۱- چرا در” بسم الله” بجای الرّحمن، مالک نیامده است؟
– چون رحمن بودن و مهربانی الله و بخشش،
برسایر صفاتش مقدم است.
ــ شاید چون رحمت الله متعال غالب تر است.
مثل؛ اول بشارت و بعد انذار.
– بسم الله الرّحمن الرّحیم؛ یعنی: من با
یاد الله، که رحمن و رحیم است؛ این
کاررا انجام می دهم و با این یاد کردن از او می
خواهم که امکانات را فراهم
سازد، و موانع را از سر راه بردارد. ولی، “مالک” این، بار معنایی را ندارد.
– یعنی: ازالله که بسیار مهربان ومهرورز
است (دراین کارم )کمک می گیرم.
ــ چون اگررحمت
خداوند شامل حال انسان نشود، اونمی تواند هیچ کاری
را انجام دهد؛ اوست که اسباب عمل
را مهیا نموده است.
– برای اینکه به یاد داشته باشیم خدایی
که بنام او شروع می کنیم؛ همه ی
رحمت از آن اوست، واین یاد آوری یگانگی خداوند درفریادرسی
را دردلتثبیت می کند.
– لفظ “بسم الله الرحمن الرحیم”
هر دو صفت آمده اند. “رحمن” صیغه مبالغه
وعام است؛ وبیانگررحمت عام خداوند
است و شامل همۀ مخلوقات می شود
و “رحیم” صفت مشبهه است و نشانۀ ثبات و دوام
است، و ویژۀ بندگان صالح
و مؤمن است، ( و کان بالمومنین رحیما )-(و بالمومنین رئوف
رحیم) . پس در
آغاز هر کاری لازم است از کسی کمک بگیریم که آثار رحمتش بر سراسر
جهان پیداست .
(وَاکْتُبْ لَنَا فِی هَٰذِهِ الدُّنْیَا
حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ إِنَّا هُدْنَا إِلَیْکَ ۚ قَالَ
عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ
مَنْ أَشَاءُ ۖ وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ ۚ فَسَأَکْتُبُهَا
لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ
وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ [اعراف/۱۵۶]
ترجمه: و برای ما در این دنیا و آن دنیا
(زندگی) نیکی مقرّر دار (که سَروری
و توفیق طاعت در این سرای، و سعادت ناشی از رضایت
و عنایت تو در آن
سرای است) چرا که ما (توبه نمودهایم و) به سوی تو بازگشت کردهایم.
(خدا بدو) گفت: عذاب خود را به هرکس که (گناه کند و توبه نکند و خود)
بخواهم میرسانم،
و رحمت من هم همهچیز را در برگرفته (و در این سرای
شامل کافر و مؤمن میگردد، امّا
در آن سرای) آن را برای کسانی مقرّر
خواهم داشت که پرهیزگاری کنند و زکات بدهند و به
آیات (کتابهای آسمانی
و نشانههای گسترهی جهانی) ایمان بیاورند.
۲-چرا در سورفاتحه دوّمین آیه با “الرحمن” شروع شده است؟
در سوره حمد اوّل “الرحمن الرحیم” آورده؛ که بیانگر این
باشد؛ که الله، هر
چه را که انسان در راه ادای وظایفش لازم دارد به او داده شده است.
وهرچه
مانع ادامۀ حرکتش می شود، از راهش بر داشته می شود. وبعد “مالک یوم
الدین”
گفته: تا بیانگر این باشد که، در مقابل این همه نعمت بازخواست
خواهید شد.
-خدایی که مالک همه چیزاست وهمه چیز در
دست اوست، بسیار بخشنده
است،بخشایندگی و رحمانیت خداوندناخودآگاه مالکیت خداوند رانشان می دهد؛
یعنی: رحمانیت، مالکیت را دربردارد؛ ومعنای وسیعتری می دهد.
–
“رحمان و رحیم” ابتدا شفقت خداوند را معرفی کرده است؛ بعد عقاب و
جزایش. معمولاً در معرفی، ابتدا آنچه خوشایند هست می آید.
ــ
وقتى اول با “رحمن” شروع می شود، نرمى و لطافت درسخن است، قول
لینى که خداوند ازموسى خواست؛ اما اگر مالک
بیاید، در مرحلۀ اول جایگاه
مشخص می کند. چون
نظام آفرینشی که الله، ربّ آن است؛ بر اساس رحم
و مهربانی خداوند بنا شده است.
– چون اوّلین رکن ایمان، ایمان به وجود
خداوند باتمام اسماء وصفاتش است
وایمان به روزجزاء بعد ازایمان به خداست.
۳- آیا دلیلی وجود دارد که رحمتش مقدم بر غضبش است؟
– چه دلیلی محکم تر از بسم الله و فاتحه
الکتاب که با صفات رحمت شروع شده است.
– همان غضب خداوند نیز دلیل بر رحمتش است.
– خودقرآن مهمترین دلیل است. درآیات، بشیراً مقدم برنذیراً است .
– بلا تشبیه همان طور که مهربانی و بخشندگی
مادر به نسبت فرزندش بر
سایر صفاتش غالب است؛ الله نیز، که در حدیث “قدسی”
آمده است. “اِن
رحمتی سبقت من غضبی” {متفق علیه}
– ودیگراینکه روزجزاء هم، دال بررحمت پروردگاربرانسانها
است؛ چون این
دنیا ظرفیت پاداش برای مؤمنان ومجازات برای گردنکشان ندارد واگرروزجزایی
وجود نداشت؛ رحمت پروردگارمعنایی نداشت در به وجود آوردن این جهان و
پرورش آن، این
دوصفتش برتمام صفات دیگرش غالب است.
ــ رحمانیّت خداوند شامل همۀ آفریده هاست
وهمۀ مخلوقات را در بر می گیرد
؛ امّا مالک روز جزاء بودن دراینجا، درمقابل موجوداتی
است که باید بازخواست
شوند وجواب پس بدهند.
– “رحمت” دومظهردارد:جلب منافع
ودفع مضار؛ وازآنجایی که انسان مجموعه ای
ازاستعدادهاست که در مسیر حرکت به سوی رشد
وکمال ونیازمند امکانات
ودفع موانع است . ازاین رو با رحمت خداوند رحمان و رحیم مرتبط
می گردد.
(اَلْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ اَلْحَقُّ لِلرَّحْمٰنِ
وَ کٰانَ یَوْماً عَلَى اَلْکٰافِرِینَ عَسِیراً ) فرقان / ۲۶
ترجمه: آن روز، فرمانروایى بحق، از آن [خداى ] رحمان
است و روزى است که
بر کافران بسى دشوار است. (فرقان/۲۶)
۴- برداشت شما از آیه/ ۱۱۰سورۀ اسراء چیست؟
(قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ
ۖ أَیًّا مَّا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَلَا تَجْهَرْ
بِصَلَاتِکَ
وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَیْنَ ذَٰلِکَ سَبِیلًا) [۱۷:۱۱۰]
ترجمه: بگو: (خدا را) با «الله» یا «رحمن»
به کمک طلبید (فرقی نمیکند، و
خدا را به نامها و صفات متعدّد به فریاد خواندن، مخالف
توحید نیست) خدا را به
هر کدام (از اسماء حُسنی) بخوانید (مانعی ندارد و تعداد اسماء
نشانهی تعدّد
مُسمّی نیست و) او دارای نامهای زیبا است (که هر یک مُعرِّف کاری از
کارها
و بیانگر زاویهای از کمالات یزدان جهان است. ای پیغمبر هنگامی که به نماز
ایستادی)
نمازت را بلند یا آهسته مخوان، و بلکه میان آن دو راهی پیش گیر
(که میانهروی و اعتدال
است).
ــ خدا را با اسم جلاله الله یا اسماء وصفاتش
بخوانیم.
ــ اینکه اسم الله را مساوی با رحمن فرموده
است.
ــ الرحمن؛ اسمی است، قائم به ذات الله، یعنی: الله همان الرحمن
است ؛
والرحمن همان الله است؛ یعنی: به الله که جامع همه صفات است؛ توجه
داشته باشیم،و بعدازآن به صفت خاص بخشش ومهربانی اش که غالب است.
ــ خداوند را با هرنامی ازنامهایش بخوانیم
فرقی نمی کند؛ هریک ازنامها
معرّف وبیانگرزاویه ای ازکمالات الله است.
“أو” اگربه معنی اختیاربگیریم،
می توانیم بگوییم: که یا پروردگاررا با کلمۀ “الله”
که جامع تمام صفات است
بخوانیم؛ یا با صفت خاص که شامل بقیه اسماء
وصفات می شود؛ که الرحمن است. چون حتی صفات
مالکیتش هم مثلاً؛
“الجبار” یکی از معانی اش؛ جبران کننده است. با توجه به
ادامۀ سوره ؛… أَیًّا
مَّا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ…
۵-چرا “الحسنی: به صورت مؤنث آمده است؟
ــ زیرا، این صفت برای اسماء آمده، نه برای
الله؛ چون خود کلمۀ اسماء جمع
غیرعاقل است وبرای جمع غیرعاقل صفت به صورت مفرد مؤنث
می آید.
ــ الحسنی؛ صفتی برای اسماء که جمع تکسیر است آمده؛ یعنی: نیکوترین
اسامی که مختص “الله ” است؛ وعلما در وصفی یا تفضیلی بودن آن اختلاف
نظر
دارند .
وچون “الله” دارای اسمای زیادی
است نه یک اسم و همۀ آنها طبق فرمودۀ
الله نیکو هستند. وچرا فقط این دو، “الله
والرّحمن” آمده وبقیه نیامده است؟
چون بقیه زیر مجموعۀ این دو قرار می گیرند.
۶-چرا سوره الرّحمن با الرّحمن شروع شده است؟
– زیرا فرستادن قرآن رحمت خداوند به بندگانش
است؛ که مسیر هدایت را
فراهم می کند وشروع آن با “علم القرآن” به بزرگترین نعمت اشاره دارد؛
که مظهر رحمت واسعۀ الله است.
-خدای علیم درسوره الرحمن، تعلیم قرآن وخلقت
انسان و اعطای بیان را،
بعنوان آثار رحمت ذکر می کند. چون رحمتی بالاتر از نزول قرآن
وتعلیم آن
وجود ندارد. چون هدف از ارسال پیامبران ونزول ملائکه وارسال کتب درجهت
تبلیغ
این پیام مهم بود. (الرَّحْمَٰنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ)؛ یعنی: خداوند مهربان قرآن
تعلیم داده است. پس تعلیم
وآموزش قرآن یکی از مصادیق عالیه است: وآیه
بعدی که انسان را کاملترین وفاضلترین موجودات
است؛ بعنوان مظهر رحمت
خود به ما یادآور می شود؛ که می تواند با تقرب به اسماء وصفات،
وظیفۀ
خویش را که خلافت در زمین است به انجام برساند.
(عَلَّمَهُ الْبَیَانَ )، خداوند رحمان قدرت بیان
را درانسان بوجود آورد واین نعمتی
است که هیج موجود دیگری جزانسان ازآن بهره مند نیست.
– چون خود سوره الرحمن یکایک نعمات و منافع،
که شامل حال همۀ موجودات
شده است را ذکر می کند و رحمتش که شامل حال موجودات شده را
بیان
کرده است. درسور یوسف آیه/ ۵۶:
(وَکَذَٰلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ
یَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ یَشَاءُ ۚ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاءُ ۖ
وَلَا
نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ) [۱۲:۵۶]
ترجمه: (شاه پیشنهاد یوسف را پذیرفت و او
وزیر اقتصاد و دارائی شد) و بدین
منوال یوسف را در سرزمین (مصر بالا بردیم و جاه و
جلال و) نعمت و قدرت
دادیم. در آنجا هرکجا که میخواست منزل میگزید (و هرگونه که میخواست
دخل و تصرّف میکرد. آری!) ما نعمت خود را به هرکس که بخواهیم (و
شایسته بدانیم) میبخشیم
و پاداش نیکوکاران را ضائع نمیگردانیم.دادن
نعمت هابه افرادرارحمت میداند ودرسوره
ی الرحمن جزیی این نعمت ها
را یاد می کند.
ــ در سوره یونس هم خداوند قرآن را موعظه
ای برای همه وشفاء دهنده ی
دردها ودر آخر هدایت ورحمتی فقط، مختص مؤمنان بیان می کند.
ــ در سوره حمد خودش را بعنوان ربّ و صاحب
جهان، رحمن معرفی می کند.
ــ ودر سورۀ رحمن با فرستادن قرآن و سایر
نعمت های دیگر به نسبت انسان
این ربّ بودن خودش را تکمیل می کند.
ــ چون به مظاهررحمت پروردگاردردنیا وآخرت
پرداخته وخلق این آثارفقط مختص
کسی است که متصف به صفت رحمت مطلق باشد.
۷- با توجه به تعاریف از رحمت واسعه ی خداوند مشکلات وزلزله وبیماریها چگونه ربط به رحمت می دهید؛ آیا موقع سختیها خودمان حس رحمتش داریم؟
خدا گر ز حکمت ببندد دری * ز رحمت
گشاید در دیگری
ــ داستان خضر و موسی ……. مثلا سوراخ
کردن کشتی:” لینذرکم و لتتقوا لعلکم ترحمون”.
ـ در این مواقع سخت هست که، انسان پی به رحمت خداوند می برد.
ــ دردها و مشکلات هم از رحمت واسعه ی او
است. زیرا با آنها بندۀ مؤمنش
را تربیت می کند؛ و او را درسایۀ آن تقویت می کندواو
راتعلیم وتزکیه می دهد.
ــ اگر رحمت خدا را در سختی ها حس نمی کردیم
ازاو درخواست گشایش
در کارها را نداشتیم و امید وتوکلمان به خدا نبود.
“عسی ان تکرهوا شیئا وهو خیر لکم”﴿البقره: ۲۱۶﴾
ــ اگر ما مریض نشویم کی قدر سلامتی را
می دانیم کی پی به رحمت
خداوند می بریم.
ــ بلاها ومصیبت ها درواقع داروی تلخی است
که به بنده چشانده شده
وباطنش رحمت است ومصلحت بندگان درآن است.
ــ رحمت بظاهر ناخوشایند است؛ همانند: جراحی،
توسط پزشک برای
بیماری که سلامتی اش در گرو عمل جراحی است.
ــ رقیق
شدن قلب واتصال سریع به منبع از فواید سختیهاست.
ــ درد رحمت است، اگر درد نبود؛ شخص دنبال
معالجه نمی رفت. درد
وسختی رحمت است وسببی برای بخشوده شدن گناهان است. ان شاءالله
ــ دردنیا ما شرّ مطلق نداریم؛ ودیگراینکه
خود موانع ومشکلات نشانۀ رحمت
پروردگاراست.
گاهی بندگان به خاطرغفلت ارتباطشان با خالق کمرنگ
ترمی شود؛ ومشکلات تلنگری
برای تجدید ایمانشان می شود ویا خداوند
می خواهد حسنات بنده هایش رابه صورت جهشی بالا
ببرد به همین خاطر
اورا درمعرض ابتلاء وآزمایش قرارمی دهد: مثلاً پیامبراین رحمت خاص؛
که
شامل حال ایشان شد؛ که کار را به نحو احسن انجام داد.
ــ سختی هایی که انسان فکر می کند زحمت
است باعث می شود که
انسان بیشتر قدر داشته هایش را بداند.
ــ کمبودها، سختیها، بیماریى، همه وهمه، اگر از رحمت
خداوند بدانیم؛
خیلی راحتتر می توانیم با آن کنار بیاییم.
ــ وقتی رحمت خدا می آید انسان ممکن است
برای مدتی مغرور شود؛ ودرد
وسختی که آمد دوباره انسان رحمت خدا را طلب می کند ومی فهمد
که
درمقابل پروردگارش هیچ است.
۸- وظیفۀ انسان در مقابل رحمت خدا چیست؟
ــ در مقابل رحمت خداوند هر انسانی دو وظیفه
دارد: یکی در قبال خداوند، و
دیگری در قبال بندگان .
ــ در قبال خداوند؛ با توجه به این که خداوند
رحمن؛ تمام آن چیزی را که انسان
برای خلیفه اللهی نیاز دارد به او عطاء فرموده؛ ( مثل
نیروی سمع و بصر و قلب
و فؤاد و …) پس انسان مؤظف است که حق خداوند را ادا کند؛ که
حق خداوند
این است که از این نیروها و استعدادهایی که خداوند به او عطاء فرموده؛ درراه
شناخت آیات آفاق و انفس استفاده کند و با نیروی سمع در دریافت احکام و
بایدها ونبایدها
و با نیروی قلب و فؤاد برای متأثر شدن از ترهیب و ترغیب ها
استفاده کند تا در نهایت
بتواند در راه بندگی و عبودیت خالصانه از آنها بهره
ببرد و وظیفه نسبت به بندگان خدا این است که سعی کند
بلا تشبیه او هم
مانند خداوند نسبت به بندگان رحیم باشد.
۹- اگر محتاجی ببینیم دلمان به رحم نمی آید؟ واگر بتوانیم کمکش کنیم؛واگر نکنیم آیا از درون راضی هستیم؟
ــ الان خیلی کم پیش می آید یکی به خاطروجدانش
یا انسانیت کاری را
انجام بدهد مگر اینکه عذری برایش پیش بیاید یا مجبورشود که بعداً
دردل
خودش برای اینکه خودش را آرام کند؛ بگوید: ولش کن به خاطرانسانیت یا
وجدان خودم
این کاررا کردم .
ــ به نظرم دوحالت فقط پیش می آید یا به
خاطرالله متعال کاری را انجام
می دهیم یا پیروی ازهوی وهوس بوده است.
ــ
به خاطر سپاسگزاری از نعماتی که خداوند به من عطاء کرده است؛ سعی
می کنم به
دیگران کمک کنم که این هدایت ورحمت است که به خاطرالله
متعال به دیگران کمک کنیم که
این در واقع همان به کار بردن نعمتها برای
بندگان است. مهم نیّت است شاید گاهی حتی نتوانیم کمک کنیم؛ اما
همین که دلداری بدهیم یا از ته دل ناراحت شویم و آرزوی کمک را داشته
باشیم برای ما
براساس نیتمان ثواب در نظر گرفته می شود؛ انجام بعضی
کارها سخت است اما ما باید درحد
توان خودمان تلاش کنیم شاید جواب
بدی را به خوبی دادن خیلی سخت باشد اما اگر ما قرارباشد
که خودمان
را به اسماء الهی نزدیک کنیم؛ باید این سختی ها را تحمل کنیم باید
حواسمان
به وسوسه های شیطان باشد و به خدای رحمان برای دفع ضرر
و بدی پناه ببریم و ازاو کمک
بخواهیم تا بتوانیم با خوبی جواب بدهیم وگرنه
آن موقع ما هم با آن هیچ فرقی نداریم
خداوند رحمن است و حتی نسبت به
کفار هم مظاهر رحمت خودش را دریغ نکرده پس ما هم باید
اینگونه باشیم.
– من همیشه می گویم: وقتی خداو ند خودش
این همه عاصیان را می بخشد؛
من چکاره باشم که نبخشم؟ چون امید بخشش خودش دارم نمی خواهم
این
موقعیت طلایی را از دست بدهم.
– من وقتی می خواهم دلم نسبت به طرفم که به من بدی
کرده خوب شود
همیشه این دعا را می خوانم و
به او ایمان دارم که کینه را از دلم بیرون می کند.
(رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ
سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ
آمَنُوا
رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ) [سوره حشر آیه/۱۰]
ترجمه:(کسانی که پس از مهاجرین و انصار
به دنیا میآیند، میگویند: پروردگارا!
ما را و برادران ما را که در ایمان آوردن بر
ما پیشی گرفتهاند بیامرز. و کینهای
نسبت به مؤمنان در دلهایمان جای مده، پروردگارا!
تو دارای رأفت و
رحمت فراوانی هستی.)
ــ سعی می کنم ببخشم همیشه دعا می کنم
“اللهم اهدنا واهد بنا” ودعا
می کنم خدایا کسانی که به من بدی کرده اند توفیق توبه نصیب کن و
هدایتشان کن وآنها را برحمتت بیامرز
یا ارحم الراحمین.
۱۰-سوالی که پیش می آید زمان حد ویا قصاص مجرم چه موضعی باید داشته باشیم؟
(یا أیها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص
فی القتلى الحر بالحر و العبد بالعبد و
الأنثى بالأنثى فمن عفی له من أخیه شیء فاتباع
بالمعروف و أداء إلیه بإحسان
ذلک تخفیف من ربکم و رحمه فمن اعتدى بعد ذلک فله عذاب
ألیم).سوره /۱۷۸
ترجمه:اى کسانى که ایمان آورده اید، در
بارهء کشتگان، بر شما[حق ] قصاص
مقرر شده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض
زن. و هر کس که از
جانب برادر[دینى ]اش [یعنى ولى مقتول ]، چیزى [از حق قصاص ] به او
گذشت شود، [باید از گذشت ولى مقتول ] به طور پسندیده پیروى کند، و
با[رعایت ] احسان،
[خونبها را] به او بپردازد. این [حکم ] تخفیف و رحمتى
از پروردگار شماست؛ پس هر کس،
بعد از آن از اندازه درگذرد، وى را عذابى
دردناک است. (۱۷۸)
ــ
برداشت من ازآیۀ/۱۷۸ این است که هرچند قصاص حق شخص است، و
می تواند در مقابل
ظلمی که به او شده است. (قتل) قصاص صورت بگیرد اما
خداوند ما را متوجه امر مهم تری
که بخشش است می کند.
۱۱-رحم ما به نسبت کافر درمیدان جنگ چگونه است؟ درخصوص کافری که همسایه باشد چطور؟
ــ به نظرم همسایۀ کافر به اندازه ای که
حق همسایگی ادا شود. ولی نباید
اسلاممان را دربرابرش خوار کنیم .
ــ ازصفات مؤمنان؛ خداوند فرموده): اشداء
علی الکفا ر رحماء بینهم)
ــ بستگی به شرایط موجود در جنگ هست که
می شود به کافر رحم کردیا نه.
ــ
زندگی رسول الله صلى الله علیه وسلم پر از نمونه های بارز ترحم نسبت
به
دشمنانش است. برخوردش با همسایۀ یهودی اش در فتح مکه و…
ــ وتجلّی رحمت پروردگاردراخلاق رسول اکرم
آنجایی است که، پیامبر
عزیز با پاهای خون آلود ازطائف بیرون رانده شدند. وحضرت جبریل
تشریف آوردند وگفتند: می خواهی این دوتا کوه را درهم ببرم وهمه ی
اهل این قریه رانابودکنم
؟
ماشاالله به رحمت وشفقت پیامبرعزیز گفتند:
نه، شاید درآینده کسانی
ازآنها اهل ایمان بشوند.چه رحم وشفقتی آن هم به نسبت چه کسانی؛
کسانی که آن همه اورا آزارداده بودند.
درمیدان جنگ نباید رحم کرد به نظرم؛ ولی
با اسیران باید رحم داشته باشیم.
درجنگ با آنهایی که سرجنگ دارند نیاز به
رحم نیست وباید کشت ولی حتی
به نسبت آنها منع شدیم از مثله کردن اجسادشان ونمونۀ رحم
به کودکان وزنان
وپیرمردان وافرادی که مشکل جسمی دارند حق نداریم آنها را بکشیم.
۱۲-آیا رحیم بودن باعث سوء استفاده دیگران از ما نمی شود؟
ــ باحکمت برویم جلو زود باورنمی شویم؛
البته کسی بگوید: گرسنه هستم
خوراکی بدهیم هرچی آماده داریم به نیت خالصانه.
حکمت هم به دنبال علم وآگاهی می آید؛ یعنی:
اگه بدانی فلان گدا که
سرراهت قرارگرفته چقدرآپارتمان واینها دارد هرگزباورنمیکنی ولی
جدای از
حکمت احساس می کنم بازهم دل رحمی به یک نسبت زود باوری می آورد.
حداقل درنظر دیگران ساده وزود باورجلوه
می کنیم درحالی که ما کاملاًخالصانه
ازاینکه توفیق طعام دادن به مسکینی را پیدا کردیم.
چون دراین جاهم بحث رنگ خدایی گرفتن به نسبت تمام
اسماءالحسنی
خداوندهست خداوند بی دریغ می بخشد به همه ماهم بی دریغ ببخشیم.
۱۳-برداشت شما از رحمت بودن زلزله چیست؟
ــ زلزله ما را متوجه می کند که زندگی این
دنیا، پایان پذیراست ومأوای اصلی
ما اینجا نیست بلکه باید توشه برگیریم وآماده شویم
برای سرای باقی که زندگی
حقیقی آنجاست.
ــ زلزله پیام بازگشت به سوی خالق است؛
چرا که زمین وهرآنچه درآن است
مخلوق اوست وکنترل وهدایتش هم با خود اوست.
ــ زلزله نشانه قدرت بی انتهای خالق، وباعث
بیداری وعبرت دلهای غافل
انسانهاست؛ تا فقط در راه رضای خودش گام برداشته وفقط اورا
معبود ویاریگر
خود بدانیم وفقط براو توکل کنیم.
ــ زلزله به ما یادآور می شود که قراراست؛ به دیدار معبود حقیقی بشتابیم
و به هر وسیله که
بمیریم آیا شایستگی دیدارش را داریم؟.
ــ زلزله امتحانی است نه فقط برای زلزله
زدگان که برای همه ما تا فرصتی
داشته باشیم برای کسب درجات بالای ایمان ویقین.
ــ زلزله درس صبر درمقابل مصیبت را به ما
یاد می دهد ویاد آور می شود
که بعد از هر دشواری ،آسایشی است.
ــ زلزله فرصتی است برای من و تو که حس
همدلی وتعاون وخدمت به
خلق خدا را عملاً نشان دهیم.
ــ زلزله به ما می آموزد که با صبر وصلاه،
استغفاروصدقه رضایت خدای
رحمان را کسب کرده تا دفع مضرت کنیم.
ــ زلزله مارا به باور ویقین می رساند که
جلب منفعت ورفع مضرت فقط از
قدرت لایزال الهی برمی آید.
ــ زلزله به ما درس امید وتلاش را می دهد
که اگر چه گناهکاریم اما در
طلب رحمت وفضل خداوند ناامید نمی شویم و به سویش توبه می
کنیم.
ــ زلزله ما را به باور ویقین راستین می
رساند که مالک یوم الدین وکل جهان
وهر چه درآن است؛ فقط خداوند است وکنترل همه چیز
زیر نظر اوست.
ــ زلزله به ما درس آمادگی ومهیا شدن برای
زلزله قیامت را می دهد وهول
وهراس این حادثه به ما یاد آورهراس ووحشت بسیار بزرگتر
آخرت می شود.
ــ زلزله به یادمان می آورد که مرگ می تواند
در چند قدم ما باشد پس
استغفار وتوبه را فراموش نکنیم.
ــ زلزله ارتباط وحس ما را به خداوند نزدیکتر
وعمیقتر می کند چون در غم
ومصیبت انسان در می یابد که تنها پناهگاهش الله است.
ــ زلزله همه را درزیر یک سقف، در زیر یک
چادر جمع می کند تا غنی وفقیر
همسطح شده ونه بر ثروتمندان فخر وغروری ونه بر فقیران
شرم و عجزی
پدیدار نباشد.
ــ زلزله دل نبستن به دنیا ومادیات را یاد
آور می شود ومی تواند مارابه یقین
برساند که فقط هر انچه بخشیده ایم نزد الله باقی
است.
ــ زلزله ما را به یاد آیه دوم سوره عنکبوت
می اندازد که هرکس ادعای ایمان
دارد برای صدق وکذب گفتارش با آزمایش وامتحان روبرو
می شود:أَحَسِبَ
النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ
[۲۹:۲]
ترجمه: آیا مردمان گمان بردهاند همین که
بگویند ایمان آوردهایم (و به یگانگی
خدا و رسالت پیغمبر اقرار کردهایم) به حال خود
رها میشوند و ایشان (با
تکالیف و وظائف و رنجها و سختیهائی که باید در راه آئین آسمانی
تحمّل کرد)
آزمایش نمیگردند؟!
ویادآور سوره کهف که برای اثبات ایمان خود آماده باشیم.
ــ زلزله به ما می آموزد که به قدرت خود
درساخت خانه ها وپناهگاهها مغرور
نباشیم. زیرا روزی می آید که جز خدا مأمن وپناهگاه
نیست.
ــ زلزله رحمت است برای صابرین آنجا که
می فرماید: (ولنبلونکم بشی من
الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس وثمرات وبشر
الصابرین.)