۱ – اسم رئوف بیشتر همراه با کدام اسم دیگر الله آمده و چرا؟
اسم الرئوف بیشتر با الرحیم آمده است وتنها دو بار به همراه عباد آمده است؛ چون الرئوف به معنای مهربان و رحمت وسیع می باشد و الرحیم هم به همین معناست و باز به خاطر تشابه معنایی که به معنی محبت و لطف و رحمت فراوان خداوند نسبت به بندگان خاص خود( مؤمنان ). آمدن این دو اسم با هم معنی مهربانی را کامل تر می کند. یعنی؛ رئوف بودن خداوند از رحمتی سرچشمه گرفته که الله بر خود واجب فرموده جزء ذات مبارکش هست.
۲ – نکات درس آیه/ ۲۰۷ بقره کامل ذکر کرده و خود را با آن مقایسه کنید.
۱.ارزش اعمال به نیت انسان است بالاترین نیت رضایت الله گذشتن و ایثار از خود برای رضایت خدا بسیار با ارزش است. ونشانه بندگی خداوند به لطف و رحمت و رأفتش بنا به نیّت پاداش بسیار بزرگ می دهد. مثلاً؛ تکلیف جهاد بر دوش بندگان گذاشته و پاداش شهیدان می دهد؛ فروختن نفس می تواند تنها شهادت نباشد بلکه خیلی ها به علت اینکه خود را و نفس خود را دوست دارند امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند تا مردمان از ایشان ناراحت نشوند. اما برخی نفسشان برایشان مهم نیست بخاطر رضای خدا آن قدر امر به معروف و نهی از منکر می کنند تا در این راه کشته شوند. خداوند اگر تکلیفی گذاشته بخاطر سخت گیری نیست بر بنده؛ بلکه بر مبنای رأفت و رحمتش است حتی اگر حکم جهاد باشد.
۲. این آیه بیان می کند که از انسان ها کسانی هستند که نفس و جان خود را در راه خشنودی الله می فروشند و این چنین افرادی چه سعادتمند هستند که به آن درجه از ایمان و خلوص رسیده اند که حاضرند عزیزترین چیز زندگیشان که همان جان است در راه الله بدهند و ما باید در این مورد تفکر کنیم که واقعاً خودمان تا چه اندازه حاضریم در راه الله از خود گذشتگی کنیم آیا به این درجه از ایمان و اخلاص رسیده ایم که جان خود را به خداوند بفروشیم و در عوض رضایت او را برای خود بخریم و در روز قیامت لقاءالله را نصیب خود کنیم . کار بسیار دشواریست و نیازمند نیت پاک و عمل صالح…
و خداوند نسبت به بندگانش دارای رحمت فراوان است.
۳. در بین ما انسانها هستند کسانی که هم در دنیا و هم غیر از دنیا فقط الله برایشان مهم است و همه چیز خود را حتی جان خود که عزیزترین چیز برایشان است برای رسیدن به خشنودی خداوند فدا می کنند. خداوند هم از همه ی کار آنها خبر دارد ودر مقابل کار کوچکی، نعمتی بزرگ و همیشگی می بخشد.
خوشا به حال چنین انسانهایی که با ایمان راسخ و خالصانه برای رضا و نزدیکی خداوند تلاش می کنند و زندگی دنیاییشان هم راه خدایی دارد به درجه ایی از ایمان و تقوا رسیده اند که به هیچ چیز جز خوشبختی و دیدن پروردگار در آخرت فکر نمی کنند.
من احساس می کنم قابل مقایسه این گروه انسانها نیستم هنوز فاصله زیادی تا این مرحله دارم ولی از خداوند خواهانم ما را هم جزء این دسته قرار بده..
۳- آیه ۱۲۸ توبه صفت رئوف به چه کسی نسبت داده شده و چه تأثیری بر اعتقاد ما دارد؟
به رسول الله نسبت داده شده است.
۱.پیامبر آن قدر قلب رئوف و مهربانی داشت که رنج های مؤمنان برایش سخت بوده و اصرار بر هدایت مردم داشته است حال این سوال پیش می آید که آنقدر که رسول خدا نسبت به اُمتش دلسوز بوده آیا ما هم به همین اندازه نسبت به خودمان دلسوز و مهربان هستیم و در مسیر هدایت خود و اطرافیانمان آیا قدمی بر می داریم؟
۲. پیامبر به اُمت خود عشق و محبت فراونی داشته و اگر هر یک از امتش دچار مشکل و درد و مصیبتی شد برایش سخت است و خود را در غم آنها شریک می داند.
پیامبر به خاطر عشق و از روی حس دلسوزی و ترحمی که به اُمت خود دارد و چون از عواقب گمراهی خبر دارد اصرار به هدایت شدن اُمت خود دارد.
پیامبر نسبت به بندگان مؤمن خداوند، دارای محبت و لطف فراوان و مهربانی بسیار است.
۳. خداوند مهربان مهرورز به لطف و رحمتش پیامبری از جنس خوبی برای بندگانش فرستاده و او را الگوی مؤمنین ساخته است.
اگر ما به دنبال متقی شدن هستیم بایستی مثل الگوی خود عمل کنیم.
رنج امت بر پیامبرمان دشوار می آید. .پس رنج امت رنج ماست بی تفاوت از کنارش نگذریم؛ از کوچکترین تا بزرگترین و دورترین فرد امت. اگر اینگونه بنگریم به قول اقبال لاهوری: چین وطن ما می شود، هند وطن ما می شود ، هر کجا یک مسلمان باشد وطن ما محسوب می شود.
بر فرد فرد مسلمین حریص باشیم؛ تا مبادا از دایره اسلام خارج شوند.
نسبت به مؤمنین مهربان باشیم..
و در دل نشان دهیم؛ تنها به زبان نباشد.
یعنی همدلی از هم زبانی بهتر است.
۴ – با توجه به رئوف بودن الله برای اجرای حدود الهی وظیفه ما چیست؟ مثلاً برای زناکار که چهار شاهد گواهی دهند.
خداوندی که رئوف هست چرا حد وحدود وقصاص گذاشته؟
۱.خدایی که نهایت رأفت رو داره نسبت به بنده هاش…ما مثلاً رئوف تریم که بخوایم حدود رو کم یا زیاد کنیم..خداوند رئوف بوده و اون حد رو گذاشته؛ ما باید همون رو اجرا کنیم.
و قطعاً چیزی که الله تعیین کرده باید اجراشود وخداوند به هدفی فکر کرده که ما ازش دوریم. پس خداوند نسبت به بندگانش در بالاترین حد رأفت و مهربانی قرار دارد مگر در حدهای شرعی. که البته این هم نوعی رحمت از طرف خداوند بر آن شخص است هر چند ظاهرش درد و رنج است و بر اساس حکم و قضای خداوندی است که بر اثر گناه بر شخص جاری می گردد. انسانها نیز باید نسبت به خلق چنین باشند. و در خصوص اجرای حد بر اساس موازین شرعی عمل نمایند؛
حق ها ضایع، و ظالم و ظلم جامعه رو پر می کرد.
آیا قصاص با رئوف بودن خداوند منافات نداره؟
خیر منافات نداره.
چطور؟
۲- به نظر من لطافت و نرمی رفتار خداوند در اجرای احکام خیلی زیاده. اهمیت وجود چهار شاهد برای زنا کار نمونشه.
چون دوست نداره آبروی بندگانش به سادگی بریزه.
خب چرا حدود؟
به حکم همین رئوف بودن هستش که حدود گذاشتن.
مثلا لزوم شهادت شاهدان در اجرای حدود الهی، خود دلیل بر رأفت و رحمت خداوند بر بندگان است که خداوند به آنها فرصتی دوباره می دهد که توبه کنند قبل از اینکه آبرو و حیثیت آنها نزد مردم جامعه خدشه دار شود. اما زمانی که از طریق شاهدان ثابت شود که کسی مستحق اجرا شدن حد بر روی اوست دیگر رأفت نسبت به او جائز نیست که این خود به سبب حفظ سلامت جامعه می باشد در واقع این عدم رأفت نسبت به مجرم، خود رأفتی نسبت به سایر افراد جامعه است؛
پس اگر خداوند مهربانه هرکس هرکاری دوست داشت انجام بده؛ پس چه کسی در حق مظلوم مهربان باشه.
اگر حدود نبود چه اتفاقی می افتاد؟
جدای از ظلم به انسان ها به زمین و آفریده های خدا هم رحم نمی کرد.
پس قواعد و احکام خدا انسان رو خوش نقش و ماندگار می کنه
و قرار دادن حدود شرعی توسط خداوند خدشه ای در مهربان بودنش ایجاد نمی کند.
بلکه با گذاشتن حدود گویا خدا می خواد بگه که در مقابل احکام خداوند سهل انگار ی نکنید.
هر خطایی یک پیامدی داره.
به قول معروف؛ هر کی خربزه می خوره پای لرزش میشینه.
پس حدود؛ جهت اصلاح جامعه است نه تخریب.
شنیدین درد مقدسه، چون خبر از بیماری میاره؛ دقیقاً قصاص خداوند همینه
مقدسه.
حدود؛ دقیقاً جهت اصلاحه، پس هر چیزی حد و مرزی داره و این مرزها و حریم ها خیلی اصلاحات رو به عمل میاره وجامعه پراز ظلم و فجور می شد.
اگر حدود نباشه یا ترسی از عقاب نباشه؛ ثواب معنی نداره.
خداوند صاحب رحمت وسیعه که کل مخلوقات رو در بر می گیره و با نعمتهایش در حق ایشان نیکی می کند و همانطور که گفتم؛ حد هم نشانه ای از رئوف بودن خداوند است که با اجرای حد، فرد در مقابل گناهی که انجام داده مجازات میشه تا عبرت بگیرد و دیگر، آن گناه را انجام ندهد و بار عذاب آخرتش کم بشه و شاید شاید سبب بازگشت و توبه ی فرد و تغییر مسیر زندگی او به سمت هدایت شود. البته شایدعین خداحافظی که انتظار سلامش این قدر شیرین میشه.
باید حدود باشه که ما بترسیم طرف گناه بریم و اجر کسب کنیم؛ البته بعد از ترس ازخدا.
پس چون خداوند رحمت وعطوفت داره حدود گذاشته تا سلامت افراد جامعه در خطر نیفته وحقوق آنها پایمال نشه..
پس به صورت کلی حدود تعیین شده توسط خداوند لازمه ی یک جامعه ی پاک هست.
۵ – سوره حشر آیه/ ۱۰ از زبان چه کسانی به صفت رئوف بودن الله اشاره دارد و چرا؟
(وَ اَلَّذِینَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اِغْفِرْ لَنٰا وَ لِإِخْوٰانِنَا اَلَّذِینَ سَبَقُونٰا بِالْإِیمٰانِ وَ لاٰ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنٰا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ) ﴿۱۰﴾
و[نیز] کسانى که بعد از آنان [ مهاجران و انصار] آمده اند[و] مى گویند: «پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى، و در دلهایمان نسبت به کسانى که ایمان آورده اند[هیچ گونه ] کینه اى مگذار. پروردگارا، راستى که تو رئوف و مهربانى.» (۱۰)
درمورد چه کسانی هست؟
این آیه از زبان تابعین هست؛ یعنی کسانی که بعد از مهاجرین و انصار هستند و سعادت بودن در جمع آنها و دیدار حضرت محمد صلوات الله علیه را نداشتند که خدای نکرده نسبت به آنها احساس حسادت و غل و غشی در دلشان به وجود نیاید و احساس محبت را همچنان در دلشان داشته باشند و با اعمال صالح خود را به درجه ای برسانند که در بهشت با آنها همنشین و همراه باشند .
چرا به صفت رئوف بودن الله اشاره شده نه صفات دیگه؟
چرا فرضاً نگفتن “انک علیم حکیم” یا صفات دیگه؟
اگه دقت کنیم رئوف بروزن “فعول” اومده که دلالت بر عطوفت ورحمت بسیار زیاد خداوند داره و در این آیه، آنها از خداوند طلب و درخواست دارند وچون خداوند دارای عطوفت ومهربانی شدید است حتماً خواسته آنها را اجابت می کنه و چون رأفت هم مانند رحمت است؛ اما از اون خاصتر تابعین هم به خاطر اخلاصشان در دل خود آرزو میکنن که کاش در آن دوره حضور داشتند پس خداوند چون از درون آنها آگاه است و رئوف و مهربان است پس با مهربانی خودش حس غل و حسد را از آنها دور می کند.
به صفت مهربان بودن الله اشاره داره اینه که، اونا خواسته ای از خداوند دارن که الله بس فقط بخاطر رأفت و مهربانی اش بایستی خواسته ی اونا رو اجابت کنه
خدایا! در دل ما کینه ی نسبت به اونا قرار نده یعنی؛ خدایا! به ما فرصت بده مهربان باشیم چرا که تو نیز مهربانی.
از خدایی که منشاء مهربانی و رأفت هستش می آیند که بهشون رأفت بده
پس ازاین آیه می فهمیم که مؤمن نه تنها برای خود بلکه برای دیگر برادران ایمانی اش دعای رحمت ومغفرت کند؛ چرا که خداوند دارای عطوفت بسیار زیادی است.
در دعا کردن بخیل نباشیم وسعی کنیم دعاهامون با صیغه های جمع باشه چون در موقع دعا ملائکه پاسخ میدن وبرای تو همچنین..
و همچنین کینه مؤمنین به دل نداشته باشیم و براى رهایى از این غل و عداوات از الله متعال کمک بگیریم و دعا کنیم.
از این آیه یاد می گیریم که خدا رو با توجه به نیازمون به اسمی صدا بزنیم که مناسب احوالمون باشه.
یا رزاق! روزی بده
یا غفار! بخشش
مثلاً اگه مریضی بگی یاشافی….
خب جایی که مهربونی می خوایم، یا رئوف!
۶– تجربه شما از اسم رئوف نسبت به مخلوقات الله چیست؟
اولاً همانطور که خداوند دارای عطوفته شما هم نسبت به مخلوقاتش عطوفت داشته باشید.. مثلاً همانطور که خداوند طبیعت و هر آنچه در آن است . زمین و آسمان وهر آنچه در آن است را با رحمت خاص خود آفریده و با کمال مهربانی خود به آنها حیات بخشیده ما هم در برخورد با تمامی موجودات باید رئوف و مهربان باشیم و روح دمیده شده ی خداوند را به تجلی برسانیم مراقب برخورد با طبیعت و حیوانات و حتی در استفاده از آنها به یاد داشته باشیم به بهترین شکل و آن طور که خداوند دستور فرموده با آنها برخورد کنیم یعنی اسراف نکنیم ودر حد نیاز استفاده کنیم؛ از هدر دادن آنها خودداری کنیم با حیوانات با مهربانی رفتار کنیم و آنها را آزار ندهیم و خلاصه در نگاه به همه چیز جلوه ی وجود خداوند رو ببینیم.
۱.انسانها نمیتونن خدا بشن اما میتونن خدا گونه کار کنن..صفات خدا رو خودشون پیاده کنن از خدا میخوام مهربونمون کنه.
من قبلناً همیشه زبان گستاخم می گفتم: تنهام
تنهام
تنهام
اما خداوند یک روز دستهامو گرفت؛ گفت چشماتو باز کن، تو کجا تنهایی!
من هستم؛ نه اون بالا ک سرتو به آسمون کردی
من کنارتم توی اون موقع که شدائد زندگی بهت رو کرد چه کسی کمکت کرد
توی اون مواقع بیماری کی شفات داد؛ موقع نیازت کی دستتو گرفت.
بازم بگو تنهام!
بعداز اون خجالت کشیدم از خدا.
دیگه تا میخام بگم خسته شدم از تنهایی؛ فوراً یادم میاد که خداوند با ندایی به من گفت: من کنارتم
زندگی همه مون بر رأفت و رحمت خدا می گرده.
۲.یکی از نزدیکانمون دخترش بعد از زایمان فوت کرد. اما ازون جا که خدا نسبت به اون نوزاد لطف داشت یکی از بستگان نزدیکش بچه ی شیر خوار داشت و می گف شیرش این قدر زیاده که دائم باید بدوشه بریزه بیرون. می گفت انگار این بخش از شیر سهم این طفله معصومه.
می گفت وقتی اون نوزاد و شیر میدم بچه ی خودم آن قدر آروم می خوابه که میترسم مرده باشه.
ولی این ها همه از لطف خداست. لطف خدای لطیف و مهربون
من وقتی به زندگیم نگاه می کنم سراسر، آن را لطف و رحمت خدا فرا گرفته
خیلی وقتها فکر می کردم خیلی بد آوردم و بعداً متوجه میشدم که اون اتفاقاً تماماً به نفع من بوده.
از صفت رئوف بودن الله یاد بگیریم و نسبت به بندگانش رئوف باشیم بخصوص زیر دستانمون؛ و همچنین مهربانى نسبت به حیوانات داشته باشیم.
۳.یکی از دوستان شوهرم برای شوهرم تعریف کرده بود که :
یک بار با چند نفر از دوستان به کوهنوردی رفته بودیم در راه بازگشت؛ به برکه ای رسیدیم الاغی را در آنجا دیدیم که با حالتی عاجزانه به ما خیره شده بود حدس زدیم که تشنه است بنابراین از پله های برکه پائین رفتیم و ظرف آبی را هر بار پر کرده و دست به دست کردیم و به الاغ دادیم تا اینکه سیر شد .
هفته بعد دوباره به کوهنوردی رفتیم آبمان تمام شد و هیچ برکه ای هم در مسیرمان قرار نداشت از تشنگی حالی نداشتیم که ناگاه تکه ابر کوچکی را بالای سر خودمان دیدیم ابر شروع به باریدن کرد ما از آن آب خوریم و سیراب شدیم این در حالی بود که در چند قدمی ما زمین خشک بود در این هنگام بود که به یاد آن الاغ تشنه افتادیم.
مانند خداوند رئوف باشیم و از خطاها و لغزشها و ناملایمتی های دیگران در حق خودمان راحت چشم پوشی کنیم و برای خودمان و دیگران دعای هدایت کنیم.
قلب های رئوف انسانها ناخودآگاه آدم رو به طرف خودش جلب میکنه.
سبحانک ربی مااعظمک..
در حدیث آمده: احسان کردن به هر موجودى که داراى زندگى باشه داراى پاداشه که نمونه اى از رئوف بودن الله را شنیدم؛ زن فاجره اى بخاطر دادن آب به سگى تشنه مورد مغفرت الله قرار گرفت.
امیدوارم در سخت ترین لحظات زندگیمان این اسم را فراموش نکنیم ویقین داشته باشیم که خداوند با نهایت لطف وکرم وحکمت، حوادث زندگیمان را می چیند..
خداوندا تو رئوفی! به راستی که قلبها به خاطر عطوفتها وخوبی هایت به سوی تو مشتاق وآرزومندند. تو مهربانی، ومهربانی ورحمتت مطیع وعاصی را در برگرفته است.
پروردگارا! نور الرئوف الحنان را بر قلبهایمان بتابان ومارا باعطوف ترین اشخاص بر آدمیان گردان تا برای گناهکاران طلب مغفرت کنیم وبر هدایت کافران حرص واشتیاق نشان دهیم وتمنا وآرزوی توبه برای گناهکاران نماییم، همچنین گشادگی برای محتاجان طلب کنیم تا بدین وسیله بهره فراوانی از میراث سید المرسلین( صلی الله علیم وسلم) نصیبمان گردد؛ براستی که تو بر هر چیزی توانایی