۱ –نقش القیوم درآیه الکرسی مورد تدبرقراردهید. ودروس برگرفته ازآن را بنویسید.
ــ رابطه الْقَیُّوم بااللّٰهُ لٰاإِلٰهَ إِلّٰاهُوَ:
چون خدائى جزخداى یگانه وجودندارد واواحدوواحدهست درنتیجه پایداراست، اوقدرت مطلق وتنها یکى است که ازازل تا به ابد پایداراست، چه بسا اگرخداى دیگرى بودجنگى بین قدرتها درمی گرفت ویکى بردیگرى مغلوب وپایدارى وجودنداشت، آنگونه که شاعربزرگ ما سعدى مى فرماید: ده ها درویش درگلیمى بخُسبندودوپادشاه دراقلیمى نگنجند.
رابطه الْحَیُّ الْقَیُّوم:
زنده ى پایدار(وجهان هستى را) نگهداراست.
حیاتى که خداى یگانه بدان وصف مى گردد، حیات ذاتى است که ازسرچشمه دیگرى بیرون نجوشیده است، یعنى حیات ازلى وابدى است وازنقطه اى آغازنمى گرددوبه نقطه اى پایان نمى گیردوحیات همیشه پابرجاست چراکه اوالقیوم است.
رابطه الْقَیُّوم با لٰاتَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلٰانَوْمٌ:
مراقبت خداوندبزرگواربرهمه موجودات وزیرنظرگرفتن کاروبارکائنات است وپابرجائى وایستادگى همه موجودات وابسته بدوومتکى به وجودوتدبیراواست، حقیقت این مراقبت ونظارت برکلیات وجزئیات این جهان درهمه اوقات وهمه حالات امربس سترگ وکاربس بزرگى است که فهم بشرى آن را تصورنمی کندوخردها را حیران می سازد، این امرلازمه ى داشتن صفت القیوم است وهمیشه پابرجا، که چُرت وسستى اورا فرا نمی گیرد.
رابطه القَیّوم با لَهُ مٰافِى السَّمٰوٰتِ وَمٰافی الْأَرْضِ …
مالکیت ازآنِ زنده ى یگانه، وقیوم یگانه، ومالک یگانه است .
همین که این چنین حقیقتى دردل جای گزین شود وانسان به حقیقت مالکیت خداوند درآسمانها وزمین وهرآنچه بین آن دواست پى ببرد؛ خواهدفهمیدکه مالک مطلق وکسى است که هم پایدارونگهدارنده است.
وخداوندى که پایدارباقى مى ماندصاحب روزى است که همگان درپیشگاهش حاضرمى شوندوهیچ بنده اى ازحدّ ومرزخود پا فراترنمى گذاردودرنزد اوجرأت میانجیگرى به خودنمى دهدمگرآنگاه که بدواجازه داده شودومتواضعانه وفروتنانه اجازه را پذیرا گردد، بنابراین اوالقیوم است وما فرمانبردار، حقیقت این است که الوهیّت، الوهیّت است وعبودیّت،عبودیّت است. پروردگار، پروردگاراست وبنده، بنده است. سرشت آن دوباهمدیگردمسازوهمسازنیست ونقطه ى اشتراکى ندارند.
پروردگاربایدصفت القیوم داشته باشد تا بداندآن چه را که مردم پیش رودارند وآن چه را که پشت سردارندواین دانش کاملى است که برهمه چیزازازل تا ابد احاطه داردوبیانگرآگاهى ونهایت دانائى است. واما مردمان برچیزى ازاین علم آگاهى نمى یابندمگربرآن چیزى که خدا بدیشان اجازه ى فهم ودرک آن را بدهدوبخواهدکه پى ببرند، بویژه دراین روزگارىکه مردمان شیفته ى علم بوده وسرمست ازدانش اندک خویش درباره ى حیات وجهانند وازغرور، سرازپاى نمى شناسند .
پروردگار”القیوم والعلىُّ العظیم” که سلطنت ونگهدارى اوآسمانها وزمین را فرا گرفته، نگهدارى آن دوبراى اوگران نیست واورا درمانده وناتوان نمى سازد.
ــ خداوندیگانه وزنده که قائم به ذات خویش است وبه هیچ کس نیازی ندارد درصورتی که موجودات دیگرقائم به ذات اوهستند. یعنی؛ به واسطه اوست که همه موجودات واشیاء دراین دنیا پا برجاهستند واوست که مراقب وناظربرهرچیزی است وچنین است که هیچ وقت چرت وخوابی اورا فرا نمی گیردوهیچ کس مثل اونیست.
-آیه الکرسی یکی ازبارزترین آیات درتوصیف خداوند، صفاتش است. الهی که معبودی جزاونیست وزنده وقائم است. زنده است چون فقط ذات زنده دارای صفات وقدرت متعالی است وقیوم وپایداراست یعنی قائم بذات خود بوده ومایه ی قیام تمام موجودات می باشدوهیچ چیزبدون استمداد ویاری گرفتن ازالله وبدون تدبیراوپا برجا نیست. برخلاف نظرفیلسوفانی مانند ارسطوکه گمان می کردندخداوندبه فکرهیچ یک ازمخلوقاتش نیست وآنها را به حال خودشان رها کرده است.
پس خداوند برمخلوقاتش نظارت داشته وبه اُمورواحتیاجاتشان رسیدگی می کند.
-خدایی که همیشه زنده وپایداراست وهیچوقت خواب یاچرتی براوغالب نمیشه.
اوآفریننده انسانهاست وبرای بقای حیات انسانی وراحتی زندگی آنها تمام آن چیزهایی که درجهان وجود دارد را آفرید(حیوانات، نباتات، کاینات و …..)
اوخودسازنده اینهاست وهیچ نیازی به آنها ندارد بلکه همه اینها برای بقا وپایدارموندن به خداوندنیازدارند.
وخداوندهم اینگونه خواسته ذره ای ازقدرت خود را اینگونه به بنده اش نشون بده.
-الله خداوندی است که کسی جزاوشایسته ستایش وپرستش نیست وپرستش کسی دیگرباطل است؛ وپایداروپابرجاست، ازتمام آفریده هایش بی نیازاست. ازکمال حیات وپابرجایی اواین است که چرت وخواب اورافرا نمی گیرد زیراکه چرت وخواب نشانه ی ضعف است واوست پادشاه آسمانها وزمین وآگاه ودانای گذشته وآینده وچیزهای پنهان وکسی ازاین علم وآگاهی بهره ای نمی بردمگراین که الله بخواهد، الله دارای شکوه وعظمت است وکرسی اوآسمانهاوزمین را فراگرفته ونگاه داری اینها برایش مشکل نیست وبه بهترین شکل ممکن وبسیارمنظم آنها را اداره می کندوالله والاتروبزرگتراست.
-الله خداوندی است که جزاوالهی نیست، اوزنده ی به پاخواسته است، همیشه به پاخواستن باعزم وجدیت مرتبط است ونشستن باسستی وعدم عزم ارتباط دارد، پس اله وخالق ماهمیشه زنده وبه پاخواسته است ودراین همیشه به پابودنش حتی چرت یاخواب کوتاه ی هم وجودندارد.
۲-قیوم بودن الله چه تأثیری درزندگی ما دارد؟ بامثال
-ذات ما قائم به ذات الله است وهمین توانایی جسمی وحرکتی وتوانایی تفکری که داریم ازاوست وعلاوه براین آسمانها وزمین وتمام مخلوقاتی که درآنهاهستند بوسیله اوپا برجاهستند که همه اینها به خاطراین است که زندگی برای ما آسان شود.
– مسلمان معتقداست که خداوند قائم برهمه چیزاست وهمه چیزوهمه کس براساس اراده وتدبیرالهی قائم واستواراست؛ پس وجدان وزندگی وتمام کیان انسان مسلمان همواره با الله درارتباط است وبراساس منهجی استواربرحکمت وتدبیرحرکت کرده وارزشها ومعیارهایش را براین اساس تنظیم می کند ومی داند تحت مراقبت ونظارت الله است. پس دست ازپا خطاء نمی کندوتلاش می کندازلغزشها بدورباشد.
-اگرما مدام القیوم بودن خداوند را برخودمتذکرشویم هیچوقت به علم وتوانایی وتفکروقدرت خود مغرورنمی شویم.
چون همه این توانایها وابسته به قدرت وتوانایی خداونداست که درنهاد ما گذاشته.
مثلاً فردپول دارومیلیونروهمچنین داناوفیلسوف دراین دنیامیتونه باپول یاعلم خودبه هرآنچه که بخواهدبرسد؛ اما آن زمان که ملک الموت جلویش ظاهرشددست وپایش سست شده وهیچ قدرتی دربرابرآن ندارد.
-خداوندنسبت به ما لطف زیادی داشته که این همه نعمت روبخشیده؛ پس زمانی که نعمتی روازمون می گیره وموردامتحان قرارمی ده ناشکری نکنیم وکفرنگوییم ومتکبرنشویم به سبب نعمتهایی که خداونددراختیارمون گذاشته است.
-قیوم بودن خداوندبه این معنی است که همه ی آفریده ها ومخلوقات تحت فرمان وکنترل اوهستند، اوست که این مخلوقات را به سوی هدفی که برای آنها تعیین کرده است، سوق می دهدوهدایت می کند.
۳ – وظیفه ما نسبت به القیوم چیست؟
-وقتی این اعتقاد را داشته باشیم که خداوندپس ازآفرینش ماهم، ما را رها نکرده واسباب راحتی ما را فراهم کرده است وبراساس حکمتش برنامه زندگی به ما داده است خود راملزم می کنیم که ازاین برنامه که براساس حکمت وتدبیراست پیروی کرده ودستورات الله راچه حکمتش بدانیم وچه ندانیم بدون چون وچرا درزندگیمان پیاده کنیم.
ووظیفه دیگری که داریم این است که همانگونه که خداوند انواع نعمتها را به انسان ارزانی داشته انسان هم براساس وسعش به دیگران کمک کند.
-خدایی که قیوم است حافظ ومراقب هرنفسی است، ازهرپیداوپنهانی آگاه است پس هیچ چیزازدیده ی اوپنهان نمی ماندولحظه ای ازچیزی غفلت نمی ورزدچون اگرلحظه غافل شودنظم وترتیب همه چیزبرهم می خورد وخیلی چیزها ازاوپنهان می ماند. این اعتقاد برای مسلمان کافیست تا دراُمورش به خدا متکی باشدوبه مهربانی پروردگارش پی ببردوباعشق وعلاقه اورا بپرستد.
– وظیفه ما اینه که شاکرتمام نعمتهایی باشیم که خداوند دراختیارما گذاشته وهمیشه این را ملکه ذهن خودکنیم که همه این نعمتها را خداوند برای زندگی وآسایش ما آفریده وهرخیروشری که درزندگی ما اتفاق می افته ازجانب خداوندبدانیم وآن را بپذیریم وسعی کنیم دچارکفروعصیان نشیم.
– مراقب اعمال، نیات ورفتارخودباشیم زیرا که خداونددرهمه حال نظاره گرماست؛ وشاکرنعمات الهی باشیم وازنعمتهایی که بهمون داده به بهترین شکل ودرراه درستی استفاده کنیم.
– خداوندی که همیشه ودرهمه حال زنده وپا برجاست، ازتمام کردارورفتارما آگاه است وحتی ازدرون ما مطلع است، پس ما باید این حی وقیوم الله تعالی راهمیشه درنظرداشته باشیم وبه پاس شکرگذاری ازاین حی وقیوم بودن الله تعالی، مواظب رفتارهایمان باشیم تا جای ممکن.
۴ – الرجال قوامون علی النساء چه ربطی با قیومیت الله دارد؟
چه ربطی می تواندوجودداشته باشدبین قیومیت الله وقیومیتی که خداونددرمرد به نسبت زن قرارداده؟؟؟؟
معمولاً چیزىکه واضح هست وهمیشه بوده این که قوىترها وبزرگترها اُمورات کوچکترها وضعیف ترها را اداره می کنندومردها ازلحاظ قوه جسمانى اززنها بالاترندومسولیت زندگى بردوش آنهاست چرا که دربدست آوردن درآمدواین که دراجتماع راحتترمی توانندحضوریابندومحدودیت مانندزنان ندارند
چرا بعضی زنان قیومیت مردان را قبول ندارند؟؟؟
ومعتقدمساوات بین زن ومردند؟؟؟
آیا آنان فکرمی کننددرحدمردان قوی هستند؟؟
بخاطراینکه مردها ازنظرجسمی قویترن خداوندمسولیت بیرون ازخانه برعهده آنها نهاده ومردها برای امرارمعاش بهترن
خداوندهمه مسایل بزرگ وکوچک ریزودرشت زیرنظرداردومردان هم همه اُمورات خانواده زیرنظردارد.
وبازاین قوىبودن مردان دلیل برزورگوئى واجحاف درحق زن نمی شودچرا که بالاتروبزرگترونیزپایدارترى وجودداردکه همان الله القیوم هست وکسى نمی تواندازحداختیارات خوددربرابرپروردگارتجاوزکند
دراین دوره البته بیشترزن سالاری است وزنهاهم دارن دوش به دوش مردها کارمی کنن بخاطرهمین هم اینقدرطلاق زیادشده.
پس ماچه جوابی میتوانیم بدهیم بهزنانی
که قیومیت مردان را قبول ندارند؟؟؟
جون دیگه زن فکرمی کنه ازنظرخرجی خونه احتیاج به مرد نداره ومثل قدیم نیست.
واین بیشترمربوط به خانواده ای است که مردان احساس مسئولیت ندارن.
پس طبق فرموده ی خداوندتنها مرد قیومیت خواهدداشت هرچندزن ازلحاظی ازمردهم بالاترباشد.
پس همانگونه که جهان به این بزرگی تنهایک قایم پایداردارد خانواده ومنزل هم تنها باقایم بودن مرداست که می چرخد.
این بستگى به دیدگاه زنان داره برخى که فقط حضورمرددرزندگى را براى تامین احتیاجات مادى خودمی دانند وازطرفى درخانه پدرى هم همه چیزمرفه وآماده است ممکن هست سربه طغیان بزارندوباکوچکترین بحثى بنیادگرم خونواده راازهم بپاشند، آیا وجودمردفقط براىرفع نیازمادى هست پس امنیت وآرامشى که زن درکنارمردبدست می آوردچه می شودکجا تأمین این کمبودها می شودودرمقابل مردنیزاین نیازها را داردویکى بدون دیگرى میسرنیست.
پس میتوان گفت همانگونه که ما با یاد خدااحساس آرامش می کنیم زن هم ازبودن درکنارهمسرش احساس آرامش می کندکه این یکی ازوجوه الرجال قوامون علی النساءست.
بله واگرهم زن وهم مردبه القیوم بودن پروردگارایمان داشته باشدبه هیچ یک حس خودبرتربینى دست نمی دهد
درسته بودن مرددرکنارخانواده پشتوانه محکمی برای خانواده است.
چون هیچ چیزوهیچ کس درهرجایگاهى که باشندپایداروداراى قدرت دائمى نیستند.
۵– قوام یک ملت به چه فاکتورهایی نیازدارد؟ بااستنادازآیات.
قوام وپایداری یک ملت به چه بستگی داره
این ملت میتونه یه خانواده باشه.
اره پس امروزها با وجوداین وسایلهای الکترونیکی وزنان شیطان صفت بیشترخانواده ها داره ازهم می پاشه وخانواده ها دیگه اون صفاوصمیمیت اول نداره البته نه تمام خانواده ها
رعایت دستورات الهى وحدومرزقوانین الله تجاوزنکردن، وعادل بودن وظلم نکردن…
وظیفه ی زن درپایدارنگه داشتن ستون خانواده چیه؟
آیامیتونیم بگیم که ما درخانواده نقش مهمی دراین امرمهم دارد.
محبت، آرامش، تربیت درست فرزندان وکمی هم سیاست.
قوام بودن یک ملت به تجاوزنکردن ازحدوحدودی است که برایشان تعیین شده
وبه نسبت یک ملت وجامعه چی؟؟؟
خانواده، جمع دوستان، مدرسه و…همه بایدحدوحدودوقوانین مجموعه خود را بشناسندودرمحدوده آن عمل کنند.
بله چه بسا که دربعضى اُمورعاطفى وبنیادخانواده زن میتونه خیلى ازخلأ روپرکنه، مثلاً اگه درآمدکم باشه زن با قناعت میتونه زندگیشوبچرخونه، مثل این شعرکه میگه: زن عاقل وپارسا / کندمرد درویش را پادشاه
اگراین حدود رعایت نشه چه پیامدهایی داره؟؟؟
بیشترباری که خانواده موفق بردوش زن خانواده است
حرج ومرج وفساد زیادمیشه.
بله همیشه گفتن پشت هرمردموفقى زنى هست
چون زنی که معلم است درخونه.
میتونیدبرای گفته هاتون ازقرآن سندبیارید.
مثلاً قومهایى که قرآن مثال زده که به نابودى کشیده شدندعوامل نابودی شون میشه بررسى کردکه هم ان خودبزرگ بینى جهل وتجاوزازدستورات الهى است
مثل قوم لوط
۶ – آیا به عنوان یک انسان وبخصوص بعنوان یک مسلمان بهره ای ازقوامیت الله برده ای؛ تجربه شما ازاین صفت درزندگی چیست؟
آدم احساس خوبى پیدامی کنه وبه آرامش میرسه وقتى به این صفت پروردگارفکرمی کنه، چرا که ما پروردگارى داریم که پایدارتروقدرتمندترونگهدارنده ترازهمه کس وهمه چیزهست، اگه ظلمى ببینیم به این فکرمی کنیم که پایدارنیست وروزىتمام می شود، اگه ترسى داشته باشیم به اون چیزى پناه میبریم که پایدارهست همیشه بوده وهست درهمه اوقات ولحظات.
مثلاً اینکه من هرچه توان داشته باشم وهرچه قوی باشم بازهم نمی تونم ۲۴ ساعت درخدمت خونواده باشم واگر ۲روزنخوابم وتاصبح مراقب خونوادم باشم خودم ازپا درمیام ومریض میشم پس این قیومیت خاص، مخصوص الله است که پلک هم بهم نمیزنه و۲۴ ساعت مراقب بندگانش است.
وقتی بطوریقین حس کنیم که خداوندباقی وپایدارترازهمه کس وهمه چیزاست، اطمینان وآرامش را برای ما رقم میزند.
واین صفت پروردگارباعث می شه ازشرکیات وخرافات فاصله بگیریم، اونهایى که غیرخدا را به فریادمی خوانندآیا نمی اندیشندکه این فریادرس آنها پایدارنیست چرا ضعیف را برقوى ترجیح می دهند؟ اگه اونى که واسطه ماشده اذن شفاعت ازجانب پروردگارپیدا نکنه چى؟ اگه لحظه اى دیگرى را به فریادمی خوانیم درحال چُرت وخواب باشه چى، مگه مخلوق نیست وسستى نداره؟ مثل آنهایى که امامان را واسطه قرارمی دهند، وقرآن می فرمایدتنها خداوندپایدارونگهدارنده کائنات است که چُرت اورا فرا نمی گیرد…
اگراین دنیاخالق پایداروقائمی مثل الله نداشت چه اتفاقی می افتاد؟؟
چه برسرما وزندگی مامی آمد؟؟
یه ثانیه دوام نیاورد.
می پاشیدازهم.
می گن حضرت موسی ازقیوم بودن خدا پرسید
خداوند فرمود:
کوزه ای پرآب را باطنابی ازدرختی آویزان کن
واون سرطناب روتودستات بگیر.
تا ۳ روز
حضرت موسی که بداشتن قدرت هم مشهورن قبول کردن.
ولی به سه روزنرسیده یه لحظه چشماش روهم افتاد.
نه اینکه بخوابه.
یه چشم فرونهادن وکوزه افتادن همان.
پس ما باجان ودل قیومیت الله را قبول کرده ایم که هم اکنون درآرامش به سرمی بریم.
الهی قمشه ای گفته
خوردن غصه مثل خوردن شراب حرامه.
حتی بدتر
وقتی میدونی داداروجهان دارعالم اوست.
چه غصه ای میمونه که بخوری.
لاتحزن إنالله معنا
الله قیوم باحکمت که رحمتش برغضبش غلبه کرده مال ماست.