله “الجمیل” دوست داره آثار نعمت رو تو چهره بندگانش ببینه.
هیچ چیز زشت وجود نداره مگر آنکه خودمان آن را زشت ببینیم.
نمازمون زیبا باشه؛ نه اینکه عجله کنیم، نه اینکه ریا توش باشه.
وقتی میگیم الله “الجمیل” یعنی؛ از اوغیر از زیبایی چیزی دیگری در ذات وصفات و مخلوقاتش تصور نمیشه.
در ظاهر ما انسانها ونوع پوشش خصوصاً خانمها، زیبایی وجود داره به نحو احسن، در جای خود، به وقت خود و…
-الله چه نوع جمالی را دوست داره؟
جمالی که به گناه آلوده نباشه، درست و به جا باشه.
اون جور که خودش فرموده و دوست داره.
چون ما بخاطر الله زیبا می گردیم، نه بخاطر دیگران.
چارچوب رو درست مشخص کردن، و فقط تو اون محدوده زیبا باشیم.
حتماً زیاد شنیدین افرادی که در کوچه وبازار آرایش می کنند به صفت الجمیل خداوند ربط میدن که …
اونا فقط خودشون رو قانع میکنن.
زیبا بودن به آرایش کردن و خود رو جلوه دادن جلو مردم کوچه و بازار نیست؛ به مرتب بودن و مؤدب بودن و حد و حدود خود رو شناختن هست.
انسان میتونه ظاهری آراسته داشته باشه شلخته نباشه لباس مرتب ومنظم وبه اندازه و شیک بپوشه.
حتی آرایشش رو برای محارمش و همجنسش ظاهر کنه.
اگر بخاطر جماعت زندگی کنیم هر روز ما رو جور دیگر میخوان، ولی خداوند چهارچوبش مشخصه وحتی اگه دقت کنیم طبیعت هم همونجور اون طبیعتی که بکرتره، زیباتره، تا اونی که دست انسان در اون دخالت داشته است.
اونی که ادعای دوستی الله رو داره، اون جور زیبا می گرده که محبوبش دوست داره.
(لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق)
پس زیبایی در گفتار وکردار وظاهر خود طبق روشی که خداوند خودش برامون مقرر فرموده و نهی نشدیم، آزادیم زیبایی را رعایت کنیم وخداوند هم دوست داره.
پس به صورت کامل:
پروردگار مظهر زیبای مطلق است.
زیبایی خداوند در چها چیز ذکر می شود:
– زیبایی ذات خداوند
– زیبایی اسمهای خداوند
– زیبایی صفات خداوند
– زیبایی افعال خداوند
قرآن کریم خود از زیبایی فراوانی برخورداراست که قسمتی از آن می توان در زیبایی لفظی وقسمتی در زیبایی معنوی خلاصه کرد.
یحب الجمال: سؤال اینجاست خداوند چه زیبایی رو دوست دارد. خداوند از بندگان زیبایی اخلاق، زیبایی صفات، زیبایی دل، زیبایی زبان را دوست دارد. قلبی زیباست که شرک در آن نباشد .قلبی که در آن کبر وغرور نباشد.
زبانی زیباست که ذکر وخیر در آن باشد نه شر وبدی.
خداوند زیبایی باطنی وظاهری را دوست دارد پوششی زیبا وآراسته، پس بایستی برای زیبایی درون تلاش کنیم .
*پس بیاییم با پاک نگه داشتن دلهای خود از پلیدی ها وگناهان ومعاصی، به خودمان زیبایی درون ببخشیم.
۵- (وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا){سوره المزمل آیه/۱} ما با توهین و زخم زبانهای مخالفان چگونه بر خورد می کنیم؟
کمتر کسی است که در زندگی زخم زبان هایی مثل سخن مخالف فکرت/ عقیدت/ عیبجویی شما/ توهین به شما نشنیده باشه، حال باید چکار کنیم؟
گاهی وقتها سکوت بهترین کاره.
دعا برای هدایتشون، و این برای دعوتگران بیشتر پیش میاد تا افرادی که زندگی عادی دارن وکاری به کسی ندارن.
بهترین راه اینه که:
(وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا)
به زیبایی آنها را ترک کن.
و یا اینکه اطلاعاتت رو ببری بالا و توجیحشون کنى یعنى؛ به بن بست بکشونیشون توی مسائل عقیدتى.
ممکنه بازم حرف خودشونو بزنن، چون خداوند بر دلهایشان مهر زده نمی فهمن.
وظیفه است که امر به معروف ونهی از منکر بشه؛ ولی اگه بجای پذیرش وبال گردنت بشن و به شایعه پراکنی و تکذیبت بپردازند بهترین روش چیه؟
من معمولاً تو زندگی روزانه سکوت کردم اما یادمه دوران دانشگاه وقتی بحث های عقیده پیش میومد تا اونجایی که اطلاعات داشتم و از حرفهای خودشون استفاده می کردم برعلیه خودشون؛ که بعضی هاشون قانع می شدن و بعضی ها هم نه؛ ولی خوب اینجور آدما نمیشه به جنگشون رفت که اگه تونستیم قانعشون کنیم که چه بهتر، و گرنه اگه خودشون نخوان هیچی جز دعا کار سازنیست.
(اذا خاطبهم الجاهلون فقالوا سلاما)
بعضى زیبائى ها فکر کنم بهش میگن زیبائى وَهمى، و چیزى که واقعاً زیبا نیست در نظر بعضى ها زیبا جلوه می کند همانطور که در آیه اى خداوند می فرماید: شیطان اعمالشان یا کار زشتشان را در نظرشان زیبا جلوه داد.
کفار قریش کاملاً حقیقت را می دونستند ولی انکار می کردن وسرپوش می نهادند .
کسی که خودش نخواد بزور نمیشه براش کاری کرد.
خیلی وقتها همون رها کردن زیبا، بدون جر و بحث در آینده نتیجه میده.
ما خیلی باید تمرین کنیم تا در مقابل مخالفان جبهه نگیریم و به زیبایی اونو رها کنیم.
خوب خیلی وقتها رها کردن یعنی بدتر شدن مگه نه؟
مثلاً؛ جوانی رو که می بینی تو انحطاط داره غرق میشه هر چی هم میگیم گوش نمی کنه و می دونیم اگه رهاش کنیم بدتر میشه باید چکار کنیم؟
چنین افرادی را باید مثل یه بیمار صعب العلاج تصور کنیم که اگه یه روشی جواب نداد باید روشهای دیگه را برای درمانش پیش گرفت.
بعد ازهمه اقدامات بازم نا امید نشیم وهموراه دعای خالصانه و هدایت براشون داشته باشیم.
پس:
ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ما ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﻫـﺎﯾماﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ، ﻗﺪﺭﯼ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ.
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﻤﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ، ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﻨد.
ﻣـﻦ ﺧــﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﻪ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺴــﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﻫﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻧـﺪﮔﯽ ﻣﺮﺍ ﺗﺤﻘـﯿــﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺳـﺖ ﮐـﻢ ﻣــﯽ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﻣﻄﻤﺌﻨـــﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﻣﺸـﺎﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ، ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺯﻧـﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻨﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﮑــﻨﯿﮏ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺗﻨﺪ ﺍﺯﺧﻮﺩ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﯿﻢ، ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﮐﻨﯿﻢ.
تیغ زبان زیاد است. پس جواب تیغ را نباید با تیغ داد. من بیشتر وقتها سکوت می کنم ودر خودم می ریزم . هرچند سنگین است اما واگذارشان می کنم به خدا.
۶- وظیفه ما به نسبت الله الجمیل چیست؟
همون طور که خودش زیباست و زیبایی رو دوست داره؛ ماهم تابع قوانین زیبای اش باشیم و همه عبادات و کارامون زیبایی خدایی داشته باشه.
زیباییهای جهان خلقت را برجسته کنیم برای کودکان و…..
به زیبایی خلقت خود وجهان با دید تفکر نگاه کنیم.
اخلاق زیبا را سرلوحه کار خویش قرار دهیم.
طوری زندگی کنیم که هر کسی ما را ببیند به زیبایی خالق برسد و ما را جلوه ای از مظهر جمال خداوند بداند.
حتی یک کار ساده رو زیبا و به نحو احسن انجام بدیم.
کلاممان را با پوششی از بهترین ادبیات کادو کنیم وبه اطرافیان هدیه کنیم.
ودر نهایت هنرهای زیبای نویسندگی/ شاعری/ نقاشی/ خطاطی/ بنایی/ و……را زنده کنیم وذوقهای مخاطبان را از ماشینی شدن، سرشارازعاطفه و محبت کنیم.
و اینکه خداوندی که الجمیل است و زیبایی مخصوص اوست طبیعت را آن چنان زیبا آفریده که با دیدن آن، اسم الجمیل را در ذهن تداعی می کند. وظیفه ما هم سپاس از خدایی است که این همه زیبایی را خلق کرده واستفاده درست از آن امکانات.