۱ – نکات آیه اول سوره نساء را با تمرکز بر رقیب بودن الله بنویسید.
یا أیها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء و اتقوا الله الذی تسائلون به و الأرحام إن الله کان علیکم رقیبا ﴿۱﴾
اى مردم، از پروردگارتان که شما را از«نفس واحدى» آفرید و جفتش را[نیز] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید؛ و از خدایى که به [نام ] او از همدیگر درخواست مى کنید پروا نمایید؛ و زنهار از خویشاوندان مبرید، که خدا همواره بر شما نگهبان است.
ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﺳﻮﺭﻩ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ اﺻﻞ ﺭﺑﻮﺑﻴّّّﺖ و ﻭﺣﺪاﻧﻴّﺖ ﺑﻴﺎﻧﻲ ﺩاﺭﺩ ﻭاﺻﻞ اﻧﺴﺎﻧﻴﺖ و ﻳﮕﺎﻧﮕﻲ ﻣﻨﺸﺎء و ﺳﺮ ﭼﺸﻤﻪ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ. ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ اﻱ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ اﻳﺸﺎﻥ ﺭا اﺯ آﻥ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ اﺳﺖ. اﺻﻞ ﭘﺎﺑﺮﺟﺎﻳﻲ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ و ﭘﻴﻮﻧﺪ اﻋﻀﺎﻱ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺻﻼﺡ ﺭﺣﻢ ﺑﻌﻨﻮاﻥ ﻣﺮﻛﺰﻱ ﺑﺮاﻱ ﺳﺮﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺑﺨﺸﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﻼﻣﻲ و ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﻲ اﺯ ﺿﻌﻴﻔﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌه؛ دﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻱ ﻛﻪ آﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩ ﻭاﺣﺪﻱ ﺩاﺭﻧﺪ. و ﺣﻔﺎﻇﺖ اﻳﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺯ ﺯﻧﺎ و ﺳﺘﻢ و ﻓﺘﻨﻪ و ﻧﻆﻢ و ﻧﻆﺎﻡ ﺩاﺩﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﺑﺰﺭﮒ اﺳﻼﻣﻲ و ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﻼﻣﻲ و ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﻂﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﺑﺮ اﺳﺎﺱ ﻭﺣﺪﺕ ﺭﺑﻮ ﺑﻴﺖ . ﻭﺻﻞ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻛﻪ آﻳﻪ اﻭﻝ ﺳﻮﺭﻩ ﺩﺭ بر ﺩاﺭﺩ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﻘﻮا اﺳﺖ ﻭﺭﻭﻱ ﺳﺨﻦ اﻱ آﻳﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ اﻓﺮاﺩ اﻧﺴﺎﻥ اﺳﺖ و آﻧﻬﺎ ﺭا ﺑﻪ ﭘﺮﻫﻴﺰگاﺭﻱ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻴﻜﻨﺪ. ﻭﺭاﺑﻂﻪ اﺵ ﺑﺎ ﺭﻗﻴﺐ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺗﻘﻮا ﻧﺪاﺭﺩ ﻗﻂﻌﺎ ﺧﺪاﻭﻧﺪ ﺭا ﻧﺎﻇﺮ ﺑﺮاﻋﻤﺎﻟﺶ ﻧﻤﻴﺪاﻧﺪ.ﺗﻘﻮا ﻳﻌﻨﻲ ﺧﺪاﻭﻧﺪ ﺭا ﺑﻪ ﺻﻔﺖ ﺭﻗﻴﺐ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ.
نکته ی بعد اینکه خداوند سوره نساء را با دستور به رعایت تقوا و پرهیزگاری و برقرار داشتن پیوند بین خویشاوندان و نیکی همسران با یکدیگر سفارش کرده، و اگر ما برای اثبات خودمان به ذات خداوندی قسم می خوریم؛ چرا که می دانیم طرف مقابل با ترس از خداوند در دلش، حرف و خواسته ی ما را تأیید می کند. پس ما باید همان گونه که بذات و اسماء و صفات خداوند قسم می خوریم باید در لحظه به لحظه زندگی، پنهان و آشکار ایمان داشته باشیم که خداوند مراقب ماست.
**پس :
۱.این آیه انسان ها را به تقوای الهی دعوت می کند و موضوع خلقت انسان و تشکیل خانواده و جامعه را مطرح می کند و بر صله ارحام تأکید میکند؛ که ای انسان صله ارحام را به جا بیاور تا جامعه و خانواده از هم نگسلد؛ و اگر دقت کنیم مخاطب این آیه تمام انسان هاست و نه فقط مؤمنان. چون موضوع استحکام خانواده و جامعه مربوط به همه انسانهاست. و کسی هم تقوا نداشته باشد مطمناً خداوند را ناظر بر اعمال خویش نمی پندارد.
۲.به ترس از خداوند اشاره کرده؛ به آفرینش انسان از یک منشاء.
به عواقب بدِ ترک کردن صله رحم.
و به مراقبت خداوند بر تمام اعمال و احوال بندگان.
ودر دو بخش از آیه، ابتدا و انتهای آیه به تقوی امر نموده؛ و به منظور توجه به اهمیت صله رحم و عظمت این رابطه ی انسانی، خداوند تقوا و صله رحم را در کنار هم آورده…
اینکه انسانها از یک منشاء هستند؛ اگر آدم مفهومش را دریابد عموماً با نیکبختی و آسایش به حیات ادامه خواهند داد.
وحتی دیگر این جنگ های خانمان سوز و ویرانگر نخواهند بود که تر و خشک را در کام فرو برد و همه را به دیار نیستی ببرد.
واینکه:
۱. رقیب بودن خداوند بر بندگانش باعث می شود که دقیقتر باشیم در کارها ورفتار و کردارمان.
۲. همه ما مسلمانان خواهر و برادر هستیم باید به همدیگر احترام بگذاریم و حق و حقوق همدیگر را ضایع نکنیم.
۳. قسم بیهوده به اسم الله نخو ریم که متأسفانه این کار خیلی رایج شده در بین مردم.
۴. صله رحم را نباید نادیده گرفت جون انجام این کار باعث خوشنودی خداوند و زیاد شدن أجر و پاداش میشود.
۵. باید در هر حالی خداوند را مراقب خود بدانیم .
۲ – فرق بین رقیب وشهیدچیست؟ وچرا در آیه ۱۱۷ مائده هر دو اسم آمده است؟
۱.رقیب و شهید از اسمهای خداوند هستند که مترادف همدیگر ند و هر دو دلالت بر این دارند که خداوند همه چیز را می شنود وهمه چیز را می بیند و از هر چیز پنهان خبر دارد؛ حتی آنچه در قلب و ذهن ما باشد.
۲. شهید یعنی؛ آگاه و نظاره گر و بیننده ی همه ی اشیاء و حرکات و سکنات و به معنای گواهی دهنده می باشد.
اما رقیب به معنای مراقبت و نگهبانی و نظارت بر اعمال انسان هاست .
۳. شهیدبه معنای مطلع وآگاه است؛ ورقیب به معنای مواظب ومراقب.
بنظرمن فرد شاهدنمی تواند مراقب ومواظب باشدولی فرد مواظب می تواند شاهدهم باشد.
۴. فرق بین شهید و رقیب شاید این باشد که شهید ( آگاه و ناظر یا شاهد )فقط با خبر بودن از چیزی باشد یعنی؛ شاید نتواند در مقابل کار عکس العملی نشان دهد ولی الرقیب به معنی مواظبت و نگهبانی از چیزی یعنی می تواند جلو عمل ناشایستی بگیرد چون وقتی نگهبان یا مراقب جایی یا کسی باشیم سعی می کنیم جلو خطاء را بگیریم.
در آیه ۱۱۷ سوره مائده هم هر دو صفت خدا آمده است. در این آیه ابتدا کلمه شهید در مورد حضرت عیسی بیان شده که می گوید: تا زمانی که در میان مردم بودم مراقب و گواهشان بودم ولی هنگامی که من از میانشان رفتم خودت مراقب آنها هستی. یعنی؛ این خداوند است که در همه حال از اعمال کوچک و بزرگ انسان ها آگاه هست و مراقب آنهاست. و بعد از آن هم اسم شهید به خداوند اطلاق شده است که گواه و شاهدی است بر اعمال تمام انسان ها. حضرت عیسی خطاب به خداوند می گوید: من بندگان را به خدا پرستی دعوت کردم و تا وقتی که زنده هستم از وضع و حال مردم با خبرم و وقتی که از دنیا رفتم تنها تو مراقب وناظر اعمال و افکار انسانها هستی و تو به هر چیزی مطلق کامل داری.
وقتی شاهد بودن در کنار مراقب بیان می شود قطعاً خوف و امید به خداوند در دل پررنگ تر خواهد شد. پس؛ این آیه علاوه بر تأکید بر خانواده و اهمیت آن در جامعه و اینکه پایهای جامعه انسانی را خانواده تشکیل می دهد، به نحوی نشان دهند ۀ اجتماعی بودن اسلام هست، یعنی انسان درکنار اینکه به خود اهمیت می دهد باید از احوالات همنوعان خود هم آگاه باشد، و مسلماً خداوند شاهد بر اعمال ما انسانها است.
کسی که مراقب و نگهبان است مسلماً آگاه و مطلع هم هست بخصوص راجع به الله که هیچ شکی نیست از اوضاع و احوال بندگان خود آگاه است، شاید بتوان برای بیان صفت رقیب بودن برای خدا گفت ، عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم.
۳ – در آیه /۱۸ سوره ق منظور از رقیب کیست وکارش چیست؟
دراین آیه منظور ازرقیب فرشتگانی است که درهمه حال مواظب ومراقب انسان هستندواعمال فرد را ثبت وضبط می کنند. پس: منظوز از رقیب فرشتگان الهی هستند و مراقب و مواظب انسانها هستند و آماده انجام وظیفه خود و هر گونه سخن و عملی ( حتی کوچک ترین آنها) ثبت و ضبط می کنند.
درمورد خلقت انسانها که همه از یک پدر و مادر هستند وتولید مثل؛ و همچنین خشم پروردگار نسبت به سوگندهایی که به نام خداوند به همدیگر می دهیم (که برای خیلی ها مثل نقل و نبات در دهان می چرخد و برای یک حرف عادی هم قسم می خورند به نام مبارک الله ) وباز خشم خداوند نسبت به ترک رابطه خویشاوندی و صله رحم که آن هم این روزها خیلی در جامعه رواج دارد واینکه خداوند در هر حال مراقب و مواظب کردار ورفتار ما است. باتوجه به آیه قبل که در مورد حضرت عیسی که گفته است؛ هیچ چیز اضافه بر آنچه به آن امر شده است به مردمش نگفته و تا زمانی که در بین مردم بوده است از وضع آنان آگاه بوده و در همه حال این خداوند است که مراقب و ناظر ایشان بوده و در هر حال خداوند بر هر چیزی آگاه و مطلع است.
رقیب مواظب و مراقب، و شهید حاضر و آگاه؛ پس کسی تا زمانی که حاضر است می تواند مراقب باشد؛ و این خداوند است که در هر حال رقیب است چون در همه حال آگاه و حاضر است. انسان هیچ سخنی بر زبان نمی آورد و هیچ کاری انجام نمی دهد مگر اینکه فرشته ی مراقب و آماده ی نوشتن آن است.
پس در همه حال فرشتگان گفتار وکردار انسان را ثبت و حفظ می کنند ولی خدای عزوجل از هر ناظر و مراقبی به احوال انسان آگاه تر است و این نشانه ی اینست که خداوند از مراقب قرار دادن ملکین بی نیاز است؛ اما حکمتش اقتضاء کرده تا ملکین گواهانی باشند و وقتی انسان باخبر شود یک فرشته مراقب تک تک اعمالش هست رغبتش به حسنات افزایش می یابد. هر چند انسان می داند علم خدا فراگیر است.
۴ – رقیب بودن الله چه تأثیری دربندگی ما انسانها دارد؟ با مثال
مسلمان با آگاهی از رقیب بودن الله باعث میشه خودش هم مراقب اعمال و افکارش باشه.
و اینکه در هر حال خداوند رو ناظر بر اعمال خودمون ببینیم.
من رقیب بودن خدا رو یک جور دوربین مداربسته می بینم که همیشه مراقبمونه.
مثلاً؛ جایی که تهمت یا غیبت می شنویم خدا را ناظر ببینیم.
مثل دروغ گفتن؛ دزدی کردن و….
پس اگه تو هر کاری همون لحظه انجام میدیم فکر کنیم مراقبی داریم مطمئناً بیشتر دقت می کنیم که اشتباهی نکنیم.
**آیا همیشه مراقبت الله را در نظر داریم؟
بستگی به حواس و ایمانمون داره.
چطور وقتی کسی نشسته جلو خودش بدش رو نمی گیم غیبت نمی کنیم خب اگه همونطور خدا رو در نظر بگیریم که مواظبمون هست پس دیگه انجام نمی دیم مثل همون جلسه امتحان که شش دنگ حواسمون جمعه که مراقب نشسته و نظارت میکنه تقلب نکنیم.
یا مثل تو کلاس درس وقتی دآنش آموز می بینه معلم حواسش بهش هست وسایلش به دوستش قرض می ده چون میدونه مورد تشویق قرار می گیره.
واقعاً انسان زمانی که متوجه میشه کسی مراقبش هست بیشتر متوجه رفتار و اعمالش هست ولی چه فایده؛ همه میدونن که خداوند مراقب هست و در همه حال ما رو میبینه ولی بازم گناه می کنیم.
خودمون میدونم که همیشه یکی مراقبمون است ولی باز گناه می کنم چرا ؟
با وجودی که ما انسانها میدونم و خداوند نیز گفته که مراقب داریم ولی گناه می کنیم.
درهمون لحظه بیشتر غفلت پیش میاد هرچند اصلش ایمان داریم.
بنظرم ذکر بهترین درمان برای این هست که دچار غفلت نشیم.
قریب بودن الله به من آرامشی وصف ناشدنى میده وقتى اون قریب بین من و اون فاصله اى نیست وقتى اون قریب هست من هیچ وقت تنها نیستم وقتى او قریب هست فاصله اى نمی بینم تا بین خودم و خالقم واسطه اى قرار دهم او از هرکس وهرچیزى به من نزدیکترهست او از رگ گردن به من نزدیکتر هست، او قریب هست که همیشه همه جا حسش می کنم؛ حسى غریب و دوست داشتنى.
انسان بنا به سرشتش ودشمنی شیطان وارد گناه میشه؛ ولی مهم اینه که رقیب بودن الله و ملک باعث برگشت وتوبه بشه به وجودشون اهمیت بدیم و به نفسمون بیشتر القاء کنیم که ملک مواظب تمامی اعمال و افکارمان هست.
پس وقتی ما خداوند رو نگهبان بر خود می بینیم سعی می کنیم که درزمین خداوند گناه نکنیم. ولی ما انسانها این رو در نظر نمی گیریم وهمچنان گناه می کنیم. اگر این رو در نظر داشتیم که همیشه خداوند مراقب ماست دنیا مدینه فاضله بود.
۵- وظیفه ما در برابر این اسم الله چیست؟ با مثال
اینکه همیشه حواسمون به اعمال و رفتارمون باشه و خطایی نکنیم.
وظیفمون صاف و پاک کردن قلب و نیاتمون هست.
واقعاً نیتمون پاک و خالص باشه؛ نگذاریم از خودمون غافل بشیم.
راست باشیم یعنی باتوجه به رقیب بودن الله خالصانه اعمالمون روانجام بدیم
به نسبت دیگران.
همیشه خدا را حاضر و ناظر ببینیم تا دچار وسوسه شیطان نشیم؛ چنان باشیم که همش از روی ترس نباشه که گناه نکنیم؛ نسبت به دیگران دو رو نباشیم
هم خوف و رجاء داشته باشیم به خدا.
به نظرتون اگر وقت اضافی داشته باشیم در معرض آفت زبان نیستیم؟؟؟؟
آره خیلی
صد در صد
من فکر می کنم حرف زدن خیلى مؤثرهست توی سرنوشت ما؛ کلاً زبان چیز عجیبى هست همیشه سعى کنیم حرفهاى نیکو بزنیم، مثلاً یک حرف اونقدر تأثیرش زیاده که قرآن حرفهاى نیکوى پیامبران که شامل دعاهاى قرآنى یا هر حرف دیگرى هست در کتاب خودش آورده.
پس کلاً ما وقتی وارد جایی میشیم مثل اداره ویا مرکز مهمی که نگهبان وبازرس داره؛ سعی می کنیم که حتما از قبل هماهنگ کنیم وسعی می کنیم که مبادا خطایی از ما سر بزنه. وبا خودمون فکر می کنیم که این مرکز حتماً جای مهمی هست که نگهبان گذاشتن پس در زمینی که خدا نگهبان آن هست باید خیلی مواظب باشیم که در آن گناه نکنیم چه بزرگ چه کوچک چون روزی دربرابر آن رئیس باز خواست خواهیم شد.
۶ – تجربه عملی شما از تأثیر این اسم در زندگی فردی و خانوادگی و…..؟
شما وقتی میخوای از منزل برین بیرون چکار میکنین؟
من همیشه دعا میخونم برای بیرون رفتن از منزل برای انجام کارهام بر او توکل میکنم چون دلم قرص هست واطمینان دارم که کسی از من محافظت میکنه وهیچ وقت منو تنها نمیزاره.
دعایی خروج میخونم وذکر و سوره هایی که حس میکنم محافظمه.
ما یادمون میره دعا رو بخونیم هنگام خروج از منزل، اما همیشه حواسم هست که کسى حواسش به من هست.
اگه خداوند بگه حجاب بردارید؛ چه کسی روش میشه برداره؟ هیچکى بیرون نمیره پس حیاء هم هست.
حس مراقبت الله متعال تقوا میاره.
وقتی چیزی خداوند حلال کرد خودبخود آسون میشه.
و وقتی به شهرهای بزرگ یا کشورهای خارج برای تفریح میرین آرایشها وحجابهاتون چه تغییری می کنند؟!
زمینه کاملاً برای گناه مساعد اگر مراقبت الله را حس کنیم تغییری نمیکنه.
خیلی ها فقط عرف رو در نظر می گیرن باتوجه به عرف همونجا می پوشن.
بنظرم احترام به عرف واجبه نه عرفی که در مقابل حرف خداونده.
هر وقت با هم عروست تنها نشستی چی میگین؟
باهم عروس می گیم مادر شوهر چیز خوبیه.
من میگم هر حرفى بزنیم انعکاسش بسوى ماست حالا انتخاب با خود ماست
از خوبیاشون اون قدر میگیم که خونواده ی خودمون یادمون بره بگیم کاش مثل اونابودیم .خداوند حفظشون کند.
خوب گفتن در گروِ خوب دیدن است و رسیدن به رضایت الله نهایت آرامش و خوشبختى؛ پس وقتى همه چیز وهمه کس را خوب ببینیم این آرامش بیشتر متوجه خود ماست و نهایتاً رضایت الله.
خب عزیزان خودمون مواظب باشیم درهرحالت از اصول پیروی کنیم تا پرونده اعمالمون پر از نیکی بشه وبتونیم در برابر خلایق افتخار بندگی الله داشته باشیم. هرچند دیگران غیر ازآن باشن هرکسی شایسته است خودش وخانوادش را مراقبت کند از آتش جهنم.
الهی همه ی اهل این خونه را از متقین قرار بده.