موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات القهار و القاهر


۱ –قهاربا کدام یک ازاسماء دیگرالله آمده است وچه پیامی دارد؟
-القهاردرشش جای قرآن همراه با الواحدآمده است که دوجنبه دارد یکی برای ذات پاک الله، چیره ومسلط برهرچیز، واحدی که تنها اوست که قدرت تسلط وحکومت برمخلوقات را دارد بنابراین باید یگانه باشد. ودیگری برای مخلوقات که الله قهاررا به یگانگی عبادت کنند وشرک نورزند. یگانه خالقی که برتمام مخلوقات فرمانروایی می کند.
-و نیز حاوی این پیام می یاشد که تنها یک نفربرجهان هستی وعناصرموجود درآن تسلط داردویک قدرت لایزال می تواندچرخه ی آفرینش را اداره کند.
-مسلط بودن کامل خداوند را می رساندکه تنهاالله، توانا وبرترازهمه چیزاست وغنی بودن اوست که اورا واحدالقهارکرده است.
-آمدن قهار و واحد می خواهدیکی ازمهمترین صفاتی که یک ذات یگانه وبی همتا بایدداشته باشد را گوشزدکند؛ یعنی قهاروچیره بودن آن ذات یگانه وغالب بودن اوبرهمه چیز.

۲ – درچه موضوعاتی قهاربودن الله متجلی می شودحداقل یک جواب بااستدلال ازقرآن.
-خداوندمی فرماید:
(وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ ۖ وَیُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَهً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا یُفَرِّطُونَ) [۶:۶۱] انعام ۶۱
شایدبرخی که نادانی برایشان غلبه کرده ورحمت خداوندمرورشان ساخته چندصباحی به جولان بپردازند.
اما اینکه حافظانی برآنها گماشته شده اند. واینکه نهایتاً خواهندمردوهیچ توانی برای جلوگیری ازآن ندارند. چیرگی خدا برهمگان را روشن می سازد.
-همانطورکه درآیه/۴ سوره زمربیان شده است خداوند فرزندی نداردوفرزندداشتن مخالف با یگانگی؛ ونیازبه فرزند بیانگرعدم چیرگی وپیروزمندی است.
-آن روزکه آنان ظاهرگردندچیزی ازآنها برخدا پوشیده نمی ماند امروزفرمانروایی ازآن کیست؟ ازآن خداوندیگانه ی قهاراست.
درروزی که مردمان دوباره ازقبربرمی خیزندخداوندکه با مرگ آنها را مقهورساخته ازمردمان می پرسدکه امروزحکومت ازآن کیست، وهیچ کس پاسخ نمی دهدپس الله خودمی فرماید: ازآن الله یگانه ی قهاراست.
-خداوندخطاب به پیامبرمی فرماید: به تکذیب کنندگان بگومن تنها بیم دهنده هستم وهیچ معبودبه حقی نیست جزالله یگانه غالب؛ پس کسی که برهمه چیزچیره وغالب است یگانه است وهمانندی ندارد واوخدایی است که سزاواروشایسته پرستش است.
قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ [۳۸:۶۵] ص/۶۵.
-درمقابل خدایان دیگر:
یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ [۱۲:۳۹] یوسف /۳۹ آیاخدایان پراکنده بهترند یاخداوندیکتاىپیروز
نسبت دادن فرزندبه خداوند:
لَّوْ أَرَادَ اللَّهُ أَن یَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَىٰ مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ ۚ سُبْحَانَهُ ۖ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ [۳۹:۴] زمر/ ۴
اگرخدا مى خواست فرزندى انتخاب کندازمیان مخلوقاتش آنچه را مى خواست برمى گزید؛ منزه است(ازاینکه فرزندى داشته باشد) اوخداىیکتاىپیروزاست.
حکومت تنها درروزقیامت ازآن خداست؛ غافر/۱۶
یَوْمَ هُم بَارِزُونَ ۖ لَا یَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ ۚ لِّمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ۖ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ [۴۰:۱۶] روزى که همه آنان آشکارمى شوندوچیزى ازآنها برخداپنهان نخواهدماند، حکومت امروزبراى کیست؟ براىخداوندیکتاى قهاراست.
-درپاسخ به منکران عبودیت ومشرکان که با دلایل واهی می خواهندمنکروحدانیت خدا شوندتا بدانندهیچ یاریگروفریا درسی جزاونیست وهمه مغلوب اویند؛ پس ذاتی جزاوسزاواربندگی نیست.
-درجاهایی که جاهلان خواسته اندتوانایی وچیرگی الله تعالی را زیرسوال ببرنداین صفت الله عزوجل نمایان می شود، درآیه ی/ ۴۸ سوره ی ابراهیم الله تعالی می فرماید:
یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ ۖ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ [۱۴:۴۸]
” ( خداوندازکافران وعاصیان انتقام می گیرد) درآن روزی که این زمین به زمین دیگری وآسمانها به آسمانهای دیگری تبدیل میشوندوآنان ( ازگورها سربرآورده و ) درپیشگاه خداوندیگانه ی مسلط ( برهمه چیزوهمه کس) حضوربه هم می رسانند.

۳ – (وَهُوَالْقَاهِرُفَوْقَع ِبَادِهِ ۚ وَهُوَالْحَکِیمُ الْخَبِیرُ) [سورهاﻷنعام : ۱۸] با توجه به آیه فوق ارتباط سه اسم ألله را بگویید.
-با اینکه خداوندمسلط (قاهر) بربندگانش است اما اوباحکمت وآگاه به مصالح ومضرات بنده اش است؛
تسلط وچیرگی برآنها باعث نمی شودذره ای ظلم وستم نعوذبالله روا دارد.
برهمه چیزمسلط است وبنا برحکمتش وچیرگی برهمه چیز … موانع رارفع ومصلحتها را برای بنده اش پیش می آورد.
-خداوند ازاوضاع بندگان آگاه است وهرچه بصلاح ومصلحت باشد ازروی تدبیرش سرراه آنها قرارمی دهدچون با قدرتی که داردبرهمه چیزمسلط است.
-خداوندغالب ومسلط برهرکاری است تنها اوست که ازروی حکمت ومتناسب باحالش آن کارها را قرارمی دهد.
تمام مشکلات را رفع وهرچه به صلاح ما نباشدپیش رویمان قرارمی دهد.
-خداوندکه صاحب قدرت وتسلط براُموراست؛ بایدحکمت داشته باشدوحکمت داشتن لازمه ی آن آگاهی است. علم با حکمت که همراه بافرمانروای یگانه باشدموجب عدالت ونظم درجهان وقدرت بدون حکمت وآگاهی موجب ظلم وهرج ومرج خواهدبود.(قهرخداوند که آگاه به اُموروآراسته به حکمت مانع ازانجام برخی اعمال انسانها می شود.)
-خداوند برآنچه آفریده چیره است پس هیچ اتفاقی رخ نمی دهد جزبا اراده وخواست الله وهمه چیزتحت تدبیروسلطه اوست وهمه آنچه آفریده شده دارای حکمتی است وبرپنهان وآشکارهرچیزی آگاهی داردواینها دلایلی برای توحیدویگانگی خداست.
ــ درآیه ای کوتاه الله تعالی ازسه صفت خودیادکرده است
شایدبتوان برداشت کردکه الله آگاه برشرک گرفتن بندگان بوده است پس ازروی حکمتش ازچیره وتوانایی خودبرتمام آن بتان یادمی کند.
-تنهاخداوندىمی تواندبرانسانهامسلط شودکه ازهرچیزى آگاه باشدوازهرکارکوچکى که ازانسان سربزندباخبرباشد وهیچ چیزبراوپوشیده نباشدوتمام کارهایش ازروىحکمت باشد.
-خداوندسبحان ذاتی است که برتمامی جهان هستی تسلط داردواین تسلط وچیرگی الله تعالی ازروی آگاهی وهمراه باحکمت است. والله اعلم
-“القاهرفوق عباده” یعنی؛ برآنان استعلا دارد. یعنی؛ هیچ یک ازبندگانش نمی توانندعلیه اوشورش کرده یا فرمانش را نپذیرند. اودراُموروکارهایش باحکمت است وازاُموربندگان باخبرومطلع.

۴ – (یَاصَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌأَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُالْقَهَّارُ) [سورهیوسف : ۳۹] با توجه به آیه فوق چرا ارباب متفرق مردودشده؟ واربابان شامل چه کسانی می توانندباشند؟
اربابان شان هرچیزی یاهرکسی میتونه باشه چونباید واحدباشن چه درصفات چه درذات
ارباب متفرقه چرا مردودشده.
منظورازمتفرقه چیه؟
متعدد
غیراصلی
نظربقیه چیه؟
خدایان دیگه فرعی هستن
اربابان زندگی ماهرکسی می تواندباشد، گاهی رئیس ورؤسا، گاهی هوی وهوس، گاهی خشم و….
به هرچه متوسل شویم آخرش بذات یگانه می رسیم.
خوب یک روزازاین روزدیگه ازکسی دیگه اطاعت می کنیم چی میشه؟
هوای نفس میتونه ارباب مابشه.
اطاعت ازغیرخدابه پیروزی اصلی نمی رسیم؛ منتهی به شکسته.
اون موقع درزندگی دچارمشکل میشیم.
مثل یک کلاس با دومعلم
شایدکوتاه مدت درک نکنیم اما بمروربهش میرسیم
دوستان اشاره خوبی داشتن به ارباب متفاوتى که بسیارضربات مهلکى مى زند.
هوىوهوس
دقیقاً
دومعلم متفاوت نمی تونن یه کلاس رواداره کنن
یک روزدوروزیکماه دوماه راحت میشه ولی بعداً دچارسردرگمی میشیم
بنظرمقصدجلب رضایت هرکسی بغیرخدامیشه داشتن اربابای متعدد
ارباب شدن هوی وهوس دروجودآدمی خیلی خطرناکترازتمام رئیس ورؤساهاهست
مثل این میمونه که برای یک راه چندین راهنما داشته باشیم.
اما ذات وفطرت خداگونه انسان به سوی یک مالک وارباب حقیقی تمایل داردکه همان خداوندقهاراست که برهمه چیزاحاطه داردوذات واحدش باعث می شودکه نظم وهماهنگی درهمه چیزباشد
ازتعریف رب فرمانروا وفریاد رس بودن خداوندبه این نتیجه مى رسیم که تنهاخداونداست که باصفت قهارخودمى تواند فرمانروایی کند.
وتنها خدا راهنمای رسیدن به سعادته
وجودخدایان متعددباعث سردرگمی انسان می شودومعنای کامل فرمانروایی نیزمحقق نمی شود؛
مثل سرزمینی میمونه که چندین حاکم داشته باشه.
معنای حقیقی رب
دقیقاً
چون خدا برهمه چیزاحاطه داره وچیره می باشدپس شایستگی رب بودن داره
صاحب همه کس وهمه چیزخداونداست.
پس کسی که ارباب قراربشه بایدصفات خاصی داشته باشه.
چون فقط خداست که میدونه چی بصلاح وخیره چیه بشروضرر
صفات خاص ومبّراازهرشرکی.
پس چون هریک ازارباب ها خواسته مجزاازدیگری داردکه ممکن است باهم اختلاف نظرداشته باشندوبدین ترتیب انسان نمی توانددرآن واحدازهمه‌ی آنان پیروی کند. این اربابان شامل هرکس وچیزی می شودهرچه که دروجودانسان ازقدرت وتوانایی خاصی برخوردارباشد.

۵ –قهاربودن الله درچه چیزهایی متجلی است وچه فایده ای دارد؟ بامثال
ازکجابدونیم وچه موقع میتونیم بدونیم خدا قهاره.
این صفت درکجا بیشترخودش رونشون میده وداده؟
وقتی برای حل مشکلی چندین دررومی کوبیم وبازنمیشه پی می بریم که تاخدا نخواد نمیشه
به هرجا وهرچی بنگریم صفات قهاریت وچیرگی خداوندمشهوداست اما زمانی که مشکل وناتوانی وگرفتاری پیش می آیدوتنهاخداوندکه برهمه چیزمسلط است با قدرتش، مشکلات را احاطه کرده وآسانی وراحتی را می فرستد؛ برای انسان بارزترمی گردد.
ازجمله قهاربودن خداوندتسلط برکون وکائنات وتسلیم بودن آنها دربرابرخداوند
دراینکه اختیارات تمام اُمورات ما تحت تسلط الله تعالی هستش.
سرنوشتمون
وقتی که همه چشم به راه ریزش باران هستیم وفقط به امراومی ریزدوبس
پس همه موجودات و… زیرقهاربودن خدا واردمیشن
وقتی ازترس زمین لرزه، فقط به دستوراومتوقف می شودو…
بخصوص دراُمورفطرى بسیارمشهوداست.
وبرای یک انسان مؤمن قهاربودن خداوندبسی جای افتخاراست.
داستان فرعون وحضرت موسی
فرعون با این همه لشکرودارودسته فقط به دستورخدا درآب غرق شدوبدنش واسه عبرت به خشکی رسید.
الله به این باعظمتی برما مؤمنان تسلط دارد.
مثلا تمام دستگاه بدن ازجمله تنفس، و… تسلیم أوامرخداونداند
این انسان سرکش نفس کشیدنش هم دست خودش نیست
جلوظلم ظالمان را فقط خداوندقهارمی تواند، بگیردونابودشان کند.
گاهی قهاربودن خداوند برخواروذلیل کردن مقهوردلالت دارد
پس واقعاً بسی جای تأسف واسه انسان سرکشه
قهارصیغه ی مبالغه هست. یعنی؛ الله سبحانه وتعالی به تمام معنا برهمه چیزوهمه کس تسلط دارد
یه سوال پیش میاداینجا تسلط چیه؟
ما دربسیارى ازمواقع شاهدقهرخداوندهستیم اماغرورمان اجازه نمى دهدپندواندرزبگیریم.
تسلط الله درچه مواردیه؟
پس تشخیص باخودش است که چه کسی رومنفورکنه وچه کسی رومغفور
تسلطش درتمام اُمورات برهمه کس وهمه چیز
منظور؟
خداوندمسلط برآسمانها وزمین وهرآنچه بین آنهاست، یعنی کلاً برهمه چیزتسلط داره ولی اختیاروتسلط نسبی انسان، سلب نمیشه
تسلط یعنی نشه بدون اجازه طرف کاری کرد
یعنی همه چیزبا اراده ی الله تعالی ست.
درسته من اختیارخودم دارم ولی بی اجازه خدا نمیتونم کاری کنم.
تسلط خداوندمطلق وهمیشگی است اما برای انسان نسبی ومؤقتی.
قهاربودن خداوندبینهایت وبدون حدوحدوداست واوبرهمه چیزقاهراست وچیزی براوقاهرنیست .
خوبه پس همه دونستیم که خداچطوری قهاره وتسلط داره.
پس دربدست گرفتن کنترل تمام اُمورجهان وجهانیان. انسان با داشتن پروردگاری باچنین صفتی دیگرنبایدبه سراغ عبادت خدایان دیگربرود؛ چون اوست که قهاراست ومی تواندبردیگراربابان چیره وغالب شودوآنان را ازبین ببرد. قل الله خالق کل شیء وهوالواحدالقهار. اوست که آفریننده ی همه چیزاست واویگانه وقهاراست.

۶ – ماچگونه می توانیم ازاسم قهارالله تاثیربگیریم؟
اینکه وقتی چیرگی الله را بپذیریم وبه دل به قهاریتش، پی ببریم، دیگردل به قدرتهای متعدد نمی سپاریم وتسلیم هوی وهوس نمی شویم وفقط برای الله بندگی می کنیم وفقط هم ازاویاری می طلبیم.
وقتی بدونیم کسی هست که مراقبه وهمه چیزمال اوست وبدون اجازه اوکاری نمیشه کردپس غرورکبرنمی ورزیم.
من ازاین جهت که خداوندچون برتمام وجودم تسلط داردخودم را مشتاقانه تسلیم اش نموده ام
بنده خاص این خالق خواهیم بود.
نمى خواهم ازروی جبردراختیارخداوندباشم.
پس ازقدرت اختیارمون استفاده می کنیم وبندگی اومی کنیم.
واحدقهار
فقط به درالله میکوبیم
ازجهتی چون تسلط بقیه برمن محدوداست خودمرا تسلیم هیچ کس نمى کنم وتنها ازخودش مى طلبم
اربابهای متفرقه را رها کرده ومعنای آزادی می چشیم
وقتی بنده خدا باشیم آزادیم وقتی بنده هوی وهوس باشیم دربندیم.
فکرت، زندگیت، راه وروش واخلاقت همه چیزخدایی میشه وقتی باورش داشته باشی،
هرجمعی که جمع بشن به خاطرخدا فرشته ها اونها را احاطه می کنن.
پس با فهم ودرک این صفت ازپناه بردن ودلبستن به چیزها وافراددیگه که میتونه جنبه ی پرستش وعبودیت ویاحتی شریک قراردادن برای خداروبرای ما داشته باشه، برحذرباشیم وبیهوده به اونها دل نبندیم وازاونا یاری نگیریم.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز