موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات العلیم


۱ – عبارت “وهو بکل شی علیم” (البقره/۲۹) چه درسهایی به ما می دهد؟
۱. خداوند بر هر چیزی آگاه است؛ او علم نهان و آشکار را می داند و هیچ چیزی بر او پوشیده نیست و با همین علمش زمین و تمام نعمت هایی که در آن است را آفرید و آسمان را نیز با این عظمتش خلق کرد. پس ما با دیدن این نعمت ها و این آفرینش ها که پیچیدگی و عظمتش انسان را متحیر می کند و هیچ کس غیر از او توانایی انجامش را ندارد به علم بی کران خداوند پی می بریم.
۲. خداوندی که توانسته زمین را برای زیستگاه ما آماده و مهیا کند و آسمان را به هفت طبق بیافریند و تمام نعمتهایی که در آن هست را به وجود آورد.
پس او قادر وتوانا به هرکاری ست و هیچ چیزی از دید او پنهان نیست.
۳. خداوند آسمان و زمین رابه گونه ای که مناسب زندگی باشدآفریده است، می آموزیم که خداوند از همه چیز آگاهی دارد و از قبل، همه اُمور را برای انسان بوجود آورده است؛ چون احساس نیاز انسان به این اُمورات را قبل ازخودش درک کرده است.
۴. به ما می آموزد که هیچ چیزی از حیطه علم خدا خارج نیست؛ پس بهتراست درون وبرون خود را باذکر الله آراسته کنیم و رفتار اسلامی وخداپسندانه داشته باشیم چه در ملأ عام وچه در خلوت شب.
۵. از این آیه درس گرفتم که خدای من آسمان و زمین و همه چیزهایی که در آن بوجود آورده همه و همه به خاطر ماست
یک به یک پندها و درسها از نشانه های خداوند پیداست.
وقتی می خوانم و با خضوع تدبر می کنم که فقط خداست که خالق ماست.
فقط خداست که این آسمان وسیع را بر هفت طبقه استوار کرد.
فقط خداست که این قدر آگاهانه و با درایت، علم عظیم از تمامی آنچه خلق کرده و بوجود آورده علم و آگاهی کامل دارد؛
اینجا درس بزرگیست که آن خدایی که اینگونه می تواند خلق کند؛ قدرت برگشت دادن تمامی ما انسانها را دارد.
آری او به همه چیز تواناست؛ بر همه چیز.
و من چقدر خوشحالم که با نام العلیم خداوند آشنا شدم و آن را با روح خودم عجین کردم.
از امروز می توانم العلیم بودن او را هم بر تمام صفات پاک و زیبایش اضافه کنم و با خیالی آرام تر و راحت تر تکیه و توکل برذات بی انتهایش گردانم.
۶. خداوند کسی است که هر آنچه در زمین وآسمان است برایمان آفرید که بهره بگیریم ونشانه ای برای عظمت خداوند است، خداوند نسبت به همه چیز و همه کس علم و آگاهی دارد و از آشکار و پنهان با خبر است پس باید مراقب اعمال ، رفتار و نیاتمان باشیم و ظاهراً و قلباً از خداوند اطاعت کنیم.
۷. خداوندی که انسانها و زمین و تمام موجودات آنها را ساخته و پرداخته، به ریز و درشت حال آنها باخبر است.
وقتی می فهمیم خداوند بر همه چیز آگاه هست می بایست بیشتر مواظب حرکات گفتار و نیات و کارهای خود باشیم در کوچکترین حرکتی که قصد انجام آن داریم علیم بودنش را فراموش نکنیم که اعمال ما را ثبت و ضبط کرده و ما مسوؤل کار خود هستیم در کل برنامه روزانه خود این اصل را در نظر بگیریم در امانتهایی که خداوند در این دنیا به ما داده حق و حقوق آنها را آن طور که از ما خواسته شده انجام دهیم از برخورد و تعامل با خود گرفته تا با نزدیکان و فرزندان و اشیاء در خوردن و پوشیدن و… ان شاءالله خداوند هدایتمون کنه یارب.

۲ – از نذر مادر حضرت مریم چه می آموزیم وچرا در آخر الله را با “السمیع العلیم” مخاطب قرار داد؟
۱. می آموزیم که نذر کردن فقط مختص خداوند است و حضرت مریم گرامی ترین چیز خود که همان جنینش بود را خالصانه به پروردگارش تقدیم می کند و خداوند را با سمیع خطاب قرار داد چون او می دانست خداوند شنواست و سخنانش را حتی اگر به زبان نیاورد و در دل بگوید را می شنود و او را علیم خواند چون می دانست خداوند از همه چیز آگاه است و می داند که چه در دل او می گذرد و نیت و نذرش چیست.
۲. این نذر باید خاص خداوند باشدو بس نه کسی یا چیز دیگری.
مادر مریم که بچه خود را نذر خداوند کرده بود به خداوند گفت من سمیع العلیم (شنوا و دانا) بودن تو را می دانم و تو هم از قصدو نیت من آگاهی؛ پس نذر مرا بپذیر!
۳. همه بایدعزیزانمان را به خدا بسپاریم وبرای خدمتگزاری خداوند بایدازخودش بخواهیم که کمکشان کند، همانگونه که مادرحضرت مریم اورابه خداوندسپرد، به این دلیل که ایمان داشت خداوندحرفهای اورامی شنود و از قصد دل اوآگاهی دارد.
۴. فقط با تضرع، فروتنی خالصانه از خدا بخواهیم وبه اجابت آن ایمان داشته باشیم؛ زیرا که فقط او “سمیع العلیم” است و فقط خداوند می شنود و بر همه چیز آگاه است.
۵. از نذر مادر حضرت مریم می آموزیم که زنان نیز می توانند از اُمورات طبیعی خود به نحو احسن استفاده کنند و کارهای خود را خدایی کنند حتی زائیدن که نزد ما یک امر کاملاً عادی است وچون مادر مریم می دانست ویقین داشت که خداوند تنها کسی است که می توان اورا دراین راه یاری کند و اوست که اخلاص و هدفها را می داند.
۶. نذر عملی است که انسان طبق گفته اش بایستی آن را ادا کرد. البته نذر در اُمور خیر باشد و باید دقت کنیم موقع نذر چه بر زبان می آوریم چون گفته ما بسیار مهم است مادر حضرت مریم نذرکردند خداوند به او فرزند پسر عطاء کند تا او را وقف مسجدو عبادت خداوند نماید؛ وقتی مریم بدنیا آمد دختر بود و مادرش دست به آسمان برده و گفت: خداندا تو از نذر من آگاهی و می دانی که دختر همچون پسر آزاد نخواهد بود و تا جایی که یک دختر می تواند این نذر را ادا کند این کار را کرد. ودر آخر گفت: خداوندا! تو سمیع و علیمی چون خداوند به نذری که کرده شنواتر بوده و خدا را گواه بر نذر خود دانست.
۷. مادر حضرت مریم نذرکرد اولادی برایش عطاء کند تا خادم خدا باشد؛ اما خداوند دختری را برایش عطاء کرد و این است که می دانیم الله، “السمیع العلیم” است…
او نداها و نذرها و ناله ها را می شنود.
اما خداوند عالم بر هر نیاتی است و تنها او می داند چه کاری بجا و خوب است و تنها اوست که آگاه بر حقایق پنهان این جهان گیتی است.
پس او خود می دانست تمام نانوشته ها را و حکایت ها را، برای همین دختری بر مادر حضرت مریم عطاء فرمود.

۳-الله در سوره نساء/۱۷۶ درمبحث ارث وتبیین تقسیمات عادلانه از طرف خالق برای عده ای از میراث بران فرمود: “والله بکل شی علیم ” چه مسأله مهمی به ما یادآور می شود ؟
۱. به ما یادآور می شود که اگر کسی از این نوع تقسیم راضی نباشد بداند که خداوند علیم است و بر هرچیزی آگاهی دارد و از روی علم بی پایانش این قوانین را وضع کرده است و مثل علم انسان دچار زوال نمی شود و یا از حواس و فکر استفاده نمی کند که اشتباه کند و با تغییر، معلومات علمش تغییر نمی کند. پس انسان باید در برابر اوامر و دستورات خداوند مطیع و فرمانبردار باشد.
۲. در این آیه خداوند خطاب به بندگانش می فرماید: که در دادن ارث به وارثانتان کوتاهی و به خطا نروید و فکر نکنید که خداوند غافل است یا از اینها می گذرد .
خداوند عالم و ناظر به همه چیز هست وروزی باید درپیشگاهش جوابگو باشیم.
پس مواظب رفتارو گفتارمان باشیم.
۳. خداوند بر همه اُمورات زندگی انسان آگاه است وهمانگونه که برای هر مسئله ای راهکاری داده است برای تقسیم ارث نیزراه وروش خاصی رامبنابرصلاحدید تعیین نموده است. ونشانه این است که هیچ چیزی از نظر او پنهان نیست وحتی برای کوچکترین مسائل نیز روشی بیان نموده است.
۴. خداوند احکامی را در مورد ارث در این آیه مطرح کرده و این یکی از احسان و لطف الهی نسبت به بندگانش است که بسیاری از احکام را بیان کرده و از علم خود چیزهایی را به ما می آموزد که لازم و ضروریست، زیرا که خداوند نسبت به گذشته وآینده ما آگاه است.
۵.خداوند در این آیه یادآور می شود که اوتنها کسی است که اعمال وافعال ومنافع ومصالح بندگان از دید اوپنهان نیست وبه همین دلیل درهر زمینه ایی احکام مخصوص به آن را گذاشته است وهمه اینها به خاطر این است که انسانها گمراه نشوند.
۶.از جهتی ارث و بحث مالی در واقع حق الناس خطرناکی ست که وسوسه ی شیطان ممکن است شخص را وادار به نادیده گرفتن آن حق کند واز جهت دیگر بحث تقسیم کردن آن البته به درستی و عادلانه مطرح می شود که خیلی مهم است حق و حقوق هرکس را همانگونه که الله سفارش کرده باید پرداخت در غیر اینصورت خلاف دستورات الله اقدام کرده ایم واین کاری بس خطرناک و مشکل است والله علیم در آخر آیه خود را والله بکل شی علیم معرفی کرد یعنی: ای بشر مواظب باش که الله بر هرکاری که تو انجام دهی عالم وباخبر است.
۷. مسأله میراث حق و حقوق وراث است و بایستی طبق آنچه خداوند قانون وضع کرده ادا شود؛ بایستی علیم بودن الله را در نظر بگیریم حق کسی پایمال شود خداوند شاهد و داناست به اعمال همگان و خداوند این مسأله را امانتی بر گردن ما گذاشته تا ما را مورد امتحان قرار دهد. امیدواریم هیچگاه طمع ورزی ما را از اصل علیم بودن الله دور نساخته که ما را به هلاکت بکشاند.
۸. اینجا خداوند از حق و حقوق انسان دفاع کرده است. خداوند احکام و شریعت خودش را بیان می کند که مبادا ما گمراه شویم.
او مباحث ارث و میراث را در قرآنش بیان داشته تا خدای نکرده؛ حقی به ناحق برگردن ما نباشد…
تا مال دیگری را ضایع نکنیم؛ تا آگاهانه در برابر ارث و میراث دقیق باشیم…
واز خواندن “الله بکل شی علیم”درس گرفتم که خداوند مصلحت و منافع ما رو خیلی بهتر از خودمون میدونه.
خداوند خیلی بیشتر از خودمون ما رو دوست داره.
خداوند خیلی بیشتر از خودمون نگرانمونه. نگران آخرتمون، نگران عقابی که در انتظارمونه، نگران فرصت هایی که داره از دستمون میره، نگران اُموراتی که داریم می گذرونیم و هیچ بهره ایی نمی گیریم.
خداوند مصلحت و منفعت دنیا و آخرت ما رو میدونه. پس توکل و ایمان بخودش حلّال تموم مشکلاته.
(لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ) [سوره آل عمران : ۹۲]

۴ – الله تأکید می کند که از آنچه انفاق می کنید آگاهی کامل به تمام جزئیات آن دارد. چه درسی می خواهد به ما بدهد وآیا ما هنگام انفاق به این آیه توجه کردیم؟
دادن اموالی که انسان اونو خیلی دوست داره معمول خیلی سخته ولی درعوض خداوند پاداش بزرگی که رسیدن به درجه برونیکی است برای ما در نظر گرفته است.
خداوند می فرماید: شما به نیکویى کامل نمی رسید مگرآنگاه که ازچیزى که واقعاً خود دوست دارید انفاق می کنید، درنتیجه هم خداوند آگاه به آن چیزى است که انفاق می کنیم و هم آگاه به نیت دلها، پس حسابى باید مواظب اعمال و نیتهاى قلبى خود باشیم چرا که او علیم است.
واقعاً خیلی جای تأمل داره؛ خدای متعال ریزترین و جزئی ترین موارد درانفاق رو بهش آگاهه آیا هدفم فقط رضایت خودشه یا مردم. آیا منت میذارم یا خالصه لوجه الکریم، حتی اینکه کدوم داراییم رو انفاق می کنم بهترینش رو یا غیرقابل استفاده رو، حتی فرق در اسکناس کهنه و نوهم هست چون اول میخوام به دست الله برسه.
واسه من زیاد پیش اومده که چیزی رو که واقعاَ دوسش دارم رو ببخشم..
ماهرچه انفاق بکنیم باید خدا درنظر بگیریم نه خلق خدا ونه به خاطر چشم وهم چشمی.
همیشه میگن هدیه رو نباید هدیه داد ولی بنظرم این تفکراشتباهی است چون اگر جزء “مما تحبون” باشه ما به درجه “البـر ” می رسیم..
من قبلاً زیاد ملاحظه نمی کردم. اما الان وقتى فکر می کنم چیزى که انفاق می کنم قبل ازاینکه به شخص مورد نظربرسه درواقع انگارقبل ازآن اول به دست الله متعال می رسد پس بیشتر مواظب هستم که چه چیزى و با چه نیتى انفاق کنم.
الله درموضوع انفاق تنها به این که صرفاً چیزی روببخشید اشاره نداره؛ بلکه بهترین چیزهابه نکات خیلی خوبی اشاره کردید.
بله دقیقاً چون خیلی وقتها انسان چیزی رو میبخشه چون بهش نیاز نداره.
اما الله ازما میخواد اون چیزی که بیشتر بهش حب داریم رو بدیم.
بخشیدن چیزی که بهش نیازی نداره ارزش چندانی نداره.
جمله ای میگه: لباسهای قدیمی شما نزد فقراء جدید است. بخشیدن چیزی که نیازی به آن نداریم حاجت نیازمند رو برطرف می کنیم ولی برای خودمون نفع چندانی نداره وبا دادن به درجه “البر” نمی رسیم.
یه موضوع دیگه هست جداى از درنظر گرفتن پاداش خداوند؛ وقتى کلاً به فکرهمنوع خودت هستى و نمی توانى به اوضاع واحوال دیگرى بی تفاوت باشى، و بعد ازانفاق حس خوبى نسبت به خودت دارى بنظرمن این یعنى احساس خوشبختى وچه بسا که این بهترین پاداش براى ما باشه.
خداوند می خواد ماچیزهای روکه بیشتر دوست داریم وببخشیم تا ازتعلقات دنیایی فاصله بگیریم وبه خدا برسیم؛ درواقع تنها به نفع خودمونه الان می فهمم که خداچه قدر دوستمون داره که همش دوست داره بیشتر طرفش بریم.
باید درانفاق دقت کنیم درسته که ما برای خدا این کار کنیم ولی باید بدانیم که آیا این بدست اون که حقشه میرسه.
یه موقع تو خونه چیزی را زیادی داریم می بخشیم نه این که نخوایم؛ چون ازش چنتا داریم می بخشیم.
این بخشش چجوریه ؟
مثلاً در نظر بگیریم آیا اگرخداوند به ما پاداش نمی داد بازهم می توانستیم بی خیال و بی تفاوت نسبت به هم نوع خود باشیم؟
بستگی به هدف ونیت آدمی داره که باچه هدفی می بخشی.
من فکر می کنم خداوند همیشه با چیزی که دوستش داریم امتحان می کنه واین فقط درمورد اشیاء صدق می کنه. برای مثال: بعضی وقتها ما یه کار مهمی داریم همون موقع یه نفرازما کمک می خواد.
خیلی با خودمون کلنجار میریم اون یا کارخودم و اینجاست که ارزش فداکاری مشخص میشه.
بنظرم من جدا ازمن پاداش نمیشه بی تفاوت ازکسی بگذریم.
اگه واقعاً عاشق خدا باشیم و به حرفاش عمل کنیم چه اهمیت داره پاداش.
خوب به نظر من اینم نوعی بخششه وقابل قبول ولی نکنه مهم فکر کنم نیت ما باشه.
وچقدر زیادند افرادی که واقعاً نیازمند یاری هستن.
یعنی زمانی به نیکویی وبرکامل می رسیم که از بهترینمون ببخشیم.
چقد خووب میشه اگر بی منت هدیه بدیم به نیازمندی و جوری که تحقیر نشه طرف مقابل.
بزرگترین پاداشى هم که خداوند میتونه بهمون بده در واقع رضایت خودشه وااااقعاً حس زیبایى است وقتى حس کنى خدا دوستت داره.
لحظه ای باخود بیندیشیم که ما کجای کاریم وچقد تونستیم جاجت نیازمندی رو برطرف کنیم.
گاهی وقت ها باید از زمانمون به خاطر دیگری بگذریم گاهی ثروت، گاهی قدرت، گاهی استراحت.
بخشش را فقط مادی درنظرنگیریم.
مثل مادرحضرت مریم، زمانی که حامله بود بدون اینکه ازجنسیتش آگاهی داشته باشه اونو به خدا بخشید.

۵ – با توجه به گستردگی علم الله به تمام اشیاء واحوال وحرکت ما، آیا جهت کنترل نگاه به محرمات و کنترل افکار اقدامی عملی انجام دادیم؟
(الله بسیار آگاه ست به جوابی که می دهیم.)
نه همیشه
نه متأسفانه
اون قدرکه به ظاهراعمالم دقت دارم مواظب فکرهام نیستم.
واقعاً همیشه نه، گاهی اوقات می دونم خدا حواسش بهم هست ولی بازم …
ولی نه همیشه
منم گاهی راه رو بیراهه میرم..
آیا به خاطر ایمان ضعیفه یا…؟
انسان جایز الخطاست خیلی مواظب هستیم؛ ولی باز هم خطاء می کنیم.
ولی بعدش پشیموووون و به خودم قول میدم دفعه بعد جبران کنم.
نه عزیزم انسان جایز الخطا نیست؛ بلکه ممکن الخطاست..
من همیشه سعى می کنم علاج واقعه را قبل از وقوع انجام دهم، چون وقتى به عواقب موضوعى آگاهی، پیشگیرى بهتراز درمان است.
حتی یه موقع هایی تو نمازهم فکرهای جورواجور به ذهنمون میاد متأسفانه.
من وقتی تنها هستم به نظر خودم خطایم کمتره.
جالبه معمولاً تنهایی گناه بیشتره چون فکر می کنی کسی دوروبرت نیست.
آدم وقتی تنهاست کمتر قضاوت وغیبت می کنه.
تو تنهایى غیبت نکردن هنرمندیه ما نیست درواقع ببینیم درجمع چند مرده حلاجیم.
اتفاقا مننم وقتی تنهام بهتر میتونم خودمو کنترل کنم به خطا نرم خدا را بیشتر حسش می کنم.
آره درجمع هرچند سکوت کنی. بازهم چیزی می گویی یا می شنوی.
بنظرم اینکه تو جمع باشیم وبتونیم خودمونو کنترل کنیم واشتباه نکنیم مهمتره..
کلاً شرایط گناه مهیّا باشه وما بتونیم خودمونو کنترل کنیم خوبه.
بنظرم باید درفتنه واقع شویم واگه تونستیم برنفسمون مسلط باشیم اونموقع است که موفقیم.
دقیقاً خیلی مهمه که آدم هرجا خدا را ناظروبینا براعمالش ببینه، چه تنهایی چه درجمع.
خیلی وقتها من خدا را ناظردیدم واتفاقی افتاده با خود فکر کردم پس این علامتیه برای دوری از محرمات.
یه موقع تو یه جمعی هستی که دارن غیبت می کنن سعی می کنم مشارکت نکنم ولی هرکاری می کنی از جمع جدا بشی.
به نظرم اگه برنامه محاسبه وتهذیب نفس برای خودمون بذاریم خیلی زود عادت می کنیم که از گناهان دست بکشیم.
هرلحظه به خودمون بگیم خداوند داره مارو میبینه ازهمه چیزمون خبر داره.
مثلاً حضرت عمر تقوا را اینگونه معرفی کرده: اینکه در بیابان پرازخاروخاشاک واقع بشی ولی واسه اینکه خارها به لباسات برخورد نکنه لباست را بالا بکشی. به این معنا که درفتنه ها واقع شوی ولی بتونی خودت را کنترل کنی.
همین پشیمانی ازگناه هم درجه ای ازایمانه؛ اما باید نفسمون رو تربیت کنیم که بعد ازتوبه دوباره مرتکب نشیم.
با لباس سفید برى توی انبارذغال، سفید هم بیرون بیاى، خداییش سخته فقط خدا بهمون رحم کنه.
من برنامه ها را بصورت مکتوب در دفترچه دراختیار دارم ولی وقت نمی کنم روزانه علامت بزنم. شاید خیلی احساس مسئوولیت نکردم وشاید به خطا ها و تکرار بدی ها عادت کردم.
به همین خاطر میگم تنهایی شاید بهتر باشه.
تنهای اصلاً خوب نیست.
ما باید درمورد جمع واجتماعی بودن اعمالمان را وزن کنیم.
شاید توتنهایی گناه غیبت کمتر باشه؛ ولی ممکنه افکارو کردارناپسند دیگه به سراغ آدم بیاد، همچنین همین طور که گفتن به تقوا نزدیکتره که درمعرض گناه باشیم ولی خدا را ناظر وعالم بدانیم وگناه نکنیم.
نمیگم که تنهایی خوبه ولی آخه فکرمی کنم گناهی هم نمی کنم.
شیطان درهمه جا درکمینه؛ پس درهمه جا خدارا حاضروبینا برافکاروکردارمون بدونیم.
به نظرمن نداشتن برنامه منسجم برای زندگی وگرفتار روزمرگی شدن خودش عاملی برای گناه است.
تو تنهایی هم شیطان برنامه خودشو داره.
خدا خودش درهمه جا ما را ازشرشیطان محفوظ بداره.
۶- وظیفه ما به نسبت علیم بودن الله چیست؟
انجام دستورات الله.
بیشتر به اعمال و نیاتمون دقت کنیم.
همه کارهامون خالصانه برای خودش باشه.
خدا را همه جا ناظروحاضر ببینیم چه با دل چه با زبان؛ وکارهایی رو فقط صرفاً برای رضای خدا انجام بدیم.
بدونیم که خدا در تک تک لحظات باماست.
اینکه همیشه به خودمون یادآوری کنیم که درهمه حال خداوند ناظرماست.
خدا علیم است؛ یعنی زندگی رو با تمام درایت بررسی می کند.
“واسروا قولکم او اجهروا به انه علیم بذات الصدور”
تمام کارها برای خدا باشه ویک لحظه ازیادخدا غافل نباشیم.
اینکه نفسمان را به گناه وپلیدی مشغول وآلوده نکنیم.
اینکه ازتمام اعضاء درونى، مثل قلب مواظبت شدید بشه ازهرلحاظ، دست و پا و چشم و زبان و فکروقلب و نیت کلهم قرنتینه.
بدون شک همه ما یه سری خاطرات وتجربیاتی از علیم بودن خداوند داریم تجربیاتمان را دراختیار بقیه بزاریم تا ازآن استفاده شود.
چون خدا شاهد وناطرهمه کارهای ماهست.
اتفاقات خوب یا بدی که علیم بودنش را درک کرده باشیم؟
یه خاطره ازشیطونی های دوره دبیرستان “یه سری ازبچها گفتن بیایم به معلم بگیم این درس وقبلاً درس دادی کلاس وتعطیل کن می گفتن کسی که نمیفهمه یه لحظه فکر کردم وبهشون گفتم اگه کسی نفهمه اصل کاری که خداس میفهمه اون که ازهمه کارامون خبرداره.
ــ درمسافرت بودم درمسیرراه یک ماشین ۱۸ چرخ ازلاین مقابل می آمد ومن با چشمانم مرگ را دیدم ولی این اتفاق به خیرگذشت و فرصت زنده ماندن وزندگی را دوباره حس کردم خیلی ترسیده بودم ولی با خود گفتم خدای علیم ودانا می دانست که زندگی با این اتفاق به پایان نمی رسد بلکه این تصورات ذهنی من بود وبه علیم بودنش بیشترایمان آوردم.
داشتم مانتومو میشستم چون زیادکثیف نبود همینجور سرسری مشغول شستنش بودم؛ یهو گفتم نکنه مامانم داره نگام می کنه، یادم اومد که مهمترازمامان داره نگاهم می کنه.
وقتی خداوند را به تمام معنا درهمه جا وهمه وقت علیم بدانیم فقط وفقط اوراشایسته پوستش می دانیم. فقط اورا فریادرس وروزی رسان وحلال مشکلاتمون می بینیم.
پس وظیفه ماست که هرلحظه علیم بودن خدا را درتک تک کارها، افکارورفتارمان درقبال همه به یاد داشته باشیم تازندگیمان رنگ خدایی بگیرد.
از خردمندی پرسیدند:
چگونه توانستی زندگی خود را بر پاکی بنا کنی؟
چرا این قدرآرامی؟
چه چیزی سبب می‌شود که هیچ‌گاه خسته نشوی؟
چگونه است که دچاروسوسه نمی‌شوی؟
گفت: بعد از سال‌ها مطالعه وتجربه، زندگی خود را برپنج اصل بنا کردم:
۱. دانستم رزق مرا دیگری نمی‌خورد پس آرام شدم.
۲. دانستم که خدا مرا می‌بیند پس حیا کردم.
۳. دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی‌دهد پس تلاش کردم.
۴. دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم.
۵. دانستم که نه نیکی و نه بدی گم نمی‌شوند.
هر نیکی و بدی سرانجام به سوی صاحب او بازخواهد گشت.
پس بر خوبی افزودم و از بدی دوری گزیدم.
و هر روز این ۵ اصل را به خودم یادآوری می‌کنم.
لازم نیست تنها ازمادیات انفاق کنیم بنظرمن این که از وقت خودمون و دانشمون دراختیاربقیه می گذاریم وبا کمترین پاداش مادی یا وجودی که می دونیم جای دیگه شرایط بهتری برامون فراهم هست میشه یه نوع انفاق . یا گاهی محبت وحتی یه لبخند به اونی که واقعاً بهش احتیاج داره میشه انفاق.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز