۱- در آیه ۸۲/طه الله خودش را معرفی نمود ه که من غفار هستم. “انی لغفار لمن …….” برای چه کسانی ؟ آیا ما از آن گروهها هستیم؟
” غفار” صیغه مبالغه است نشان مىدهد که خداوند چنین افراد را نه تنها یک بار بلکه بارها مشمول آمرزش خود قرار مىدهد.
نخستین شرط؛ توبه بازگشت از گناه است، و بعد از آنکه صفحه روح انسان از این آلودگى شستشو شد.
شرط دوم آنست که؛ نور ایمان به خدا و توحید بر آن بنشیند. و بعد از آن اعمال و کارهای شایسته است و دیگر اینکه خداوند راه را برای چنین شخصی مشخص می کند تا سبب هدایتش شود.
۱. در این آیه خداوند خطاب به انسانها، خود را اینگونه معرفی می کند:
من خدایی هستم که غفران عظیم و فراگیری دارم:
-هر کس که از گناهان گذشته اش توبه کند می بخشایم…
-هر کس به من ایمان بیاورد می آمرزم…
-هر کس ذرّه ای کار خیر انجام دهد قلم عفو برگناهانش می کشم..
– هرکس هدایت شود و بر حق باشد مورد عفو بخشش من قرار می گیرد.
و با این همه راه هایی که برشمرده است امید بخشش تمام گناهانمان را از درگاه خداوند غفور داریم.
۲. خداوند در این آیه خود را پوشاننده گناهان معرفى می کند براى کسانى که توبه کنند؛ توبه اى نصوح که به دنبال آن ایمان قلبى و عمل صالح در رفتار انسان نمود پیدا کند و هر وقت ایمان انسان درست شد و با عمل صالحش آن را تصدیق کرد می توان گفت که هدایت یافته است. و سعی همگى ما باید بر این باشدکه؛ آنگونه باشیم که خداوند غفار گناهان ما را بپوشاند و آنها را عفو کند.
۳. خداوند می فرماید: من قطعاً ( با غفران عظیمى که دارم) مى آمرزم کسى که از کفر و گناه برگردد و ( به بهترین وجه ) ایمان بیاورد و کارهاى شایسته بکند و سپس راهیاب بشود.
مسلماً توبه و برگشت تنها واژه اى نیست که به زبان آورده شود، بلکه توبه و برگشت تصمیم است در دل، و مفهوم آن با ایمان و عمل صالح تحقق پیدا می کند. هرگاه توبه قلباً وقوع پیدا کرد، و ایمان، صحیح و درست گردید، و عمل مان آن را تصدیق کرد مورد مغفرت عظیم الله “الغفور” قرار می گیریم.
ان شاء الله توفیق یابیم و از مغفرت عظیم الله برخوردار شویم.
۴. در آیه ی ۸۲ سوره ی طه الله تعالی می فرماید:” وانی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدی”
این غفران وسیع شامل کسانی می شود که اولاً توبه کنند و سپس ایمان بیاورند و بعد از آن عمل صالح انجام دهند. اما نکته ی بسیار مهم، سپس راهیاب شوند. پس می توانیم بگوییم اگر صبر و استقامت بر راهمان داشته باشیم در نتیجه این غفران شامل حال ما هم می شود که ( توبه + ایمان+ عمل صالح) نشانه ی راهیاب شدن است.
۵. دراین آیه خداوند خطاب به همه بندگانش چه مسلمان چه غیر مسلمان چه مشرک و کافر چه گناهکار وهمه و همه می فرماید: که من (خداوند) چنان آمرزنده و بخشایشگر هستم که هرکس از گناهش قلباً پشیمان شودوبه بهتر ین وجه ایمان بیاورد و دستانش را بسوی من دراز کند او را می بخشم و همه گناهانش را پاک و محو می کنم عین یک نوزاد تازه متولد شده پاک پاک.
۶. برای کسانی که تابع و فرمانبردار خداوند باشند و از کفر، بدعت و گناه توبه کند و اعمالش ظاهری نباشد با قلب،گفتار و کردار تابع خداوند باشد و راه راست در پیش گیرد و با عجز و ناتوانی به خداوند اصرار کند گناهانش را ببخشد، ان شاالله از این گروه باشیم.
۷. خداوند غفار بودن خود را برای کسانی به کار برده که گناه کردند و کفر ورزیدن و حال پشیمان شده اند و می خواهند به دین برگردند. دراین موقع خداوند می گوید که من بسیار بخشنده و آمرزنده تمام گناهان هستم برای همه انسانهایی که مرتکب گناه شده اند در حالی که به بهترین وجه ایمان بیاوردند و در پیشرفت و آراستن ایمان خود تلاش کنند و تمام اعمالشان شایسته و خدایی باشد و راه هدایت را تا آخر زندگی خود ادامه دهند..
۸. درسوره طه خداوند سه شرط برای غفران یقینی خود گذاشته است:
الف.لمن تاب« ازگناه و…»برگردد.
ب. ایمان بیاورد«مؤمن باشد…».
ج.کارهای شایسته انجام دهد؛ وبعدازآن گفته بایدبراین سه شرط تا آخر زندگیش بماند.
۹. در سوره طه خداوند می فرماید: من آمرزنده شخصی هستم که توبه کند و از شرک و کفر خود بازگشته وایمان قلبی آورده و با اعضاء وجوارح خود عمل صالح انجام دهد و در این راستا استوار باشد و شکی دراین به خود راه ندهد پس توبه بدون ایمان قلبی و بدون جایگزین آن با حسنات هیچ فایده ای نخواهد داشت.
۱۰. خداوند با تأکید یاد فرموده بخشاینده است..مطلق….آری او می بخشد..هر چه که باشد..هر اندازه که باشد..از هر کسی که باشد.
اما این پذیرش شروطی دارد:
اول اینکه؛ اشتباه و خطایش را بشناسد و بپذیرد..و با خودش و خدایش صادق باشد و به سوی خدا بازگردد.
دوم اینکه؛ در قلبش خدا را تصدیق کند؛ هر چه از سوی او باشد.
سوم اینکه؛ بداند اگر ایمان فقط در قلبش باشد به او سودی نمی رساند.
بلکه باید در رفتار و سکناتش نمود پیدا کند؛ سپس این را هم بداند که این توفیق از جانب خدا بوده است…هدایت نعمتی ست که تنها او می بخشد.
۱۱. برای کسانی که ازگناه کناره گیری کنندوکارهایی راکه باعث خشنودی خداوند می شود انجام دهند و برای همیشه براین کارثابت قدم باشند.
ما نیز اگر این ویژگیها را داشته باشیم وبا ایمانی که به خداوند داریم ازگناه دوری کنیم وسعی در پربارنمودن توشه آخرتمان داشته باشیم؛ ان شاالله شامل این گروه خواهیم بود.
پس در آیه ۸۲سوره ی طه خداوند شرایط پذیرش توبه را بیان می نمایند.
۱-از گناه خود دست بر دارد و پشیمان باشد.
۲-به خداوند ایمان داشته باشد، این ایمان نه تنها قلبی باشد بلکه در رفتار و کردار شخص نمایان باشد این گناه را مجدداً تکرار نکند.
همه ی بندگان خدا می توانند توبه کنند؛ خداوند غفور و رحیم است و در غفاربودن خداوند هیچ جای شکی نیست.
۲ – سوره غافر آیه /۳ الله بدنبال “غافر الذنب وقابل التوب” از صفت شدید العقاب استفاده نموده به نظر شما چه درسی به ما می دهد؟
۱.خداوند متعال این چنین خوانی گسترده که تمام مشتاقانش را به سوی خود فرا می خواند. اگر گناهکاری از گناهش پشیمان شود و باز گردد خداوند با آغوش باز پذیرایش است..
پس چه می شود سرانجام کسانی که توبه نمی کنند و در تاریکی باقی می مانند؟؟؟
عذابی سخت و دردناک سزای کسانی است که درب توبه را نزدند و در گناهشان پافشاری کردند.
۲. به ما یاد آور می شود که درست است که خداوند آمرزنده گناهان و پذیرنده توبه است ولى ما نباید پرده درى کنیم و این دست ما را براى انجام گناهان باز نمی گذارد که هر کارى خواستی انجام بده و مرتکب هرگناهى بشو و توقع داشته باش که خداوند آن را مى بخشد بلکه انسان باید تا حد امکان خود را ازگناهان دور کند و اگر بر اساس سهل انگارى و یا وسوسه هاى شیطانى گناهى را مرتکب شد سریع توبه کند وگرنه خداوند داراى عذاب سخت هم هست.
۳. یزادنى که بخشنده ى گناه، پذیرنده ى توبه ، داراى عذاب سخت است.
این صفات پتک هایى هستند که بر دل انسانها با شدت و حِدّت فرود مى آیند، یزدان با صفاتش عقل و خرد و دلهاى بندگان را متأثر می کند.
غافِرِ الذَّنْبِ: خدایى که گناهان بندگان را می بخشاید برابر استحقاق بخشایشى که در ایشان سراغ دارد.
قابِلِ التّوب: خدائى که توبه بزهکاران را می پذیرد، و ایشان را در حمایت و حفاظت خود قرار می گیرد.
شَدید العقاب: خدایى که متکبران و خود بزرگ بینان را در هم مى شکند و نابود می کند، و عقاب و عذاب می کند؛ عناد پیشگانى که توبه نکنند و طلب آمرزش ننمایند.
پس این صفات به ما می فهماند همان اندازه که معفرت الله متعال عظیم هست به همان اندازه هم مى تواند شدید العقاب باشد، پس به امید “غافر الذنب” بودن او هرگز خود را نفریبیم و بیراهه نرویم و غافل نشویم، که او “شدید العقاب” هم هست.
۴. در این آیه که بعد از ” قابل التوب”” شدید العقاب” آمده است به ما چنین درسی می دهد که:
۱- غفران خداوند و توبه پذیری اش در حین قدرتش روی می دهد.
۲- اگر توبه را از کسی قبول نکند او را به شدیدترین عذابها گرفتار می کند.
۳- پذیرش توبه یادآور رحمت بهشت است؛ اما” شدید العقاب” را کنارش آورده تا بگوید: ای انسان اگر توبه ات قبول نمی شد دچار این عذاب می شدی.
۴- بعد از “شدید العقاب “” ذی الطول” را آورده یعنی؛ صاحب احسان، و اینجا باز می خواهد رحمت و احسان الله سبحانه و تعالی را در کمال قدرتش نشان دهد.
۵. خداوند با اینکه بسیار بسیار آمرزنده و مهربان هست که اگر غرق در گناه باشیم با پشیمانی و قدم گذاشتن به سوی او همه گناهان مارا می بخشد. اما این رحمان و رحیم و بخشنده بودن خداوند نباید مارا از قهرو غضب خدا غافل کند واز گناه کردن هیچ هراسی نداشته باشیم.
این را بدانیم که که روزی در پیش رو داریم که باید در پیشگاه خودش باید جواب پس دهیم.
هیچ گناهی از دید خداوند محو نمی شود چه کوچک چه بزرگ؛ همینطور که هیچ کار خیر و ثوابی نمی شود.
۶. وقتی انسان به گناهی مرتکب شود خداوند بخشنده به او مهلت توبه می دهد و هر وقت از گناه خود پشیمان شود با آغوش باز او را می پذیرد و می آمرزد.
و اگر گناه از روی فهم و دانایی انجام بگیرد و مدام تکرار شود و نعوذباالله گناه را به عمد و غرور انجام دهد در این موقع موجب عذاب سخت خداوند قرار می گیرند.
۷. همانطور که خداوند با کوچکترین قدمی که در راهش برداشته شود گامها به سوی ما برمی دارد، قادر به سخت ترین مجازاتها نیز می باشدو کلمه شدید بکار برده تا حساب دست همه بیاید. چنانچه حضرت عمر می فرماید: اگر پای راستم در بهشت باشد خوف از آن دارم که شایسته بهشت نباشم. «مضمون حدیث»
۸. خداوند در آیه/ ۳سوره غافر خود را چنین معرفی می کند. ابتدا صفت “غافر الذنب” یعنی؛ پوشاننده و محو کنده گناهان. بدین معنی که این صفت بر دیگر صفتهایش که دراینجا ذکر شده غالب است و صددرصد اگر خداوند آمرزنده گناهان نمی بود ما همگی گناهکار بوده و مسیرمان جهنم می بود ولی خداوند در کمین بندگان خود نبوده که منتظر گناهی باشد تا اورا هلاک نماید بلکه به انتظار توبه و بازگشت بنده اش است همانطور که در ادامه آمده “قابل التوب” یعنی؛ توبه واقعی بندگان را نیز خواهد بخشید اگر توبه حقیقی نمایند و در ادامه می فرماید: شدید العقاب است نسبت به بندگان گناهکاری که از گناه خود هرگز پشیمان نگشته وبسوی وی بازنگردند. وهمچنان بر کار خود اصرار می ورزند عدالت خداوند این صفت را ایجاب می کند تا میان بندگانش چنین امتیازی قائل شود.
۹.این آیه به ما می آموزد که همیشه در حالت رجاء و خوف باشیم.
امید به رحمت و بخشایش پروردگار و ترسان از نافرمانی و کوتاهی هایی که انجام دادیم.
قبل از توبه و صحبت از بازگشت، خداوند از غفران صحبت نموده تا بندگان را تشویق کند که به سویش باز گردند؛ نفرموده توبه کنید تا بخشیده شوید بلکه فرموده: هر آنچه از گناهان بوده که در گذشته انجام دادید را می بخشد پس به سویش باز گردید.
پس از برشمردن مزایای بازگشت به سوی خدا، فرموده: آن کس که طغیان کند از دستورات خدا و سر پیچی نماید عذاب خواهد شد.
چرا که حق سر سپردن به دستورات یکتا خالق و پروردگار جهانیان است.
اما پس از همه الطاف اگر بنده بخواهد به بیراهه رود انذار داده شده است.
۱۰. سوره غافر آیه/ ۳ الله بدنبال “غافر الذنب وقابل التوب” از صفت شدید العقاب استفاده نموده است. به نظر شما چه درسی به ما می دهد؟خداوند دارای صفاتی است که برخی از آنان امید آور وبرخی دیگر خوف آور است.
خداوند اول، صفات امید آور را بیان کرده تا بندگان را متوجه مهربانی و شفقت خود کند. ولی اگر باز هم بنده از فرمان خداوند سرپیچی کرد و راه هدایت را در پیش نگرفت خداوند صفت خوف آور خود را بیان می دارد که شاید با ترس افکندن در دل آنان راه حق راپیش گیرند.
پس در این آیه به چهار صفت خداوند اشاره دارد:
۱-رحیم بودن
۲-غفار الذنوب بودن
۳-بخشنده بودن
۴-شدیدالعقاب بودن خداوند
خداوند از غفاربودن خود می گوید تا ما بیشتر او را بشناسیم. خداوند آن قدر بندگانش را دوست می دارد که برای او راه برگشتی قرار داده است واگر خداوند را احساس کنیم و به روز قیامت ایمان داشته باشیم توبه می کنیم، اما متأسفانه خیلی ها هستند که آن قدر غرق درگناه و دنیا هستند که حتی ثانیه ای به فکر آخرت نیستند و مرگ را فراموش کرده اند و از کارهای خود نادم نیستند و توبه نمی کنند. خداوند برای این انسانها عذاب سختی در نظر گرفته است. خدایا حتی یک لحظه ما را به حال خودمان رها نکن.
۳ – در بیشتر آیات غفور و رحیم با هم آمده ارتباط این دو اسم نسبت به هم چیست؟
رحیم به معناى مهربان است وغفور به معناى آمرزنده و پوشاننده گناهان است و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و خداوند آن قدر مهربان است که به راحتى می تواند از گناهان بندگانش بگذرد.
۱. وقتی سخن از بخشندگی و آمرزش است…
وقتی با مغفرتش بندگانش را می آمرزد و شیرینی عفو و بخشش را به آنها می چشاند..
وقتی گناهان بیشمار بندگان را می پوشد و برملاء نمی کند…
وقتی همیشه درب توبه باز است و بدون وقت قبلی بندگانش را می پذیرد.
این چنین است خداوند مهربان و رحیم که جز او صفات غفور و رحیم در کنار هم شایسته ی هیچ کس نیست.
اللهم الغفرلنا والرحم لنا…
۲. غفور و رحیم در واقع لازم و ملزوم یکدیگر و به عبارتى مکمل یکدیگرند باید صفتى بنام رحیم باشد که غفور بدنبال آن بیاید، الله متعال به معناى واقعى مهربان و بخشنده هست که این چنین از خطاء و اشتباه ما می گذرد و آن را می پوشاند.
۳. در اکثر آیات غفورو رحیم با هم می آیند و نسبت این دو اسم بسیار تنگاتنگ است؛ چرا که غفران مایه ی رحمت است و رحمت هم مایه ی غفران می شود؛ اگر غفران نباشد رحمت نیست و اگر رحمت الهی نباشد غفرانی در کار نیست.
۴. غفار یعنی آمرزنده بخشاینده؛ ورحیم یعنی: مهربانی و عطوفت وچون خداوند بسیار مهربان است می تواند از گناهان بندگانش بگذرد و ببخشد.
پس این دو صفت برای خداوند مکمل همدیگر هستند
۵. خداوندی که آمرزنده گناهان است و توبه را می پذیرد و در عین حال هر کسی که آگاهانه و از روی غرور گناهی کند برایش عذابی سخت است.
۶.اگر انسانها به اندازه کوه گناه داشته باشند وقبل از مرگ توبه نصوح کنند خداوند آنها را می بخشدو این از رحمت خداوند است ودر بیشتر آیات که غفران همراه رحمت آمده، این را می رساند که بخشش خدا به خاطر رحمت ایشان است نه به خاطر اینکه لایق بودند، همانطور که در حدیث داریم رحمت خداوند یکی در این جهان است و۹۹تای آن در آخرت خواهد بود.
۷. اینکه در بیشتر آیات غفور با اسم رحیم آمده مشخص می شود که خداوند از سر رحمت و شفقت خود و لطفی که نسبت به بندگانش داشته آنها را می آمرزد و واقعاً اگر خداوند رحیم نمی بود ما چه می کردیم. واقعاً پرورگار ما کمال مطلق است و در صفاتش هیچ نقصی وجود نخواهد داشت و خود آگاه به بندگانش است که خود آنها را خلق کرده و نیاز جهانیان را در صفات خود بوجود آورده حقیقتاً ما به الله رحیم نیازمندیم..
۸. بخششی که خداوند صورت می دهد به لطف و رحمتش است که مستحق آن می شویم.
خدایی که منشاء خیر و رحمت است با گناهان زیادی به سمتش می رویم ..در حالت عادی تصور بر خورداری از رحمت خدا برای ذهن محدود ما سنگین است(با این همه گناه چگونه به ما رحم کند..مگر یکی دوتاست؟) اما خداوند می فرماید: اول آنها را می بخشم؛ سپس رحمتش را نصیب ما می کند.
مطلب دوم؛ که در این مورد گفتم به دلیل ذکر رحیم بعد از غفور بود.
۹. زمانی که ماطلب آمرزش کنیم خداوندبامهربانی گناهان را می بخشد، درحالی که می تواندباعذاب وسختی گناهان را ببخشد همین امر باعث می شودمابیشتر وبیشتر به مهربانی خداوندایمان بیاوریم و ازگناه دوری کنیم چون ربی که به این مهربانی وبخشندگی است سزاوار بهترین ستایش هاست.
اگر خدای ما خدای رحیمی نبود با این همه گناه چه می کردیم. واقعاً غفور بودن خداوند یک نعمت بسیار بزرگ است برای بندگانش، خدایی که این همه ما را دوست می دارد واقعاً ستودنی ست.
۴- فرق غفر و تاب وعفو چیست؟ وچه ارتباطی باهم دارند.
عفو، گناه و عواقب آن را محو می کند. ولی غفر، گناه را می پوشاند.
تاب به معنی؛ رجوع وبازگشت است وعفو به معنی؛ گذشتن وترک کردن است، یعنی باعفو کل اثر از صحیفه اعمال محو میشه.
خوب فرق تاب با آن دو چیه؟
هر کلمه هر چقدر نزدیک باشه ولی حتماً فرق داره؛ حتی کلمات یک ریشه در صیغه های مختلف.
این اسامی ارتباط نزدیکی با هم دارند حتماً با هم معنی پیدا می کنند وعملی می شود.
غفر: پوشیدن آن چه انسان را از چرک و کثافت به دور می دارد. یعنی محافظت می کند.
تاب: رها کردن و ترک نمودن گناه به بهترین شکل ممکن.
توبه : یعنی انسان از اشتباه خود بسوی خداوند رجوع کند وباتوبه خدا نیز بسوی بنده رجوع می کند چرا که خداوند تواب است..
مغفرت: باتوبه گناه محو نمی شوند بلکه سرپوشی روی آن گذاشته می شود .
عفو: با توبه کل گناه از صحیفه محو می شود.
خیلی ساده غفر یعنی؛ پوشاندن وعفو یعنی؛ محو کردن وتاب رجوع کردن.
ارتباطشون که خیلی نزدیکه باهم؛ عفو می بخشه و غفر می پوشونه نباید تنها از خدا بخوایم مورد مغفرتش قراربگیریم.
باید بخوایم ببخشه و محوش کنه.
اگه به خودش رجوع کنیم حتماً مارو می بخشه.
یه مثال جهت واضح شدن معنای غفر:
فرضاً خداوند به بنده میگه اگه یکبار اشتباه کردی روی اون سرپوش میزارم وحساب نمی کنم دو بار گناه کردی همینطور ولی سه بار بشه دیگه تموم؛ اون سرپوش که قبلاً روی آن دو گذاشتم برمی دارم وآن دو نیز گناه حساب می کنم..
عین معلم به شاگرد بگه یکبار با تأخیر اومدی حساب نیست دو بار همینطور ولی سه بار بشه اون دوتا هم حساب می کنم..
اگر الله زمینه رجوع برای ما ایجاد نمی کرد چطوری بر می گشتیم که گناهه را ترک کنیم والله سرپوش بذاره بر گناهامون و بالاتر از آن عفو کنه گناهان.
ارتباط:
انسان در ابتدا بسوی خداوند رجوع (توبه) کنه، اون موقع طبق اعمالمان ما را مورد عفو یامغفرت خود قرارمی دهد..
خوشا بحال کسانی که عفو الله شامل حالشون شده.
ان شاءالله خداوند همه مارا عفو کند.
تا حالا بوده احساس کنی بعضی مواقع خیلی راحت بر می گردی وبعضی موقع برگشت به اصل وترک گناه سخت است؟
آره یعنی اینکه خداوند همانا که در عقاب رساندن سریع هست و همانا بخشنده و مهربان هست.
۵ – سریع العقاب وغفور رحیم در کنار هم چه پیامی دارند.
(وَهُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ ۗ إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ) [۶:۱۶۵]
ترجمه: خدا است که شما را جانشینان (دیگران برای آبادانی جهان در کرهی) زمین گردانید، و (در استعدادهای ذاتی و مواهب آسمانی و اموال کسبی) برخی را بر برخی، درجاتی بالاتر برد (و در کمال مادی و معنوی به نسبت استفاده شخص از اسباب و سنن یزدان و گسترده در پهنهی جهان، کسانی را بیشتر از کسانی ترقّی و تعالی داد) تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید (و در عمل مشخّص شود چه کسی به شرائع آسمانی مؤمن یا کافر و در نعمتهای خدادادی سپاسگزار و یا ناسپاس است). بیگمان پروردگارت زود رسانندهی عقاب (به مخالفان) است و او دارای مغفرت بیکران و رحمت فراوان (در حق پشیمانشوندگان از گناهان و برگردندگان به آستان یزدان) است.
(انعام/۱۶۵اعراف)
ـ احساس ترس وامید باهم
ـ احساس خوف و رجا
از “سریع الحساب” بودن الله کمی احساس ترس و “غفورالرحیم” بودنش احساس امید می کنیم.
معمولاً بعضی از ما زیاد امیدواریم واصلاً فکر نمی کنیم شاید ما به حساب سخت گرفتار شویم هر چند کارهای حرام هم انجام می دهیم وبعضی از ما خیلی می ترسیم که امید به بخشش خیلی کم داریم ودچار افسردگی ویا بعضاً غرق شدن در گناه؛ به این دلیل که آب از سرمان گذشته و الله ما را نمی بخشد.
این دو درکنار هم خوف ورجا را ایجاد می کنند تا با تعادل وتوازن به رشد شخصیت خود بپردازیم. ترس از عقاب خدا وامید به عفو وکرمش مارا ازگناه دوباره بازمی دارد وشخصیتمان رشد می کند.
دقیقاً باعث میشه که ما از ترس عقاب الهی از گناه دوری کنیم.
ما لازمه با دوبال خوف ورجا پرواز کنیم تا به مقصد برسیم هرچه قدر در خط دین باشیم نباید به عمل خود مغرور شویم.
واز آن طرف هر قدر در گناه غرق باشیم نباید نا امید گردیم.
البته باید به رحمت ایشان هم امیدوار باشیم.
غفران و رحمت خدا بر سریع العقاب بودنش پیشی دارد .
درست است که خدا بندگانی را که مستحق عقوبت هستند مجازات می کند اما رحمتش حکم می کند تا جایی که ممکن است از خطا ها در گذرد.
گرچه اعمال ما در برابر کارهای صحابه واقعاً کم وناچیزه، اونا از شب تا صبح قرآن ونماز و….جهاد ما چی؟؟
واقعاً نکته کلیدی بود.
پس اگر انسانی غرق در گناه ونافرمانی خدا کرد؛ عقابش سریع است وبرای مطیعان وفرمانبرداران بخشاینده ومهربان است. خوف ورجا، بیم امیدیکجا جمع کرده
پس ماباید امیدوار باشیم.
۶ – وظیفه ما نسبت به غفار بودن الله چیست؟
ـ وظیفه ما توبه
حالا که به غفار بودن خداوند اعتقاد قلبی داریم؛ پس درهای توبه که همیشه به روی ما بازهه رو به روی خودمون نبندیم.
ماهم باید به نسبت انسان بودن ومسلمان بودنمان وبه نسبت خلیفه اللهی بودنمان صفت عفو وبخشش وگذشت را درخود بوجود آوریم.
گناهان وتقصیرات دیگران را بپوشانیم وازخطاهایشان درگذریم.
ـ استغفار، پیامبر بزرگوارمون می فرماید: من روزانه ۷۰مرتبه استغفار می کنم.
حالا که الله غفار است ما چه طوری برنامه ریزی کنیم.
به الله امید رحمت وبخشش داشته داشته باشیم وبرگناه اصرار نورزیم.
سعی کنیم کمی صفات خداوند در خود تقویت کنیم و بخشش سرلوحه کارهایمان قرار دهیم.
راه و سنت پیامبر رو سرمشق زندگی خود قرار بدیم.
بله، اصرار برگناه ترک کنیم.
ما هم باید نسبت به کسانی که به ما بدی کردن اونا رو ببخشیم و صفت خداوند رو در خود عملی کنیم.
آره ما هم نسبت به الله باید وظیفه را انجام بدیم هم نسبت به دیگران.
حالا که خداوند غفار است دلیلی نیست که سوء استفاده کنیم و بگیم گناه می کنیم و توبه می کنم ونباید بر گناه اصرار کنیم.
امیدواریم بتونیم اسماء وصفات الله را خوب بشناسیم ودر زندگی عملی کاربردیش کنیم.
البته باید همیشه دعاکنیم که صفات الهی باعنایت الهی در ما ایجاد بشه.
عزیزان سعی کنیم مطالب را به خانواده ودوستان منتقل کنیم ومهمتر از همه اینکه طوری رفتار نماییم تا اطرافیان متوجه پیشرفت اخلاق ما بشن؛ عملاً الگو بشیم بین اطرافیان.
«سبحانک اللهم وبحمدک اشهدان لااله الاانت استغفرالله واتوب الیک»