موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات القدوس


۱ – رابطه القدوس با الملک و السلام چیست ؟
۱. القدوس: یعنی؛ ذات پاک خداوند. منظور از پاک؛ تمیز بودن زمینی نیست..بلکه ماورای آن یعنی مبرا از هرگونه خطا و پلیدی ویا حتی اشتباه و او را به پاکی شناختن ویاد کردن..وحتی عدم شکایت از الله باری تعالی چرا که انسانی که خداوند را به پاکی یاد کرده؛ او را مبرا ازهرگونه اشتباه مى بیند واو را القدوس مى نامد پس شکوه بر الله متعال نیست.
الملک: به معنی پادشاهی ..نه پادشاهی که ما از آن برداشت داریم (صاحب زمین و پول مال) چرا که بدین پادشاهی رسیدن پادشاهان دیگر آسان است؛ بلکه اوست دارنده ی مردم ..یعنی اُمور بندگان را تدبیر می کند نه تنها در این جهان بلکه ماورای آن در آخرت؛..و اوست که شریعتهایی که مایه ی رسیدن کمال انسان است را مقررکرده؛ که زندگانی خود را دراین جهان تأمین کنند و به معاد که نیکبختی دو جهان انسانها در آن جاریست درک کنند.
پس الملک؛ دارنده ی اُمور دو جهان و مدّبر افکار واُمور بندگانش است و تنها او این صفت را داراست.
السلام: او بر بندگانش در انتهای نماز سلام یاد کرده؛ یعنی درود بی پایان او؛ یعنی اوست پروردگاری که هیچ گزنده ای آسیبی وارد نمى کند؛ چرا که صفت السلام را داراست و خاص اوست و بس. پس به ما این امید و اعتماد واطمینان
را می دهد که هر امری از الله بر ما فرود آید جز رحمت و حکمت چیزی نیست؛ چون که ما الله را به السلام می شناسیم.. و در آخرت نیز با بندگانش دروازه ی رحمتش را مى گشاید و کسانی که راهش را به استقامت و مستقیم بودن پیمودنند سلام درود میفرستد..
هر سه صفت خداوند هست؛ ویکی پس از دیگری ..رحمان و رحیم بودن ..و وسعت و لطف و کرم خداوند را برای ما عنوان مى کنند ..که خداوند را با اسامی متفاوتش یاد کنیم و بشناسیم. و هر سه مکمل هم هستند.
۲. هُوَ اللهُ ( خدا کسى است که …) لا إله الّا هو ( پروردگار و معبودى جز او نیست،) پروردگار عالم خود را اینگونه معرفى مى کند ابتدا با صفت یگانگى و توحیدى و به دنبال آن صفات تکمیلى و عظیمى که به ما بندگان بفهماند چگونه خالقى را لایق پرستش دانسته ایم، براستى او کیست؟ سؤالاتى که ذهن همیشه با آن درگیر است، او مَلِک است ( فرمانرواست ) این واژه به دل و درون مى اندازد که هیچ شاه و فرمانروائى جز خدا وجود ندارد و جز او را نباید عبادت و خدمت کرد. بدنبال این صفت؛ القدوس مى آید که این فرمانروا از هر عیب و نقصى مبرّاست. و اگر نور این قداست و پاکى مطلق در دل نفوذ کند آنگاست که دل، این کویر تشنه سزاوار دریافت لطفهاى فرمانرواى پاک و منزه ونیز شایان دریافت تسبیح و تقدیس فرمانرواى مقدس و منزه مى شود. بدنبال این قداست مطلق ، صفت السلام مى آید تا بگوید آن فرمانرواى بى عیب و نقص، منبع صلح و صفا و اَمن و اَمان و آرامش و آسایش در کرانه هاى جهان و گوشه گوشه ى آن است و دل هر مؤمنى در پرتو این صفات آرام می گیرد و احساس امنیت و سالم بودن و صلح و صفا می نماید.
۳. واقعا آمدن این سه اسم از اسماء الحسنی بی دلیل نیست؛ زیباترین اسمها درکنار هم.. هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام……الله تعالی خودش را برایمان اینگونه معرفی می کند. الله کسی است که مالک و صاحب تمام هستی از اول تا به آخرهست؛ کسی که در حین این مالکیت تمام کائنات، و در ذات خود پاک و منزه و بی عیب و نقص هست و همیشه مبری است از هر عیب و نقصی، پس الله پاک و منزه با نام القدوس، مالک و مبری از هر عیب و نقصی است. این رابطه ی القدوس با الملک و السلام هست.
۴. تو دنیا وقتی اسم پادشاه می آید آنچه به ذهن می رسد ظلم و ستم است.
اسم قدوس که به همراه الملک می آید آن تصور را از ذهن دور می کند
با اینکه پادشاهی اش مطلق است.
کامله
اما ذره ای ستم روا نمی دارد چون ذات اقدسش به دور از هر چیز ناپسند است.
السلام..همه ی سلامتی
امنیت و …از جانب خودشه
کسی فکر نکنه حالا که همه در اختیار خودشه شاید نخواد به کسی ببخشه.
القدوس …مبّرا از هر چیزی که تصورش بکنی
همان القدوس ..السلام هم هست

۲- تسبیح کل مخلوقات در آسمانها وزمین برای ملک القدوس چه دروسی به ما می دهد؟
۱. تسبیح کل مخلوقات باعث مى شود که مارا یادآور شود؛ انسانیم و اشرف مخلوقات و قداست الله را در هر گوشه و کنار زمین و آسمانها بیناییم پس چرا خود به ذکر وتسبیح خداوند مشغول نشویم و او را به پاکی یاد نکنیم؛ شبانه روز را به بطالت نگذرانیم .. چرا که دیگر جنبندگان و یا کائنات و نباتات با این که فقط حیوان و یا در حال رشد هستند خداوند را ذاکرند ..درصورتی که ما انسانها حیوان ناطق و عاقل هستیم . بطالت را جزء برنامه ی رندگی شناختیم و آن را درک و لمس می کنیم.
۲. وقتى با خود مى اندیشیم که هر موجودى هر ذره اى هر سلولى و حتى جزئى کوچکتر از آن به زبان خویش تسبیح گوى خداى ملک القدوس هستند، مسلماً چیزى نزد این فرمانرواى بى عیب و نقص هست که اینگونه هر مخلوقى جذب تسبیح و تقدیس اوست.
( هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است، با عشق درآمیخته، در رازو نیاز است.) اگر قدرت درک صفات پروردگار به معناى واقعى در ما وجود داشت ما نیز بى اختیار لحظه اى از تسبیح و تقدیس او باز نمى ایستادیم، ولى شاید هر نفسى که می کشیم هر دم و بازدمى، هر پلکى که می زنیم و یا هر تپشى از نبض و قلب ما تسبیح گوى الله متعال است؛ هماهنگ با همه کائنات. حتماً منِ مخلوق هم از این قاعده هستى مستثنی نیستم ، اما باید با تمام حواس و شعورى که خداوند در من به ودیعت گذاشته تسبیح گوى او باشم و اورا همیشه به قداست و بزرگى یاد کنم هماهنگ با دیگر مخلوقات و موجودات هستى. آرى من اشرف مخلوقات هستم چگونه می شود که در تسبیح و تقدیس پروردگارم از دیگر موجودات عقب بمانم؟؟؟!!!!
۳. انسان و تمام موجودات در حرکتند به سمت کمال این حرکت مانند شنا می ماند که تمام موجودات در حرکتند با برنامه ای تعیین شده از سوی خداوند و هدایتی از سوی او و این حرکت همان تسبیح است یعنی دور کردن خداوند از هر چه نسبت به او نارواست و این چیزی نیست جز القدوس بودن خداوند.
۴. طبق آیه/۱جمعه آنچه در آسمان ها و زمین است همواره تسبیح خدا مى گویند خداوندى که حاکم و مالک است و از هر عیب و نقصى مبراست. پس تسبیح فقط مختص آن ذاتى است که از هر عیبى پاک باشد و هیچ نقصى نه در ذاتش و نه در آفریده هایش وجود داشته باشد.
۵. خداوند مالک کل جهان هستی است و این جهان به میل و اراده خداوند در حرکت است پس مسلماً همه موجودات عالم شکر گذار این همه نعمت و بخشندگی خداوند هستند چه حیوانات چه گیاهان و نباتات همه وهمه.
پس چرا ما انسانها که اشرف مخلوقات هستیم و درجه و مقاممون از همه حیوانات بالاتراست شکرگذار نباشیم.
۶. همه آنچه در زمین و آسمانهاست پروردگارشان را به پاکی یاد می کنند و فرمانروایی همه از ان خداوندست و همه ستایش از ان اوست و همه هستی او را از آنچه شایسته شکوه و عظمتش نیست منزه می دانند و همگی مشغول عبادت پروردگارشان هستند و تسلیم قدرت اویند و آثار حکمت الهی در آنها نمایان است.
۷. ما که اشرف مخلوقات هستیم الله تعالی ما را بر تمام مخلوقاتش برتر دانسته است پس ما مسوؤلیم در برابر آنچه به ما عطاء کرده ملک القدوس را آن طور که باید بپرستیم.
۸. مولوى: جمله ذرات، در عالم پنهان‏با تو می‏گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم‏با شما نامحرمان ما خامشیم.
معمولاً مغرب که پرنده ها صداشونو مى شنوم احساس مى کنم در حال ذکرند واز سکوتم خجالت مى کشم. پروردگارم، اشرف مخلوقات وظیفه سنگینى بر عده داره. خدایا! رحمتت رو شامل حالمون کن.
هم آهنگ با جهان هستی..برای مالک مطلق قدوس و منزهی حرکت کردن..
با جریان آفرینش هماهنگ شدن..انرژی خاصی به آدم میده؛ حس بندگی.

۳-قداست الله چه تأثیری بر عقیده وعمل ما دارد؟
۱.قداست خداوند باعث آرامش روحی و روانی ما مى شود چرا که باعث آسایش ما مى شود ؛ وسلب آسایش را از ما دور نگه می دارد؛ باعث مى شود که اسامی و تدابیر خداوند را با توجه به القدوس بودنش درک کنیم و هر گونه نگرانی را از ما بزداید؛ و او وموجوداتش را نشانه ی تدبیر و پاکیش در زندگی روز مره بدانیم ..
واضطراب از تدابیرش (چه مثبت و چه منفی ) نداشته باشیم چرا که او را به پاکی شناختیم.
۲. عقیده ای که اینجا به شدت تقویت می گردد همان” لَا إِلَٰهَ إِلَّا الله است که در آیه ی/ ۲۳ حشر بسیار زیبا به آن اشاره شده است.
و درک این قداست باعث می گردد که انسان تسلیم برنامه های او می شود، و به هر خواهش نفسانی لبیک نمی گوید.
۳. وقتى عقیده ما بر این أساس باشد که خداوند چه در آفریده هایش و چه در کارهایش از هر عیبى پاک و منزه است نه بر آفریده هایش عیب مى گذاریم و نه بر اتفاقات و حوادثى که در اطراف ما رخ مى دهد خرده می گیریم چون می دانیم که خداوند قدوس و حکیم است.
۴. وقتی که بدانیم خداوند پاک و منزه و مبرّا از همه بدی ها است وهرچه را که خلق کرده نیز پاک خلق کرده رهایش از هر گونه خطایی مبرّاست. پس ما انسانها نیز از بدو وجود پاک خلق شدیم واگر بدی یا کجی در خود می بینیم نتیجه اختیاریست که خداوند در اختیارمون گذاشته و اگر ازش به نحو احسنت استفاده کنیم (اعمال و عقیده سالم داشته باشیم ) زندگی جاودانه و سالمی خواهیم داشت.
۵. الله عزوجل مقدس است یعنی پاک و منزه از هر گونه شرک و پلیدی است پس ما مؤظفیم دربرابر خالق پاک و منزه، عقیده ، ایمان و عمل خود را پاک و بدون عیب گردانیم.
از الله سبحانه و تعالی می خواهم عمل صالحه ی همه ی ما را مورد قبول خود واقع گرداند. اللهم آمین
زیرا که خداوند کامل و پاک است؛ پاک و منزه است از هر بدی.
منم سعی کنم اعمالم شایسته همچو خدای پاکی باشه.
إن الله طیب..لا یقبل الا طیبا

۴-الله در آیه اول سوره جمعه اشاره به تسبیح کل مخلوقات دارد برای ملک القدوس . بسیاری از انسانها با توجه به اختیاری که دارند از تسبیح او سر می زنند به نظرتون چه عللی می تونه داشته باشه؟
مخلوقات رو فطرت پاکشون موندن
اما آدمی به خاطر نعمت عقل و اختیار که بهش دادن و بهره نگرفتن از اونا از قافله عقب افتاده.
جهل اونا نسبت به شناخت خودشون و خدا شون باعث شده از دو نعمت درست استفاده نکنن.
به نظرتون فقط بخاطر جهل است که با کاروان عابدین همراه نشدن؟
خیلی چیزها می تواند دخیل باشند:
۱-به قدرت وعظمت خداوند پی نبرده اند ونمی خواهند ببرند.
۲-غروروتکبر شخص
۳-نادانی وجهالت
۴-سستی وبی حوصلگی بعلت اینکه خود را مشغول کارهای دنیایی کرده اند.
اگه انسانها اندازه و حد خودشون رو می شناختند
و همچنین خالق و پادشاه پاک و منزه از هر بدی
بی اختیار سر به تسبیح و سجود می گذاشتن.
اصل جهله
جهل یکیش است
شیطان جهل داشت؟
جهل باعث میشه دل که باید به آخرت ببندد
به دنیا ببندد
چون نمیدونه
اره یکی از عوامل اصلی است ولی نه همه
اون سر از تسبیح بر نداشت.
به نظرمن یکی از دلایل تسبیح نگفتن انسان کبر وغروره
قال فبعزتک
دلیل دیگر اختیار انسانه
شیطان شناخت کامل داشت بیشتر از من وتو که ادعای مسلمانی می کنیم ولی تکبرش باعث سرپیچی شد.
مواردی چون تکبر وغرور، بی برنامگی وبی حوصلگی، درک نکردن عظمت وقدرت الله، عادی وتکراری دانستن تسبیح واهمیت ندادن به آن، عدم فهم دقیق
نه خیلی از انسانهای به قول خودشون درس خونده غرور دارن.
دلیل دیگری هم میتونه دخیل باشه، اصل انسان از نسی ونسیان است میتونه فراموش کنه نعمتها و بزرگی وعظمت الله.
خدا نکنه به مقیاس شیطانی که مقیاس مادی است متوسل شویم.
من جنسم از آتش
آدم از خاک پست
بازم میشه جهل
واسه همینه که توسختی ها یادخدا میکنن اما تو رفاه خدارا فراموش می کنند
حتی خیلی از آیات قرآن تکراریه برای تذکر و یادآوری
نسیان از اصل خویش وتکبر برخالق یکی از عوامل مهم رویگردانیست.
“یا ایها الإنسان ما غرک بربک الکریم”
بعد خداوند
“الذی خلقک فسواک فعدلک”
اگه خدا رو درست می شناختند مغرور نمی شدند.
جهل تکبر لجبازی بی هدفی بی حوصلگی و تنبلی و…علت عبادت و تقدس خدا نکردن.
یکی از سؤالات این بود چرا با توجه به مسایلی که انسان می داند بازم سراغ آن جرم می رود؟
غرور دروازه ی ورود شرک
چه چیزایی فراموش می کنیم؟
داشتن هوس
آره این دوره کمتر کسیه که دانش نداشته باشد.
مثلاً اکثر معتادها از عواقب وخیم اعتیاد می دانند چرا می روند وچرا ترک نمی کنند؟
به قصد معتاد شدن نمیرن
بله کاملاً صحیح
لذت آنی و زودگذر
میگن ما که نمی خوایم معتاد بشیم.
تفریحی
یک بار
ولی عاقبت رفتن به سوی این چیزها رامی دونن
پس جهل ندارن
اینها همش بهونس
خودشون میدونن درچه راهی قدم گذاشتن
همه ی موجودات برنامه ریزی شدن برای تسبیح و خود به خود در جهت تسبیح خداوند قرار گرفته‌اند و در حرکتند فقط فرمانی به نام اختیار در انسان قرار داده شده است.
جهل باعث بهونه آوردن میشه
به یکی بگیم بپر تو کوره
می پره؟
چون علم کامل داره انجام نمیده.
کفار قریش بعلت جهلشان در کفر موندن یا کبرشون.
کبر
غرور بهشون اجازه نمی داد
جهل که عامل مهم است ولی نه کل عامل؛ اگه دلیل نص داری بگو
جایگاه آخرت ..اون علم یقینی نداشتن
دنیا رو به آخرت فروختن چیزی جز جهله
سوره انفطار
یقین
انسان اگر راه خدا را رها کرد واز صراط مستقیم بیرون رفت دیگر مشکل است که بر گردد اگرهم برگشت دوباره وسوسه می شود وباز می گردد به راه اول. ودیگر اینکه خود را مقایسه می کنند با افرادی که در راه غیر خدا گام بر می دارندوالگوی خود قرار می دهند.

۵-معمولا در جامعه به افرادی که خیلی پاک و خالصند صفت ملائکه به آنها می دهند آیا دلیلی وجود دارد که ملائک تقدس الله را کامل بجا می آورند؟
لا یعصون الله ما امرهم
و یفعلون ما یومرون
سوره بقره آیه/۳۰
و إذ قال ربک للملائکه إنی جاعل فی الأرض خلیفه قالوا أ تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال إنی أعلم ما لا تعلمون ﴿۳۰﴾
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت»، [فرشتگان ] گفتند: «آیا در آن کسى را مى گمارى که در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد؟ و حال آنکه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه مى کنیم؛ و به تقدیست مى پردازیم.» فرمود: «من چیزى مى دانم که شما نمى دانید.» (۳۰)
من چیزى که ذهنم مشغول کرده اینه که گفته شده آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح خدا می کنند خب آیا انسانها جزء آنچه در آسمانها و زمین هست نیستند؟
ملائک به حکم خداوند فقط مجری دستورات خداوند هستند و عاملی به نام اختیار ندارند پس فقط کاری که خداوند به اون ها محول کرده رو بدون نقص انجام می دهند.
یعنى ماشامل این آیه نمیشیم خب ما هم همونجا قرار داریم.
حتی به آفریدن انسان خونریز اعتراض میکنن
انسان مؤمن هماهنگ با جهان پیش میره؛ ملائک داره خودش با ماها مقایسه میکنه.
چرا به انسان که اینهمه فساد میکنه مسند خلیفه بدی؟
آیا ما واقعاً شایستگی داریم؟
ملائکه فقط برای تسبیح و اطاعت آفریده شدند و اختیار و هوی و هوس ندارند.
بله و زمانی که هماهنگ پیش بره همان تسبیح و تنزیه و تقدیس خداونده
اگه انسان در راه خدا قدم بزاره جزء اونا میشه.
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند.
الگو داریم که میشه
ولی الگو برداری بلد نیستم.
وقتی پیامبر از مقام ملائک بالاتر میره یعنی انسان که اشرف مخلوقاته میتونه.
باید این شایستگی را بدست آوریم.
همان طور که می تواند به درجه ی حیوان پست شود و بلکه پست تر می تواند از درجه ی ملائک بالا رود و بلکه بالاتر
من اینطورى فکر میکنم که اگر اطاعت جز تسبیح هست ما هم هماهنگ با همه کائنات تسبیح گوى پروردگار هستیم، همین نفسى که می کشیم و همین دم و بازدم در اطاعت فرمان خداست همین قلبى که می تپد در اطاعت از پروردگار هست پس در کل همه اعضاى بدن که در اختیار ماست در حقیقت در اطاعت پروردگار بسر می برند پس ما هم به نوعى تسبیح گوى هستیم هماهنگ با همه هستى.
پس انسان شامل آیه هست تسبیح چیزی جز حرکت و تغییر به سمت نیست.
حرکت به سمت کمال
غیر ارادی ها ثواب ندارن که
عقاب هم ندارن
معنی اسلام؟
تسلیم بی چون و چرا
اسلام تسلیم شدن در برابر حق
اما انسان با اختیارش غیر ارادی ها رو هم از اطاعت دور می کنه.
خب کل مخلوقات بجز انس وجن تسلیم کامل هستن.
دقیقاً
مثلا با انجام کار حرامی که به ضرر جسم هست
اما همونا هم
اتینا طاءعین
ینی حتی برای مخلوقات هم اراده ذکر شده
نمونه مثال؛ طواف کعبه هیچگاه خالی از طواف کننده ای نمیشه.
انسان وجن با توجه به عقل واختیار دو مسیر دارند یکی ارادی و دیگری غیر ارادی.
تمام دستگاهها ی بدن ما مثل گوارش گردش خون و…..غیر ارادی و تسلیم محض
اعمال دست وپا وچشم و…..ارادی که یا تسلیم خالق میشن ویا مقابل خالق وخلاف جریان آب شنا می کنند.
(یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لَا یَفْتُرُونَ) [سوره اﻷنبیاء : ۲۰]
(وَلَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَمَنْ عِنْدَهُ لَا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا یَسْتَحْسِرُونَ) [سوره اﻷنبیاء : ۱۹]
دقیقاً
حالا چرا خداوند می فرماید: کل آنچه در زمین و آسمانها ست تسبیح می کند می خواهد به من وتو بفهماند که کل مخلوقات تسلیمند وتو چرا بر خلاف همه بخواهی حرکت کنی. خطر موضوع کفر
حتی مرگ و میر و زاد وولد طبق امر خداست.
جالبه اگه تفاهم بین اندام ها و اختیارات انسان باشه انسان رو به سوی کمال می بره.
ولی تضاد بین جسم و اندیشه آدم رو نابود می کنه.
و اما الذین استنکفوا و استکبروا…
حتی بین این دو ارتباط هم هست ک میگه کلوا طیبا واعملو صالحا
شنا کردن بر خلاف جهت رودخانه
به هدف هم نمیرسه
خلاف جریان آب حرکت کنیم هیچ وقت به مقصد نمی رسیم
پس ارزش واقعى عبادت و تسبیح از روى اختیار ماست، هر چند خداوند الغنى و قدوس بی نیاز از این تسبیح هست، این تسبیح در واقع غذاى روح و روان ماست که ما از این طریق خود را به منبعى از آرامش و پاکى و صفا متصل می کنیم و از این منبع روانمان را تغذیه می کنیم آنگونه که جسم ما با نعمات پروردگار تغذیه میشه
واین برخلاف حرکت کردن به ضرر خود انسان می باشد.
اضطراب، ناراحتی، افسردگی و….
همه ش به خاطر همون تضاده
سوره الرعد آیه /۱۳ ملایکه از ترس عذاب تسبیح خداوند می کنند.
وگرنه
بلی من أسلم وجهه لله و هو محسن…

۶- سهمیه ما از اسم قدوس چیست؟
پاک زندگی کنیم پاکیزه بخوریم در عمل پاک باشیم؛ فکر پاک بدون هیچ غرور و تکبر عقیده سالم فکر مون را ضد عفونی کنیم.
قلبمون شستشو بدیم؛ چشممون پاک و بی غل وغش کنیم.
رسم آدمیت نیست.
مرغ تسبیح گوی و ما خاموش
باید به اصل خلقت و دلیل آفرینش برگردیم و ما هم، هم پای مخلوقات تسبیح و عبادت خدا رو به جا بیاریم.
برای دوری از جهل به فکرهامون غذای سالم و پاک بخورانیم.
عقیده سالم، رفتار سالم، عمل سالم، ارتباط سالم اگه پاک باشیم دوست داشتنى میشیم براى همه و مخصوصاً براى خالقمون وقتی یکی جانشین یک رئیس میشه.
باید یک اختیاراتی مثل رئیس داشته باشه.
وقتی الله پاک ومنزه از هر بدی
کجی
ظلم و ستم
و….هستش
ما هم در زندگی از گناه و بدی پاک بشیم.
لایق چنان قدوسی قلب پاک و سلیمه که ببریم.
اره آماده بشیم برای روزی که “إلا من آتی الله بقلب سلیم”.
ان شاءالله
ما نمیتونیم نقش بازی کنیم.
اگر درون مون پاک وبا صفا نباشه هر چه ظاهری کار کنیم از دور درون مون داره فریاد میزنه که همش کلکه…
سبحانک اللهم و بحمدک
نشهد أن لا إله إلا أنت
نستغفرک و نتوب الیک
والله علیم بذات الصدور
آیا الآن دلمون پاک پاکه؟
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
نقش بازی کردن واسه کی ؟!اینکه گول خودمون باز می زنیم
ما سعی خودمونو می کنیم.
خیلی ها هستن وقتی میگن فلان کار نکن؛ مثلاً حجابت رعایت کن میگن دلم پاکه.
خدا خودش کمکمون بکنه یارب
حتی دست دادن با نامحرم
نظر خداوند ازمون برنگرده اگه اونجور که باید قلبمون پاک باشه که میشیم فرشته.
با دل پاک میشه ی چیز کثیف خورد؟
خدا نظرش به بندگانش است مگر خودمون با کارامون بخواهیم از خالقمون دوری کنیم.
اگه میگن دلشون پاکه، باید عملشون هم طبق قانون خداوند پاک باشه.
بعضى وقتها سوءظن ندارى ولى یه حقیقتى رو میدونى که دلت چرکى میشه.
نمیتونیم فرشته بشیم ولی میتونیم فرشته وار زندگی کنیم.
حتى به طرف خودش بگى هم تأئید میکنه اینم گناهش پاى ما هست؟
نفهمیدم منظورت؟
خب گناه هر کسی چرا ما قلبمونو کثیف کنیم.
مثلاً ما یه حقیقتى رو راجع به کسى بدونیم بى تأثیر نیست توو ذهنمون
آینده که نمیدونم. ..شاید پاک شد.
از خودمون هم بهتر
تازه از گذشته هم دقیق نمیدونم
بین حقیقت و واقعیت فرقه
آدمی اشتباه میکنه دیگه ما نباید از چشم خودمو بنداندازیمش
کار دیگران نباید باعث چرکین شدن دل تو بشه ولی اگر بتونی از اون ملکه نجاتش بدی ارزش داره وگرنه باید دلت بحالش بسوزه نه بچرکه.
ولى تا جایى که میشه باید دلمون را صاف کنیم چون در غیر اینصورت آرامش خودمون بهم میریزه.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز