موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات الحی


۱:درآیه الکرسی ارتباط الحی با کل آیه چیست ؟
{اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ} [۲:۲۵۵]
ترجمه: خدائی بجز الله وجود ندارد و او زنده‌ی پایدار (و جهان هستی را) نگهدار است. او را نه چرتی و نه خوابی فرا نمی‌گیرد (و همواره بیدار است و سستی و رخوت بدو راه ندارد). از آنِ او است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است (و در ملک کائنات، او را انبازی نیست). کیست آن که در پیشگاه او میانجیگری کند مگر با اجازه‌ی او؟ می‌داند آنچه را که در پیش روی مردمان است و آنچه را که در پشت سر آنان است (و مطّلع بر گذشته و حال و آینده، و آگاه بر بود و نبود جهان است و اصلاً همه‌ی زمانها و مکانها در پیشگاه علم او یکسان است. مردمان) چیزی از علم او را فراچنگ نمی‌آورند جز آن مقداری را که وی بخواهد. (علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بی‌پایان و بی‌کران او است). فرماندهی و فرمانروائی او آسمانها و زمین را دربر گرفته است، و نگاهداری آن دو (برای او گران نیست و) وی را درمانده نمی‌سازد و او بلندمرتبه و سترگ است.
“حیّ ” عبارت ازذات پاینده ی ماندگاری ست که هیچ راهی برای فنایش نیست ودر اصطلاح متکلمان به ذاتی می گویند که وصف او به دانایی وقدرت شایسته باشد.
ــ خدایی که قیّوم است یعنی؛ همیشه به تدبیر وحفظ آفریدگانش استواراست می بایست همیشه زنده باشد.
ــ خدایی که هیچ گاه چرت نمی زند نمی خوابد یعنی همیشه زنده است. چرا که خواب برادرمرگ است.
ــ خدایی که ما قبل وما بعد هر موجودی را می داند می بایست همیشه زنده باشد.
ــ خدایی که تمامی کائنات درحفاظت اوست می بایست همیشه زنده باشد.
ــ خدایی بجز الله وجود ندارد، و او زنده ی پایدار است…
ودر کل، توضیح وتفسیر واثبات نام مبارک حی درجملات بعدی آ یه به تصویر کشیده شده است .
**رابط این قضیه اعم از:
“هو الحیّ القیوم” است چون، نه چرت می زند و نه می خوابد.
“هو الحیّ القیوم” است چون، بیدار است و سستی و رخوت بدو راه ندارد.
“هو الحیّ القیوم” است چون، هر چه درآسمانها و زمین است ازآن اوست.
“هو الحیّ القیوم” است چون، در ملک کائنات او انبازی نیست.
“هو الحیّ القیوم” است چون، در پیشگاهش نمی تواند هیچ کسی میانجیگری کند مگر با اجازه خودش.
“هو الحیّ القیوم” است چون، آگاه و مطلع است برگذشته و حال و آینده ی بندگانش.
“هو الحیّ القیوم” است چون، بر بود و نبودها آگاه است.
“هو الحیّ القیوم” است چون، زمان و مکان همه در پیشگاه او یک رنگ و یکسان است.
“هو الحیّ القیوم” است چون، هیچ کس علم او را نمی آموزد مگر مقداری که خودش بدهد.
“هو الحیّ القیوم” است چون، فرمانروایی آسمانها و زمین را در بر گرفته است.
“هو الحیّ القیوم” است چون، نگهداری هیچ چیز برایش سخت و گران نیست.
“هو الحیّ القیوم” است چون، درمانده نمی شود؛ و آنقدر بلند مرتبه و سترگ است که زبان قاصراست.
ــ الحیّ در این آیه ی عظیم به معنای همیشه زنده بودن است ومواردی که درآیه ذکر شده؛ رابطه ی مستقیمی با زنده و پایدار بودن صاحب امردارد. مثلا؛ خداوند فرموده اند: (له ما فی السموت و ما فی الارض ) پس کسی که از آن اوست آنچه درآسمانها و زمین است نمی تواند ذاتی باشد که حتی یک لحظه ازاین ملک عظیم خود چشم بردارد باید همیشه پاسبان باشد. پس سزاوار خداوند است الحی بودن وهمچنین موارد دیگری که در آیه ذکر شده باز مستلزم وجود خالقی الحی می باشد.
ــ آیت الکرسی یعنی سروروکرسی همه آیات.
وارتباط الحیّ که دراول آیه آمده، با کل آیه دراین است که:
زنده وپایداری خالق هستی که فرمانروای تمام کائنات وجهان خلقت است وناظروحاضربرخلقت خود است چگونه اورا سنه ونومی فرا گیرد.
این ازنظرعقلی نیزازعقل به دوراست. کسی که ناظروحاضروفرمانرواست چگونه، چرتی اورا فرا گیرد!
الحیّ است چون تمام آسمانها وزمین دردست او، وازآن اوست. چون آگاه به نهان وآشکاراست.
ــ یکی ازبه کرسی نشاندن آیه الکرسی همین توکل بریگانه خالق الحیّ القیوم است.
ــ الحیّ که در اوّل آیه آمده؛ دلالت بر بسیاری ازصفات خداوند دارد. یعنی؛ همیشه زنده بوده وهست وهمه چیز درید قدرت اوست و ازهمه چیز آگاه است.
ــ زیرا تنها او زنده ابدی است که حتی بعد ازمرگ ما نیز زنده و ناظر براعمال ماست و روز قیامت به آن رسیدگی می کند واز اعمال و نیّات ما غافل نیست وبیهوده رها نمی سازد و زمانی که ما خداوند را ناظر براعمال خود بدانیم ازگناه ومعصیت دوری می کنیم.
ــ خداوند سبحان دارای دو صفت حیّ وقیّوم برسبیل استقلال می باشد وهرزنده ای درجهان، حقیقت حیاتش وابسته به حیات خداوند سبحان است ودر واقع خداوند سبحان است که برای مدتی محدود، به اوزندگی ارزانی داشته است. بدان که خداوند خود را به وصف می ستوده است، زیرا هم اوست که زنده ی جاوید است ومرگ به او روی نمی آورد وتمامی جانداران هرچند که نبیّ ومرسل باشند طعم مرگ رامی چشند .
پس خداوند زنده ی جاوید است وبقاء مطلق ازآن اوست وبقایش دچار فنا نمی شود وپاک ومنزه خدایی است که او را نه چرتی ونه خوابی فرا می گیرد وهمواره بیداراست وتنها کسی است که دوام وبقاء دارد .
الحیّ حق، کسی است که ذاتش ازلی وابدی باقی است واین اطلاق کلی فقط در مورد خداوند صادق است۰
الله یعنی ذاتی که یگانه هست وجامع همه صفات کمال، او پدید آورنده جهان هستی است ولذا درعالم هستی، معبودی شایسته پرستش، جزاو وجود ندارد ( لا اله الا هو) قرآن با این بیان، وحدت ویگانگی آفرید گار جهان را که اساس اسلام است بیان کرده است .
حیّ به معنی زنده است؛ حیات خداوند حیاتی حقیقی است؛ زیرا حیات اوعین ذات اوست نه اینکه عارضی واز دیگری گرفته شده باشد درحالی که انسان وحیات وزندگی اش ذاتی نیست بلکه از دیگری که همان از خداوند گرفته است.
چون خدائى بجزء الله وجود ندارد و اوست زنده پایدار وجهان هستى را نگهدار است و همواره بیدار است و سستى و رخوت بدو راه ندارد و از آن خداوند است آنچه درآسمانها و زمین است و ازهمه چیز آگاه و با خبر است.
چون اسم الحى به معناى زنده جاوید و باقى پایداراست و این را مى رساند که خداوند همیشه زنده است و هرگز نمى میرد و خداوند از تمام اعمال و رفتار ما باخبر است و مى بیند و هیچ گونه گناهى از دید او مخفى نمى ماند.

۲- درسوره فرقان آیه /۵۸ چرا توکل براسم الحیّ ونه بر اسمی دیگر؟
{وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ ۚ وَکَفَىٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا} [۲۵:۵۸]
ترجمه: و (در همه‌ی امور) بر خداوندی تکیه کن که همیشه زنده است و هرگز نمی‌میرد، و حمد و ثنای او را به جای آور (و بدان تو عهده دار ایمان یا کفر مردمان نیستی و خدا همگان را می‌پاید) و همین کافی است که خداوند از گناهان بندگانش آگاه است (و هیچ گونه گناهی از دید او مخفی نمی‌ماند).
ــ خداوند فرمان می دهد برای برگرداندن بدی دشمنانتان به خداوند، دل استوار کنید. چرا که تنها او سزاوار چنین امر مهمی است.
ــ توکل نباید بر زنده ای باشد که می میرد؛ اصولاً توکل بر کسی که می دانیم می میرد؛ خرد را زیر سوال می برد.
ــ چون او زنده ی پایدار است و توکل بر او تکیه بر محکم ترین دست آویز است. وبه سخت ترین چیز پناه آورده ایم. آنقدر توانا و داناست که برای تک تک بندگانش انگار خاص برای آنهاست.
ــ خداوند دراین آیه، در واقع عرض می کنند: ای انسانی که با اینکه من تورا به نسبت مخلوقات دیگرم کامل آفریدم بازهم در کارهایت به کسی نیازمندی، به کسی که به او تکیه کنی ازاویاری بخواهی تا یار و یاورت باشد واین درخواست فقط لایق ذات پاک خداوندی است که همیشه زنده است تا تو را ببیند مراقب ویاورت باشد؛ پس به خداوندی توکل کن که الحی است او همیشه زنده و پایدار است.
ــ ازعقل آدمی به دوراست برکسی توکل کند که او را خواب فرا گیرد؛ یا فقط ازاندکی علم “نعوذبالله” برخوردارباشد.
ــ توکل برخدای عزوجل که اورا نه خواب فرا گیرد نه چرتی. وتوکل براین صفت زیبایش آرامبخش دلهاست.
ــ توکل یعنی؛ تکیه برالحیّ، برکسی که اگرما نیزخوابمان گرفت، الحیّ نگاهبان ماست ومی توانیم جان ومال خود را به الحیّ، بدون هیچ حزن ونگرانی به اوبسپاریم.
ــ اگر به یگانگی خداوند ایمان آوریم و به ستایش خداوند یکتا بپردازیم راه نجات و پیشرفت را در پیش گرفته ایم ؛ جهان تماماً تحت سلطه و قدرت خداوند است او زنده ابدی است وناظر وآگاه برتمام اعمال و نیّات انسانها که بدون اذن اوهیچ تغییری صورت نمی گیرد.
ــ در تمام اُمور خود، به خدای یگانه ویکتا توکل کنیم که همیشه باقی و پابرجاست وهرگز مرگ اورا فرا نمی گیرد.
)وتوکل على الحی الذی لایموت؛ ودر همه موارد برخداوند تکیه کن که همیشه زنده است وهرگز نمی میرد)
ــ با توجه به آیه، خداوند است که حیّ مطلق است وهرگز نمی خوابد ونمی میرد وناظر به اعمال ورفتار وکردار ماست وهمه اعمالمان را بدون هیج نقصانی در دفتراعمالمان ضبط می کند وباید مراقب رفتارو کردارمان باشیم که کار خطایی از ما سر نزند چون از دید خداوند پنهان نمی ماند.
ــ خداوند است که ازلی وابدی است اوست که می تواند تمام وجودات دریک ثانیه بمیراند ودوباره زنده کند .
ــ اشاره به این دارد که خداوند به راحتى، انسان زنده را مى میراند و انسان مرده را زنده مى کند وهمانطور زمین مرده را حیات مى بخشد و همانطور که در روز رستاخیز دوباره خداوند همه انسانها و موجودات را زنده مى کند.

۳-دوکلمه الحی درآیه/ ۱۹روم به چه اشاره دارد وچه ارتباطی با اسم الحیّ خداوند دارد؟
{یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ وَکَذَٰلِکَ تُخْرَجُونَ} [۳۰:۱۹]
ترجمه: خداوند همواره زنده را از مرده، و مرده را از زنده می‌آفریند، و زمین موات را حیات می‌بخشد، و همین گونه (سهل و ساده، به سادگی آفرینش مکرّر و همیشگی حیات از ممات، شما آفرینش دوباره می‌یابید و از گورها) بیرون آورده می‌شوید (و رستاخیز برپا می‌گردد).
“الحی من المیت” مانند پرنده از تخم مرغ؛ “المیت من الحی” مانند تخم از مرغ.
نو آفرینی وبازآفریدن در قدرت کسی است که می تواند مرده را از زنده وزنده را از مرده بیرون آورد واین کار برایش برابر ویکسان است.
یعنی؛ هیچ فرق نمی کند مرده را زنده گرداند یا زنده را بمیراند. واز آنجایی که آخرین زنده بایستی بمیرد وآخرین مرده بایستی کسی باشد که اورا برگرداند؛ لذا به ذات پاینده همیشه زنده ای محتاجیم. واو خالق حیّ وقادر وتوانای ماست.
ــ اینجا اشاره بر قدرت و توانایی و عظمت و دانایی و آگاهی خداوند است.
ــ اشاره بر معاد، زنده شدن دوباره، حقانیت قیامت، چگونگی آفرینش و مرگ، زنده شدن بعد از گورها، روز رستاخیز، بارانی که زمین مرده را زنده می کند.
ــ همانطور که یک نام خدا این همه صفات دارد؛ یک آیه اش نیز هزاران اشاره دارد که هربار می خوانی انگار جمله ایی جدیدی می خوانی.
ــ خود لفظ الحی به دومعنای همیشه زنده بودن و حیا می باشد. اما دراین آیه با اینکه دوبار این لفظ تکرار شده هردو به معنای زنده بودن و زنده کردن است زنده کردن وآفریدن موجودی به اسم انسان …وارتباطش با اسم الحیّ خداوند این است که زندگی و زنده بودن همه ی انسانها از الحیّ بودن خداوند سرچشمه گرفته چون خداوند الحیّ و زنده است پس انسان نیز باید زنده باشد تا زمانی معین اما زنده بودن خداوند همیشگی ست…
ــ اگربه جهان آفرینش بنگریم؛ بهارکه همه چیزدرآن زنده ودرزمستان همه چیز می میرد، وهمه این کارها دردست الحیّ القیوم است.
ــ باید به خداوند که حیّ لا یموت است توکل کنیم و به تسبیح و ستایش اومشغول باشیم .
ــ خداوند ذاتی است که زنده است؛ و زندگی می‌بخشد .
ــ این که همه چیز تحت سلطه خداوند است و زندگی و مرگ دست اوست و زنده بودن ابدی تنها مختص خداوند است.
-خداوند همواره زنده را از مرده و مرده را از زنده می آفریند و زمین موات را حیات می بخشد،(موجودات مرده دایماً جزو اندام موجودات زنده می شوند و پیوسته سلولهایی می میرند و سلولهای تازه ای پیدا می شود و چرخه حیات و ممات و تبدیل بی جان به جاندار و برعکس ادامه دارد (.
ــ دوکلمه الحیّ اشاره به روز رستاخیز دارد که زمین را بعد از خشک شدن، با رویانیدن سبزه، باز زنده می کند همانطورهم شما را برای حشر زنده می کند. خدای متعال کمال قدرت خود را بیان کرده است .
_به حیات وزندگی دوباره تمامی موجودات اشاره دارد.
حیات حقیقی وازلی وابدی وثابت وپایدار که هیچ گونه مرگ وحیاتى درآن نیست؛ فقط حیات خداوند است. حیات در مورد خداوند با آنچه در مورد انسان وحیوان گفته می شود متفاوت است، حیات او حیات حقیقى است حیات او به معنای علم وقدرت است او نه تنها قائم به ذات خویش است که قیام موجودات دیگر وربوبیت وتدبّر آنها درتمام اُمور به دست او است. حیات اوهیچ شباهتی به حیات سایر موجودات زنده ندارد حیات او تغییر ناپذیر وخالی از هر گونه نقص ومحدودیت است وبیانگر احاطه علمی او به هر چیز وتوانایی او به هر کاری است.
ارتباطش اینست که خداوند خود زنده و جاوید و پایدار است و اوست که دوباره ما را و همه موجودات را زنده مى کند و به ما جان مى بخشد.

۴-چند نمونه از مظاهر اسم الحی در جانداران و اشیاء بی جان نام ببرید.
زنده بودن وتحرک جاندارن ازانسان ناطق تا حیوان و گیاهان درحال رشد، نشانگر حیّ بودن خداوند است. وحکمت وجود گرانبهای خورشید و ماه وفوائد شان درجهان آفرینش که با نبودشان درچرخه زندگی جاندارن اختلال پیش می آید. که خود بیانگر وجود الله وحیّ بودنش است که موجودات خود با وجود حیّ او، حیّ هستند.
** مظاهر اسم الحی در جانداران که می تواند شامل موارد زیر باشد:
انسان، حیوان ، جن، گیاهان، تغییر فصول، شب و روز، خوابیدن انسانها، زمین، ماه وخورشید، روح، باران مایه حیات، فصل بهار وزنده شدن زمین، کوه وسنگ ،رویش گیاهان ازبذر سخت وخشک ازداخل زمین، خواب، اعضای داخلی بدن که کارشون به دقت انجام می دهند.
سلولهای بدن موجودات زنده، ستارگان و سیارگان، فعالیت الکترون وپروتون درهمه اشیاء یعنی؛ حیات
و در کل اگر خوب نگاه کنیم هرمخلوقی که خداوند او را خلق کرده حیات لازمش را بهش داده چون خداوند بعنوان خالق الحی است پس به همه حیات درخور خودشون داده.
و اینکه چرخه ی زندگی درگیاهان و دیگرموجودات نمونه بارزی است بویژه موجودات دریایی که بدون حضور انسان و دخالت ما دراین چرخه زندگی حیاتی شگفت انگیز دارند. موجودات داخل دریا که همه زنده اند.
**میتونید یه کم توضیح بدین درماه وخورشید وزمین؟
ماه و خورشید در طلوع وغروبشون وزمین مرده که با بارش باران زندگی پیدا میکنه.
ــ من همیشه از کنارهرموجود بیجانى ساده می گذشتم. مثل کوه و یه تکه سنگ و … ولى وقتى فهمیدم همه موجودات تسبیح گوی الله متعال هستند دیگر هیچ چیز را بیجان تصور نمی کنم به گمانم همه چیز حتى ذره ای خاک که رویش قدم می گذارم بگونه اى متفاوت داراى حیات است چرا که خداوند به او هستى بخشیده و…
-دیگه به همه چیز لبخند میزنم حتى به کوه و دشت و صحرا احساس می کنم همه چى با ما حرف می زنند و ما متوجه آنها نمیشیم.
– هیچ مخلوقی مرده نیست چون همه مخلوقات خلق شدن برای تسبیح خداوند گفتن وچه زیبا تسبیح الهی را می گویند.
ــ حالا تصورش کنید خداوند تنهایی این همه حیات به کل مخلوقات زمین وآسمان بخشیده. جالبه که همه دارن تسبیح او می گویند و ما هم دارای کمال حیات هستیم وچکارمی کنیم؟
ــ تمامی مخلوقات زنده از دایره ی وظیفه و مسولیت خودشون خارج نمیشن وتنها موجود حیّ که تخلف می کنه انسانه.

۵-فرق بین الحیّ به عنوان اسم الله وحیات در انسان چیست و این اسم چه تأثیری در پذیرش حقیقت مرگ دارد؟
}لیس کمثله شیء}
-پس الحی به عنوان اسم الله و حیات در انسان تفاوتهای زیر را شامل می شود:
-🌼انسان بالاخره باید روزی بمیرد ولی الله متعال حیّ لایموت است أزلی و ابدی.
-🌼حیات انسان زیر مجموعه حیّ خداوند است.
-🌼الله خودش منبع وجود وهستی بخشه ولی ما نه هر چه هست در طول هستی خداونده.
🌼-حیّ بودن خداوند مربوط به ذات خودشه واز خودش نشأت می گیره ولی حی بودن بقیه موجودات وابسته به خداونداست.
🌼-اونی که الحی هست حیات می دهد. الحی همیشه زنده است امّا حیات، بعد ازمدتی ازبین می رود.
-🌼ما زندگی وحیات را ازخدایی که همیشه زنده است می گیریم.
-🌼حیات ما مقطعی وتمام شدنی است اما خداوند همیشه زنده وباقی است.
-🌼خداوند همیشه زنده وبیداراست تا اعمال ما را زیر نظر داشته باشد وهمچنین برای رهبری ومدیریت کل مخلوقات.
-خواب ما همانند مر گ هست مرگ ما را فرا می گیرد ولی خداوند حیّ لا یموت است.
**آیا ما میتونیم همیشه بیدارباشیم؟
-طبیعت انسان احتیاج به خواب وراحتی داره.
-تخمین زده شده که اگر انسان چیزی در حدود۱۱ روز نخوابد می میرد.
– **آیا ما میتونیم بدون خوراک وآب زنده باشیم؟
-مسلماً نه، انسان با طبیعت و سرشتی که خداوند به او داده نیاز مبرم به آب و غذا دارد به طوری که اگر چند روز آب و غذا به او نرسد خواهد مرد.

۶- کدوم سوره بی نیازی الله را ثابت میکنه؟
-سوره ی مبارکه ی توحید
{قل هوالله احد الله صمد لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفو احد}
-نیاز به زاد وولد ندارد
و هیچ همانندی ندارد
یعنی هیچکس هم کفو او نمیشه
-آیت الکرسی نیز مقتدر و بیدار بودن خداوند را بیان می کند.

۷- اسم(الحی) چه تأثیری در پذیرش حقیقت مرگ داره؟
-مرگ راهی برای شناخت خداوند الحیّ است و پی بردن دوباره به منشاء حیات بودن الله.
-الان که یقین داریم تنها کسی که میتونه زنده باشه ومرگ ونیستی درذاتش معنا نداره. پس پذیرش مرگ برامون آسونتر میشه ووقتی انسان باور داشته باشه که خداوند ناظره، کمتربه سراغ گناه میره، مرگ رو راحتترمی پذیره، مرگ را پایان همه چیز نمیدونه واینکه می فهمیم که ازخصوصیات انسان رسیدن به مرگ هست نه زندگی دائمی داشتن.
– می دونیم و مطمئنیم که بعد از مرگ زنده شدنی هستیم. و نتیجه اعمالمان را می بینیم چون خدایی الحیّ داریم پس مرگ را حق می دونیم.
– یقین پیدا می کنیم که مرگ درواقع پایان راه نیست و درحقیقت، آغاز حیات ماست.
– واینکه الله کسی ست که حیّ لا یموته و سرچشمه و حیات بخش .
– پس مرگ پایان زندگی نیست بلکه آغازیست برای زندگی دوباره از جانب کسی که یکی از ویژگی های بارزش حیات بخشیه، نه نابودی و تباهی.
– مرگ وحیات دوپدیده مهم تکوینی هستند؛ مالک واقعی هردو خداست.
– باید بدونیم که مرگ پل ارتباطی بین انسان و خالقش هست و با مرگ ما به ملاقات خداوند میریم.
-اینکه زندگى ابدى فقط متعلق به ربّمونه و مغرور نشیم به چیزهایى که دورو برمون چیدیم و دلبسته مادیات نشیم و توشه معنویمون رو سنگین ببندیم
-فوت رسول الله صل الله علیه وسلم را به یاد دارید که چقدر برای همه سنگین بود که حتی سیدنا عمر باورش براش غیر قابل قبول بود؟!
عمر فاروق قبول فوت پیامبر بسیار برایشان سخت بود و سیدنا ابوبکر فریاد برآوردند که فقط خداوند زنده است وآرامش را دوباره به عمر بازگرداندند.

۸- ارتباط اسم الحیّ با معاد چیست؟
{وَ هُوَ اَلَّذِی أَحْیٰاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لَکَفُورٌ} ﴿۶۶﴾
ترجمه: و اوست که شما را زندگى بخشید، سپس شما را مى میراند، و باز زندگى [نو] مى دهد. حقاً که انسان سخت ناسپاس است.
-اعتقاد به معاد تلاش انسان روبرای کسب نیکی افزایش میده، اگه انسان اعتقاد به معاد نداشته باشد زندگى خیلی سخته.
-خداوندی که ازنیستی، همه چیزرا آورده؛ دوباره قدرت میراندن را دارد.
-حیّ یعنی؛ زنده و جاوید همانند معاد که مأوا و جایگاه جاوید و همیشگی ماست باهم خیلی نزدیکن.
-صفات حیّ بودن خداوند است که به مؤمن قوت قلب می دهد برای تلاش به حیات جاودانه و تقویت ایمانش.
-کسی که منبع حیات است دوباره وصد باره می تونه حیات ببخشه.
-خداوند حیّ و همیشه زنده هست و از تمام اعمال ما آگاه هست و درمعاد به آن رسیدگی می کند .
-الحى، یعنى؛ زنده بودن و پاینده بودن الله متعال، و اینکه پایندگیش مبیّن آنست که ما بعد از ترک زندگى فعلى، وجود خداوند را دردنیاى دیگردرک می کنیم. وجود الحىّ اوست که ما را به زندگى دوباره حىّ می کند.
-وقتی مرگ و زندگی دردست خودش باشه دیگه باورمی کنیم که معادی وجود دارد.
-اگه حی بودن خداوند را بعنوان همیشه زنده که حیات اولی را بهمون داده، بهش یقین پیداکردیم می تونیم یقین پیداکنیم که همان حی دوباره درروزمعاد حیات بهمون میده.
– معاد تنها در ید قدرت اوست چون زنده و پایدار ابدی تنها خودشه.
-تحمل سختی های دنیا با یقین به الله هوالحی لایموت و اعتقاد به معاد برامون آسانتر و گوارا تر میشه.
-کسی که از حیات خودش هدف داره، نه تنها معاد را می پذیره؛ بلکه درانتظارش هست وتوقع داره که حتماً باشه.
-خداوندی که حی القیوم است واعمال ما رو زیرذرّه بین داره حتماً یه جایی به اسم رستاخیربه اون رسیدگی می کنه.
}ایحسب الإنسان أن لن نجمع عظامه}
-اگر نعوذ بالله حیّ بودن خداوند را باور نداشته باشیم پس تلاش برای رسیدن به حیات جاودانه و ایمان به معاد بیهود است.
}بلی قادرین علی ان نسوی بنانه}
-حیات وزندگی باهدف، لازمه اش این است که درجایی به هدف غایی برسد وآنجا روزمعاد است.
-هر زنده اى در حقیقت به ذات خود زنده نیست بلکه زندگى اش وابسته به خداوند حىّ است و خداوند است که زنده و جاویدان می باشد و هیچ موجودى غیر از او وجود ندارد که دچار مرگ نمى شود. همه چیز جز ذات او فانى و نابود مى شود .
💫” کل شی ء هالک إلا وجهه”
-ما زیبایی زندگی وبزرگی هدفمون را دردیدار با الله وجاودانگی درآن دنیا می دانیم.
-هیچ احدی نمیتونه به ما حیات بده و یا حیات را از ما بگیره به جز خدا که خودش سرمنشاء و حیّ پایداره.
}انا لله و انا الیه راجعون{
خالق ما خدا و مبدأ هم خدا و مقصد ما هم خداست .
-خداوند چه مهربان است که حتی جریان معاد بصورت نمونه عینی برامون انجام داده:
-اصحاب کهف وخواب سیصد ساله شان.
-حضرت ابراهیم علیه السلام یقین به معاد خداوند داشت اما براى اطمینان و یقین بیشترازخداوند خواست نشانه هایش ببیند.
-یا زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی به إذن الله.
-یا زنده شدن عُزیر پیامپر بعد از صد سال.
-پس اگر الله را به “حیّ “بودن شناختی:
اورا زنده وپاینده وناظر براعمالت می دانی؛ وبازتاب حضورش را درزندگیت متوجّه خواهی شد؛ تا دچارمعصیت نشوی، پس ما هرکجا باشیم خداوند با ماست. واگر خداوند را با حیّ بودنش پذیرفته باشیم بدان معناست که درهمه حال قیوم است ودرحاضر بودن و پا برجایی اش شکی نیست. چون او اعمالم را از (خوب وبد)می بیند. وبیانگرآن شده ام که، در هر ذره ای وهرنفسی (زنده بودنم) ودرهرحرکتی. با این زندگی کنیم؛ حضور” حیّ” خداوند وجدان بیدارو ظاهر و باطن ماست.
-پس ما باید حیّ بودن خداوند را دال برحرکت و”حیّ” بودن خود بدانیم.
این معنی ظاهری حیّ است.
-ومعنی درونی، اینکه خداوند ما را خلق کرده و وجدان را وسیله ای حیا وبرای هشدار خلق کرده. که مبادا؛ درهنگام انجام گناه، نعوذ بلله خود را متوجه آن کنیم که الله حی نیست ونمی بیند.
-پس الله را “حیّ وناظر ” بدانیم که هرگاه دچارمعصیت شویم صورتت از خجالت سرخ شود ودلت بگیرد؛ وهرگاه کاری نیکو انجام دهی چهره ات با درک حضور الله تابناک شود.
**اما یه نکته درمورد مرگ و زندگی:
طبق قانون فیزیک هیچ انرژی از بین نمی ره مگر اینکه از حالتی به حالت دیگری تغییر کنه.
-پس چگونه ممکن است که انسانی که سر منشاء انرژی ست از بین برود؟
-آری انسان از بین نمی رود بلکه از حالتی به حالت دیگر تغییر می کند.
حالا یه مثال درباره ی این تغییر حالت.
-ما در این دنیا کرم ابریشم هستیم زنده ایم و کار و فعالیت می کنیم دوست نداریم که پیله دورمون بپیچن اما اگه بتونیم درک کنیم که این پیله (کفن) ما را تبدیل به پروانه خواهد کرد دیگر لحظه شماری می کنیم.
این لطف و رحمتی که خداوند شامل حالمون کرده اما کمتر انسانی هست که بتونه این لطف و رحمت را درک کنه و درمقابل، شاکرش باشه بابت قضیه ای به نام مرگ و زندگی دوباره وزندگی ابدی، زندگی که هیچ وقت اون کرم تصورش را هم نمی کرد.
{سبحانک اللهم وبحمدک نشهد ان لا اله إلا انت نستغفرک و نتوب الیک}

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز