۱ – اکثرموارد اسم اللطیف همراه با الخبیرآمده است چه درسی به ما می دهد؟
– لطیف چندمعنی دارد.
*آنکه عطای خود را کم بشمارد وطاعت مردم را بسیار
*دقیق رسیدگی پنهانی به اُموروباریک بینی
*خالق اشیای ظریف وناپیدا
*اهل مدارا ورفاقت
*پاداش دهنده ی اهل وفا وبخشاینده ی اهل جفا
*هوالطیف الخبیر، هیچ پرده ومانعی جلوی علم خدا را نمی گیرد.
*با اینکه زشتیهای ما را می داند بازهم به ما لطف دارد.
*خداوندبه همه به همه لطایف ورموزهستی آگاه است.
*هیچ کس ازذات خداوندآگاه نیست.
-کلمه لطیف به معنی نرمی ودقیق وباریک بینی است. وچون علم خداوند نسبت به مخلوقاتش بسیاردقیق است وازریزودرشت وکوچک وبزرگی مطلع است تقریباهم معنی خبیریعنی بسیارآگاه ومطلع ازهرآشکاروپنهان است. چون خداوند ازهمه ی حالات ونیازهای ما مطلع است پس برای هردردی درمانی وبرای هرنیازی پاسخی دارد. ازطرف دیگرهیچ چیزازاوپنهان نمی ماندنه عمل ونه حتی نیتی دردل. پس ای انسان مراقب خودت درهمه حالت باش.
-الخبیریعنی آگاه…
پس من اکنون میدانم که اوآگاه ودانا برهمه ی چیزهایی که درقلب وفکرمن می گذردهست.
وآگاهانه حکمتش را برمن مقدرمی کند.
حتی اومی داند که گناهکارم وبازلطفش را شامل حال من می گرداند. واینجاست که من می دانم چه خدای بالطف ومحبتی دارم که لطفش را چه بی محابا شامل حال بندگانش می کند.
-الخبیریعنی؛ دانا
الطیف یعنی؛ لطف محبت ومهربانی
این دوصفت درکنارهم این را می رساند که خداوند ازدرون ووجودهمه کس وهمه چیزآگاه وباخبراست وبراساس علم وآگاهی که دارد لطفش را شامل حال بندگانش می کند.
چه بسا شبهایی بوده که فرداش نیازفوری به پول یاچیزدیگری داشتیم که خواب به چشممان نمی آمده؛ اما صبح درکمال ناباوری به دستمان رسیده این یعنی لطف وکرم الهی.
-لطیف بودن خداوند به این معنی است که با بندگان خود با نرمی ومهربانی برخورد می کند درحالی که ازکوچکترین کارونیت ما آگاه است ووقتی که اسم لطیف باخبیرمی آید آگاه بودن خداوند ازریزترین چیزها را به ما می فهماند، “الایعلم من خلق وهوالطیف الخبیر”
خداوندلطیف است یعنی؛ اونسبت به ریزترین امری که درجهان آفرینش وجودداشته باشد واتفاق بیفتد، آگاه است.
-لطیف اگه بمعنای بسیارباریک بین بگیریم همراه که بکنه اجسام دست رسی دارد شاید به ذهن برخی این برسد که خداوند نعوذبالله برای اطلاع ازمثلا؛ قلب من بایستی به آن واردشود..که همراه بودن خبیربلافاصله این را می رساند که چنین چیزی نیازنیست والله بسیارآگاه است.
۲-درداستان زندگی حضرت یوسف چگونه لطیف بودن الله متجلی می شود که حضرت آن را یادآورمی شود؟
-درآیه/ ۱۰۰سوره حضرت یوسف
وپدرومادرش را برتخت نشاند ودرپیشگاه اوبه سجده افتادند، وگفت پدرجان این تعبیرخواب پیشین من است که پروردگارم آن را راست ودرست گرداند وبا بیرون درآوردن من اززندان درحق نیکی کرد وشما را پس ازآن که شیطان میانه من وبرادرانم را برهم زد ازبیابان (کنعان به اینجا) بازآورد حقاً که پروردگارمن درآنچه بخواهد باریک بین وهم ودانای فرزانه است.
-داستان سیدنا یوسف آکنده ازفرازونشیب است وپند واندرزی برای پیامبرومؤمنان. وخود ایشان براین امرواقف بودکه درطول زندگی باهرنشیب وگرفتاری خداوندفرازواوجی برایش فرستاد وباهرسختی، آسانی فرستاد تا ازیاد خداغافل نشود. پس لطف خدا نیزهمین را اقتضاء می کند. وپیامبرهم بداندکه سختی های مسیردعوت، با گشایش وفرج همراه است وغمگین ونا امید وخسته دل نشود.
-داستان حضرت یوسف را خداوند برای تسلی دل پیامبر(ص) نازل کرد.
چون دربرهه ای سخت اززندگی بودند وخداوند با یادآوری قصه ی پیامبران آلام اورا تخفیف داده واورا آرام می نماید…
واینجا درسوره ی یوسف لطف وکرم خداوند اینگونه متجلی شد که بعدازهرسختی گشایشی هست وپایان شب سیه سپید است وبعد ازتنگنا راه خروجی پیدا می شود.
یوسف (ع) با محنتهای گوناگون دست وپنجه نرم کرد.
محنت حاصل ازحسادت برادرانش، محنت پرت شدن به چاه، محنت دلداگی زن عزیزمصروبکارگرفتن حیله وفتنه برایش، آنگاه بعد ازآن همه عزت ورفاه به زندان انداخته شدن او. وبعد ازتحمل اذیت وآزارفراوان درراه عقیده هایش با صبروشکیبایی وتحمل برمصیبت وبلا خدا اورا اززندان به کاخ شاهی انتقال داد. واورا عزیزسرزمین مصرقرارداد.
اینجاخداوند درس می دهد به ما که من با بنده های خوب خود م چنان می کنم وهرکس درمقابل امتحان من پایداربماند باید نفس خود را برتحمل بلا بیازماید وآن را استوارکند. وسپس بعد ازتنگی وسختی، فرج وگشایش درراه است.
-داستان زندگی حضرت یوسف این را به مامی فهماند که خداوندهیچ بندگان صبوروفداکارخود را فراموش نمی کند.
شاید شاید لطف وبخشش خود را به تأخیربیندازد که این تأخیرانداختن همه مان لطفش هست؛ چون حتماً به صلاح وخیریتی درکارهست.
اماهیچ وقت به فراموشی نمی سپارد وروزی خواهد رسید که پاداش خود را می دهد
همچنانکه به یوسف داد.
-وقتی حضرت یوسف ازچنین آزمایشات سختی گذرخواهد کرد اینگونه پروردگارش را خطاب قرارمی دهد: …. آن ربی لطیف لما یشاء براستی خداوندم درهرموردکه بخواهد لطیف است . چه مهربانانه ونازک کارانه آنچه را بخواهد انجام می دهد.
-برادارن یوسف (علیه السلام) خواستندمشکل بیافرینند. ..زن عزیزمصر…زندانی که فراموش کرد پیغام یوسف پیامبررا برساند و….
اما اللطیف همه را پوشاند.
اگرهمه ی مردم جمع شوند که به توآزارواذیت برسانند اگرخدا نخواهدهرگزمحقق نخواهدشد….
۳ – باتوجه به آیه/ ۳۴ احزاب لطیف بودن الله چه ربطی به جریان ما قبل دارد؟
-شایدارتباطش این است که به همسران پیامبرگوشزدکندکه مراقب رفتارشان باشند ومسیرخود را انتخاب کنند واین انتخاب پیامدها وتبعاتی را به همراه داردکه باید به آن پایبندباشندهرچندکه این پایبندی سخت است اما درعوض خداوند با لطف خود پاداشی بهتربرایشان درنظرگرفته است ودرضمن ازهرحالت وحتی نیتی دردلشان آگاه است؛ پس مراقب باشند وبه پاداش اُخروی بیندیشند.
-این آیه به ما می فهماند که قرآن(سخنان خداوند ) ورسول خدا بخوانیم وبه آن عمل کنیم تا لطف وکرم خداوندشامل حالمان شود وهمچون جاهلیت پیشین رفتارنکنیم که این حتماً به نفع ماست.
واین را بایدبدانیم که خداوند ازهمه اُمورما چه درون وچه بیرون ما آگاه است.
-دراین آیه الله تعالی به همسران پیامبرمتذکرمی شودکه بایدچگونه باشند ودرآخربه این صفت خوداشاره خواهدکرد که “ان الله کان لطیف اخبیراً “یعنی: خداوندخبیروآگاه است به کوچکترین عمل ونیت شما.
-الله فرموده آن چرا که درخانه های شماخوانده می شود یاد کنید.
الله به لطف وکرمش قرآن را برما نازل فرموده بدون آنکه بخواهیم.
پس باید به همدیگریادآورشویم.
آن خدایی که بسیارمهربان وآگاه است دستوراتی را درآن قرارداده که سعادت دنیوی واُخروی ما درپی انجام آنهاست.
اگرخواهان لطف الله اللطیف هستیم بایستی یاد آورشویم دستورات وفرامینش را…هم بخودمان هم به دیگران.
۱-علم وفضل اوبه همه اشیاء را یادآورى مى کند.
۲- چنین میفرماید:
“انَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِما یَشاءُ”
یعنی کارش را آنچنان با دقت وظرافت صورت میدهد که فراترازاندیشه وخرد انسان است. صفت لطیف نامرئى بودن خداوند را مى رساند.
۳-اشاره به اینکه اوازدقیقترین وباریکترین مسائل باخبروآگاه است، ونیّات شما را به خوبى مىداند، وازاسراردرون سینههاى شما باخبراست.
۴-خداونددرتک تک لحظات زندگی ماهست وازآنچه درذهن وقلب ما رخ می دهد آگاه است.
۵- اینجاست که باردیگرلطف خداوند رویادآورمی شود.
خداوندلطیف، برنامه ی زندگی سعادتمندانه را دراختیارما قرارداده وخداوند آن قدربه بندگانش لطف دارد که اسباب یک زندگی خوب را برای اومهیا کرده است.
۴ – با توجه به معنی اللطیف تجربه خود را دربرخورد لطیفانه خداوند با بحران زندگی خود یا اطرافیان بیان کنید.
من یکی که خیلی لطف خداوند روتوی زندگیم دیدم.
جاهایی که واقعاً احتیاج به کمک داشتم خداوندلطفش روشامل حالم کرده
حتی لطف خداوند روبین حیوانات روهم می توانیم به وضوح ببینیم.
الله انسان روبه لطفش پرورانده.
واین مشکل ماست که لطف الله رونمی بینیم. ..
اگرلطف ورحمت خداوند دردلهایمان نبود نمی توانستیم بین هم زندگی کنیم.
هرصبحی که خدا توفیق بندگی میده به ما لطف میکنه تا به درگاهش برگردیم.
آیا تا بحال با آدمای برخورد کردید که تا یه ناراحتی براشون پیش میادمیگن خدا ما رودوست نداره…چه جوابی به همچنین اشخاصی میدید که قانع بشن؟؟؟
آره دیدیم وسعی کردم که نصیحتش کنم وازالطاف خداوند برایش بگم.
معنی دوست داشتن رودرک نکردن.
مادری که بچهش رومحکم می گیره تا درنره وآمپول بخوره..مگه دوستش نداره.
به چه دیدی، به مشاکل زندگی نگاه کنیم که آنها رولطفی ازجانب الله بدانیم؟؟؟
ازدید اینکه اون ما روآفریده وما رودوست داره وهیچ وقت ما روفراموش نمی کنه.
بسیاری هستن که میگن ما شانس نداریم؛ ولی وقتی نگاه می کنیم می بینی که واقعاً بنده ناشکرهستن.
دوستان! میشه یه مثال اززندگی روزمره مبنی برلطف ومحبت الله بیاورید.
گاهی وقتها تویه مشکلی هستیم؛ ازخدامیخوایم ما رونجات بده طول می کشه؛
شیطان به ذهن مون میاره که فراموش شدی…و….
اما اگه اون مشکل حل بشه ما دیگه به الله برنمی گردیم. ..ودنبال استغفارورفع اشتباها تمون نمیریم.
اینکه ماهرروزصبح ازخواب بلندمیشیم وسالم هستیم خودش نعمت بزرگی است.
ما باید تمام نعمتهای خدا را ببینیم وبیندیشم که خداوندچقدربندگانش را دوست دارد
اینکه به ما لطف کرده که ما روصاحب خانواده وبچه کرده.
کسانی هستند که اگرخداوند نعمت ازدواج را یا به آنها نداده؛ یا درسنین بالاعنایت فرموده میگن خدا ما رودوست نداره….چه جوابی به همچنین افرادی میتونیم بدیم؟؟
باید دونست که کارخداهمه خیره برای بنده اش؛ این انسانهاهم حتماًخداوند ازجایی دیگه توی زندگیشون به آنها لطف کرده وخودشون متوجه نیستن.
الله درقرآن، بدنبال خلقت ..ازلطیف استفاده کرده؛ بدنبال رزق…که برترینش عبادت..اسلام..توفیق و. ..
بدنبال سرسبزی واعمال صالح؛ ولی ما اکثراً نیمه خالی لیوان رومی بینیم.
بقول معروف:
خوشبختی درچه مقدارداشتن نیست…دراینه که ازداشته هامون چقدرلذت ببریم.
واقعاً ما انسانها قدرداشته هایمان رونمیدونیم وهمش به دنبال عیب ونقص زندگی مون هستیم.
واین باعث میشه که قدردان نعمات خداوندنباشیم ومتأسفانه بعضی افراد زمانی که داشته هاشون روازدست دادن حسرت میخورن.
ما لطف الله رونمی بینیم واگه چیزی نداشتیم میشه کم لطفی.
۵ – نمونه هایی ازلطف عام وخاص اللطیف درزندگی انسان ذکرکنید. وبگوییداگراین الله دارای چنین اسمی نبودچه پیش می آمد؟
اکرخدا لطیف نبودهیچ چیزی روتحمل نمی کردیم.
چون لطیف است به ما لطف می کند.
لطف عام شامل همه مخلوقات میشه؛
اگه یه روزه همه ی آبها کم میشد…کی میتونست برامون بیاره
میرفتم توزمین
با این جمعیت …
ولطف خاص فقط شامل بعضی ازانسانهامیشه
لطف خاص شامل انسانهای خاص میشه آیا ؟
لطف خاص فقط شامل کسانیه که خداوند بخواد؛ مثل نعماتی که الله به انبیاءعنایت فرمود برای اثبات نبوتشان.
یا مثلاً درسوره کهف، موسی وعبدصالح دیوارگنج اون د وبچه یتیم رودرست کردن.
بعلت اینکه پدرشون صالح بود؛ لطف خاص خدا به دویتیم
اگرلطف همه مردم جهان جمع بشه بازم یک درصد به لطف خدا نمى رسد.
بعلت پدرنیکشون.
هرچیزی درزندگی ما لطفه چه خوب چه بد.
پس حتماً راهی داره…
صالح وبا ایمان بودن
باید ایمان قوی داشته باشیم
وقلبی پاک وبی کینه داشته باشیم.
بنظرشما بیماری وکودکی که درحین تولدمادرش را ازدست می ده چگونه می تونه لطفی ازجانب الله باشد؟
تمام داشته ونداشته هامون را لطف خدا بدونیم؛ چون قطعاً خداوندجای دیگه برامون جبران می کنه.
مثل اون شخصیه که توی سوره کهف کشتنش، چرا که وقتی بزرگ میشد ناصالح میشد
یقیناً به خیرش بوده.
وهرمصیبتی دردنیا اگربا صبرهمراه باشدباعث أجروپاداش وسوخت گناهان میشود.
بیماری که مشخصه؛ اگه بیمارنمی شدیم. علائمی نمی دیدیم…یهوما روازپا درمیاورد
بیماری کفاره گناهانمون هستش.
بایدصبروتحمل داشته باشیم واین هم إیمان قوی میخواد.
۳ –استفاده ی ما ازچنین صفتی به نسبت خودودیگران چگونه باید باشد؟
بایداین صفت بسیارخوب رودرزندگیمون به کارببریم؛ خوش اخلاق باشیم.
چگونه می توانیم این صفت رودرخودمون پرورش بدیم؟؟؟
باید ماهم آن کارها واعمالی ازمون خواسته انجام بدیم، تا زندگی خوبی داشته باشیم
خودمان به کارهاىخوب تشویق کنیم.
باید شاکروراضی باشیم؛ باید به اطرافیانمون لطف کنیم.
با الگوگرفتن ازاشخاص که موفق بودن؛ بایدبنده ای شاکروعابدباشیم.
درفرایض دینمون کوتاهی نکنیم.
برخوردی که مادربه نسبت فرزندش؟؟؟؟؟؟؟؟
بایدهمراه با لطف باشه.
ویا یک شخص به نسبت پدرومادرمسنش؟؟؟؟؟
بایدصبورباشیم؛ راه حل تمام مشکلات صبره؛ واقعاًکه صبرمفتاح همه چیزه.
هرکس وهرجایی به ما نیازداشتن کوتاهی نکنیم.
برای همین خداوند پاداش بسیارزیادی روبرای صابرین قرارداده.
احترام، محبت، صبروتحمل.
قطعاً صبربا تحمل همراهه
به فکرهمدیگرباشیم ونه فقط زندگی خودمان روبکنیم وکاری به کسی نداشته باشیم.
پس ازآنجایی که ما اشرف مخلوقات وخلیفه الله هستیم می توانیم مثل الله لطیف ومهربان باشیم.
بایدشاکرخداوندباشیم که این صفت خوب رودرما هم قرارداده.
بیایید بکوشیم اوصاف الله رودرخودمون پرورش بدیم؛ چون قطعاً شخص لطیف ومهربان بسیارموردمحبت اطرافیان قرارخواهدگرفت.
وهمه اورا دوست دارند.
بایدقلبی پاک داشته باشیم.
وبهترین راه بدست آوردن دل اطرافیان خواهدبود برای کاشتن بذرایمان الهی درقلوبشان…
چون منبع همه خوبیها ومحبتها قلب است.
پول وثروت انسان بعد مرگش به فراموشی سپرده میشه اما محبت ومهربانی را کسی ازیاد نمی بره.
حتی بعد ازمرگ محبت ومهربانی میمونه.