۱-درآیه/۱۲۹ البقره چه ارتباطی بین اول با آخر آیه وجود دارد وما چه درسی می گیریم؟
(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُزَکِّیهِمْ ۚ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) [۲:۱۲۹]
ترجمه: ای پروردگار ما! در میان آنان (که از دودمان ما و منقاد فرمان تویند) پیغمبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر ایشان فرو خواند و کتاب (قرآن) و حکمت (اسرار شریعت و مقاصد آن) را بدیشان بیاموزد و آنان را (از شرک و اخلاق ناپسند) پاکیزه نماید، بیگمان تو عزیزی و حکیمی (و بر هر چیزی توانا و پیروزی، و هر کاری را که میکنی بنابر مصلحتی و برابر حکمتی است).
۱. اینجا حضرت ابراهیم و پسرش اسماعیل؛ هنگام ساختن بیت المقدس درخواست ها و دعاهایی از خداوند می کردند و یکی از دعاهایشان این بود که: خداوندا! پیامبری از میان امت مسلمان برایشان مبعوث بفرما، تا آیات قرآن را بر آنان بخوانند.
واین بود که خدای متعال دعای ایشان را اجابت کرد و آن آفتاب فروزان، پیامبر آخر زمان را بعثت داد…
و در آخر آیه صفات مغلوب نشدنی الله را ذکر کرده که:
بارالها!
تو دارای قدرتی هستی که بر همه چیز چیره و غالب است و حکمتی داری که جز به مقتضای آن کاری رو انجام نمی دهی.
بار الها!
تو العزیز و باعظمت و بزرگواری
۲. حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل از خداوند می خواهند که در میان ذریه شان پیامبری از خودشان برانگیزد تا آیات پروردگار را برایشان بخواند و به آنها کتاب و حکمت بیاموزد و به سبب تقوای الهی و دوری از گناهان و اطاعت الله پاکیزه کند. آنها این دعا را می کردند چون یقین داشتند که خداوند بر این کار قادر و تواناست.
۳. حضرت ابراهیم واسماعیل هر دو دعا کردند، خدایا! درمیان فرزندهای ما رسولی قراربده تاهدایت شوند. ومی فرماید: خدایا! تو عزیزوحکیمی یعنی؛ اگرتوبخواهی که اینکاررابکنی هیچکس نمی تواند مخالفت کند وتو برهمه کس وهمه چیزغلبه داری.
۴. حضرت ابراهیم خود در زندگیش سختی ومشقت زیادی گذرانده و امتحان سخت الهی را با موفقیت پشت سر نهاده . در اینجا ابراهیم با پسرش اسماعیل از خداوند می خواهند پیامبری از میان فرزندان خودشان برگزیند و درس دین و حکمت را بین ملت خود ترویج دهند و آنها (ابراهیم و اسماعیل ) خوب می دانند که خداوند قوی و شکست ناپذیر است و خود می داند چه حکمت و مصلحی در این کار( برگزیدن پیامبر ) است .
۵. این آیه دعای حضرت ابراهیم و اسماعیل است تا خداوند از ذریه آنها پیامبری را برگزیند تا مردم را از شرک و اخلاق ناپسند پاکیزه نماید. و در آخر آیه این خداوند است که برهر چیزی احاطه دارد و هر کاری که می کند بنابر بر مصلحت و حکمتی است که برای ما قابل درک نیست.
۲ – چرا در آیه داده شده الله به دو صفت عزیز وحکیم به ترتیب اشاره نموده است؟
(وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَهٌ ۗ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ) [سوره البقره : ۲۲۸]
۱.خداوند در آیه زنان را مورد خطاب قرارداده که فرمان خدا رادر مورد عده نگه داشتن را رعایت کنند؛ چرا که عده نگه داشتن از برنامه های حکیمانه خداوند است تا بدین وسیله مردان حق نداشته باشند از قدرت خود سوءاستفاده کنندچرا که قدرت اصلی از آن خداوند می باشد.
۲. خداوندبرای همه اُمورات راه وروشی رافرستاده است وهیچ اَمری نیست که درقرآن ازآن صحبت نشده باشدوقوانین آن بیان نشده باشد، همانندامرطلاق که خداوندقوانین آن را باحکمت وتسلطی که داردبیان نموده است.
۳. این آیه به مدت عده زنان مطلقه اشاره دارد و بر مدت زمان عده راکه بعد از سه بارعادت ماهانه و پاک شدن می باشد تأکید دارد؛ چرا که خداوند با عزت خودش بهترین ها را برای زنان می خواهد و بر اساس حکمتش چنین قوانینی را وضع نموده است تا در اجتماع خانواده هایی سالم رشد کنند.
۴. آیه در مورد طلاق بین زن و مرد است که هر کدام از آنها از نظر اسلام حقوق و وظیفه و واجباتی دارند که باید رعایت کنند.
دلیل آمدن حکیم (با حکمت ) با عزیز ( با عزت ) این است که هیچ کدام از دستورات خداوند بی حکمت نیست و برای طلاق هم قوانین و حقوقی وضع شده که با حکمت سازگار است. مثلاً در مدت سه ماه عده شاید زوجین پشیمان شوند و از نو زندگی کنند.
۵.خداوند دستوراتی را مبنی برطلاق صادرفرموده است؛
که برداشت من این است که خداوند طلاق را امری مهم قرارداده وبراساس قوانین وبرنامه ازهم جدامی شوند نه اینکه فقط باجاری نمودن کلمه ی طلاق حکم جاری شود؛ پس ۳ماه پس از اینکه قصدجدایی کردید صبرکنید تاشاید صلح کنید. خداوندبه صلح راضی تراست چراکه طلاق تأثیرمنفی برطرفین داردمگردرمواردخاص؛ خداوندقدرتمنداست. مباداطبق دستورات اورفتارنکنیدوقانون رازیر پابگذارید وحکیم است قطعاً چیزی که می فرماید وقانونی که می گذارد به صلاح مابندگان است.
۶. در این آیه از حقوق زنان مطلقه صحبت به میان شده و اینکه زن و مرد هر دو حقی بر همدیگر دارند به صورتی که خداوند معاشرت و ترک ضرر و آزار و همه موارد را بررسی می کند و مورد نظر دارد.
واینکه مرد را درجه بخشیده نه به علت مقام بالاتر است بلکه اینجا اشاره کرده مردان بر زنان چیز اضافه ایی دارند که عبارتند از سرپرستی و تسلط و…..پس یعنی مردها دارای تکلیف بیشتر هستند نه تشریف بیشتر…
و اینکه اینجا “العزیز و الحکیم” را کنار هم آورده؛ بیانگر این است که خداوند بر هر کارش استدلال محکمی بر حسب آگاهی فراوانش دارد. اگر او چیره و غالب بر هرکاریست درست به همان اندازه حکیم و آگاهانه نیز اُمورات را انجام می دهد.
**پس در کل:
در ارتباط با قدرت خدا که اشاره دارد به اسم” العزیز “و حکمت وکاردانی دراُمور و به جا بودن هر اَمری اشاره به اسم “الحکیم “دارد .
ارتباط این دو اسم بزرگ در این است که قدرت و حکمت لازم و ملزوم یکدیگرند. خداوند بلند مرتبه با علم بی پایانش عاقبت هر امری را در نظر دارد که به صلاح بندگانش چه کاری خوب و چه کاری بد می باشد. واینکه ایمان به عالم غیب و شهاده در درون مان باید نهادینه گردد و هر امر را از جانب او بدانیم و تسلیم رضای خدا باشیم.
می توانیم در کارهای خود نیز از این آیه نکته برگیریم که انسان ها باید توجه کنند گاهی برای انجام اُمور اجرایی و محوله سنگین که بار مدیریتی دارد وخیلی از دیدگاه پایه ای ومحوریت آن کار مهم است فقط به توان و قدرت انجامش نگاه نکنیم باید موشکافی شودکه آ یا انجام کار به صلاح است یا نه ؟ تفکر در انجام هرکار قبل از برنامه اجرایی آن را مد نظر داشته باشیم. یعنی در انجام کار دقت در عمل است؛ نه فقط قدرت به تنهای.
۳ – سوره غافر آیه/ ۸ دعا از قول چه کسانی برای چه کسانی صورت می گیرد و چه درس هایی در آداب دعا کردن می آموزیم؟
۱. در اینجا منظور فرشتگان مقرب بارگاه الهی و حاملان عرش را منظور دارد که در حق مؤمنان دعا می کردند واینگونه یاد می دهندکه به درگاه الهی اینگونه دعا بکنیم.
و قبل دعا تمجید و ثنا آمده و نکته ی ظریف وجود دارد که به ما یاد می دهد چگونه احتیاجاتمان را از خدای متعال بطلبیم.
و از خداوند خواستند که پدران و همسران و فرزندان صالح را درکنار هم با هم جمع کن تا در بهشت چشمشان به هم روشن گردد زیرا که الله متعال مقتدر است هیچ کسی بر او مغلوب نمی شود و هیچ کاری رو بدون حکمت و مصلحت انجام نمی دهی.
بی شک الله العزیز الحکیم: مقتدر دانا و کاردانی است.
۲. دعا از قول فرشتگان الهی برای مؤمنان پاک است.
بعضی موقع هست که دعایی می کنیم یا چیزی از خداوند می خواهیم ولی دعایمان مستجاب نمی شود و به خواستمان نمی رسیم ، در این موقع باید به خودمان بگوییم تمام کارهای خداوند براساس حکمت و فلسفه خاصی است و هر آنچه برای ما اتفاق می افتد حتماً خیری نهفته است.
۳. دعا از طرف فرشتگان در حق کسانی است که از گناهان دوری کرده و به طاعات و عبادات خدا می پردازند. فرشتگان باغهای همیشه ماندگار بهشتی را برای مؤمنان به همراه پدران خوب و همسران شایسته و فرزندانشان از پرودگار می خواهند.
و قطعاً این دعا از قول فرشتگان پر از رمز و راز است و خداوند توانا و با حکمت آن را در قرآن بیان نموده تا درسی باشد برای ما که با دوری جستن از گناهان و مداومت بر دعا هم برای خودمان و هم برای همه عزیزانمان بهترین ها را از پروردگارمان بخواهیم.
۴. فرشتگان حامل عرش خداوند در حق مؤمنان نزدخداوند دعا می کنند تا خداوند آنها را در کنار نزدیکانشان در بهشت به آرامش برسانند و این خداوند است که هر چه اراده کند همان می شود و رحمت خود را به هرکس می خواهد می دهد و کسی نمی تواند مانع باشد و حکم خداوند مطابق مصلحت و حکمت می باشد.
۵. ازقول فرشتگانی که حامل عرش هستندبرای مؤمنان و وابستگانشان.
زمان دعاهمه را بیاد آوریم وبرایشان دعاکنیم همانگونه که فرشتگان برای همه دعامی کنند، برای پدرومادر، همسر وفرزند و …..
گفته شده زمان دعا؛ اول برای دیگران دعاکنیم وبعدبرای خودمان، یادمان باشددرمقابل خداوندعزیز هرگز دعای بدنکنیم هردعایی به خودمان برمی گردد.
۴ – در بیشتر موارد العزیز با الحکیم همراه هم آمده است. به نظر شما چه درسی به ما می آموزد؟ مثال بزنید.
بنظر من برای این الحکیم با العزیز آمده؛ الله العزیزی که شدت و قوتش غالب بر همه چیز است. بی شک با آگاهای و حکمت فراوانش قدرت خودش رو نمایش میده.
خداوند هم چیره بر هر کارى هست و هم هر کارى که انجام می دهد از روى حکمت است.
شکست ناپذیری و قدرت خدای متعال همراه با حکمتش در کنار هم به گونه ای تجلی بخش قدرت، در انجام کارها همراه با حکیمانه بودن آنهاست
به نظر من خداوند دستوراتی داده که فکر می کنیم چون برماچیره است اینجور بوده وچون عزیزاست باید اطاعت کنیم در صورتی که به صلاحمون بود؛ چون اوالله حکیم است.
ایمان و اعتماد کاملی رو در قلبمون ایجاد میکنه که خودمونو همینجوری هم سپردیم دستش.
ـ چرا عزیز با حکیم؟
چون مکمل همدیگه هستن؛ چون العزیزیت او چیرگی و غلبه اونو میگه.
والحکیم بودنش خبر از درستی صدر در یقین اونو میاره.
مثلاً ممکن است اتفاقی که در زندگیمان رخ دهد واحساس کنیم خداوند چیره بوده واین اتفاق به زور به زندگی ما وارد شده درصورتی که اگر یقین داشته باشیم خداوندحکیم است آرامش می گیریم.
“عزیز” یعنی؛ غالب بر همه اُمور وقدرتها؛ قدرتمند عمل کردن همراه با تدبر حکیمانه اش.
این حکیم بودنش تکمیل کننده ی عزیز بودن الله متعال هستش؛
و “العزیز” یعنی چیزی که توانایی در مقابل آن نباشد.
حکیم بودن درکنار عزیز بودن باعث قوت دل است.
اول و آخر خودش است.
من فکر می کنم وقتی قدرت وچیرگی خدا برکارها توذهنمون میاد باید تدبیر وحکمت ودانایی خدارو درکنارش داشته باشیم تا تکمیل کننده وکامل کننده هم باشن.
چون خیلی وقتها ازاین قدرت لایتناهی توقع زیاد براثر عجول بودن داریم که باید حکمت وتدبیر خدارو درکنارش درنظر بگیریم.
برای هر رویدادی انسان دچار سؤالات ذهنی می شودکه چرا چنین و چنان شد.
اما اگر به حکیم بودن ایمان و باور کامل داشته باشیم تسلیم رضای خدا می شویم.
(وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ ۚ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) [سوره الجمعه :۳
گاهی میگم من اینهمه سال از خداوند این آرزو رو دارم؛ اون باهمه ی قدرت و تواناییش چرا اجابت نمیکنه.
درسته الله متعال العزیز هست و قدرت زیادی داره؛ اما حکمتی در پشت این اجابت نشدن دعاهامونه.
احسنت تسلیم رضای خدا شدن …
یعنی با چیره دستی و قدرتش اُموراتی رو انجام میده که شاید در ذهن و فکر ما عجیب بیاد ولی حکیمانه است.
وقتی ابراهیم واسماعیل از خداوند حکمت وکتاب راخواستند خداوند محمد راهمراه با کتاب وآئینش فروفرستاد ودرادامه ازهمه خواسته شد که درمقابل حکمت وعلم عزیز بودن خدا وتدبیر وحکمتش رابه یادداشته وفقط کسانی که عجول نیستند وایمان کامل دارند به پیروزی دین خدا درهرزمان اعتماد دارند.
اگه ما فکر کنیم فقط الله عزیز است وحکیم نباشه نعوذ بالله فقط شدت وسلطه او حس می کنیم.
ولی وقتی حکیم بودنش در نظر بگیریم قدرتش وغالب بودنش وهر دستوری که داده چه امر وچه نهی وچه مسائلی که برایمان اتفاق میفته همه را از جهت قدرت بی انتها همراه با حکمت به دلمان آرامش خاص میده. اینطور نیست؟
کار خداوند را همانند یک باغبان می دونیم وقتی که درختان را حرس می کنه ومیدونه که اگر شاخ وبرگش زیاد باشه ثمرش کمتر میشه ولی اگر کسی که از این کار سر در نیاره کار این باغبان رو کار بیهوده بدونه ولی اون بکارش آگاه هست .کار خداوند هم اینجوره.
شاید بعضی وقتها به ذهنمون میرسه خدایا تا کی مسلمانان باید در ضعف و خواری باشن و مظلوم باشن با وجود اینکه قدرت تو بالاتر از همه چیزه ولی حکمتش ایجاب میکنه که بعضی نصرت ها به تأخیر بیفته .
به این مثال دقت کنید:
اگر در بین دو جنس این صفات را بررسی کنیم از مشکلات خاص زنان به نتیجه زود در انجام هر عملی است که مردان با فکر بیشتر و بازتری در کار تدبر می کنند این حکمت در کارها و سخن گفتن خودش را در میان مردان بیشتر نشان داده است. ببخشید
خانم ها در خدمتم اما مطالعه این را گفته…
درسته اگر تنها چیرگی الله متعال را در ذهن تداعی کنیم خوفی در دلمون ایجاد میشه که ما رو از راه خدا نعوذبالله دور میکنه.
پس این حکمت اومدن الحکیم کنار العزیز هم خیلی زیاده هاا.
ولی یه چیز رو هم من احساس می کنم؛ بدنباشه بگیم ارتباط اسم العزیز با عزت واقتدار هستش…
عزتی که خدای متعال اون رو از اوصاف مؤمنان میدونه…
تا حالا حس کردی وقتی نیاز به پشتیبانی داشته باشی در برابر جریانی که خودش شما را کافی باشد؟
وقتی کاری بر وفق مرادمان پیش نمی رود؛ میگیم که حکمتی در کار بوده ولی کمتر به عزیز بودن خداوند توجه داریم.
و توی این هفته من بیشتر به خودم اومدم و فهمیدم که ابتدا شدت قوتش بر هر چیزی که به ضررمان خواهد بود غلبه دارد تا در آینده در دریای بی کران حکمتش بهترین ها نصیبمان گردد.
همان عزیز بودن الله را می رساند؛ هر قدرتی دشمن ما باشه باید صد در صد اعتقاد داشته باشیم که الله العزیز بر همه ی قدرتها غالب است.
خیلی وقتها فقط خودش بوده که هوامو داشته؛ ولی چون حکیم است شاید سریع دشمن را سر به نیست نکند.
باید خودمون حرکت کنیم
آن وقت تأثیرش او میذاره.
گاهی وقتها فکر می کنیم چرا با اینکه قدرت انتقام داره خداوند
شکست ناپذیر ه.
العزیز واقعا قدرتمند است در حالی که امروزه این همه قدرت سربر آورده
چقدر تأثیر گذار بود این جمله:
هر قدرتی که دشمن ما باشه الله العزیز بر همه قدرتها غالبه.
پس وقتی که می بینیم با العزیز الحکیم همراه میشه، دلمون قرص میشه.
هر چی پیش میاد با حکمته
دیگه ناراحت…افسرده…نا امید نمیشیم.
زندگی کلی انسان ها در بیشتر نقاط دنیا در دست عده ای با اعمال قدرت نابخردانه امنیت و آ رامش را سلب کرده.
واقعاً اگه کافیه یه روز نعوذباالله ازش غافل بشی انگار خداوند زود ازت ناراحت میشه. بااینکه اون بی نیازترینه.
من سر قضیه فلسطین وسوریه بارها ازخودم می پرسیدم. خدایا! تو برهمه چیز چیره ای پس چرا مسلمانان را پیروز نمی گردانی وشوهرم همش به دنبالش حکمت خدارو به یادم می آورد.
معمولاً وقتی افرادی یا ملتی دارای امتیازهستند عزت دارن
در همه زمانها فرعون هایی هستن که به نظر میاد شکست ناپذیرند اگه خدا اراده کنه می بینیم که خیلی راحت قدرت پوشالیشون از بین میره.
خیلى از ظالمها که خداوند بهشون فرصت ظلم کردن داده مثل؛ برمه و جاهاى دیگه بنابر حکمتش هنوز نابودشون نکرده وگرنه با قدرت و چیره بودنش میتونه جلو هر ظلمى رو بگیره همونطور وقتى که سپاه ابرهه رو با ابابیل نابود کرد.
و الله که کمال امتیازات داره تمام عزت از آن اوست وهر که بدنبال راه اوست.
مسلمان هم دربرابر کافران عزتمندی اش را از خدای عزیزش می گیرد.
و اگه کسی خدا را داشته باشه ذلیل نخواهد شد.
«أذله علی المؤمنین و أعزه علی الکفرین»
چرا غیر قابل کشت است در این نکته بیاندیشیم؟
چون نور ایمان در رو به روی همه ی تخریب کننده هابسته…
یه وقتهایى هم در برابر هر ظلمى همش منتظر عزیز بودن خداوند نباشیم. یه وقتهایى هم از ماست که بر ماست، آیا در برابر این جنایات همه مسلمانها متحد شدند و یا سکوت رو ترجیح دادند.
مشکل ما بدتر از کفار ، خود ما هستیم بین مسلمین اختلاف زیاد وتبعیت از دشمن واین جاست که عزت واقعی بدست نمیاریم.
عزت مؤمن ومسلمان اقتضاءمیکنه که درهر شرایطی، از باب عزت داخل شود وهیچگاه خواری و ذلت رو نپذیره…چه در جنگ و چه در زندگی.
پس هر کدام از ما سعی کنیم عزت خدادای خود را فراموش نکنیم وبه همدیگر یاد آور کنیم که الله که العزیز است با ماست اصلاً روحیه خود را از دست ندیم.
۵ – در آیه/ ۲ الملک خداوند هدف از خلقت مرگ وزندگی، آزمایش انسانها برای بهترین عمل معرفی نموده است. چه ربطی با العزیز و الغفور دارد؟
«الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا و هو العزیز الغفور»
ارتباطش چیست.
بنده در مرحله آزمایش و امتحان قرار میگیره تا ناب ترین و خالص ترین عملش مشخص بشه بعد خدای عزیز و شکست ناپذیر غفران و بخشندگی خودش رو در هر مرحله و سطحی شامل حالمون میکنه به اندازه توان و ظرفیتمون.
خلقت متناسب ودقیق وهماهنگ انسانها به عزیز بودن الله اشاره دارد وخداوند برای آزمایش اورا آفریده؛ حال اگر خطاء کند در این آزمایش الله بخشنده است ادامه ی راه را باید درست پیمود.
خداوند عزیز است، چون قدرت و ملک مطلق دارد و هیچ کس نمی تواند بر او غالب شود و غفور است، بنابر این نقایص و گناهان بندگان را می پوشاند.
خیر قطعاً با پوشاندن و غفران یکسری خطایا و نقایص است که زمینه برای رسیدن به بهترین اعمال فراهم می گردد.
نتیجه عمل همراه با اختیار ما براى خداوند مهمه که حیات و مرگ را آفرید تا بین فاصله این حیات تا حیات ابدى ما را بیازماید که چه سرنوشتى را براى خود رقم می زنیم، او چیره هست می تواند همه را به راه راست هدایت کند اما این کجا و هدایت از روى اختیار کجا، در کنار این عزیز بودن؛ صفت غفور را یادآور می شود که همراه لغزشها ناامید نشوید چرا که او عزیز و غفور هست.
خداوند که غالب تر است برآفرینش بی کم وکاست انسانها .
الله چه زیبا آرایش داده است ظاهر انسانها را وچه معماری خارق العاده دارد.
مرگ به معنی فنا وبریدن از زندگی نیست؛ بلکه انتقال از منزل به منزل دیگر . وخداوند همچون آزمایشگر عمل می کند چون او قادر است واز نافرمان انتقام می گیرد. و”الغفور “است چون بخشاینده گناهان توبه کار وپشیمان گشته می باشد.
اونیکه عزیز است وقدرت داره میتونه ببخشه.
میتونه زمینه رسیدن به احسن عمل برای ما مهیا کنه.
انسانها هرقدر هم توانایی وتدبیر وقدرت وعلم داشته باشند بازهم در احسن عمل ، می مانند مگر اینکه خداوند با قدرت وحکمت وغفور بودنش این تأثیر رابر کارانسان هابگذارد.
واین بخشش اوست که انسانها را ناخودآگاه به سویش کشیده میشن.
صفات بیکران الله، خود آن چنان لطف هایی در بر داره که انسان مایل به طرف الله میشه.
بخشش خداوند نیروی مضاعف درادامه کارها به انسان میده
و غفوریت او نیز زیباترین صفت خداونده.
غفور در کنار عزیز چه درسی به ما میدهد؟
“العزیز” کسی است که همواره بهترین هارابرای معبودش می خواهد…همواره جواب بهترین ها، باید بهترین باشه…
خالق عزیزمان موت وحیاتمان را با تمام معجزاتش و ودرنهایت عزت و اقتدار، خلق کرده است وازبنده هاش هم أحسن اعمال را در حالیکه در أحسن تقویم آفریده شده است، انتظار دارد.اوبرهمه ی اُمور این موت وحیات و فاصله ی بین آنها یعنی از عدم تا وجود وتا مرگ وتا نشور دوباره ی انسانها چیره و داناوتواناست.
می داندکه این انسان در ابتلائاتش همیشه دچار لغزش وخطاء می شود . پس در کنار چیرگی واقتدارخود، بخشندگی اش را نیز به بندگانش یاد آوری می کند.
قدرت با اوست هر توبه اى را بخواهد می پذیرد و می بخشاید.
هرقدر هم قدرت ومنصب و جابرای حکمرانی ودستور داشته باشیم باز باید بخشش وگذشت رودرکنارش به یادداشته باشیم.
امید داشته باشیم که خداوندی که عزیز و چیره بر هرچیزی است در حین حال غفور و بخشنده است.
غفور در کنار عزیز باز همون معنی که گفتیم باعث دلگرمی انسانها از اندیشیدن به خدایی این چنین مهربان، امیدواری قابل ذکری میده.
نیروی محرکه امید بهترین انگیزه برای حرکت. هرچند ما می دانیم خالقمان مسلط بر ماست وهر کاری بخواد میتونه در یک چشم به هم زدن انجام بده
واین غفور بودن الله است که امید قشنگی در دل انسان پرورش میده.
پس الله متعال در آیه ی ۲ملک ازمرگ و زندگی نام برده ودر انتها ترسی که بخاطر مرگ ممکنه تو دل هر انسانی بیفته رو از بین برده و فرموده : عزیز و غفور.
پس ای بنده ترسی نداشته باش خدای تو غفور و بخشنده وصد البته قدرتمند است.
و اینکه مرگ برای مؤمن پایان دنیا نیست وبالاخره این قدرت( هوالعزیز) فهم و درک این ارتباط را برای رستاخیز و نشان دادن قدرتی دیگر به مسلمانان نشان می دهد که در دنیا هر سختی نوعی ابتلاست از جانب خدا وبا این احساس بر تحمل و صبر بندگان افزوده می گردد و ا حسن عمل آن رفتار نیک ماست درمقابل آ ن چه خدا مقدر نموده برایمان.
واقعاً لازم است با این دید وسیع به زندگی بنگریم تا بتونیم در امتحان أحسن عمل موفق بشیم.
۶ – بطور مکرر در سوره شعراء ، الله دوصفت “العزیز والرحیم” برای رب با تأکید آورده ” و ان ربک لهو العزیز الرحیم ” آیا این دو صفت الله در کنار هم حس کردی؟ تجربه شما؟
بله خیلی وقتا که دل نگران و آزرده از مردمانی، به یاد این آیات و پیامبر عزیزمان درود خداوند بر ایشان باد می افتیم که با وجود اذیت و آزار مشرکین مدام الله متعال به ایشان یادآور میشد. که قطعاً پروردگار تو در اوج قدرت و شوکت خویش مهلت می دهد و رحیم و بخشنده است نسبت به همه بندگانش . برای من الگوی می شود که هیچگاه خسته و ناامید نشوم و امیدوار به رحمت و بخشش الهی هم برای خودم و هم بندگانش به صورت کلی باشم.
شناخت صفت عزیز در کنار صفت رحیم؛ خداوند دلت را قرض میکند که رحمتش بر قدرتش غالب است.
خیلى مهمه که در اوج قدرت رحیم و مهربان باشى.
خداوندی که بر هر چیزی احاطه دارد، احوال بندگان خود را در نظر دارد و با رحیم و بخشنده بودنش امید رو به همه بندگانش عطاء میکنه.
«ان رحمتی وسعت کل شی»
ایمان به عالم غیب و شهاده را در میان ما افزایش می دهد.
میتونید مثالی از زندگی خودتون بزنید که مثلاً گناهی انجام دادین ترس شدیدی سایه افکنده بر قلبتان بعد صفت رحیم بودن الله باعث میشه دلت کمی آروم بشه تا دست پاچه نشی وبتونی باز گشت کنی
وجبران…
(الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَهً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ) [سوره غافر : ۷]
اگه بخواهیم به طریق دیگه به این دو صفت خداوند که در کنار هم آمده نگاه کنیم میتونیم بگیم الله رحیم و مهربان و قدرتمند است پس تو ای انسان میتوانی بر همچنین خدایی تکیه کنی.
وزمانی که انسان آن قدر ایمانش تقویت شده باشه که بتونه با این عقیده بر الله توکل کنه قطعاً مشکلات نخواهند توانست او را از پای بیندازند.
اره من تجربه کردم…
یک بار از خدای مهربونم درخواست چیزی کردم که نباید میکردم
اونم بخاطر مهربونیش اجابتم کرد.
در حالیکه من بعدها فهمیدم نباید اون آرزو رو می کردم و خداوند هم با اجابتش درس های بزگی بهم داد.
و در دوران اون اتفاق من سختی های زیادی کشیدم که فقط لطف و مهربانی الرحیم بودن الله تسلای دلم بود.
و با درک الرحیم بودن الله آن چنان شیفته ی خدای خودم شدم که
بارها اتفاق افتاده واگر امید به این صفت الله نبود واقعاً انسان در برابر ناملایمات دنیا کم می آورد.
در واقع این صفت رحیم بودن خداوند هست که به دادمون رسیده وگرنه یه وقتهایى همان عزیز بودن خداوند به تنهایى براى نابودى قومى کافیست یا حتى مجازات ما. اما با صفت رحیم بودن مجال یافته ایم براى بازگشت و یا امید به شروعى دوباره.
آیا تا حالا حس کردیم بعد یه کاری که گناه است. مثلاً؛ عصبی کردن والدین احساس کنیم آسمون میخواد بر سرمان سقوط کنه؟
پیامبر واقعاً رحمت للعالمین بود همانگونه که وقتى از شدت آزار کفار از مکه به مدینه هجرت کرد خداوند فرمود اگر بخواهى این کوههاى اطراف وا به هم میکوبم تا همه شان بین آن مدفون شوند اما پیامبر خواست مهلت یابند به امید اینکه شاید از نسلهاى بعد از اینها امتى هدایت یافته پیدا شود.
برای من پیش اومده بعد خطایی احساس ترس خدا رو واقعاً از دل لمس کردم.
قبلاً نمیدونستم ترس از خدا یعنی چی.
اما واقعاً الان میدونم چقدر سخته؛ واین باعث بشه سریع از درون متوجه رحیم بودن الله بشیم و بریم دنبال جبرانش.
البته خیلی مهم است که سوء استفاده نکنیم از رحیم بودن الله.
درست زمانی که عملی ناپسند پیش رویم بوده انتخاب نکردم با آ نکه لذت بخش بوده خواستم با یادآوری رحیم بودنش بر من رحم کند احساس نیاز به آ ن عمل ناپسند را دروجودم از بین ببرد و این از کمک های این صفت زیباست در خاطرم.
و ترس از عقوبت خطاهایم خیلی وحشتناکه
به خودم میگم الحمدالله رب العالمین که خدای من ارحم وراحمین هستش و در عقاب، نیمی از خطاهایم رو بخشیده اگر کل عقاب رو بخاد ازم بگیری من طاقتش رو ندارم.
من یک بار عروسی رفتم که صدای موسیقی خیلی زیاد بود و بارون هم میومد و چند نفر هم تو بارون داشتن می رقصیدند خیلی ترسیدم و زودی از عروسی اومدم بیرون احساس کردم همین بارون شاید عذاب باشه.
دقیقاً الرحیم بودن اون جوری در دل عطوفت قرار میده که انسان دلش میخواد فقط خاص بندگی اونو بکنه.
برای منم اتفاق افتاده دقیقاً شبیه خاطره ی شما که در حین این مراسمات زلزله ی شدیدی اومد و من باخودم فکر کردم که خدا از دست این ملت عصبانی شده.
امیدوارم الله العزیز قدرت فوق العاده به همه عزیزان این خونه با خانواده هاشون بده تا در مسیر مستقیم حرکت کنند ورحمه وغفران خودش شامل حال همگی گرداند.