۱ – حداقل دو مورد از مشتقات مجیب از قرآن پیدا کنید وبگویید علت استفاده آن در آیه مربوطه چیست؟
آیه/ ۷۵ سوره الصافات
(وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِیبُونَ) [۳۷:۷۵]
ترجمه: نوح ما را به فریاد خواند و ما بهترین پاسخ دهندگان (برای او) بودیم.
خداوند در مورد پیامبرش نوح می فرماید؛ اومدت طولانی قومش را به سوی یکتا پرستی فرا خواند. اما اُمتش گریزان از یکتاپرستی بودند پس نوح که از قومش نا امید شده بود از پروردگارش خواست که هیچ یک از کافران را برروی زمین باقی نگذارد و فرمود: پروردگارا! مرا بر قوم تبهکار یاری کن و خداوند خویش را ستایش کرد و خداوند میفرماید: ما بهترین پاسخ کننده واجابت کننده برای دعا کنندگان هستیم.
آیه /۷۶سوره الانبیاء
(وَنُوحًا إِذْ نَادَىٰ مِن قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ) [۲۱:۷۶]
ترجمه: (خوب است در اینجا یاد کنی) نوح را، هنگامی که پیشتر (از اینان که اشارهی گذرائی بدیشان شد، ما را) به فریاد خواند (و گفت: پروردگارا! مرا دریاب که من شکست خوردهام، و روی زمین را از وجود کافران پاک گردان.) و ما هم دعای وی را پذیرفتیم و او (و پیروان) و خاندانش را از (اندوه فراوان و) غم بزرگ (کافران موذی و طوفان وحشتناک) رهانیدیم.
خداوند میفرماید: نوح را به سوی قومش فرستادیم و ۹۵۰سال در میانشان ماند وآنها را به عبادت خداوند و ترک شرک دعوت می کرد. پس وقتی متوجه شد که موعظه برایشان مفید نیست پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا کسی از کافران را روی زمین زنده مگذار؛ زیرا اگر آنها را زنده بگذاری بندگانت را گمراه می سازند و جز فرزندان فاسق و کافر به دنیا نمی آورند. پس خدا دعای او را پذیرفت و قوم نوح را غرق کرد و نوح و خانواده و مؤمنانی که همراهش بودند را در کشتی نجات داد و او را بر قومش یاری داد.
سوره انعام آیه/۳۶
(إِنَّمَا یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ یَسْمَعُونَ ۘ وَالْمَوْتَىٰ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ) [۶:۳۶]
ترجمه: تنها کسانی (دعوت تو را) میپذیرند که گوش شنوا دارند (و از روی تدبیر و تفکّر سخنان را میشنوند. امّا اینان مردگان زندهنما هستند) و خداوند مردگان (چون ایشان را به هنگام رستاخیز از گورها) برمی انگیزد. و پس از زندهشدن به سوی او برگردانده میشوند (و مورد بازخواست قرار میگیرند و سزا و جزای خود را میبینند).
این آیه خطاب به پیامبر است که می فرماید: تنها کسانی دعوت تو را می پذیرند که گوش شنوا دارند واما کسانی که روح انسانی را ازدست داده اند وایمان نمی آورند بسان مردگانی هستند که چیزی را نمی شنود.
سوره هودآیه/ ۶۱
(وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا ۚ قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَیْرُهُ ۖ هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ ۚ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُّجِیبٌ )[۱۱:۶۱]
ترجمه: به سوی قوم ثمود یکی از خودشان را (به عنوان پیغمبر) فرستادیم که صالح نام داشت. (به آنان) گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که معبودی جز او برای شما وجود ندارد (و کسی غیر او مستحقّ پرستیدن نمیباشد). او است که شما را از زمین آفریده است و آبادانی آن را به شما واگذار نموده است (و نیروی بهرهوری و بهرهبرداری از آن را به شما عطاء و در شما پدید آورده است). پس، از او طلب آمرزش (گناهان خویش) را بنمائید و به سوی او برگردید (و با انجام عبادات و دوری از منکرات، مغفرت و مرحمت او را بخواهید و بدانید که اگر در این کار صادق باشید، خداوند شما را در مییابد و دعای شما را میپذیرد). بیگمان خداوند من (به بندگانش) نزدیک (است و استغفار و انگیزهی استغفارشان را میداند) و پذیرنده (ی دعای کسانی) است (که او را مخلصانه به زاری میخوانند و به یاریش میطلبند).
خداوند میفرماید: برای قوم ثمود از خودشان برایشان پیامبری فرستادم تا آنها را به خدا و راه راست هدایت کنه.
پیامبر صالح به آنها فرمود که شما را خداوند آفریده و نیرو، توان و قدرتی که دارید همه از اوست.
به شما این توانها را داده تا بتوانید درزمین زندگی وآن را آباد سازید.
وهر وقت دچار خطاء و لغزشی وگناه شدید دست توبه به سوی خداوند بردارید وازاو طلب بخشش کنید و بدانید که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان و پذیرندۀ دعاها و توبه پذیراست.
آیه/۶۲سوره نمل:
(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ ۗ أَإِلَٰهٌ مَّعَ اللَّهِ ۚ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ) [۲۷:۶۲]
رجمه: ت(آیا بتها بهترند) یا کسی که به فریاد درمانده میرسد و بلا و گرفتاری را برطرف میکند هر گاه او را به کمک طلبد، و شما (انسانها) را (برابر قانون حیات دائماً به طور متناوب) جانشین (یکدیگر در) زمین میسازد (و هر دم اقوامی را بر این کرهی خاکی مسلّط و مستقرّ میگرداند. حال با توجّه بدین امور) آیا معبودی با خدا است؟! واقعاً شما بسیار کم اندرز میگیرید.
مجیب بودن وتوانایی خداوند وعدم توانایی بت ها دراجابت دعا وکمک به درماندگان را بیان کرده است، پی به یگانگی خداوندمی بریم واینکه فقط اواجابت کننده است.
آیه/۶۰سوره غافر:
(وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ۚ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ) [۴۰:۶۰]
ترجمه: پروردگار شما میگوید: مرا به فریاد خوانید تا بپذیرم. کسانی که خود را بزرگتر از آن میدانند که مرا به فریاد خوانند، خوار و پست داخل دوزخ خواهند گشت.
دراین آیه خداوند فرموده: اندک دعاهایمان را فقط به اوبگوییم وازاوبخواهیم که نیازهایمان را رفع ومشکلاتمان راحل کند وکسانی که خود را بالاترازاین می دانندکه ازخداوند کمک بخواهند وارد جهنم خواهند شد.
۲ – چند مورد دعای شما مورد اجابت قرار گرفته وچند مورد به ظاهر قبول نشده؛ احساسات خود را در هردو مورد بیان کنید.
– بارها دعا کردم و قبول شده و حس کردم که واقعاً دعای من تأثیرگذاره و بیشتر مواقعی خوشحال شدم که اونجوری که من خواستم پیش نرفته واونطور که خدا خواسته پیش اومده و چیز بهتری بوده بعضی مواقع که هم قبول نشده بعدها به حکمت خداوند پی بردم.
– قطعاً دعاهای زیادی بوده که استجابت شده و درآن لحظه احساس شکر وخشوع هست که سرتا پای انسان را فرا می گیرد واما دعاهایی که قبول نشده شاید درهمان لحظه انسان ناراحت بشه ولی وقتی که؛ زمانی ازش گذشت وانسان مدتی فکر کرد به تقدیری که ازجانب الله برایش رقم زده شده راضی می شود ویقین پیدا می کند که خیرتش درقبول نشدن دعا بوده است.
۳ -تجربه شما از مواردی که دعایتان قبول نشده و حکمتش را آشکارا در زندگی دیدین بیان کنید.
– همیشه ازخداوندمی خواهم هرچه را که به خیروصلاح است سرراهم قرار دهد، وپیشامدها همیشه مصلحت بنده است، شایدهمان موقع برای لحظه ای ناراحت شوم که چرا فلان خواسته ام اجابت نشد ولی وقتی به پشت سرم نگاه می کنم ومی بینم که هرجا دعایم اجابت نشده حتماً حکمتی داشته وبعدها حکمتش را دریافته ام، آموخته ام که هرگاه چیزی ازخداوند میخواهم، بگویم اگربه خیروصلاحم هست این کارانجام شود برای همین اگرانجام نشد می دانم که حتماً خیریت بوده است. وزمانی که دعایم قبول شدهم سعی می کنم بازهم به خودش بسپارم، قدم بردارم. چرا که اوبهترین ها را برای بندگانش می خواهد وهیچوقت رهایم نمی کند.
– یک زنی از نزدیکان دوستم سالها بچه دار نمی شده و بعد از مدتی به دلیلی دکتر میره و متوجه میشه که این شخص اصلاً نباید بچه دار بشه وگرنه بچه ای که به دنیا میاره اون بچه بیماری سختی میگیره و اونجاست که حکمت بچه دار نشدن خودش میفهمه.
-من میگم ” و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا” میگم حتماً ایمان خودم اونقدر قوی نیست که دعام مستجاب بشه و مطمئنم که طبق صفت عجول بودن که در وجود هر انسانی هست ” خلق الانسان هلوعا”، عجله می کنم و منصفانه قضاوت نمی کنم وگرنه بعدش اطمینان کامل دارم که قبول نشدن دعام حتماً به صلاحم بوده.
{وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ} [البقره/ ۱۸۶].
۴ – با توجه به آیه فوق، نکات مهم اجابت دعا را استخراج کنید.
– خداوند نفرمود: اذا سالک الناس، بلکه فرمودند: “عبادی”
پس این را می رساند فقط بندگان خاص خداوند هستن که جویای خدا هستند؛ نه همه ی مردم.
– مؤمنان درهر لحظه ی زندگی یاد خداهستند.
خوش بحال این مؤمنان.
– کسی که اجابت میکنه وشفا میده تنها خالق هست.
دعایی مستجاب میشه که خالصانه باشه.
-هرکه خدا را به یقین وازروی ایمان بخواند خداوند اورا پاسخ می گوید.
– اولین چیزی که بعد ازاین سؤال و درخواست دررابطه با خدا گفته؛ قریب بودن خداوند است. پس درقلب انسان هایی که عباد خداوند هستند ظرفیتی برای درک حضور خداوند وجود دارد.
– مؤمنان خدا را می خوانند؛ چون دوستش دارند نه اینکه چیزی را بخواهند.
– خدا همه لحظه با ماست وما نباید لحظه ای از خدا دور باشیم
وفقط ازخدا بخواهیم واوجواب ما را می دهد.
– وقتی “اذا” اومده؛ نگفته ” قل” در جواب بندگان “بگو ” بلکه گفته: من نزدیکم؛ درنتیجه بی واسطه باخداوند حرف زدن را می رساند. اما بعضی ازآدم ها فکر می کنند که چون مرتکب گناهی شده اند دیگر به خداوند نزدیک نیستند و به آدم های صالح دورو بر خود می گویند شما پاک هستین؛ شما ازاو چیزی را برایمان بخواهید.
صفت “قریب و مجیب” با هم اومده چه به ذهنتان تداعی میشه؟
هم نزیک، هم اجابت کننده.
هم بهمون نزدیکه خدا، هم دعاهامون مستجاب میکنه.
البته باید خودمون هم بخواهیم تا خدا بهمون بده. یعنی؛ خودمون هم به خدا نزدیک شویم.
خداوند خیلی بهمون نزدیکه واین نزدیکی مسافت نیست. یعنی؛ درقلب وجان مؤمن هست وقتی که مؤمن نیز خدا را درقلب وجان خود احساس میکند. وقتی که همه وجودش خدایی است واین موقع است که خداوند هم شکافها ورخنه ها ودردهایش را جواب می دهد.
آیا قریب بودنش را حس کردین؟
مجیب بودنش چی؟؟
بله در جاهایی اززندگی کاملاً حس کردیم.
خداوند فرموده: من به شما نزیکتر واجابت کننده دعا هستم. پس دست به دامان چیزی یا کسی دیگر نشوید.
اذا سألک عبادی: پس همه بندگان خداییم.
قریب: خدامیگه بی واسطه طلب ودرخواست کن که من نزدیکم.
أجیب: تو ای بنده! درخواست کن، من میدهم. شرطش هم گفته: تو خدا را بخوان.
وقتی با خدا شدی وهمیشه اورا بخوانی، ناخودآگاه احساس میکنی یک همراه وهمراز داری.
یه موقع هایی یه حسی بعد نماز بهت دست میده که وادارت میکنه که دست به دعا برداری و طلب بخشش و استغفار کنی؛
در اون حال احساس می کنم خداوند روبرم نشسته و دارم باهاش حرف میزنم.
بارها شاهد قریب بودن ومجیب بودنش بوده ام؛ وبارها هم احساس بدی وشایددلمردگی داشتم ودقت که کردم؛ دیدم از خدا دور شدم.
خدا را بخوان! نه بندگان، نکته ی رستگاری انسان اینجاست؛ خدا را بخوان! هم با لفظ وهم با دل.
۵ – تأثیر اسم “المجیب” در زندگی ما چیست؟
“دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ”
چی رو میرسونه؟
ازتو حرکت از خدا برکت.
خدا میگه تو دعا کن دادنش با من.
چرا که خود دعا کردن یک نوع عبادته.
هیچوفت نا امید نشیم وهمیشه از خداوند طلب کنیم. زیرا حداوند دعا کردن بندگانش را دوست داره.
حالا جواب این دعاها دیگه خدا خودش بهتر میدونه که چطور بده.
دیدی بعضی میگن نیاز به دعا نیست خدا خودش میدونه.
بله، ولی اینجا صراحتاً ازما خواسته طلب کنیم.
پس بجای اینکه پیش بندگان بشینیم واز مشکلاتمون بگیم بهتره که با خود خدا درد دل کنیم واز خودش بخواهیم.
از خیلی ها که تو زندگیشون مشکلات دارن به آنها میگم دعا کنین؛ میگن اینقدر دعا کردیم که خسته شدیم جوابی که نگرفتیم.
بعضی اوقات صبرباید لازمه دعا باشه.
ولی خدا میگه دست از دعا برندار.
خودش بهتر میدونه کی دعا را اجابت کنه.
بعضی وقت ها اون چیزی روهم که زیاد طلب می کنیم و به صلاحمون نبوده. بازم میده بعد از یه مدت که میگذره؛ بنده خودش متوجه میشه – آ ه – اینی که از خداخواستم داره برام دردسر درست میکنه.
باید درنظر داشت که شاید اصلاً دعای ما اجابت نشه؛ ولی ثواب دعا کردن را داریم.
شاید خداوند چیز بهتری جاش بهمون میده.
شاید هم بلایی از ما دفع بشه.
پس در دعاهایمان همیشه چیزی که طلب کردیم را منتظر نباشیم.
خدا ازهمه داناتر و حکیم تراست به کارها؛ پس زمانی که استجابت میسر نگشت؛ باید به خیر خواهی خداوند ایمان داشته باشیم.
فقط امید مون به خدا باشه.
یک نکته ی مهم:
“فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی”
دو فعل، چه از ما میخواد.
ببخشید یه سوال:همیشه دعامون استجابت میشه؟
بخوانیمش، ازش بخواهیم وطلب کنیم وبهش یقین داشته باشیم وایمان داشته باشیم.
یقین داشته باشیم که مجیب هست، قریب هست.
چیزى که من شنیدم مغزعبادت همان دعا کردن هست. خداوند روزى جامع با ما صحبت کرده و حالا نوبت ماست که هر لحظه بیادش باشیم بخواهیم و طلب کنیم از یگانه معبودمان همه ی خوبى ها را، وقتى خداوند قرآن را فرستاد و با ما صحبت کرد، کلامها ازآسمان فرود آمد اینک زمان این است که حرفها و راز و نیازها از پایین به بالا صعود کند…
ایمان، مقدمه و پایه عمل است.
اگر انسان ایمان داری باشیم باید به اوامر خداوند عمل کنیم.
“الدعاء مخ العباده”
وبه روایتی
“الدعاء هو العباده”
“فلیستجیبوا لی”؟؟؟
خداوند از ما میخواد دعوتش را اجابت کنیم.
یعنی چه؟
یعنی باید تمام فرموده های خداوند را اجرا کنیم. آنگاه توقع داشته باشیم دعا هایمان اجابت شود.
“ولیومنوا بی”؟؟؟
پس یکی ازشروط استجابت دعا: پیروی از دستوراتش وایمان داشتن به خدا.
پس شرایط مستجاب شدن دعا:
۱. فراخواندن خدا
۲.استجابت خدا
۳.ایمان داشتن به خدا
۴.خود را بنده خدا دانستن
۵. ازخدا خواستن بدون شریک
نتیجه چیه؟
نتیجه دعاها هم “لعلهم یرشدون”
مثال مادر و فرزند برای استجابت: اگر فرزندان از ما تقاضای دارد در جوابشان می خواهیم آنها نیزبه خواسته هایمان عمل کنند تا به خواسته شان برسند.
یک نتیجه: اگه دعامون هم استجابت نشه امید به “یرشدون” داشته باشیم.
خدایا! ما را جزء راه یافتگانت قرار بده.
گاهی وقت ها دراستجابت نشدن، خیری نهفته است.
خب بستگی داره ما چه بخواهیم. آیا به نفع دنیا وآخرت مون باشه یا به ضرر.
اینجاست که جواب الله با توجه به علیم بودنش وحکیم بودنش یا بصورت مثبت یا بصورت منفی داده میشه.
یاد حدیث افتادم که پیامبر فرمودند: کارای مؤمن همش خیره، اگه خیری بهش رسید شکر گزاره واگه شری بهش رسید صبرمیکنه و..
خداوند برای اجابت، شروطی را قرار داده؛ پس هر مؤمنی برای پذیرفتن آن وعملی کردنش باید اقدام کند.
وقتی حس می کنم که خداوند مجیب هست؛ به یقین وآرامش میرسم وبازهم دوست دارم فقط اورا بخوانم.
ومیدونیم این سختی واسه اینه که بیشتر به طرف خدا بریم وبیشتر با او باشیم.
امید وآرامش درزندگی دوعنصر بسیار قوی در سلامت روح وجسم.
امید به زندگی وسفرآخرت.
خداوند خودشو”المجیب” خوانده تا بندهاش در مقابل سختی ها حراسی نداشته باشند.
وقتی خدایی مجیب باشه غصه چرا، دست به سویش دراز کرده وآرامش خود راحفظ می کنیم.
مجیب یعنی؛ کسی که همیشه در کنار تو خواهد بود و هوای تو را دارد.
حس میکنم خدا را دارم وفقط اوبرایم کافیست وهمیشه براو توکل می کنم وبه اودل می بندم.
وبه رحمت ایشان امیدوار خواهیم بود.
آدم ۱۰۰% مطمئن میشه که تمام آرزوها و خواسته هاش اگه الله بخواد وخیری درش باشه بهش می رسه.
زمانش مهم نیست.
به قولی، وقتی پشتت محکمه ته دلت قهقهه میزنی هرچند بلاها بباره.
حس همدردی وهمدلی با مردم، صفت مجیب بودن ماست. در زندگی دنیوی این صفت تنها منحصر به خداوند نیست؛ ما هم ازاوییم.
۶- خاطرات شیرین شما ازاجابت طلبهایتان مادی ومعنوی؟
– امتحان ورودی به دبیرستان نمونه، گرچه اصلاً نخونده بودم، ولی یقین داشتم قبول میشم وشدم.
– یکی از آشناهامون میدیدم که زیاد به نمازاهمیت نمیده همیشه بهش می گفتم؛ اما تأثیری نداشت. دیگه ولش کردم و فقط دعاش میکردم که خداوند خودش هدایتش کنه .
الحمدالله حالا می بینم که خیلی دراُمور دینی موفقه.
– وقتی دخترم مریض بود و دکترها نمیدونستن مریضیش چیه با گریه وزاری از خدا خواستم شفاش بده؛ الحمدلله دخترم بهبودیشو بدست آورد.
– من رابطه ام با یکی ازدوستانم خراب شده بود هرچی توضیح ومعذرت خواهی؛ اثر نمی کرد حتی بعضیها میگفتن ولش کن مغرور شده که عذرخواهیتوهم قبول نمی کنه، من همیشه دعا میکردم که پی ببره مقصر نبودم وخداوند روابط رو درست کنه والحمدالله درست شد.
ببخشید وارد سوال سوم هم شده؛ امادقت کنید. “فلیستجیبوا لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون”. اول خدا اجابت می کنه بعدش ما ایمانمون به خداوند بیشتر میشه، بعدش کم کم باعث رشدمان میشه.
در مورد دعا یه خاطره بگم، مادرم وقتی دعا میکنه میشنوم که برای دوست وآشنا وفامیل دعا میکنه چیزی که منو متعجب کرد این بود که در دعاهاش میشنیدم که برای بی وارث وبا وارث دعای ویژه می کرد.
جالب اینه که روزی بی حوصله بود وقسمت آخرو نگفت، خواب دیده بود که افرادی به خوابش میان واعتراض میکنند که چرا به ما میوه ندادی.
یک سوال؛ اگه بدونی کسی اونقدر بهت علاقه نداره وبشنوی یک چیزهایی هم از پشت سرت میگه؛ ولی بگی من بازم برای رضای خدا به روی خودم نمیارم وجوابش نمیدم وخشمم فروکش میکنم، باهاش حرف میزن، بهش زنگ میزنم، محبت بهش میکنم ولی تو دلم ازش ناراحت هستم ولی برای رضا خدا چیزی نمیگم وبه رو خودم نمیارم؛ آیا این کار پیش خدا ارزش داره یا نه؟
مریم جان خیلی شجاعت میکنی که عکس العمل نشون نمیدی ومقابل به مثل نمیکنی ولی مرحله بالاتر اینه که دلت را پاک کنی بگی انسان است وخطاء واشتباه میکنه شیطان هم بیکار نمی نشینه.
آیا با کینه اش دلت آروم میگیره؟
آیا اگه ببخشی آرامش بیشتری احساس نمیکنی؟
در کل:
سعی کنیم غم دیگران داشته باشیم واز ته دل براشون دعا کنیم.
*برای جمیع مسلمین
*برای الفت بین قلوب همه مؤمنان
*برای هدایت کافران
*برای هدایت دشمنمون
سعی نکنیم با نفرین خشم خود را تخلیه کنیم.
دعای خیر برای همدیگه وحتی دشمنان داشته باشیم.
نکته این جاست؛ هرچه بیشتر دعا کنیم بیشتر رشد پیدامی کنیم. چون در آخر آیه گفته: “لعلهم یرشدون” قطعاً باید ارتباطی بین دعا ورشد وجودداشته باشه.
مسلمانی یعنی همین، غم دیگران را خوردن.
بنده شایسته خدا باشیم؛ آن چنان که ما را متصف به خودش کنه؛ با ضمیر مالکیت.
خواستن یعنی؛ از الله طلب کنیم؛ خود درخواست عبادته.
ایمان داشتن، باور قلبی به اینکه الله اجابت میکنه. حسن ظن به خدا داشتن؛ که بازاین خودش واجبه.
چقدر شیرین الله واجباتی که باید انجام بدیم رو تو قالب درخواست مادی و معنوی که طبع انسانه بیان فرمودن. تا راحت ترانجامش بدیم.
با انجام این کارها مسیرهدایت رو برای خودمون برمی گزینیم.
آن زمان است که می توانیم مفید؛ سالم وصالح ومصلح باشیم.
قوی باشیم از جهات مختلف علمی، مالی، جانی و موقعیت اجتماعی، آن وقت است که اگر بخواهیم می توانیم برای خود ودیگران مفید باشیم وباری از دوششان برداریم.
مد نظرم داشته باشیم که رمز اجرت دعا خیرخواهی برای دیگران و صرف نظر از خود خواه بودن است.
با توجه به فرموده پیامبر(ص):
هر بنده ی مسلمانی که درغیاب برادرش برای او دعا کند،
ملائک گویند: مانند آن دعا درحق توست. (رواه مسلم )
(ربنا اتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنه و قنا عذاب النار
سبحانک اللهم و بحمدک نستغفرک اللهم و نتوب الیک
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب)