موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات السمیع


۱ – دروسی که از آیه/ ۱۲۷ بقره در زندگی می گیریم چیست؟
{وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (۱۲۷)} بقره
در هر کاری نیت آن کار مهم است؛ چون خداوند شنوای هر کاری است چه به زبان بیاوریم و چه در دل بگوییم. با اینکه نیّتمان را مشخص کرده ایم باز هم دست به دعا برداشته واز خدابخواهیم کارمان راقبول کند و از مابپذیرد هر چندکه برای خودش انجام می دهیم. همانطور که حضرت ابراهیم و اسماعیل پایه های کعبه را بالا می بردند و از خداوند می خواستند که از آنها بپذیرد.
در آیه / ۱۲۷ برایمان روشن می شود که حضرت ابراهیم هنگامی که کعبه را می ساختند وآن را بالا می بردند، تنها به نیروی بازوی خودشان تکیه نمی کردند. الان دیوارهای کعبه را بالا می بریم و تمام می شود؛ بلکه حتی درحین بالابردن دیوارهای کعبه هم قلب ودل خود را متوجه ی خداوند متعال می کردند و می گفتند: خداوندا! این عمل را از مابپذیر.
مااین کاررا برای تو انجام می دهیم. واین سختی وعرق ریختن از ساختن خانه ی کعبه را برای تو انجام می دهیم و آن را از ما قبول کن.که همانا و یقیناً تو بسیار شنونده و بسیار آگاه ودانا هستی.
می بینیم که اخلاص کامل در اعمال حضرت ابراهیم و اسماعیل وجوددارد. و دعایی راکه به درگاه خداوند روانه می دارند می دانند که خداوند آن را می شنود .
پس از این آیه به ذهنمان می رسدکه حضرت ابراهیم بایقین برسمیع بودن خداوند؛ بردعاونیّات باحضرت اسماعیل خانه کعبه را بناکردند واراده کردندوتکیه بر سمیع بودن الله تعالی برای آیندگان خود وذریات خوددعاکرد ؛ گویی دعا تکمله کار خیر است.
**پس کل آیه مشتمل بر نکات زیر می باشد:
۱.ذکر کارهای نیک خالصانه به درگاه خداوند.
یعنی؛ کارهای نیک داشته باشیم می توانیم در دعاهایمان از آن نام ببریم.
۲.تنها دعاهایمان را مقارن به اسماء الله بسازیم ومطمئن باشیم خدا دعا های ما را می شنود.
۳.بواسطه علمی که دارد از نیات درونی ما هم با خبر است. پس درون و برون خود را اصلاح کنیم.
۴. اعمالمان حتی اگه کاملاً خالصانه هم انجام دادیم باز هم طلب پذیرش آن را از درگاه خداوند داشته باشیم.
۵. خداوند به ما هم شنوایی داده؛ اطرافیان مان را بشنویم. اما نه همه شنیدنی ها، علم داشته باشیم و طبق آموخته هایمان خوبی ها را بشنویم، بپذیریم وعمل کنیم.
۶. زیاددعاکردن ویقین داشتن به اینکه خداونددعای مارا می شنود؛ خداوند دعاء وتضرع بندگانش را می شنود. (أَنْتَ السَّمِیع)
۷.حتی درهنگام اعمال صالح به خودمغرورنشویم؛ همچنانکه پیامبران
خدا ابراهیم واسماعیل درحال ساختن خانه خدادرحالتی بین خوف وامید قرارداشتند واز خدا می خواستند عملشان را بپذیرد.
۸. بکوشیم عملمان خالصانه برای خداباشد نه ریاکارانه برای مردم؛ چرا که خدای سمیع علیم هم هست ومخلص را ازریاکار، وصادق را ازکاذب می شناسد ا ز اوبخواهیم دراعمال واقوالمان اخلاص قراردهد.
۹.اینکه بعد از انجام هرکاری قبول کردن آن را از خداوند درخواست کنیم. (رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا)
۱۰. خداونداز تمام نیّات درونی بندگان آگاه است ومی داندکه اعمال نیک آنها برای ریا وشهرت است یا خالص برای او. (الْعَلِیمُ)
۱۱- درزندگی بایدهمه کارها را بخاطرخداوندانجام دهیم وحتی لحظه ای هم شک به دلمان راه ندهیم چون اونیّات درونیمان را نیز می شنود.

۲- ارتباط سمیع بودن الله با کل آیه/ ۲۵۶ بقره بنویسید.
(لَا إِکْرَاهَ فِى الْدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الْرُشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالْطَّغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى‏ لَاانْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیْعٌ عَلِیم).
-خداوند شنوای داناست؛ صدای درون ما راهم می شنود. پس بدانیم؛ اسلام که دین تسلیم است اجبار نمی پذیرد. طیب خاطر و رضایت درون می طلبد.
– اینکه دردین اجباری نیست؛ باین صراحت و شفافیت این را می رساند هراقدامی که حکومت ها وافراد برای دیندارکردن زوری انجام می دهند باطل است . هر رویه ای که درجامعه وجودداشته باشد اعم از دینداری وبی دینی و استدلال هایی که این دو ارائه می دهند؛ هم برای اثبات نظریه ی خودشان و هم برای اقناع طرف مقابل و گفتگوهایی که بین دینداران و بی دینان صورت می پذیرد خداوند متعال آن را می شنود . سبحان الله چه حسی درقلب مؤمن ایجاد می شود وقتی خواهددانست که اگربرای خداوند متعال از دینش دفاع کند؛ قطعاً خداوند آن را می شنود .
– دین اجباری وهرامراجباری دیگری فقط درظاهر، نمود پیدامی کند وحقیقت آن تحقق پیدا نمی کند؛ اماکسی که با اقناع واختیاردین را پذیرفته وبه طاغوت کافرشده درحقیقت به ریسمان ناگسستنی الهی متصل شده ونجات یافته است؛ والبته خدای سمیع وعلیم نیت های افراد واحوال واقوال آنها رامی داند وسخنان پنهانی راکه هرکسی نمی شنود او می شنود.
-اکراه امری غیرمقبول وناپسنداست. زیرا این قبول کردن دین بایدقلبی باشد؛ زیرا اگرقلبی نباشدهیچ ارزشی ندارد واکراه امری است که فاقدارزش است واگرکسی با اکراه دین را قبول کند هرچندبه ظاهرقبول کرده چون قلبی نیست؛ مقبول هم نیست وخداوندبه این امرسمیع وعلیم است وبه نیات اوآگاه است.
– خداوند در این آیه می فرماید: اکراهی در پذیرش دین نیست و خداوند شنوا و داناست و می داند که چه کسی راه درست را انتخاب کرده و به خدا ایمان آورده و چه کسی راه طاغوت را برگزیده و کسی که راه الله را برگزیده؛ قطعاً به دستگیره محکمی چنگ زده است که گسسته نمی شود و خداوند از دلها آگاه است و خداوند سمیع است و هر آنچه را که در دلهای می گذرد می شنود.
– خداونداز همه اعمال انسان آگاه است،کسی که به خداوندایمان بیاورد، خدا او را از سقوط وهلاکت حفظ می کند، خداوندشنوا وداناست و سخنان پنهان وآشکارانسان را می شنود واز همه اعمال انسان چه کوچک چه بزرگ وچه پنهان وآشکار آگاهی دارد.
– خداوند می فرماید: در پذیرفتن دین هیچ اجبار واکراهی نیست؛ زیرا که این دین کاملی است با دلایل روشن و واضح که هر کسی که اهل هدایت هست با دل و جان می پذیرد و اجبار برای چیزی است که تمایلی به انجام دادنش نداریم.
پس دو گروه هستند: گروهی که اهل هدایتند و به ریسمان الهی که ناگسستنی است چنگ می زنند و گروهی دیگر که کفر ورزیده اند و راه باطل را در پیش می گیرند و خداوند می شنود و از نیاتمان آگاه است.
– هستند کسانی که به اجبار دین را می پذیرند و به ظاهر خود را مسلمان می دانند ولی بویی از مسلمانی نبرده اند و هیچ یک از اصول اسلام را رعایت نمی کنند.
خداوند خود شنوای داناست تمام سخنان پنهان و آشکار ما و از همه اعمال و کردار کوچک و بزرگ همگان باخبر است.
خوشا به حال کسانی که از طاغوت نافرمانی کنند و خالصانه به خداوند ایمان داشته باشد. اینان چنان پیش خداوند جایگاه خود را محکم کرده اند که هیچ گونه جدایی و گسستنی وجود ندارد.
-برای پذیرش دین هیچ اجباری نیست؛ همانطور که خداوند از ابتدای خلقت انسان، این اختیار را به انسان داده است و بافرستادن پیامبران مختلف؛ راه هدایت و کمال را ازگمراهی و ضلال مشخص نموده. حال اگر کسی از طاغوت دوری کند و به خدا ایمان و یقین کامل و درونی بیاورد(نه ظاهری ) به محکمترین ریسمان چنگ زده است و اصلاً گسستن و افتادن ندارد و خداوند برهرکاری شنوای داناست. (چه پنهان و آشکار، چه بزرگ و کوچک)
**پس:
۱- تأثیر زور در اعمال و حرکات است، نه در افکار و عقاید. «لااکراه فى الدین»
۲- روشن شدن راه حق ازباطل، تا حجّت بر مردم تمام باشد. «قد تبیّن الرشد من الغى» اسلام دین رشد است.
۳- تا طاغوت‏ها محو نشوند، توحید جلوه نمى‏کند. اوّل کفر به طاغوت، بعد ایمان به خدا. «فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن باللّه»
۴- کفر به طاغوت و ایمان به خدا باید دائمى باشد. «یکفر، یؤمن» فعل مضارع نشانه‏ى تداوم است.
۵- تکیه به طاغوت‏ها و هر آنچه غیر خدایى است، از بین رفتنى است. تنها رشته‏اى که گسسته نمى‏گردد، ایمان به خداست. «لا انفصام لها»
۶- ایمان به خدا و کفر به طاغوت باید واقعى باشد، نه منافقانه. زیرا خداوند مى‏داند ومى‏شنود. «واللّه سمیع علیم».

۳ – بیشترین اسمی که با السمیع آمده چیست وچرا؟
کلمه “سمیع” ۲۹ مرتبه همراه اسم علیم آمده است پس بیشترین اسمی که باالسمیع آمده، “العلیم” است به این معنا که:
۱ خداوند نه تنها کلمات را می شنود بلکه به ضمایر و آنچه در دل ها می گذرد آگاه است، از جمله محبّت توبه، دوری از محرمات، هدف از انجام عمل نیک و…
۲. شنیدن سخنان همراه با آگاهی از گوینده.. بدان خاطر که شنیده ی باطنی بسیار مؤثق تر از شنیده های ظاهری است. لذا خداوند می فرماید: شنوایی است که دانایی اش بی نهایت است و از کنه وجود آدمی خبر دارد. لذا انسان با علم به این موضوع می کوشد ظاهر خود را با باطنش یکی سازد.
۳.کشف تمام حقایق شنیدنی جهان با صفت سمع، واطلاع از اوضاع واحوال آنها باصفت علم.
۴. چرا هر صدایی که در این دنیا ایجاد می شود راخداوند متعال می شنود حتی صدای پای مورچه، چون او علیم هست. درواقع از اقتضایات کسی که بر همه چیز علم ودانایی دارد؛ این است که سمیع وبسیار شنونده هم باشد .
۵. این دواسم مبارک تقریباً مکمل هم هستند؛ خداوند هم اقوال وظواهر را می شنود هم احوال و درونیات را می داند وبه هر دوآگاه است.
۶. سمیع بودن خداوندهمراه باعلم اوست وسمیع بودن خداوند نشان از گوش کردن فیزیکی اونیست؛ بلکه علمی است که خداوندنسبت به تمام مخلوقات خوددارد، بندگان خدا نیز بایقین وایمان به سمیع وعلیم بودن خداونداست که اراده اعمال خوب را می کنندوبه او امید دارند.
۷. درست است که ما خدارا نمی بینیم اما او مارا می بیند، ما علمی نسبت به او نداریم اما او از ظاهر و باطن ما، از خود ما آگاه تراست، اما همراه بودن این دواسم به این خاطراست که؛ نخست به انسان گوش زد می کند که تو در تیررس نگاه اوهستی مراقب اعمالت باش، در واقع نوعی باز دارندگی دارد چون انسان می داند خداهم صدایش را می شنود و هم از خود او به او آگاه تراست؛ پس مراقب اعمالش می شود، وهمانطور که می دانیم بیشترین گناهان با زبان می شود پس نیاز به معبودی شنوا دارد.
و جنبه دیگر اینکه حرکت دهنده به سوی کارهای مثبت است، تا جایی که انسان سعی می کند حتی از گفتن سخنان مثبت دریغ نکند؛ چراکه می داند پروردگارش صدایش را می شنود و از درون قلبش آگاه است.
۸. شنیدن و گوش دادن میزان آگاهی و علم را بیشتر می کند، وقتی علم و آگاهی به حد بالایی برسد هر حرفی که بشنوی آن را کامل درک می کنی و می فهمی..
۹. علیم با معنای بسیارداناست، ازآنجایی که خداوندهمه چیزرا می شنود(چه دردل وچه برزبان)باشد به آنهاعلم وآگاهی دارد. پس چون یکی از معانی السمیع درک کردن هر آن چیزی است که در نهان و آشکار گفته می شود و علیم هم به معنای کسی است که از همه چیز آگاه است.
و همچنین اسم بصیر هم به همراه اسم علیم بارها در قرآن آمده است و بصیر هم به معنای بیناست. یعنی؛ کسی که همه چیز را می بیند. پس کسی که هر صدای نهان و آشکاری را می شنود؛ قطعاً هر چیزی را در نهان و آشکار خواهد دید و اصلاً برای خداوند نهانی وجود ندارد و همه چیز برای او آشکار است.

۴ – تأثیر ات اعتقاد به سمیع بودن الله در زندگی حس کردید؟ با مثال
اعتقاد به سمیع و شنوا بودن الله چه تأثیری در روند زندگی شما داشته است؟
بنده از صفت سمیع بودن الله تعالى این طور فهمیدم؛
اول: از هر چیز سمیع یکى از اسماء الحسنى مى باشد که در قرآن و احادیث بدان اشاره شده است.
دوم : اثبات گوش براى بارى تعالى که از عقاید صحیح اهل سنت و جماعت است البته کیفیتش هیچ شباهتى به انسانها و مخلوقات ندارد؛ همانطور که خداوند خودش در قرآن فرموده :” لیس کمثله شىء”.
سوم : شنوا بودن خداوند در تمام اُمور زندگى و عبادتم بخصوص دعاهایم نماز و تلاوت قرآن و غیره .
شنیدن آه مظلوم که در حدیث آمده و تأکید شده بین او و الله هیچ حجابى نیست بترسیم که بسیار ظریفه و قلب مؤمنى بدرد نیاریم.
آیا باعث شده از بعضی گناهان دوری کنید؟؟
خیلی، مثل ترک کردن مجالس غیبت؛ یا نالیدن از سختیهای روزگار
اگه اعتقاد آدم خالصانه باشه نتیجه اش می بینه.
آیا تاحالا این احساس بهتون دست داده که یه حس خجالت و شرم از خداوند بهتون دست بده؟؟
آره بعضی موقع
خیلی وقتها
دقیقاً؛ من وقتى احساس می کنم خداوند هر صدایى را می شنود؛ چه گفته شود و چه نشنود؛ یا در درون قلبمان مخفى باشد و چه به زبان آوریم از احساس ما آگاه هست و نداى قلبمان را می شنود در کنترل درونیات خودمون بیشتر مواظب هستیم که در مقابل پروردگار عالم شرمنده نشیم.
با اعتقاد به سمیع بودن الله تمام سختی ها آسان می شود چون مطمئنیم خدایی داریم که تمام آه وناله هایمان را می شنود.

بنظرتون اگر سمیع بودن الله در جامعه مدنظر گرفته نشه احتمال وقوع چه اتفاقاتی وجود داره؟؟؟
با وجود سمیع بودن خدا؛ دوست داریم بیشتر با خدا راز ونیاز کنیم وبه دنبالش یه حس آرامش بهمون دست میده.
دراوقات ضعف وسختی اگه بیاد سمیع بودن الله باشیم؛ قطعاً به حکمتهای خداوند راضی می شویم چون می دانیم خداوند سمیع است واز تمام دردهایمان اطلاع دارد..
چون مطمئنیم صدای ما می شنود وبه ما جواب می دهد.
وقتی که انسان به سمیع بودن خداوند اعتقاد قلبی داشته باشه در نتیجه موقع غیبت و دروغ و گناهان از خداوند شرم میکنه و میدونه یکی هست که صداش رو بشنوه؛ پس از این گناهان پرهیز میکنه.
و همچنین هر حاجت و دعا و نیازى، پروردگار می شنود پس همیشه در دعا و نیایش خود کمال ادب و معرفت را در مقابل پروردگار خود بکار بریم چرا که او سمیع است.
من وقتی تو شرایط خیلی سختی واقع میشم سعی می کنم خیلی راحت باخداوند صحبت کنم وازش می خوام حکمت این اتفاق برام نشون بده..وخیلی مواقع به حکمت خداوند در مسائل پیش اومده واسم، رسیدم..

اگر ما به سمیع خداوند با جان و دل اعتقاد نداشتیم زندگی برما چگونه می گذشت؟؟؟
اعتقاد قطعی به سمیع بودن خداوند= آرامش درونی
عدم اعتقاد به سمیع بودن خداوند= سختی عدم آرامش
واقعاً سمیع بودن خداوند حس و حال غیر قابل وصفی رو به انسان میده چه در موقع گناه و خطا و اشتباهات گفتاری که آدم رو متذکر میکنه و چه در حال مظلوم واقع شدن که حس اینکه خدا صداتو می شنوه بهترین و شیرین ترین لحظاته
سمیع بودن خداوند باعث آرامش میشه..
مظلومی که بهش ظلم میشه وقتی دستش به جایی نمیرسه و مطمئنه که خدا دیده و شنیده و بی جواب نمی مونه.
سمیع بودن خداوند زمانی برای انسان بیشتر خودش رو نشون میده که هیچ کس نیست حرف شو گوش بده و طرف کاملاً احساس تنهایی میکنه بخصوص در برابر سخنان حق.
من وقتی می خوام کار مهمی شروع کنم شب قبلش استخاره می کنم وزیاد با خدا درد دل میکنم ومطمئنم اگه اون کار به خیریتم نیست یک چیزی میشه که از اون کار دست بکشم وناراحت نمیشم؛ می دونم چون می فهمم خداوند دعای شب قبلم شنیده وحالا داره جوابم رو میده؛ حتماً این کار جور نشده خیریتم بوده.
اگربه سمیع بودن خدا اعتقاد نداشته باشیم. یعنی؛ به خدا و روز قیامت اعتقاد نداریم.
ودر سوره مجادله خوله به سمیع بودن خداوند یقین داشت؛ لذا خداوند دعایش را مستجاب کرد..
آیه/ ۱ سوره المجادله:
(قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجادِلُکَ فِی زَوْجِها وَ تَشْتَکِی اِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ یَسْمَعُ تَحاوُرَکُما اِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ)
آیه اول مجادله خیلی برام قشنگ وزیبا است که خداوند در یک آیه سه مرتبه سمیع بودن خودش را به ما تذکر میده..
گاهی فقط فراموش می کنیم و یا عجله می کنیم.. وگرنه معتقدیم خدا بینا و شنواس

آیا اعتقاد بدون عمل میتونه مؤثر باشه؟؟؟
وقتى حرفى یا درد دلى دارى گفتنش واسه دیگران یا یه سنگ صبور فوق العاده مشکل هست. اما ما الحمدلله پروردگارى داریم که سمیع هست و راحت حرف دل ما را می شنود و این نعمت بزرگى است کسى صداى ما را می شنود که قدرت مطلق است منبع آرامش و این نهایت خوشبختى ماست هر کس که این نعمت را دریابد
اگه به تمام قرآن دقت کنیم همیشه ایمان همرا با عمل آمده..
زمانی ایمان مفیداست که همراه باعمل باشه وگرنه ارزشی ندارد..”ءامنوا وعملوا الصالحات”
یه خاطره براتون از هفته گذشته تعریف می کنم.
یکی از کلاس های ما خارج از دانشگاه خودمون هست ساعت ۸تا ده صبح
کلاس بعدی ساعت ده و نیم بود دانشگاه خودمون با تاکسی ربع ساعتی فاصله هست بین کلاس اولی و دومی.
کلاس اولی برخلاف همیشه تا ساعت ده و بیست دقیقه طول کشید و وقتی بیرون اومدیم همه بچه ها با عجله رفتن که به کلاس بعدی برسن اما من جایی دیگه ای چند دقیقه کار داشتم و نمی تونستم به موقع خودم را به کلاس برسونم .
تقریباً هر هفته کلاس دومی را دیر می رسیدم هر بار به یه علتی.
اگه این بار دیر می شد خیلی بد می شد.
اون لحظه با تمام وجود به خدا گفتم اگه صدای من را می شنوی کاری کن که استاد دیر بره سر کلاس.
خلاصه کارم را انجام دادم و رفتم دانشگاه ؛ وقتی رسیدم نزدیک کلاس فکر کردم همه سر کلاسن و من دیر کردم.
وقتی رسیدم در کلاس با تعجب دیدم یکی دوتا از بچه ها نشستن بدون استاد
گفتم استاد کجاست گفتن استاد قبل از ما اومده ولی دیده کسی نیست فوری رفته
و حالا هر چه دنبالش گشتیم پیداش نکردیم. خلاصه این که استاد را پیدا نکردیم؛ نیم ساعتی متتظر موندیم و هرکسی رفت دنبال کار و بار خودش.
پس اعتقاد داشتن به سمیع بودن الله راهی ست برای رسیدن به آرامش دربرابر هر حق و ناحقی.
زمانی که بایقین به سمیع بودن الله از خداوند چیزی بخواهیم ودعایی کنیم قطعاً مستجاب می شود..
آیااصلاً درسته که با وجود سمیع بودن خداوند نزد دیگران درد دلی بازگو کنیم.
من دوست دارم وقتی با خدا راز ونیاز کنم که همه اهل خونه خواب باشن اینجوری فکر میکنم خدا خیلی بهم نزدیکه.
اگه طرف بتونه در از بین بردن مشکلت راهنماى کنه اشکال نداره.
ولى پیش میاد که انسان پیش دیگران درد دل کنه میگه اگه نکنم که غم باد می گیرم.
اگر اعتقاد قطعی به سمیع بودنش باشه دیگه نیازی به حرف زدن با دیگران نیست.
متأسفانه گاهی اوقات اون قدر ضعیف میشیم که یادمون میره خدایی داریم سمیع وبصیر و… فقط کافی است به سراغ او بریم وازش درخواست کنیم.
ولی بعضی وقتها دل آدم طاقت نمیاره.
هر درد دلی نه، ما درد دلمون رو پیش خدای خودمون میگیم که اونو برآورده کنه وبار اون مشکل از دوشمون برداشته بشه.
نه میخواى دیگران راه و چاهى نشونت بدن یا از تجربه بزرگترها استفاده کنى و دلیل نمیشه که هیچ وقت پیش دیگران حرفى نزنى و اون سمیع بودن خداوند جاى خودش داره.
واقعاً منظور از سمیع بودن هم این نیست که اگه ما مشکلی داریم که اشخاصی مى توانند حلش کنند بازگو نکنیم.
انسانها گاهی وقتها از شنیدن درد دلای دوستاشون وافراد دیگه خسته میشه. خصوصاً اگه وقایع مدام تکرار بشه ولی خداوند از شنیدن درددلامون هیچوقت خسته نمیشه.
من فقط با خدای خودم خصوصی درد دل میکنم و همیشه به حرف دلم گوش داده و مشکل حل شده … یه وقتایی هم که با دوستان درد دل می کنم فقط بخاطر تجربه هاشونه.
یه چیز هم باید در نظر بگیریم انسان بعضی موقع نیاز به هم صحبت داره و دوست خوبی که حرف های انسان را بشنو ه و اون دوست هم نعمتی هست از نعمت های خداوند اما نباید زیاد روی کنیم.
انما المومنون اخوه.. دوست خوب قطعاً ما رو بسوی خداوند راهنمایی میکنه ووجودش ضروری است..
یه وقتایی آدم میبره و نمیدونه چیکار کنه اینجاست که یه هم صحبت لازمه که راهنماییت کنه.

دوستان بنظرتون خداوند چگونه جواب درد دلامون رو میده؟؟؟
اولین جوابش اینه که آروم میکنه ما رو.
به نظر من آرامشی که بعد از دعاء کردن به ما دست میده.
وقتی خالصانه از خدا راه و چاه رو بخواهیم؛ خداوند برامون تقدیرات رو به دلمون می ندازه خوب یا بدش.
همون استخاره
بهترین هم صحبت خداوند است که راز انسان را نگه میداره و بهترین راهنما قرآن.
احسنت
درد دل با خداوند بهترین احساس یک انسان هست آمیخته با آرامش درون.
خداوند با حکمت خودش طورى به ما آرامش مى دهد که آن موقع قدر هم صحبت با خدا بودن را حس مى کنیم.

بنظرتون چرا گاهی اوقات سمیع بودن الله رو فراموش می کنیم؟
بخاطر نقص ماست که نسیان داریم.
حدیث پیامبر:” المرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخالل”..
طبق این حدیث وجود دوست با ایمان ضروری است.
بعضى مواقع این قدر در درد دل با دیگران إغراق مى کنیم که خدا رو فراموش مى کنیم.
حتی دوست خوب هم نمیشه خیلی اسرار و چیزهایی که نیاز به مشاوره نیست رو به دوست بگیم.
نه اول به الله می گیم.
دوست واقعی و دلسوز ما خداست.
همانطور که حضرت یعقوب علیه السلام فرمودند: “إنما أشکو بثى و حزنى الى الله”
ولی انسان باتوجه به طبیعتی که خداوند بهش داده نیاز به هم صحبت داره.
اغراق نباشه من ظاهرا آدم رک و تو داری هستم؛ شاید هم مغرور بخاطر همین هیچ وقت جلوی هیچ کس اشک نمی ریزم ولی اکثر وقتها تو خلوت و با خدای خودم که درد دل می کنم نمی تونم جلوی اشکم رو بگیرم و بعد از اون چنان آرامشی بهم دست میده که قابل وصف نیست.

۲ – زمانی که در برابر وسوسه های شیطان قرار میگیری چگونه از اسم السمیع استفاده میکنی؟
مثلاً چه وسوسه اى؟
در برابر وسوسه های دشمن قسم خورده باید چکار کرد؟؟
دربرابرحب غیبت، تهمت، دروغ، فحشا……
سعی می کنم بیاد بیارم که خداوند صفت “السمیع” رو داره اگه حرفهایی که بزنم به خودم میگم: صفت سمیع خدا رو انکار می کنم با این کارم و این یعنی خیانت من به الله.
ترس از اینکه کی هست که ما رو می بینه و صدایمان را می شنوه حتی در تاریکی شب.
باید زود وجود خدا رو در مقابل خودمون حس کنیم.
خب وقتی به سمیع بودن الله اعتقاد داشته باشیم قطعاً فریب وسوسه های نفس نمی خوریم وکمتر سراغ گناه میریم.
وقتى وسوسه واسه گناه پیش میاد سریع به الله پناه می بریم. مثلا؛ ” أعوذ بکلمات الله یا اعوذ بالله من همزات الشیاطین” چون ایمان قلبى داریم که می شنود و مارا پناه می دهد.
واینکه مادربرابر تک تک حرفامون مسؤولیم.
مواردی که خیلی و واسه همه پیش میاد حق گفتن جایی که به راحتی مى توانی حق را نگو یی.
چطور ؟
دکتری حرف خیلی جالبی زد می گفت: وقتی غذایی به خاطر مریضی از رو مون قطع میکنن نمی خوریم به خاطر سلامتی یمان؛ ولی غیبت که ضرر به ایمان و اعمالمان می زند را قطع نمی کنیم.
مستمر بودن بر اذکار باعث میشه انسان زبانش تحت محافظت الله باشه.
بله وقتى یقین داشته باشى خداوند سمیع است دروغ نمیگى؛ حق بیان میکنى، شهادت زور نمیدى.
مثلاً؛ حقی از کسی پایمال شده و ما با دفاع از طرف مى توانیم حقش را محفوظ کنیم.
یه وقتهایى می بینى طرف آدم بزرگیه کم بیارى که حق رو جلوش بیان کنى؛ چون به مذاق طرف خوش نمیاد و یا از هر طرف باد بوزد به اون سمت کشیده بشى و از گفتن حق امتناع کنى . که اگر بدانى او می شنود حتماً شجاعت گفتن سخن حق را دارى؛ در هر کجا و هر شرایطى چرا غیبت کنیم.
وقتی خداوند سمیع هست نباید ترس از هیچ کس و هیچی داشت.
اگر هم ترس از خشم خدا و هم امید به رحمتش رو در درونم تقویت کنم در موقع وسوسه های شیطان می توانیم بر نفس خود غلبه کنیم.
در عمل ما کجای کاریم؟؟؟؟
وقتی خداوند همه بندگانش رو دوست داره حتی کسی که ما اخلاقش به چشممون نمیاد ما چکاره ایم که بدش رو بگیم و ازش بدمون بیاد.
خوب نیستیم؛ ولی بد هم نیستیم.
شماها هم پیش خودتون میگید خدا منو دوست داره مگه نه؟!
اگه دوست نداشت که این جمع ایمانی نصیبمان نمیشد.
نه منظورم سعی کنیم جزء( لما تقولون ماتفعلون ) نباشیم ولحظه ای فکر کنیم که ما در عمل چگونه ایم..
خب وقتی خدا بندگانش رو دوست داره من چرا از محبوبان خداوند بدم بیاد و غیبتش کنم.
“لم تقولون ما لا تفعلون”
قبلاًها سکوت می کردم ولى تازگیها شهامت گفتن حق رو پیدا کردم؛ الحمدلله و تأثیرات گروه تدبر هست.
باید حرفهایمان و کردارمان یکی باشه.
وکرنه منافق میشیم.
وقتی قصه پیامبر برای زنی که گفت: فرزندم خرما زیاد می خوره نصیحتش کن رو یاد بیاریم ما هم قول و عملمون سعی خودمونو می کنیم یکی باشه.
ما همیشه میگیم خب فلان کار و… انجام میدیم؛ دیگه قراره چیکار کنیم که خوب باشیم و ..
گاهی وقتها فریب وسوسه های شیطانی می خوریم ومیگیم خداوند مارو دوست داره، وخدا بخشنده است و…وبه جرأت دچار خطاء واشتباه میشیم..

۵-بنظرتون راه حل درست بعد از مرتکب شدن به گناهی که با وسوسه ی شیطان بوده چیست؟؟؟
استغفار و پناه بردن به الله از شر شیطان.
قلباً پشیمانى و توبه؛ تو به کردن از دل.
گناه غیبت، تهمت…که حق الناس هست چی؟
بنظرم مدام استغفارکنیم تا رحمت خداوند شامل حالمون بشه.
وراه برگشتی وجود نداره.
استغفار و تو به و صدقه دادن.
حق الناس اگه بتونیم بگیم که ببخشند و شری به راه نیفته بگیم و گرنه اعمال حسنات رو زیاد کنیم مثل صدقه و..
وقتی گناهی می کنیم ویا به طرف گناهی وسوسه میشیم بعدش عذاب وجدان داریم که دربرابر خدایی گناه کردیم که همه ی اعمال مارو زیر نظر داشته وهمه حرفهای مارو می شنیده؛ اون موقع از سر شرمندگی به او پناه می بریم وتوبه می کنیم.
وقتی مدام ارتباطمان با خدا برقرار باشه توفیق کار نیک افزایش و میل به گناه کمتر مى شود.
خیلی از غیبت ها از سر بیکاریه؛ باید این اوقات رو پر کنیم با کارای خوب.
من وقتى به این قضیه فکر می کنم که از گناهان طرف به من داده میشه غیبت نمی کنم اگه حرفم قابل گفتن باشه بهش میگم اینو گفتم یا حلال بودى؛ و اگر نخوام بهش بگم هم سریع براى اون شخص طلب مغفرت می کنم و همچنین براى خودم تا از بار گناه کم بشه به هر حال این زبان یه وقتهایى ناخواسته کنترلش سخت میشه.
واقعاً فکر اینکه حسناتمون به طرف داده میشه بیشتر اثر بخشه که غیبت نکنیم.
خدایا! ما رو ببخش واز شر شیطان دور کن.
پس باید رو خودمون کار کنیم ایمانمون رو ببریم بالاتا شیطان رجیم نتونه بهمون آسیب برسونه.
انسان باید ایمان خیلی قوی داشته باشه که بتونه بر شیطان غلبه کنه.
خیلی وقت ها به چیزهایی بدی فکر می کنیم ولی بعد فوراً از فکری که کردیم خجالت می کشیم چون یقین داریم که خداوند سمیع است و حتی حرف های نگفته ما را هم می شنود.
و ما میتونیم صاحب ایمان قوی باشیم؛ باید شیطان رو از خودمون بترسونیم.
واقعاً خیلى سخته و ایمان قوى می خواد در تمام شئونات زندگى به سمیع بودن خداوند بیاندشیم و این اندیشدن و مراقب بودن الله انگیزه فعل حرام و گناه از قلب مومن کاهش میده و با این تفکر ات؛ بر ایمان و عمل صالحه اش افزون میشه از الله متعال این توفیق براى خودم و همه اعضاى گروه و مؤمنان خواهانیم.
با انجام عبادات ایمان نیز افزایش می یابد.
خودم به کثرت تجربه کردم در طول زندگیم؛ وقتی با جمع دوستان ایمانی هستم و مطالعه مفید دارم و در جلسات و نشست هایی که فقط برای رضای خدا دور هم چمع میشیم تقویت ایمان رو در خودم احساس می کنم.

۶– با توجه به آیه /۴ انبیاء وظیفه ما چیست؟
(قَالَ رَبِّی یَعْلَمُ الْقَوْلَ فِی السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) [سوره اﻷنبیاء : ۴]
وظیفه ی ما دربرابر این آیه ی کریمه چیست ؟؟
آیه میگه خداوند نه تنها سخنانتان را می شنود بلکه از اندیشه هایی که در درونتان می گذرد نیز اطلاع دارد.. پس باید مراقبت گفتار وکردارمان باشیم.
که مواظب کارهایمان باشیم و امربه معروف و نهی از منکر کنیم.
جداً به فکر راهکار باشیم برای خودمون و هر گاه که تنبلی می کنم در این مسائل بیشتر اسیر وسوسه ها میشم.
راهکارهای درست و دسته بندی شده به نفسمون القاء کنیم طوری که ملکه ذهنمون بشه.
قلب انسان آرام می گیرد وقتى بدانى پروردگار هواى بنده هاشو داره؛ و مکر و حیله هر حیله گرى به خودش برمی گردونه.
یکی از دوستان می گفت: کاش لال بودم؛ بنظرتون صرف بسته بودن دهان کافیه؟؟؟ نه زبان براى لآل شدن نیست بقول شیخ پردل می گفت: خداوند بهت زبان نداده که قفلش کنى اتفاقاً زیپ دهنت باز کن و باهاش حرفهاى خوب بزن ثواب کسب کن تبلیغ علم و دین کن با زبانت جهاد کن.
خیلی ها لالند ولی بازم همون آش و همون کاسه
پس سخن حق با چه زبانی گفته مى شود.
شکر زبانی که خداوند بهمون داده اینه که بطور صحیح ازش استفاده کنیم.
میشه بیشتر توضیح بدید؟؟؟
این که انسان با وجود توانایی خودشو کنترل کنه وبه خطاء نره با ارزشه.
پس صفت سمیع بودن خداوند به نسبت افکارما هم هست واین قطعاً خطرش به نسبت زبان چند برابره.
پس مواظبت و کنترل زبان و اندیشه بسیار لازمه.
زبان رو میشه کنترل کرد ولی افکار و وسوسه های شیطانی کنترلشان خیلی سخته.
امیدواریم زبانمون از غیبت باز بایسته از هر گناه زبانی و فکری و قلبی.
مشکل اینجاست که میگن هر حرفى بزنى که طرف حضور نداره؛ حتى اگه بدش هم نگى غیبت میشه.
مطمیناً همگی از گوشت مرده برادر و خواهر خودمون اکراه داریم.
ولی بدش نگیم که غیبت نیست.
دوستان بیاید از امشب که صفت سمیع بودن الله در بند بند وجودمون رخنه کرده ایمانمون رو تقویت کنیم؛ بشیم بنده ی خاص خدا و به خدا پناه ببریم از شر وسوسه های دشمن عصیان گرمان……
ما راحت میتونیم چرب زبانی کنیم وهیچ مشکلی پیش نیاد ولی خداوند نیات درونیمان اطلاع داره وطبق آن ما را محاسبه میکنه.
ان شاء الله پناه بر ذات پاک خداوند السمیع.
ربنا لاتکلنا الی انفسنا طرفه عین
آمین
سخته اما با توکل و تمرین و پشتکار و امید هر نشدنی؛ شد می شود.
ان شاءالله بتونیم نفسمون رو تزکیه کنیم با پشتکار خودمون و یاری الله یارب.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز