۱-التباس حق بوسیله باطل یعنی چه و صفت چه گروهی است. با مثال؟
سوره آل عمران آیه/۷۱ :
(یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ) [۳:۷۱]
ترجمه: ای اهل کتاب! چرا حق را با باطل میآمیزید و کتمانش میکنید، و حال آن که شما میدانید (که عقاب و عذاب خدا در برابر چنین کاری چیست)؟
-التباس حق بوسیله باطل یعنی؛ حق را با باطل آمیختن ویا پوشیده شدن حق به وسیله باطل و چیزى که حق است را باطل جلوه دادن و به معنی جاگزینی یکی در جایگاه دیگری از روی عمد است و یا از بین بردن نشانه ها وآیات خداوند و جایگزین کردن نشانه های باطل به صورت شک و تردید.
-بعضی از افراد با اینکه می دانند که چه چیز درست وحق است. اما بازهم آن را کتمان می کنند و گروهى هستند که حق مى دانند ولی نمى خواهند بپذیرند.
-این صفت اهل کتاب است که با آنکه می دانستند حضرت ابراهیم قبل از یهودیت ومسیحیت، می زیسته و بردین توحید بوده؛ اما بازهم سر انتساب حضرت ابراهیم به قوم خود، درگیری ومجادله داشتند وحاضر به پذیرش حرف حق نبودند و به قوم خود می گفتند پیغمبرى محمّد را نپذیرید چون که نبوّت، منحصر به قوم یهود است و اُمور دین را از دیگران نشنوید درصورتی که مى دانستند نبوّت محمّد حق است؛ چون درکتابهاى خودهم دیده بودند بازهم همین کار را مى کردند تا مردم را گمراه کنند و با سخنهای باطل مردم را از حقیقت دورمی کردند. آنها آنچه را که الله سبحان و تعالی به حق برایشان درتورات و انجیل نازل کرده بود را تحریف کردند و بجای آیات خدا، چیزهای باطلی که خود ساخته بودند را به مردم القاء و حقیقت را از مردم تلبیس و پنهان می کردند و اینگونه برمردم حکم می کردند ومی گفتند: ما اولیاء خداوند در روی زمین هستیم و خداوند ما را خیلی دوست دارد در حالیکه به یقین می دانستند؛ حق همین راه است که حضرت محمد (صل الله علیه و سلم) در پیش گرفته است و بازهم درصدد گمراه کردن مردم بر می آمدند و در ایجاد شک و تردید و القاء شبهات می کوشیدند. آنان در حالیکه به حق بودن دین و آیین اسلام کاملا آگاه بودند ولی از روی نافرمانی آن را انکار کرده و باطل می شمردند وعقاید باطل و خرافه خود را حق می پنداشتند و در نشر آن تلاش می کردند و از روی حسادتی که نسبت به مؤمنان داشتند دست به هر کار زشتی می زدند برای آنکه آنها را گمراه کنند. حلال خدا را حرام می کردند و حرامش را حلال می دانستند، درصورتی خداوند در این آیه بیان می کند که خودشان می دانستند این کارشان عقاب وعذاب خدا را در پی دارد.
-مظاهر این امر در جامعه ی امروز ما، به وفور دیده می شود و افراد با عقاید و افکار مختلف چه بسا نادرست سعی می کنند عقاید خود را درست جلوه دهند و در دین شک و شبهه ایجاد کنند. کسانی که با عقایدشان اززشتی گناه می کاهند. مثلاً؛ دست دادن به نامحرم گناه است ولی با شرایطی که خودشان ابداع کرده اند می گویند گناه نیست، درحالی که گناه است و آن را انتشار می دهند و یا وارد کردن نظر شخص به حدیث یا حذف کردن قسمتی از حدیث.
-با وجود اینکه همه مسلمانان می فهمند وعقیده دارند که حق درجهان وجود دارد (وجود حتمی خداوند وتحقق پذیرفتن وعده های خداوند) ولی بازهم بعضی از آنها در دین اسلام باطل به کار می برند و هر طوری که خود راحت هستند فرض وسنّت را انجام می دهند.
-از این آیه می فهمیم که همیشه طرفدار حق و حقگو باشیم و هیچ گاه برای پیشبرد مصالح خودمان حق را کتمان و یا آن را با باطل نپوشانیم که اگر در دنیا موفق شدیم و کار خودمان را پیش بردیم فردای قیامت باید به الله سبحان و تعالی جواب پس بدهیم که در آن حال، پشیمانی هیچ سودی برایمان ندارد. کسانی که حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهند به عذاب خداوند دچار می شوند.
۲-پیام آیه/۶۲ سوره حج با مثال؟
(ذَٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ )[۲۲:۶۲]
ترجمه: (مسأله) به همین منوال است. و خداوند حق است و آنچه را که بجز او به فریاد میخوانند و پرستش مینمایند باطل است، وخداوند والامقام و بزرگوار است.
-پیام این آیه اینست که خداوند حق است و اوست که برهمه چیز قادرست و هر چه ایجاد کرده هم حق است وبرهمه چیز نظارت دارد و هرچیزی یا هرکسی را غیر از خدا پرستیدن شرک و باطل است. خداوند حق است یعنی؛ پایدار بوده وهست وخواهد بود. اول است و قبل ازاوچیزی نبوده وآخراست و بعد ازاوچیزی نیست و برهمه چیز سلطه دارد و والامقام و بزرگ است.
-حق بودن خداوند در این آیه تمامی معانی حق را در بر می گیرد. باید فقط او را بخوانیم وعبادت کنیم و فقط پرستش الله سبحان و تعالی حق است. چرا که فقط او شایستگی آن را دارد، خداوند فنا ناپذیر وجاودانه است و دچار تغییرونابودی نمی شود وهر آنچه که آفریده و وعده داده بر حق است، اسماء و صفاتش کامل و دین وآئینش راستین ! و هر چیزی را به خاطر حکمتی آفریده پس کارهای او همه از روی برنامه و قوانین خاصی شکل گرفته اند و بیهودگی در اُمور او وجود ندارد.
-در هر حال فقط و فقط خداوند را به یاری بطلبیم. مثلاً؛ اگر جایی، حقی از کسی ضایع شد و یا ظلمی شد فقط خدا را قاضی بداند و به هیچ کس و هیچ چیز جز خدا روی نیاورد که همانا خداوند حق است و بقیه ی چیزها باطل. خداوند ذاتى است که این احکام نیکو و دادگرانه را برایتان مشروع نموده ودر تقدیر وتدبیرش به خوبی ونیکى عمل مى نماید.
-حتى بنده هرچند که حق باشد اما به نفس خود حق نیست بلکه به واسطه ای، الله حق است. زیرا وجود او به واسطه ی خداوند هست نه به ذات خودش. و هرآنچه که انسان ها بغیرالله بسویش دعوت می کنند باطل است و خداوند بزرگ و از او بزرگتری وجود ندارد و هر کس بغیر ازخداوند را به حق بشناسد و بسویش دعوت کند و یا او را بزرگ بداند و از او کمک بخواهد باطل است چرا وقتی ما اطمینان داریم که خداوند به حق وجود دارد کسی دیگر را شریک خداوند قرار دهیم.
-این آیه اشاره دارد به توحید ناب و خالص و یاری خواستن از خدا و ذهنها را متوجه قوانین وسنن الهی می کند که تغییر پذیرنبوده وتزلزل وخلل درآن راه ندارد واز جمله این قوانین، پیروزی حق وشکست ظلم است وهرکس غیر ازاو باطل است وتغییر می پذیرد وعقب می افتد ومستمر نیست.
-خداوندی که شب وروز را در روز داخل مى گرداند، وروز را بعد از شب مى آورد وبریکى ازآن دو مى افزاید، واز دیگری مى کاهد وبر عکس. فقط خداوندست که کشتیها را درصفحه اقیانوسها به حرکت درمی آورد و کُرات و سنگهاى آسمانى را نگه می دارد که به زمین فرو نیفتند. وقتی به کره زمین به این بزرگی با تمام موجودات بیاندیشیم؛ دیگرچه دلیلی هست که غیر خدا را بپرستیم و نیازمان را از غیر خدا بخواهیم به درستی که کاری باطل و بیهوده است. مثلاً همانند مردمی که می روند به زیارتگاها و از مردگان طلب کمک و بخشش می کنند و می گویند این وسیله ایست برای نزدیکی به خدا و وارد شدن به بهشت. این کار هم نوعی از غیر خدا کمک گرفتن و دعوت به باطل است در حالی که فقط خداوند است که می تواند یاری رسان و فریاد رس انسان باشد و یا پرستش بتها، حیوانات و غیره و یا به خاطر کسی دست از واجبات برداشتن و روی آوردن به گناه و ایمان داشتن به جادوگری و یا پیروی ازهوای نفس دربدست آوردن مال و ثروت دنیوی و چشم پوشی از کمک کردن به نیازمندان یک نوع پرستش غیر خدایی است که انسان را از حق دور کرده درحالی که باور دارند که قیامتی هست. این پول پرستان فکر می کنند که پولشان همیشه پشتیبانشان می باشد تا جایی که شاهد این همه حوادث و مرگ و میر هستند باز می گویند مرگ برای ما زود است و در نظر ایشان مرگ برای همسایه است در حالی مرگ حق است و مُهر باطل بر دلشان خورده است که حق را کتمان می کنند.
۳- با توجه به آیه/ ۲۲ سوره ابراهیم فرق وعده های حق و باطل را بیان کنید با مثال؟
(وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ ۖ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی ۖ فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنفُسَکُم ۖ مَّا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِخِیَّ ۖ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِن قَبْلُ ۗ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ) [۱۴:۲۲]
– این آیه اعترافی است از زبان شیطان، بر ناحق بودن وعده های باطل و برحق بودن وعده پرورگار. وقتی که وعده ی برحق خداوند در قیامت آشکار شد بهشتیان و دوزخیان محاسبه شدند و مسیرهریک مشخص شد شیطان رو به پیروانش می گوید: چه زود وعدۀ مرا پذیرفتید ووعده الهی را که به حق و حتمی بود رها کردید؛ اما من دروغ گفتم وبه عهدم وفا نکردم، بهشت ودوزخ موعود خداوند را رها نموده و وعده پوچ مرا که گفتم بهشت وجهنمی در کار نیست را قبول کردید وشما خود مرا اجابت کردید درحالی که من برشما تسلطی نداشتم، فقط شما را دعوت کردم وشما دشمنی قدیمی مرا فراموش نمودید ومرا اجابت کردید پس خود را سرزنش کنید و شما مرا به فریاد رسی خواندید درحالی که نه شما به درد من می خورید و نه من به درد شما می خورم مرا شریک خداوند می دانستید ومن آن را انکار می کنم وازآن بیزارم و نمی توانم برای شما یا خودم کاری کنم. واکنش وتیر خلاص آخرشیطان بر پیروان خود این است که می گوید: کافران عذاب دردناکی دارند.
– وعده های حق همیشه پایان خوشی دارد و در هر وعده ای وفای به عهد هست ولی وعده های باطل مانند وعده های شیطان به انسان باطل است. اهل باطل همیشه خلاف وعده می کنند بر فرد مسلط نیستند فقط وسوسه می کنند و این خود انسان است که بین حق و باطل یکی را انتخاب می کند. وعده های حق وعده ای است که از طرف خدا به پیامبران داده شده است که به انسان برسانند و هیچ شکی در به حقیقت پیوستن آنها وجود ندارد. مثلا؛ وعده برپایی قیامت و یا وعده بهشت و جهنم و یا وعده لقاءالله و یا اگر در دنیا به خاطر حکمتی که فقط خودش می داند محقق نشود حتما درروز قیامت به وعده اش عمل می کند ویا وقتی می فرماید شما بخاطر من از کارهای بد اجتناب کنید من بهترش را به شما خواهم داد وعده ایست که حتماً محقق می شود چون از طرف حق داده شده است.هرکسی که به خدا وپیامبران ایمان آورد درآن روز خداوند به قول خود عمل کرده وبهشت نصیب مؤمنان می گرداند وهر کسی که گول وسوسه شیطان خورده وبه دنبال هوای نفس خود رفته و وعده های باطل شیطان قبول کرده جهنم در انتظار اوست.
– وعده های باطل مثل موقع غیبت از کسی، انسان از طرف شیطان مورد وسوسه قرار می گیرد و به کار خود ادامه می دهد . درحالی که در آخرت غیبت کننده مورد عذاب سخت از جمله خوردن گوشت برادر زنده خود قرار می گیرد. ویا ماهواره، اینترنت و از همه این ها خطرناکتر چت کردن با نرم افزارهای در دسترس با گوشی های همراه. اگر از این وسایل در راه شیطان استفاده کنیم همین بس است برای اینکه از حق دور شویم و خود را اسیر این راه های باطل و شیطانی کنیم و یا پیروی ازهوای نفس، نمونه ای از پرستش باطل است که انسان را از رسیدن به حق دورکرده و در راه باطل و گمراهی غرق می کند این در حالی است که با کمی تدبّردرآیات و نشانه های جهان هستی می توان به حقانیت خداوند پی برد.
– اگر بنده مؤمن، به حقانیت خدا ایمان داشته باشد و به دستوراتش عمل کند خیر وسعادت دنیا و آخرت را برای خود رقم زده است. به یقین که وعده خدا حق است، قیامت حق است، بهشت حق است، لقاء الله حق است برای هر کس که بخواهد و راه هدایت را انتخاب کند و همچنین جهنم حق است برای کسانی که از شیطان اطاعت کنند و خود را در راه باطل هلاک سازند.
)وقل جاء الحق وزهق البطل إن البطل کان زهوقاً )
(وبگو :حق فرا رسیده است وباطل از میان رفته ونابود گشته است)